زنان - چهار شنبه 27  خرداد 1383- 16 ژوئن 2004

 

 

 

 

همايش كارآفريني زنان و اشتغال در اصفهان برگزار مي شود

چهار شنبه 27  خرداد 1383- 16 ژوئن 2004

 

خبرگزاري فارس: همايش كارآفريني زنان و اشتغال به همت دفتر فرهنگي باغ بانوان اصفهان و با همكاري شهرداري منطقه يك و انجمن بانوان كارآفرين برگزار مي شود.

به گزارش خبرگزاري فارس اين همايش با هدف معرفي انواع مشاغل، تعريف كارآفريني زنان و همچنين شناساندن زنان كارآفرين نمونه در روز يازده تيرماه سال جاري از ساعت هشت تا چهار بعدازظهر برگزار خواهد شد.

برنامه هاي اصلي اين همايش شامل سخنراني با موضوعات معرفي مشاغل خانگي، ويژگي هاي فردكار‌آفرين ،مشاغل اقتصادي زنان و برنامه هاي جنبي آن نيز شامل برگزاري دو كارگاه آموزش با معرفي مشاغل خانگي و نحوه استفاده از تسهيلات بانكي توسط بانوان است.

از ديگر برنامه هاي مركز ويژه بانوان اصفهان برگزاري همايش اسكيت زنان است كه به مناسبت تولد حضرت زهرا (س) در تاريخ چهارم تيرماه اجرا خواهد شد.

 

نام ۸ تن از قاچاقچيان انسان در ايران

مهدى افروزمنش، نيكى محجوب: شرق: چهار شنبه 27  خرداد 1383- 16 ژوئن 2004

سازمان عفو بين الملل وابسته به سازمان ملل متحد نام ۸ تن از قاچاقچيان دختران ايرانى به نقاط مختلف جهان را فاش كرد. بر اين اساس داريوش-ه، مهدى-ت، جواد-د، محمد، داوود، عليرضا، حسين و حميد جوانان ايرانى هستند كه در چند سال اخير به قاچاق زنان و دختران ايرانى به مناطق مختلف جهان به خصوص كشور هاى حاشيه خليج فارس اقدام كرده اند. داريوش و ... دو تن ديگر از همراهان وى قبل از تبعه شدن به آلمان، چندين بار در ايران به سبب فيلمبردارى غيرقانونى از زنان دستگير شده بودند. وى و همراهانش در يك فقره اثبات جرم به پرداخت يك ميليون ريال جزاى نقدى محكوم شده بودند.

معرفى اسامى قاچاقچيان دختران ايرانى از سوى سازمان عفو بين الملل به عنوان پيگيرترين و مستندترين سازمان مرتبط با معضل قاچاق زنان در حالى صورت مى گيرد كه در چند هفته گذشته خبر حراج دختران ايرانى، در امارات متحده عربى به شدت از سوى مقامات انتظامى و دولتى ايران تكذيب شده بود. در بحبوحه پيگيرى اين موضوع به وسيله خبرنگاران سرهنگ حسينى، مدير كل مبارزه با مفاسد اجتماعى نيروى انتظامى از آن اظهار بى اطلاعى كرده بود. حميدرضا آصفى، سخنگوى وزارت امور خارجه، محمدعلى ابطحى، معاون حقوقى پارلمانى رئيس جمهور، زهرا شجاعى، رئيس مركز مشاركت زنان، سفير ايران در امارات متحده عربى و سفارت امارات در ايران نيز اين اخبار را كذب محض عنوان كرده بودند. البته در اين ميان بودند مسئولانى كه تلويحاً صحت اين موضوع را مورد تاييد قرار دادند.

 

عليرضا سالارى، سفير ايران در امارات نيز به شرق گفته بود: هر اقدامى در اينجا ممكن است. تنها واكنش منطقى به اين مسئله از سوى رئيس جمهورى صورت گرفت كه با دستورى به وزير اطلاعات پيگيرى كامل موضوع را خواستار شد. وزير اطلاعات روزگذشته نتايج تحقيقات اين وزارت خانه را مبتنى بر كذب بودن اخبار مربوط به حراج دختران در فجيره اعلام كرد .اين اعلام از سوى بلند پايه ترين مقام امنيتى كشور هرچند امنيت خاطرى را به همراه مى آورد .اما از آن سوى مرز ها خبر مى رسد، پروفسور دو نام هيوگز، رئيس پروژه زنان دانشگاه وودآيلند در تحقيقى چندساله كشور هاى مختلف دنيا را از اين نظر مورد بررسى قرار داده است. براساس اين تحقيق ميدانى كه بخشى از آن در داخل ايران انجام شده است، آمده: به رغم تلاش ايران براى مبارزه با فحشا به دليل نبود آموزش دقيق و فرهنگ سازى و همچنين مشكلات مالى آمار اين پديده همواره روند رو به افزايش داشته است. وى همچنين از فروخته شدن دختران و زنان ايرانى توسط قاچاقچيان انسان به ديگر كشور ها به خصوص كشور هاى عربى خبر مى دهد.

پروفسور هيوگز از رئيس پليس اينترپول ايران نقل كرده است: برده دارى جنسى و تجارت زنان هم اكنون يكى از مهم ترين معضلات ايران است. هيوگز در مقاله خود مدعى شده: برخى افراد داراى قدرت نيز در اين امر دخالت دارند. استناد هيوگز به يقين پرونده چند سال گذشته يك باند قاچاق دختران است كه در آن چند تن از مقامات درجه سه و چهار ايرانى هم متهم و به مجازات رسيدند. وى در تمامى گزارش، استناد قابل ملاحظه اى براى اين ادعاى خود مطرح نمى كند اما مى نويسد: يكى از مراكز ردوبدل كردن دختران در تهران است.

 

براساس گزارشات مستند جهانى اكثر دختران موردنظر قاچاقچيان انسان در جهان ميانگين سنى ۱۳ تا ۱۷ سال دارند كه هيوگز در گزارش خود تمايل قاچاقچيان به دختران ايرانى را حتى در سنين كمتر نيز ارزيابى كرده است. وى معتقد است: برخى از اين دختران به خاطر فقر و وضعيت نابسامان خانوادگى به فروش مى رسند، تعدادى از خانواده هاى معتاد نيز براى (به دست آوردن) توانايى خريد مواد مخدر، دختران را مى فروشند. وى با استناد به چند سال تحقيق و استفاده از منابع محلى معتقد است كه ۲۸ درصد دختران فروخته شده بين ۱۵ تا ۲۹ سال سن و ۴۳ درصد نيز مابين ۱۵ تا ۲۰ سال سن دارند. وى همچنين از سرقت دختر بچه ها و فروش آنها در مراكز غيرقانونى خبر مى دهد. خبرى كه در گيرودار زلزله بم بارها از مجامع حقوق بشر داخلى و بين المللى به گوش رسيد اما هر بار توسط مسئولين داخلى مورد تكذيب قرار گرفت. اما اكنون پس از گذشت ۶ ماه از آن حادثه يك مقام مسئول در گفت وگو با شرق از دستگيرى يك زن ميانسال به همراه دو دختر بچه بمى خبر مى دهد. اين مقام كه نمى خواهد نامش برده شود معتقد است: همين يك مورد نشانگر وجود چنين سوءاستفاده هايى است... فقط اميدواريم كه ما در مورد آن زن اشتباه فكر كرده باشيم.

به هر حال تمام دختران و زنان قاچاق شده نمونه اى از يك دختر بچه يا دخترباكره وكم تجربه نيستند كه تعدادى از آنان حتى سعى مى كنند از مخاطرات اين كار نيز بپرهيزند. هيومن رايتز واچ در مورد ارزش اين زنان براى قاچاقچيان مى نويسد: ميزان سن، زيبايى و داشتن بكارت از فاكتور هاى مهم ارزشگذارى محسوب مى شود.

رئيس پروژه زنان نيز به عنوان شاهد از دختر ايرانى ۱۶ ساله اى خبر مى دهد كه پس از قاچاق در تركيه به يك مرد ۵۸ ساله با قيمت ۲۰ هزار دلار معادل ۱۶ ميليون تومان فروخته شد. منابع خبرى از استان خراسان و سيستان و بلوچستان به عنوان شاهراه هاى اين تجارت كثيف نام مى برند. در يك گزارش بين المللى آمده است: در شمال شرقى ايران در استان خراسان، پليس محلى از فروش دختران به مردان پاكستانى خبر مى دهد. مردان پاكستانى با دختران ۱۲ تا ۲۰ ساله ازدواج مى كنند و سپس آنها را به خرابات پاكستان مى فرستند. اين دختران از اين منطقه به كشورهاى مختلف صادر مى شوند. در جنوب شرقى ايران در منطقه سيستان و بلوچستان نيز هزاران دختر ايرانى به مردان افغان فروخته مى شوند كه مشخص نيست به كجا رفته و چه سرنوشتى پيدا مى كنند. گزارش هاى سازمان ملل، سازمان حقوق بشر، سازمان دفاع از قربانيان خشونت، سازمان دفاع از سرزمين زنان و بسيارى مراكز ديگر از قطر، كويت و امارات متحده عربى به عنوان اصلى ترين مراكز پذيرش دختران ايرانى خبر مى دهند. اما پروفسور دانشگاه وود آيلند از فرانسه، انگليس و تركيه نيز به عنوان كشورهاى ميزبان نام مى برد.

وى مدعى است: پليس آمارهايى از ميزان يا حدود برده هاى زن و فاحشه هايى از تهران به فرانسه، انگليس و تركيه قاچاق مى شوند، در دست دارد كه از ارائه آنها خوددارى مى كند. يك منبع مطلع در نيروى انتظامى در اين باره به شرق گفت: امكان اطلاع از چنين آمارى ضعيف است اما آمارهايى در مورد تعداد روسپيان فعال در تهران در دست است. وى از حدود ۹۰ هزار زن و دختر فاحشه فعال در سطح تهران و شهرهاى اطراف خبر داد. وى اظهار كرد: البته اين رقم به غير از فحشاى تفريحى و تفننى در تهران است كه به شدت نيز در حال افزايش است. گزارش وزارت اطلاعات به رئيس جمهور به يقين روشنگر بسيارى از ابهامات خواهد بود.

اينكه دختران ايرانى را به كجا مى برند، چگونه مى برند و چرا مى برند، و چرا نمى توان با آنها مقابله كرد. آيا دليل آنگونه است كه سخنگوى وزارت خارجه مى گويد: چون اين دختران با ميل خود و به طور قانونى خارج مى شوند ما نمى توانيم از نظر قانونى با آنها برخورد كنيم و يا فقر مالى، فريب خوردگى، نبود استمرار در مبارزه و يا... آنچه در واقعه حراج دختران و پسران ايرانى در فجيره راه را براى فرار پاسخ روشن مسئولان باز مى گذاشت بحث در ملاعام بودن و يا غير قانونى برگزار شدن آن در كلوپ هاى خصوصى اين شهر و همچنين غيرمستند بودن گزارشات رسيده بود كه اين بار معرفى قاچاقچيان دختران ايرانى به وسيله سازمان عفو بين الملل و همچنين ديگر گزارش هاى موجود سازمان ها و مجامع حقوق بشر از واقعيت قاچاق زنان و دختران ايرانى و همچنين اخبار داخلى مبنى بر دستگيرى ۳ باند قاچاق دختران ايرانى و جديدترين خبر از دستگيرى يك باند ديگر در همين رابطه به اين شيوه نيز به بن بست منتهى خواهد شد.

بنابراين دولت بايد با پذيرش واقعيت با تصويب قوانين و اتخاذ سياست هاى مورد نياز هرچه سريع تر با اين صنعت ۷ ميليارد دلارى مبارزه كند. هيچ ايرانى دوست ندارد در فاحشه خانه هاى دبى و تركيه و امارات دختران ايرانى را در بستر اين صنعت مشاهده كند. دولت ايران بايد درنظر داشته باشد كه براساس گزارش بى بى سى به نقل از گزارشى رسمى از وضعيت قاچاق جهانى انسان، رتبه دهم جهان را به خود اختصاص داده است. همچنان كه سازمان هاى حقوق بشر به عنوان مثال براى گسترش اين پديده در ايران از زنى با صفت ناشناس نام مى برند كه بعد از ۷ سال فعاليت در شناسايى، اغفال و معرفى دختران به قاچاقچيان و يا فروش آنها به ثروتمندان عرب دفتر كار خود را با قيمتى فراتر از حد واقعى به مبلغ ۱۱۰هزار دلار معامله كرده و از كشور خارج شد.

 

عليرغم تهديدها، يك زن شهردار ساوه شد

زنان ايران، 27 خرداد 83 :

عليرغم همه تهديدها و كارشكني ها ، مهري روستايي به عنوان شهردار شهرستان ساوه انتخاب شد.

روستايي كه دومين شهردار زن ايراني است، در گفنگو با خبرنگار زنان ايران اظهار داشت: برخي از فعالين سياسي و مسئولان ساوه مخالف انتصاب من در اين سمت بودند و پيگيري هايي را نيز در اين زمينه انجام دادند تا مانع اين كار شوند.

روستايي در ادامه ضمن تاييد اينكه از سوي برخي گروه ها مورد تهديد قرار گرفته است، گفت: البته اين تهديدها به طور مستقيم نبود، بلكه بلكه از طريق افراد ديگري مخالفتها و تهديدهاي خود را به من منتقل كردند.

وي كه در دوره اول انتخابات شوراي شهر ساوه نفر اول و در دوره اخير راي دوم را كسب كرده در توضيح اينكه چرا به عنوان رييس شوراي شهر ساوه انتخاب نشد، گفت: در دور اول براي رياست شورا كانديدا شدم اما راي لازم را بدست نياوردم و يكي از آقايان رييس شوراي شهر شد . در دور دوم نيز ترجيح دادم تا كانديدا نشوم.

مهري روستايي كه فوق ليسانس مديريت است، پيش از اين مشاور فرماندار و رييس كميسيون امور بانوان ساوه بود.

 

مرگ دلخراش يك دختر 12 ساله

چهار شنبه 27  خرداد 1383- 16 ژوئن 2004

خبرنگار جنايي وقايع اتفاقيه: چمدان برزنتي از دستان دو پسر حدود 20 تا 25 ساله خارج شده و از ارتفاع 12 متري پل بابل رود به داخل رودخانه افتاد. صداي بلند از اصابت چمدان به داخل آب در فضا پيچيد. اهالي كنجكاو شدند و چشم‌ها به سوي چمدان كه بر روي آب در حال حركت بود چرخيد. دو پسر جوان به سرعت سوار خودروي خود شده و قبل از آنكه چمدان به دليل كم‌عمق بودن رودخانه به تخته سنگ‌ها اصابت كند از آن به اندازه كافي دور شدند.

دست‌ها و پاهاي يك كودك از داخل چمدان نمايان شد، همه افراد جمع شده همه وحشت كرده بودند، سر و دندان‌هاي دختر خرد شده بود.

مأموران كلانتري به محل اعزام شدند. جسد به پزشكي قانوني انتقال يافت. هويت دختربچه 12 ساله مجهول بود.

پنجشنبه 21 خردادماه درست فرداي روزي كه جسد دختر 12 ساله كشف شده بود يك زوج ميانسال وارد پزشكي قانوني قائم‌شهر شدند. چشمان هر دو از فرط گريه سرخ بود. وقتي بر بالين جسد حاضر شدند، پاهاي زن به وضوح مي‌لرزيد. پارچه سفيد به كنار زده شد زن ديگر توان تحمل وزن خود را نداشت، دنيا دور سرش چرخيد، چشمانش سياهي رفت و بر روي زمين افتاد. مرد حتي توان ياري دادن به همسرش را نداشت.

پاره تنش را كشته بودند. پزشكي قانوني علت مرگ سحر 12 ساله با يك متر و 40 سانتي متر قد، دانش‌آموز كلاس اول راهنمايي قائم‌شهر در استان مازندران را خفگي اعلام كرد.

جسم سحر با فجيع‌ترين حملات جسمي و جنسي غيرقابل ديدن شده بود. در دهان و معده او موي متهم يا متهمان وجود داشت، دست‌هايش را از پشت بسته بودند، پاهايش را بسته بودند، او را خفه كرده و داخل چمدان برزنتي كوچكي جاي داده بودند.

سحر صبح روز بيستم خردادماه سال 83 از خواب بلند مي‌شود. به سمت آشپزخانه مي‌رود و با آن چهره زيبا و معصومش به پدر سلام مي‌كند. خودش با اينكه از شب قبل چيزي نخورده بود باز ميل به غذا نداشت. صبحانه پدر را مي‌دهد. ساعت 6 و 45 دقيقه براي آخرين بار از خانه خارج مي‌شود تا به همراه دوستانش با سرويس به مدرسه برود. همكلاسي و هم‌كوچه‌اي او منتظر است كه سحر در بزند و با هم به سر كوچه رفته و همراه پنج دختر ديگر سوار سرويس شده و به مدرسه بروند. ولي سحر زنگ خانه دوستش را به صدا درنياورد، قبل از آنكه به درب منزل دوستش برسد توسط افرادي كه در كوچه با خودرويي منتظر وي بودند ربوده شده بود. چه بر سرش آمد كه نتوانست حرفي بزند. فريادي بكشد، كمكي بخواهد.

مادر سحر از ديركردن دخترش نگران شد. به همه جا سر زد. هيچكس از دخترش خبري نداشت، كسي سحر را در جلسه امتحان نديده بود. سحر اصلاً سوار سرويس نشده بود تا به مدرسه برود. تا ساعت 8 شب 20 خردادماه سال جاري پدر و مادر سحر 12 ساله تمام كلانتري‌ها و پاسگاه‌هاي اطراف را سر زده بودند ولي خبري از دخترشان نبود. آن روز خبري از دخترشان نشد و زوج ميانسال تا صبح از نگراني و اضطراب خواب به چشمانشان نيامد. مادر آنقدر گريسته بود كه وقتي ساعت 10 صبح فرداي آن روز از كلانتري در بابل با خانه آنها تماس گرفته شد تا براي شناسايي يك جسد دختري هم‌سن سحر به پزشكي قانوني آن منطقه بروند، چشمانش به سختي باز مي‌شد.

دكتر كالبدشكافي به پدرش گفت: دخترتان يك ماه پيش نيز مورد سوءاستفاده جنسي قرار گرفته بود.

سحر سومين فرزند يك خانواده 6 نفري بود. پدرش كارگر شاليكوبي با حقوق ماهيانه 65 هزارتومان، خانه آنها در حدود 100 متر بود و نيمه ساخته، فقر مالي از در و ديوار خانه مي‌باريد.

هزينه تدفين سحر و مراسم عزاداري وي با همياري روستاييان پرداخت شد.

همه از ديدن پيكر سحر لرزشي دلخراش در بدنشان حس مي‌كردند و قادر به بيان آنچه ديده بودند بدون ريزش اشك نبودند، چه بر سر سحر آمده بود، چرا اين كودك 12 ساله يك ماه تمام رازي را در دلش نگه داشته بود كه در نهايت مرگ فجيع او را رقم زد.

 

علت اصلي فرار دختران : فقر، بيكاري، كم سوادي، نداشتن اوقات فراغت و شغل مناسب

وقايع اتفاقيه - چهار شنبه 27  خرداد 1383- 16 ژوئن 2004

علت اصلي فرار دختران كه طبق آمار سال 81 سازمان بهزيستي 60 هزار و 157 نفر بوده است فشارهاي خانوادگي است. كه آن هم ريشه در عواملي همچون فقر، بيكاري، كم سوادي، نداشتن اوقات فراغت و شغل مناسب و آينده‌اي روشن دارد.

 

خبرگزاري سينا: ايستاده كنار خيابان با چشماني سياه و خسته. اما نگاهش ماشين‌هاي گذري را تعقيب مي‌كند. 15-14 ساله نشان مي‌دهد. كمي دورتر چشمان پسري منتظر يك نگاه اوست. نگاه‌ها درهم مي‌آميزد. قدم‌هاي دختر به سمت پياده روي خيابان كشيده مي‌شود. پسر هم دنبالش و صداي بغض آلود مردي كه مي‌گفت دختر من هم 14 سالش است. خدا عاقبت جوان‌هاي ما را بخير كند.

مشكل فرار دختران از خانه تقريبا به طور يكنواخت نه تنها درتمام مناطق 20 گانه شهرداري تهران كه در سطح كشور پراكنده است و نمي‌توان با قاطعيت گفت كه در منطقه‌اي به جهت مسائل خاص فرهنگي اجتماعي بيشتر و يا كمتر از جاي ديگر است، اگرچه آمارها نشان از افزايش رشد فرار دختران از خانه دارد.

بر اساس اطلاعات سازمان بهزيستي، افزايش 15 درصدي دختران فراري نسبت به سال 81 در شهر تهران نگراني‌هاي جدي را براي مسؤولان رقم زده است.

طبق گفته هادي معتمدي، مدير كل دفتر اجتماعي آسيب‌ديدگان سازمان بهزيستي كشور سال گذشته حدود 4 هزار تن از اين زنان ودختران تنها از سطح شهر تهران جمع‌آوري شده‌اند. البته اين آمار فقط شامل دختران و زناني است كه توسط نيروي انتظامي دستگير و به بهزيستي تحويل داده شده‌اند. طبيعي است كه آمار واقعي بيشتر از اين تعداد است.

تحقيقي كه داوود جشان بر روي 120 دخترفراري انجام داده است نشان مي‌دهد كه 66/51 درصد جامعه آماري او ترك تحصيل كرده‌اند. 84 درصد از آنها متولد شهر تهران هستند. 72 درصد بيكاري را عاملي براي فرار از خانه خود دانستند. 95 درصد پدران و 92 درصد مادران اين دختران نيز در قيد حيات هستند.

اين روانشناس اجتماعي وقتي از طريق پرسشنامه انگيزه فرار دختران كه بيشتر بين سنين 13 تا 21 سال هستند را جويا شد 5/42 درصد داشتن دوست‌پسر را علت فرار خود مطرح كردند. 67/66 درصد اين دختران نيز بعد از فرار از خانه، منزل دوستان پسرشان و يا مرداني كه به تنهايي زندگي مي‌كنند را براي گذران شب‌هايشان معرفي كرده‌اند. اغلب آنان نيز در همان هفته اول مورد تجاوز قرار مي‌گيرند.

در تحقيق از اين دختران نتايج ديگري نيز حاصل شد. اغلب دختران راهكارهاي مناسبي را براي فرار نكردن هم‌سن و سالان خود پيشنهاد مي‌دهند. بسياري از آنان توصيه مي‌كنند در برابر رفتار والدين صبر پيشه كنند. اگر كسي را دوست دارند خيلي راحت به خانواده خود بگويند. خوب فكر كنند و بعد تصميم بگيرند و گول كسي را هم نخورند و از همه مهمتر اينكه با مشكلات و واقعيات زندگي به نوعي كنار بيايند و اگر توانايي آن را دارند حلش كنند.

اما تكان دهنده‌ترين بخش اين تحقيق مربوط به توصيه‌هايي به خانواده‌ها بخصوص پدران و برادران متعصب است. بسياري از اين دختران ازبرگشت دوباره به خانه‌شان وحشت دارند. آنها كتك خوردن، فحاشي و تحقير شدن از جانب خانواده به خصوص پدران و برادران را علت آوارگي خود مي‌دانند. شاهد اين ادعا صحبت‌هاي دختري است كه بعد از دو سال هنوز نگران برخورد برادرش است: بالگد به پهلويم زد. نفسم بند آمد. دستم را گرفت و كشان كشان به درون اتاق برد. صداي ناله مادرم هنوز توي گوشم است: بي‌انصاف كشتيش، عاشقي كه جرم نيست. اما داداش كه اين چيزها حاليش نبود. حسابي قاطي كرده بود. هرچه گفتم غلط كردم، باور نمي‌كرد. حق داشت. دو روز بعد دوباره يواشكي علي را ديدم. با هم قرار گذاشتيم فراركنيم. كرديم. اما چي شد. سر از اينجا در آورديم؛ دادگاه. دو سال زندان براي علي، يك سال براي من. حكم قاضي پرونده است. هفته پيش صادر شد. اعتراض كردم. به جايي نرسيد. بايد برگردم زندان. خب ديگه قسمته، تقصير ما چيه. كسي باورش مي‌شه به خاطر اجاره خونه و سير كردن شكم خودمون دله دزدي مي‌كرديم. آن از داداش كه مجبورم كرد با علي فرار كنم. اينم از قاضي، تقصير ما چيه؟ اگه داداش به حرف‌هام گوش مي‌داد چي مي‌شد؟ الان هم مي‌ترسم برگردم. اولش كه نمي‌دونستم اين طوري مي‌شه، حالا شد. به قصد فرار از خونه نزدم بيرون. مي‌خواستم با علي عروسي كنم. كسي حاضر نشد عقد كنه. رفتيم پايين شهر يه اتاق اجاره كنيم. نشد. علي هم منو برد پيش يه سلموني. از رفيقاش بود. موهام رو از ته زد. شدم يه پسر قلابي. از آن روز ترك موتور علي مي‌نشستم و دوتايي مي‌رفتيم كيف قاپي. اولش مي‌ترسيدم. بعد با قيافه و كارم حال مي‌كردم. خب ديگه زندگي ما هم اين مدليه. تقصير ما چيه؟

قول مي‌دم از زندان اومدم بيرون اول برم پابوس مادرم. خيلي دلم تنگ شده. بعد ميرم پيش آقا داداشم. مي‌گم هر چي دلت مي‌خواد كتك بزن. اما علي رو ازم نگير. هر طور شده راضي‌اش مي‌كنم، شاهد عقدم باشه. خب ديگه تقصير من چيه، دوستش دارم. خدا ببخشتم. بسياري از اين دختران نحوه برخورد خانواده بعد از برگشتن دوباره آنها به خانه را در تكرار نكردن اين عمل مهم مي‌دانند. حدود 70 درصد دختران مايلند نه تنها بخشيده شده كه هرگز اشتباهشان به رخشان كشيده نشود. در حالي كه كارشناسان معتقدند بسياري از والدين به دليل عدم آگاهي و آموزش لازم از طرف نهادهاي مسؤول و رسانه‌هاي گروهي، برخورد مناسبي با اين دختران ندارند و به محض كوچكترين ناملايمتي از جانب اين افراد مسأله فرارشان را مثل شمشير دموكولس بالاي سرشان مي‌گيرند. فحاشي كردن و كتك زدن نيز از جمله مواردي بود كه در اين تحقيق به آن اشاره شده است و دختران فراري از اينكه از اين طريق تحقير شوند به شدت نگران و مضطرب مي‌شوند. بسياري نيز رضايت خانواده‌شان در ازدواج با كسي كه دوستش دارند را شرطي براي برنگشتن به دنياي بيرون از خانه ذكر مي‌كنند. آنها دلشان مي‌خواهد مدام با كسي درددل كنند. شنيدن حرف‌هايشان از جانب هر كسي به خصوص والدين و برادر و خواهر بزرگتر لذت بخش است. اين دختران مي‌خواهند ديده شوند. چون نه تنها زندگي‌شان را سياه و بي‌اعتبار مي‌بينند كه به شدت نااميدند و در اين مرحله است كه اقدام به خودكشي در آنها به مرحله عمل مي‌رسد.

بنابراين علت اصلي فرار دختران كه طبق آمار سال 81 سازمان بهزيستي 60 هزار و 157 نفر بوده است فشارهاي خانوادگي است. كه آن هم ريشه در عواملي همچون فقر، بيكاري، كم سوادي، نداشتن اوقات فراغت و شغل مناسب و آينده‌اي روشن دارد.