زنان - چهار شنبه 17 تير 1383- 7 ژوئيه 2004

 

 

 

بررسي کارنامه خانم مهرانگيز منوچهريان، فعال حقوق زنان و نخستين زن سناتور در مجلس سناي ايران

پريچهر فرزام- راديو فردا - سه شنبه 16 تير 1383- 6 ژوئيه 2004

اخيرا کتابي با عنوان سناتور، در باره مهرانگيز منوچهريان نخستین سناتور زن در ایران و فعال حقوق زنان، انتشار یافت نوشته پروين اردلان و نوشين احمدي خراساني انتشار يافته است که حاکی است خانم منوچهریان برای رسیدن به مقام نخستین زن سناتور، از نخستین های بسیاری در زندگی خود عبور کرد. وی نخستين زني بود که به دانشکده حقوق راه يافت، نخستين زني بود که با درجه ممتاز دکتراي حقوق گرفت، و نخستين زني بود که در در باره سرپرستي کودکان پژوهش کرد.

يکي از همکاران نزديک خانم منوچهريان در تهران، در مصاحبه با راديوفردا مي گويد خانم منوچهريان در حدود سال 1337 يا 38 در ساختمان پلاسکو در خيابان استانبول تهران، يک دفتر حقوقي داير کرد، که اين دفتر براي امور حقوقي زنان تشکيل شد، و مراجعين بسياري داشت، تمام خانم هايي که هر نوع گرفتاري داشتند، براي مشاوره به وي مراجعه مي کردند و خانم منوچهريان با نهايت دوستي سعي مي کرد مشکلات آنان را رفع کند. وي مي افزايد خانم مهرانگيز منوچهريان بانوان با ليسانسيه حقوق يا تحصيلات بالاتر را دور هم جمع کرد و در نهايت اتحاديه بين المللي زنان حقوقدان را تاسيس کرد. خانم منوچهريان يک بار در سال 1968 جايزه صلح حقوق بشر سازمان ملل متحد را برد، و يک بار هم در سال 1981 برنده جايزه صلح مرکز صلح جهاني از طريق حقوق شد. پريچهر فرزام

 

56 درصد از شركت‌كنندگان آزمون سراسري دانشگاه آزاد اسلامي در سال 1383 را داوطلبان دختر تشكيل داده‌اند.

سه شنبه 16 تير 1383- 6 ژوئيه 2004

به گزارش سرويس آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، آزمون سراسري رشته‌هاي غيرپزشكي دانشگاه آزاد اسلامي در سال 1383 با شركت بيش از يك ميليون و 130 هزار نفر در ‌300 رشته دانشگاهي روزهاي پنجشنبه و جمعه 18 و 19 تير ماه سال جاري به طور همزمان درسراسر كشور برگزار مي‌شود.

آزمون سراسري سال ‌83 دانشگاه آزاد اسلامي همزمان با ايران در چهار حوزه خارجي از جمله كشورهاي امارات متحده عربي، قطر، كويت و لبنان نيز برگزار مي‌شود.

داوطلبان دختر همانند سال گذشته با 56 درصد كل متقاضيان همچنان ركورد ‌دارآزمون امسال دانشگاه آزاد هستند، به طوري كه تعداد آنها در اين آزمون به 632 هزار و 612 نفر رسيده است كه اين تعداد 56 درصد كل داوطلبان را تشكيل مي‌دهد و پسران نيز با 497 هزار و 502 نفر، 44 درصد شركت ‌كنندگان را به خود اختصاص داده‌اند.

تعداد داوطلبان آزمون امسال نسبت به سال گذشته 40 هزار و 533 نفر كاهش يافته است كه اين ميزان كاهش در ميان داوطلبان زن 22 هزار و 866 نفر و در ميان داوطلبان مرد 17 هزار و 667 نفر است.

در آزمون سال جاري دانشگاه آزاد به تفكيك گروه‌هاي آزمايشي 388 هزار و 202 نفر در گروه رياضي و فني، 166 هزار و 36 نفر در گروه علوم تجربي، كشاورزي و دامپزشكي، 343 هزار و796 نفر در گروه علوم انساني، 58 هزار و 401 نفر در گروه زبان‌هاي خارجه و ‌16 هزار و ‌ 165 نفر در گروه هنر شركت كرده‌اند.

 

شوراي فرهنگي اجتماعي زنان در اعتراض به تصميمات مسؤولان ورزش كشور اعلام كرد: نبايد به بهانه افزايش امكانات و اعتبارات و با اتخاذ تصميمات غيركارشناسي و شتابزده، چتر مديريت مردانه بر همه بخشهاي فعاليت‌هاي زنان در عرصه ورزشي گسترانده شود.

سه شنبه 16 تير 1383- 6 ژوئيه 2004

 

به گزارش سرويس زنان خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، شوراي فرهنگي ــ اجتماعي زنان با صدور بيانيه‌اي افزود: نظر به اهميت انكارناپذير ورزش زنان در عرصه‌هاي سلامت فردي، نشاط خانوادگي و پويايي اجتماعي و لزوم توجه نسبت به اين مهم در ابعاد همگاني و قهرماني و در راستاي ماموريت ذاتي خود، نسبت به اين مهم با پيشنهاد طرح سياست‌هاي ورزش زنان و تصويب آن در شوراي عالي انقلاب فرهنگي، گام موثري در اصلاح زيرساخت‌ها و تصميم‌گيري‌هاي كلان از سوي اين شورا برداشته شد كه به دليل وجاهت قانوني و كارشناسي، سياست‌هاي مصوب، همگرايي و همسويي مسؤولان ورزشي كشور با سياست‌هاي ورزش زنان امري ضروري است.

به گزارش ايسنا، شوراي فرهنگي ــ اجتماعي زنان ضمن انتقاد شديد از وضعيت بوجود آمده در ورزش بانوان كشور، اعلام كرد: عرصه ورزش از جمله عرصه‌هاي خاصي است كه تركيب حس و حركت و مشاهده جزء لاينفك فعاليت‌هاي آن به شمار مي‌رود، لذا رعايت مرزبندي اخلاقي و حفظ ارزشها به عنوان يك امر خدشه‌ناپذير در مسير تصميم‌گيريهاي كلان ورزش زنان ضروري است.

شوراي فرهنگي ــ اجتماعي زنان همچنين تاكيد كرد: نبايد مديران علمي و مجرب زن كه خود حاصل ساليان زحمت در عرصه ورزشي كشور هستند با تصميمات غيركارشناسي و شتابزده، به حاشيه رانده شوند.

 

روزنامه‌ي نروژي وي جي نوشت، يك زن 22 ساله‌ي نروژي بدون آن كه خودش مطلع باشد، متوجه شد كه يكسال است به عقد يك مرد پاكستاني درآمده است.

سه شنبه 16 تير 1383- 6 ژوئيه 2004

به گزارش ايسنا، به نقل از خبرگزاري رويتر، اين زن كه كيف‌اش را چندين سال پيش دزديده بودند، اطلاع نداشت كه از كارت هويت‌ وي در جريان يك مراسم ازدواج در يك مركز فرهنگي در اسلو استفاده شده است.

اين زن كه خواست نامش فاش نشود، به اين روزنامه گفت: من يكه خوردم، من هرگز ازدواج نكرده‌ام و هيچ اطلاعي از اتفاقي كه افتاده، ندارم.

اين زن 22 ساله‌ي نروژي مي‌گويد، گمان مي‌كند، زن ديگري از كارت هويت وي براي خودش در مراسم ازدواج استفاده كرده است.

مسوول مركز امام مولانا محبوب الرحمان به روزنامه‌ي وي جي گفت كه در مركز وي كه يك مركز فرهنگي است و در آن ازدواج هم صورت مي‌گيرد، مدارك متقاضيان ازدواج به دقت مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

مسوول اين مركز مي‌گويد: مردي كه با مدارك دزدي در مركز ما ازدواج كرده، هم ما و هم زن 22 ساله‌ي نروژي را فريب داده است.

اين زن 22 ساله در تلاش است تا اوراق اين ازدواج باطل شود.

اگرچه بازرسان از محل اقامت مردي كه با مدارك دزدي دختر نروژي، با يك دختر ديگر ازدواج كرده، اطلاعي ندارند، اما در نظر دارند بر روي اين پرونده به دقت كار كنند.

 

ديدار اعضای فراکسيون زنان مجلس بامسوولان مرکز حوزه های علميه خواهران

سه شنبه 16 تير 1383- 6 ژوئيه 2004

اعضای فراکسيون زنان مجلس روز دوشنبه با حضور در مرکز حوزه های علميه خواهران سراسر کشور در قم درباره همکاری و تعامل بيشتر به تبادل نظر بامسوولان اين مرکز پرداختند.

به گزارش خبرگزاری مهر،  به نقل از پايگاه اطلاع رسانی رسا در اين جلسه رييس مرکز حوزه های علميه خواهران سراسر کشور بااشاره به مسووليت سنگين نميندگان مجلس گفت: نوک فعاليتهای دشمن به سمت بانوانايران است و مساله تهاجم فرهنگی متوجه بانوان و دختراناست که بايد با دقت و سرمايه گذاری در مقابل دشمن ايستادگی کردو بانوان و دختران را از  گرفتار شدن در گرداب تهاجم فرهنگی نجات داد.

حجت الاسلام شرعی افزود: آگاه کردن جوانان و نوجوانان و برنامه هايی در اين مقوله بسيار مهم است، کسی که موقعيت خود را درک و بشناسد هرگز دچار اشتباه و لغزش نمی شود.

وی ادامه داد: تصميم شما برای تعامل با حوزه، زمينه ای را فراهم می کند که به مسووليتی که در مجلس داريد بهتر توجه کرده و به فکر حل مشکلات باشيد.

نماينده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی نيز در اين ديدار گفت: نظام ما نظام جمهوری اسلامی است و قطعا قوه قانونگذاری بايد در اين راستا حرکت کند.

خانم آليا افزود: برای آنکه بتوانيم قوانين اسلامی درباره زنان و خانواده در مجلس تصويب کنيم نياز به تعامل و تبادل نظر با چنين مراکزی داريم.

 

فضاهاي جنسي شده در سايه اخلاقيات قدرت ساخته

پروين. الف- تريبون فمينيستي ايران: سه شنبه 16 تير 1383- 6 ژوئيه 2004

چندي پيش در بخش کوک مخرب مقاله اي را از وحيد ولي زاده با عنوان دوران اقتدارگرايي استاد بر دانشجو به سر رسيده است به چاپ رسانديم که در نشريه دانشجويي چاربرگ ( از نشريت دانشکده علوم اجتماعي علامه طباطبايي) و در نقد برخورد يکي از استادان دانشکده نوشته شده بود. اين استاد از دانشجويان پسر و دختر خواسته بود که در کلاس در دو بخش مجزا از هم بنشينند که اين خواسته او با اعتراض دانشجويان مواجه شده بود.

نشريه دانشجويي چاربرگ در شماره اخير خود نيز نوشته يکي ديگر از دانشجويان را در اين باره به چاپ رسانده است که مي خوانيد.

 

چاربرگ: اتفاقي که سر کلاس درس استاد ...,به خاطرنشستن دانشجويان پسر و دختر در کنار هم, رخ داد را نمي توان تنها حاصل برخورد صرف يک استاد با دانشجو قلمداد کرد بلکه شايد بتوان مقاومتي دانست در برابر فراروي دانشجويان از يک الگوي واحد جنسي تعريف شده که اکنون پايه هاي آن روز به روز لرزان تر مي شود.

سال هاست فضاهاي دانشگاه هاي ما مانند ساير فضاهاي عمومي و آموزشي مان برمبناي سياست جداکردن جنسي زنان از مردان و به پشتوانه تفکري جنسيتي شکل گرفته اند. سياستي که از همان روزهاي نخست انقلاب با شعار مبارزه با امپرياليسم جهاني به ميدان آمد و ذهن جغرافيايي مان را پرواز داد تا عليه امريکا مبارزه کنيم ولي کمي بعد دريافتيم که امپرياليسم در بدن و موهاي زنان ما لانه کرده است و براي مبارزه با آن بايد شدت بيشتري به خرج داد. و به اين ترتيب با پوشاندن آن ها , با اخراج زنان مخالف آن, با انقلاب فرهنگي در دانشگاه ها و ادارات , با پرده کشيدن ميان زنان و مردان در کلاس هاي درس, با جدا کردن آن ها در اتوبوس ها , با منع دوستي دختران و پسران و ممانعت از قدم زدن ساده آن ها در خيابان ها و دستگيري متخلفان , با تعيين کردن رفتار زنانه و مردانه , مشاغل زنانه و مردانه , ورزش زنانه و مردانه ...و هزاران دستورالعمل جنسي ديگر براي حفظ اخلاقيات قدرت ساخته در اين مبارزه گام نهاديم و دايره کنترل جنسي يکدست ساز را با رفتار و پذيرشمان وسعت بخشيديم. و آنچه اکنون با آن در دانشگاه ها روبه رو هستيم, از دستاوردهاي اين مبارزه است!

 

اگر نگاهي به فضاي دانشکده خودمان بياندازيم در مي يابيم که اين فضاهاي جنسي شده محدود به کلاس درس نيست و بر رفتارمان نيز سايه افکنده و وجود اين رفتارها و فضاها را برايمان طبيعي جلوه داده است. همين رستوران دانشگاه راببينيد! ديواره حائل ميان فضاي مردانه و زنانه چنان اغواگر و فريبنده است که شخص را وا مي دارد بيش از بي توجهي به قسمت ديگر در پي نظرکردن به پشت اين حائل باشد.( بگذريم از اين که در دانشگاهي که تعداد دانشجويان مونث آن بيش از مذکر آن است فضاي اختصاص داده شده به زنان به رغم تغييراتي که به همين منظور دادند هنوز از فضاي اختصاص داده شده به زنان دانشجو کمتر است.) نمي دانم اگر روزي اين حائل برداشته شود چه فعل حرامي رخ خواهد داد که ما را به نقد و بحث درباره اين ديوار حائل نمي کشاند؟ شايد بگوييد: حالا مسائل مهم را رها کرده و به مسائل ناچيز پرداخته است اما به نظر من همين کوچک هاست که تحليل ها و نتايج بزرگي را هنگام ايجاد محدوديت هاي بزرگ تر برايمان پديد مي آورد. و باز هم ممکن است بگوييد اين کار به خاطر راحتي زنان است که بايد گفت چرا زنان بي آنکه حق انتخاب داشته باشند بايد براي تصميمي که برايشان گرفته شده سپاسگزار باشند؟

 

مثال ديگر حياط دانشگاه است. بسياري از دانشجويان دختر حتي با پوشش چادر که علاقه مندند در حياط دانشگاه بنشينند در جلسه اي عنوان کردند فضاي حياط دانشگاه مردانه است و احساس راحتي براي نشستن در آنجا را ندارند. اين همان حقانيت بخشي به جنس مذکر در به تصرف درآوردن فضاهاي دانشگاهي است. در اينجا قصد ندارم به مقابله با دانشجويان مذکرمان برخيزم بلکه به چرخه خشونت ناشي از اين فضاها نظر دارم که بر دانشجويان مونث ما سخت تر اعمال مي شود. در جايي که دانشجويان مذکرمان نيز به خاطر نشستن در کنار دختران در کلاس درس مورد مواخذه قرار مي گيرند هنگامي که خود آزادي عمل بيشتري مي يابند در نقش کنترل کننده هاي مکاني هم ظاهر مي شوند و سهم بيشتري طلب مي کنند و شايد از همين روست که دختران بايد علاوه بر شکستن اين فضا به خاطر تاثير گذاري بر نگرش و نگاه دوستان مذکر خود نيز به تلاشي مضاعف تن دهند.

 

زلزله بم را به ياد داريد؟ با وقوع زلزله بم , دختران دانشجوي داوطلب امدادرساني در منطقه زلزله خيز براي رفتن به اين منطقه با ممانعت روبه رو شدند ...و پسران دانشجو کمترين اعتراض را به اين مسئله نشان دادند. آيا اين همان پيروي از الگوهاي قراردادي نيست که زنان بايد مورد محافظت قرار گيرند و وارد کارهاي مردانه نشوند؟ اينجا هم شکل ديگري از کلاس غيرمستقيم درس نيست؟

سيگار کشيدن هم نوع ديگري از اين تبعيض است که دانشجويان مذکرمان اعتراضي به آن ندارند. ممنوعيت براي سيگار کشيدن در فضاهاي بسته نه تنها امري پسنديده که اقدامي در جهت حفظ سلامتي عموم است اما سوال اين است در جايي که اين مجوز در برخي از فضاهاي بيروني دانشگاه براي مردان فراهم است چرا زنان دانشجوي سيگاري در برابر قوانين و مقررات نانوشته قرار مي گيرند و از سيگار کشيدن منع مي شوند؟ به ياد دارم از يکي از کارکنان رستوران خبلي عادي پرسيدم : کبريت داريد؟ چشم هايش چنان برقي زد و گفت : مي خواهي سيگار بکشي؟ , به او گفتم نه براي سيگار نمي خواهم اما داريد يا نه ؟ در جواب گفت : نه ندارم , اما مي خواهي سيگار بکشي؟! مي بينيد همه مردان خود را صاحب اختيار زنان مي دانند. چه کسي چنين مشروعيتي رابه آنان داده است؟

 

وقتي استادي تعريف کرد که در دوران دانشجويي اش پرده در کلاس ها مي کشيدند بسياري ناباورانه به او نگاه مي کردند چه بسا نسل هاي آينده ما اگر بشنوند بخاطر نشستن کنار يک همکلاسي مذکر خود تذکر گرفته اند هم اين ناباوري را نشان دهند. واکنون با توجه به تلاش نسل هاي جوان تر در ساختارشکني اقتدار از طريق مطالبه هاي بيشتر براي داشتن حق انتخاب در نوع پوشش , در نوع رابطه, در تعيين مکان نشستن در کلاس و حياط و...دانشگاه , در نوع فعاليت دانشجويي در بيان و مکتوب کردن آزادانه تر خواسته ها و...مبارزه اي واکنشي و به تدريج عقلاني در برابر محدوديت سازي ها شکل مي گيرد. از همين رو نقد فضاهاي جنسي شده و شکستن اين فضاها به مثابه نمادهاي تبعيض زا , در حيطه کلام و عمل, ضرورت مي يابد. هم اکنون نيز پس لرزه هاي شکستن اين فضاها به گوش مي رسد, اگر بشنوند...!

 

 

قصه هابيل و قابيل و زيبايي ما زنان !

مريم ميرزا- تريبون فمينيستي ايران: سه شنبه 16 تير 1383- 6 ژوئيه 2004

برخي مدافعان حقوق زنان؛ اين نظر را که آرايش براي رقابت در کسب جفتي بهتر ميان زنان شايع و از ابتداي خلقت به همين منوال بوده است، نمي پذيرند. از منظر آنان آرايش نه تنها امري طبيعي نيست بلکه زاده ي نظام طبقاتي و سپس پر رنگ شده جامعه ي سرمايه داري است. به گفته اولين ريد با پيدايش بازار جنسي , بازار جنسي نيز ميان زنان شکل گرفت. و بازار کالا نيز با پيدايش جامعه طبقاتي شکل گرفت. هم گام با گسترش بازار کالا معيار زيبايي زنانه نيز به تدريج از زيبايي طبيعي فاصله گرفت و جاي خود را به زيبايي مصنوعي يا زيبايي وابسته به مد روز داد... ( فصل زنان ش 1) از اين منظر در نظام هاي طبقاتي, هم مرد هم زن خود را با پودرها و رنگ هاي مختلف مي آراستند تا از طبقه ي دونِ جامعه تميز داده شوند. مردها همانقدر به لباس هاي پر طمطراق و زرق و برق دار براي تشديد بر نسبِ خانوادگي شان اصرار داشتند که زنان بر هرچه زيباتر بودن. ثروت و همچنين موقعيت اجتماعي که باعث کسب بيشتر ثروت مي شد مورد توجه قرار گرفت. از آنجا که گردش ثروت در دست مردان بود زناني به درجات بالاتر مي رسيدند که افتخار همسريِ مردي ثروتمند را مي يافتند. کسب و کار داغ شوهر يابي با تبليغات مواد آرايشي مخلوط شد و هر چه بيشتر زنان را در مسابقه ي زيباتر بودن به رقابت کشاند. زني مي توانست شوهري بهتر و در نتيجه پول و مقام بيشتر داشته باشد که در رقابت شوهريابي با زيبايي خويش به پيروزي ازدواج نايل آيد. برخي مدافعان حقوق زنان؛ آرايش را به عنوان طبيعت زنان براي زيباتر بودن و جلوه گرتر ظاهر شدن؛ منکر مي شوند و آن را فشاري از طرف جامعه ي سرمايه داري براي به انقياد کشيدن زنان مي دانند.

 

من چه فکر مي کنم؟

هيچ هم اينطور نيست. زيباتر بودن و توجه به آن به عنوان يکي از ويژگي هايي که زنان لزوما بايد داراي آن باشند نه زاده ي جوامع نوين سرمايه داري است نه ريشه در نظام طبقاتي منحط دارد. از همان زمان اولِ خلقت، زن به خوشگلي اش شناخته و انتخاب مي شده است و بس. سري به دبستان ها بزنيد تا ديگر اينهمه خيال باف نباشيد. معلم با آب و تاب براي دختر بچه ها قصه ي هابيل و قابيل را اينطور نقل مي کند:هابيل يک خواهر دو قلو با خودش داشته و قابيل هم همينطور. براي ازدواج آنها و از آنجا که جز اين خواهر و برادرها کسي روي زمين نبوده که با ازدواج و زاد و ولدشان نسل فرزند آدم زياد شود و باز هم براي اينکه به هر حال درست نبوده ازدواج خواهر و برادري ؛خدا فرمان مي دهد که قابيل با خواهر دو قلوي هابيل و هابيل با خواهر دو قلوي قابيل ازدواج کند. قابيل که مي بيند خواهر دو قلوي خودش از خواهر هابيل زيباتر است بناي مخالفت را مي گذارد که در آخر به جنگ خونيني بين هابيل و قابيل و مرگ هابيل منجر مي شود.

پس نگوييد برتري زنان بر اساس زيبايي شان امري طبيعي نيست. ببينيد ديگر هر بچه مدرسه اي هم با اين قصه دستش آمده که چقدر زيبايي زنان از همان ابتداي خلقت در بورس بوده است.

اصلا به نظرم بد نمي آيد اگر مدافعان زنان را سر اين کلاس هاي توجيهي دبستان بنشانند و به آنها روزي ۱۰ بار تکليف کنند که از روي قصه ي هابيل و قابيل جريمه بنويسند تا ديگر اينقدر بر خلاف طبيعت زن مقاله ننويسند و گرايش هاي انحرافي نداشته باشند. چطور مي شود که يک زن بر عليه طبيعت خودش که همانا رژ لب،برق لب،خط چشم،سايه ي چشم،ريمل،فر مژه،رژ گونه،رنگ مو،مش،هاي لايت،مانيکور و پدي کور است قيام کند ؟چطور مي شود زني فکر کند که تفکراتش و ايده و آرزوهايش مهم تر از فرم چشم و بيني اش است؟چطور مي شود انحطاط زنان را تا بدين پايه که حقيقت خودشان را منکر مي شوند باور کرد و افسوس نخورد؟ من فکر مي کنم مشکل ما از بعضي دبستان هاي ما است. دبستان هايي که سهل انگاري کرده اند و خوش باورانه پنداشته اند که همه ي دخترها قصه ي هابيل و قابيل و اصل نقض نشدني و طبيعي و برتري سازنده ي زيبايي زنان را آموخته اند. ولي آنقدر در کارشان خبره نبوده اند که بتوانند ببينند کساني از زير دست آموزش هاي آنها در رفته اند. همان شاگرد درس نخوان هايي را مي گويم که قصه هابيل و قابيل را پشت گوش انداخته اند و ملاک برتري زنان را که زيبايي شان است اصلي غير طبيعي و از تبعات اشکال نوين برده داري مي دانند. البته نمي توان از تلاش هاي همه جانبه مدارس و نقل قصه هايي نظير هابيل و قابيل تشکر نکرد چون به هر حال خيل زناني که اين قصه ها به مدد غيرت و دلسوزي بي شائبه ي مدارس در جان و دلشان فرو شده است، کم نيستند.

 

سياست زنانه

بهمن دارالشفايى:شرق - چهار شنبه 17 تير 1383- 7 ژوئيه 2004

براى اولين بار از سال ۱۹۸۹يك زن به فرماندارى يكى از ايالت هاى اين كشور برگزيده شد. خانم آماليا گارسيا رهبر حزب انقلاب دموكراتيك (PRD) كه با كسب ۴۷ درصد آرا در انتخابات ايالت زاكاتكاس پيروز شد، اولين فرماندار چپگراى تاريخ كشور مكزيك است. در انتخابات اين ايالت كانديداى حزب رقيب (PRI) توانست ۳۳ درصد آرا را به دست آورد. در مقابل حزب اقدام ملى كه ويسنته فاكس رئيس جمهور مكزيك عضو آن است در اين انتخابات شكست سختى خورد. همزمان با انتخابات ايالت زاكاتكاس در دو ايالت ديگر نيز انتخابات برگزار شد كه در هر دو اين ايالت ها (دورانگو و چيهواهوا) كانديداى حزب PRI پيروز شدند.

 

حزب PRI از سال ۱۹۲۹ به مدت هفتاد سال كنترل كامل صحنه سياسى مكزيك را در اختيار داشت ولى در انتخابات سال ۲۰۰۰ ويسنته فاكس موفق شد با شعار اصلاحات به اين حكومت هفتاد ساله پايان دهد. اما به نظر مى رسد فاكس در اجراى وعده هايش چندان موفق عمل نكرده است.

 

حتى در ايالت چيهواهوا كه محل تولد موسس حزب اقدام ملى است و اولين مخالفت ها با حزب حاكم PRI در دهه ۹۰ از اين ايالت آغاز شد، كانديداى حزب اقدام ملى با اختلاف ۱۴ درصد از كانديداى PRI شكست خورده است. روبرتو مادرازو رهبر PRI و كانديداى احتمالى اين حزب براى انتخابات رياست جمهورى سال ۲۰۰۶ بعد از اعلام نتايج انتخابات اين سه ايالت در بيانيه اى گفت: حزب اقدام ملى از صحنه سياسى ايالات شمالى خارج خواهد شد. دوره حكمرانى آنها به سر آمده است.

 

اما يكى از سناتورهاى ايالت چيهواهوا از حزب اقدام ملى گفت كه اين پيروزى هاى PRI ربطى به انتخابات رياست جمهورى سال ۲۰۰۶ ندارد. اما او پذيرفت كه حزب اقدام ملى در اين دوره اشتباهاتى مرتكب شده كه بايد آنها را قبول كند.

 

انتخابات ۷ ايالت ديگر مكزيك نيز تا پايان سال جارى ميلادى برگزار خواهد شد و نتيجه آنها مى تواند شانس هر يك از احزاب براى پيروزى در انتخابات ۲۰۰۶ را معين تر كند.

 

فرماندار زن

 

جداى از شكست حزب حاكم مهم ترين اتفاق انتخابات ايالتى پيروزى آماليا گارسيا در ايالت زاكاتكاس بود. او سومين زنى است كه در تاريخ مكزيك به مقام فرماندارى مى رسد. آماليا گارسيا دختر فرماندار سابق ايالت زاكاتكاس است. البته پدر او عضو حزب PRI بود و بعد از فرماندارى به عنوان ديپلمات به خارج از مكزيك رفت.

 

اما آماليا سياست را از احزاب چپگرا شروع كرد. او ابتدا عضو حزب كمونيست بود اما در اواخر دهه ۱۹۸۰ زمانى كه حزب PRI به تدريج ضعيف تر مى شد، به همراه تعدادى از همفكرانش حزب چپگراى انقلاب دموكراتيك (PRD) را تاسيس كرد. غير از گارسيا بيشترين موسسان حزب انقلاب دموكراتيك كسانى بودند كه از حزب PRI جدا شده بودند. حزب PRI بعد از انقلاب مكزيك و با سياست هاى چپگرايانه تاسيس شده بود ولى در طول دهه ها اين ويژگى ها را از دست داد و گارسيا پست هاى مهمى را در حزب انقلاب دموكراتيك برعهده داشته از جمله اينكه از سال ۱۹۹۹ تا سال ۲۰۰۱ رهبر اين حزب بوده است.

 

آماليا گارسيا پيروزى اش در ايالت زاكاتكاس را مديون درصد زياد شهروندان زن اين ايالت دانسته است. چون تعداد زيادى از مردهاى اين ايالت براى پيدا كردن كار به ايالات متحده مهاجرت كرده اند. حدود ۵/۱ ميليون نفر از جميعت رسمى ۳ ميليون نفرى اين ايالت در ايالات متحده زندگى مى كنند. او در مصاحبه با شبكه اى تلويزيونى گفت: من تا به حال اين ميزان مشاركت زنان را در فرآيندهاى سياسى و پذيرفتن نقش هاى مديريت در اجتماعات مختلف نديده بودم و اين نتيجه مهاجرت است.

 

به طور كلى مسئله مهاجرت و مهاجران از بحث هاى جدى انتخابات ايالت زاكاتكاس بود. آندرس برمودس كه در انتخابات شهردارى شهر خرز در اين ايالت پيروز شد از جمله مهاجران است. او كه در ايالات متحده گوجه فرنگى مى كارد و به همين دليل به سلطان گوجه فرنگى شهرت دارد سه سال پيش نيز در انتخابات شهردارى خرز پيروز شده بود ولى موسسه انتخاباتى فدرال پيروزى او را به دليل مشكوك بودن شهروندى او مردود اعلام كرد. او بعد از پيروزى اش در يك مصاحبه تلفنى گفت: پيروزى من در را به روى بسيارى از مهاجران باز مى كند. همان طور كه ما دسته دسته مكزيك را ترك كرديم، موج بازگشت دسته دسته مهاجران براى كمك به همشهرى هايشان به راه خواهد افتاد.

 

استعفاى رئيس دفتر فاكس

 

اما ناكامى هاى فاكس در اين روزها به شكست سنگين حزب او در انتخابات ايالتى محدود نشد. روز دوشنبه رئيس دفتر فاكس با انتشار نامه انتقاد آميز ۱۹ صفحه اى از مقام خود استعفا داد. آلفونسودورازو كه يكى از نزديك ترين متحدان فاكس بود در اين نامه دليل اصلى استعفاى خود را قدرت بيش از اندازه مارتا ساهاگون همسر ويسنته فاكس ذكر كرده است. او در اين نامه نوشته كه قدرت سياسى ساهاگون از كنترل خارج شده است و برخورد هاى فاكس شبيه پيشينيان انحصارگرايش شده است.

 

مارتا ساهاگون يك بنياد خيريه بزرگ را در مكزيك اداره مى كند و بعضى ها مى گويند اين بنياد پوششى براى پول گرفتن از دولت است. خيلى ها هم مى گويند او خودش را براى رئيس جمهور شدن در سال ۲۰۰۶ آماده مى كند. همبرتو روكه يكى از سناتور هاى حزب PRI گفت: من حدس مى زنم وقتى معلوم شد كه اين خانم كشور را اداره مى كند، رئيس دفتر فاكس احساس كرد كه ديگر نيازى به او نيست.

دورازو در نامه اى كه نوشته، فاكس را با روساى جمهور PRI كه هفتاد سال حاكم مكزيك بودند مقايسه كرده است. در دوران حكومت PRI هر رئيس جمهور جانشين خود را معرفى مى كرد. اقدام دولت در تعيين رئيس جمهور بعدى يكى از گناه هاى اصلى حكومت سابق بود... كشور ما آن قدر از لحاظ سياسى پيشرفت كرده كه يك زن بتواند رئيس جمهور شود، اما اين به آن معنى نيست كه يك رئيس جمهور مقامش را به همسرش واگذار كند.

 

بعد از انتشار اين نامه دفتر رئيس جمهور در بيانيه اى اعلام كرد نقطه نظرات و استدلال هايى كه دورازو مطرح كرده، مورد پذيرش اين دفتر نيست. فاكس نيز استعفاى او را پذيرفت و اميليو لونا كه سناتور است را به عنوان رئيس جديد دفتر رئيس جمهور و روبن والنزوئلا را به عنوان رئيس ارتباطات رسانه اى انتخاب كرد. تا پيش از اين دورازو هر دوى اين سمت ها را برعهده داشت.

دورازو در نامه اش همچنين نوشته است: من نمى توانم اين مسئله را پنهان كنم كه قدرت ما را از ارزش ها، اصول و تعهداتى كه فاكس در زمان پيروزى تاريخى اش مطرح كرده بود، دور كرده است. فاكس به دليل محدوديت هاى قانونى نمى تواند دوباره رئيس جمهور شود و به نظر مى رسد استعفاى دورازو، اعتراض بقيه سياستمداران حزب را كه مى خواهند شانس خود را براى انتخابات رياست جمهورى آزمايش كنند و مارتا ساهاگون را مانع خود مى بينند، بلند كند.

 

 

پانزدهمين كنفرانس بنياد پژوهش هاى زنان ايران

مهيندخت مصباح راديو آلمان - سه شنبه 16 تير 1383- 6 ژوئيه 2004

پانزدهمين كنفرانس بنياد پژوهش هاى زنان ايران در فاصله روزهاى دوم تا چهارم ژوئيه در شهر برلين برگزار شد. اساسنامه بنياد تصريح ميكند كه بنياد سازمانى است غير انتفاعى كه به هيچ گروه و سازمان سياسى مذهبى وابستگى ندارد و پهنه اى است براى دربرگيرى فعاليت هاى گوناگون زنان ايرانى و ايجاد شبكه ارتباظى گسترده بين زنان ايرانى در سراسر جهان.

خانم گلناز امين سرپرست بنياد در پيام خود به مناسبت برگزارى كنفرانس در شهر برلين نوشته بود: آلمان كشورى است كه بخش شايان توجهى از كوشش هاى فكرى و فرهنگى ايرانيان برون مرز در آن صورت ميگيرد و بيشترين و پرسابقه دار ترين فعالان جنبش زنان در آن زندگى ميكنند. چه بسا به همين دليل كنفرانس بنياد در آستانه پانزده سالگى و بلوغ اش در آلمان برگزار ميشود.

موضوع محورى كنفرانس پانزدهم كه روز جمعه دوم ماه ژوئيه در ساعت ۱۵ در محل خانه فرهنگهاى جهانى برلين آغاز به كار كرد، بررسى نقش اجتماعى جنسيت در روند مدرنيته در ايران بود. خانم ميهن روستا از اعضا كميته محلى اجرايى در پيام افتتاحيه خود يادآور شد كه اين موضوع برآيند ۳۸ مورد پيشنهادى به مسئولان بنياد است و اظهار اميدوارى كرد كه بحث ها به جمعبندى چگونگى شكل گرفتن ستم جنسى و مناسبات مردسالارانه در ايران كمك كنند. خانم روستا كه در پيام خود از جمله مصداق هاى مبارزه زنان ايرانى با فشار هاى جنسيتى را پايكوبى آنها در مراسم چهارشنبه سورى امسال و برداشتن روسرى هايشان برشمرده بود در پاسخ به اين پرسش كه آيا واقعا اين نمونه ها را ميتوان جنبشى اجتماعى تلقى كرد، گفت:

بديهى است كه يك جنبش در عرصه هاى مختلف بايست مورد بررسى قرار گيرد ولى چون تم اصلى ما مسئله جنسيت بود و مسئله تجدد در ايران، در نتيجه ما آن بخشى از جنبش را مورد نظر قرار داديم كه به تم ما ميخورد.

نخستين سخنران خانم كريستينا تورمر استاد دانشگاه علوم تربيتى برلين بود كه بنيانگزار كانون تحقيقات علوم اجتماعى و تجربى براى زنان و مركز حمايت از زنان آسيب ديده در شهر برلين است. او كوشيد تا نقش خود زنان را در چرخه عملكرد فرهنگ مرد سالار نشان دهد و مسئوليت آنان را در اين روند بازگو كند.

رسم سالانه كنفرانس گزينش يك زن برجسته و فعال است. خانم دكتر هما ناطق پژوهشگر و تاريخدان واستاد بازنشسته دانشگاه سوربن فرانسه شخصيتى بود كه امسال مورد قدردانى واقع ميشد. ناطق پژوهشگر كه خواننده يك مقاله ۹ صفحه اى را به ۶۸ منبع ارجاع ميدهد، سخنان خود را با مطايبه و به طرزى صميمانه آغاز كرد:

شرمنده ام. يكبار مرا دعوت كردند اما گرفتارى پيش آمد نتوانستم بيايم. ميخواستند از من فيلم تهيه كنند. آن هم ۲۵ دقيقه. گفتم بابا ما آرتيست فيلم ها كه نيستيم. يك سكته هم كرده ايم و همه لب و لوچه مان كج شده. اين را فراموش كنيد. بگذاريد كسانى كه از من سوالى دارند، گله اى دارند، بيايند به من بگويند. بهر حال من نميخواهم سخنرانى كنم. تنها براى انبساط  خاطر شما دو يا سه رباعى مى خوانم از زنان در ادوار گوناگون اسلامى.

با اين مقدمه خانم ناطق بدين پرداخت كه مبارزه زنان ايرانى غير طبقاتى و فرهنگى است و چون اينگونه است در جهت گردآوردن و همايش زنان است نه در جهت لايه بندى و جدايى.  خانم ناطق به تفاوت هاى بارز عرصه هاى اجتماعى مسائل زنان در جوامع مختلف اشاره كرد و گفت:

دوستان با خود صادق باشيد، كجا مسئله ى زن ايرانى با زن فرنگى يكى است كه مسئله اش با ماده قانونى حل مى شود. در فرانسه آمدند و لايحه اى دادند، يك تظاهرات زنانه برپا نشد. چرا نشد؟ براى اينكه قانون مشكل را حل مى كند. آنجاجدايى دين از دولت وجود دارد. هركس به دين خود به اعتقاد خودش باقى ست اما مسائل اجتماعى و دولتى با قانون سر و كار دارند. در حالى كه سرگذشت ما در گرو سوره ى بقره قرآن است.

آقاى كريستف بالايى استاد ايرانشناسى رشته شرق شناسى در دانشگاه سوربن از جمله حاضران جلسه بود كه سخنانى به فارسى شيوا در مورد خانم ناطق بيان كرد و در عين حال در پاسخ به اين پرسش كه با توجه به مطالعاتش چه برداشتى از موقعيت زنان ايرانى دارد گفت:

به نظر من  جنبش زنان ايرانى در خارج اهميت فوق العاده اى دارد. به نوعى آشتى كردن جامعه ى ايرانيان درون مرزى و برون مرزى ست. بين آنهايى است كه در كشور مانده اند و آنهايى كه از كشور خارج شده اند. اين آشتى بين مردم و به خصوص زنان در راه است. به نظر من زنان ايرانى نقش بزرگى ايفا مى كنند. چون دل و جرئتى دارند كه مردان نمى توانند داشته باشند و موضع گيرى مردان ايرانى  به نظر من خودبخود محافظه كارانه است  در صورتى كه موضع گيرى زنان ايرانى آزادانه تر انجام مى گيرد.

سخنرانى هاى روز اول و دوم كنفرانس به جز دو مورد كه به زبان آلمانى توسط خانم تورمر و انگليسى توسط خانم ژانت باور ايراد شدند، همگى به زبان فارسى بودند.  گفتنى است كه از جمله پيشنهاد هايى كه روز آخر به هيات اجرايى و مسئولان كنفرانس و بنياد ارائه شد، يكى هم بين المللى كردن همايش و نيز ارائه سخنرانى ها به زبانهاى مختلف بود تا منجر به جذب شركت كنندگان ديگر با زبان ها و مليت هاى مختلف  شود.

 

ميتوان گفت بيش از نود درصد شركت كنندگان كنفرانس زنان  بودند كه سن غالب آنها ميان ۳۵ تا ۵۵ سال به نظر ميرسيد.شمار آقايان كه بيشتر درسنين ميانى عمر بودند، بسياراندك و انگشت شمار بود. ميانگين سنى ۴۵ چه بسا يادآور اين باشد كه پيگيران جنبش زنان در خارج از كشور بيشتر از نسل جوانان و دانشجويان آغاز انقلاب اند.

ويژگى بارز اين كنفرانس بالا بودن سطح سخنرانى ها بود كه پايه  هاى تحقيقاتى و مطالعاتى ارزنده اى داشتند. از جمله ميتوان سخنرانى هاى  خانم ژانت باور ازآمريكا در زمينه هايى چون بدفهمى تئورى هاى فمينسيتى غربى از تجدد خواهى ايرانيان و مناسبات جنسيتى آنها، و سخنرانى خانم سوسن رخش  از نروژ را تحت عنوان زنان و جنبش متاثر از نزاع بين مدرنيسم و مذهب برشمرد. خانم باور تاكيد كرد كه ايران در خاورميانه موقعيتى بسيار مهم دارد و از آنجا كه به درست يا غلط  يكى از كانون هاى مهم بيناد گرايى نيز محسوب ميشود، بايد به طور جدى روى موقعيت زنان آن و مسئله مدرنيسم در آنجا مطالعه كرد.

و اما مهمترين بخش كنفرانس را پس از سخنرانى ها، ميزگرد نسل دوم تشكيل ميداد. در اين ميز گرد شش دخترجوان زير سى سال كه دو تن از آنها از ايران آمده بودند شركت داشتند. پيش از آغاز ميزگرد يكى از شركت كنندگان كه ۲۳ ساله بود با اعتراض به بحث هاى صرفا نظرى ميان نسل اول مهاجران گفت:

من فكر مى كنم اين كه مى گويند جامعه زنان ايرانى در خارج از كشور پيشرفت كرده است، اصلا درست نيست. زيرا ۵۰۰ نفر اينجا وجود دارند، ولى فقط ۱۰ جوان بين آنها است. با وجودى كه ما جوانان آينده ى اينها هستيم، ولى اينها هنوز هم كه هنوزاست با همديگر دعوا مى كنند و اصلا فكر نمى كنند كه بچه هايشان همان مشكلاتى كه آنها داشته اند، با وجودى كه در جامعه آزادى هستند دارند. به جاى اينكه راه حلى پيدا كنند يا با بچه هايشان ديالوگ داشته باشند، هنوز هم دعواهاى ۲۵ سال پيش را ادامه مى دهند. هنوز هم بچه هايى هستند در آلمان كه مادر و پدرهايشان برايشان شوهر پيدا مى كنند و هنوز هم دخترانى هستند كه  اجازه ندارند شب خانه دوستشان بخوابند چرا كه  او برادر دارد.به خاطر اينكه دوستشان برادرى دارد . اين مسايل اصلا اينجا مهم نيست. مهم اين است كه ۲۵ سال پيش جنبش چپ بوده يا چپ نبوده است.

رها مهندس فارغ التحصيل دانشگاه صنعتى شريف كه  مترجم، نويسنده و فعال در زمينه حفظ محيط زيست است از ايران آمده بود و در سخنان خود گفت زيربناى تربيتى خانواده هاى ايرانى در مورد دخترانشان، مطيع بارآوردن آنها براى انجام وظيفه دختر خوب مادر خوب است و حاكميت نيز اين روش را در عرصه آموزشى و اجتماعى با جديت تعقيب ميكند. او گفت در حالى كه اين همه روى آمار بالاى رشد آموزش در ميان زنان ايرانى تكيه ميشود، در مورد مشاغل ارزنده  و برازنده براى همين زنان تحصيلكرده سخن گفته نميشود و اين بخاطر آنست كه الگوهاى يك زن خوب و موفق هنوز الگوى مادر و همسر شايسته است. او از كمبود عشق و محدوديت هاى بسيار جوانان و دختران ايرانى در جامعه ياد كرد و گفت روزگار غريبى است نازنين. عشق را در پستوى

خانه نهان بايد كرد....

نارين دختر ۲۳ ساله ديگرى كه او هم از ايران آمده بود محور حرفهاى خود را مسائل جنسى در ميان جوانان قرار داده بود. او گفت آشنايى جوانان ايرانى با مسائل جنسى از طريق فيلم هاى پورنو و نه از طريق مناسبات واقعى و هنجار است.  او افزود خوشى هاى بسيار ساده و معمول مثل سفر، مشروب و سيگار و پارتى براى دختران جوان ايرانى اغلب با احساس گناه نزد خانواده و ترس از لو رفتن و اذيت شدن توسط ماموران دولتى است.

 نازنين كه در آلمان بزرگ شده و به ايران سفر ميكند در باره مناسبات آزاد جنسى دختران جوان در ايران و تظاهر به نداشتن آن بخاطر رعايت حال خانواده يا فرهنگ اجتماعى، به فيلمى كه شب اول در سالن به نمايش درآمد اشاره كرد و از ديده هايش در ايران گفت.

در ايران دخترها همه كار مى كنند، بدون اينكه پدر يا مادرشان اطلاع داشته باشند. ولى مادر يا پدر حتما مى دانند، چون نمى تواند آدم تا اين حد كور باشد. دخترى كه ساعتها بيرون است و وقتى برمى گردد و آنها مى پرسند  كجا بودى؟ و اودر پاسخ مى گويد: در كافه اى نشسته بودم و با دوستانم كافه گلاسه خوردم. چنين چيزى وجود ندارد.يك دختر ۲۳ ساله  كه بيرون مى رود، طبيعى است كه با دوست پسرش قرار بگذارد و حتا رابطه ى جنسى داشته باشد ولى والدينش نمى خواهند اين را ببينند. براى اينكه بعد بايد بگويند ايواى خاك برسرم. دخترم رابطه ى جنسى داشت.

بايد گفت فيلم زهره و منوچهر ساخته خانم ميترا فراهانى كه به مسئله روابط جنسى و اهميت پرده بكارت در فرهنگ و سنت ايران مى پرداخت، نقطه ثقل همه برنامه ها ظرف  سه روز برگزارى همايش بود.اين فيلم پيش از اين در ماه فوريه براى بار نخست در فستيوال سينمايى برليناله نمايش داده شده بود.

 

تحميل الگوها و خودناباوري در زنان

زهرا داوري- وقايع اتفاقيه - چهار شنبه 17 تير 1383- 7 ژوئيه 2004

او معمولاً از كودكي در محيطي منفعل قرار مي‌گيرد و اصولاً ياد مي‌گيرد چگونه متكي باشد. اين اتكا در دوره‌هاي پس از كودكي گاه جنبه ارزشي نيز پيدا كرده و در قالب ارزش‌هايي نظير حرف گوش كني، سر به زيري و اهل زندگي بودن، امتيازاتي را نيز به خود اختصاص مي‌دهد.

تداوم و تكرار اين وابستگي عميق و نامرئي ناشي از تشويق اجتماعي، فرد را در چنبره شبكه‌اي از هنجارهاي از پيش تعيين‌شده قرار مي‌دهد و عملاً امكان تجربه ديگر شيوه‌هاي زندگي را از او مي‌گيرد.

دور ماندن از امكانات دسترسي به زمينه‌هاي تجربي در درازمدت، رفته رفته منشأ ترس و هراس در لمس جهان و پديده‌ها و روابط(1) آن مي‌شود و به اين معنا بخش اساسي از فرديت، به عنوان مبناي انتخاب، از زن سلب مي‌شود كه از جمله بارزترين جلوه‌هاي آن عدم استقلال رفتاري در بخش قابل‌توجهي از زنان است.

شايد از همين منظر، بتوان گفت يكي از ريشه‌هاي ترس هميشگي زنان، در ترس از انتقاد و ترس از خطاي رفتاري است. زيرا آنها در موارد زيادي علي‌رغم غلبه بر موانع فكري، از عمل به آنچه به لحاظ فكري بدان دست يافته‌اند، سرباز مي‌زنند.

شكل عميق‌تر اين ترس به صورت ترس از طرد نهادنيه مي‌شود. طردشدگي به‌طور كلي و به معناي عام همچون شبحي ناشناس و معمول، همواره بر تمام زوايا و چشم‌اندازهاي زندگي زنان سايه افكنده است.

به عنوان مثالعروس شدن، في نفسه، صرفنظر از چگونگي آن هنوز در جوامعي نظير جامعه ما، امتيازي است كه به بخش زيادي از زنان تحميل مي‌شود!

به نظر مي‌رسد پايگاه اين فشار ناپيدا، بيش و پيش از مردان در ذهن و رفتار زنان است و اين خود نمايانگر عمق و استحكام ريشه‌هاي بائوباب(2) ديگري بودن در ذهن زنان است.

ازدواج زنان در اين مفهوم، يعني امتحاني كه در آن ميزان تطابق با الگوي زيستي مردانه ارزيابي مي‌شود. زيرا عدم مطابقت با اين الگو به تنبيه طردشدگي منجر خواهد شد.

به اين ترتيب سراسر زندگي قبل از ازدواج، ميدان تمرين الگوهاي تحميلي جامعه مردسالار، براي دستيابي به پاداش ازدواج خواهد بود. پس از آن نيز جهت زندگي اين دسته از زنان متوجه حفظ وضعيت خواهد بود تا حتي‌الامكان از دايره مصاديق با چادر‌رفتن و با كفن درآمدن خارج نشوند. اين روندي است كه ضمن نهادينه كردن نقش‌هاي سنتي زنان، با توجيه خشونت‌هاي مرئي و نامرئي كه زنان در راستاي حفظ وضعيت متحمل مي‌شوند، موجب ايجاد احساس ناتواني و عدم رضايت دروني مي‌شود. عدم رضايت نيز به نوبه خود خدشه‌دار شدن احترام دروني نسبت به خود و بالتبع خودباوري را در پي خواهد داشت.

مثال ديگر تحميل الگوي زيبايي(آرايش و پوشش) است كه همواره از سوي پايگاه‌هاي مردسالاري كه عمدتاً صاحب قدرت‌هاي اقتصادي و چه بسا سياسي و حتي فرهنگي هستند، صورت مي‌گيرد و در اشكال حاد خود علاوه بر بهره‌كشي‌هاي جنسيتي از زنان عمده توجه آنها را معطوف مد نموده و باعث كاهش تمركز بر آن دسته از جنبه‌هاي زندگي است كه پرداختن به آنها عصيان از اين الگوها را در پي خواهد داشت. اعمال فشار نامرئي رواني و اقتصادي به بخش زيادي از زنان از طريق وادار نمودن آنها به تبعيت از مد، كه خود ناشي از واقع شدن در دور بسته تحميل و تحكيم الگوهاي مردسالاري است، يكي ديگر از عواملي است كه به عدم‌خودباوري در زنان منجر مي‌شود.

از ديگر موانع خودباوري در ميان زنان واقع‌شدن در محدوده تنگي است كه جامعه براي توانايي‌هاي آنان تعريف كرده است. بدين معنا كه عمده توقع اين جامعه ايفاي نقش‌هاي سنتي به‌ويژه زيبايي و زنانگي تحميل شده است و در ديگر حوزه‌ها كه مستلزم رشد جنبه‌هاي مهم زندگي اجتماعي زنان است انتظار زيادي از آنها ندارد.

عدم تناسب ميان توانايي‌ها و جايگاه‌هاي شغلي زنان در سلسله مراتب مختلف، انسداد سياسي در مسير عبور زنان از حصارهاي تعيين‌شده كه خود نيز تابعي از جامعه مردسالار و به‌ويژه قدرت مدار است، از جمله عواملي هستند كه موجبات عدم رشد خودباوري در زنان را فراهم مي‌آورند.

مجموع اين عوامل، صرفنظر از اندك تعداد زنان پيشرو كه با صرف هزينه‌هاي سنگين اجتماعي-سياسي و گاه اقتصادي توانسته‌اند از اين مرزها فراتر روند، در بخش عمده‌اي از زنان، موجب كاهش انگيزه، براي فراتررفتن از وضع موجود مي‌شود و آنها را مجبور به سكوت كردن در برابر انرژي و توانايي‌هاي خود مي‌كند. زيرا آنها براي زيستن اين انرژي‌ها محملي نمي‌يابند و به تدريج آنها را به فراموشي مي‌‌سپرند و در واقع بر نتوانستن خود صحه مي‌گذارند. به رسميت شناختن نتوانستن همان عدم باور به توانايي‌هاست. بدين ترتيب يكي از اصلي‌ترين امكانات زيستن كه متضمن فعاليت و خلاقيت است، در مخاطره جدي واقع شده و به تدريج در سايه توجيهات اجتماعي رنگ مي‌بازد.

سرانجام، زن در چنين شرايطي، خود را تابعي از تمام متغيرهاي درهم پيچيده‌اي مي‌يابد كه گاه در اثر تغيير يكي از آنها يعني آگاهي، (اگر حداقل فرصت برخورد با شيوه‌هاي ديگر زندگي چه به لحاظ فكري و چه با مواجه شدن با يك الگوي متفاوت دست بدهد)،احساس اوليه فروپاشيدگي و گاه استيصال، او را فرا مي‌گيرد و فرد خود را در برابر آنچه از دست داده است تنها مي‌يابد زيرا او در ارزيابي وضعيت خود، همه چيز را عليه خود مي‌بيند. عبور از اين وضعيت بدون پرداخت تاوان‌هاي سخت فردي و اجتماعي، امكان‌پذير نخواهد بود.

در صورتي كه باز هم نتواند در سايه آگاهي به دست آمده، دست به تغيير بزند آسان‌ترين راه براي تسلي اين تنهايي فراگير، زيرسايه قرار گرفتن و تن دادن به ديگري بودن است.

اين هنگامي است كه او ديگر جرأت رويارويي با پديده‌ها و به‌طوركلي زندگي وراي مرزهاي مألوف را از دست داده است؛ او حالا زن شده است و ناگزير وابستگي را همچون ضرورتي حياتي به جان مي‌خرد.

حالا ديگر كسي(خودي) براي باور كردن يا باور شدن نمانده است.

پي‌نوشت:

سيمون دوبووار، جنس دوم، ترجمه قاسم صنعوي

از شاهزاده كوچولو نوشته سنت اگزوپري، ترجمه احمد شاملو.

 

مى خواهيم زنان طلايه داران صلح شوند

منبع: CHOISES UNDP

ترجمه سينا برجيان:شرق- چهار شنبه 17 تير 1383- 7 ژوئيه 2004

 

روآندا، كشور كوچك توليد كننده چاى و قهوه در مركز آفريقا، در نگاه مردم دنيا بيشتر به عنوان محلى كه يك ميليون انسان جان خود را در نسل كشى سال ۱۹۹۴ در آن از دست دادند؛ شناخته شده است. اما اكنون زمان تغيير نگرش فرا رسيده است؛ روآندا كشورى با بيشترين تعداد زنان قانونگذار...

 

پس از انتخابات اكتبر، اكنون زنان ۸/۴۸ درصد از كرسى هاى مجمع ملى را در اختيار دارند و روآندا نزديك ترين كشور در دستيابى به برابرى جنسيتى ميان زنان و مردان در پارلمان ملى خود است. آمار منتشره برابر گزارش اتحاديه بين پارلمانى واقع در ژنو است.رشد چشمگير زنان در فعاليت هاى مدنى و سياسى در اين كشور در حالى است كه در سوئد به عنوان پيشرو ترين كشور اروپا در برابرى جنسيتى زنان تنها ۴۵ درصد از كرسى هاى پارلمانى را در اختيار دارند.

 

در روآندا طبق قانون اساسى جديد از ۸۰ كرسى مجمع ملى، ۲۴ كرسى به زنان اختصاص يافته است. اما زنان علاوه بر اين، ۱۵ كرسى ديگر را هم گرفته اند. زنان همچنين ۹۵ پست از ۲۸ پست وزارتى را در اختيار دارند و اين يعنى بالاترين درصد تصدى زنان در جهان. ماچاريا كامو، نماينده مقيم برنامه عمران سازمان ملل (UNDP) در روآندا مى گويد: دستاورد زنان روآندايى با مقياس هاى معتبر جهانى بسيار چشمگير بوده است.به خصوص اگر بخواهيم تاريخ معاصر سياسى اين كشور و چالش هاى فراروى اين كشور را لحاظ كنيم.

 

ده سال پيش، گروه هاى افراطى در دولت كه متعلق به تيره هوتو، بزرگ ترين قوميت اين كشور بودند، تصميم به اجراى برنامه هايشان در خصوص قلع و قمع اقليت توتسى گرفتند.در فاصله زمانى صد روز، تقريباً يك ميليون نفر كه اكثريت آ نان توتسى و مابقى هوتو هاى ميانه رو مخالف اين نسل كشى بودند به روشى وحشيانه سلاخى شدند.عواقب اين نسل كشى وحشيانه مشكلات بسيارى را براى زنان به همراه آورد. قربانيان تجاوز هاى جنسى پس از سال ها تنها در زمانى فهميدند به ايدز مبتلا هستند كه نشانه هاى واقعى اين ويروس در بدنشان مشاهده شد و بيمارى بسيار پيشرفت كرده بود، علاوه بر اين بيوه زنان و يتيمان بسيارى وجود داشتند، بسيارى از شوهران اين زنان در سال ۱۹۹۴ به جمهورى دموكراتيك كنگو فرار كرده بودند و از بازگشت به خانه سر باز زدند. بسيارى از اين مردان براى خود خانواده هايى مستقل تشكيل داده بودند.

 

جبر تاريخ اساسى ترين نقش در برترى زنان

 

زنان روآندايى بر اين باورند كه تاريخ معاصر اين كشور دليل برترى سياسى _ اجتماعى آنان در كشورى كه ۶۰ درصد جمعيت آن هنوز در فقر شديد زندگى مى كنند، است.

 

كنستانس موكايوهى روآكا، عضو پارلمان روآندا و اقتصاد دانى كه عضو كميسيون بودجه مجمع ملى روآندا است مى گويد: اگر ما امروز درصد بالايى از كرسى هاى پارلمانى را در اختيار داريم و زنان نقش اساسى در اجتماع ايفا مى كنند از روى شانس و تصادف نيست، پس از سال ۹۴ ميلادى زنان روآندا در موقعيتى ويژه و استثنايى بوده اند، زنان حقيقتاً با عزمى عمومى از سراسر كشور بسيج شدند.

 

خانم روآكا خاطرنشان مى كند پس از نسل كشى بزرگ، زنان به صورت غيررسمى و يا از طريق انجمن هاى رسمى مبدل به نيرويى فراگير شدند تا به كمك افرادى كه در دوره كشتار يتيم و يا بى سرپرست شدند، بشتابند.

 

اتناسى گاهوندوگو، دبير اجرايى جمعيت زنان نماينده روآندايى فردى است كه زنان را از هشت جناح سياسى مختلف با هدف ارتقاى وضعيت اجتماعى و برجسته كردن نقش زنان در جامعه گرد هم آورده است و مى گويد:هر چند نسل كشى تاثيرات منفى و مخرب بسيارى داشته است اما زنان به كمك آن توانستند جايگاه بالاى اجتماعى به دست آورند. امروز زنان و دختران ۵۴ درصد جمعيت ۸ ميليونى روآندا و ۶۰ درصد نيروى كار كشور را تشكيل مى دهند. نمايش قوى زنان نامزد انتخابات سياسى و مدنى با پيشقدمى و ابتكار دفتر عمران ملل متحد (UNDP) تسهيل شد كه با تخصيص ۵/۱ ميليون دلار اهدايى كشور هلند همراه بود. اين بودجه صرف آموزش زنان در موقعيت هاى تصميم گيرى، تقويت سازمان هاى جامعه مدنى ويژه زنان و تاسيس نهاد هاى دولتى به منظور توجه و مراقبت از زنان شد.

 

همچنين مواردى هم كمك مستقيم به برگزارى تجمع ها (Campaign) تدارك ديده شد، پشتيبانى لجستيك و هزينه هاى حمل ونقل در تجمعات. بيشترين كمك ها روى پروژه هايى كه به آگاهى بخش سياسى، اجتماعى زنان اختصاص داشتند، تمركز يافت. اين شامل برنامه UNDP بود كه به موازات اتحاديه بين پارلمانى با هدف تسريع آگاهى بخشى زنان نسبت به فرآيند انتخاباتى انجام شد.

 

برتيلو گاهونگاير كه متصدى نشريه هاى جنسيت و HIV برنامه عمران سازمان ملل (UNDP) در كيگالى است گفت:پس از نسل كشى ما در ارتقاى اقتصادى زنان شركت كرديم و نقشى اساسى در پيروزى زنان كانديدا در آخرين انتخابات داشته ايم. ما كار هاى بسيارى براى فعال كردن زنان و شهامت بخشى به آنان براى شركت در مبارزات انتخاباتى داشته ايم. برنامه UNDP همچنين از وزارت جنسيت و پيشرفت زنان حمايت مادى و معنوى كرد كه اين وزارت چندين كمپين آگاهى بخش در راستاى حساس سازى كلى جامعه نسبت به مزاياى شركت همه جانبه زنان در فرآيند تصميم سازى جامعه داشت.اين آماده ساز ى ها نتيجه بخش بوده است، زنان به پذيرفتن نقش فعال در ترسيم قانون اساسى جديد، قانونى كه دست كم ۳۰ درصد كرسى هاى مجمع ملى را براى زنان تضمين مى كند، تشويق شدند.

 

نسل كشى؛ خالق نياز ها براى قوانين جديد

 

به گفته خانم گاهوندوگو، شرايط پرمخاطره و مشروطى كه زنان روآندايى در پايان نسل كشى داشتند، آنان را براى به دست آوردن قوانين جديد و تغيير قوانين موجود هوشيار كرده است. اين رويكرد به منظور دست يافتن به تساوى جنسيتى است كه به عنوان مثال به زنان اجازه مى دهد زمين را از شوهران و پدرانشان به ارث ببرند و يا وضع قوانين سخت و شديد براى كسانى كه به كودكان تجاوز مى كنند.

 

خانم گاهوندو گو استادى از شهر دانشگاهى جنوبى بوتر كه در تبعيد بزرگ شده است، در ماه اكتبر در انتخابات پيروز شد.وى اعتقاد دارد اعضاى زن پارلمان بايد الگويى كاربردى براى زنان ديگر باشند و آنان بايد به دقت قوانين كشور را در جست و جوى قوانينى كه تبعيض آميز است مرور كنند. وى مى گويد: زنان روآندايى هرگز جرات به مبارزه طلبيدن حاكمان و مطالبه حقوق ارثى خود را نداشته اند.

 

كنستانس موكايوهى، به اين نكته اشاره مى كند كه زنان صرفاً در پارلمان حاضر نيستند بلكه اكثراً موقعيت هاى مطلوبى در مسئوليت پذيرى و اقتدار دارند. آنان بعضاًً در راس كميته هاى تكنيكى و تخصصى هستند. وى معتقد است كه زنان قانونگذار بايد كوشش مضاعفى براى ارتقاى كارايى خود از طريق آموزش دارا شوند.زنان قانونگذار مى گويند بعضى اوقات مشكل است كه هم به خانه دارى بپردازند و هم به وظايف پارلمانى اما مسلماً اين سختى بيشتر از هر تعهد حرفه اى ديگر نيست.سولانگ توى سنگ، ۳۲ ساله هر چند كه از اينكه در هنگام مبارزات انتخاباتى مدت زمان كمترى را با دختر دوساله اش گذرانده است ابراز نارضايتى مى كند اما معتقد است كه همواره خواستار فرصتى براى مشاركت فعال در جامعه بوده است.خانم توى سنگ كه براى تصدى يكى از كرسى هاى پارلمان از استان غربى كيبويه انتخاب شده است مى گويد: مى خواهم زنان روآندايى از روستاييان فقير گرفته تا نخبگان شهرى مستقل و آزاد و تحصيل كرده شوند، من مى خواهم زنان طلايه داران صلح شوند.