زنان - يكشنبه 7 تير 1383- 27 ژوئن 2004

 

 

 

بدحجابي در شاهرود جرم محسوب مي شود

شنبه 6 تير 1383- 26 ژوئن 2004

خبر گزاري فارس: دادستان عمومي و انقلاب شاهرود اعلام كرد: با معضل بدحجابي در شاهرود به عنوان يك جرم برخورد مي شود .

محمد طوريان در گفتگو با خبرنگار خبرگزاري فارس در شاهرود افزود: كميسيون جرائم خاص شاهرود با حضور دادستان عمومي و انقلاب،فرماندهان نيروي انتظامي و نيروي مقاومت بسيج ، سپاه و رئيس اداره اطلاعات در 25خرداد با تشكيل جلسه، راه هاي كاربردي و اجرائي مبارزه با بد حجابي را بررسي كرد كه مصوباتي در اين زمينه به تصويب رسيد و براي اجرا به نيروي انتظامي ونيروي مقاومت بسيج ابلاغ گرديد.

وي گفت :براساس ماده 638قانون مجازات اسلامي ، بد حجابي يك جرم است وبراي متخلفين از ده روز تا دو ماه زندان و 50هزار ريال تا 500هزار ريال جريمه نقدي تعيين شده است.

طوريان تصريح كرد:بدحجابي زمينه ساز بسياري از جرائم مانند اعمال منافي عفت ،ارتباطات نا مشروع ،مزاحمتهاي خياباني مي باشدكه اگر با آن مبارزه شود اين جرائم كاهش مي يابد.

دادستان عمومي و انقلاب شاهرود خاطر نشان كرد:تاكنون هيچ پرونده اي در مورد بدحجابي در اين دادسرا تشكيل نشده است .

 

تعاوني خود اشتغالي زنان

همشهري - يكشنبه 7 تير 1383- 27 ژوئن 2004

با هدف  ارتقاي  سطح  مشاركت  شهروندان  و بخصوص  بانوان  در مسائل  اجتماعي ، تعاوني  خود اشتغالي  زنان روز شنبه  در منطقه  ۲۰ تهران  گشايش  يافت .

به  گزارش  روابط عمومي  شهرداري  اين  منطقه ، اين  تعاوني  با نام  زنان  نيك انديش  سبز توسط شوراي  زنان  منطقه ، با هدف  ارتقاي  سطح  مشاركت  و آگاهي  اين  قشر افتتاح  شده  است .

بنابراين  گزارش ، اين  شورا در مدت  پنج  سال  فعاليت  خود اقدام  به  تاسيس  كتابخانه  وصندوق  قرض الحسنه  محلي  كرده  و ضمن  ايجاد اشتغال  براي  زنان  بي سرپرست  همچنين  دوره هاي  آموزشي  خاصي  شامل ، كلاس هاي  حقوق  زنان  برگزار كرده است .

 

در يك‌ مركز غيرقانوني‌ زنان‌ و دختران‌ با داروهاي‌ فاسد سقط‌ جنين‌ مي‌كردند

يكشنبه 7 تير 1383- 27 ژوئن 2004

گروه‌ حوادث اعتماد‌: يك‌ پزشك‌ عمومي‌ كه‌ با ايجاد يك‌ مركز غيرقانوني‌ اقدام‌ به‌ سقط‌ جنين‌ زنان‌ و دختران‌ با داروهاي‌ غيرمجاز و تاريخ‌ گذشته‌ مي‌كرد، پس‌ از محاكمه‌ به‌ پرداخت‌ ديه‌ به‌ زنان‌ آسيب‌ ديده‌ محكوم‌ شد.

راز فعاليت‌ غيرقانوني‌ اين‌ پزشك‌ با شكايت‌ يك‌ دختر جوان‌ فاش‌ شد. اين‌ دختر با مراجعه‌ به‌ شعبه‌ اول‌ دادسراي‌ جرايم‌ پزشكي‌ تهران‌ طي‌ شكايتي‌ عنوان‌ كرد: چند ماه‌ پيش‌ با پسرجواني‌ به‌ نام‌ محسن‌آشنا شدم‌. اين‌ آشنايي‌ ادامه‌ پيدا كرد تا اينكه‌ با يكديگر نامزد كرديم‌ و قرار شد وقتي‌ درس‌ محسن‌ تمام‌ شود با يكديگر ازدواج‌ كنيم‌.

اما بعد از مدتي‌ متوجه‌ شدم‌ كه‌ باردار هستم‌ و موضوع‌ را به‌ محسن‌ گفتم‌.

يكي‌ از دوستان‌ محسن‌ مرا به‌ پزشكي‌ معرفي‌ كرد تا جنين‌ دو ماهه‌ام‌ را سقط‌ كنم‌.

پس‌ از مراجعه‌ به‌ دكتر و استفاده‌ از آمپول‌ سقط‌ جنين‌، دچار عوارض‌ ناگواري‌ مثل‌ درد كليه‌ و درد معده‌ شديدي‌ شدم‌، بطوري‌ كه‌ يك‌ شب‌ به‌ علت‌ شدت‌ درد معده‌ در بيمارستان‌ بستري‌ام‌ كردند.

با ثبت‌ اين‌ شكايت‌، ماموران‌ تحقيقات‌ خود را آغاز كردند و مشخص‌ شد كه‌ اين‌ پزشك‌ عمومي‌ بطور غيرقانوني‌ مركز سقط‌ جنين‌ تاسيس‌ كرده‌ و تاكنون‌ چند زن‌ و دختر جوان‌ از اين‌ پزشك‌ به‌ دليل‌ استفاده‌ از دارو و آمپول‌هاي‌ غيرمجاز و عوارض‌ ناگوار بعدي‌ شكايت‌ كرده‌اند.

كميسيون‌ پزشكي‌ نيز پس‌ از تحقيق‌ اعلام‌ كرد كه‌ در سقط‌ جنين‌ها خطاي‌ پزشكي‌ صورت‌ گرفته‌ و آمپول‌ها و داروهاي‌ سقط‌ جنين‌ فاسد بوده‌ است‌.

بدين‌ ترتيب‌ اين‌ پزشك‌ بخاطر فعاليت‌ غيرقانوني‌ و استفاده‌ از داروها و آمپول‌هاي‌ فاسد تحت‌ تعقيب‌ قرار گرفت‌ و محكوم‌ به‌ پرداخت‌ ديه‌ به‌ شاكيان‌ شد.

 

اعتراض با لباس هاى سياه

بهجت معتمد _ نيكى محجوب: شرق- يكشنبه 7 تير 1383- 27 ژوئن 2004

حاميان صلح بر اين اعتقادند كه زنان ذاتاً صلح طلب تر از مردان نيستند بلكه آنان در زندگى خود تجربه خاصى از مشاركت در امور بشردوستانه دارند. با اين حال، آنها در زمان جنگ و صلح همواره در معرض خشونت جنسيتى قرار مى گيرند به همين دليل، بسيارى از پناهندگان در كشورهاى مختلف را زنان تشكيل مى دهند. ديدگاه فمينيستى وجود دارد كه فرهنگ هاى مردسالار را مستعد اعمال خشونت عليه زنان مى داند و بدين سبب است كه زنان فمينيست تصوير متفاوتى از امنيت و جنگ نسبت به ديگر زنان در ذهن خود دارند. در فعاليت هاى مشترك زنان و مردان، صداى زنان اغلب به گوش نمى رسد.

در حالى كه، در حركت هاى مستقل زنان دو مسئله متفاوت وجود دارد: نخست آنكه، صداى آنان واقعاً شنيده مى شود و زنان حتى گاهى همان چيزى را بيان مى كنند كه مردان فعال در حوزه صلح طلبى اين سخنان را اظهار مى كنند. دوم اينكه، بعضى وقت ها ممكن است تظاهرات صلح خواهى زنان از سوى افراد به خشونت كشانده شود. بنابراين زنان ترجيح مى دهند فعاليت هايى عارى از هرگونه خشونت و همراه با سكوت را برگزينند. در ميان تمامى اين اظهارنظرها، گروهى از زنان پيگير صلح با عنوان زنان سياه پوش فعاليت مى كنند كه اعتراض هاى خاموش آنها تاثير بسزايى در روند تصميم گيرى هاى جهانى داشته است.

 

زنان سياه پوش، شبكه اى جهانى است كه تنها زنان مى توانند در آن عضو شوند و هدف آن استقرار صلح در جهان و جلوگيرى از جنگ و خشونت است.

 

اين زنان براى استقرار صلح توام با عدالت و اعلام مخالفت با هرگونه جنگ و خشونت لباس سياه مى پوشند. در يك مكان عمومى با سكوت گردهم آمده و با شب بيدارمانى هاى مستمر و متناوب اعتراض خود را نشان مى دهند. شب بيدارمانى هاى زنان سياه پوش نخستين بار در اسرائيل به سال ۱۹۸۸ در اعتراض نسبت به اشغال نوار غزه توسط رژيم اسرائيل صورت گرفت. اين گروه كه سراپا سياه مى پوشند از اواخر دهه ۸۰ براى برقرارى صلح بين فلسطين و اسرائيل تلاش كردند.

 

زنان سياه پو ش اسرائيل با ايستادن در معابر عمومى و در دست گرفتن شمع هاى روشن بدون اينكه سخنى بگويند هر هفته در ساعتى خاص گردهم مى آيند.

گروه نخست زنان سياه پوش هفت نفر بودند كه آرام آرام با گسترش فعاليت هايشان بر تعدادشان افزوده شد. اين افراد كاغذى سفيد در دست داشتند كه بر آن نوشته شده بود: خشونت را متوقف كنيد.

پس از اسرائيل، ايتاليا دومين كشورى بود كه فعاليت اين زنان در آن شكل گرفت. زنان ايتاليايى فعاليت خود را بر مبارزه با مافياى ايتاليا و خشونت هاى آن متمركز كردند. اين گروه بارها مورد حمله و خشونت قرار گرفت، اما بدون برخوردهاى تند، تنها در سكوت فعاليت خود را ادامه مى دهد. ضمن آنكه خواهان استقرار صلح بين اسرائيل و فلسطين شدند. از آن به بعد فعاليت اين زنان در حمايت از زنان اسرائيلى در ايتاليا سبب شد كه در يوگسلاوى نيز زنان با پوشيدن جامه سياه، اين مراسم را در ميدان جمهورى شهر بلگراد در مخالفت با تهاجم صرب ها برگزار كنند.

سياه پوشان آلمان دسته سوم گروه بودند كه عليه حركات نئونازى ها و راسيست ها و فعاليت هاى هسته اى در اين كشور فعاليت مى كنند. زنان سياه پوش زاگرب و بلگراد نيز فعاليت خود را تنها بر موضوع فروش زنان و قاچاق انسان متمركز كرده است. هند نيز يكى ديگر از كشورهايى است كه زنان سياه پوش آن در دنيا شناخته شده اند. زنان سياه پوش هند در زمينه برخوردهاى افراطى با زنان و سنت هاى غلط موجود در هند فعاليت مى كنند.

 

زنان سياه پوش كنفرانس ها و نشست هايى را در سال ۱۹۹۴ در اورشليم و پس از آن، هر سال در ماه آگوست در كشور يوگسلاوى برگزار كردند. همچنين، مراسم بيدارمانى زنان سياه پوش در سال ۱۹۹۵ در پكن همزمان با كنفرانس سازمان ملل پيرامون مسئله زنان برپا شد و در سال ۱۹۹۶، نمايشگاه عكسى از فعاليت هاى جهانى آنان در نيويورك برگزار گرديد. در لندن نيز گروهى از زنان سياه پوش به حمايت از عملكرد زنان در اسرائيل تظاهراتى برپا كردند. برخى هم در اعتراض نسبت به جنگ سال ۱۹۹۱ خليج فارس، تهاجم به يوگسلاوى پيشين و تهديد از سرگيرى بمباران عراق در فوريه ۱۹۹۸ فعال بودند.

اين كه چه تعداد از اين گروه ها وجود دارند و چندين بار اين مراسم انجام شده مشخص نيست. مهم آن است كه اين حركت به يك جنبش جهانى تبديل شده است.

 

زنان سياه پوش در حال حاضر در كشورهاى مختلف چون انگليس، ايرلند، فرانسه، آمريكا (نيويورك، كاليفرنيا، سان فرانسيسكو) سوئيس، اسپانيا، مالت، كانادا، دانمارك، اتريش، فنلاند، كلمبيا، بلژيك، آرژانتين و استراليا فعاليت خود را گسترش داده اند. به اعتقاد كارشناسان مسائل اجتماعى شناسايى كامل شبكه ها و گروه هاى زنان سياه پوش امكان پذير نيست.

يكى از آخرين فعاليت هاى اين افراد كه بازتاب خبرى يافت، گردهم آمدن آنها در قاهره در مقابل سفارت آمريكا بود. ۹۰ تن از اعضاى اين شبكه در سال گذشته براى مبارزه با جنگ عليه عراق در اطراف سفارت و راه هاى اصلى منتهى به اين مكان با پوشيدن لباس سياه و در دست داشتن شمع به سكوت ايستادند. اين افراد پس از به امضا رساندن طومارى و ارائه آن به دفتر آمريكا و انگليس اين تظاهرات را به پايان رساندند.

 

زنان سياه پوش اسرائيل در سال ۱۹۹۱ جايزه صلح آچن را دريافت كردند. اولين كنفرانس زنان سياه پوش در ۱۹۹۴ در اورشليم برگزار شد و در همان سال جايزه صلح جيوانى ايتاليا را از آن خود كرد. سال ۹۶ نيز نمايشگاهى از فعاليت اين گروه در نيويورك برگزار شد. اين گروه فعال در سال ۲۰۰۱ نيز جايزه صلح يهود و جايزه صلح سازمان ملل در بخش توسعه فعاليت زنان را گرفت.

 

اعضاى اين گروه در سايت خود از زنان كشورهاى مختلف دعوت به عضويت كردند. در سايت زنان سياه پوش آمده است: زن به شكلى طبيعى صلح آور است، زنان هميشه در جنگ و صلح قربانى خشونت هاى متعدد مى شوند و به همين دليل بسيارى از پناهندگان سراسر دنيا را زنان تشكيل مى دهند.

ما مى توانيم جوامع بشرى و افكار عمومى را براى مبارزه با جنگ و آوردن صلح آموزش دهيم.

 

تفكر زنانه در آثار اينگه بورگ باخمن، شاعره بزرگ آلمانى زبان 

 شيرين جزايرى- راديو آلمان - شنبه 6 تير 1383- 26 ژوئن 2004

من پيش از اين در اين باره فكر كرده بودم كه فاشيسم و رفتار فاشيستى از كجا آغاز مى شود. فاشيسم با پرتاب اولين بمب ها شروع نمى شود. فاشيسم در رابطه انسان ها آغاز مى شود، ابتدا در رابطه بين يك مرد و زن.

  اينگه بورگ باخمن  يكى از معروفترين  شاعران  و نويسندگان آلمانى زبان معاصر است كه  در هفتاد و هشت سال پيش در چنين روزى،  يعنى  در ۲۵ ژوئن سال ۱۹۲۶ در كلانگن فورت اتريش به دنيا آمد.

اينگه بورگ باخمن  به عنوان دختر پدرى معلم و مادرى  كه اجازه تحصيل در زندگيش نيافت، از حمايت و تشويق خانواده براى ادامه تحصيل برخوردار بود. بعد از جنگ جهانى دوم، او ابتدا  در اينسبروك  و سپس در شهرهاى وين و گرتس  به تحصيل در رشته هاى فلسفه، زبان و ادبيات آلمانى و روانشناسى پرداخت. پايان نامه دكترايش را در سال ۱۹۵۰ درباره دريافت هاى انتقادى هايدگر فيلسوف معردف آلمانى نوشت و ايده هاى او را وسوسه اى بر تفكر غير عقلايى  در آلمان ناميد.

باخمن خيلى زود فعاليت ادبى اش  را آغاز كرد و اشعارش در محافل ادبى جنجال برانگيخت. اولين كتاب شعرش  به نام زمان تعيين شده در سال ۱۹۵۳ او را يك شبه به شهرت رساند. سپس بيشتر به نگارش نثر ادبى رو آورد.  آثار او شيوه  بيان جديد در زبان آلمانى بعد از جنگ  جهانى را نشان مى دهند.  در سال ۱۹۵۹ او در جلسه كتابخوانى در فرانكفورت درباره نثر ادبى جديد چنين گفت:

 آنچه كه در واقع در اينجا امكان پذير شده،  پذيرش دگرگونى است.  تأثيراتى كه از دگرگونى در آثار جديد بوجود مى آيند،  ما را به سمت برداشت جديد، احساس جديد و شناخت جديدى رهنمون مى كنند.  او خود در آثار ادبى اش اعم از شعر، قطعه ادبى، نمايشنامه راديويى و يا داستان هاى  كوتاه ومقالات مختلف،  امكان اين تجربه جديد را براى خوانندگانش ايجاد كرد.

آثار او  پيوندى از درك و احساسند. ريتم آزاد از ويژگى نگارش شعر گونه اوست. اشعارش متفكرانه اند با خلاقيت زبانى و تصويرى، كلامى موثر، فشرده و با طنين  با حال وهوايى از غم ودلتنگى.

اينگه بورگ باخمن  در آثارش  به شكل موثر و هنرمندانه،  به ويژه در به نمايش درآوردن ذهنيت زنانه در جامعه پدرسالارى موفق است.  در دو داستان كوتاهش به نام هاى يك قدم به گومور و رفتن اون دين  به ويژه نثر زنانه او به چشم مى خورند و به نام اولين داستان هاى  فمينيستى او شهرت يافته اند.  اون دين از مردهايى شكايت مى كند كه زندگى او را به عنوان يك زن در تماميتش،  به ويرانى كشيده اند.

 اين موضوع در داستان هاى بعدى اش مثل شخصيت دهشتناكى به نام هانس و  مالينا  كه در سال ۱۹۷۱ به تحرير درآورد و همچنين  كتاب همزمان در سال ۱۹۷۲، درباره فرانسا و مرثيه اى براى فانى  نيز به چشم مى خورند. در اين زمان او،  بسيار پيشتر از زمان خود،  در فرم هاى تجربى  نشان مى دهد كه زنان در جوامع مردسالار چگونه مورد تحكم قرار مى گيرند و يا بكلى به نابودى كشيده مى شوند. او در اينجا  جوامع مردسالار را به باد انتقاد مى گيرد و اين شكل سلطه جويى را بيمارى زمان مى نامد. باخمن  مى گويد: من پيش از اين در اين باره فكر كرده بودم كه فاشيسم و رفتار فاشيستى از كجا آغاز مى شود. فاشيسم با پرتاب اولين بمب ها شروع نمى شود. فاشيسم در رابطه انسان ها آغاز مى شود، ابتدا در رابطه بين يك مرد و زن.

باخمن به شدت مخالف  نهاد ازدواج در جامعه بود. او انجام ازدواج را براى زنى كه به كار مستقل و تفكر مى پردازد و خواهان بدست آوردن زندگى ويژه ايست، غير ممكن مى خواند.

 باخمن به مناسبت فعاليت هاى ادبى اش  به دريافت جايزه گروه نويسندگان ۴۷ نائل شد. اين گروه كه خود نيز در آن عضويت داشت، از نويسندگان بنام آلمانى زبان مثل هاينريش بل، هانس ورنر ريشتر و گونتر گراس و ديگر نويسندگان تشكيل  شده بود. آن ها  براى رستاخيز دوباره ادبى  در آلمان بعد از جنگ و استقرار دمكراسى در اين كشور فعال بودند.

در سال ۱۹۴۸  اينگه بورگ باخمن با پاول سلان ۲۲ ساله آشنا شد. دوستى بسيار نزديك و شاعرانه و عاشقانه اى كه  بيان احساسى او را غنا بخشيد. او مرز ميان زبان و عشق را در آثار ادبى و در زندگيش جستجو كرد.

اولين كتاب داستانش به نام سال سى ام در سال ۱۹۶۱ شناخت او را نسبت به  كمبود دريافت  انسان از جهان و نظم آن ترسيم مى كرد. در اين كتاب موضوعات  زيادى از جمله در حيطه زبان. حقوق، سياست و تقسيم بندى نقش اجتماعى مورد بحث قرار مى گيرند و نظم جديد به شكل ايده آل بررسى  مى شود. در ادامه كار ادبى اش او موفق به دريافت  جايزه گئورگ بوشنر، يكى از مهمترين جوايز ادبى آلمان شد.

او در ارتباط دوستى با نويسنده سوئيسى ماكس فريش در سالهاى  ۱۹۵۷ تا ۶۳ در شهرهاى زوريخ  و رم زندگى كرد.   در پايان  سال ۱۹۶۵ او دوباره به رم برگشت. در سال ۱۹۷۳  در حال آماده كردن سفرش به وين بود كه به دنبال يك حادثه آتش سوزى در خانه اش در شهر رم و جراحات ناشى ازآن درگذشت، مرگ سختى بعد از چند هفته مبارزه با آن در بستر .

درباره او مى گويند كه مرگش نيز در اشعارش تجلى يافته است. هاينريش بل به مناسبت مرگ  باخمن نوشت: من با درد از او ياد مى كنم، با لطافت و علاقه دوستانه. درباره او مى گويند كه با مرگ آسايش يافت. ولى او اين نوع  آسايش را جستجو نمى كرد.

او يكى از نام آورترين شاعران و نويسندگان آلمانى زبان بعد از جنگ جهانى دوم محسوب مى شود.

دو نمونه از اشعار او:

تبعيد

مرده اى هستم متحرك

همه جا بى نشان

ناشناس در قلمرو ثبت احوال دولتى

و بى شمار در شهرهاى طلايى

و در سرزمين سبز

ديرى است منسوخ

و بى هيچ يادواره اى 

________________________

هر روز

جنگ ديگر اعلام نمى شود

بلكه ادامه مى يابد

آنچه دهشتناك است

در روزمرگى جارى است

قهرمانان

از نبرد بدور مى مانند

و بزدلان

پيشتازانند

در ميادين جنگ

يونيفورم زمان صبر است

نشان افتخار

ستاره محقر اميدى است

بر فراز

قلبها

كه اعطا مى شود

زمانى كه ديگر

اتفاقى نيفتد

زمانى كه

طبل جنگ

خاموش بماند

زمانى كه دشمن

محو مى شود

و سايه ساز و برگ ابدى

آسمان را تيره نمى كند

نشانى كه عطا مى شود

براى فرار از خدمت

براى شجاعت در برابر دوست

براى افشاى راز هاى ناشايست

و براى بى اعتنايى

به هر فرمان 

 

 

سيماي زن در سيما (1)

شخصيت زن در سريال‌هاي تلويزيوني، دچار افراط و تفريط است

شنبه 6 تير 1383- 26 ژوئن 2004

خبرگزاري فارس: چيستا يثربي، نويسنده گفت: نگاه مجموعه‌هاي تلويزيوني به زن در دو قطب افراط و تفريط قرار دارد و كمتر اتفاق مي‌افتد كه سيماي واقعي زن را شاهد باشيم.

چيستا يثربي، نويسنده در گفت‌و‌گو با خبرگزاري فارس در پاسخ به اين سوال كه جايگاه اجتماعي و موقعيت زنان را در سريال‌هاي تلويزيوني چه طور ارزيابي مي‌كنيد، گفت: متاسفانه اين جايگاه هميشه ضعيف به تصوير كشيده شده است. البته دليل اين مساله را در دو عامل مي‌توانم خلاصه كنم. 1 - عدم شناخت و آگاهي فيلمنامه‌نويسان نسبت به شخصيت‌پردازي زن و اساساً عدم اشراف كامل در درام‌نويسي مقوله زن.2- تن‌دادن به سليقه عام در حد ارزشهاي پيش پاافتاده وعوام پسند و پايين آوردن شأن او.

وي در ادامه عنوان كرد: در واقع با اين ديدگاه جايگاه زن جنبه كاريكاتور پيدا كرده و به دلايل عديده‌اي كه ريشه در مسائل جامعه‌شناختي دارد، برنامه‌سازان عوام‌پسند به اين كار دامن مي‌زنند و تصوير نادرست و قالبي از پيش تعيين شده را نشان مي‌دهند. به خصوص در مجموعه‌هاي طنزي كه از دهه 70 پخش شده، از سيماي زن تصور اشتباهي را نشان داده‌اند. در كل نشان دادن سيماي زن به اين ترتيب به نسل زنان لطمه وارد كرده است.

وي با اشاره به اين مساله كه برنامه‌سازان تلاش مي‌كنند تعريف غير واقع‌گرايانه‌اي از زن ارائه كنند، افزود: در واقع خود اين برنامه‌سازان تلاشي به خاطر اين مساله نمي‌كنند و با نشان‌دادن سطح نازلي از شخصيت زن سعي دارند بينندگان زيادي را به سمت خود جلب كنند، ولي با اين كار نسل زن را عقيم و بدون تدبير نشان مي‌دهند كه اين مساله خيلي فاجعه است. آنها به جاي اين كه با انرژي و ايده‌هاي نو سعي در فرهنگ‌سازي داشته باشند، در جهت عكس عمل مي‌كنند.

وي خاطر نشان كرد: زنان ما فقط به آموزش غذا نياز ندارند كه به طور مرتب برنامه آشپزي پخش مي‌كنند.

يثربي درباره اين موضوع كه چرا بعضي از فيلمنامه‌نويسان زن هم به موضوع زن كم‌توجهي مي‌كنند، گفت: متاسفانه بعضي‌ها به دليل مشكلات امرار معاش و بعضي ديگر به خاطر ماندگاري تن به خواسته‌هاي عوام‌پسند بعضي از تهيه‌كنندگان مي‌دهند. البته اگر بخواهيم در جهت عكس نظر تهيه‌كننده عمل كنيم، نياز به اعصاب فولادين داريم. من خودم چند كار تلويزيوني همچون فردا دير است و ... انجام دادم، ولي خودم را نتوانستم راضي كنم كه با اين نظريات هماهنگ شوم.

وي در پاسخ به اين سوال كه در طول اين سالها چه الگويي از زن ارائه شده ، گفت: نگاه مجموعه‌هاي تلويزيوني به زن در دو قطب افراط و تفريط قرار دارد. اكثر مواقع زنان را در حال سبزي پاك كردن يا وراجي مي‌بينيم. از سوي ديگر بعضي از مجموعه‌ها كه به جايگاه زن توجه مي‌كنند، آن قدر در اين مساله راه اغراق مي‌روند كه يك فضاي غيرواقعي را نشان مي‌دهند، به طوري كه براي بيننده قابل لمس نيست. از اين رو كمتر اتفاق مي‌افتد كه ما سيماي واقعي زن را ببينيم.

وي در پايان اشاره كرد: به‌طوركلي پرداخت تلويزيون به شخصيت زن خيلي ساده‌انديشانه بوده و اكثر مواقع در يك سيكل باطل مي‌افتد.

چيستا يثربي به نمايشنامه‌نويسي شهره است، اما نگارش فيلمنامه چندين سريال و برنامه تلويزيوني را نيز در كارنامه دارد. از وي هم‌اكنون نمايشنامه رابعه و بكتاش روي صحنه است.

 

سيماي زن در سيما (2)

شنبه 6 تير 1383- 26 ژوئن 2004

خبرگزاري فارس: شيرين بينا گفت: متاسفانه سازندگان سريال‌هاي تلويزيوني همان زن قاجاري را با پوششي امروزي كه به او افزوده‌اند، در آثارشان به تصوير مي‌كشند.

 

شيرين بينا، بازيگر در گفت‌و‌گو با خبرگزاري فارس در پاسخ به اين سوال كه جايگاه اجتماعي و موقعيت زنان را در سريالهاي تلويزيوني چه طور ارزيابي مي‌كنيد، گفت: در چند سال اخير پرداخت فيلمنامه‌‌نويسان به زنان، ضعيف، سطحي و كليشه‌اي شده است و ما زنان را ايفاگر نقش‌هاي مثبت يا منفي به طور مطلق مي‌بينيم.

وي افزود: در اكثر مواقع مجموعه‌سازان الگوي مثبتي كه از زن نشان مي‌دهند، صرفاً به مادر يا زني فداكار و باگذشت تبديل شده كه با ايثارگري، تمام هستي خود را فدا مي‌كند و الگوي منفي از زنان، در طول فيلم به واسطه پيش آمدن ماجراهايي تقاص خود را پس مي‌دهند، يعني تنبيه يا نابود مي‌شوند.

بازيگر مجموعه مسافري از هند اشاره كرد: اگر ما ديد بازتري نسبت به مساله زن داشته‌ باشيم، متوجه مي‌شويم، شخصيت و موقعيت زنان از آنچه كه اخيراً مجموعه‌سازان در قالب كليشه در تلويزيون نشان مي‌دهند، پيچيده‌تر و پررنگ‌تر است.

وي افزود: من هنوز دليل اين مساله را متوجه نشدم كه چرا اكثر مجموعه‌سازان جايگاه كليشه‌اي از زنان در رسانه‌ ملي نشان مي‌دهند.

بينا در پاسخ به اين سوال كه چرا اخيراً نقش زنان در مجموعه‌هاي تلويزيوني كليشه‌اي شده است، گفت: 1 _ برداشتي است كه كارگردانان از پيشينه يك بازيگر در ذهن خود دارند و اين برداشت زماني شكل مي‌گيرد كه يك بازيگر در دو يا چند مجموعه نقش‌ ثابتي را بازي ‌كند. 2 _ راسخ نبودن خود بازيگر است، كه نقش‌هاي ثابتي را ايفا مي‌كند. 3_معمولاً در فيلمنامه‌ها نقش‌هاي خاصي براي بازيگران زن نوشته نمي‌شود، به همين دليل نمي‌توان بيش از اين انتظار داشت.

وي خاطرنشان ساخت: اگر نگاه مجموعه‌سازان تغيير كند و خيلي عميق به مسائل زنان توجه كنند، مسلماً نقش بازيگران زن از حالت كليشه خارج مي‌شود و همانند بازيگران مرد مي‌توانند به ايفاي نقش‌هاي متفاوت بپردازند و موفق باشند. البته ما نمونه اين بازيگران را در چند مجموعه كه به تعداد انگشتان دست مي‌رسد، ديده‌ايم.

بينا در ادامه اشاره به بافت اجتماعي جامعه كرد كه از لايه‌هاي مختلفي تشكيل شده، گفت: از نگاه من در اين لايه‌هاي اجتماعي به فراخور زمان تغييراتي به وجود مي‌آيد و جدار بيروني دگرگون مي‌شود كه اين جزء ويژگيهاي يك جامعه پويا و رو به رشد است. حال اگر بخواهيم اين لايه را لايتغير بپنداريم، افراد آن را بايد در يك محفظه شيشه‌اي با آدم‌هايي ثابت و ايزوله قرار دهيم كه اين كار شدني نيست. از بيان چنين تمثيلي به اين نتيجه مي‌رسيم كه يك جامعه رو به رشد با رهنمودهاي اجتماعي كه برگرفته از تعليمات مذهبي، ديني و آييني ملي است، بايد رشد و پويايي زنان را نشان دهد و از تثبيت خط‌مشي‌هاي شخصي و پشت‌ميزي به شدت جلوگيري كند.

بازيگر گروه ويژه درباره خط مشي‌هايي كه در حال حاضر بر مجموعه‌سازي حاكم است، گفت: متاسفانه خط‌مشي‌هاي حاكم بر سريال‌سازي برگرفته از نظرات شخصي و به دور از يك قاموس كلي و مفاهيمي واحد در رابطه با زن جامعه ايراني است. در واقع به نظر مي‌رسد الگويي كه امروزه از زنان در تلويزيون ايران نشان داده مي‌شود، مانند جايگاه زن در دوران قاجاريه است، اما با پوشش امروزي.

وي افزود: اخيراً آن چه كه از زن در رسانه‌ها ارائه مي‌شود، نظرات آدم‌هايي است كه مي‌خواهند زن اين گونه باشد، نه آن گونه كه بايد باشد.

بينا عنوان كرد: ما اگر نگاهي به همسايگان اطراف بيندازيم، متوجه مي‌شويم كه زن ايراني چه جايگاه والايي در جامعه‌سازي اين سرزمين آييني و پويا دارد، بنابراين ساده‌لوحانه است كه بخواهيم جايگاه والاي زن را از پشت نقاب زنان دوران قاجاريه ببينيم.

گفتني است شيرين بينا در فيلم‌ها و سريال‌هاي تيك تاك، بوي پيراهن يوسف، كيسه برنج، سهراب، مريم مقدس، فرش باد، كارگاه، تصوير يك رويا، گوهر كمال، پرونده‌هاي مجهول، مسافري از هند و... بازي كرده است.