زنان - شنبه 13 تير 1383- 3 ژوئيه 2004

 

 

 

سايه تاريك مردسالاري،معضل بزرگ زنان فعال كرد 

دكتر رؤيا طلوعي - وقايع اتفاقيه - شنبه 13 تير 1383- 3 ژوئيه 2004

 

ايران، كشور تنوع‌هاي ملي است. كرد، ترك، فارس، عرب، بلوچ و تركمن در چارچوب سياسي ايران زندگي مي‌كنند و در عين اشتراكات كلي و قرار داشتن تحت يك حاكميت سياسي، هر يك به نوبه خود اختصاصات و ويژگي‌هاي فرهنگي خود را دارند. بدون شك احترام به حقوق كليه گونه‌هاي متنوع فرهنگي در ايران واجب و شناخت ويژگي‌هاي هريك نيز ضروري است.

 

كردها هم همچون ساير مليت‌ها در ايران فرهنگ خاص خود را داشته و داراي پيشينه‌اي تاريخي بوده و اكنون نيز در كشاكش جهاني‌شدن همچون ساير فرهنگ‌هاي منطقه‌اي خاورميانه، درگير گذار از سنت به مدرنيسم بوده و با چالش‌هايي نيز مواجهند.

 

بدون شك در اين گذار، مسأله زن يكي از چالش‌هاي عمده است كه هر فرهنگي با آن مواجه است.

 

از آنجا كه در ايران توسعه اقتصادي و اجتماعي به صورت همه جانبه و همگون انتشار نيافته و مناطقي همچون كردستان بهره كمتري از توسعه داشته‌اند، لذا معضلات ويژه‌اي نيز در مقايسه با ساير مناطق داشته و خواهند داشت. هرچند كه شهرهاي بزرگ كشور همچون تهران تجربياتي وسيع‌تر و متفاوت‌تر از حركت به سوي مدرنيته دارند، اما بافت مناطقي نظير كردستان همچنان سنتي باقي مانده و اين بافت سنتي و معضلات ويژه آن در تشديد مشكلات و مسائل زنان منطقه نقش عمده‌اي ايفا مي‌كند.

 

اكنون در عصر جهاني‌شدن و ارتباطات و تكنولوژي مشاهده مي‌شود كه حركت زنان جهان جهت دستيابي به حقوق برابر انسان با مردان، به صورت جنبشي شناسنامه‌دار و پويا درآمده و موج اين جنبش كشورهاي مختلف دنيا را در نورديده و با تقدم و تأخر مشغول پيشروي است. بدون شك زنان ساكن در ايران نيز از اين جنبش بي‌بهره نمانده و حضور چنين جنبشي در زنان ايران نيز واقعيتي انكارناپذير است. تحركات حاصل از اين جنبش حتي مناطق حاشيه‌اي و سنتي‌تر در ايران را در برگرفته و اجتماع كرد نيز از آن بي‌بهره نيست.

جنبشي فرهنگي در كردستان ايران وجود دارد كه در اين جنبش زنان و مردان روشنفكر و استاد و دانشجو و تحصيلكرده و روزنامه‌نگار و نويسنده و شاعر و نقاش و هنرمند در آن حضور دارند.

 

در اين ميان زنان فعال كرد ايران ضمن حضور در اين جنبش متأسفانه بايد بخش عمده‌اي از توان خود را صرف مبارزه با مردسالاري غالب بر جامعه و بخصوص رسوبات حاكم بر فكر و انديشه روشنفكران مرد كنند. متأسفانه دستيابي زنان به فرصت‌هاي برابر ناچيز است اما سهم برخي زنان از سركوب و خشونت و تحقير و تبعيض به صورت بسيار سخاوتمندانه‌اي زياد است. هنوز هويت زن به عنوان هويتي مستقل پذيرفته نشده و به توانايي وي اعتماد كافي وجود ندارد. خشونت عليه برخي زنان روشنفكر و فعال ممكن است به صورت خشونت فيزيكي نباشد اما خشونت رواني و سلب فرصت‌ها از برخي زنان توسط مردان و سركوب اعتماد به نفس و تحقير آنان همچنان وجود دارد و گاهاً با آبروي آنان نيز بازي مي‌شود. متأسفانه آن دسته از مردان روشنفكر و فعالي كه مدعي دفاع از حقوق زن هستند، تا وقتي حضور زنان فعال را مي‌پذيرند كه تحت قيموميت و سلطه و اطاعت خود آنان باشند، در غير اين صورت خود همين افراد بي‌رحمانه‌ترين حملات را متوجه زنان خواهند كرد. مشكلات زناني كه خواهان حضور در عرصه سياسي همچون داوطلبي نمايندگي مجلس باشند بسي بيشتر بوده و چنين زناني ابتدا بايستي آبروي خود و خانواده‌شان را در كف دست قرارداده و آماده هرگونه بي‌حرمتي باشند. متأسفانه برخي زنان در عرصه رقابت‌هاي انتخاباتي به شدت سركوب مي‌شوند. از آنجا كه سلطه فرهنگ مردسالارانه هنوز در جامعه به قوت خود باقي است متأسفانه سايه شوم آن بر فكر و انديشه مردان فعال همچنان گسترده است و زنان فعال ناچار به مبارزه‌اي بي‌امان براي زدودن تاريكي‌هاي اين سايه‌اند كه خود بخش عمده‌اي از توان آنان را به هدر مي‌دهد. اين در حالي است كه در پيشينه تاريخي اين مردم، زن جايگاهي والا و هم‌شأن با مرد داشته و ضمن بهره‌مندي از همان حقوقي كه مرد از آن برخوردار بوده همان مسؤوليت‌ها و تكاليف را نيز بردوش داشته است. آنچه كه امروز مايه فشار بر زنان كرد است مي‌تواند تا حدود زيادي ناشي از جو عمومي كشور و نگاه مسلط بر زن ايراني نيز باشد.

 

 

 

 

كميت زنان نويسنده مسئله اى چشمگير، ولى اجتماعى ست

راديو آلمان - جمعه 12 تير 1383- 2 ژوئيه 2004

 

زنان ايران در عرصه هاى مختلف و از جمله در حوزه هاى فرهنگى بسيار فعال شده اند و حتا در حوزه هايى از مردان پيشى گرفته اند. بخصوص از لحاظ كمى آمار زنان نويسنده در ايران امروز در مقايسه با مردان با دوران پيش از سال ۱۳۵۷ قابل مقايسه نيست. خانم فرشته سارى شاعر و نويسنده عضو كانون نويسندگان ايران در اين مورد و همچنين در مورد نقل مطالبى از ايشان در شبكه اينترنت، به پرسشهاى صداى آلمان پاسخ داده است.

مصاحبه گر: بهنام باوندپور

دويچه وله: خانم فرشته سارى، در سايت خبرى «امروز» از قول شما نقل شده است، كه حمايت هايى كه در حال حاضر در ايران از زنان نويسنده صورت مى گيرد با حسن نيت همراه است. ممكن است مواردى از حمايت هاى مورد نظرتان را نام ببريد و اينكه از طرف چه نهادهايى اين حمايت ها صورت مى گيرد؟

فرشته سارى: حتما. البته اين جمله دقيق نيست، چون ادامه داشته است. من حدود ۱ سال پيش، يعنى پاييز ۱۳۸۲، مصاحبه اى كتبى با خبرگزارى «مهر» داشتم و اين نقل قولها از آن مصاحبه آورده شده است و احتمالا دوباره به روز شده است. چون خود من در اينترنت مشاهده نكرده ام. ولى اصولا چون بسيار كم مصاحبه مى كنم و به جز آن مصاحبه گفت و گوى ديگرى درباره ى زنان نداشته ام، مطمئنا اين نقل قولها از همانجا آورده شده است. بحث تشريحى من در آن مصاحبه در پاسخ به يكى ازسوالهايى بوده است، كه درباره ى جايگاه و موقعيت زنان نويسنده پرسيده شده بود.

بخشى از حرفهاى من در آن مصاحبه و در واقع همين جمله اى كه از آن مصاحبه برداشته شده است، معطوف به جوايز ادبى در ايران بوده است. يعنى همين پرسش شما كه از طرف چه نهادهايى بوده است، من آنجا بخشى از نظرم نسبت به جوايز ادبى بوده و بخشى ديگر معطوف به حمايت، اين اصطلاحى ست كه خود من آن را براى اين موقعيت به كار مى برم، حمايت يارانه اى يا سوبسيدى از زنان نويسنده بوده است. اولا بايد بگويم، من خود جزو كسانى بوده ام كه از حمايت هاى يارانه اى بهرمند شده ام. به اين معنا كه برخى از اين دعوت ها كه از خارج كشور صورت مى گيرد، گاهى به تعداد مساوى از زنان و مردان نويسنده است. اين به نوعى حمايت سهميه اى است، كه خود من از آن برخوردار شده ام، و گاهى اين دعوتها عمدتا از زنان نويسنده است. ولى بايد در رابطه با خود بگويم، كه اين مسايل هيچوقت مانع از اين نشده است كه من نسبت به نفس نوشتن، ادبيات و نقش نويسنده به طور كلى، اعم از اينكه زن يا مرد باشد، دچار توهم بشوم.

در واقع نظر من اين است، كه چنين موقعيت هايى، گرچه حالتى سهميه اى، يارانه و حمايتى دارد و در نتيجه زنان مى توانند حضور بيشترى داشته باشند، ولى مسئله ى اصلى و مهم از نظر من هميشه خود هنر و ادبيات بوده است. همين طور بخش ديگر نظر من، چه در آن مصاحبه و چه اكنون كه مى خواهم آن را بيان كنم، معطوف مى شود به گزيده هايى كه از ادبيات زنان ايران ترجمه و منتشر مى شود. يعنى شما چنانچه كار تحقيقى كوچكى انجام بدهيد، مشاهده مى كنيد كه در طى اين ۱۰ تا ۱۵ سال اخير تزهاى دانشگاهى متعددى راجع به ادبيات زنان نوشته شده است، گزيده هاى مختلفى، به خصوص، از داستانهاى كوتاه به دليل اينكه ترجمه ى آنها سهل تر بوده است، از كارهاى زنان ترجمه شده است.

۴ داستان من در يك مجموعه ى ايتاليايى، لهستانى، انگليسى و باز در يك مجموعه اى انگليسى ترجمه و چاپ شده است. و به همين ميزان ممكن است نويسنده ى مردى باشد، كه تا به حال چنين امكانى را نيافته باشد كه داستانى از او در گزيده اى ترجمه و منتشر شده باشد. بنابراين مجموعه ى اين حمايت ها را، به همانگونه كه در آن جمله هم نقل شده است، با حسن نيت مى بينم، ولى در عين حال فكر مى كنم اين هوشيارى نويسنده ى زن است كه نبايد دچار توهم بشود.

دويچه وله: از شما در همين گزارش منتشرشده در سايت «امروز» نقل شده است، كه “حرفهايى كه در خارج از كشور در حمايت از نويسندگان زن ايرانى بيان مى شود، بيشتر معطوف به نگاه سياسى ست”. ممكن است منظور خود را از اين جمله دقيق تر بيان كنيد؟ يعنى چه كسانى با نگاه سياسى از نويسندگان زن ايرانى حمايت مى كنند؟

فرشته سارى: انتظارى كه در هرحال من از يك خبرنگار دارم اين است، كه طورى حرف يا مصاحبه اى نقل بشود، كه با منظور نويسنده يا مصاحبه شونده تطبيق داشته باشد. اين جمله از همان مصاحبه و در واقع از بحث من استخراج شده است و از نظر من بدين صورت اصلا دقيق نيست. نظر من اين است، كه دنياى نشر و ژورناليسم غربى و خواننده ى غربى  حاشيه ى ادبيات ايران برايش جذابتر است و نه خود ادبيات. به اين معنى كه اگر ادبيات با مسايل سياسى، مسايل بويژه روز و دقيق تر بگويم مسايل روز اجتماعى كه ابعاد سياسى پيدا مى كنند، روبه رو بشود، بسيار از آن استقبال مى شود و بسيار هم به فروش مى رسد. به نظر من يك خواننده ى غربى، منظور خواننده عام و به طور كلى ست، نمى خواهد كارى از من نويسنده ى نوعى ايرانى بخواند، كه احتمال آن باشد همين كار را يك نويسنده ى دانماركى يا هلندى يا نويسنده ى سوئدى هم نوشته باشد. يعنى خواهان نفس ادبيات، پيشرفت تكنيك، پيشرفت فن و همين طور مسايل عام انسانى و چگونگى شكل دادن آن، كه مسئله ى اصلى هنر و ادبيات در سراسر طول عمر هنر و ادبيات بوده است، نمى باشد. در واقع خواهان همان مسايل جنجالى ست كه رسانه ها به او مى رسانند.

من اصولا آدم محافظه كارى نيستم و بسيار راحت همين الان براى شما مثالى مى زنم تا بحث خود را روشن كنم. كتاب «لوليتا در تهران» با اين فروش عجيب و غريبى كه دارد و بسيار پرفروش بوده است، به نظر من دقيقا شامل همين بحثى ست كه من مى كنم. در واقع اينكه اين كتاب بتواند از زمان عبور كند و فرضا مانند «جنايت و مكافات» داستايوسكى نفس ادبيت خود اثر باشد، من اين را در استقبال خواننده ى غربى نمى بينم. يعنى همان بخش جنجالى اجتماعى، كه بعد سياسى پيدا مى كند است كه خواننده ى غربى را به سمت خواندن اين كتاب مى كشاند. و باز به راحتى مى توانم مثال ديگرى بزنم. «بوف كور» سالهاست كه ترجمه شده است و شايد به بيش از ۱۰ زبان هم ترجمه شده باشد، ولى شما مى توانيد از تعداد تيراژ اين كتاب بفهميد، كه چه تعدادى خواننده داشته است. البته خواننده هاى اين كتاب، خواننده هاى خاص هستند و بسيار هم اين كار برايشان با ارزش بوده و ساليان سال است كه راجع به آن در دانشگاههاى مختلف كار تحقيقى مى كند. ولى آن خواننده ى غربى نمى خواهد كارى را از نويسنده ى ايرانى بخواند كه نفس هنر و ماهيت استتيك و زيباشناسى آن برتر باشد و باز بخش ديگرى از آن را ما مى توانيم در سينما مثال بزنيم.

در كنار فيلم هايى كه بافت و ساخت هنرى دارد و نگاه متفاوتى  داشته اند كه باعث شهرتشان شده است، مانند كارهاى اوليه ى آقاى كيارستمى، بسيارى از فيلمهايى كه در جشنواره ها مورد استقبال قرار مى گيرد، مى توان گفت كه به اين علت است، كه فيلمساز به گونه اى تسليم اين خواست بيننده و يا مخاطب غربى شده است. همان فيلم براى بيننده ايرانى كه در ايران زندگى مى كند، اصلا جذابيتى ندارد و بيشتر حالت شعارى و تهيجى دارد. ولى شما مشاهده مى كنيد نه تنها در جشنواره مورد استقبال قرار مى گيرد، بلكه زمانى كه در سينماهاى مختلف كشورهاى مختلف غربى نمايش داده مى شود، بيننده هم بسيار از آن استقبال مى كند، چون براى اين بيننده تعجب آور است كه چطور هنوز در ايران نمى توانند يك پارتى برگزار كنند. و يك پارتى موضوع فيلم قرار مى گيرد، چرا؟ چون ذهن غربى به جامعه ى ما به صورت موجودى عجيب الخلقه نگاه مى كند.

نظر اصلى من رسانه هاى غربى ست. اين رسانه هاى غربى به نوعى همان تصوير را به خواننده ى عام غربى منتقل مى كند و آن خواننده زمانى از كارى در ايران حمايت مى كند، دراينجا منظور من ادبيات و حتا سينما است، كه بتواند به كنجكاوى هاى اين شخص در مورد جامعه ايران و مردم ايران، كه آنها را به صورت موجوداتى عجيب الخلقه مى بيند، پاسخ بدهد و نه با نفس هنر در يك فيلم كاملا و صددرصد هنرى يا يك كتاب صددرصد هنرى.

دويچه وله: شما از جمله به مسئله ى موانع جهانى شدن ادبيات ايران اشاره كرده ايد و گفته ايد، كه برايتان بسيار جالب است كه «غالبا مترجمان و منتقدان، در يك كلام، آثار ادبى موجود در ايران را در حد و اندازه ى جهانى شدن نمى دانند.». من اين جمله را دقيقا از همان سايت خبرى «امروز» نقل كرده ام. خانم سارى به نظر شما اصلا چرا در ميان نويسندگان ايران تا اين حد دغدغه ى جهانى شدن وجود دارد و بر روى اين  مسئله حساسيت نشان داده مى شود؟

فرشته سارى: به نظر من اين بيشتر دغدغه ى روزنامه نگاران و مصاحبه كنندگان است. چون اين سوال را هميشه در جاهاى مختلف و متعددى مطرح مى كنند. حداقل در رابطه با خودم مى توانم بگويم، در چند مصاحبه از من همين سوال شده است و در هرحال پاسخى گرفته مى شود. ولى از طرف ديگر اگر اين موضوع زمينه اى نداشته باشد، اين پرسش هم در واقع پيش نمى آيد. به نظر من اگر اين مسئله در ايران مطرح مى شود، بخش اصلى آن مسئله ى مخاطب است. اگر رمانى به زبان فارسى نوشته شود و به جاى ۲۰۰۰ تيراژ مانند زبان انگليسى يا حتا زبان عربى خواننده ى بسيار گسترده ترى داشت، به نظر من اساسا اين بحث پيش نمى آمد. بخشى از اين بحث برمى گردد به اينكه، نويسنده فكر مى كند كه چنانچه كار او با خواننده ى گسترده ترى روبه رو شود، احتمال اينكه بتواند با اين خوانندگان ارتباط بيشترى بگيرد، وجود دارد. من فكر مى كنم كه اين مسئله به خاطر مهجور بودن زبان فارسى ست، كه خود علتهاى مختلفى دارد و اينكه مخاطب زبان فارسى، مخاطب محدودى ست.

دويچه وله: خانم سارى، موقعيت كنونى ادبياتى كه توسط زنان در ايران توليد مى شود را چگونه ارزيابى مى كنيد؟

فرشته سارى: در اينكه زنان از نظر كمى بويژه در ۲ دهه ى اخير، كارشان از نظر توليد آثار ادبى و همينطور در تمام عرصه هاى ديگر جامعه، بسيار چشمگير بوده است، موضوعى ست كه نمى توان منكر آن شد، بلكه اصولا مى تواند موضوع تحقيق گسترده اى هم قرار بگيرد. ولى من بخش اصلى آن را به مسايل اجتماعى مرتبط مى دانم و اينكه كميت زنان نويسنده و افزايش كميت توليد و خلق آثار از نويسندگان زن، مسئله اى چشمگير، ولى اجتماعى ست.

دويچه وله: از نظر كيفى چطور؟

فرشته سارى: از نظر كيفى به نظر من آثارى كه ضعيف تر است، نمود بيشترى دارد.

 

 

گزارش عضو فراكسيون زنان مجلس از همايش بين المللي نمايندگان زن

جمعه 12 تير 1383- 2 ژوئيه 2004

خبرگزاري فارس: عضو فراكسيون زنان در مجلس شوراي اسلامي گفت: اصلاح ذهنيت منفي نسبت به زنان مسلمان بويژه زنان مسلمان ايراني، مهمترين دستاورد سفر هيات زنان ايراني در همايش بين‌المللي زنان نماينده بوده است.

هاجر تحريري‌ نيك‌صفت در گفتگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس با بيان اينكه در همايش بين‌المللي نمايندگان زن، نمايندگان 23 كشور از قاره آسيا و اقيانوسيه شركت داشتند گفت:‌ از طرف جمهوري اسلامي ايران به همراه عشرت شايق نماينده مردم تبريز، اسكو و آذرشهر و زهرا شجاعي مشاور رئيس جمهور در اين كنفرانس حضور داشتم.

وي افزود: محو خشنونت عليه زنان، حق بهداشت باروري، زنان و ايدز، مشاركت و رهبري زنان براي تغيير، بسيج منابع براي اجراي اعلاميه‌ كنفرانس جمعيت و توسعه و پيري جمعيت و بهداشت از مهمترين محورهاي مورد بحث در اين همايش بود.

نائب رئيس دوم كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي افزود: در اين همايش 2 روزه تبادل انديشه و تجارب صورت گرفت و كارگروه‌هاي مختلف تشكيل شد كه هيات زنان ايراني نيز در اين كارگروه‌ها حضور يافتند و از تجربيات زنان كشورهاي ديگر نيز استفاده شد.

نماينده مردم رشت در مجلس شوراي اسلامي با اشاره به تبليغات منفي رسانه‌هاي غربي عليه ايران و وضعيت زنان در جامعه ما تصريح كرد: وقتي دراين همايش از حضور زنان ايراني در عرصه‌هاي مختلف اجتماعي، سياسي و اقتصادي و... توضيح مي‌داديم و آمار و اطلاعات ارايه مي‌كرديم براي زنان حاضر در همايش بسيار جالب و خوشحال كننده بود كه جمهوري اسلامي ايران حقوق زنان را رعايت كرده و شان و منزلت آنها را حفظ مي‌كند.

وي افزود: حتي نفس حضور ما در اين همايش برخي از ابهامات و ديدگاه‌هاي منفي عليه زنان ايراني را برطرف كرد بطوري كه نمايندگان برخي از كشورها از جمله اندونزي تقاضا داشتند تا در ايران حضور يافته و از پيشرفتهاي زنان ايراني در طول انقلاب از نزديك آگاه شده و از تجارب آنان استفاده كنند.

نيك‌صفت گفت: با نمايندگان زنان كشورهاي شركت كننده در همايش نشست‌هاي مختلفي داشتيم و بيشتر در خصوص مسايل زنان تبادل نظر ‌شد و نظرات خود را در كارگروه‌ها و جلسات بيان كرديم.

همايش بين‌المللي زنان نماينده در روزهاي نهم و دهم تيرماه با حضور بيش از 70 نماينده زن از 23 كشور در كشور استراليا برگزار شد.

 

۲۴ درصد نمايندگان مجلس استراليا زن هستند

شرق - شنبه 13 تير 1383- 3 ژوئيه 2004

 

رئيس مركز زنان استراليا گفت: به رغم گذشت ۳۰ سال از تاسيس مركز زنان در استراليا، تناسب حضور زنان در رهبرى و تجارت با مردان متناسب نيست و در مجلس استراليا نيز تنها ۲۴ درصد نمايندگان زن و از كابينه ۱۶ نفرى تنها دو نفر زن هستند. كرى فلانگن كه با هيات اعزامى ايران به رياست زهرا شجاعى ديدار مى كرد افزود: تنها ۲ درصد از شركت هاى بزرگ استراليا توسط زنان اداره مى شود. وى افزود: از ديگر معضلات زنان در استراليا تلفيق اشتغال و نقش زنان در خانه است. تلاش مى شود كه زنان را در وضعيت انتخاب يكى از اين دو قرار ندهيم بلكه با فراهم ساختن امكانات خاص و كمك گرفتن از مردان در امور خانه شرايط ايفاى نقش اقتصادى _ اجتماعى و خانوادگى را براى زنان فراهم كنيم.

پرداختن به جمعيت سالخورده به ويژه زنان سالخورده موضوع ديگرى است كه اين مركز آن را در دستوركار دارد. از موضوعات نگران كننده ديگر زنان در استراليا طلاق است. حدود يك چهارم خانواده هاى استراليايى را زنان سرپرست خانوار تشكيل مى دهند. البته يكى از دلايل عمده طلاق خشونت موجود در خانواده عليه زنان است. به همين دليل ابتدا تلاش مى شود كه به موضوع خشونت با تبليغات وسيع تلويزيونى، تغيير نگرش نسبت به خشونت و جرم دانستن خشونت آن را كاهش دهند اما براى حمايت از زنان خشونت ديده نيز سياست ها و فعاليت هاى اجرايى هماهنگ ميان دستگاه هاى پليس، قوه قضائيه، بهداشت و با سرمايه گذارى ها در حوزه خانه هاى امن تلاش مى شود.

 

زهرا شجاعى نيز با تشريح ساختار سياسى جمهورى اسلامى ايران گفت: اساس نظام ما بر مذهب است و به همين دليل در ايران به دنبال ايجاد يك ساختار سياسى دموكراسى دينى بوده ايم. در هيات اعزامى ايران شائق، نماينده مردم تبريز و تحريرى نيك صفت، نماينده رشت در مجلس و برهانى، نماينده وزارت امور خارجه نيز حضور داشتند.

 

 

بازنگري در حقوق زنان؛ تاثيرگذار در روند توسعه و مشاركت اجتماعي

جمعه 12 تير 1383- 2 ژوئيه 2004

 

«حقوق زنان» كه امروزه در نظام‌هاي حقوقي ـ قضايي كشورهاي مختلف دنيا به بحثي بنيادين و اساسي بدل شده، هم‌اكنون در جامعه‌ي ما نيز مورد بحث و تبادل نظر بين اساتيد دانشگاه‌ها و علما و كارشناسان فقهي و حقوقي است.

«مسوول دفتر حمايت از حقوق زنان و كودكان بي‌سرپرست دادگستري اروميه»، « يك مشاور حقوقي» و «يك وكيل دادگستري» در گفت‌وگو با خبرنگار گروه فقه و حقوق خبرگزاري دانشجويان (ايسنا) به تبيين اين حقوق و جايگاه زن در نظام حقوقي ايران پرداخته‌اند.

فرح حيدري، مسوول دفتر حمايت از حقوق زنان و كودكان بي‌سرپرست دادگستري اروميه از جمله ظرفيت‌هاي حقوق زنان در ايران كه از شرع گرفته شده را استقلال مالي زن عنوان كرد.

وي كه قاضي سرپرستي دادگستري اروميه نيز هست هم‌چنين به خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: زن علاوه بر مالكيت اموال شخصي خود، هر چند متمول نيز باشد حق نفقه دارد و شوهر مكلف است هزينه‌هاي زندگي متناسب با شخصيت وي را تامين كند و در صورت استنكاف از اين امر، ماده‌ي 642 قانون مجازات اسلامي براي مستنكف ضمانت اجرايي كيفري در نظر گرفته است.

حيدري اضافه كرد: در بسياري از كشورهاي جهان به جاي استقلال مالي، اشتراك مالي حاكم است، يعني اگر زن متمول و شوهر نيازمند باشد، زن مكلف است هزينه‌ي شوهر خود را تامين كند.

وي يادآور شد: در قوانين ما زن حتي مكلف به كار كردن در منزل نيست، حتي اگر به كودك خود شير مي‌دهد از نظر شرع مقدس اسلام حق مطالبه‌ي اجرت دارد و امروزه در حين طلاق زن مي‌تواند اجرت‌المثل ايام سال‌هاي زندگي مشترك خود را كه از آن به نحله تعبير مي‌شود، بگيرد. اما اين بدين معني نيست كه قوانين مربوطه به زنان هيچ نقصي ندارند.

مسوول دفتر حمايت از حقوق زنان و كودكان بي‌سرپرست در دادگستري اروميه خاطرنشان كرد: از جمله قوانين مربوط به طلاق ماده‌ي 1133 قانون مدني است كه به مرد اجازه داده هر وقت كه بخواهد، بتواند زن خود را طلاق دهد، اما زنان براي طلاق نيامند به اثبات عسر و حرج خود در زندگي مشترك هستند كه عليرغم سوء رفتار و معاشرت شوهر، اثبات اين امر براي زنان مشكل است. هم‌چنين عدم امكان وصول مهريه و استرداد جهيزيه در موقع طلاق نيز براي اكثريت زنان جزو مشكلات اين قشر است.

حيدري با اشاره به جايگاه حقوق زن در مقررات مربوط به خانواده گفت: به نظر مي‌رسد مقررات مربوط به طلاق، حضانت اطفال، اداره‌ي امور مالي اطفال، اجازه‌ي ازدواج فرزندان اناث و موارد ديگر، نياز به تجديد نظر و اصلاح دارد.

هم‌چنين طالب زاده، مشاور حقوقي در اين باره گفت: نيمي از جمعيت جامعه‌ي ايران را زنان تشكيل مي‌دهند بنابراين يك بازوي جامعه بستگي به نقش زنان داشته و دارد و از اين جهت احقاق حقوق زن به منزله‌ي احترام به اين نيروي عظيم خواهد بود.

وي در ادامه به خبرنگار ايسنا گفت: حقوق زن در جامعه‌ي ما نياز به بازنگري دارد، اما آنچه مسلم است اين است كه نبايد از عناصر و سيستم‌هاي ديگر كشورها كه شرايط فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي متفاوتي دارند، الگوبرداري كرد بلكه بايد در بستر فرهنگي موجود ايده‌ي مناسب آنها را لحاظ كرد.

اين مشاور حقوقي با اشاره به فقر فرهنگي موجود در جهان سوم اظهار داشت: كشور ما نيز از اين امر مستثني نيست، لذا در ايران بستر مناسبي براي توسعه‌ي حقوق زنان وجود ندارد، بنابراين بايد با افزايش سطح آگاهي‌هاي مردم و افزايش ميزان مشاركت زنان در عرصه‌هاي اجتماعي و سياسي اين كمبودها را جبران كرد.

اين حقوقدان افزود: در همه‌ي نظام‌هاي حقوقي دنيا درباره‌ي زنان قوانيني وضع شده و در نظام حقوقي اسلام نيز به اين موضوع توجه شده است و تقريبا در اكثر باب‌هاي كتب فقهي حقوق زن جدا از حقوق مرد در نظر گرفته شده كه بر اساس خصوصيات خاص زنان اين امر توجيه‌پذير است.

وي ادامه داد: از آنجايي كه در سيستم حقوقي ما قوانين بر اساس مقتضيات خاص زماني موجود وضع و مصالح اجتماعي، فردي و خانوادگي در نظر گرفته شده، اما بايد توجه داشت كه صرف نظر از عناصر پايدار اين سيستم، بايد در جزييات قضيه با توجه به مسايل روز جامعه حركت كرد. البته حضور اجتماعي زنان بحثي جدا از حقوق شرعي و قانوني آنهاست كه بايد مورد توجه قرار گيرد.

هم‌چنين مژگان رستمي، وكيل دادگستري نيز باورهاي فرهنگي غلط در مقايسه‌ي زنان و مردان، عدم اعتماد كار زنان و ترويج فرهنگ مردسالارانه را از عوامل مهم و مؤثر بر عدم مشاركت زنان در عرصه‌ي فعاليت‌هاي اجتماعي ذكر كرد.

وي به خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: توزيع ناعادلانه‌ي امكانات اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و قدرت سياسي نيز از ديگر عوامل مؤثر در اين زمينه است.

وي يادآور شد: بعد از انقلاب، جايگاه حقوق زن در قواعد حقوقي كشور، رشد فزاينده‌اي داشته به طوري كه مؤسسه‌ي تحقيقات زنان در 1365 با صلاحديد حضرت امام خميني (ره) با هدف كلي ارتقاء وضعيت زنان تأسيس شد.

وي خاطرنشان كرد: زنان واجد شرايط مي‌توانند همانند مردان در پست‌هايي مانند قضاوت در ديوان عدالت اداري، دادگاه‌هاي مدني خاص، قاضي تحقيق و مستشار اداره‌ي حقوقي انجام وظيفه كنند و ممنوعيت آنان صرفا در تصدي رياست شعبه و صدور راي است.

اين حقوقدان افزود: دولت متضمن حقوق زن مطابق موازين اسلامي و ايجاد زمينه‌هاي مساعد براي رشد شخصيتي زن و احياي حقوق مادي و معنوي او، حمايت از مادران به خصوص در دوران بارداري و حضانت فرزند، ايجاد دادگاه صالح براي حفظ كيان و بقاي خانواده، ايجاد بيمه‌ي خاص براي بيوگان و زنان سالخورده و بي‌سرپرست و همچنين اعطاي قيموميت فرزندان به مادران شايسته در صورت نبودن ولي شرعي است.

رستمي ادامه داد: طبق مقررات قانوني ايران، زن همانند مرد مي‌تواند با پيش گرفتن هرگونه شغل و حرفه‌ي مناسب مانند عقد قرارداد، تشكيل شركت، خريد سهام و ... به منافع مالي دسترسي پيدا كند.

وي تصريح كرد: بي‌شك روزي فرا خواهد رسيد كه ملاك توسعه و پيشرفت ملت‌ها ايجاد فرصت‌هايي براي دستيابي همه‌ي زنان و مردان به اشتغال، آموزش، بهداشت و مشاركت‌هاي اجتماعي خواهد بود، بنابراين بازنگري در حقوق زنان به عنوان نيمي از جمعيت جامعه نقش بسزايي در روند توسعه و مشاركت اجتماعي خواهد داشت.

 

آرايش کردن: زيبايي, مقاومت, مبارزه ,از خود بيگانگي ... شما هم نظر دهيد؟ 

الناز انصاري- زنجان- تريبون فمينيستي ايران

جمعه 12 تير 1383- 2 ژوئيه 2004

از اولش آرايش نمي¬كردم. در شرايط سني و با موقعيتي هم كه داشتم به اضافه اينكه هركاري كه به نظرم خلاف جريان حاكم بود انجام مي¬دادم. به اين يک مورد اصلا فكر نمي¬كردم البته اين كه مي¬گم مربوط مي¬شه به نوجواني من كه اونم برمي¬گرده به پنج، شش سال پيش كه اون¬موقع تو زنجان حتي ملايم¬ترين آرايش براي دخترا كلي حرف و سخن داشت.

ولي حالا همه چي عوض شده. اون سيستم سخت و سنتي مجبوره انعطاف نشون بده . ديگه حتي آرايش دختراي 12-13 ساله و پسرا هم داره عادي مي¬شه. اين مسئله تا چند وقت پيش برام مهم نبود، تا زماني كه كتاب آزادي زنان رو خوندم و با نظر اولين ريد در مورد مد و آرايش آشنا شدم و فكر كردم جواب خوبيه به پرسش اين¬كه چرا آرايش نمي¬كنم و البته بگذريم از اين که بعضي از نظراتش را قبول ندارم.

وقتي موضوع تهيه گزارش پيش اومد. راستش اولش فكر نمي¬كردم موضوع جالبي باشه ولي همين مسئله¬اي كه برام ظاهري بي اهميت داشت جواب هاي عميقي رو با خود به همراه آورد. موضوع آنقدر ابعاد گسترده¬تري پيدا كرد كه دامنه¬ش حتي به آرايش نكرده¬ها و حتي پسرهاي آرايش كرده هم كشيد.

 

بهناز 24 ساله,فارغ¬التحصيل رشته علوم اجتماعي, بيكار

از زماني كه مي¬شناختمش مرتب و تميز بود. لباس چروك يا كثيفش رو به ياد ندارم. چند سالي هم هست كه هميشه آرايش ملايمي داره. در چواب اينكه چرا آرايش مي¬كنه هم همين راگفت كه دوست داره مرتب و زيبا باشه، خصوصا تو زندگي زناشويي خود با تمام نظمي كه امروز مراعات مي¬كنه حتي از بستنن موهاش به اين شكل ساده به دليل بي¬انگيزه¬گي براي زيباتر بودن ناراحته.

به خاطر اين¬كه آرايش بكنه تن به جنجال و مبارزه نداده چرا كه اولين روژلب رو مادرش براش خريده. كساني رو كه به اصطلاح روي مد هستند يا حداقل مرتبند, مي¬پسنده.

چون دلايلش براي آرايش كردن زياد پا به مرزهاي جنسيتي نگذاشته بود و بيشتر حول تميزي و مرتب بودن مي¬چرخيد از همين توجيه استفاده كردم تا نظرش رو درمورد آرايش مردها بدونم كه به شدت مخالفت كرد. چرا كه مردان رو صاحب ابهتي مي¬دونست كه با آرايش از بين مي¬رفت و زنان رو نيازمند آرايش. مي¬گفت زنان به اين دليل آرايش مي¬كنن كه ضعف ها و حسادت هاشون رو ارضا كنن.

 

نسترن,17 ساله, ديپلم و بيكار

معمولأ صحبت هاي من و او هميشه تبديل به سخنراني مي¬شه. به پرچانگي¬هاي من خوب گوش مي¬ده و من هم دوست دارم به حرف هاش گوش بدم. با اين¬كه معدل درسي اش هميشه خوبه علاقه¬ي چنداني به مطالعه نداره، براي همين حرفاش برام جالبه، چون دقيقا ميوه¬ي فكر پوياي خودشه. ذاتا بچه¬ي آزادمنش و ضد تبعيضيه كه اميدوارم روزي جدي¬تر به عقايدش فكر كنه.

ازش پرسيدم چرا آرايش نمي¬كني؟ گفت: از هر نوع انكار خودم بدم مي¬ياد, نمي¬خوام خودم رو قايم كنم چون به هر حال آرايش جزئي از تو و صورت تو نيست يه نقابه. ولي خيلي ها هم دوست دارند آرايش ¬كنن, هر کسي حق انتخاب داره.

وقتي توي يه مهموني كه همكلاسي هاش گرفته بودن طبق معمول بدون آرايش شركت كرده بود احساس کرده بود بعضي ها بهش منتقدانه نگاه مي کنن. مي گويد: ولي خودم از اين¬كه متفاوت بودم راضي بودم. آرايش براي دختر يا پسر برام فرقي نداره، ولي براي بعضي از دخترا که با انديشه آرايش مي کنند , آرايش براشون سنبل يه اعتراضه.

يكي از سوال هام اين بود كه اگر دوست پسرت بهت بگه (يعني دستور نده) که دوست داره آرايش كني آيا تغييري در نظرت مي¬دي كه گفت: ازش مي¬پرسم چرا؟ مگه به بقال و همسايه و راننده و فك و فاميل قول داده كه بهشون اجازه بده از ديدن من لذت ببرن؟ حاليش مي¬كنم توقع بي¬موردي داره و اصلا من كسي رو با اين نظر نمي¬تونم دوست داشته باشم. برعکس اين هم هست شايد يکي دوست دارد از زيبايي خودش لذت ببرد و آرايش کنه و حالا اگر دوست پسرش بگه که من مي خوام فقط براي من آرايش کني به نظرم توقع بيخوديه. اصلا چنين حقي را ندارد.

مي گويد: نفس آرايش اصلأ چيز مهمي نيست. خودم شايد سالي يكي دو بار آرايش كنم كه اونم فقط براي تنوع ولي يه دليل ديگه هم وجود داره كه ممكنه وادار به آرايشم بكنه و اونم زماني كه آرايش شكلي از مبارزه باشه نسبت به تحميل يه چيز خاص. مثل زنان افغاني كه زير اون لحاف كرسي لاك مي¬زدند و دستشون قطع مي¬شد. چون آرايش رو حق خودشون مي¬دونستند. گاهي آرايش مي تونه يه جور مبارزه باشه ولي هيچ¬وقت نمي¬تونه همه¬ي زندگي آدم باشه.

 

فريبا, 24 ساله,ديپلم و تايپيست

روزي كه ديدمش براي كاري سراغم اومده بود و بايد مي¬رفت در نتيجه خيلي سرسري و كوتاه جواب داد.

صرفا چون دوست داره آرايش مي¬كنه. البته براي اين¬كه آرايش كنه با خانواده¬اش هم جنگيده. پرسيدم آيا حاضري براي مسئله¬ي مهمتري هم تن به اين جدال فرسايشي بدي، كه گفت، اين نهايت خواسته¬ي منه و اصلا اگر مهم¬تر از اين چيزي هم بخوام امكان نداره بتونم مطرحش كنم. با اين¬كه ظاهرا به آرايش نسبتا غليظم عادت كردن ولي هر لحظه مخالفت كنن من هم بدتر آرايش مي¬كنم. معمولا از مارك هاي معروف و گران لوازم آرايش استفاده مي¬كنه و حتي اگر وضع مالي¬اش موقتا بد بشه حاضر نيست در اين مورد صرفه¬جويي كنه. با همه¬ي اينها مي¬گويد اگر حق انتخابي در نوع پوشش داشت از پيراهن و شلوار استفاده مي¬كرد و اصلا هم آرايش نمي¬كرد. با آرايش مردان به شدت مخالف بود چون مردان رو صاحب اختيارات و آزادي هاي بيشتري مي¬دونست که لزومي نمي ديد آرايش كنن ولي آرايش زن ها و خصوصا دخترهاي جوان رو نوعي اعتراض به فشارهاي اجتماعي تشخيص مي¬داد.

***

براي تنوع سراغ فروشنده¬ي لوازم آرايشي هم رفتم كه بحث¬مان زياد جالب نبود، چون خودش هم همين رو احساس كرد خانمي را كه اون هم فروشنده بود معرفي كرد. سراغ خانم رفتم. بحث¬مان به خاطر پررفت و آمدبودن مغازه دائم قطع مي¬شد ولي اين بخش هم براي خودش فال و تماشايي بود. چون از خريد شصت هفتاد هزارتوماني رژ و كرم و مداد تعجب كرده بودم. خانم مولودي كار خود را بيشتر خدمت مي¬دانست تا تجارت. چرا كه اعتقاد داشت استرس هايي كه زنان و دختران از ريزش مو يا پوست جوش¬دار و غيره دارند را به خانواده منتقل مي¬كنند و خانواده هم به جامعه و ... كه با درمان اين استرس درماني پنهان براي اين جامعه بيمار پيدا مي کنيم.

او اعتقاد دارد پيروي از مد بعد از انقلاب بيشتر شده چون جوانان ديگر هويت فكري خاصي ندارند و چيزي جز صورتشان براي عرضه به رخ كشيدن برايشان نمانده و به علت عدم اعتماد به عرصه¬هاي اجتماعي سرمايه¬هاي خود را بيشتر صرف لوازم آرايش و لوازم شخصي مي¬كنند.

دليل ديگر اين گرايش را دوگانگي در ارزش ها مي¬داند. مثلا مي¬گفت: كودك ايراني هم حتي اين دوگانگي را احساس مي¬كند. فكر كنيد كارتون يا فيلم هايدي چقدر با كتاب هايدي كه در ايران چاپ شده فرق دارد و همين تناقض تا جوانان و ... ادامه دارد. او مي¬گفت: هر چيزي كه وارد اين مملكت مي¬شود از لباس تا انديشه هميشه تبديل به كالا مي¬شود. بنابراين مردم چيزي كه ساده¬تر بدست بيايد و ضمنا دهن پركن هم باشد را ترجيح مي¬دهند. به نظر او زنان ايراني قبل از اين¬كه آگاهي داشته باشند مارك¬گرا هستند. خودبخود جنس گران¬قيمت را برتر مي¬دانند و به شدت نسبت به تبليغات حساسيت نشان مي¬دهند. او به باور تاريخي جهت آرايش زنان اشاره كرد و مي¬گفت كسي از مردان انتظار آرايش ندارد و نه تنها زيبايي با آرايش بدست نمي¬آورند بلكه جلف و زننده مي¬شوند.

شكافتن نظر مرداني كه آرايش مي¬كنند هم خالي از لطف نبود هر چند پسر آرايش كرده پيدا نكردم ولي پسراني بودند كه ابرو برمي¬داشتند. همين ابروبرداشتن هم براي خودش فلسفه¬اي داره. چون اين كار (اصلاح صورت و ابرو) در آرايش تقريبا مشكل¬ترين بخش آرايشه كه حداقل واسه اين يكي بايد كمي جنگيد. ولي درمورد پسرها دقيقا برعكسه _ هر چند هنوز با آرايش مردان به شدت مخالفت مي¬شه ولي ابروبرداشتن تا حدود زيادي جاافتاده و توجيه شده درصورتي كه استفاده از لوازم آرايش با اثر موقت هنوز كار سنگيني محسوب مي¬شه حتي بين پسرهايي كه ابرو برمي¬دارن.

 

رضا_ 19 ساله _ محصل

اولين بار يكي از همكلاسي هام كه بچه¬ي تهران بود بهم پيشنهاد داد که ابروهام روِ تميز کنم و ... منم با اين¬كه اولش خوشم نمي¬اومد ولي بعدش برداشتم. من دومين پسري بودم كه تو مدرسه ابرو برمي¬داشتم. ولي تا آخر سال از سي تا دانش¬آموز تو كلاس نوزده تاشون ابرو برمي¬داشتن. اولش مدرسه برخورد كرد ولي وقتي زياد شديم ديگه به روش نياورد. توي خونه هم خيلي مشكل داشتم. هنوزم مشكل دارم ولي مهم نيست. من خودم مي¬خوام و دوست دارم پس انجام مي¬دم.

بين دوستام اون هايي كه اين كار رو نمي¬كنن تحقيرم مي¬كنن. نصيحتم مي¬كنن ولي گفتم برام مهم نيست. بين دوست دخترهام هم همينطور. درمورد آرايش اون ها هم برام فرقي نداره. بعضي¬ها با آرايش خوشگل¬اند و بعضي¬ها بدون آرايش. ربطي هم به مدرني يا املي نداره.

از خوب و بد گزارش خبر ندارم. فقط حالا هر دختر و يا حتي پسر آرايش كرده برام مشكل¬دار و قرتي و ... نيست. حالا بايد حق بدم اگر نوع پوشش رو نمي¬تونيم انتخاب كنيم حق داريم حداقل نسبت به فشارها عكس¬العمل نشون بديم.

 

 

 

سيماي زن در سيما(11)

در برخي سريالهاي تلويزيوني استفاده نادرستي از حجاب مي شود

جمعه 12 تير 1383- 2 ژوئيه 2004

 

خبرگزاري فارس: توران جمشيديان، عضو هيات علمي دانشگاه تهران گفت: زنهايي كه داراي حجاب برتر يعني چادر هستند، اكثراً نقش‌ خدمتگزار، زني بدون تفكر يا بيسواد را در سريالها بازي مي‌كنند، در حالي كه حجاب به زنان آزادي تفكر، شركت در مجامع مختلف سياسي، اجتماعي و... را عطاء كرده است.

توران جمشيديان، عضو هيات علمي دانشگاه تهران در گفت‌و‌گو با خبرگزاري فارس در پاسخ به اين سوال كه جايگاه اجتماعي و موقعيت زنان را در مجموعه‌هاي تلويزيوني چه طور ارزيابي مي‌كنيد، گفت: در اكثر سريالهاي تلويزيوني زنان ايفاگر نقش‌هاي دست دوم هستند، حتي مي‌توان اشاره كرد زنان به عنوان زيردست تلقي مي‌شوند به خصوص زنهايي كه داراي حجاب برتر يعني چادر هستند، اكثراً نقش‌ خدمتگزار، زني بدون تفكر يا بيسواد را در سريالها بازي مي‌كنند. آن چه كه حجاب به زنان ما پس از انقلاب اسلامي عطا كرده، آزادي شركت در مجامع سياسي، اجتماعي و فرهنگي است، ولي متاسفانه تلويزيون به اين مهم نپرداخته است.

سردبير مجله انگليسي محجوبه در پاسخ به اين سوال كه به نظر شما آيا تعريف واقع گرايانه‌اي از زنان در مجموعه‌هاي تلويزيوني ارائه شده است يا خير، گفت: خير، تصوير زن ايراني در واقع زني است كه در المپياد‌هاي جهاني، مجامع علمي، سخنراني در كنفرانسهاي علمي، بين‌المللي پابپاي مردان و در مجامع سياسي، اجتماعي و داخلي نيز دوشاش مردان حركت مي‌كند، ولي تلويزيون در برخي برنامه ها زن را در نقش زن حرمسرا و يا در طنزها، زني بي‌تفكر و لوس معرفي مي‌كند.

جمشيديان درباره پرداخت به دغدغه‌هاي واقعي زنان در تلويزيون اشاره كرد: در حال حاضر مهمترين مساله زنان ناآشنايي آنها به حقوق واقعي‌شان در خانواده و اجتماع است كه تلويزيون بسيار كم به آن توجه نموده و بهتر است با برنامه‌ريزي منسجم و تهيه سريالهايي بر اساس مشكلات واقعي زنان، آنها را راهنمايي كنند.

سيماي زن در سيما (12 )

حضور زنان در آثار تلويزيوني، حضوري موثر و واقعي نيست

جمعه 12 تير 1383- 2 ژوئيه 2004

خبرگزاري فارس: فريبا كوثري، بازيگر گفت:حضور زنان در آثار تلويزيوني، حضوري موثر و واقعي نيست. در واقع زنان به جماعتي حاشيه‌اي تبديل شدند، بي‌آنكه تاثير ماندگاري از خود بر جا بگذارند.

فريبا كوثري، بازيگر در گفت‌و‌گو با خبرگزاري فارس در پاسخ به اين سوال كه جايگاه اجتماعي و موقعيت زنان را در مجموعه‌هاي تلويزيوني چه طور ارزيابي مي‌كنيد، گفت: متاسفانه تحقيقات فيلمنامه‌نويسان درباره زنان خيلي كم است. در واقع ما شخصيت زنان را از فيلتر ذهن فيلمنامه‌نويسان مي‌بينيم، در حالي كه واقعيت چيز ديگري است.

وي افزود: مجموعه سازان زنان را غرغرو نشان مي‌دهند يا زناني عامي در حد سبزي پاك كن. ما زناني كه از دانش و درك بالايي دارند و خلاق يا هدايت گر هستند، خيلي كم مي‌بينيم.

بازيگر معصوميت از دست رفته در پاسخ به اين سوال كه چرا نقش زنان در مجموعه‌هاي تلويزيوني كليشه‌اي شده، گفت: زيرا مجموعه‌سازان خيلي عميق به مسائل زنان نگاه نمي‌كنند و اكثر آنها شخصيت زنان را بسيار عامي يا پرخاشگر نشان مي‌دهند.

وي افزود: تنوع موضوعي درباره زنان در ايران زياد است، چرا كه ما زناني داريم كه در مشاغل حساس قضايي، اجتماعي، سياسي و ... فعاليت مي‌كنند، ولي مجموعه سازان به اين امر بي‌توجه هستند.

وي افزود: در بين مجموعه‌ها و برنامه‌هاي تركيبي كه درباره زنان توليد شده، تنها برنامه هزار راه نرفته است كه خيلي عميق و كارشناسانه به زن نگاه كرده، نگاهي كه در طول اين سالها كمتر شاهدش بوديم. در واقع اين برنامه حقوق زنان را كاملاً موشكافي كرده است.

كوثري عنوان كرد: ما بايد نگاه مرد سالارانه را كنار بگذاريم، منطقي و كارشناسانه به مسائل زنان و مردان نگاه كنيم.

وي درباره پرداخت تلويزيون به دغدغه‌هاي واقعي زنان اشاره كرد: تلويزيون و سينما به دليل دور شدن از حضور واقعي زنان تا به حال نتواستند به دغدغه‌هاي واقعي زنان ايراني را مورد بررسي قرار دهند.

گفتني است كه فريبا كوثري سال 1367 با فيلم تلويزيوني «چهره يك صهيونيست »جلوي دوربين رفت و در فيلمها و مجموعه‌هاي بسياري همچون در مسير تندباد، دندان مار، صنوبرهاي سوزان، مرگ پلنگ، ابليس، نقش عشق، آقاي بخشدار، آواز تهران، بخش چهار جراحي، عقيق، هدف گمشده، شمارش معكوس، معصوميت از دست رفته و... بازي كرده است.

وي در حال حاضر مشغول بازي در مجموعه تلويزيوني مختار به تهيه‌كنندگي محمود فلاح است.