زنان - چهارشنبه 24 تير 1383- 14 ژوئيه 2004

 

 

 

زنان ازحق شركت در انتخابات عربستان محرومند 

سه شنبه 23 تير 1383- 13 ژوئيه 2004

انتخابات عربستان در حالي صورت مي‌‌‏پذيرد كه زنان عربستاني از حضور در اولين انتخابات كشورشان محروم هستند.

به گزارش سرويس بين الملل ايلنا، زنان عربستاني حق شركت در برگزاري اولين انتخابات و همچنين حق نامزد شدن را ندارند.

به نوشته روزنامه الوطن چاپ عربستان, فقط مردان عرب بالاي 21 سال حق دادن راي يا نامزد شدن در انتخابات دارند.اين انتخابات درآوريل سال آينده برگزار مي‌‏شود.

 

دختران, سربازان تغيير ديدگاه جامعه نسبت به زنان هستند

 سه شنبه 23 تير 1383- 13 ژوئيه 2004

فرماندار شهرستان آق قلا گفت: دختران سربازان تغيير ديدگاه و نگرش جامعه نسبت به زنان هستند.

به گزارش ايلنا, جبار وردي ايري, در جلسه تشكل غيردولتي بانوان وشمگير افزود: شما بايد نشان دهيد كه با حفظ ارزش‌‏ها مي‌‏توانيد همانند مردها در ساختن آينده‌‏اي بهتر براي كشورتان سهم داشته باشيد.

وي خاطرنشان كرد: دختران تحصيل كرده, قادر هستند احساسات تندي كه عليه زنان وجود دارد، را از بين ببرند و در جهت شفاف سازي افكار عمومي گام بردارند.

به گفته وي, فرمانداري آق قلا از هيچ كاري براي ارتقاي جايگاه زنان خودداري نخواهد كرد.

 

نخستين كنفرانس شبكه زنان جوامع فارسي زبان

سه شنبه 23 تير 1383- 13 ژوئيه 2004

خبرگزاري فارس: نخستين كنفرانس شبكه زنان جوامع فارسي زبان توسط مركز مطالعات و تحقيقات زنان دانشگاه تهران برگزار مي‌شود.

به گزارش خبرگزاري فارس، مركز مطالعات و تحقيقات زنان دانشگاه تهران با همكاري بانك جهاني نخستين كنفرانس خود را با هدف گسترش روابط سازنده و تبادل اطلاعات براي درك مشترك از مسايل زنان در كشورهاي در حال توسعه و همچنين توانمندسازي زنان فارسي زبان در سطح ملي و بين‌المللي طي روزهاي 28 تا 31 تيرماه جاري برگزار خواهد كرد.

در اين كنفرانس زنان فعال دانشگاهي و سازمان‌هاي غيردولتي از كشورهاي ايران، تاجيكستان و افغانستان حضور خواهند داشت تا با با بحث و تبادل نظر براي ايجاد شبكه‌اي از زنان فارسي زبان در ميان كشورهاي در حال توسعه اقدام كنند.

در همين راستا اين مركز با تبيين برنامه‌هاي شبكه كه شامل پژوهش، برپايي كنفرانس‌ها، دوره‌هاي آموزشي و ايجاد فضاي بحث و گفتگو در مورد مسايل زنان است، اولين نشريه علمي پژوهش زنان در ايران را به زبان انگليسي، به همراه فصل‌نامه پژوهش زنان به زبان فارسي حاوي پژوهش‌هاي تطبيقي كشورهاي در حال توسعه منتشر مي‌كند.

مركز مطالعات و تحقيقات زنان به عنوان پايگاه شبكه در سطح منطقه و بين‌المللي از مراكز پژوهشي، رسانه‌ها، دانشگاه‌ها، سازمان‌هاي زنان و سازمان‌هاي غيردولتي دعوت به همكاري كرده است.

 

نقدي به توصيه يک وکيل: هم آوايي با راسيسم

ناهيد كشاورز

تريبون فمينيستي ايران: سه شنبه 23 تير 1383- 13 ژوئيه 2004

هفته گذشته جسد سه زن خياباني در خانه اي متروكه در شمال شهر تهران كشف شد. قاتل اين سه زن نظير ازبك كارگر ساختماني تبعه افغانستان است كه پس از تجاوز به دليل درگيري مالي، آنها را به قتل رسانده است.

صفحات حوادث روزنامه ها هر از چندي خبر كشته شدن زنان خياباني به دست مرداني را مي دهد كه پس از تجاوز، مجري قتل آنها مي شوند. گاهي مجري قتل به خود مقام قضاوت مي دهد و انگيزه قتل خود را پاك كردن دامن جامعه از وجود اين زنان مي داند و با اين ادعا وجدان عمومي جامعه را با خود همراه مي كند، جامعه اي كه چشم خود را بر خودفروشي اين زنان بسته است و نيز متقاضيان تن اين زنان را مرداني بي گناه مي داند كه بدون هيچ اراده اي در كنترل غرايز ، در دام فساد اين زنان مي افتند.

اما اين بار آنچه كه جامعه ي قضايي و مطبوعاتي ما را به واكنش واداشته ، تابعيت قاتل است و نه ضرورتي كه اين زنان را وادار مي كند چشم خود را بر روي تمامي خطراتي كه جسم و جانشان را تهديد مي كند ببندند و براي به دست آوردن پولي سياه به دنبال اولين متقاضي به هر كجا كه آنها بخواهند بروند.

عبدالصمد خرمشاهي وكيل پايه يك دادگستري ارتكاب جرائم افغان ها در ايران را از معضلات روز جامعه مي داند و طرح بازگشت افغان ها به افغانستان را راه حل اين معضل . وي متأسف است كه به دليل عدم كنترل دقيق مرزهاي ميان ايران و افغانستان اجراي اين طرح چندان موفقيت آميز نبوده است!! (17 تيرماه, جمهوريت)

سؤال اين جاست كه چرا در ارتباط با اين جنايت آنچه كه مهم تر از اصل جنايت است، تابعيت قاتل است و وكيل كارشناس ما بدون هيچ مسئوليتي، راه حل را در اخراج افغان ها از ايران مي داند.

در همه كشورها آمار جرائم اقليت ها و مهاجران مخصوصاً اگر از خاستگاه اقتصادي ـ اجتماعي پايين برخاسته باشند، بالاست. به ياد بياوريم كه آمار ايرانيان زنداني در ژاپن، پس از اكثريت ژاپني، بالاترين ميزان است كه به نسبت جمعيت، ايرانيان مهاجر در ژاپن، بيشترين ميزان جرائم را به خود اختصاص داده بودند. چرا كه وقتي جامعه اي راه هاي قانوني رسيدن به مواهب انساني را از افراد مي گيرد، فرد به راه هاي غيرقانوني متوسل مي شود.

آيا توصيه يك وكيل به نهادهاي قضايي و دولتي هم آوايي با راسيسم و اخراج مهاجرين است يا پي گيري دلايل منطقي بروز اين نابساماني ها و تلاش براي دستيابي به راه هاي قانوني براي حمايت از قربانيان اين گونه جرائم؟

 

۷۵ ساعت كار هفتگى در خانه

ماندانا سلحشور:شرق - چهارشنبه 24 تير 1383- 14 ژوئيه 2004

 

كار خانگى زنان ، كارى كه هيچ گاه پايانى ندارد و از قرار اجرتى هم ندارد چون شغل محسوب نمى شود . همه زنان كم و بيش با مشكل كارهاى يكنواخت روزانه خانه روبه رو هستند . كارهايى مثل نظافت ، آشپزى ، خريد ، رسيدگى به امور بچه ها، مهماندارى ، ... كارهايى است كه جوامع سنتى آن را جزء وظايف و نقش هاى زنان مى دانند و تصور مى كنند كه اين كارها از عهده مردان بر نمى آيد ، چرا كه آن را كار واقعى حساب نمى كنند . انجام وظايف تكرارى خانه ، براى تمام زنان لذت بخش و راضى كننده نيست ، زيرا بايد به تنهايى بار مسئوليت هاى شان را به دوش كشند . شايد يكى از دلايلى كه زنان به دنبال كار رسمى خارج از منزل نيستند همين امر است كه از آنها انتظار مى رود علاوه بر انجام وظايف شغلى شان ، مسئوليت هاى خانگى را هم بايد تواماً انجام دهند .

 

در حالى كه اگر تمام اعضاى خانواده - پدر ، مادر ، دختر و پسر- ضرورت كارهاى خانگى و ارزش اجراى منظم آن را درك كنند ، هيچ گاه با ديد تحقيرآميز به آن نگاه نمى كنند و آن را وظيفه يك فرد نمى دانند . وجدان خانواده حكم مى كند همان قدر كه هريك از افراد خانواده به كار و شغل خودشان ( كار رسمى ، آموزش ، تحصيل ، ...) اهميت مى دهند ، به كار زن و مادر خانواده به ديده احترام بنگرند و با برنامه ريزى منظم درصدد كمك به او برآيند تا بتواند ديگر استعدادها و توانايى هايش را ارتقا دهد . نكته مهم و اساسى اينجاست ، زمانى كه زن را به خانه و خانه دارى محدود مى كنند ، عملاً او را از اجتماع و مشاركت مستقيم او در جامعه محروم مى كنند . به طور كلى ، زنى كه مدام در فكر تهيه مايحتاج و نيازمندى هاى خانواده است ، ديگر فرصتى براى مطالعه ، آموزش و تفكر درباره ظرفيت ها و شايستگى هايش ندارد . لزوم نقش آفرينى زنان در جامعه تنها به دليل كسب درآمد و منافع مادى نيست ، بلكه براى فراهم آوردن موقعيت هايى است كه بتوانند از آن طريق جايگاه واقعى خود را در جامعه به دست آورند . در جوامع سنتى انتخاب و نوع كار بر اساس جنسيت ، زنان را محدود به گزينش كار خانه دارى مى كرد . همين نگرش در سال هاى بعد كه زن وارد اجتماع شد ، به صورت ديگرى يعنى تبعيض هاى شغلى نمود پيدا كرد و زنان را به سوى كارهاى زنانه سوق داد . شايد يكى از علل دير ازدواج كردن دختران ، مسئله عدم رغبت آنها به در خانه ماندن و پذيرش تعهدهاى خانگى است ، چرا كه احساس مى كنند بعد از چند سال درس خواندن و كسب مهارت هاى گوناگون اجتماعى _ فرهنگى بايد لاجرم پيشه خانه دارى را انتخاب كنند و دست از موفقيت هاى شغلى خود بردارند . گروهى از مردم خانه دارى را مشغله اى زنانه مى دانند كه نياز به تخصص و گذراندن دوره آموزشى خاصى هم ندارد . در حالى كه اداره امور خانه نياز به ساعت ها وقت و انرژى دارد . ميزان كاركرد زنان در خانه به طور ميانگين ۷۵ ساعت در هفته گزارش شده است كه حدود ۲۰ ساعت نيز از ميزان كارى يك كارگر شاغل در كارخانجات نيز بيشتر است . از آن گذشته زنان خانه دار انتظار دريافت حقوق ، پاداش ، مرخصى ، اضافه كارى ، و غيره ... هم ندارند . تنها چيزى كه آنها را به انجام كارهاى خانگى بر مى انگيزد ، آرامش ، علاقه و احترامى است كه بين افراد خانواده وجود دارد .

 

تقسيم كار در منزل

 

لازمه پذيرش اصل تقسيم كار در منزل آن است كه مرد و زن از انجام كارهاى خانگى اكراه نداشته باشند و كارهايى مثل نظافت ، ظرف شويى ، بچه دارى ، دوخت ودوز و ... را كارهاى كاذب قلمداد نكنند ، بلكه در تمام امور _ از مراقبت از بچه ها گرفته تا وظايف خانگى _ با هم مشاركت و همكارى داشته باشند و اين تصور باطل را كه مرد به زنش كمك مى كند را به كنار بگذارند و باورهاى مربوط به نقش هاى كليشه اى و جنسيتى را تغيير دهند . زيرا پذيرش و انجام كارهاى خانگى به منزله پايين بودن منزلت آن در خانواده و جمع اجتماع نيست . تقسيم كار يعنى درگير شدن زن و مرد در اداره امور داخلى خانه . اين مشاركت به آنها كمك مى كند تا روابط جديدى بين خود برقرار كنند كه به بقاى ارزش هاى خانوادگى كمك شايانى مى كند . هنگامى كه زن و مرد مشتركاً وظايف خانه دارى و بچه دارى را به عهده مى گيرند ، رشد فرديت در آنها به صورت رشد جمعى ظهور مى كند و تاثير خود را در ديدگاه هاى فرزندان شان درباره ارزش كار در خانواده متحول مى كند . تا زمانى كه زنان نتوانند مسائل عمده جامعه خود را حل كنند، مسلماً نمى توانند ديدگاه هاى جنسيتى درباره نقش هاى اجتماعى و تقسيم كار بر اساس زن و مرد بودن را دگرگون كنند . تقسيم كار بايد اين فرصت را در اختيار زن قرار دهد كه بتواند با فراغ خاطر و توان كافى به كارى بيرون از خانه روى آورد . حال اين كار مى تواند جنبه صرف اقتصادى داشته باشد و يا فعاليتى براى پرورش توانايى ها و استعدادهاى فردى اش باشد .

 

لازم به ذكر است كه هدف از تقسيم كار در خانه ، بار كردن كار اضافى بر دوش مردان و يا ناديده گرفتن وظايف زنان در خانه نيست ، بلكه هدف يافتن روش هايى است كه بتوان با استفاده با آنها استعدادها و قابليت هاى هر دو نفر را به كار گرفت . مرد با پذيرش بخشى از وظايف خانگى اين امكان را مى يابد تا موقعيت زن را بهتر درك كند و از او انتظارات نادرست نداشته باشد . از آن طرف ، زنى كه وارد اجتماع و بازار كار مى شود ، ديد بهترى از روند رشد اقتصادى _ اجتماعى پيدا مى كند و مى تواند خواست هاى زنانه اش را با تامل و تانى بيشترى مطرح كند . تا هنگامى كه گروهى از افراد با ديد جنسيتى به كار زنان و مردان نگاه مى كنند و هرگونه پيشرفت جوامع امروزى بشر را ناديده مى گيرند ، در واقع بسيارى از نيازهاى دختران و زنان جامعه را كم رنگ جلوه مى دهند .

 

مشاغل زنان

 

امروزه در بسيارى از خانواده ها زنان نيز هم پاى مردان كار مى كنند تا بتوانند نقش موثرى در بالا بردن سطح زندگى و رفاه اقتصادى خانواده داشته باشند . از آن جايى كه درآمدى كه مردان كسب مى كنند در اكثر موارد بيشتر از درآمدى است كه زنان به دست مى آورند، اين نگرش را در افراد ايجاد مى كند كه زن در صورت لزوم مى تواند از كارش دست بكشد . در حالى كه در بسيارى از خانواده هاى طبقات پايين جامعه اگر درآمد زنان متاهل نبود ، تعداد خانواده هاى فقير به مراتب بيشتر مى شد . مردسالارى نگرش اشتباهى است كه كم كم و به تدريج شكل گرفته است و براى تغيير اين نگرش ، به ديدگاه انسان سالارى تلاشى پيگير و بى وقفه از سوى تمام افراد جامعه و به ويژه زنان لازم دارد . با كنار گذاشتن زنان به دليل نگرش هاى تبعيض آميز گوناگون ، عملاً جامعه از نيمى از پتانسيل واقعى خود محروم مى ماند . علاوه بر آن عدم مشاركت دادن زنان در امور مختلف جامعه موجب يك بعدى نگرى و قضاوت هاى غيرقابل جبرانى خواهد شد . هنگامى كه خانواده به كار زن احتياج دارد ، مفاهيمى چون فرهنگ ، نگرش هاى كليشه اى ، تبعيض و مردسالارى بايد دچار دگرگونى و تحول شوند تا به اشتغال زن بهاى كافى داده شود . زنان با برگزيدن مشاغلى كه آنها را وارد چرخه اقتصادى جامعه مى كند ، مى توانند نقش عمده اى در پيشرفت فرهنگى _ اقتصادى ايفا كنند . برآوردن نيازهاى مالى زنان ، افزايش ارتباطات اجتماعى ، داشتن حق تصميم گيرى مالى، ايجاد خودباورى زنان براى كسب مشاغل مناسب ، داشتن درآمد مستقل ، از جمله انگيزه هايى است كه زنان را به بازار كار مى كشاند . در مواردى هم ، عدم برخوردارى از حداقل امكانات زندگى موجب تسليم شدن و وابستگى شديد آنان به مردان خانواده مى شود .

 

به طور معمول خانواده كمتر تحمل جاه طلبى زنان را دارد ، زيرا شغل و موقعيت اقتصادى زن ، او را از محيط خانه دور مى كند و وقت و انرژى او در جهتى صرف مى شود كه براى افراد خانواده ناخوشايند است . در اغلب موارد ، درصد همكارى لازم بين زنان و مردان شاغل در انجام امور خانه و خانواده وجود ندارد . طبق آمار به دست آمده ، مردان تنها ۱۵ - ۱۰ درصد از كارهاى خانه را انجام مى دهند و همين امر موجب مى شود كه بار مسئوليت اداره خانه و بچه ها بر دوش زنان بيفتد و آنان نتوانند از عهده مسئوليت هاى كارى خود برآيند . داشتن ديدى سنتى نسبت به مشاغل زنانه و اولويت دادن به نقش هاى همسردارى و خانه دارى ، فشار مضاعفى بردوش زنان مى گذارد كه هم وظايف شغلى و هم وظايف خانگى را برعهده بگيرند و در اين ميان با جسمى فرسوده و روحى ناتوان زندگى را به چالش كشند . علاوه برآن ، گروهى ديگر از زنان شاغل متاهل هم تمايل دارند همه وظايف و مسئوليت هاى خانه را شخصاً به عهده بگيرند ، براى آن كه افراد خانواده را از بار كارهاى خانگى رها سازند ، چه اين كارها را جزء وظايف زن خانه مى دانند و بر اين انديشه اند كه اگر هدف شان كسب موفقيت در عرصه هاى اقتصادى و مالى است ، بايد تلاشى دو چندان كنند . آنان ناگزيرند براى تاييد و اثبات فرديت خود مجدانه زحمت بكشند و تلاش كنند .

 

توسعه اقتصادى هر جامعه اى بدون توجه به نقش موثر زنان در توليد و بازپرورى امكانات امرى دشوار است ، زيرا زنان با ايفاى نقش مديريت مالى خانه ، تاثير فراوانى بر اقتصاد خانواده و در ابعاد وسيع تر ، در اقتصاد جامعه دارند . اشتغال براى زنان موجب افزايش عزت نفس و خود باورى شان از توانايى هاى بالقوه شان مى شود و مى تواند آنان را از پرداختن صرف به كارهاى يكنواخت خانگى برهاند . مادر و همسرى كه بتواند با ديدگاه درست و ارزشمندى مسائل و مشكلات خانواده را حل و فصل كند ، به طور حتم سلامت بيشترى _ هم به لحاظ جسمانى و هم به لحاظ روانى مى تواند براى كانون خانواده مهيا كند.

 

يك سياستمدار برجسته‌ي زن افغان از سوء قصد به جانش در شرق افغانستان جان سالم به در برد.

سه شنبه 23 تير 1383- 13 ژوئيه 2004

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از پايگاه اينترنتي الجزيره، صفيه صديقي، نماينده‌ي استان ننگرهار و مشاور وزير توسعه‌ي روستايي در افغانستان اظهار داشت: هنگام سفر به جلال آباد، مركز استان، از كميني كه براي من كار گذاشته شده بود، فرار كردم. دو مرد مسلح در اتوبان منتظر ما بودند؛ اما زماني كه متوجه شدند ما تعداد زيادي محافظ داريم، فرار كردند.

صديقي خاطرنشان كرد: يكي از مهاجمان موفق به فرار شد و ديگري هنگام تلاش محافظان براي دستگيري او، خودكشي كرد.

به گفته‌ي صديقي، فردي كه خودكشي كرد، اسناد و مدارك و كارت شناسايي همراه خود را از بين برد و خود را منفجر كرد.

اين حمله جديدترين حادثه از موج خشونت‌هايي است كه در آستانه‌ي انتخابات رياست جمهوري افغانستان را فراگرفته است.

 

 

جلسه فراكسيون زنان مجلس با شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان

سه شنبه 23 تير 1383- 13 ژوئيه 2004

خبرگزاري فارس: فراكسيون زنان مجلس شوراي اسلامي با شوراي فرهنگي اجتماعي زنان ديدار كردند.

به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس، در اين جلسه در خصوص نحوه حضور زنان در مجامع بين المللي، چگونگي برخورد با شبهات در خصوص حقوق زنان و آشنايي با كاركرد زنان در عرصه اجتماعي مورد بحث و بررسي قرار گرفت.

براساس اين گزارش در اين جلسه تصميم گرفته شد تا با همكاري شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان و فراكسيون مجلس هفتم، حضور زنان در كنفرانس‌ها و مجامع بين المللي براساس يك رويكرد اسلامي و مبتني بر ارزشهاي ديني باشد و همچنين زنان در دفاع از حقوق خود در جامعه توليد فكر داشته باشند.

 

دولت فدرال سوييس قصد دارد، شركت‌هايي كه پروژه‌هاي دولتي اجرا كرده و يا كالا به دولت مي‌فروشند را مجبور كند تا به كاركنان زن و مرد خود دستمزد يكسان بدهند.

سه شنبه 23 تير 1383- 13 ژوئيه 2004

به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) از برن، دولت سوييس اعلام كرده است: اگر مشخص شود كه شركتي اين مساله را رعايت نمي‌كند، جريمه‌ي نقدي عليه آن اعمال يا قرارداد خود را با آن لغو مي‌كند.

دولت سوييس ادعا كرده است كه با اين كار قصد كاهش تبعيض عليه زنان را دارد.

 

 

 

 

 

قدرت جوانان در ايران

راديو آلمان - سه شنبه 23 تير 1383- 13 ژوئيه 2004

واژه ممنوع از رايج ترين واژه ها در ايران اسلامى است، ولى واژه اى است توخالى و بى محتوا. هفته نامه اشپيگل در شماره اين هفته خود، مقاله اى را به قدرت جوانان در ايران اسلامى اختصاص داده و از يك دانشجوى ۲۳ ساله رشته ساختمان بنام پويا تاج عليفر، كه در يك گروه موسيقى غربى پوپ فعال است، نقل قول مى كند كه مى گويد: اگر مى خواهند بيايند و مرا به زندان بياندازند و شلاق بزنند. تاج عليفر عاشق طاهره ۲۲ ساله است و وقتى با ما صحبت مى كند او را با محبت تمام در آغوش گرفته.

بايد گفت كه جوانان ايران امروز، هر كارى كه خوشايندشان باشد، انجام مى دهند، زيرا كه آنان از قدرتى برخوردارند كه چهره رژيم ملايان را پير نشان مى دهد، زيرا كه قدرتشان در كثرتشان است. پنجاه ميليون ايرانى زير سن ۳۰ سال هستند و هفتاد درصد جمعيت كشور را تشكيل مى دهند.

پيش از هر چيز فرزندان خانواده هاى شهرى پيشتاز اين ارتش عظيم جوانان هستند. آنها شبكه هاى تلويزيونى از سراسر جهان را مى بينند، هر چند كه بشقاب هاى ماهواره اى را غيرقانونى اعلام كرده اند، موسيقى پوپ را از شبكه اينترنت به خانه هاى خود منتقل مى كنند، از طريق خويشان خود آخرين فيلم هاى هاليوود را سفارش مى دهند، مشروبات الكلى مى نوشند و پارتى هاى شبانه توأم با استعمال مواد مخدر كم هيجان تر از پارتى هاى برلين و نيويورك نيست.

تهران با تمامى پديده هاى افراطى يك كلانشهر دست به گريبان است. استعمال مواد مخدر، بيمارى ايدز و روسپيگرى ديگر به پديده اى عام بدل شده، آنهم براى كشورى كه مى خواهد سرمشق جهان اسلام باشد.

در واقع دولت اسلامى ايران تمامى اين واقعيت هاى اجتماعى را بدقت ثبت كرده است. هنگامى كه هشت سال پيش، شيوع بيمارى ايدز در زندان هاى كشور رقمى نجومى را نشان داد، دولت تصميم به يك برنامه تا آن زمان حيرت انگيز گرفت. از آن پس بيماران مبتلا به ايدز مى توانستند بطور رايگان مورد درمان قرار گيرند، معتادان به مواد مخدر مى توانستند فارغ از موانع ادارى ترك اعتياد كنند. ولى در هيچ يك از روزنامه هاى محافظه كار كلمه اى در اين باره به چشم نخورد.

شيرين ۱۹ ساله به يك گروه از دانشجويان تندرو تعلق دارد كه خواستار سرنگونى رژيم اسلامى است. او مى گويد: آنها بايد بروند و من آماده مبارزه هستم. شيرين كه دانشجوى رشته شيمى است و در يك خوابگاه دانشجويى زندگى مى كند، آرايش ملايمى كرده. بندرت به پارتى هاى شبانه مى رود و مواد مخدرى هم مصرف نمى كند. او بدنبال رو در رويى است و مى گويد: ديگر از اين اخلاق دوگانه و متظاهر خسته شده ام. من مى خواهم آنگونه كه مى خواهم زندگى كنم و به آن كسى كه مى خواهم اعتقاد داشته باشم.

شيرين شاهد آن بود كه چگونه بنيادگرايان اسلامى ايران مقدمات بدست گرفتن قدرت و كنار راندن اصلاح طلبان را تدارك ديدند. چگونه شوراى نگهبان كه نزديك ترين نهاد به آيت اله خامنه اى، رهبر جمهورى اسلامى است، محبوب ترين سياستمداران اصلاح طلبان براى انتخاب در مجلس هفتم شوراى اسلامى را حذف كردند و جوانان سرخورده انتخابات را تحريم كردند، زيرا كه نمى توانستند خود را تطبيق دهند با ملايان خودمحورى كه از يكسو موعظه هاى اخلاقى مى كنند و از سوى ديگر مشروبات الكلى مى نوشند و جيب خود را پر مى كنند. شيرين براى اين حكومت چيزى جز تحقير ندارد.

خانم سوزانه كولبل، گزارشگر هفته نامه اشپيگل درباره دشوارى هاى تهيه گزارش از ايران مى نويسد: مقامات دولتى ايران مى خواهند در تهيه گزارش دخالت كرده و افراد مورد گفتگوى ما را خودشان گزين كنند. وى مى گويد كه وزارت ارشاد جمهورى اسلامى مسئوليت اين كار را برعهده دارد. ولى خبرنگاران كافى است كه شب ها به پارتى جوانان بروند و در آنجا از همه چيز باخبر شوند.

از سوى ديگر، با ورود محافظه كاران به مجلس هفتم و بيرون راندن اصلاح طلبان از طريق حذف آنان، زنانى نيز به مجلس هفتم راه يافته اند كه به نظر مى آيد، انديشه و رفتارشان متأثر از يك جامعه اسلامى مردسالار است و گويى كه آنها اين مردسالارى را براحتى پذيرفته اند. همين عوامل است كه جوانان را از يكسو سرخورده و از سوى ديگر جرى كرده است. چندى پيش يك نماينده محافظه كار زن، خانم فاطمه آليا در مجلس شوراى اسلامى براى جلوگيرى از روسپيگرى پيشنهاد مى كند كه بايد چندهمسرى را قانونى كرد كه البته منظور او چندهمسرى براى مردان است و نه براى زنان.

در اين زمينه خانم فريبا داودى مهاجر، بنيانگذار حزب زنان ايران، كه خود فردى مقيد به موازين اسلام است، ولى خواهان دمكراسى و آزادى است، در گفتگويى با صداى آلمان معتقد است، اين زنان محافظه كار نمايندگان واقعى زنان ايران نيستند. از ايشان پرسيديم:

دويچه وله: خانم مهاجر، زنان نماينده اى كه به مجلس هفتم راه پيدا كردند، چند همسرى مى خواهند، مخالف پيوستن كنوانسيون منع تبعيض عليه زنان هستند، در تشكيل يا عدم تشكيل فراكسيون زنان در مجلس ترديد دارند، برخى از آنها داوطلبان نمى خواهند عضو هيات رييسه مجلس بشوند و به نظر مى آيد كه همه ى اختيارات خود را به دست مردان محافظه كار مجلس سپرده اند و مردسالارى مطلق را در مجلس و جامعه اسلامى پذيرفته اند. آيا به نظر شما نمايندگان زن مجلس هفتم، نمايندگان واقعى زنان جامعه كنونى ايران هستند و از منافع اين زنان دفاع مى كنند؟

فريبا داودى مهاجر: جواب صريح من اين است، كه اين ها نمايندگان زنان جامعه ما نيستند. جواب صريح من اين است كه يك نماينده ى زن فارغ از ديدگاههاى سياسى و فارغ از اينكه راست فكر مى كند يا چپ و يا هر مدل ديگرى، ابتدا بايد هويت مستقلى را دارا باشد كه به دنبال مطالبات صنفى و حقوقى زنان جامعه ى خود باشد و بايد اين مطالبات را شناسايى بكند و مى بايست حتما فراكسيون زنان در مجلس تشكيل بشود و اين فراكسيون بتواند توانمند بايستاد و كار كند. مشكلات زنان در ايران، مانند همه ى دنيا، خاص خودش است. بعضى ها اين سوال را مطرح مى كنند، كه چرا زنان به دنبال صفحه اى جداگانه در مطبوعات، به دنبال فراكسيون جداگانه هستند. اين دقيقا به خاطر اين است، كه مشكلاتى مضاعف بر مشكلات مردان دارند، كه بايد اينها پيگيرى شود. اين مشكلات ناشى از حقوقى نابرابر است. فرضا تا زمانى كه شما اجازه ى سفر نداريد، تا زمانى كه زير سايه اى زندگى مى كنيد، تا زمانى كه حق شغل، حق مسافرت، حق حضانت فرزندت و تمام اين حقوقهايت برابر نيست، و بهرحال مطالباتى دارند، كه به اين مطالبات بايد پاسخ داده شود.

 

 

موقعيت زنان در اقتصاد ايران

اعظم خاتم از  گروه محققان مستقل مسائل زنان

شرق - چهارشنبه 24 تير 1383- 14 ژوئيه 2004

 

زنان نيمى از جمعيت كشورند، در حالى كه براساس آمارهاى رسمى تنها ۱۱ درصد نيروى كار آن را تشكيل مى دهند. طى سال هاى ۱۳۳۵ تا ۱۳۷۵ براساس همين آمارها سهم زنان از نيروى كار كشور تغيير چندانى نيافته است. بار تكفل (تعداد افراد وابسته به يك شاغل) در ايران حدود ۴ نفر است كه از شاخص هاى مشابه در ساير كشورها بسيار بالاتر است.

 

برآوردهاى انجام شده حاكى از آن است كه دسترسى زنان به منابع اقتصادى اعم از سرمايه مادى، فرصت هاى اشتغال و سرمايه فرهنگى (به صورت تخصص و مهارت حرفه اى) اندك است و بهره مندى آنها از دستمزد و مزايا، فرصت هاى ارتقاى شغلى و قدرت تصميم گيرى در اقتصاد بسيار نابرابر است.اشتغال زنان به صورت غيررسمى مى تواند يكى از دلايل پايين بودن آمار اشتغال زنان و بالا بودن بار تكفل در آمارهاى رسمى باشد كه به رغم برخى امتيازات آن موجب تضعيف نيروى كار زنان مى شود.ساختار نابرابر جنسيتى در توزيع منابع و فرصت هاى اقتصادى با نابرابرى هاى جنسيتى موجود در ساير حوزه هاى اجتماعى، سياسى و فرهنگى جامعه مرتبط بوده و تغيير آن سهم مهمى در تحول زندگى زنان در حوزه خصوصى و عمومى دارد.

 

ميزان فعاليت اقتصادى زنان در ايران

 

براساس اطلاعات آمارگيرى اشتغال و بيكارى خانوار در سال ۱۳۸۱ ميزان فعاليت اقتصادى زنان ۱۰ ساله و بيشتر /۱۱ درصد در مقابل ۶۳ درصد رقم متناظر براى مردان است. بنابراين نيروى كار ايران در اساس مردانه است. تداوم سنت نان آورى مرد در خانواده با توجه به امكان پذيرى اقتصادى گذران معيشت خانوار با يك شاغل و محدوديت فرصت هاى بازار كار براى زنان از سوى ديگر قابل توضيح است.علاوه بر اين، عرصه نيروى كار زنان در كشور با متغيرهايى چون ميزان سواد و تحصيلات آنها، موضوع تأهل، تعداد فرزندان و دوره هاى زندگى زنان مرتبط است. به گونه اى كه ميزان فعاليت اقتصادى زنان داراى تحصيلات عالى حدود ۴ برابر زنان داراى تحصيلات متوسط و ۱۳ برابر زنان بى سواد است. همين طور مى توان گفت كه ازدواج و به ويژه فرزندآورى موجب دست از كار كشيدن بسيارى از زنان مى گردد. به گونه اى كه فعاليت اقتصادى زنان غير متاهل بيش از دو برابر زنان متاهل است.

 

(۵/۱۹ درصد در مقابل ۵/۹ درصد) اين امر با دوره هاى زندگى زنان و تحول نقش ها و مسئوليت هاى خانوادگى آنان نيز مرتبط است. سن اوج فعاليت اقتصادى زنان ۲۹-۲۵ سالگى است (۱/۱۴ درصد). اين ميزان تا ۴۵ سالگى در حدود ۱۳ درصد باقى مى ماند و پس از ۴۵ سالگى رو به كاهش مى نهد تا در ۶۰ سالگى به حدود ۵/۴ درصد تقليل يابد. با توجه به ميانگين سن ازدواج زنان در ايران (حدود ۵/۲۲ سال در سال ۱۳۷۵) مى توان تاثير مسئوليت هاى خانوادگى به ويژه باردارى و پرورش فرزندان را در كاهش فعاليت هاى اقتصادى و اجتماعى زنان مشاهده كرد. تداوم تقسيم كار جنسيتى در درون خانواده ها و عدم انتقال فعاليت هاى مربوط به نگهدارى كودكان و افراد سالمند به اجتماع نه تنها عامل مهمى در اجتناب زنان از ورود به بازار كار است، بلكه مسئوليت زنان شاغل را دو چندان كرده و از عوامل اصلى خروج زنان از بازار كار محسوب مى شود.

 

ميزان بيكارى (نسبت زنان بيكار به جمعيت ۱۰ساله و بيشتر زنان) در سال ۱۳۸۱ حدود ۵/۱۲ درصد بوده است كه از رقم مشابه براى مردان ۵۰ درصد بيشتر است. ميزان بيكارى مردان در اين سال ۴/۸ درصد بوده است. بايد توجه داشت كه نسبت زنانى كه در جست وجوى كارند، اما هنوز كارى نيافته اند به جمعيت فعال آنها در سال هاى ۸۱-۱۳۷۵ از ۳/۱۳درصد به ۶/۱۹ درصد افزايش يافته است كه نشان مى دهد دختران جوانى كه در سال هاى اخير به بازار كار وارد شده اند، شانس چندانى براى يافتن كار نداشته اند.

 

عرضه و تقاضاى نيروى كار زنان در بازار كار شهرى

 

براساس آمارهاى رسمى در سال ۱۳۸۱ زنان تنها ۱۴ درصد نيروى كار فعال شهرى را تشكيل مى دهند، در حالى كه بخش مهمى از زنان شهرى كه به صورت كاركنان مستقل در بيرون و درون خانه به فعاليت هاى اقتصادى درآمدزا مى پردازند، در اين آمارها به حساب نيامده اند. علت رشد خود اشتغالى در ميان زنان شهرى، آزادى عمل بيشتر و انطباق آن با ساير وظايف زنان و احتمالاً كسب درآمد بيشتر به ازاى زمان كار است. افزايش اشتغال زنان در بسيارى از كشورهاى جهان در دو دهه اخير با افزايش خود اشتغالى و كار نيمه وقت همراه بوده است.

 

در سال ۱۳۸۱ ميزان فعاليت اقتصادى زنان شهرى بالاى ده سال اندكى كمتر از رقم مشابه زنان در روستاهاى كشور بوده است. (۱/۱۰ در مقابل ۱۴ درصد) اين امر بالا بودن ميزان اشتغال غيررسمى در ميان زنان شهرى را نشان مى دهد كه موجب مى شود، با وجود به شمار نيامدن بخشى از فعاليت هاى زنان روستايى در آمارهاى رسمى، باز هم ميزان فعاليت رسمى زنان شهرى از زنان روستايى پايين تر باشد. ميزان فعاليت زنان در سال ۱۳۸۱ نسبت به رقم سال ۱۳۷۵ (۱/۸ درصد) حدود ۲۵ درصد افزايش نشان مى دهد. به اين ترتيب سهم زنان در نيروى فعال شهرى از ۳/۱۱ درصد به ۱۴ درصد افزايش يافته است.

 

تنوع فرصت هاى شغلى در بازار كار شهرى

 

در سال ۱۳۷۵ از ۹۹۱ هزار زن شاغل شهرى ۵۳ درصد در مشاغل علمى و تخصصى و ۵/۱۳ درصد در مجموعه مشاغل توليدى به كار اشتغال داشته اند. سهم ساير فعاليت ها از جمله مشاغل بازرگانى، امور خدماتى و مديران و كارمندان دفترى در جذب زنان محدود بوده است. بنابراين بر اساس آمارهاى رسمى تنوع زيادى در فرصت هاى اشتغال زنان مشاهده نمى شود. ۶۶ درصد زنان شاغل شهرى در بخش خدمات فعالند، در حالى كه ۳۴ درصد مردان در اين بخش به كار مشغولند. در ضمن حدود ۶۴ درصد زنان شاغل شهرى در استخدام دولتند. اين شاخص در مورد مردان ۳۵ درصد است. ارقام فوق محدوديت فرصت هاى كار زنان در بخش صنعت، حمل ونقل و فروش را كه نيروى كار كم مهارت را بيشتر به كار مى گيرد، نشان مى دهد.

 

اكثريت زنان شاغل در بخش صنعت در كارگاه هاى كوچك و خانگى مشغول به كارند. در سال ۱۳۸۰ از حدود ۹۰۵ هزار شاغل كارگاه هاى صنعتى با ۱۰ كارگر و بيشتر تنها ۶۱ هزار نفر زن بوده اند (حدود ۸/۶ درصد) كه عمدتاً شامل صنايع غذايى، منسوجات و محصولات شيميايى (به ترتيب ۴/۱۹، ۹/۱۶ و ۱۱ درصد) است.

 

اشتغال زنان در طبقات اجتماعى جامعه شهرى

 

ورود زنان تحصيل كرده به نيروى كار شهرى طى دهه چهل و پنجاه شمسى (دهه شصت ميلادى) يكى از وجوه تغيير شيوه زندگى زنان اقشار متوسط بود كه ساختار اشتغال زنان در شهرها را دگرگون كرد. جذب زنان تحصيل كرده در مشاغل نيمه تخصصى چون معلمى و پرستارى، فعاليت هاى ادارى و دفترى باعث شد كه نسبت مشاغل علمى و فنى و كارمندان دفترى از ۱۲ درصد در سال ۱۳۳۵ به ۶۷ درصد فرصت هاى شغلى زنان شهرى در سال ۱۳۵۵ مبدل شود.

 

اين اطلاعات نشان مى دهد كه بازار كار در فعاليت هاى خدماتى بيش از ساير فعاليت ها به روى زنان گشوده بوده است و علت اين امر خدمت رسانى زنان به زنان بوده است. اين روند پس از انقلاب تشديد شد و تامين كادر مراكز آموزشى و درمانى هر جا كه ارائه خدمت به دختران و زنان مورد نظر بود، بيشتر به زنان سپرده شد. مشاغل معلمى و پرستارى و مشاغل نيمه تخصصى نيازمند حداقلى از آموزش دانشگاهى است. بنابراين دختران و زنان فاقد تحصيلات دانشگاهى بخت كمترى براى ورود به بازار كار رسمى داشته اند. اين ويژگى بازار كار زنان همراه با موانع فرهنگى در خانوارهاى كم درآمد شهرى، موجب كاهش ميزان اشتغال زنان در طبقات پايين شده است.

 

بررسى ميزان اشتغال زنان با توجه به شغل همسران آنها نشان مى دهد كه در خانوارهايى كه شغل سرپرست خانوار تخصصى و كارمندى است ۵ برابر شاخص اشتغال زنان در خانوارهاى كارگرى است.گفتنى است كه در ۴ دهه گذشته با افزايش ميزان تحصيل دختربچه ها ميزان فعاليت اقتصادى آنها كاهش يافته است. براى مثال ميزان اشتغال به تحصيل دختربچه هاى ۱۴-۱۰ سال از ۶/۴۳ درصد در سال ۱۳۳۵ به ۳/۹۳ درصد در سال ۱۳۷۵ رسيده است و ميزان اشتغال آنها از ۸ درصد در سال ۱۳۳۵ به ۹/۰درصد در پايان ۴ دهه رسيده است. در سال ۱۳۷۵ از مجموع دختران ۱۰ تا ۱۹ ساله شهرى ۸۰ درصد محصل و ۴/۲ درصد فعال بوده اند. اين دختران بيشتر به خانوارهاى كم درآمد شهرى تعلق داشته اند كه در دهه هاى گذشته به تحصيل روى آورده اند.

 

تحليل عوامل موثر در دسترسى به منابع اقتصادى

 

در چهار دهه اخير شاخص هاى مربوط به اشتغال زنان شهرى در فعاليت هاى اقتصادى تغيير چندانى نكرده است.

 

در روند مدرنيزاسيون دهه هاى چهل و پنجاه شمسى مشاركت زنان اقشار كم درآمد در زندگى اقتصادى خانوار كاهش يافت. (اگرچه زنان قشر متوسط در اين دوره به سرعت پا به ميدان كار و فعاليت اقتصادى گذاشتند) از سوى ديگر موانع اشتغال تمام وقت زنان به كار بيرون از خانه پس از پيروزى انقلاب اسلامى موجب روى آوردن زنان به فعاليت هاى نيمه وقت و غيررسمى گرديد. به اين ترتيب، ميزان اشتغال زنان با احتساب فعاليت هاى نيمه وقت و غيررسمى در سال هاى پس از انقلاب افزايش يافته كه در آمارهاى رسمى منعكس نشده است. (قابل ذكر است كه كاهش آمار اشتغال زنان در آمار سرشمارى سال ۱۳۶۵ بيشتر ناشى از تغيير تعاريف فرد شاغل در فاصله دو سرشمارى بوده و واقعى نيست.)

 

در بررسى قوانين موثر در اشتغال زنان نكات مهم و قابل ذكرى وجود دارد.اصل بيست و يكم قانون اساسى به حقوق زنان اختصاص دارد. گرچه در اين اصل اشاره مستقيمى به اشتغال زنان نشده است، ولى مواردى را متذكر مى شود كه در اشتغال زنان تاثير مى گذارد. از جمله اين كه نفقه زن به عهده مرد است و زن مسئول تأمين هزينه هاى خود نيست. به اين ترتيب ضرورت اشتغال زنان با توجه به مسئوليت مردان در اين زمينه مى تواند منتفى تلقى شود. به رغم اين نگرش، در قانون كار ايران تامين تسهيلات مورد نياز زنان شاغل پيش بينى شده است. براى مثال در ماده ۷۷ قانون كار تدارك مهد كودك، تامين مرخصى زايمان با حقوق، امكان شيردادن مادر به نوزاد هر سه ساعت به مدت نيم ساعت و غيره توسط كارفرما پيش بينى شده است. اما اين نيز واقعيتى است كه در عمل بسيارى از كارفرمايان ممكن است از اجراى تعهدات فوق خوددارى كنند و فشار براى اجراى اين تعهدات مى تواند به كاهش استخدام زنان منجر شود.

 

سياست هاى دولت و تشكل ها

 

موضوع اشتغال زايى و مهار ميزان بيكارى با توجه به ورود سالانه ۳۰۰ هزار نفر به بازار كار كشور يكى از معضلات مهم دولت در طول برنامه سوم بوده است. عمده ترين سياست اشتغال زايى دولت در طول اين برنامه (سال هاى ۸۳-۱۳۷۹) طرح ضربتى اشتغال بوده است. از طرف ديگر، طرح خوداشتغالى نيز براى افزايش فرصت هاى شغلى دنبال گرديد.برنامه سوم توسعه سرآغاز اندك توجه دولت به امور زنان بعد از انقلاب محسوب مى شود. در اين برنامه مركز تازه تاسيس امور مشاركت زنان مسئول ارائه طرح هايى براى اشتغال و ارتقاى موقعيت زنان مى گردد و در ماده ۴۷ و ۵۶ برنامه سوم زنان بيكار سرپرست خانوار همراه با ساير گروه هاى نيازمند، جهت استفاده از وام هاى اشتغال در اولويت قرار مى گيرند.

 

در بودجه سال ۸۲ كه از سوى هيات دولت به كليه دستگاه هاى اجرايى ابلاغ گرديد به آموزش هاى مهارتى زنان و ايجاد فرصت هاى شغلى براى آنها، متعادل سازى بازار كار و ايجاد تعاونى زنان توجه شده است.طرح ضربتى ايجاد ۳۰۰ هزار فرصت شغلى كه يكى از طرح هاى دولت براى تحقق اهداف برنامه سوم در سال ۱۳۸۱ بوده است. اعتبار اين طرح پرداخت ۳ ميليون تومان وام به كارفرما در صورت استخدام هر نيروى كار جديد و معافيت از پرداخت حق بيمه كارفرما تا سه سال است. در اين سياستگذارى از سهم زنان ذكرى به ميان نيامده است. اين طرح بزرگ ترين طرح اشتغال زايى كشور در سال هاى اخير است.

 

طبق برآورد وزارت كار و امور اجتماعى، از مجموع ۴۵۸۲۳۱ درخواست كار رسيده به ادارات آن وزارتخانه در كل كشور جهت استفاده از تسهيلات ضربتى، ۶۹۲۹۶ درخواست (۱۵ درصد) به زنان اختصاص داشته است. اين عده از زنان كارفرما بودند كه درخواست استفاده از وام در قبال استخدام يك نيروى كار را كرده اند.طبق آمار وزارت كار از كل كسانى كه طبق اين طرح از طريق پرداخت وام به كارفرمايان مشغول به كار شده اند (در كل ۲۸۳۰۹۲ نفر) ۱۱ درصد زن بوده اند. بنابراين طرح ضربتى اشتغال با توجه به سهم زنان از نيروى كار موجود تغيير قابل توجهى در ميزان اشتغال زنان به وجود نياورده است.طرح دوم دولت براى افزايش اشتغال در سال هاى اخير پرداخت وام هاى خوداشتغالى بوده است.

 

دولت از سال ۸۱ مبلغ ۳۰۰ هزار تومان در اختيار كسانى قرار مى داد كه اقدام به طرح هاى زودبازده و اشتغال زا مى كردند. زمان بازپرداخت آن ۴ سال بود و طبق برنامه ارائه شده در مجموع ۲۳۵۷۲ مورد تسهيلات خوداشتغالى در سال ۸۱ پرداخت شد كه ۳۹ درصد آن به زنان اختصاص يافته است.بسيارى از زنان كه اين وام ها را دريافت مى كردند، قادر نبودند فعاليت مستمر و مولدى را با آن راه اندازى كنند و بخش مهم وام ها صرف خريد كالاهاى مورد نياز خانواده مى شد.همانطور كه اشاره شد به نظر برنامه ريزان اقتصادى، عمده ترين مشكل كشور در سال هاى اخير بيكارى بوده است. آنها اين معضل را ناشى از ناهماهنگى مهارت فارغ التحصيلان آموزش و پرورش با نيازهاى بازار كار، عدم سرمايه گذارى در بخش هاى اقتصادى و غيرفعال ماندن برخى ظرفيت هاى توليدى و عرضه بالاى نيروى كار مى دانستند،

 

موفقيت طرح هاى بالا در زمينه كاهش بيكارى قابل بررسى است و اما تاثير آن در افزايش اشتغال زنان قابل توجه نبوده است. در هيچ مورد از مصوبات اين طرح ها اولويتى براى استخدام زنان در نظر گرفته نشده است.دفتر امور زنان كه در بسيارى از وزارتخانه ها ايجاد شد، نقشى در تدوين سياست هاى وزارتخانه خود ندارد و هيچ تسهيلات و اعتبارى به جز براى برگزارى مراسم روز زن و تشريفات ديگر در اختيار آنها نيست.

 

تنها نهاد هاى تصميم گيرنده در مورد اشتغال، شوراى عالى اشتغال، شوراى عالى اقتصاد و شوراى ادارى و استخدامى كشور است كه با توجه به نگرش فرهنگى حاكم، مردان را نان آور خانواده تلقى مى كنند و اولويت خاصى براى اشتغال زنان قائل نيستند.بررسى تشكل هاى موجود صنفى كه از نيروى كار حمايت مى كنند، نشان مى دهد كه در بخش هايى چون آموزگاران و پرستاران كه عمده نيروى كار را زنان تشكيل مى دهند، زنان به صورت محدودى در تشكل ها فعاليت مى كنند اما در تشكل هاى كارگرى زنان حضور چندانى ندارند.

 

آنچه نيست

 

زنان سهم اندكى از سرمايه پولى و مالى كشور را در اختيار دارند. از اين رو، استفاده از سرمايه فرهنگى (تحصيلات و تخصص) و نيروى كارشان راهبرد اصلى ورود آنها به فعاليت هاى اقتصادى محسوب مى شود. يكى از موانع بازار اشتغال زنان محدوديت و تنوع ناچيز فرصت هاى شغلى گشوده به روى زنان در بخش هاى مختلف اقتصادى، صرفنظر از امور خدماتى قابل ارائه به خود زنان (نظير آموزش و بهداشت و درمان) است. بخش هايى چون صنايع سبك، عمده فروشى و خرده فروشى، فعاليت هاى حمل ونقل، پليس و... كه در بسيارى از كشور ها فرصت هاى شغلى قابل توجهى به زنان عرضه مى كنند، در ايران محيط هايى كاملاً مردانه تلقى مى شوند و پذيراى نيروى كار زنان نيستند.

 

در نتيجه، دختران و زنان فاقد تحصيلات دانشگاهى و كم مهارت در دستيابى به كار درآمد زا با مشكلات زيادى مواجه اند و به دليل فقدان مهارت هاى فنى و حرفه اى بيش از ساير زنان شاغل در معرض سوءاستفاده جنسى قرار دارند. ميزان بالاى بيكارى زنان بيانگر تناقضات موجود ميان بازار كار منقبض و مردانه با شيوه زندگى جديد زنان جوان و ميانسال است كه مى خواهند از نظر اقتصادى مستقل باشند.

 

اگرچه تاخير سن ازدواج و بارورى و كاهش تعداد فرزندان با گرايش به فعاليت و استقلال اقتصادى در ميان زنان شهرى ملازم شده است، مسئوليت حل و فصل امور خانه چنان سنگين و سهم زنان در آن چنان چشمگير است كه اشتغال زنان به فعاليت هاى اقتصادى، اگر خطر از دست رفتن سررشته زندگى را به همراه نداشته باشد، زنان را در معرض فرسودگى و اختلال جسمى و روانى قرار مى دهد. يك راه گريز از اين وضعيت اشتغال پاره وقت و غيررسمى است و راه ديگر ترك كار و خانه نشينى كه تامين هزينه خانوار را به دو شغله شدن مردان و كسب درآمد هاى متفاوت توسط آنان موكول مى كند.

با وجود فقدان مطالعات لازم در مورد تبعيض هاى موجود در محيط هاى كار، براساس مشاهدات موجود مى توان به موانع مختلف در راه ارتقاى شغلى و سپردن مسئوليت هاى مهم تصميم گيرى و مديريتى به زنان شاغل اشاره كرد.سرانجام، بايد گفت مداخله دولت در زمينه افزايش اشتغال در سال هاى اخير زنان را در اولويت قرار نمى دهد، مگر در موارد محدودى كه زنان شاغل سرپرست خانوار باشند. غيبت زنان از تشكل هاى كارگرى و حضور محدود آنها در ساير تشكل هاى صنفى نيز يكى از عوامل تشديد كننده تبعيض هاى موجود است.

دختران و زنان جوانى كه در سال هاى آينده با اتمام تحصيلات دبيرستانى و دانشگاهى، براى داشتن استقلال اقتصادى به بازار كار روى مى آورند، بايد تحت رقابت شديد در شرايط سلطه فرهنگ مردانه بر محيط هاى كار، براى شكستن تابوى مسلط بر اين محيط ها اقدام كنند و با توجه به محدوديت استخدام دولتى در سال هاى آينده، فرصت هاى اشتغال و فعاليت خود را در بخش عمومى و خصوصى گسترش دهند.

 

 

مدوجامعه ايراني(13)

هنجار فرستان جامعه بايد از لباس هاي مناسب استفاده كنند

سه شنبه 23 تير 1383- 13 ژوئيه 2004

خبرگزار فارس: يك متخصص علوم رفتاري و آَسيب شناس اجتماعي معتقد است كه ما بايد به سمتي برويم كه هنجار فرستان جامعه، يعني هنرپيشه‌ها، ورزشكاران و افرادي كه به هر نحو الگوي جوانان هستند، از لباس‌هاي مناسب استفاده كنند.

 

مجيد ابهري در گفتگو با خبرنگار اجتماعي فارس گفت: مدهاي وارداتي در حالي كه موجب رونق اقتصادي كشورهاي صادر كننده مد مي‌شود، در كشورهاي وارد كننده‌اي مثل ايران طبقاتي‌تر شدن جامعه و دامن زدن به گرفتاري‌هاي خانوادگي و مشكلات تربيتي را به همراه دارد.

وي افزود: امروزه در كشور ما در انتخاب لباس پارامترهايي همچون مد روز بودن، انطباق با مدهاي غربي، افزايش جذابيت، جلب توجه كردن، شاخص بودن و مارك دار بودن مورد توجه قرار مي‌گيرد به گونه‌اي كه اگر والدين يا همسري نتوانند نيازهاي غير ضروري و غير منطقي همسر و فرزندان خود را برآورده كنند فاصله فكري و كشمكش‌هاي خانوادگي به وجود مي‌آيد كه مشروعيت والدين يا همسر را زير سؤال مي‌برد.

وي با اشاره به نياز افراد به پذيرفته شدن در جامعه واستفاده از مد به عنوان يك ابزار براي رسيدن به اين هدف اظهار داشت: جامعه امروز ما به علت ويژگي‌هاي نيمه صنعتي - نيمه سنتي خود با مشكل مدگرايي مواجه شده است.

ابهري افزود: گروهي براي عرضه و ارائه خود از راه ثروت و خودروهاي گران قيمت و عده‌اي نيز از طريق علم اندوزي، نوشتن مقالات علمي و تعدادي از راه دستيابي به پست‌هاي اداري، ورود به جريانات سياسي يا رسيدن به سكوهاي قهرماني ورزشي اقدام مي‌كنند.

وي گفت: هر چه اين ابزار ارايه خود، انساني‌تر، پايدارتر، عقلاني‌تر، بدون پايمال كردن حق ديگران و توام با رشد وبالندگي باشد مورد تاييد‌تر است، در حالي كه جوانان در ميان همسالان براي عرضه خود از پوشيدن لباس‌هاي غربي كه مد شده و لباس‌هايي كه از نظر جامعه‌شناسي با جامعه ما متفات است استفاده مي‌كنند.

اين متخصص علوم رفتاري، لباس‌ مناسب را لباسي عنوان كرد كه با جنس، سن، محيط جغرافيايي، پايگاه و طبقه اجتماعي، هويت ملي و ارزش‌هاي مذهبي افراد متناسب و از رنگ و دوخت مناسب برخوردار باشد و امكان تحرك و فعاليت را به انسان بدهد.

ابهري ادامه داد: پيروي از مد و مشكلات مرتبط با آن در اغلب جوامع در حال رشد بويژه كشورهاي مسلمان مثل تركيه، پاكستان و سوريه كمابيش مشاهده مي‌شود بطوري كه مي‌توان گفت افراد اين جوامع به مردمي تبديل شده‌اند كه از برون غربي و از درون شرقي‌اند.

اين آسيب‌شناس اجتماعي در پايان ضمن تاكيد بر اين كه جوانان نياز دارند لباس‌هاي به روز بپوشند و به نظر خود جذاب بنمايند، ادامه داد: گاهي افراط دراين امر تا بدانجا پيش مي‌رود كه الفاظ ركيك روي لباس‌ها به عنوان پيشرفت قلمداد شده و ساده پوشي مورد تمسخر قرار مي‌گيرد؛ در اين ميان توليد كنندگان داخلي نيز براي نجات از ورطه ورشكستگي بدنبال مدهاي اينچنيني به راه مي‌افتند.

 

با ما به يکي از آرايشگاه هاي شهر بياييد

شيرين الف, مريم الف-  تريبون فمينيستي ايران: سه شنبه 23 تير 1383- 13 ژوئيه 2004

حوالي ميدان ونک , زير سايباني رنگارنگ, تابلوي آرايشگاهي نصب شده است. اين آرايشگاه از ساعت 9 صبح تا 5 بعداز ظهر وحتي جمعه ها باز است. ازچند پله که پائين مي رويم, ديوار آهني کوچکي را دور زده وباز هم پله. ديوار آهني به منزله حفاظي است که مردان نتوانند از خيابان, دراصلي سالن را ببينند. در دوم را خانمي باز مي کند. وارد راهرويي باريک و بلند مي شويم, به محض ورود بوي تند فيکساتور مو وعطرهاي مختلف زنانه به مشام مي رسد.

سمت چپ و راست راهرو هم دو در کوچک است که روي يکي از آنها نوشته شده "مديريت سالن" وديگري "اتاق عروس". از لاي در اتاق عروس مي توان داخل اتاقي را که نسبتا" بزرگ است ديد، اتاقي که بيشتر شبيه مطب دندان پزشکي است. صندلي که به همان فرم مطب وسط اتاق قرار گرفته و چندين لامپ پر نور از بالاي آن آويزان شده است. ويترين بزرگي که پر از انواع تاج وگل سر عروس است و وسايلي که بعدا" متوجه شديم وسايل الکتروليز و تاتو است سمت ديگري از اتاق قرار دارد. سالن مملو از همهمه هاي زنانه است, صداهايي که با صداي سشوارها وآهنگي از عليرضا افتخاري در هم آميخته. وسط سالن باجه اي است که سه زن در آنجا نشسته اند, بنا بر کاري که داري بايد فيش تهيه کني و نام کسي را که مشتري او هستي بگويي.

 

آذر بازنشسته آموزش وپرورش ,58 ساله براي هاي لايت موهايش به اين آرايشگاه آمده, کلاهي برروي سر اوست وزن آرايشگر با قلاب وحساسيت بسياري تارهاي موي او را از کلاه بيرون مي آورد. آذر مِي گويد:" روزگاري که جوان بودم رنگ کردن وکوتاه کردن موهايم وآرايشم به سليقه خودم وشوهرم بود والان که بچه هايم بزرگ شده اند آنها نظر مِي دهند . حالا هم اصرار دارند که موهايم را هاي لايت کنم ". اوصاحب دودختر 20 و29 ساله است که به اتفاق آنها هر ماه به اينجا مي آيند, با اعتراضي که پشت لبخندش مخفي است مي گويد". حداقل ماهي صدهزار تومان بايد خرج رنگ مو و صورت مان کنيم. تفريح مان شده آمدن به آرايشگاه واينجور کارها".

 

زني که کنار آذر روي صندلي ديگري نشسته و جوان ترازاوست نيز ازمشتريان چندساله آرايشگاه است چرا که همه اورا مي شناسند واحترام خاصي برايش قائل اند . حميرا موهاي بلند و شرابي رنگي داردکه براي براشينگ موهايش آمده , چرا که امشب ميهماني دارند و نمي خواهد که "ميزباني خسته و کسل باشد ". او که زني نسبتا" چاق است که از زيورآلات فراواني هم استفاده کرده , لباس تنگي برتن دارد و مي گويد : " شوهرم عاشق تنوعه , دوست داره هميشه توي خونه مرتب و تميز باشم . خصوصا روي آرايش ناخن و موهايم خيلي حساسه هرماه کلي پول بابت اين جور کارها خرج مي کنم . حميرا مي گويد :" مگر مردها ازما چه مي خواهند خوش رويي و ظاهر مرتب ! " او جايش را عوض مي کند و مقابل صندلي مانيکوريست مي نشيند , او که درماه صدها هزارتومان خرج ظاهرش مي کند , غافل ازاين است که با هرحرکتي بوي تند بدنش فضا را پرمي کند . مرجان دختر جوان و ريزاندامي است که دراين آرايشگاه مسئول براشينگ است . پس ازرفتن حميرا مي گويد : " بعضي وقت ها من به جاي اينها حوصله ام سر مي رود . هرروز خودشون رو يه مدل درست مي کنند , اون هم براي خاطر يکي ديگه نه اين که خودشون بخوان "

 

هواي با حرارت سشوارها و بوي انواع مواد اسيدي فضا ازهمه بيشتربراي مانيکوريست آرايشگاه که ارمني است آزار دهنده است. هشتمين ماه بارداري خود را پشت سر مي گذارد. دختر جواني زيردست اوست شايد 20 ساله, موهاي لختي دارد . پائين موهايش را رنگ زرشکي کرده , تاپ مشکي به تن دارد که لباس زيرش اززير آن مشخص است , تقريبا همرنگ پائين موهايش است . بدون توجه به وضعيت مانيکوريست پاهايش را روي زانوي او گذاشته و او چند باررنگ ناخنش راعوض مي کند . با سماجت مي گويد : " لطفا رنگ موهايم باشد ". دختر کلافه شده است و به مانيکوريست ديگري که کناراوست نگاه مي کند و به ارمني چيزي مي گويد . همکارش هم فقط سرش راتکان مي دهد.

 

وقتي با او حرف مي زنيم مي گويد : " معلوم نيست زن ها ازخودشون چي مي خوان همين ده تاناخن رو هر روز يک مدل مي کنن . يکي مي گه نگين بذار , يکي ميگه روش گل بکش , يکي مي گه حلقه ازش درکن . اينا همه اش افراطه اين ديگه زيبايي وتنوع نيست. من که چند ساله اين کارمه نهايت آرايشم يک رژ لبه آن هم کم رنگ , شوهرم ازآرايش غليظ بدش مي آد . مي گه زن رو جلف مي کنه . من بيشتر به پوستم مي رسم . باخوردن ميوه و سبزيجات و لبنيات . چند مدل ماسک طبيعي هم بلدم همون ها رو روي پوستم مي مالم . هم کم خرجه , هم مفيد ". با خودمان مي گوييم او هم که به قول خودش مي خواهد طبيعي باشد از زاويه ديد شوهرش به زن ها و به خودش - نگاه مي کند!

 

در قسمتي که موها را کوتاه مي کنند. دختري جوان نشسته است. موهايش چندان بلند نيست . اما مي خواهد کوتاه ترش کند: خيلي کوتاه مي خوام بشه. اين قدر که حتي اين روسري ... را بردارم و همينطوري برم توي خيابان. زني که حدود 50 سال سن دارد و متعجب مي گويد: همه خوشگلي دختر به موهاشه. حيف نيست دخترم؟ بعد هم اگر بخواي عروسي کني که مو مي خواهي! چرا مي خواي خودتو مثل پسرها کني؟ مردها دختر مو بلند رو بيشتر مي پسندند. به من و امثال من نگاه نکن. ما ديگه پير شديم.

دختر مي خندد: به من چه که مردا دختر مو بلند مي پسندند, خب بپسندند. اما من اين طوري مي پسندم. شما هم همون طوري که خودتون دوست دارين, موهاتونو کوتاه کنين. قانون دوست داره بپوشوندمون

و مردامونم دوست دارن به ميل اونها خودمون رو درست كنيم! پس ما چي؟!... پدر مردا!

و زن نگاهي مدل "آخر زماني" به دختر مي اندازد و باقي حرفش را مي خورد...

 

دراينجا علاوه بر آرايش تاتو هم مي کنند . اتاق مخصوص اين کارهمان اتاق عروس است. دخترجواني دراين اتاق روي همان صندلي که بيشتر شبيه صندلي دندانپزشکي است نشسته و مشغول تمديد تاتو روي بازويش است . يک گل رز. اومي گويد :" ازچهارسال پيش اين رو بازومه , هرسال تمديدش مي کنم . الان هم نزديک تابستونه هم لباس باز مي پوشم هم ميرم استخر , کم رنگ شده بود اومدم پررنگش کنم ."

اوهمراه دوستش شيوا به اينجا آمده , اونيز قبلا خالکوبي کرده , بلوزش رابالا مي زنه , کمرش راتابالا خالکوبي کرده , طرحي مثل حروف الفباي چيني , او اطراف نافش راهم با چند حلقه تزئين کرده و مي گويد : " تابستونا بلوز نيم تنه مي پوشم . شکم و پشتم بيرونه خيلي خوشگل مي شه " . او درباره آرايش زنان عقايد جديدي دارد . " ديگه آرايش صورت و مو دمده شده الان همه جاي دنيا رو بدن کارمي کنن . يکي از دوستام کنار ابروشو با تيغ خط انداخته بود اين خودش يه آرايش ساده و مد روزه ."

 

خانم ... مسئول آرايش عروس اين موسسه است . به اتاق مي آيد و روبه دختر جواني که مسئول تاتو است مي گويد :" الان عروس حاج خانم رو مي آرن ."

چند دقيقه بعد چهار زن وارد اتاق مي شوند . دونفرازآنها حجابشان کامل است و چادري هستند . دخترجواني همراه آنهاست . بسيار زيبا با چشمان آبي . جعبه سفيد وبزرگي را باخود آورده اند که به خانم مسئول مي سپارند . او تاج عروس را ازدرون جعبه درمي آورد و ژورنال هايي راکه مربوط به آرايش مو وصورت عروس است دراختيار آنها قرار مي دهد . و تاکيد مي کند , "اينها همه مدل 2004 هستند ."

زني که بسيار جوان و مادر داماد هم هست روبه مسئول مي گويد :" عروس خوشگلم رو به تو مي سپارم مي دوني که پسرم يکي يک دونه است !" و عروس خوشگل حتما قند تو دلش آب مي شود.!

آنها ازيکي دوماه قبل وقت گرفته اند و عروسي هم روز ميلاد حضرت محمد است . امروز قرار است بنا به خواسته داماد موهاي عروس را روشن تراز رنگ طبيعي اش کنند. چون داماد زن بور دوست دارد. هرچند عروس تمايلي براي اين کار ندارد و بعد ازديدن مدل هاي مو مي گويد: " ببينيد اين مدل مو با تاج من به موهاي تيره و شرابي بيشتر مي آد خودشو بيشتر نشون مي ده ."

پاسخش را مادرش با اين جمله مي دهد : " علف بايد به دهن بزي شيرين باشه..."

زن ها مي خندن . کار تاتو دختر جوان هم تمام شده , خواهر داماد که حالا چادرش را برداشته روبه دختر جوان مي گويد : " درد داره "

- نه اولش مي سوزه اما بعد عادي مي شه .

- آخه مي خوام من هم تاتوکنم . اما مي ترسم . مي خوام بين بازو و سينه ام رويک طرحي چيزي بندازم .

- و روبه مسئول آرايش عروس مي گويد:

- راسته مي گن خيلي ها از طريق تاتو به ايدز مبتلا شدن؟

خانم ...حرف اش را قطع مي کند وتوضيح مفصلي در باره رعايت نکات ايمني وبهداشتي اين مرکز مي دهد.

مادر داماد که خنده از روي لب هايش کنار نمي رود. از او مي پرسد: "شنيده ام مد شده روي بدن عروس ها نقاشي مي کنن. لباس عروس من هم بازه , خيلي خوشگل مي شه اگه براي اوهم نقاشي بکشيد. لباس خوابش هم گل بهيه اگه رنگ گل ها با آن هماهنگ باشد خيلي شيک تر مي شه !.....

 

خواهر داماد بدون معطلي ازدرون کيسه يک پارچه گل بهي بيرون مي آورد.

"مامان اينو مي گه از مزون خانم .... در پاساژ.... خريديم. خوشگله نه ..."

عروس کلافه است ورنگش قرمز شده,مادرش هم براي خانم ... توضيح مي دهد که خانواده داماد براي خريد عروس ولخرجي کرده اند...و مادر

داماد تاكد مي كند: يه دونه پسره و هزاران آرزو...

 

آرزوها را در آرايشگاه جاي مي گذاريم و بيرون مي زنيم.وقتي از آرايشگاه خارج مي شويم , نم نم باران شروع شده است و نسيم ملايمي مي وزد. تصاوير و صدا ها در برابر چشم ها و درون انواع لايه هاي دروني گوش هايمان مي رقصند. چقدر دلمان مي خواست بي هيچ تکلفي, بي هيچ آرايش و پيرايشي, اين موها را همان طور که هستند به دست باد مي سپرديم...