زنان - چهار شنبه 10 تير 1383- 30 ژوئن 2004

 

 

 

ماهي 15 جنين در زباله‌‌هاي تهران

دختران زيرزميني مادر نمي‌شوند

خبرگزاري سينا: سه شنبه 9 تير 1383- 29 ژوئن 2004

آمار غيررسمي خبر از مرگ دختران زير 16 سال بر اثر سقط جنين مي‌دهد. اين آمار نشان مي‌دهد كه از 10 دختر زير 16 سال كه سقط جنين مي‌كنند، يك دختر مي‌ميرد.

همچنين برخي از سايت‌هاي اينترنتي از پيداشدن 15 جنين در ميان زباله‌‌هاي شهر تهران در هر ماه خبر مي‌دهند.

دكتر مجيد ابهري، آسيب‌شناس مسائل اجتماعي گفت: قانون فقط در زماني كه حيات مادران به خطر مي‌افتد سقط جنين را مجاز مي‌داند كه آن هم با تأييد پزشكان متخصص و پزشكي قانوني مي‌باشد.

وي در ادامه تصريح كرد: بقيه سقط‌جنين‌‌ها در ايران زيرزميني است و چون غيرقانوني است، غالباً به وسيله مراكز غيرحرفه‌اي و غيربهداشتي انجام مي‌شود كه حدود 10 تا 20 درصد منجر به سقط موفق مي‌شود.

دكتر ابهري در رابطه با درصد فوت اين افراد و سنين آنها گفت: عموماً 20 تا 35 درصد منجر به فوت مي‌شود و اين دختران بين سنين 16 الي 30 سالگي هستند.

دكتر ابهري افزود: مرگ يك زن در تهران منجر به شناسايي يك مركز زيرزميني شد. اعضاي باند گرداننده اين مركز بسيار كثيف و غيربهداشتي دو زن و چند مرد بودند كه تنها طي چهار ماه اقدام به بيش از 70 مورد جراحي غيرقانوني كرده بودند كه با وجود دريافت مبالغ كلان اغلب منجر به عفونت و نهايتاً مرگ زن شده‌اند. سالانه 50 ميليون سقط جنين در جهان روي مي‌دهد كه 30 ميليون از اين مجموعه قانوني و 20 ميليون مورد به طور غيرقانوني انجام مي‌شود.

عبدالصمد خرمشاهي، حقوقدان در اين رابطه معتقد است: سقط جنين غالباً در اثر ارتباط نامشروع انجام مي‌شود و او علت اين ارتباطات نامشروع را ناشي از فقر دانسته و گفت: معضلات اجتماعي هميشه زنجيروار به هم متصلند. بيكاري، فقر و اعتياد زمينه‌هاي فحشا را ايجاد مي‌كند و همه اينها علت و معلول در كنار هم هستند كه صرفاً با وضع قوانين نمي‌توان با اين مشكلات مبارزه كرد. تا زماني كه فقر و اعتياد است و مردم از نظر مالي مشكل دارند، اين مشكلات هم وجود دارد. اين وظيفه همه دست‌اندركاران نظام است كه درصدد رفع اين معضل باشند.

خرمشاهي با اشاره به اصل سه قانون اساسي مي‌گويد: اصل سه قانون اساسي، تكاليفي براي دولت وضع كرده كه از جمله موارد، ايجاد محيط مساعد براي رشد فضائل اخلاقي براساس ايمان و تقوي و مبارزه با كليه مسائل فساد و تباهي است. هرچند كه اقداماتي دراين زمينه انجام شده اما اين اقدامات كافي نبوده و همين مورد يكي از عوامل ازدياد گسترش روابط نامشروع است كه دولت بايد اقداماتي را انجام دهد تا اين زمينه‌‌ها از بين برود.

وي با برشمردن حقوق اساسي شهروندان تصريح مي‌كند: محيط مناسب زماني ايجاد مي‌شود كه همه افراد از حقوق مصرح خود در قانون اساسي اطلاع داشته باشند و اين حقوق شامل حق داشتن مسكن، شغل و تحصيل است. اگر حقوق اوليه افراد تأمين شود، جامعه به سوي ناهنجاري‌هاي اجتماعي گرايش پيدا نمي‌كند. جامعه‌اي كه در آن ناهنجاري‌‌ها به وجود مي‌آيد بيمار و آسيب‌پذير است.

اين حقوقدان ضمن بيان اين كه فرهنگ و عقايد مذهبي ما اجازه سقط جنين آزاد را مثل كشور سوئد نمي‌دهد افزود: ناهنجاري‌‌ها خود به خود حادث نمي‌شوند، قطعاً عوامل و حوادثي موجب اين ناهنجاري‌‌ها مي‌شود. من نمي‌گويم براي جلوگيري از اين ناهنجاري‌‌ها هيچ كاري انجام نشده است، اما اگر اقدامات كافي بوده پس چرا نتيجه مثبت نداشته است.

اگرچه سازمان پزشكي قانوني كشور در دي ماه 1380، سقط جنين را در 51 مورد مجاز اعلام كرده است اما آمار نشان دهنده سير صعودي سقط جنين غيرقانوني در ايران است و اين معضل موجب به وجود آمدن باندهاي متعدد غيرقانوني در كشور شده است چنان كه يك سايت اينترنتي از تعقيب يك باند غيرقانوني سقط جنين خبر مي‌دهد كه در پي كشف 6 جنين در خيابان جواديه تحت تعقيب دايره 10 اداره آگاهي تهران قرار گرفته‌اند.

منابع خبري همچنين خبر از دستگيري چهارنفر از اعضاي يك باند شش نفره سقط جنين توسط نيروي انتظامي مي‌دهد.

با تمامي اين حرف‌‌ها، هر روز بر تعداد گزارش‌هاي مردمي از وجود زيزمين‌هاي مخوف و غيرقانوني سقط جنين افزوده مي‌شود.

دكتر حسين ملك‌افضلي، معاون تحقيقات و فناوري وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشكي درمورد آمار سقط جنين در كشور مي‌گويد: با توجه به غيرقانوني بودن سقط جنين در كشور نمي‌توان آمار كامل و صحيح ارائه كرد. برآوردهاي غيررسمي كه چند سال پيش در يك تحقيق علمي آمده بود، عدد 80 هزار سقط در سال را نشان مي‌داد. براساس آمار ديگر بيشترين زناني كه به سقط جنين دست مي‌زنند، 23 ساله هستند و اين به خاطر روابط ممنوعه قبل از ازدواج صورت مي‌گيرد يا اين كه در دوران نامزدي باردار شده‌اند.

طبق آمار جهاني، سالانه 75 ميليون بارداري ناخواسته در دنيا پيش مي‌آيد كه 45 ميليون از اين بارداري‌هاي ناخواسته به سقط جنين مي‌انجامد. سقط جنين در ميان دختران 15 تا 19 سال 19 درصد، 20 تا 24 سال 33 درصد و تا 30 سال و بالاتر 25 درصد است.

دسترسي به داروهاي سقط جنين همانند ديگر داروهاي ناياب در ناصر خسرو بسيار سهل و آسان است اما با قيمت‌‌هاي بسيار بالا. اگرچه به دليل داشتن عوارض زياد آمپول‌هاي سقط جنين، فروش اين آمپول‌‌ها ممنوع اعلام شده است.

استفاده از آمپول‌هاي سقط جنين، حاملگي خارج از رحم را از بين نمي‌برد و گاه جنين به صورت مرده در درون شكم باقي مي‌ماند كه خود باعث بروز بيماري تحت عنوان بچه‌خوره مي‌شود. در اين مرض شخص دچار خونريزي شديد مي‌شود و چون افراد درخواست‌كننده نسبت به استفاده از اين آمپول‌‌ها تخصصي ندارند، گمان مي‌كنند كه حاملگي از بين رفته است و همين مشكلات بعدي را براي زنان سبب مي‌شود.

 

زناني كه مرگ را در آتش جست‌وجو مي‌كنند

بيتا مهدوي: خبرگزاري سينا - دو شنبه 8 تير 1383- 28 ژوئن 2004

اتاق زير فرياد‌هايش جان مي‌دهد،شب از نيمه گذشته است و او همچنان با مرگ دست و پنجه نرم مي‌كند.

از صورت زيبا و چشمان عسلي مهربانش تنها سياهي مچاله شده باقي مانده است. نگران كودكان خردسالش است، بي‌كسي و غريبي به دلش چنگ مي‌زند.

مرد با سبيل‌هاي تاب داده و سياه و رديف طلايي دندان‌هايش با چشمان ريز و منتظر با جثه سنگين در انتظار نشسته است. شرمي‌در حركات و رفتارش موج مي‌زند: جلو چشم بچه‌ها خودش را آتيش زد وقتي من رسيدم جزغاله شده بود، همسايه‌ها به بيمارستان بردنش اما دكترا مي‌گن كارش تمومه، سوختگي بالاي 75 درصد. همه محل ميدونن خودش خواست! آخه تو ديار ما رسمه زن‌هايي كه نمي‌تونن با شوهرشان بسازن خودشون رو آتيش مي‌زنن. به هر حال زن بايد از مردش حرف شنوي داشته باشد. مرد صاحب اختيار و نان آور خانواده است!

مدت‌ها بود كه بيخودي بهانه مي‌گرفت و دعوا به پا مي‌كرد،البته چند بار هم تهديد به خودسوزي كرده بود ولي فكر نمي‌كردم جيگر اين كارها را داشته باشد!

البته فكر كنم براي اين خودش را سوزاند كه دختر زا بود، پنج شكم زاييده بود؛ همه دختر. خوب ايلاتي جماعت هم پسر مي‌خواهد،اگه پسر نباشد اجاق آدم كور ميشه،خلاصه خدا خودش ببخشتش!

زن وحشت زده و هراسان چشمان نيمه سوخته اش را گشود، نگاهش خيره روي صورت مرد باقي ماند. آخرين شيونش سياهي شب را تيغ مي‌زد، مرد چشم‌هايش را بست؛ براي فرار...

او از نمونه دختران، مادران و همسراني است كه به خاطر ناملايمات زندگي گر مي‌گيرند. در شعله‌هاي آتش مي‌سوزند و تا ابد خاموش مي‌مانند و تنها آتش از فريادهاي خاموششان خبر دارد.خود را آتش مي‌زنند تا مظلوميت خود را هوار بكشند و اينچنين مرگي جانكاه را تجربه مي‌كنند.

خودسوزي راهي خشن و بيرحمانه براي پايان‌دادن به زندگي است بدين گونه كه فرد آگاهانه با به آتش كشيدن جسم خود سعي مي‌كند حيات خود را قطع كند و به نظر مي‌رسد زنان بيش از مردان به اين شيوه متوسل مي‌شوند.

روانشناسان معتقدند خودسوزي در عين حال روشي نمايشي است، سوختگي‌هاي عميق و گسترده زجر فراوان براي خود شخص و خانواده اش رادر پي دارد و معمولاً منجر به مرگ بيمار مي‌شود.در مواردي نيز خودسوزي منجر به مرگ نمي‌شود، ولي با برجا گذاشتن عوارض در بيمار ندامت دائمي ‌ايجاد مي‌كند.

انگيزه خودسوزي در بين افراد متفاوت است آخرين تحقيقات انجام شده نشان مي‌دهد اختلالات رواني، فقر فرهنگي و اقتصادي، اختلافات عميق خانوادگي، نداشتن سرپرست، افسردگي، مسائل مالي و ازدواج‌هاي تحميلي از دلايل همه خودسوزي‌ها است.

جامعه شناسان معتقدند كه خودسوزي بدترين شكل خودكشي است كه در واقع حاصل تعارض فرهنگي درون يك نظام اجتماعي به شمار مي‌رود. اين روند به خصوص در شهرهايي چون ايلام و كرمانشاه به صورت يك معضل اجتماعي تقريباً غيرقابل پيشگيري و كنترل در آمده است.

دختراني كه روزگاري مي‌بايست آينده‌سازان اين مرز و بوم باشند، با چهره‌هاي سوخته و مچاله شده و غيرقابل تشخيص مرگ را لحظه‌شماري مي‌كنند.و آنها تنها قربانيان اصلي آسيب‌هاي اجتماعي در غرب كشورند.

چشمه چاهي مسؤول بخش سوختگي بيمارستان مصطفي خميني ايلام مي‌گويد: ماهانه به‌طور متوسط 10 مورد خودكشي در ايلام اتفاق مي‌افتد كه 6 تا 7 مورد آن دختراني هستند كه اقدام به خودسوزي كرده‌اند.

او علت روند رو به افزايش خودسوزي‌ها را در ايلام ، فقر و فرهنگ پايين خانواده‌ها مي‌داند و مي‌گويد:اكثر خانم‌هايي كه اقدام به خودسوزي مي‌كنند به خاطر رهايي از ازدواج‌هاي اجباري، فقر و محدوديت‌هايي كه خانواده‌هايشان به وجود مي‌آورند دست به اين كار مي‌زنند.

 

خانواده‌ها اكثراً پرجمعيت هستند مسائل اقتصادي به آنها فشار مي‌آورد و آنها وقتي به بن بست مي‌رسند خود را آتش مي‌زنند.

دكتر فرجام روانشناس اجتماعي در مورد خودسوزي مي‌گويد: خودكشي در روانپزشكي، اورژانس محسوب مي‌شود. خودكشي مرگي است كه به دست خود فرد حاصل مي‌شود و يك عمل اتفاقي و بي معني نيست در واقع خودكشي راهي براي رهايي از يك مسأله يا بحران است كه شخص را شديداً رنج مي‌دهد .

جديدترين آمارهاي منتشر شده در كشور نشان مي‌دهد كه در ايران روزانه 7 مورد خودكشي منجر به مرگ رخ مي‌دهد.

بر اساس همين آمار، مردها سه بار بيشتر از زن‌ها خودكشي منجر به فوت مي‌كنند اين در حالي است كه اقدام خودكشي در زن‌ها 4برابر بيشتر از مردها است و اين بدان معني است كه خودكشي‌هاي منجر به مرگ در مردها بيشتر از زن‌هاست.

خودكشي در بين افراد مرفه جامعه و افراد بسيار فقير جامعه شيوع بيشتري دارد.اعتياد، مصرف الكل، افسردگي، بيماري اسكيزوفرني و ساير بيماري‌هاي رواني از علل شايع خودكشي محسوب مي‌شوند .

بنابه نظر روانپزشكان اصولاً اختلالات خلقي حداكثر رابطه را با خودكشي دارند.مردها معمولاً با اسلحه گرم، حلق آويز خود يا پرش از بلندي خود را مي‌كشند در حالي كه زن‌ها بيشتر با دارو و يا سموم يا به شيوه خودسوزي اقدام به خودكشي مي‌كنند.

بر اساس تحقيقات انجام شده، معمولاً خودسوزي به منظور اعتراض به وضع موجود از جنبه‌هاي، اقتصادي، تحصيلي، اجتماعي، خانوادگي و مذهبي انجام مي‌شود. افرادي كه خودسوزي مي‌كنند غالباً قصد جلب توجه ديگران و مقامات مسؤول جامعه را دارند.

اصولا خودسوزي و انتخاب آتش براي خودكشي از چند ديدگاه مورد تأمل است.

گاهي آتش به عنوان يك نماد مورد توجه قرار مي‌گيرد و خودسوزي به عنوان يك فرهنگ غلط در بعضي جوامع شيوع بيشتري مي‌يابد.وجود سابقه خودسوزي در افراد فاميل يكي از مواردي است كه با ميزان خودسوزي‌ها نسبت مستقيم دارد .

گاهي نيز فرد بار منفي را در درون خود پنهان مي‌كند و سعي دارد تا براي ديگران اينگونه تداعي شود كه سوختگي در اثر يك حادثه رخ داده است نه به صورت عمدي.

در بعضي موارد ، شخص بر اين باور است كه با دست زدن به خودسوزي مي‌تواند گناهانش را از بين ببرد.

بر اساس تحقيقي كه توسط دانشگاه علوم پزشكي تهران انجام شده مشخص شده است ازميان 670 مورد سوختگي ارجاع داده شده به مركز پزشكي قانوني تهران، 25 درصد آنها دچار خودسوزي شده بودند.

به گفته دكتر فرجام، خودسوزي به هر دليلي انجام شود از نظر فردي و اجتماعي خسارات غيرقابل جبراني را بر فرد، جامعه و خانواده وارد مي‌سازد و به عنوان يكي از علائم آسيب شناسي اجتماعي همواره مورد توجه محققان علوم مختلف بوده است.

وي مي‌گويد: در بسياري از موارد تشخيص سوختگي قبل از مرگ و بعد از آن بسيار ارزشمند است چرا كه در مواردي پس از بروز جنايت جسد مقتول آتش زده مي‌شود و متخصصان پزشكي قانوني با روش‌هاي خاصي مي‌توانند خودسوزي را از آتش‌زدن مقتول تشخيص دهند.

مهمترين آمار در زمينه خودسوزي مربوط مي‌شود به خودسوزي در اهواز كه از 178 مورد خودسوزي منجر به فوت در فاصله زماني يكساله 84 درصد موارد زن و فقط 27 درصد مرد بوده اند و اين امر نشانگر آن است كه شيوع خودسوزي در زنان بيش از 5/5 برابر مردان است و بيشترين خودسوزي كه حدود 50 درصد از موارد را تشكيل مي‌دهد در گروه سني 11 تا 20 سال رخ داده است .

بر اين اساس حدود 57 درصد از افراد سوخته شده متأهل بوده اند و 42 درصد مجرد بين متوفيان ديده مي‌شود.از نظر سطح تحصيلات بيشترين موارد خودسوزي كه 66درصد بوده در افراد بي سواد ديده شده و در افراد بالاي ديپلم هيچگونه موردي از خودسوزي ثبت نشده است.از لحاظ شغل اكثريت افراد خانه دار بوده اند. افراد بيكار با 19/1 درصد، محصل با 7/8 درصد و شاغل با 3/9 درصد در رده‌هاي بعدي قرار گرفته‌اند. از نظر محل سكونت، محل اقامت بيشتر افرادي كه خودسوزي كرده بودند اهواز بوده است.

تحقيقات انجام شده نشان داده است كه 35 درصد موارد بيماري شناخته شده رواني داشته اند.تمام خودسوزي‌ها در منزل رخ داده و هيچ مورد خارج از منزل گزارش نشده است.در 162 مورد يا حدود بيش از 90 درصد نفت به عنوان ماده ايجاد كننده احتراق مورد استفاده قرار گرفته و در 15 مورد ديگر نيز از مواد ديگري براي خودسوزي استفاده شده است.

دكتر فرجام مي‌گويد:متأسفانه آمار كساني كه دست به خودسوزي مي‌زنند در حال افزايش است و از آنجايي كه خودسوزي مي‌تواند ضررهاي جسمي‌، روحي، مالي و اقتصادي را براي خانواده در پي داشته باشد بايدعلل آن بررسي شود تا با شناخت علل بتوان در كاهش اين معضل اجتماعي اقدام كرد.

دكتر حسيني جامعه شناس در مورد خودسوزي مي‌گويد:80 درصد خودكشي‌ها در استان ايلام متعلق به زنان است و بيشترين نوع خودكشي خودسوزي است.

در واقع خودكشي زنان يكي از پديده‌هاي ناشي از خشونت خانگي عليه زنان است كه 30 تا 50 درصد از زنان توسط همسرانشان مورد اهانت و ضرب و شتم قرار مي‌گيرند.

تحقيقات انجام شده در ايلام كه بالاترين آمار خودسوزي را دارد نشان مي‌دهد كه در اثر تغيير ارزش‌ها و معيارها نسبت به زنان، پدر و مادرها با دختران، شوهران با همسرانشان شرايطي را پديد آورده است كه در آن عده‌اي آگاهانه دست به خودسوزي مي‌زنند.

حسيني مي‌افزايد:خودسوزي با 40 درصد فراواني، رايج‌ترين شيوه براي خودكشي است و در رتبه بعدي 30 درصد مربوط به مصرف دارو است.

وي تأكيد مي‌كند: معمولاً افرادي كه دست به خودكشي مي‌زنند از لحاظ اعتقادي بسيار ضعيف هستند اما كساني كه خودسوزي را براي از بين بردن خود انتخاب مي‌كنند بشدت دچار ضعف مذهبي و ضعف شخصيتي هستند زيرا كه دردناكترين مرگ را براي خود انتخاب مي‌كنند.

اين افراد نمي‌توانند ارتباطي بين خود و ديگران ايجاد كنند و دريچه‌هاي اعتماد به نفس را در خود مي‌بندند و تصميم به خودكشي مي‌گيرند و چون هراسي از مرگ ندارند، دست به خودسوزي مي‌زنند. سرنوشت خودسوزي، سرنوشتي محتوم و غير قابل تغيير، بدون راه فرار به سوي آينده است.

وي مي‌گويد:آسيب‌پذير بودن زنان در جامعه به نسبت مردان به دليل عدم حمايت اجتماعي از آنها، زنان را در تنگنا قرار مي‌دهد و هر چند آنها از آستانه تحمل بالايي برخوردار باشند با عدم احساس امنيت در زندگي مواجه مي‌شوند و چون پناهگاهي ندارند، خود را از بين مي‌برند.

بيشتر زنان براي جلب محبت ديگران دست به خودسوزي مي‌زنند و اگر زنده بمانند زندگي دردناكي را پيش رو خواهند داشت.

وي مي‌افزايد: مرگ و مير ناشي از خودسوزي بالاي 75 درصد است و آنهايي هم كه خودسوزي مي‌كنند و زنده مي‌مانند آرامش ندارند و مرگ برايشان بهتر است زيرا افرادي كه خودسوزي كرده‌اند بعد از نجات به علت تغييرات زياد چهره‌شان دچار مشكلات روحي مي‌شوند.

اين جامعه شناس معتقد است :افرادي كه دست به خودسوزي مي‌زنند داراي خصيصه‌هاي در خود فرو رفتن، خيال‌پردازي، گوشه گيري، انزوا طلبي و گرايش به تنهايي هستند و براي ابتلا به دلواپسي، افسردگي و رسوايي آمادگي بيشتري دارند.

وي تصريح مي‌كند:فشارهاي اجتماعي غير قابل كنترل هستند بنابراين بايد به فكر پيشگيري و كاهش اين فشارها بود، بايد در بيمارستان سوانح سوختگي بخش روانپزشكي ايجاد شود، برخورد با اين بيماران خيلي مهم است، بايد زندگي آنها بي دغدغه باشد، بايد تسهيلات مالي براي آنان ايجاد شود تا بتوانند جراحي پلاستيك و ترميمي‌را انجام دهند.

اگر نتوانيم زيبايي صورت سوخته شده دختري را به او بازگردانيم، دچار افسردگي مي‌شود.

حسيني مي‌افزايد:خودسوزي يا خودكشي كاملاً پديده اي ضد اجتماعي و نسبي است و زمان و مكان و شرايط در آن مؤثر است. كسي كه اقدام به خودسوزي مي‌كند در نگاه ما بيمار رواني است و نياز به حمايت دارد و اين در حالي است كه هيچ نهاد حمايتگري وجود ندارد، طي سال‌هاي اخير، تحقيقات زيادي پيرامون خودسوزي زنان توسط نهادهاي گوناگون انجام شده است. اما هيچكدام نتوانسته‌اند در حل اين معضل ثمربخش باشند. به عنوان يك جامعه شناس هميشه اين پرسش براي من مطرح است كه چرا درمبارزه با اين پديده اجتماعي موفق نيستيم.

 

نماينده مجلس در كنفرانس جهاني نمايندگان زن شركت مي‌كنند

سه شنبه 9 تير 1383- 29 ژوئن 2004

خبرگزاري فارس: رئيس فراكسيون زنان مجلس شوراي اسلامي گفت: هاجر تحريري نيك صفت نماينده مردم رشت و عشرت شايق نماينده مردم تبريز، اسكو و آذر شهر در كنفرانس بين‌المللي زنان نماينده مجالس آسيايي در استراليا شركت مي‌كنند.

نفيسه فياض بخش در گفتگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس افزود: انتخاب خانم تحريري نيك‌صفت و شايق بر اساس توافق نمايندگان زن مجلس هفتم صورت گرفته است.

دومين اجلاس مجمع نمايندگان مجالس آسيايي در خصوص جمعيت و توسعه در روزهاي نهم و دهم تير در استراليا با شركت 75 نماينده از 23 كشور آسيايي برگزار مي‌شود.

مجمع نمايندگان مجالس آسيايي در مورد مسأله‌ جمعيت و توسعه در استراليا جمع خواهند شد و در اين زمينه به گفتگو و بحث و بررسي خواهند پرداخت.

در اين كنفرانس از ايران، زهرا شجاعي معاون رييس جمهور، يك نفر از وزارت امور خارجه و دو نفر از نمايندگان مجلس شركت مي كنند.

 

زنان بيشتر از مردان براي سيستم بهداشت سوييس هزينه دارند 

سه شنبه 9 تير 1383- 29 ژوئن 2004

زن‌‏ها هزينه بيشتري براي سيستم بهداشت سوييس در بردارند ؛ اما اين اشتباه از آنها نيست.

به گزارش خبرگزاري كار ايران، به نقل از خبرگزاري فرانسه از ژنو، زن‌‏ها در سيستم بهداشت سوييس هزينه بيشتري دارند ؛ اما اين مسأله در نتيجه اشتباهات آنها نيست ؛ بلكه از اينجاست كه آنها باردار مي‌‏شوند، بيشتر عمر مي‌‏كنند و توسط همسران خود مورد ضرب و شتم قرار مي‌‏گيرند.

بر اساس مطالعه منتشر شده در روز دوشنبه، توسط سازمان خدمات بهداشت عمومي و بهداشت نظارتي سوييس، در صورتي كه عوامل ذكر شده را در نظر نگيريم هزينه بهداشت زنان بيشتر از مردان نيست.

گفتني است، اين بررسي نشان مي‌‏دهد كه در سال 2001 ميلادي، 60 درصد بودجه 4/12 ميليارد دلاري بهداشت كشور سوييس صرف زن‌‏ها شده است.

براساس اين گزارش، ضمن اينكه هزينه مراقبت روان‌‏پزشكي از زن‌‏ها بيشتر از مردها بوده است از طرف ديگر، زن‌‏ها مراقبت‌‏هاي بهداشتي متعددي را در خانه انجام مي‌‏دهند و از اين رو از هزينه سيستم بهداشت مي‌‏كاهند.

اين گزارش مي‌‏افزايد: در سال 1998 ميلادي خشونت خانوادگي عليه زنها هزينه 134 ميليون فرانكي را براي سيستم بهداشت سوييس در برداشته است.

اين مطالعه در پايان نتيجه‌‏گيري مي‌‏كند: در صورت در نظر گرفتن تمامي اين عوامل متوجه مي‌‏شويم كه زن‌‏ها هزينه بهداشتي سالانه بيشتري نسبت به مردان ايجاد نمي‌‏كنند.

 

فاطمه آليا: سخنان مرا در خصوص تعدد زوجه همسران تحريف كردند

سه شنبه 9 تير 1383- 29 ژوئن 2004

به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس، فاطمه آليا كه در جمع خبرنگاران پارلماني سخن مي‌گفت، با بيان ديدگاه اسلام در خصوص تعدد زوجه همسران مبني بر اين كه اين موضوع جنبه حمايتي داشته است گفت: تا زماني كه همسران پيغمبر (ص) و حضرت علي (ع) در قيد حيات بودند آنها ازدواج مجدد نداشتند.

نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي افزود: در جامعه فعلي ما مشكل مسكن مهمتر است و تناسب بين تعداد دختر و پسر وجود دارد و در زمينه تعدد زوجه مشكلي وجود ندارد تا آن را مطرح كنيم.

وي با بيان اينكه اگر تعدد زوجه همسران جنبه خوشگذراني داشته باشد حرام است گفت: تعدد زوجه شرايط خاص خود را دارد و اگر منجر به از هم پاشيدن يك زندگي شود حرام است.

آليا نسبت به تحريف سخنانش از سوي برخي رسانه‌ها ابراز تاسف كرد.

 

سيماي زن در سيما

نگاه سريال‌سازان به زنان، تحقيرآميز شده است

خبرگزاري فارس: اسماعيل عفيفه، تهيه‌كننده گفت: متاسفانه در چند سال اخير سريال‌ها خيلي ضعيف و تحقيرآميز به شخصيت زن پرداخته‌اند.

اسماعيل عفيفه، تهيه‌كننده در گفت‌و‌گو با خبرگزاري فارس در پاسخ به اين سوال كه جايگاه اجتماعي و موقعيت زنان را در مجموعه‌هاي تلويزيوني چه طور ارزيابي مي‌كنيد، گفت: در اكثر مجموعه‌ها زنان نقش‌هاي مهمي را ايفا نمي‌كنند و مجموعه‌هايي كه با محوريت زن توليد شدند، نگاه عميقي نداشتند، در حالي كه مجموعه‌سازان مي‌توانند جايگاه خيلي خوبي از زنان نشان دهند، جايگاهي كه واقعاً شايسته زنان جامعه ايراني باشد.

وي در پاسخ به اين سوال كه آيا تعريف واقع‌گرايانه‌اي از زن در مجموعه‌هاي تلويزيوني ارائه شده است يا خير، گفت: در واقع مجموعه‌سازان زنان را سنتي يا ضد سنتي به تصوير كشيدند و به جاي اين كه نگاههايي نو و متفاوت از شخصيت زن نشان دهند، به سمت نقش‌هاي كليشه‌‌اي حركت كردند.

وي در پاسخ به اين سوال كه چرا مجموعه‌سازان جايگاه واقعي زنان را نشان نمي‌دهند، گفت: فكر نمي‌كنم اين قضيه تعمدي باشد.

عفيفه درباره اين كه آيا سياست‌گذاري‌ها باعث اين نگاههاي سطحي شده‌اند يا گرايش فكري برنامه‌سازان،‌ گفت: در سيما سياستگذاران از رويكردهاي مثبت و نو استقبال مي‌كنند و علاقمند هستند.

وي افزود: ما بايد دست از سوژه‌هاي تكراري برداريم و خيلي نو به زنان نگاه كنيم.

عفيفه در ادامه اشاره به مجموعه‌هاي كيانوش عياري و كمال تبريزي كرد و گفت: عياري در يكي از اپيزودهاي مجموعه هزاران چشم با عنوان مستاجر خيلي ظريف به تواضع زن اشاره كرد يا تبريزي در مجموعه دوران سركشي نگاه موشكافانه‌اي به زنان كرده بود.

گفتني است اسماعيل عفيفه از سال 1372 كار خود را با تهيه‌كنندگي مجموعه‌هاي همسايه‌ها، فردا دير است، پس از باران، جواني، ميعاد در سپيده دم و... شروع كرد.

در حال حاضر مجموعه تلويزيوني خانه‌اي در تاريكي به تهيه‌كنندگي وي و كارگرداني سعيد سلطاني چهارشنبه‌ شب‌ها از شبكه سوم سيما پخش مي‌شود.

 

جايگاه اجتماعي زنان بر فيلمنامه‌نويسان پوشيده است

خبرگزاري فارس: فاطمه ملكي گفت: متأسفانه جايگاه اجتماعي زنان هنوز بر فيلمنامه‌نويسان پوشيده است. اميدوارم از اين پس براثر ديد باز آقاي ضرغامي اين نگرش اصلاح شود.

 

فاطمه ملكي، دبير ادبيات‌فارسي در گفت‌و‌گو با خبرگزاري فارس در پاسخ به اين سوال كه جايگاه اجتماعي و موقعيت زنان را در مجموعه‌هاي تلويزيوني چه طور ارزيابي مي‌كنيد، گفت: به نظرم برنامه‌سازان ديد درست و واقع‌بينانه‌اي از زنان در مجموعه‌هاي تلويزيوني نشان ندادند و ما فيلمنامه‌نويسان متبحر در زمينه نگارش سريال كم داريم كه شخصيت زنان را كاملاً موشكافي كنند.

وي افزود: زنان از جايگاه اجتماعي بالايي برخوردار هستند، ولي متاسفانه مقام زنان هنوز براي فيلمنامه‌نويسان پوشيده است. البته اگر فيلمنامه‌نويسان فرهيخته وارد كار شوند، مسلماً مي‌توانند با درك كامل نگاه نويي از زنان نشان دهند و مقام زن را با ظرافت به تصوير بكشند.

ملكي كه در امور فرهنگي و مسائل زنان سابقه فعاليت دارد، اشاره به سياست‌گذاران كرد و گفت: فيلمنامه‌نويسان و سياست‌گذاران بايد ديد خود را اصلاح و موضع خود را كاملاً مشخص كنند.

وي افزود: برنامه‌سازان بايد در جهت تبيين نقش زنان شناخت خود را تكميل كنند و بعد مجموعه‌هايي با محوريت زن توليد كنند.

وي معتقد است: تاكنون برنامه‌سازان در سريال‌هاي تلويزيوني حضور كمرنگي از زنان نشان داده و در واقع منعكس كننده زناني غيرملموس بوده‌اند.

وي افزود: ما فيلمسازاني همچون ابراهيم حاتمي‌كيا كم داريم كه حضور زنان را به عنوان نقش هدايت‌گر نشان دهند كه حضورش كاملاً براي بيننده درك ‌شود.

ملكي در پايان اشاره كرد: اميدوارم با ديد باز آقاي ضرغامي، نگاه به زن در توليد مجموعه‌هاي تلويزيوني متحول شود.

 

كارگردانان، حجاب زنان را دستاويز توجيه ضعف خود قرار مي‌دهند

خبرگزاري فارس: پروانه معصومي، بازيگر گفت: شخصيت‌پردازي زن ربطي به حجاب ندارد، ولي نمي‌دانم چرا بعضي از كارگردانان از اين حربه براي توجيه كارهاي ضعيف‌شان استفاده مي‌كنند.

پروانه معصومي در گفت‌و‌گو با خبرگزاري فارس در پاسخ به اين سوال كه جايگاه اجتماعي و موقعيت زنان را در مجموعه‌هاي تلويزيوني چه‌ طور ارزيابي مي‌كنيد، گفت: تاكنون مجموعه‌سازان تصويري واقعي از زن ايراني نشان نداده‌اند، زني كه ويژگيهاي خاص خودش را داشته باشد.

وي افزود: من به صراحت مي‌توانم اشاره كنم كه در سريالها نوع معاشرت زنان، خانه‌اي كه در آن زندگي مي‌كنند، ماشيني كه سوار مي‌شوند، عكس‌العمل‌شان در مقابل كارهاي فرزند و... دور از رفتارهاي يك زن ايراني است.

در واقع اين مجموعه‌ها نه تنها تصويري ملموسي از زنان ارائه ندادند، بلكه تعريف درستي هم از زن سنتي و زن امروزي به تصوير نكشيدند.

وي افزود: اگر منظور ما از تعريف به‌تصويركشيدن است و در هنر نمايش شخصيت‌پردازي مهم است، بايد اشاره كنم كه كارگردانان ازعهده شخصيت‌پردازي زن بر نيامدند. من باورم نمي‌شود كه چهره زن ايراني همين است كه در سريال‌هاي تلويزيوني مي‌بينيم.

وي خاطر نشان ساخت: در طول اين سالها مسافرت داخلي و خارجي زياد داشتم، بنابراين توان مقايسه را بين زنان ايراني و خارجي دارم. به نظرم زنان ايراني به لحاظ شخصيت خيلي قوي هستند. ولي متاسفانه كارگردانان شناخت خوبي از اجتماع خودشان و شخصيت زنان ندارند.

معصومي در ادامه اشاره به مساله حجاب كرد و گفت: بعضي از كارگردانان از اين حربه استفاده مي‌كنند تا كارهاي ضعيف خود را توجيه كنند.

اگر چه ما به لحاظ حجاب كمي محدوديت داريم، ولي زنان بازيگر با توجه به اين مساله بازي‌هاي خوبي از خودشان ارائه كردند و با قرص صورت، حس خود را با ظرافت نشان دادند. ما بدون بيرون دادن مو از روسري، مي‌توانيم بازي خوبي ارائه دهيم و با ميميك صورت، حس خود را بيان كنيم. بنابراين شخصيت‌پردازي زن ربطي به حجاب ندارد.

وي در پاسخ به اين سوال كه آيا كارگردانان اين كار را تعمدي انجام مي‌دهند يا خير، گفت: در واقع اين مساله به عدم شناخت كارگردانان از جامعه مربوط مي‌شود. البته بعضي از كارگردنان شناخت خيلي خوبي از زن دارند همچون ناصر تقوايي و ...

معصومي در پاسخ به اين سوال كه تا چه حد به دغدغه‌هاي واقعي زنان در مجموعه‌هاي تلويزيوني پرداخته‌شده، گفت: پاسخ به اين سوال نياز به تحقيق جامعه‌شناختي دارد و اين كه از خود بپرسيم نياز و دغدغه زنان ما چيست. افراد هر جامعه‌اي بر اساس فرهنگهاي مختص به خودشان نيازهاي متفاوتي دارند، متاسفانه هنوز كارگردانان ما دغدغه‌هاي واقعي زنان را نشناخته‌اند و من در طول اين سالها كه در سريالهاي مختلفي بازي كردم، كمتر مجموعه‌اي ديدم به دغدغه واقعي زنان بپردازد.

گفتني است پروانه معصومي سال 1351 با بازي در فيلم كوتاه سفر به كارگرداني بهرام بيضايي جلوي دوربين رفت و بعد از آن در فيلم‌ها و مجموعه‌هايي همچون گلهاي داوودي، ناخدا خورشيد، تحفه‌ها، جهيزيه براي رباب، شناسايي، طوبي، ناصرالدين شاه آكتور سينما، مسافر ري، كوچك جنگلي، امام علي، سوخته‌دلان، پليس جوان، دريايي‌ها و... بازي كرد.

از وي هم‌اكنون فيلم_مجموعه پرده عشق به كارگرداني جمال شورجه در نوبت نمايش است. وي همچنين سرگرم بازي در سريال تاريخي چهل‌سرباز است.

زنان در برخي سريال‌هاي تلويزيوني، سبك‌مغز، لوس و بي‌منطق هستند

خبرگزاري فارس: فريال بهزاد، كارگردان گفت: زنان در سريال‌هاي تلويزيوني معمولاً افرادي سبك‌مغز، بدون‌فكر و از افراد لوس جامعه هستند.

فريال بهزاد، كارگردان در گفت‌و‌گو با خبرگزاري فارس در پاسخ به اين سوال كه جايگاه اجتماعي و موقعيت زنان را در مجموعه‌هاي تلويزيوني چه طور ارزيابي مي‌كنيد، گفت: ما جايگاه درستي از زنان در سريال‌هاي تلويزيوني نمي‌بينيم و معمولاً زنان افرادي سبك‌مغز معرفي مي‌شوند، زناني كه صاحب فكر نيستند، حرفي براي گفتن ندارند و از افراد لوس جامعه هستند.

وي افزود: ما زناني داريم كه در مشاغل مهم و حساسي همچون پزشكي، مسوول دادگستري، پژوهشگري و... فعاليت مي‌كنند، ولي متاسفانه ما نمونه اين زنان را در مجموعه‌هاي تلويزيوني خيلي كم مي‌بينيم.

بهزاد تاكيد كرد: با يك نگاه عميق متوجه مي‌شويم، زنان در سريالهاي تلويزيوني هويت اجتماعي ندارند و مجموعه‌سازان با اين نگاه به جايگاه زنان لطمه زده‌اند و افرادي به تصوير كشيدند كه به لحاظ فكري تاثيرگذار نيستند و اغلب دنباله‌رو بي‌چون و چراي همسرانشان هستند، در حالي كه زنان ايراني با مشكلات خيلي ظريف برخورد مي‌كنند.

بهزاد به تفكر مرد سالاري اشاره كرد و گفت: متاسفانه در تلويزيون تفكر مردسالاري حاكم است، حتي در جلساتي كه اختصاص به تصويب طرح مجموعه‌ها دارد، يك زن هم حضور ندارد، چرا كه معتقدند زنان موجوداتي ضعيف، احساسي و بي‌منطق هستند.

وي در پاسخ به اين سوال كه آيا اين سياست در سازمان تعمدي پيش آمده يا براثر عدم شناخت‌، گفت: واقعاً نمي‌دانم دليل اين مساله از كجا نشات مي‌گيرد، ولي در كل مي‌توانم اشاره كنم كه اين تفكر نه تنها در صدا و سيما، بلكه در جامعه ما وجود دارد، به عنوان نمونه يك زماني تصميم گرفتند كه تعداد پذيرفته‌شدگان پسر در كنكور بيشتر از دختر باشد و...در كل اين نگاه در جامعه ما وجود دارد.

بهزاد در پاسخ به اين سوال كه تا چه حد به دغدغه‌هاي واقعي زنان در مجموعه‌هاي تلويزيوني پرداخت شده، گفت: زنان جامعه در معرض تحقير و خشونت‌هاي كلامي و بدني زياد واقع مي‌شوند، ولي متاسفانه در تلويزيون به اين بعد پرداخت نمي‌شود.

وي افزود: زنان در مجموعه‌هاي تلويزيوني به فراموشي سپرده شدند، زناني كه فرهنگ ايراني را به فرزندانشان منتقل مي‌كنند و يك‌تنه كيان خانواده را حفظ مي‌كنند. متاسفانه مسوولان به جاي اين كه مساله را حل كنند، حتي صورت مساله را پاك كردند. فقط روز تولد حضرت فاطمه(س) در برنامه‌هاي نازلي به صورت شعاري به زنان مي‌پردازند.

بهزاد در پايان اشاره كرد: در تلويزيون 50 درصد از جمعيت را ناديده گرفته شده و اين قشر را به امان خدا رها كردند.

گفتني است كه فريال بهزاد فارغ‌التحصيل مدرسه عالي تلويزيون و سينما و فارغ‌التحصيل رشته توليد فيلم از دانشگاه بوستون آمريكاست. وي از سال 1352 كار خود را در گروه كودك و نوجوان تلويزيون شروع كرد و تا كنون كارگرداني فيلمها و مجموعه‌هايي همچون كاكلي، دره شاپركها، مرد نامريي، روزي كه خواستگار آمد، شور زندگي ، آتش دل، ويروس 2000 ، گروه هفت، قصه‌ها و اندرزها، پرستو، قصه‌هاي پدر و پسر و.... انجام داده است.

سريال‌هاي بي‌محتوا نه تنها زنان كه انسان را تضعيف مي‌كند

سه شنبه 9 تير 1383- 29 ژوئن 2004

خبرگزاري فارس: هما روستا، بازيگر گفت: درباره جايگاه زنان نمي‌توانم جداگانه صحبت كنم. زيرا فقط جايگاه زنان در تلويزيون ضعيف نيست، بلكه درباره مردان هم و به طور كلي انسان اجحاف شده است.

هما روستا، بازيگر در گفت‌و‌گو با خبرگزاري فارس در پاسخ به اين سوال كه جايگاه اجتماعي و موقعيت زنان را در سريالهاي تلويزيوني چه طور ارزيابي مي‌كنيد، گفت: به نظرم بررسي جايگاه زنان در مجموعه‌هاي تلويزيوني در درجه دوم است و محتواي سريالها در درجه اول.

روستا خاطر نشان ساخت: محتواي اكثر سريالها خيلي ضعيف است و جنبه سرگرم كننده‌اش براي بينندگان آني است و بينندگان را كمتر به فكر مي‌اندازد. در واقع ما به ندرت مجموعه‌هاي پرمحتوا مي‌بينيم.

روستا اشاره به شخصيت‌هاي تك بعدي سريالها كرد و گفت: نه تنها شخصيت زنان تك بعدي نشان داده شده، بلكه درباره شخصيت مردان هم پرداخت خوبي انجام نشده است.

وي عنوان كرد: انسانها به طور مطلق شخصيت سفيد يا سياه ندارند و اگر فردي شخصيت سفيدش را بيشتر بروز مي‌‌دهد، گاهي اوقات هم بعد سياهش را نشان مي‌دهد و بالعكس. در كل شخصيت انسان خيلي فراتر از اين حرفها است.

روستا افزود: انسانها شخصيتي خاكستري دارند، بنابراين شخصيتها را نبايد تك بعدي نشان دهيم.

گفتني است هما روستا فارغ‌التحصيل دانشكده هنرهاي دراماتيك بخارست است. وي در فيلمها و مجموعه‌هاي بسياري همچون گزارش يك قتل، پرنده كوچك خوشبختي، تمام وسوسه‌هاي زمين، تيغ آفتاب، ملك خاتون، مسافران، از كرخه تا راين، دو همسفر، زن امروز، لژيون، شعبده‌باز، آخرين ستاره شب، نسيم، خاك سرخ و...بازي كرده است.