زنان - دوشنبه 22 تير 1383- 12 ژوئيه 2004

 

 

 

ورود بانوان بدحجاب به امکان عمومی اصفهان ممنوع شد

ايرنا - يكشنبه 21 تير 1383- 11 ژوئيه 2004

اداره نظارت بر اماکن عمومی فرماندهی انتظامی اصفهان، پخش زنده موسيقی در تالارهاى پذيرايی و مجالس عمومی را ممنوع و پخش موسيقی بدون کلام داراى مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با استفاده از پخش صوت را مجاز اعلام کرد.

مرکز اطلاع رسانی فرماندهی انتظامی اصفهان روز يکشنبه با صدور اطلاعيه يي، همچنين پخش موسيقی غيرمجاز در خودروهاى عمومی و نيز ورود بانوان بدحجاب در اماکن عمومی اصفهان را ممنوع اعلام کرد.

ادامه اين اطلاعيه حاکيست: متصديان واحدهاى صنفی مکلف هستند که تنها از واژه هاى فارسی در تابلوهاى خود استفاده کرده و از نصب حروف لاتين و نيز واژه هاى مغاير با معانی فارسی خوددارى کنند.

طبق اين اطلاعيه ، همچنين واحدهاى صنفی بدون پروانه کسب، مجاز به تبليغات در نشريات نيستند.

 

دختران هم‌‏چنان از دسترسي به منابع مورد نياز تحصيل محروم هستند 

يكشنبه 21 تير 1383- 11 ژوئيه 2004

مديركل دفتر امور زنان آموزش و پرورش گفت: با وجود تلاش‌‏هاي ما براي رفع تبعيض از صحنه آموزش, دختران هم‌‏چنان از دسترسي به منابع مورد نيازشان محروم هستند.

به گزارش خبرنگار سرويس اجتماعي ايلنا, فاطمه تندگويان, مشاور وزير آموزش و پرورش و مديركل دفتر امور زنان اين وزارت‌‏خانه, در هشتمين اجلاس مشاوران روساي سازمان‌‏هاي آموزش و پرورش در امور زنان گفت: اگر توسعه را پيشرفت و بهبود زندگي تلقي كنيم, در اين مسير رفاه آزادي حقوق بشر و احترام به انسان‌‏ها نقش اساسي دارند.

وي, با اشاره به اين كه توسعه در صورت بهبود پيشنهاد محقق مي‌‏شود, افزود: زيرساخت توسعه فرهنگ است و آموزش و پرورش مهمترين نهاد در ساخت فرهنگ و تغيير نگرش و اصلاح بخش‌‏ها محسوب مي‌‏شود.

تندگويان تصريح كرد: فقر, خشونت و حق زنان در آموزش از مهمترين مسايل مورد مناقشه در امور زنان است كه زمينه رفع آنها بايد در آموزش و پرورش فراهم شود.

به گفته وي, حكومت مطلوب جهاني حكومتي است كه عدالت در آن نقش اساسي دارد و اين همان چيزي است كه پيامبران خواستار آن بودند.

مديركل دفتر امور زنان آموزش و پرورش افزود: در حال حاضر ما از منابع مالي نسبتا خوبي بهره‌‏مند هستيم, كه اين اعتبارات به دليل توجه خاص دولت اصلاح گران به امور زنان است.

وي خاطرنشان كرد: در كنار اعتبارات لازم, برنامه‌‏ريزي و حمايت از دختران دانش آموز و زنان, فرصت ديگري است كه در اختيار ما قرار داد.

تندگويان گفت: ما بايد با تبادل تجربيات و ارايه نظرات كارشناسي در جهت تثبيت جايگاه دختران و زنان در توسعه كشور تلاش كنيم.

 

براي‌ راه‌اندازي‌ مراكز ساماندهي‌ زنان‌ خياباني‌ مانع‌ تراشي‌ مي‌كنند

اعتماد - دوشنبه 22 تير 1383- 12 ژوئيه 2004

مدير كل‌ دفتر آسيب‌ ديدگان‌ اجتماعي‌ سازمان‌ بهزيستي‌ لازمه‌ ايجاد مراكز جديد ساماندهي‌ و حمايت‌ از زنان‌ خياباني‌ را مستلزم‌ فرهنگ‌سازي‌ صحيح‌ در اين‌ زمينه‌ دانست‌ و گفت‌ : متاسفانه‌ برخي‌ استانها وجود مراكز ساماندهي‌ زنان‌ خياباني‌ را غير اخلاقي‌ دانسته‌ و با مخالفت‌ بسيار مانع‌ راه‌ اندازي‌ مراكز جديد هستند.دكتر هادي‌ معتمدي‌ در گفت‌وگو با خبرگزاري‌ مهر با بيان‌ اينكه‌ راه‌ اندازي‌ مراكز جديد ساماندهي‌ زنان‌ خياباني‌ بخصوص‌ در استانهاي‌ دور افتاده‌تر از شهرهاي‌ مركزي‌ كشور نيازمند فرهنگ‌سازي‌ عميق‌ در اين‌ زمينه‌ است‌، گفت‌: درحال‌ حاضر حدود 17 مركز ساماندهي‌ و نگهداري‌ زنان‌ خياباني‌ در كشور فعال‌ بوده‌ و با توجه‌ به‌ فراهم‌ شدن‌ امكانات‌ و بودجه‌ لازم‌ قرار است‌ به‌ مرور با فرهنگ‌سازي‌ و بسترسازي‌ مناسبي‌ كه‌ در اين‌ زمينه‌ صورت‌ مي‌گيرد، سال‌ جاري‌ در هر استان‌ 1 مركز ساماندهي‌ و نگهداري‌ زنان‌ خياباني‌ داير شود .

وي‌ با بيان‌ اينكه‌ هنوز تعداد واقعي‌ زنان‌ خياباني‌ به‌ دست‌ نيامده‌ است‌، اظهار داشت‌: اگر چه‌ آمار و ارقام‌ متعدد و ضد و نقيضي‌ تاكنون‌ از سوي‌ منابع‌ مختلف‌ ارايه‌ شده‌ اما در حال‌ حاضر همان‌ تعداد 4 هزار نفر به‌ عنوان‌ آمار رسمي‌ زنان‌ خياباني‌ پذيرفته‌ شده‌ و هر آمار ديگري‌ در اين‌ زمينه‌ نادرست‌ بوده‌ وبهزيستي‌ نيز به‌ عنوان‌ يك‌ منبع‌ رسمي‌ بيش‌ از اين‌ تعداد را تاييد نكرده‌ و ارايه‌ هر آماري‌ از تعداد واقعي‌ اين‌ زنان‌ نيازمند تحقيقات‌ وسيع‌تر و جامع‌تري‌ در اين‌ زمينه‌ است‌ كه‌ اين‌ كار هنوز از سوي‌ هيچ‌ مرجعي‌ صورت‌ نگرفته‌ است‌.دكتر معتمدي‌ به‌ رشد 10 تا 15 درصدي‌ آمار آسيب‌هاي‌ اجتماعي‌ طي‌ سالهاي‌ اخير اشاره‌ كرد و افزود: متاسفانه‌ معضل‌ زنان‌ خياباني‌ و دختران‌ فراري‌ نيز از اين‌ قاعده‌ مستثني‌ نبوده‌ و اين‌ پديده‌ نيز هر ساله‌ با رشد 10 تا 15 درصدي‌ مواجه‌ مي‌شود بطوري‌ كه‌ در سال‌ 81 تعداد اين‌ زنان‌ 3 هزار نفر محاسبه‌ شده‌ بود كه‌ با پيش‌بيني‌ رشد 15 درصدي‌ در سال‌ 82 به‌ 3 هزار و 500 نفر افزايش‌ يافت‌، اما هنوز نمي‌توان‌ نظر قطعي‌ در خصوص‌ آمار سال‌ 83 ارايه‌ داد .

 

قتل ناموسي ديگري در تهران: مرد شكاك زنش را كشت

دوشنبه 22 تير 1383- 12 ژوئيه 2004

خبرنگار جنايي وقايع اتفاقيه: ساعت 23 روز شنبه هفته جاري خان علي 45 ساله بعد از پايان كار روزانه در رستوران خود واقع در منطقه فرحزاد را بسته و به سمت خانه‌اش در همان حوالي حركت كرد. هوا تاريك بود و ذهن خان علي پر از افكار سياه. از يك سال قبل تصوراتي در فكرش شكل گرفته بود و هر روز مانند خوره وجودش را مي‌خورد. هميشه دلشوره داشت ديگر نمي‌توانست همانند قبل در منزل رفتاري عادي داشته باشد، بسيار عصباني و خشن شده بود فضاي خانه برايش سنگين بود و تاب ماندن در آن فضا را از دست مي‌داد. آهسته گام برمي‌داشت، با كمي تأخير به جلوي در منزلش رسيد. چراغ اتاق‌نشيمن خانه روشن بود، او مي‌دانست كه كبري همسر 45 ساله وي بيدار به انتظار وي نشسته است كليد را درون قفل چرخاند. حياط منزل ساكت بود، آرام وارد خانه شد، كبري در حال مشاهده يك برنامه تلويزيوني بود. با ديدن چهره همسرش بار ديگر ذهنيات كوري جلو چشمانش را گرفت. كبري به دور از افكار خان‌علي به سمت آشپزخانه رفت تا براي همسرش چاي بريزد.

دقايقي بعد افكار شوم خان‌علي بر عقلش غلبه كرد و دعواي لفظي عميقي بين زن و شوهر درگرفت. ساعت 3 بامداد روز گذشته خان‌علي خون‌آلود در حالي كه چاقوي بزرگي را در دست داشت از خانه خارج شد. مقصد وي چند كوچه بالاتر از منزلش بود، او قصد داشت مرد را به قتل برساند. ديگر هيچ تسلطي به خود نداشت. چهار ساعت و نيم پشت يك در منتظر خروج مردي شد، حدود ساعت 30/7 دقيقه روز گذشته محمد 46 ساله به قصد عزيمت به محل كارش واقع در اداره تأمين اجتماعي از منزلش خارج شد. هنوز چند قدمي از در منزل فاصله نگرفته بود كه ضربه يك چاقو در ناحيه گردنش او را بر روي زمين انداخت خان‌علي بي‌وقفه ضربات ديگري بر سر و صورت محمد وارد مي‌كرد. اهالي براي رفتن به محل كارشان از خانه خارج شده بودند كه شاهد اين صحنه شدند كمك چند نفر از هم محلي‌ها محمد را از زير ضربات چاقو نجات داد.

خان‌علي فرياد آه كشيد بايد او را بكشم من زنم را نيز كشته‌ام. هر دو مستحق مرگند. مأموران مركز فوريت‌هاي پليسي 110 از ماجرا با اطلاع شده و به سرعت يك اكيپ پليسي براي بررسي ماجرا به محل حادثه عزيمت كردند. خان‌علي بازداشت شد براساس اظهارات وي مبني بر ارتكاب يك قتل در منزلش بلافاصله عمليات تحقيق آغاز شد، محمد به سرعت به بيمارستان مدرس انتقال يافت و پرسنل پزشكي او را به اتاق عمل‌ برده و جراحي بر روي بدن وي آغاز شد.

 

وقتي مأموران وارد خانه خان‌علي شدند. چراغ‌هاي خانه روشن بود. جسد كبري بر زمين افتاده بود سر از بدنش جدا شده بود خون تمام فرش را رنگين كرده و اين صحنه اعتراف خان‌علي را به يقين تبديل كرد.

بازپرس هنرمند به همراه يك اكيپ از مأموران دايره 10 آگاهي مركز براي بررسي ماوقع در صحنه جنايت حاضر شدند. خان‌علي صراحتاً به قتل همسرش اعتراف كرد و انگيزه را در تحقيقات اوليه سوءظن نسبت به كبري و ارتباط نامشروع با محمد عنوان كرد.

خان‌علي و كبري داراي دو دختر و دو پسر بودند كه هر چهار فرزند آنان ازدواج كرده‌اند و در زمان قتل در منازل خود حضور داشتند.

همسايه‌ها به مأموران آگاهي گفتند: كبري زن آرامي بود و آزارش به كسي نمي‌رسيد. در تمام چند سالي كه در اين محل زندگي مي‌كردند ما رفتار نادرستي از اين زن نديديم.

مرد مضروب كه داراي پنج فرزند است و به گفته همسايه‌ها داراي اختلاف شديد با همسرش است بعد از انجام جراحي وضعيت جسمي بهتري پيدا كرده است ولي هنوز قادر به پاسخگويي به سؤالات مأموران اداره آگاهي نيست.

بررسي بيشتر در اين زمينه در دايره 10 آگاهي مركز و دادسراي جنايي تهران ادامه خواهد داشت.

 

سطح رضايت زناشويي زنان ايراني بسيار پايين است 

دوشنبه 22 تير 1383- 12 ژوئيه 2004

خبرنگار اجتماعي وقايع اتفاقيه: 40 درصد از زنان تحصيلكرده و تقريباً نيمي از زنان ديپلمه وضعيت ازدواج خود را پايين‌تر از حد متوسط مي‌دانند. وضعيت رضايت زناشويي هم در يك چهارم زنان تحصيلكرده و يك سوم زنان ديپلمه، وخيم و بسيار وخيم گزارش شده است.

 

طبق نتايج تحقيقي كه دفتر برنامه‌ريزي اجتماعي و مطالعات فرهنگي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري انجام داده است، رضايت زناشويي در زنان تحصيلكرده بهتر از ديپلمه است. اما در نگاه كلي، سطح رضايت زناشويي زنان در ايران بسيار پايين است و توجه به اين موضوع و پياده‌سازي راهكارهاي مناسب مانند زوج‌درماني يا مشاوره خانوادگي ضروري به نظر مي‌رسد.

 

در اين تحقيق بين رضايت زناشويي و تحصيلات رابطه مثبتي مشاهده شده كه نشان مي‌دهد زنان تحصيلكرده از خصوصيات همسر خود نيز رضايت بيشتري دارند. شايد تحصيلات، سن بالاتر در ازدواج و در نتيجه تجربه زيادتر در زندگي، به شناخت بهتر زوج و انتخاب مناسب‌تر در زنان كمك كرده باشد. طبق نتايج تحقيق فوق ثابت شده است كه طلاق در ميان كساني كه بعد از 30 سالگي ازدواج مي‌كنند كمتر اتفاق مي‌افتد. زنان تحصيلكرده ارتباط خوبي با شوهر برقرار مي‌كنند و تعارضات و اختلافات را در تمام زمينه‌‌ها به ويژه مسائل مالي، كارآمدتر حل و فصل مي‌نمايند.

 

محققان و درمانگران مسائل زناشويي، كيفيت رابطه جنسي بين زن و شوهر را مهمترين عامل تعيين كننده در رضايت زناشويي مي‌دانند. يافته‌هاي اين تحقيق نيز نشان مي‌دهد كه زنان تحصيلكرده نسبت به زنان ديپلمه رضايت بيشتري از رابطه جنسي خود دارند. تقسيم كار در منزل و نگهداري از فرزندان نيز رضايت زناشويي را بالا مي‌برد كه زنان تحصيلكرده از نقش‌هاي مساوات‌طلبانه در خانواده ابراز رضايت بيشتري كرده‌اند. درواقع، ساختار خانواده در اين خانواده‌‌ها تغيير كرده است و زن و مرد توانايي انجام هر دو نقش را به دست آورده‌اند و مي‌توانند مسؤوليت‌‌هاي يكديگر را به نحو مناسب پوشش دهند و خلأ ناشي از يكديگر را پر كنند.

 

فراواني‌هاي به دست آمده از نمونه‌هاي اين تحقيق كه در بين 400 زن تهراني كه ازدواج آنها كمتر از پنج سال سابقه دارد و نيمي از آنها ديپلمه و نيمي ديگر داراي تحصيلات عاليه بودند نشان مي‌دهد كه اغلب زوجين در سال‌هاي اوليه ازدواج، تمايل به داشتن فرزند ندارند. در گذشته معمولاً بعد از ازدواج از وسايل پيشگيري از بارداري- به علت عدم دسترسي يابي‌اعتقادي به آن- استفاده نمي‌كردند و بعد از گذشت يك يا دو سال اولين فرزند متولد مي‌شد. با اين كه ميانگين سال‌هاي ازدواج در نمونه‌‌ها بيش از دو و نيم سال بود، بيش از نيمي از آنان بدون فرزند بودند. به نظر مي‌رسد نگاه زن و مرد به ازدواج تغيير كرده است و ديگر آنان عجله‌اي براي داشتن فرزند ندارند و زوجين بيشتر به دنبال هماهنگي با يكديگر هستند. برخي محققان نيز اذعان داشته‌اند كه بهترين دوران زندگي زناشويي براي زنان، دوران پس از ترك خانه و قبل از تولد فرزند است. محققان طرح فوق اعتقاد دارند كه زنان جامعه ما نيز با طولاني‌كردن زمان قبل از تولد فرزند، درواقع مي‌خواهند به درك بهتري از اين دوران نائل آيند. همچنين احتمال داده‌اند كه زن و مرد به فرزند به عنوان عامل پايداري زندگي مشترك نگاه نمي‌كنند. البته بايد براي نگاهي جامعتر نقش مهم عوامل اقتصادي محدودكننده را نيز درنظر گرفت.

 

در اين پژوهش تعداد قابل‌توجهي (بيش از سه‌چهارم) از شوهران زنان ديپلمه، داراي تحصيلات دانشگاهي بودند. اين در حالي است كه تعدادي از شوهران زنان تحصيلكرده داراي تحصيلات ديپلم يا زيرديپلم بودند. به اعتقاد پژوهشگران اين طرح، اين مطلب مبين اين موضوع است كه جامعه كمتر به هماهنگي تحصيلات زن و مرد توجه دارد. مردان تحصيلكرده در جامعه كم نيستند، اما بسياري از آنان به علت نگاه منفي به تحصيلات زن، ترجيح مي‌دهند با زنان ديپلمه يا زيرديپلم ازدواج كنند. اين عدم هماهنگي بين تحصيلات مي‌تواند تأثير منفي بر رضايت از زندگي زناشويي داشته باشد. رضايت زناشويي در زنان ديپلمه، پايين‌تر از زنان تحصيلكرده بود.

 

مشاور استاندار قم خبرداد:

تدوين نظام جامع حقوقي زنان در ايران

يكشنبه 21 تير 1383- 11 ژوئيه 2004

خبرگزاري فارس:مشاور استاندارقم و دبيركميته بانوان گفت:نظام جامع حقوقي زنان توسط دانشگاه مفيد قم و با همكاري اعضاي هيات علمي دانشگاههاي تهران و شهيد بهشتي كه از حقوقدانان برجسته كشور هستند، در مدت 3 سال تدوين شده است.

به گزارش خبرگزاري فارس بتول الهي افزود: اين طرح به سفارش مركز مشاركت زنان رياست جمهوري و با پيگيري هاي مستمر خانم شجاعي مشاور رياست جمهوري در امور زنان با اعتباري بالغ بر 500 ميليون ريال طراحي و تهيه شده است.

وي درادامه با اشاره به كهنگي قوانين و مقررات مربوط به زنان در قوانين مدني جمهوري اسلامي ايران، طرح نظام جامع حقوقي زنان را گامي مهم دراحقاق حقوق زنان كشور دانسته و تصريح كرد: اين طرح كلا بصورت لايحه تنظيم شده است و براي تصويب از طريق رياست جمهوري به مجلس فرستاده مي شود.

وي در بخش ديگري از سخنان خود خاطر نشان ساخت: در آينده نزديك همايشي به منظور تشريح روند شكل گيري و اجراي طرح نظام جامع حقوقي زنان در قم با همكاري مركز مشاركت زنان رياست جمهوري، دانشگاه مفيد قم و كميته بانوان و جوانان استانداري برگزار مي شود.

وي همچنين از اجراي طرح آموزشي مهارتهاي زندگي به بانوان شاغل در استان قم خبر داد و هدف اصلي اين طرح را افزايش سطح كيفي ادراك زنان و افزايش ميزان بهره وري آنان در عرصه فعاليتهاي اجتماعي و خانواده عنوان كرد.

 

آرزوي‌ طلايي‌

اعتماد - دوشنبه 22 تير 1383- 12 ژوئيه 2004

 

شرايط‌ سخت‌ زندگي‌ در ايران‌ بخصوص‌ براي‌ زنان‌ و دختران‌ جوان‌، نداشتن‌ دورنماي‌ درست‌ براي‌ آينده‌ كاري‌ و زندگي‌ مستقل‌، سختگيري‌ها و محدوديت‌هاي‌ اجتماعي‌ و خانوادگي‌، عدم‌ پذيرش‌ در دانشگاه‌ها و غيره‌ بسياري‌ از دختران‌ جوان‌ را به‌ اين‌ فكرانداخته‌ كه‌ با ازدواج‌ اين‌ امكان‌ را بيابند كه‌ به‌ خارج‌ از ايران‌ سفر كنند و خود را از بار اين‌ مشكلات‌ برهانند.

نسرين‌ كريمي‌ وكيل‌ مدافع‌ ايراني‌ مقيم‌ برلين‌ و عضو هيات‌ مديره‌ كانون‌ وكلاي‌ آلمان‌ و ايران‌ به‌ سوالاتي‌ درباره‌ مشكلات‌ حقوقي‌ زنان‌ ايراني‌ در آلمان‌ پاسخ‌ گفته‌ است‌.

كريمي‌ كه‌ 44 سال‌ دارد تحصيلات‌ خود را در رشته‌هاي‌ قوم‌ شناسي‌ و حقوق‌ در كشور آلمان‌ به‌ انجام‌ رسانده‌ و از سال‌ 1378 در برلين‌ از جمله‌ به‌ رسيدگي‌ به‌ مشكلات‌ حقوقي‌ ايرانيان‌ در زمينه‌هاي‌ مختلف‌ مانند حقوق‌ خانواده‌، حق‌ حضانت‌، نفقه‌، مهريه‌، طلاق‌ و غيره‌ مي‌ پردازد.

او در مورد علت‌ اصلي‌ بروز مشكلات‌ در خانواده‌هاي‌ ايراني‌ معتقد است‌: ايفاي‌ رل‌ و نقش‌ زن‌ و مرد به‌ نسبت‌ جامعه‌ سنتي‌ كه‌ ما از آن‌ مي‌ آييم‌ تغيير مي‌ كند.اين‌ باعث‌ مي‌ شود كه‌ با تغيير اين‌ نقش‌ها، روابط‌ خانوادگي‌ تغيير كند.

اين‌ تغييرات‌ باعث‌ ايجاد مشكلاتي‌ مي‌ شوند كه‌ در تجربه‌ افراد نيستند.

بعضي‌ وقت‌ها به‌ دليل‌ اينكه‌ فشار فاميل‌ وجود ندارد، انسان‌ها راحت‌تر مي‌توانند اختلافات‌ پيش‌ آمده‌ را مطرح‌ كنند يا حتي‌ تصميم‌ به‌ جدايي‌ بگيرند كه‌ شايد اگر در ايران‌ زندگي‌ مي‌ كردند اين‌ كار را نمي‌ كردند.گاهي‌ نيز ناخواسته‌ مشكلاتي‌ پيش‌

مي‌ آيند كه‌ مربوط‌ به‌ شرايط‌ سخت‌ زندگي‌ در خارج‌ از كشور هستند.

خبرگزاري‌ ايسنا خبر از شركت‌ بيش‌ از يك‌ ميليون‌ و صد و شصت‌ هزار نفر دختر جوان‌ را در كنكور مي‌ دهد كه‌ از اين‌ ميزان‌ فقط‌ تعداد كمي‌ امكان‌ راهيابي‌ به‌ دانشگاه‌ها را دارند و بقيه‌ به‌ دنبال‌ راه‌ حل‌هاي‌ ديگر براي‌ رهايي‌ از مشكلات‌ خانوادگي‌ و اجتماعي‌ مي‌گردند.

نداشتن‌ دورنماي‌ درست‌ كاري‌، تحمل‌ اعمال‌ خشونت‌ در خانواده‌ و ممنوعيت‌هاي‌ اجتماعي‌ خارج‌ رفتن‌ از ايران‌ را به‌ آرزوي‌ طلايي‌ بسياري‌ از دختران‌ جوان‌ تبديل‌ كرده‌ است‌.

تصميم‌ به‌ ازدواج‌ با مردي‌ در خارج‌ از ايران‌ كه‌ معمولا بدون‌ شناخت‌ درست‌ از همسر آينده‌ و خانواده‌ او و تنها بنا بر معرفي‌ يك‌ واسطه‌ صورت‌ مي‌ گيرد مي‌ تواند عواقب‌ بسيار سختي‌ را براي‌ آنان‌ ايجاد كند.

در اين‌ ميان‌ تني‌ چند از مردان‌ ايراني‌ كه‌ سال‌هاست‌ در خارج‌ از كشور بسر مي‌ برند و با وجود تجارب‌ مختلف‌، در ايجاد روابط‌ عاطفي‌ و تشكيل‌ زندگي‌ خانوادگي‌ موفقيت‌ چنداني‌ را به‌دست‌ نياورده‌اند، از موقعيت‌ فعلي‌ استفاده‌ كرده‌ و براي‌ ازدواج‌ با دختري‌ نجيب‌ و مطيع‌ راهي‌ ايران‌ مي‌ شوند.

همه‌ چيز در مدت‌ بسيار كوتاهي‌ صورت‌ مي‌ پذيرد. برخي‌ از دختران‌ گاهي‌ حتي‌ با وجود اختلاف‌ سني‌ زياد، فقط‌ به‌ منظور فرار از وضعيت‌ فعلي‌شان‌ تن‌ به‌ اين‌ ازدواج‌ مي‌ دهند.

در ظرف‌ مدت‌ بسيار كوتاهي‌ مقدمات‌ كار فراهم‌ شده‌ و عروس‌ راهي‌ خارج‌ از كشور مي‌ شود.برخورد دو دنياي‌ متفاوت‌ و توهمات‌ و توقعات‌ متفاوت‌ اين‌ دو انسان‌ از يكديگر در خيلي‌ از موارد منجر به‌ ايجاد ناهنجاري‌ها و درگيري‌هاي‌ سختي‌ ميان‌ آن‌ دو مي‌ گردد.

ازدواج‌هايي‌ از اين‌ نوع‌ در بسياري‌ از كشورهاي‌ اروپايي‌ اتفاق‌ مي‌ افتند و به‌ دنبال‌ خود مشكلات‌ حقوقي‌ خاصي‌ را براي‌ زنان‌ ايراني‌ ايجاد كرده‌اند.

خانم‌ نسرين‌ كريمي‌ نيز با تجربه‌ كاري‌ خود در مشاهده‌ تعدد موارد طلاق‌هايي‌ از اين‌ نمونه‌، تاكيد مي‌ كند كه‌ برخورد دو تجربه‌ بسيار متفاوت‌ اغلب‌ باعث‌ ايجاد مشكلات‌ خانوادگي‌ بسيار عظيمي‌ مي‌ شود كه‌ دربسياري‌ از موارد به‌ طلاق‌ مي‌ انجامند.

بر طبق‌ قوانين‌ موجود در آلمان‌ تا دو سال‌ اجازه‌ اقامت‌ زناني‌ كه‌ از طريق‌ ازدواج‌ به‌ آلمان‌ سفر كرده‌اند به‌ اقامت‌ و زندگي‌ مشترك‌ با همسرانشان‌ بستگي‌ دارد.

اين‌ مساله‌ بسياري‌ از زنان‌ را مجبور مي‌ كند كه‌ خشونت‌ و مشكلات‌ زندگي‌ با همسر را در اين‌ مدت‌ تحمل‌ كنند.

خانم‌ كريمي‌ درباره‌ كاربرد قوانين‌ ايران‌ در دادگاه‌هاي‌ آلماني‌ مي‌ گويد: طبق‌ معاهده‌ بين‌ المللي‌ كه‌ در سال‌ 1929 ميلادي‌، مهر ماه‌ 1307 خورشيدي‌ بين‌ ايران‌ و آلمان‌ به‌ امضا رسيده‌ وقتي‌ اتباع‌ ايراني‌ در آلمان‌ تصميم‌ به‌ طلاق‌ مي‌گيرند و در مشكلات‌ حقوقي‌ متعاقب‌ آن‌ مثل‌ مساله‌ ارث‌، حق‌ حضانت‌ فرزند و غيره‌، دادگاه‌هاي‌ آلماني‌ موظفند بر اساس‌ قانون‌ ايران‌ اين‌ دعوا را حل‌ كنند.يعني‌ قوانين‌ ايران‌ و محدوديت‌ها و مشكلات‌ مربوط‌ به‌ مسائل‌ زنان‌ در اينجا هم‌ پايه‌ تصميم‌ گيري‌ها قرار مي‌ گيرند.

سازمان‌هاي‌ زنان‌ زيادي‌ در آلمان‌ براي‌ دفاع‌ از حقوق‌ زنان‌ در اين‌ مورد اقدام‌ كرده‌ و مي‌ كنند. اين‌ سازمان‌ها با معرفي‌ وكلا و مشاوران‌ رواني‌ و حقوقي‌ سعي‌ در كمك‌ رساندن‌ به‌ اين‌ زنان‌ و حمايت‌ از آنان‌، حتي‌ در خانه‌هاي‌ امن‌ زنان‌ را دارند.

 

خشنونت خانگي بزرگترين چالش پيش روي زنان است

يكشنبه 21 تير 1383- 11 ژوئيه 2004

خبرگزاري فارس: رئيس مركز مشاركت زنان رياست جمهوري گفت: خشونت خانگي از سوي همسر و شريك زندگي بزرگترين چالش زنان در ايران است كه به علت پنهان بودن آن به سرعت در حال گسترش است.

به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس زهرا شجاعي امروز در كنفرانس بين‌المللي جمعيت و توسعه افزود: بررسي‌هاي انجام شده نشان مي‌دهد احساس ناتواني، كاهش اعتماد به نفس، افزايش اضطراب و هزينه هاي زندگي مهمترين عوارض خشونت خانگي است ضمن اين كه كودكان فردا و زنان امروز را در معرض خطرات بزرگ قرار داده است.

وي ادامه داد: نتيجه يك تحقيق در كشور فيجي نشان مي‌‌دهد 7 درصد درآمد ناخالص ملي آن معادل 300 هزار ميليون دلار براي جبران مشكلات ناشي ازخشنوتهاي خانگي هزينه شده است در حالي است كه در كشور ما با كثرت جمعيت و وسعت كشور بي توجهي به اين موضوع به مراتب هزينه‌هاي بيشتري را به جامعه تحميل مي‌كند.

شجاعي گفت: زنان امروز براي احقاق حقوق خود در مرحله اول بايد مهارت گفت و گو را بياموزند اما اين امر نبايد فقط در مرحله آموزش بماند بلكه بايد با يك عزم ملي و اراده قوي از سوي همه قواي كشور برنامه‌ هاي عملكرد و اجرايي براي حمايت از قربانيان خشونت داشته باشيم.

شجاعي گفت: براي رسيدن به اين هدف سياستهاي درون خشي را در همه حوزه‌ها دنبال مي‌كنيم و در عين حال از فعاليت تشكلهاي غير دولتي حمايت مي‌كنيم تا بتوانيم هر چه زودتر به محيطي عاري از خشونت در كشور دست بيابيم.

وي ادامه داد : تلاشهايي كه در سالهاي اخير براي افزايش مشاركت زنان در كشور انجام شده منجر به رشد 63درصدي اشتغال زنان در پستهاي مديريتي ، پذيرش 62 درصدي دختران در كنكور دانشگاهها و رشد 380 درصدي مراكز فني و حرفه اي آموزش دختران بوده است .

وي گفت :‌رشد 403 درصدي سازمانهاي غير دولتي زنان و رشد 700 درصدي بودجه دستگاههاي اجرايي براي امور زنان نيز از دستاوردهاي مهم رويكرد جديد در افزايش مشاركت زنان است كه خوشبختانه در برنامه چهارم توسعه نيز با قوت و قدرت گذشته دنبال مي شود .

 

افراط در فمينيسم 

ليلي مقيمي- وقايع اتفاقيه: دوشنبه 22 تير 1383- 12 ژوئيه 2004

 

يكي از ايرادات اصلي وارده به فمينيسم، افراط در مطالبات و از دست دادن عدالت در قضاوت است. درواقع جنبشي كه براي مقابله با ناديده گرفته شدن حق و حقوق زنان در دنياي مردسالار پا گرفت ناگهان اسير زن‌سالاري مبالغه‌آميز شد كه كوشيد تا افراط را با تفريط پاسخ بگويد.

 

اشكال اساسي وارد بر مطلب فوتبال و سهم زنان كه در همين صفحه و در 18 تيرماه منتشر شد، همين افراط و از دست دادن عدالت (و جامعيت‌نگري) در قضاوت است. نويسنده مطلب كه آشكارا هيچ اطلاعي از فوتبال و دنياي خاص آن ندارد- اين را مي‌شود از اشتباهات عديده‌اش دريافت- از فوتبال به عنوان بزرگترين پديده سرگرمي و فراغت انسان مدرن استفاده مي‌كند تا در ابتدا خشونت عليه زنان و سپس استفاده ابزاري دولت‌‌ها (و ايدئولوژي‌‌ها) از فوتبال را محكوم كند و جالب اين كه در هر زمينه جامع‌نگري را از ياد مي‌برد و در نهايت از دلايلي ناقص و اشتباه نتيجه كلي مطلوب خود را مي‌گيرد.

 

در بخش اول اين مطلب (كه از لحاظ ساختاري نامنسجم و چند پاره است) با ذكر چندين مثال تلاش شده است تا دنياي پس پرده فوتبال حامي خشونت عليه زنان و حامي خريد و فروش زنان معرفي شود. در اين بخش چهار مثال به خواننده ارائه شده است كه بررسي‌ آنها جالب توجه است: 1-... حدود دو سال به مسابقات جام جهاني در يونان باقي مانده اما از هم اكنون سازمان‌هاي بين‌المللي نگراني خود را از گسترش خريد و فروش و تجارت جنسي در كنار برگزاري اين مسابقات اعلام كرده‌اند (مسابقات جام جهاني 2 سال ديگر در آلمان برگزار مي‌شود، مسابقاتي كه ماه ديگر در آتن يونان افتتاح مي‌شود المپيك است نه جام جهاني).

 

2- ... همان واقعه‌اي كه در تيم فوتبال نيوانگلند پاتريوت رخ داد كه در آن يك زن خبرنگار حاضر شد موقعيت شغلي‌اش را به خطر بيندازد و اذيت و آزاري كه تيم پاتريوت در رختكن به سرش آورده بود را افشا كند... (تيم فوتبال موردنظر كه اين اتفاق در رختكن آن افتاده يك تيم فوتبال است اما يك تيم فوتبال آمريكايي- كه شاخه‌اي از آن را راگبي مي‌خوانيم- نه يك تيم فوتبال از نوع SOCCER!!)

 

3- ... ادگارداويدز... چطور به دليل كتك زدن دوست دخترش دادگاهي شده بود كه البته براي ضربه نخوردن پرستيژ باشگاه‌‌ها و تجارت پرسود فوتبال سروصداي اين قضيه را به سرعت خواباندند (موضوع موردنظر درواقع با دريافت مبلغ معتنابهي پول از سوي اين دختر خانم از داويدز خوابيد نه به صورت ديگري، ضمن آن كه دليل اين منازعه هم بي‌بندوباري اين خانم بود كه مورد تأييد خود او هم قرار گرفت.)

 

اما شايد مهمتر از اين اشتباهات سه گانه (در مطلبي با تنها چهار مثال موردي) مسأله عدم جامعيت‌نگري در پديده‌اي به نام فوتبال است، فوتبال بزرگترين صنعت، ورزش و سرگرمي بشري است كه حدود يكصد ميليون نفر از مردم جهان به صورت مستقيم يا غيرمستقيم از آن درآمد كسب مي‌كنند و حدود يك تا دو ميليارد نفر از مردم جهان تماشاگر آن هستند، آيا مي‌توان تمام موارد خشونت رخ داده در ارتباط با زنان و افراد مرتبط با اين ورزش را ناشي از روح فوتبال دانست؟

 

آيا به صرف آن كه برخي هنرمندان در گوشه و كنار جهان زنان را تجارت مي‌كنند يا خشونتي عليه آنان به كار مي‌برند بايد سينما را محكوم كرد؟ مطمئناً در اين ميان خشونت‌هايي (كه حتي اگر فوتبال در زندگي بشر نبود هم جاري بود) رخ مي‌دهد اما فوتبال عامل اين خشونت‌‌ها نيست كه برعكس فوتبال شايد كم كننده اين خشونت‌‌ها هم باشد. در همين مسابقات يورو 2004 شاهد بوديم كه خشونت چه در داخل ميادين و چه در داخل خانه‌‌ها در سطح اروپا در زمان برگزاري تورنمنت‌‌‌ها- و در مقايسه با مقاطع مشابه- در كمترين سطح خود كه كارشناسان علت آن را حضور زنان و خانواده‌‌ها به تعداد مساوي با مردان تنها در استاديوم‌‌ها و تبليغ فرهنگ رفتار صحيح بازي جوانمردانه (Fairplay) در زندگي روزمره از طريق فوتبال و از بلندگوي رسانه‌اي دانسته‌اند.

 

اما در بخش دوم آن مطلب فوتبال ابزار دولتمردان و يكي از وسايل كاربردي براي تحمل نابساماني‌هاي اجتماعي توسط عامه مردم معرفي شده و پرسيده شده چطور مي‌توان پذيرفت كه فوتبال عرصه صلح است و زمين چمن آن صلح‌آفرين؟...

 

گرچه در اين كه فوتبال به عنوان محبوب‌ترين پديده حيطه اجتماعي امروز جهان بسيار مورد استفاده دولتمردان قرار مي‌گيرد شكي وجود ندارد اما بي‌انصافي است كه نقش فوتبال را در اعتراضات اجتماعي و نيز در نقطه‌اي متضاد در پيام‌آوري صلح ناديده بگيريم: ميادين فوتبال در اسپانياي دوران فرانكو هميشه محلي براي ابراز مخالفت‌هاي سازمان يافته با حكومت آن ديكتاتوري بود، در ايرلند ميادين فوتبال هميشه محل اجتماع مردماني بود كه مخالفت خود را با حاكميت انگلستان اعلام مي‌كردند، در آفريقاي جنوبي سياهان پيش و پس از مسابقات فوتبال فريادهاي اعتراضي خود را به خيابان‌‌ها مي‌كشانند و در آمريكاي جنوبي، در آرژانتين، در برزيل و در شيلي انقلابات و حركت‌‌هاي اجتماعي بسياري از ورزشگاه‌‌ها و ميادين فوتبال آغاز شد... (و در ايران خودمان هم ردپاي برخي اعتراضات اجتماعي را در ليگ تخت جمشيد سال 1357 و پس از بازي تيم‌‌هاي ملي ايران- بحرين و ايران- ايرلند شمالي در سه سال قبل مي‌شد يافت)، در عين حال همين فوتبال بود كه به صورت سمبليك مرگ آپارتايد در آفريقاي جنوبي و پايان خشونت در اين كشور را اعلام كرد. با بستن سمبليك بازوبند كاپيتاني به بازوي لوكاس راد سياهپوست توسط جيمز تاون سفيدپوست، فوتبال در آلمان متحد پايان خصومت‌هاي پنجاه ساله آلمان شرقي و غربي و فرارسيدن اتحاد آن شد و باعث توقف خونريزي‌‌ها در رواندا و زيمبابوه شد، در اسپانيا پيام‌آور انزجار عمومي از خشونت‌گرايي اتا شد و در قبرس به كاتاليزوري براي رسيدن به صلح ميان طرف‌‌هاي درگير...

فوتبال و ميادين آن بزرگترين و در دسترس‌ترين محل تجمعات كلان اجتماعي در جهان امروز است، طبيعي است كه در حواشي اين ميادين و زندگي مردم دخيل در آن ناهنجاري‌هايي در كنار هنجارها، بي‌انضباطي در كنار نظم و خشونت در كنار جوانمردي جاري باشد.

 

 

 

 

مد وجامعه ايراني(9)

مدهاي ظاهري و رفتاري جوانان نيازمند تعريف مجدد هستند

يكشنبه 21 تير 1383- 11 ژوئيه 2004

خبرگزاري فارس:عضو شوراي سردبيري فصلنامه كتاب زنان گفت: پديده مد به معناي ايجاد تنوع، خلاقيت و ابتكار سازنده در عرصه‌هاي مختلف مثبت تلقي مي‌شود و با برخي جنبه‌هاي منفي آن نيز مي‌توانيم از طريق باز تعريف مد بر مبناي فرهنگ ايراني و اسلامي مقابله كنيم.

فاطمه محبي، جامعه شناس و عضو شوراي سردبيري فصلنامه كتاب زنان در گفتگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: امواج زودگذر رفتاري است كه از سوي طبقات بالاي اجتماع آغاز مي‌شود و مدت زمان خاصي، رفتار اعضاي جامعه را تحت تاثير قرار مي‌دهد.

وي گفت: مدها عمدتا از طريق ابزارهاي فرهنگي، رسانه‌هاي جمعي نظير ماهواره، تلويزيون، فيلم‌هاي سينمايي، سي دي، و ... از سوي جوامع غربي به جوامع غير غربي منتقل مي‌شوند.

اين كارشناس ارشد جامعه شناسي افزود: گفته مي‌شود كه دختران بيش از پسران به مد گرايش دارند، اين موضوع تا حدي صحيح است چون حسن زيبايي شناختي در زنان قوي‌تر است و از آنجا كه مد فرستان، مد را به مفهوم زيبايي، شادابي، جذابيت، سر زندگي و جواني تعريف مي‌كنند، ذائقه جوانان ايراني، بخصوص دختران را به سمت مد ترغيب مي‌كنند.

وي با اشاره به اين كه در شرايط كنوني جامعه ما برخي از پسران به تبعيت از مدهاي ظاهري و رفتاري، همانند برخي دختران گرفتار شده‌اند، گفت: مد را مي‌توان به دو نوع مدهاي مربوط به زييايي ظاهري و رفتار تقسيم كرد.

وي افزود: معمولا مدهاي رفتاري متعاقب مدهاي مربوط به ظاهر پديدار مي‌ شود، چنانكه داشتن آرايش‌هاي خاص يك گروه، ژست‌هاي ظاهري، بكارگيري كلمات و عبارات زبان مخفي، روابط دوستانه و غير مجاز با جنس مخالف و ... به عنوان مد رايج مي‌شود و اين در حالي است كه معمولا اين مدها با قواعد و هنجاريهاي فرهنگي و اجتماعي ايرانيان مغايرت دارند.

عضو شوراي سردبيري فطنامه كتاب زنان اظهار داشت: راه كم كردن تمايل جوانان نسبت به مدهاي مغاير با فرهنگ ايراني اين است كه براي نسل جوان به خودي خود ارزش قايل باشيم و با ملاك قرار دادن رفتارهاي مثبت و توجه به بعد معنوي و روحي آنها معيارهاي زيبايي‌مان را تغيير دهيم نه اين كه جوانان صرفا از طريق پوششي خاص زيبايي خود را در جامعه به رخ بكشند.

فاطمه محبي گفت: تحميل هزينه‌هاي اقتصادي بر فرد و خانواده، صرف زمان براي دريافت مدهاي جديد و اجراي آنها، كمبود فرصت جهت انجام امور ضروري و سودمند، جهت دهي اعضاي جامعه به اموري سطحي، بهره‌كشي از افراد پيروي كننده از مد، ايجاد شكاف طبقاتي و نابرابري‌هاي اجتماعي از جمله كاركردهاي منفي مدگرايي هستند.

وي به حركات و زبان و گويش‌هاي نامناسبي كه در ميان جوانان مد شده اشاره كرد و افزود: متاسفانه اكنون رسانه‌ها نيز تقويت كننده اين رفتار شده‌اند در حالي كه بايد قبح بكارگيري چنين رفتارهايي را از طريق رسانه‌هاي گروهي نشان دهيم.

 

 

 

سيماي زن در سيما (24 )

زنان آب قندي در تلويزيون!

يكشنبه 21 تير 1383- 11 ژوئيه 2004

خبرگزاري فارس: ليلا يوسفي، مدرس دانشگاه و دبير مركز استعدادهاي درخشان گفت: مجموعه‌سازان در موضوعات سياسي زنان را موجوداتي ناتوان به تصوير مي‌كشند كه در مواجه با مشكلات غش مي‌كنند و نياز به آب قند دارند.

ليلا يوسفي، مدرس دانشگاه در گفت‌و‌گو با خبرگزاري فارس در پاسخ به اين سوال كه جايگاه اجتماعي و موقعيت زنان را در مجموعه‌هاي تلويزيوني چه طور ارزيابي مي‌كنيد، گفت: در اغلب سريال‌هاي تلويزيوني جايگاه اجتماعي زنان به درستي نشان داده نمي‌شود، در حالي كه بخش مهمي از مسووليت‌هاي اجتماعي كه منجر به جريان‌هاي مهم در كشورمان شده، همچون پيروزي انقلاب اسلامي يا دفاع مقدس بر عهده زنان بود و نمي‌توان نقش اجتماعي زنان را در اين مقاطع‌ سرنوشت‌ساز ناديده گرفت.

وي افزود: مجموعه‌سازان در اغلب سريال‌هاي تلويزيوني صرفاً به زن به عنوان مادر نگاه مي‌كنند و آنها را معمولاً در آشپزخانه يا در حال رفت و روب كردن نشان مي‌دهند يا زماني كه زنان شاغل را به تصوير مي‌كشند، معمولاً ناتوان از انجام كارهاي خانه نشان مي‌دهند تا حدي كه صداي همسرانشان در مي‌آيد و منجر به اختلافات خانوادگي مي‌شود.

دبير مركز استعدادهاي درخشان اشاره كرد: در برخي از سريال‌هاي تاريخي و مذهبي به نقش اجتماعي زنان بيشتر پرداخت شده است. زنان در اين مجموعه‌ها شجاع، مقاوم، صبور، فعال، خردمند، تاثيرگذار و مسوول نشان داده مي‌شوند. در كل مي‌توان گفت كه كارگردانان مرد در سريال‌هاي تاريخي در به تصوير كشيدن زنان صادق‌تر بوده‌اند.

وي افزود: زنان در جامعه امروزي بسيار فعال هستند، اما در تلويزيون آنها معمولاً ايفاگر نقش‌هاي كم رنگ و مخشوش هستند و به نظر مي‌رسد كه بخشي از اين اشكال ناشي از كم توجهي كارگردانان مرد و درك نادرست آنها از موقعيت زنان در جامعه فعلي ايران است.

كارشناس ارشد ادبيات فارسي در پاسخ به اين سوال كه آيا تعريف واقع گرايانه‌اي از زنان ارائه شده، گفت: شخصيت زنان سفيد يا سياه مطلق نشان داده مي‌شود، گويي كه حد وسطي وجود ندارد و در اثر اين اغراق‌ها شخصيت‌ها ملموس و باورنكردني به نظر مي‌رسد. به عنوان نمونه خانم پرستاري در يك بيمارستان صحرايي در منطقه عمليات جنگي آرايش كرده و سر وضع مرتبي دارد، در حالي كه باور اين مساله در ميدان جنگ خيلي مشكل است، جايي كه كسي فرصت اين كار را ندارد. البته فيلم‌سازان اين را به حساب گريم مي‌گذارند.

وي افزود: در توليدات سياسي زنان موجوداتي ناتوان به تصوير كشيده مي‌شوند كه در مواجه با مشكلات غش مي‌كنند يا فشارشان پايين مي‌افتد و نياز به آب قند دارند.

وي تاكيد كرد: زناني سطحي و ظاهربين، اهل غيبت، دخالت گر در امور ديگران، پرحرف، موجوداتي احساساتي، انسان‌هايي كه مورد بي‌مهري و بي‌وفايي مردان و مخصوصاً شوهرانشان قرار مي‌گيرند، زياد نشان داده مي‌شود.

يوسفي با اشاره به زناني ديگر در مجموعه‌‌هاي تلويزيوني گفت: در مجموعه‌هاي تلويزيوني حتي زناني كه از صلابت زيادي برخوردار هستند و مورد پذيرش همسرانشان قرار مي‌گيرند و تلاش مي‌َود تا از آنها چهره مثبتي نشان داده شود، نهايت موفقيت‌شان اين است كه مي‌توانند همسرشان را به شستن ظرف‌ها و پختن غذا وادارند.

وي با اشاره به پوشش زنان در سريال‌ها گفت: پوشش زنان، ارائه دهنده تقليد كوركورانه از الگوهاي اروپايي است. در مورد پوشش بهتر است كه از رنگ‌ها و مدل‌هاي شرقي استفاده شود.

اين استاد دانشگاه در مورد جايگاه زنان در مجموعه‌هاي طنز گفت: سهم زنان در طنز به شوخي‌هاي بي‌مزه يا سخنان پيش‌پا افتاده منتهي مي‌شود و تاثير سازنده‌اي ندارد و بيشتر سرگرم كننده است.

يوسفي با اشاره به اين كه تكليف زنان در مجموعه‌هاي مذهبي چندان مشخص نيست، گفت: اغلب زنان مذهبي سر سجاده نشان داده مي‌شوند يا زنان چادري نقش خدمتكار را بازي مي‌كنند و كمتر نقش‌هاي عميق و سازنده دارند.

 

سيماي زن در سيما (25)

مجموعه‌هاي تلويزيوني زنان را به مذهب بي‌توجه نشان مي‌دهند

يكشنبه 21 تير 1383- 11 ژوئيه 2004

خبرگزاري فارس: سيده فاطمه محبي، عضو شوراي سردبيري فصلنامه كتاب زنان گفت: تيپ زنان جوان در مجموعه‌هاي تلويزيوني معمولاً توجهي به مذهب و ارتباط معنوي ندارند و فقط در زمان مشكلات در قالب نذر، شمع روشن كردن و زيارت در ارتباط با خداوند نشان داده مي‌شود.

 

سيده فاطمه محبي، عضو شوراي سردبيري فصلنامه كتاب زنان در گفت‌و‌گو با خبرگزاري فارس در پاسخ به اين سوال كه جايگاه اجتماعي و موقعيت زنان را در مجموعه‌هاي تلويزيوني چه طور ارزيابي مي‌كنيد، گفت: شخصيت پردازي زنان در سريال‌هاي تلويزيوني را مي‌توان در چهار سطح ارزيابي و تحليل نمود، ارتباط فرد با خدا، خودش، خانواده و اجتماع.

وي افزود: در ارتباط فرد با خودش، زنان معمولاً فاقد توانمندي‌هاي لازم در حل مشكلات خود در خصوص خانواده و اجتماع هستند و ديگران مسائل آنها را متوجه مي‌شوند و در صدد رفع آن هستند، مكانيسم‌هاي دفاعي زنان در اغلب سريال‌ها شامل گريه، بي‌تابي، عدم خردورزي، رويا، پرخاشگري... است. اغلب دختران در سريال‌هاي تلويزيوني از هويت جنسيت خود ناراضي هستند و سعي در مشابه سازي خود با جنس مخالف دارند. حركات و رفتارهاي پسرانه از سوي تعدادي از دختران مشاهده مي‌شود و با نهايت تاسف از سوي ساير نقش‌هاي در آن مجموعه اين رفتارهاي پسرانه تائيد مي‌شود.

وي افزود: شخصيت زنان در اغلب سريال‌ها، سرگردان، بي‌هدف، افسرده، بدون ابتكار عمل، ناراضي از زندگي خانوادگي و اجتماعي، فاقد آگاهي لازم است و بيشتر زنان با خود قهر هستند و درگيري‌هاي مختلفي با خود دارند.

وي در بعد ارتباط فرد با خدا گفت: هر چند در مجموعه‌ها، ارتباط معنوي زنان با خداوند نسبت به مردان قوي‌تر نشان داده مي‌شود، اما از همين مجموعه‌ها هم ارتباط با خداوند، محدود به زمان خاص، نظير وقوع مشكلات و مصائب است.

وي افزود: تيپ زنان جوان اغلب توجهي به مذهب و ارتباط معنوي ندارند، حجاب آنها نامناسب است و فقط در زمان مشكلاتي در قالب نذر، شمع روشن كردن و زيارت ارتباط آنها با خداوند نشان داده مي‌شود.

وي درباره ارتباط فرد با خانواده اشاره كرد: اگرچه در فرهنگ ايرانيان خانه و خانواده بسيار حائز اهميت است و افراد در قالب خانواده نشان داده مي‌شوند، اما در اكثر مجموعه‌ها خانواده‌ نابسامان و داراي مشكل است و نمي‌تواند مشكل فرد را حل كند و حتي در مواردي مشكل ساز است.

وي افزود: خانواده در اكثر فيلم‌ها در نوع هسته‌اي كم جمعيت و از طبقات مرفه جامعه است. در اغلب فيلم‌ها دختران با پدر خود ارتباط نامناسبي دارند، ز يرا مخالف نظارت پدر بر رفتارهايشان مي‌باشند.

وي تاكيد كرد: دختران درخانواده اكثراً فردگرا، منزوي و خانواده گريز نشان داده مي‌شوند و زنان با همسرشان سر ناسازگاري دارند گويي كه احقاق حق خود را در جبهه‌گيري و مخالفت شديد لفظي و پرخاشگري مي‌بيند. در اكثر فيلم‌ها، ازدواج نيز با يك نگاه يا روابط قبل از ازدواج حتي خارج از اطلاع والدين سامان مي‌گيرد.

محبي گفت: به كارگيري كلمات عاشقانه بين زوج‌ها اكثراً در بين دختر و پسر به بهانه ازدواج به طور آشكار مطرح مي‌شود. مسائلي نظير ازدواج، بارداري، چند همسري.... در اكثر مجموعه‌ها دستمايه تمسخر و تحقير زن مي‌باشد.

وي افزود: در اغلب سريال‌ها شادي خواهي و جنگ قدرت زوجين گاه به طور تلويحي و گاه آشكار مشاهده مي‌شود، اين در شرايطي است كه اغلب زنان ايراني صبور، مهربان و با گذشت هستند، ولي در سريال‌ها در حال هتاكي، توهين و عدم تفاهم با همسر نشان داده مي‌شوند. جلب مشاركت مردان در امور خانه و خانواده، در بيشتر سريال‌ها همراه با اجبار نارضايتي و غرولند زنان نشان داده مي‌شود و حل مشكلات خانوادگي توسط زنان كمتر انجام مي‌شود، در حالي كه محتواي فيلم‌ها مي‌تواند معطوف به نكات رفتاري، اخلاقي و عاطفي زوجين شود، ولي آنچه را كه دو جنس درباره تفاوت‌هاي زيستي و اجتماعي فرد مقابل نمي‌دانند، به آنها بياموزد.

وي درباره ارتباط فرد با جامعه گفت: در اكثرفيلم‌ها زنان متعلق به قشر خاصي هستند، دختران اغلب دانشجو مي‌باشند و زنان در طبقات مرفه جامعه كه گاه از سر بي‌دردي به دنبال كوچكترين موضوع كوهي از مشكلات را ايجاد مي‌كنند. يك قشر خاص زنان در فيلم‌ها (طبقات مرفه) فرهيخته، عالم و سالم، داراي زندگي‌هاي مرفه و مجلل هستند و از مشكلات توده مردم بي‌اطلاعند، زنان در اغلب سريال‌ها براي داشتن شغل در عرصه اجتماع با خانواده خود درگيرند و دچار تعارض نقش هاي شغلي و خانوادگي مي‌باشند.

وي افزود: گاه شخصيت زن نقش اول مجموعه‌ها، در صدد اثبات قدرت زنان است و از انواع اقدامات خشن جهت اثبات اين موضوع استفاده مي‌كند، اين نوع شخصيت‌پرازي از سوي مخاطبان زن نيز با بازخورد منفي مواجه است. زيرا احقاق حقوق زنان در طول تاريخ به علل مختلف مغفول و مظلوم مانده است.

وي گفت: نبايد در اين مجموعه‌ها با جبهه‌گيري عليه مردان عليه خانواده و عليه جامعه مواجه شويم. اگر زماني در فيلم‌ها زنان كمتر نقش اول فيلم‌ها را داشتند و شخصيت آنها منفعل و در حاشيه و غيرفعال بود، اينك فعال پويا و در صدد حل معضلات است. اما حل معضلات خانوادگي و اجتماعي زنان، به واسطه ابزارهاي خشونتي ميسر نمي‌شود.

وي تاكيد كرد: برخي از مهمترين مسائلي كه در زمينه ارائه تصوير زن و شخصيت‌پردازي از زن در سريال‌هاي تلويزيوني مشاهده مي‌شود، عبارتند از: تبديل مسائل جزئي زنان به مسائل كلي. جزئي نگري در مورد مسائل زنان، عدم توجه به نقش‌هاي خانوادگي و اجتماعي زنان به طور همزمان، بهره‌گيري از ويژگي‌‌هاي ظاهري و جنسي زنان جهت جذب مخاطب، جبهه‌گيري زنان عليه مردان، خانواده و جامعه جهت احقاق حقوق مغفول مانده خود، عدم توجه به مشكلات اقشار مختلف زنان و خرده فرهنگ‌ها و سبك‌هاي مختلف زندگي زنان، عدم پاسخگويي به سوالات ذهني و شبهات فكري نسل جوان به ويژه دختران در خصوص مسائل فردي و خانوادگي و اجتماعي.

وي اشاره كرد: احصاي مشكلات واقعي زنان از طريق تحقيقات ميداني، توجه جدي به نتايج نظر سنجي‌ها در مورد رضايت از شخصيت پردازي زنان از نظر مخاطبان، تقويت دفتر امور بانوان سازمان صدا و سيما در جهت تعالي محتواي فيلم‌ها در نگرش نسبت به زن، توجه عادلانه موضوعات سريال‌ها به مسائل مثبت و منفي زنان و عدم معطوف شدن به يك بعد، الزام به كارگيري صاحبنظران حوزه‌هاي مختف علوم اجتماعي،‌حقوق، روانشناسي و ... ممكن خواهد شد.

 

نگاهي به تجربه مبارزه با قاچاق انسان در كشورهاي ديگر

قاچاق 30 ميليون زن در 3 دهه گذشته

آزاده اكبري akbari@vaghage.com 

 

وقايع اتفاقيه: دوشنبه 22 تير 1383- 12 ژوئيه 2004

قاچاق زنان در دو دهه گذشته رشد بي‌سابقه‌اي داشته است. عده‌اي علت اين رشد را پديده جهاني‌سازي مي‌دانند اما آنچه مسلم است زنان قرباني قاچاق انسان معمولاً از كشورهاي درحال توسعه فقير خارج مي‌شوند. كشورهايي مانند روماني پس از سقوط رژيم كمونيستي در آنها هنوز نتوانسته‌اند اقتصاد خود را سرپا كنند و طبق آمارهاي رسمي در اين كشور، از هر ده زن يكي فاحشه است.

 

زنان از لحظه‌اي كه درگير باندهاي قاچاق مي‌شوند، ديگر هويت انساني ندارند بلكه بردگان مدرن محسوب مي‌شوند. معمولاً اين زن‌‌ها اگر جوان باشند وادار به فحشا مي‌شوند اما در حالت‌هاي ديگر به گدايي، بيگاري، كشاورزي، خشونت سازمان‌يافته، ازدواج اجباري و كار در خانه‌‌ها تن مي‌دهند.

 

در بسياري از خانواده‌هاي فقير، زن ‌ها نان‌خور اضافي محسوب مي‌شوند و توسط اعضاي خانواده به‌فروش مي‌رسند.

 

البته تمام دختران نيز، دختران بي‌گناه و باكره نيستند عده‌اي از آنها از ريسك بالايي كه مي‌پذيرند با خبرند. البته اين دسته دقيقاً نمي‌دانند چه چيزي در انتظار آنهاست.

 

قاچاقچيان با ويزاهاي جعلي و قراردادهاي كار قلابي، آنها را قانع مي‌كنند كه قرار است براي كار به كشور ديگري بروند. تصور دختران از اين به اصطلاح كار معمولاً تصور روشني نيست.

 

قاچاقچيان انسان، هدف خود را بيشتر دختران جوان (18-10 ساله) قرار مي‌دهند.

 

دختراني كه ناآگاه، بدون تحصيلات و آرمانگرا هستند. دختراني كه حاضرند براي رهايي از شرايط سخت زندگي خانوادگي تن به هر سختي بدهند. آنها كه در زندگي خود توانايي دسترسي به سواد و يا امكان يافتن شغلي مناسب را نداشته‌اند از هر فرصتي براي پيشرفت استفاده مي‌كنند.

 

 

اما از چشم خريدار، آرزوهاي دختر چندان مهم نيست. زيبايي و باكرگي اوست كه قيمتش را بالا مي‌برد.

 

خانواده‌هايي كه در نهايت فقر به‌سر مي‌برند، حتي دخترانشان را تشويق مي‌كنند تا براي نجات اقتصاد خانواده، همراه قاچاقچيان شوند. در گزارشي از يك NGO طرفدار حقوق زنان در روماني آمده است: خانواده فهميده بود كه اگر دخترانش بروند در عرض سه‌سال مي‌توانند براي خانواده درآمدزايي كنند. دخترها هم خود را فروختند چون مي‌خواستند وفاداري خود را به خانواده ثابت كنند.

 

البته چنين خانواده‌هايي از آنها كه بدون اطلاع دختران آنها را مي‌فروشند بهترند. بسياري از دختران توسط اقوام، خانواده نزديك و يا حتي نامزدشان فروخته مي‌شوند.

 

در گزارشي(1) كه به تازگي منتشر شده آمده است:

 

-3درصد از دختران توسط دوست‌پسرشان فروخته مي‌شوند.

 

-4درصد مورد تجاوز قرار مي‌گيرند و به‌فروش مي‌رسند.

 

-5درصد توسط پدر خانواده‌شان مورد تجاوز قرار مي‌گيرند و فروخته مي‌شوند.

 

-32 درصد گول مي‌خورند و بدون دخالت خانواده به فروش مي‌رسند.

 

-8 درصد توسط قيم قانوني خود فروخته مي‌شوند.

 

-4درصد براي يافتن شغل به‌ شهر مي‌روند و آنجا به‌فروش مي‌رسند.

 

چنين نفوذي در ميان مردم و ايجاد شبكه فروش فشرده، خبر از باندهايي حرفه‌اي مي‌دهد كه حداقل مي‌دانند كجا بايد به انتظار طعمه بنشينند. دختران روستايي فقير كه به شهر مراجعه مي‌كنند و يا دختران آسيب ديده از تجاوز، دم‌دستي‌ترين مواردي هستند كه در دام اين باندها مي‌افتند.

 

در 30سال گذشته، بيش از 30 ميليون زن و كودك در جهان قاچاق شده‌اند كه البته بيشتر آنها به هدف سكس تجارت شده‌اند. تنها در سال 2001، (1380) اين تعداد بين 700 هزار تا 2 ميليون نفر محاسبه شده. شايد افزايش روزافزون چنين آماري مستقيماً مربوط به خلأ قانوني براي تعريف و جلوگيري از قاچاق انسان باشد. اين پديده جديد كه فرزند ناخلف قرن جديد است، هنوز براي بسياري شناخته شده نيست. دولت‌‌ها هنوز حاضر نيستند قوانيني براي جلوگيري از قاچاق زنان وضع كنند. شبكه گسترده سنت‌‌ها و زيرساخت‌هاي كهن اجتماعي اجازه فاش كردن چنين رسوايي بزرگي را نمي‌دهد.

 

هرچند كه قاچاق انسان اكنون بعداز قاچاق مواد مخدر و اسلحه (با 7 ميليارد دلار سود سالانه) در رده سوم پول‌سازترين قاچاق‌‌ها قرار دارد.

 

قسمت اعظم اين ثروت به شبكه خنده‌دار و احمقانه‌ قرض‌دادن به زنان بر مي‌گردد. خريدار به زنان مقداري پول قرض مي‌دهد و سال‌‌ها از آنها به انحاء مختلف درخواست پرداخت قرض مي‌كند. زن‌‌ها مجبورند براي پرداخت سود قرض عمر خود را در فاحشگي بگذرانند، مضاف بر اين كه هيچ پولي از اين راه نصيب آنها نمي‌شود. علت اين قرض گاهي اوقات ارسال پول براي خانواده و اكثراً هزينه‌هاي سفر، لباس و غذا عنوان مي‌شود. قاچاقچيان براي بردن يك زن از آسيا به آمريكا، مقدار قرض را پولي در حدود 40 هزار دلار عنوان مي‌كنند.

 

قاچاق زنان و دختران، دير زماني است كه نگراني سازمان ملل متحد و جامعه جهاني را برانگيخته. كميسيون مقام زن در قطعنامه 3916 خود در جلسه سي‌ونهم در سال 1994 (1373) از دولت‌‌ها براي مبارزه با قاچاق زنان و كودكان در سطح ملي و بين‌المللي دعوت به‌عمل آورد.(2)

 

يك‌سال بعد، قاچاق زنان و دختران به‌صورت شفاف در برنامه عمل تصويب شد. در سال 1995 (1374)، در چهارمين كنگره جهاني زن در پكن، باعنوان راهبرد D3: امحاي قاچاق زنان و مساعدت به قربانيان خشونت در نتيجه سوءاستفاده جنسي و قاچاق مورد خطاب قرار گرفته است. اين برنامه از دولت‌‌ها مي‌خواست كه در زمينه قاچاق زنان به توليد قانون بپردازند. مجمع عمومي سازمان ملل هم در سال 2000، مصرانه از دولت‌‌ها خواست تا قاچاق زنان را مورد توجه ويژه قرار دهند.

 

در 15 نوامبر 2000(1379)، پروتكل الحاقي پيشگيري، ممانعت و مجازات قاچاق انسان، به‌ويژه زنان و كودكان به كنوانسيون سازمان ملل متحد عليه جنايات سازمان‌يافته فراملي به‌تصويب رسيد.

 

كشورهاي مختلف براي مبارزه با ميوه تلخ قرن بيست‌ويكم راهكارهاي متفاوتي در پيش گرفتند. توجه به فعاليت‌هاي انجام شده توسط دولت و نهادهاي غيردولتي، تصميم‌گيري براي چگونگي مبارزه با اين پديده را آسان مي‌كند.

 

برزيل

 

در برنامه جلوگيري و مبارزه عليه قاچاق انسان، مقامات امنيتي و قضايي، كميته‌اي را در جهت همكاري با سازمان‌هاي غيردولتي، رسانه‌هاي جمعي و دانشگاه‌‌ها در جهت كشاندن اين مسأله به سيستم عدالت كيفري تشكيل داده‌اند.

 

مؤسسه حقوق بشر آمريكاي لاتين، با همكاري نمايندگان جامعه مدني، شبكه‌اي ملي را براي فراهم آوردن مساعدت‌هاي رواني، اجتماعي و قانوني براي قربانيان قاچاق سازماندهي كرده‌اند.

 

 

كلمبيا

 

در سال 1996، قانوني براي ايجاد كميته بين نهادي (بين آژانسي) عليه قاچاق زنان و كودكان ايجاد شد. اين كميته شامل نمايندگاني از قوه‌قضائيه، وزارت امورخارجه، بخش عمومي امنيت، اداره عمومي وكلاي مدافع، مديركل پليس ملي، دفتر ثبت احوال، برنامه برابري زنان، پليس بين‌الملل (اينترپل) و دفتر كودكان است. يك واحد خاص در پليس نيز جهت پيگيري پرونده‌هاي مربوط به قاچاق انسان درنظر گرفته شده است.

 

 

جمهوري چك

 

واحد قاچاق پليس جنايي جمهوري چك، پايگاه اطلاعاتي‌اي را درخصوص كمك به پيگيري پرونده‌هاي قاچاق درنظر گرفته و توسعه داده است. اين واحد شامل يك دفتر مركزي واقع در پايتخت است كه چند افسر رابط در مناطق مختلف در سراسر كشور دارد. هر افسر رابط مجهز به يك عدد كامپيوتر شخصي و دوربين ديجيتال است. با بروز مسائل ناگهاني، افسر، اطلاعات مربوط به افراد درگير در پرونده و قاچاق، از جمله موقعيت، مكان و ديگر داده‌هاي مربوط را بلافاصله وارد كامپيوتر مي‌كند. اين داده‌‌ها به پايگاه اطلاعاتي مركزي انتقال داده مي‌شوند و بدين‌ترتيب پرونده‌اي جنايي تشكيل مي‌شود. در زمان پيگيري پرونده‌هاي قاچاق جديد، پليس مي‌تواند اطلاعات مربوطه را براساس اطلاعات موجود در كامپيوتر مورد بررسي قرار دهد.

 

 

جمهوري فدرال يوگسلاوي

 

در ژوئن سال 2001 (1380)، مركز هماهنگي ملي درخصوص مسأله قاچاق در جمهوري فدرال يوگسلاوي، اقدام به تشكيل يك هيأت براي مبارزه با قاچاق انسان كرد. اين اقدام با همكاري و حمايت نمايندگاني از وزراي فدرال و جمهوري، سازمان‌هاي غيردولتي ملي، نهادها و آژانس‌هاي بين‌المللي و رسانه‌‌ها صورت گرفت.

 

اين هيأت، با همكاري با سازمان امنيت و همكاري اروپا، راهبردي را براي سازوكارهاي اصلي و مرجع درخصوص قاچاق انسان فراهم كرد. اين راهبرد سيستم شناسايي زنان قاچاق شده و حمايت‌هاي لازم براي آنها را توصيف كرده است. همكاري بين نهادهاي درگير طي قراردادي غيررسمي مورد توافق واقع شده است. شناسايي قربانيان قاچاق به‌وسيله نمايندگان دولتي، سازمان‌هاي بين‌المللي و سازمان‌هاي غيردولتي، در طي روند رسيدگي جهت روشن شدن مطلب صورت مي‌پذيرد. اين سيستم شامل تمام زنان مورد قاچاق قرارگرفته، بدون درنظر گرفتن خواست آنها جهت ماندن يا ترك كشور مي‌شود.

 

در روند رسيدگي و روشن شدن مطلب، نيازهاي قرباني را بايد مدنظر قرار داد و او را در پناهگاهي امن كه برخوردار از مساعدت‌هاي لازم از جمله مشاوره طولاني و مشاوره حقوقي باشد، نگهداري كرد و از وي حفاظت نمود. اين راهبرد پيشنهاد مي‌كند كه قبل از اين كه قرباني به كشور خود بازگردانده شود، بايد تمام جنبه‌‌ها و اقداماتي كه بازگشت وي را امن مي‌كند، مدنظر قرار داد.

 

پيگيري و نظارت‌هاي بعدي درخصوص وضعيت قرباني بعداز مراجعت به كشور خود نيز بايد برقرار شود و مورد توافق قرار گيرد.

 

چنين سيستمي براساس يك توافق غيررسمي بين نهادهاي دولتي و سازمان‌هاي غيردولتي در مونته‌نگرو هم وجود دارد.

 

 

هند

 

يك شبكه غيردولتي در هند جهت تبادل اطلاعات درخصوص قاچاقچيان انسان، انتقال قرباني، نجات آنها و ديگر مسائل مرتبط با آن ايجاد شده است. يك خط كمك نيز براي اين قربانيان درنظر گرفته شده است.

 

سازمان‌هاي غيردولتي خدماتي از قبيل مشاوره به قرباني، فراهم آوردن مراقبت‌هاي روحي و رواني و كمك به حل مشكلات آنها را ارائه مي‌دهند.

 

آنها قربانيان را تا محل‌هاي زندگي‌شان همراهي مي‌كنند و برخي خدمات توانبخشي را نيز به آنها ارائه مي‌دهند. سازمان‌هاي غيردولتي مساعدت‌هايي را با برنامه‌هاي توانبخشي اقتصادي در محل زندگي قربانيان به‌همراه خدمات پزشكي صورت مي‌دهند. براي كودكان نيز دوره‌هاي آموزشي و تربيتي درنظر گرفته شده است. اين آموزش‌‌ها از ابتلاي نسل جديد به استثمار جنسي جلوگيري به‌عمل مي‌آورند.

 

 

ايتاليا

 

ماده 18 قانون مهاجرت ايتاليا، قربانيان قاچاق را مورد حمايت‌هاي اجتماعي خود قرار مي‌دهد. اين در حالي است كه بسياري از زنان بلوك شرق به فاحشه‌خانه‌هاي ايتاليا منتقل مي‌شوند.

 

اشخاص قاچاق شده در صورتي كه به‌خاطر فرار از دست قاچاقچيان انسان در معرض خطر قرار گيرند، توسط اين قانون مورد حمايت قرار مي‌گيرند و از مجوز اقامت خاص بهره‌مند مي‌شوند.

 

سازوكارهاي حمايتي براي قربانيان، براساس همكاري نزديك بين سازمان هاي غيردولتي، نيروي انتظامي و مقامات محلي استوار است. گزارش‌هاي جنايي به پليس، مشروط به درخواست حمايت و حفاظت از سوي سازمان‌هاي غيردولتي يا مددكاران اجتماعي نيست.

 

سازمان‌هاي غيردولتي مي‌توانند جهت حمايت از قربانيان قاچاق از طرف آنها براي دريافت مجوز اقامت اقدام كنند.

 

در اولين دوره دوساله اجراي اين برنامه، يك هزار و 755 نفر كه اغلب آنها را زنان و كودكان تشكيل مي‌دادند در برنامه‌هاي مساعدت و استقرار اجتماعي پذيرفته شدند و حدود يك هزار نفر نيز مجوز اقامت دريافت كردند. بيش از پنج‌هزار نفر نيز از خدمات تلفن ويژه برخوردار شدند و مشاوره‌هاي لازم و همچنين مساعدت‌هاي لازم را در اين موارد دريافت كردند.

 

 

ايتاليا/ نيجريه

 

سازمان غيردولتي ايتاليا / نيجريه براي مبارزه با پديده قاچاق انسان و فراهم‌آوردن مساعدت‌هاي لازم براي قربانيان، مشغول به‌كار است.

 

به‌علاوه به‌عنوان يك عامل پيشگيرانه، اين سازمان فيلم كوتاهي را درخصوص قاچاق انسان به زبان ايتاليايي و انگليسي درخصوص خشونت قاچاق انسان جهت اطلاع‌رساني به دختران جوان براي جلوگيري از به‌دام افتادن در اين معضل تهيه كرده است. در حقيقت، جنبه‌هاي فرهنگي-اجتماعي در نيجريه در اين فيلم تجلي يافته و باعث شده است كه اين فيلم به‌عنوان يك ابزار كارآمد مورد توجه قرار گيرد. از ديگر فعاليت‌هايي كه در ايتاليا در جهت مبارزه عليه پديده قاچاق صورت مي‌گيرد، برگزاري نشست‌هايي بين نيروهاي پليس نيجريه و ايتاليا در جهت يافتن راه‌هاي مشاركت براي مبارزه با پديده قاچاق و ايجاد فرصت در بخش‌هايي از نيجريه است كه دستخوش اين پديده شوم‌اند.

 

 

هلند

 

بخشنامه ب قانون مهاجرت، مجوز حمايت و حفاظت از قرباني را در طي روند تحقيق و نيز در طي برگزاري دادگاه صادر كرده است. مبارزه عليه قاچاق، يكي از اموري است كه در فعاليت‌هاي پليس و در بخش تحقيق در اولويت كاري قرار مي‌گيرد. هلند كه به‌خاطر آزادي سكس و موادمخدر بسيار معروف است، مأمن تعداد زيادي از گروه‌هاي قاچاق است.

 

از اينرو، نيروهاي پليس محلي يك گروه حفاظت‌كننده را كه به‌صورت منظم ملاقات‌هايي را براي بررسي جنبه‌هاي مختلف مبارزه با قاچاق برگزار مي‌كنند، ايجاد كرده است.

 

بخش تحقيق، نمايندگان محلي‌اي را در زمينه قاچاق در هر بخش تحقيق منطقه‌اي گماشته است تا اين افراد بتوانند با يكديگر در تماس باشند و به تبادل اطلاعات درخصوص مسأله قاچاق بپردازند. به‌علاوه، گزارشگر ملي قاچاق انسان، به‌عنوان دادستان هماهنگي ملي اقدام مي‌كند.

 

گزارشگر ملي، مقامي مستقل است و حق دارد به سؤالاتي كه قبل از تشكيل مجلس مطرح مي‌شود پاسخ دهد. گزارشگر ملي داده‌‌ها را از پليس، دادگاه و ديگر بخش‌هاي مربوطه درخصوص وضعيت قاچاق انسان در هلند جمع‌آوري مي‌كند. گزارش گزارشگر بعداز تكميل براي بررسي به دولت و سپس براي بحث و بررسي‌هاي بيشتر و ايجاد تغييرات در موارد ضروري در سياستگذاري‌‌ها به مجلس ارائه مي‌شود. اين عمل نه تنها اطلاعات را متمركز مي‌كند، بلكه باعث مي‌شود كه دولت هم باتوجه به اين اطلاعات، سياست‌‌ها و برنامه‌ريزي‌هاي خود را تنظيم و در موارد ضروري آنها را تغيير دهد.

 

 

 

پرو

 

جنبش پرو به‌عنوان يك سازمان غيردولتي، اطلاعاتي را از سفارت‌هاي خارجي و رايزن‌‌ها در پرو و همچنين سفارتخانه‌هاي پرو در كشورهاي ديگر درخصوص قاچاق انسان جمع‌آوري مي‌كند.

 

اين سازمان غيردولتي همچنين در جمع‌آوري اطلاعات مربوط به قاچاق انسان، از همكاري پليس بين‌الملل پرو (اينترپل)، وزارت مهاجرت و امورداخلي (پليس) بهره مي‌گيرد. به‌علاوه، اين سازمان اقدام به جمع‌آوري پاسخ‌هاي قربانيان به پرونده‌هاي قاچاق مي‌كند.

 

 

جنوب آسيا

 

صندوق سازمان ملل متحد براي زنان (يونيفم) از حركت‌هاي منطقه‌اي، ظرفيت‌سازي سازمان‌هاي غيردولتي، مؤسسات فرهنگي و ديگر خدمات اجتماعي درماني براي زنان و كودكان قرباني قاچاق حمايت مي‌كند. در جنوب آسيا، يونيفم با پليس و سازمان‌هاي غيردولتي براي تأمين حقوق بشر و رهايي زنان و دختران از فاحشه‌خانه‌‌ها همكاري مي‌كند.

 

 

آسياي جنوب شرقي

 

يونيفم در شرق و جنوب شرقي آسيا، از بنياد هات‌لاين(3) در بانكوك حمايت مي‌كند. اين بنياد خط تلفني ويژه‌ براي بررسي مسائل خشونت‌آميز، از جمله مسائل مربوط به خشونت جنسي عليه زنان و كودكان ايجاد كرده است. اين بنياد خدمات مشاوره‌اي را در منزل و نيز خدماتي را در محل اين بنياد دراختيار نيازمندان قرار مي‌دهد. همچنين اين بنياد برنامه‌اي تلويزيوني به‌صورت هفتگي درخصوص خشونت عليه زنان، با اعلام قوانين مربوط به اين مسأله، مشاوره، اطلاع‌رساني، تحليل و تفسير ارائه مي‌كند. اين برنامه حدود 5/1 ميليون نفر را در تايلند، لائوس و كامبوج تحت‌پوشش خبري خود قرار مي‌دهد. دولت تايلند و كامبوج نيز توافقنامه دوجانبه‌اي را درخصوص بازگشت و اسكان مجدد اشخاص قاچاق شده به امضا رساندند.

 

 

تايلند

 

دولت تايلند (كه بسياري از توريست‌هايش را وامدار فاحشه‌خانه‌‌ها و صنعت سكس در كشورش است) سازمان‌هاي غيردولتي و ديگر عاملين درگير در مسأله قاچاق انسان تفاهمنامه و قرارداد غيررسمي‌اي را درخصوص حداقل استانداردهاي حقوق بشري جهت درمان افراد مورد قاچاق قرارگرفته شده امضا نمودند. اين حداقل‌‌ها به‌وسيله آموزش حقوق بشر به پليس، مقامات مهاجرت، مددكاران اجتماعي و كاركنان بهداشتي براي چگونگي رفتار با افراد مورد قاچاق قرارگرفته با درنظر داشتن چشم‌انداز حقوق بشري انتقال داده مي‌شود.

 

 

جنوب شرقي اروپا

 

پيمان استوارت براي نيروي اقدام جنوب شرقي اروپا درخصوص قاچاق انسان (SPTTF) در سپتامبر سال 2000 تحت‌عنوان فهرست همكاري در مسائل امنيتي، زيرفهرست عدالت و امورداخلي شروع به فعاليت كرد. دولت‌هاي جنوب شرقي آسيا، خيريه‌دهندگان، آژانس‌هاي بين‌المللي، از جمله OCSE، شوراي اروپا، سازمان بين‌المللي مهاجرت، كميسرعالي حقوق بشر، صندوق كودكان سازمان ملل متحد و سازمان‌هاي غيردولتي ملي و بين‌المللي، همگي از اعضاي فعال اين نيروي اقدام به‌شمار مي‌روند.

 

 

ايالات متحده آمريكا

 

مدرسه جان توسط مؤسسه ايستادگي در مقابل استثمار جهاني (SAGE) در سانفرانسيسكو مسأله سوءاستفاده جنسي از زنان را مورد بررسي قرار داد و از مرداني كه دست به اين عمل مي‌زنند خواست تا در رفتارهاي جنسي خود و انعكاس آن كمي بينديشند. اين عمل روند مثبتي براي تغيير ديدگاه‌‌ها درخصوص مسائل جنسيتي به‌شمار مي‌رود. در همين زمينه تحقيقاتي درخصوص مسأله مردانگي يا حالت مردي و اجتماعي كردن انجام شده است. در اين تحقيقات نيز از مردان خواسته شده است كه درخصوص استثمار جنسي زنان قدري بينديشند.

 

اين اقدام، پذيرش عقيده مقصر بودن مشتري را اثبات مي‌كند.

 

آفريقاي غربي

 

اعلاميه سياسي و برنامه عمل عليه قاچاق انسان كه به‌وسيله سران دولت‌هاي آفريقاي غربي در اجلاسي كه در دسامبر سال 2001 برگزار شد، توسط مجمع اقتصادي دولت‌هاي آفريقاي غربي به تصويب رسيد. اين مصوبه دولت‌هاي آفريقاي غربي را موظف مي‌سازد تا اقدامات مقتضي را عليه قاچاق انسان در سال 2002 و 2003 انجام دهند و نتايج ملموسي را نيز حاصل كنند.

 

 

پي‌نوشت:

 

1-گزارش دفتر زنان سازمان ملل (يونيفم)

 

2-گزارش اجلاس چهل‌وهفتم كميسيون مقام زن-گروه مطالعات زنان-دفتر برنامه‌ريزي اجتماعي و مطالعات فرهنگي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري

 

3-Hotline، خط تلفن خاص مربوط به مسائل قاچاق انسان