زنان - سه شنبه 26  خرداد 1383- 15 ژوئن 2004

 

 

فراكسيون زنان در مجلس تشكيل نشده است

سه شنبه 26  خرداد 1383- 15 ژوئن 2004

خبرگزاري فارس: يك نماينده زن مجلس هفتم گفت: مجلس هفتم فراكسيوني به نام زنان ندارد و اين فراكسيون هنوز تشكيل نشده است.

رفعت بيات كه با خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس گفتگو مي كرد با اشاره به جلسه هفته قبل زنان نماينده در مجلس شوراي اسلامي گفت: قرار بود كه بين زنان نماينده جلسه‌اي تشكيل شود تا مشخص شود كه با چه نام و تشكيلاتي در مجلس از حقوق زنان دفاع كنيم و هدف تشكيل فراكسيون زنان نبود.

نماينده مردم زنجان در مجلس در پاسخ به سوال خبرنگاري كه با رد سخنان وي گفت: شما خود در جلسه تشكيل فراكسيون زنان حضور داشتيد و در اين جلسه براي رئيس فراكسيون زنان راي گيري شد و خانم فياض بخش رئيس فراكسيون انتخاب گرديد، گفت: در اين جلسه قرار شد كه رئيس انتخاب شود تا ايشان با بررسي جوانب مشخص كند كه ما با چه نام و تشكيلاتي فعاليت كنيم.

وي گفت: ما به تشكيل و رئيس فراكسيون زنان راي نداديم.

اظهارات رفعت بيات در حالي بيان مي‌شود كه 10 زن از 12 نفر زنان نماينده مجلس هفتم در جلسه هفته پيش خود با انتخاب نفيسه فياض بخش به عنوان رئيس فراكسيون زنان، رسماً از اعلام موجوديت فراكسيون زنان در مجلس خبر داده بودند.

 

آشنايي‌ اينترنتي‌ دختري‌ را به‌ فرار كشاند

سه شنبه 26  خرداد 1383- 15 ژوئن 2004

اعتماد: دختر جواني‌ كه‌ از طريق‌ اينترنت‌ با سه‌ پسر آشنا شده‌ بود با سرقت‌ سه‌ميليون‌ تومان‌ تراول‌ چك‌ از ناپدري‌ خود با اين‌ پسران‌ به‌ شمال‌ گريخت‌.

چندي‌ پيش‌ والدين‌ اين‌ دختر با مراجعه‌ به‌ شعبه‌ دوم‌ دادياري‌ تهران‌ طي‌ شكايتي‌ عنوان‌ كردند كه‌ فرزندشان‌ پس‌ از برداشتن‌ چند برگ‌ تراول‌ چك‌ به‌ ارزش‌ سه‌ميليون‌ تومان‌ از خانه‌ فرار كرده‌ است‌. با ثبت‌ اين‌ شكايت‌، ماموران‌ تحقيقات‌ خود را آغاز كردند و مشخص‌ شد كه‌ اين‌ دختر 18 ساله‌ با سه‌ پسر جوان‌ به‌ ويلايي‌ در شمال‌ رفته‌ است‌.

ماموران‌ با كسب‌ دستور قضايي‌ به‌ شمال‌ رفتند و شقايق‌ را با سه‌ پسر دستگير كردند و به‌ دادسراي‌ جنايي‌ تهران‌ انتقال‌ دادند.

شقايق‌ به‌ داديار گفت‌: پدرم‌ چند سال‌ پيش‌ بر اثر بيماري‌ مرد و مادرم‌ با مردي‌ ازدواج‌ كرد. ناپدري‌ام‌ مرد ثروتمندي‌ است‌، اما مرا مجبور به‌ انجام‌ كارهاي‌ خلاف‌ مي‌كند. او مرا به‌ ميهماني‌ مي‌برد و مجبورم‌ مي‌كند كه‌ مشروب‌ بخورم‌، اگر از فرمانش‌ سرپيچي‌ كنم‌ مرا به‌ باد كتك‌ مي‌گيرد. چند روز پيش‌ از طريق‌ اينترنت‌ با پسر جواني‌ به‌نام‌ حامد آشنا شدم‌ و با يكديگر قرار ملاقات‌ گذاشتيم‌. پس‌ از مدتي‌ به‌ خواستگاري‌ام‌ آمد، اما ناپدري‌ام‌ با ازدواجم‌ مخالفت‌ كرد. از اين‌ رو شبانه‌ با برداشتن‌ سه‌ميليون‌ تومان‌ تراول‌ چك‌ از خانه‌ فرار كردم‌ و با حامد و دوستانش‌ به‌ شمال‌ رفتيم‌.

پس‌ از اين‌ اعتراف‌، داديار دادسرا دستور بازداشت‌ اين‌ سه‌ پسر و دختر فراري‌ را به‌ اتهام‌ سرقت‌ و رابطه‌ نامشروع‌ صادر كرد.

 

مقررات تجارت چند جانبه و زنان

سه شنبه 26  خرداد 1383- 15 ژوئن 2004

شرق - تفاوت دستمزدها الزاماً بر اثر مرور زمان نيز برطرف نمى شود. براساس بررسى انجام شده آنكتاد براى كنفرانس سائوپائولو، در اقتصادهاى موفق صادراتى مانند هنگ كنگ، مالزى، جمهورى كره و سنگاپور مزد زنان به ۵۸ تا ۶۵ درصد دستمزد مردان مى رسد و اين موضوع ثابت مى كند كه نيروهاى رقابتى ناشى از تجارت خارجى، تفاوت دستمزدها را برطرف نكرده است. براى كم كردن فاصله ها، برنامه هاى طولانى مدت لازم است تا محتواى كالاهاى صادراتى كشورهاى در حال توسعه از نظر فناورى و ارزش افزوده افزايش يابد و برابرى جنسيتى در آموزش و پرورش و كارآموزى تضمين شود. بخش خدمات معمولاً بخشى است كه از امكانات فراوان اشتغال براى زنان، به ويژه در آن لاين، و فرآورى داده هاى صادراتى، برخوردار است. براساس اطلاعات سازمان بين المللى كار، زنان در هند حدود ۳۰ درصد همه مشاغل حرفه اى را در صنعت نرم افزار در اختيار دارند.

 

نمونه هاى موفقيت زنان در استفاده از صنعت فناورى اطلاعاتى و ارتباطى- از فروش آن لاين صنايع دستى تا حق الزحمه هاى كاربرى تلفن همراه و مراكز تلفن- به عنوان يك منبع درآمد در سراسر جهان بسيار زياد است. اما تفاوت ديجيتالى ناخوشايند همچنان تفاوت جنسيتى بسيار پايدارتر را در جهان كار منعكس مى كند. به علاوه همچنان كه سازمان بين المللى كار مى گويد: در حالى كه صنايع توليدى صنعتى كه سابقاً زنان را استخدام مى كردند به تدريج ناپديد مى شوند، زنانى كه در صنايع جديد و غالباً وابسته به فناورى اطلاعات كار پيدا مى كنند به ندرت همان زنانى هستند كه مشاغل خود را در بخش هاى سنتى از دست مى دهند.

 

انتقال مشاغل به جهان سوم و به ويژه بازرگانى برون مرزى نتيجه ديگر جهانى سازى است. اين پديده ها مستلزم انعقاد قراردادها و پيمانكارى هاى دست دوم غيررسمى با شركت هاى چند مليتى يا شركت هاى وابسته به آنها است كه زنان را به عنوان كارگران موقتى براى توليد و جمع آورى يا انجام كار در خانه استخدام مى كنند. حاصل اين گونه ترتيبات غيررسمى پرداخت كمترين حقوق و داشتن حداقل امنيت شغلى- به فرض وجود- يا بيمه و مزاياى اجتماعى است. براساس بررسى آنكتاد به طور خلاصه، آزادسازى خدمات مى تواند قدرت بالقوه افزايش كارآيى و رقابت پذيرى اقتصادهاى ميزبان را، البته به قيمت ايجاد و يا تشديد نابرابرى ها براى فقيران و زنان، داشته باشد. به اين دليل ممكن است براى حمايت از زنان كارگر و ساير ارائه دهندگان خرده پاى خدمات، وضع مقررات و انجام تدابير ايمنى محكم لازم باشد. دولت ها نيز بايد دسترسى زنان را به آموزش، بهداشت، زمين، سرمايه و اعتبار تضمين كنند و امكانات تامينى مانند بازنشستگى، حقوق بيكارى و كمك غذايى را براى آنان فراهم سازند. تاثير تجارت بر جنسيت فراتر از آزادسازى، به مقررات سازمان تجارت جهانى (WTO)، حاكم بر نظام تجارت چند جانبه، گسترش مى يابد. براى مثال در كشاورزى، از بين رفتن ترتيبات ترجيحى اعطا شده به صادرات كالاهاى كشاورزى غيرسنتى از آفريقا و گروه كشورهاى در حال توسعه اقيانوس آرام و كارائيب، احتمالاً بيشترين تاثير را بر زنان خواهد گذاشت زيرا آنان اكثريت كارگران را در اين بخش تشكيل مى دهند. به همين ترتيب در توليد صنعتى نيز حذف تدريجى ترتيبات چندگانه مربوط به نظام سهميه براساس قرارداد سازمان تجارت جهانى درباره منسوجات و پوشاك اين بخش را، با تاثيرى بالقوه بيش از حد بر زنان، آزادتر خواهد كرد. توليد به كشورهاى بزرگ تر كه داراى زنان كارگر فراوانى هستند، به زيان زنان در بسيارى از كشورهاى كمتر توسعه يافته كه به شدت به اين ترتيبات متكى هستند، منتقل خواهد شد.

نقش زنان در اقتصاد: آمار و ارقام

زنان حدود ۴۰ درصد تمام كارگران جهان را تشكيل مى دهند و نسبت مشاركت آنان مدام افزايش يافته است. بيشترين افزايش در طول ۲۰ سال گذشته در آمريكاى جنوبى (از ۲۶ درصد به ۴۵ درصد) و كمترين افزايش در آفريقاى شمالى و آسياى غربى بود كه فقط يك سوم همه زنان آن از نظر اقتصادى فعال هستند. با اين حال درآمد زنان هنوز حدود دو سوم درآمد مردان است. تفاوت دستمزدها در كارهاى توليدى از ۵۲ درصد در بوتسوانا و ۷۵ درصد در مصر تا ۸۱ درصد در كاستاريكا و ۸۶ درصد در سريلانكا است. زنان دو برابر مردان وقت خود را صرف كار بدون دستمزد مى كنند و حدود ۶۵ درصد غذاى جهان را توليد مى كنند. زنان اكثريت كارگران پاره وقت و بخش غيررسمى را تشكيل مى دهند و نسبت بيكارى آنان بيشتر از مردان است اگر چه اين موضوع در مناطق مختلف تفاوت چشمگيرى دارد.۶۰ درصد از ۵۵۰ ميليون نفر كارگر كم بضاعت جهان زن هستند. زنان اندكى كمتر از نصف همه افراد داراى ويروس ايدز و مبتلا به اين بيمارى را تشكيل مى دهند. تعداد زنانى كه هنگام زايمان مى ميرند در حال افزايش است و به ۱۳۰۰ مورد مرگ در هر ۱۰۰ هزار زايمان در بعضى از كشورهاى فقير مى رسد.

تضمين فوايد توسعه از تجارت

كشورهاى در حال توسعه انتظار زيادى از مذاكرات تجارى دور اروگوئه و دور دوحه كه پس از آن انجام شد، داشتند. بسيارى از آنها به تصور دستيابى به آن فوايد و مزايا، نظام هاى بازرگانى خود را آزاد كرده اند و سرعت اين آزادسازى غالباً از كشورهاى توسعه يافته بيشتر بوده است. اما كشورهاى در حال توسعه پس از دو دهه آزادسازى هنوز منتظر نتايج هستند.

ارقام گوياى واقعيات است. تجارت جهانى در طول دو دهه گذشته به سرعت افزايش يافته است و براساس آمار آنكتاد در سال ۲۰۰۳ ، ۷/۴ درصد بود و برآورد مى شود امسال به ۷ درصد برسد.

 

مرد فريبكار، دختران‌ را به‌ اروپا قاچاق‌ مي‌كرد

سه شنبه 26  خرداد 1383- 15 ژوئن 2004

اعتماد‌: ماموران‌ در جست‌وجوي‌ مردي‌ هستند كه‌ زنان‌ و دختران‌ جوان‌ را به‌صورت‌ غيرقانوني‌ به‌ كشورهاي‌ اروپايي‌ قاچاق‌ مي‌كرد.

اين‌ مرد 40 ساله‌ با دادن‌ آگهي‌ در روزنامه‌ مدعي‌ شده‌ بود كه‌ مي‌تواند با گرفتن‌ ويزا مقدمات‌ تحصيل‌ در كشورهاي‌ اروپايي‌ را براي‌ دختران‌ و زنان‌ جوان‌ فراهم‌ كند، اما پس‌ از گرفتن‌ پول‌ كلاني‌ آنان‌ را به‌ كشورهاي‌ اروپايي‌ قاچاق‌ مي‌كرد و برخي‌ از اين‌ دختران‌ را در اختيار ثروتمندان‌ اروپايي‌ مي‌گذاشت‌.

يكي‌ از شاكيان‌ كه‌ مردي‌ ميانسال‌ است‌ ديروز در شعبه‌ دوم‌ دادياري‌ دادسراي‌ جنايي‌ تهران‌ گفت‌: من‌ چند سال‌ است‌ كه‌ با همسرم‌ اختلاف‌ دارم‌ و جدا از يكديگر زندگي‌ مي‌كنيم‌ و دختر 20 ساله‌ام‌ گاهي‌ به‌ ديدنم‌ مي‌آمد. يك‌ روز دخترم‌ ترانه‌ با من‌ تماس‌ گرفت‌ و گفت‌ كه‌ قصد دارد براي‌ تفريح‌ با مادرش‌ به‌ تركيه‌ برود. از او خواستم‌ كه‌ هر وقت‌ به‌ آنجا رسيد با من‌ تماس‌ بگيرد. اما هيچ‌ خبري‌ از او نشد و اكنون‌ يك‌ ماهي‌ است‌ كه‌ از دخترم‌ و مادرش‌ هيچ‌ خبري‌ ندارم‌ و به‌ ايران‌ هم‌ برنگشته‌اند، با تحقيقات‌ فراوان‌ متوجه‌ شدم‌ كه‌ توسط‌ مردي‌ به‌ تركيه‌ رفته‌اند و اكنون‌ از مردي‌ كه‌ دخترم‌ را به‌صورت‌ غيرقانوني‌ از ايران‌ خارج‌ كرده‌ و هيچ‌ خبري‌ هم‌ از او نيست‌ شكايت‌ دارم‌.

با افزايش‌ اين‌ نوع‌ شكايت‌ها مشخص‌ شد اين‌ مرد فريبكار بطور غيرقانوني‌ زنان‌ و دختران‌ را از ايران‌ خارج‌ مي‌كرده‌.

ماموران‌ تحقيقات‌ خود را براي‌ دستگيري‌ اين‌ مرد قاچاقچي‌ آغاز كرده‌اند.

 

تحصن پرستاران : 31 خرداد, در برابر سازمان مديريت

تريبون فمينيستي ايران- سه شنبه 26  خرداد 1383- 15 ژوئن 2004

كانون مستقل صنفى پرستاران با انتشار اطلاعيه اى از برنامه ريزى به منظور برپايى تحصني در روز 31 خرداد در برابر سازمان مديريت خبر داد. در بخشي از اين اطلاعيه آمده است :طى ماه هاى گذشته بارها اعلام كرده‏ايم؛ كه بدليل عدم پرداخت مطالبات به حق پرستاران تجمع خواهيم كرد؛ اما مسوولان وزارت بهداشت توجهى نکرده اند. طى اين مدت انتظار مي رفت در گام اول هيات دولت طبق وعده هاى خود عمل کند اما به روشنى به اثبات رسيده كه متاسفانه با دولت و مسئولان بى عمل مواجه هستيم.

اين اتحاديه با متهم کردن دولت به ترجيح دادن منافع جناحى برمنافع عموم ملت اعلاک کرده است : ما كادر پرستارى شاغل در مراكز مختلف بهداشتى و درمانى با اعتراض خويش، مراتب نارضايتى و ناخشنودى خود را از عدم پاسخگوئى به مينيمم اين خواسته هاى بر حق مان اعلام مي داريم و خواستار رسيدگى هرچه سريع تر به اين خواسته ها مى باشيم.

بر اساس اين اطلاعيه همزمان با تحصن پرستاران و ديگر کادرهاي پزشکي در تهران, پرستاران درساير شهرستان ها در حمايت از تحصن تهران در محل كار خود, دست از كار خواهند كشيد.

ايميل: asp2004par2005@yahoo.com

http://parastaranmostaghel.persianblog.com

 

 

قتل‌ 2 دختر در مراسم‌ گروه‌ مخوف‌ شيطان‌ پرستان‌

سه شنبه 26  خرداد 1383- 15 ژوئن 2004

اعتماد - پليس‌ ايتاليا پس‌ از يافتن‌ اجساد دو دختر شانزده‌ و نوزده‌ ساله‌ به‌ جنايات‌ يك‌ گروه‌ هوي‌ متال‌ و شيطان‌ پرست‌ پي‌ برده‌ و اعضاي‌ اين‌ گروه‌ را دستگير كرد. پليس‌ ايتاليا موفق‌ شد پرده‌ از راز جنايت‌ يك‌ گروه‌ شيطان‌ پرست‌ دراين‌ كشور بردارد.

به‌ گزارش‌ آسوشيتدپرس‌ با كشف‌ جسد يك‌ دختر نوزده‌ ساله‌ به‌ نام‌ مارينو و دوست‌ شانزده‌ ساله‌اش‌ كه‌ از سال‌ 1998 ناپديد شده‌ بودند، پليس‌ موفق‌ شد اعضاي‌ گروه‌ شيطان‌ پرستان‌ را شناسايي‌ كند.

باقيمانده‌ اجساد اين‌ دو دختر هنگامي‌ كشف‌ شد كه‌ يكي‌ از اعضاي‌ اين‌ گروه‌ شيطان‌ پرست‌ كه‌ در رابطه‌ با قتلي‌ ديگرمتهم‌ و دستگيرشده‌ بود، به‌ همكاري‌ با پليس‌ پرداخت‌.

بازرسان‌ پليس‌ بر اين‌ باورند كه‌ افراد اين‌ فرقه‌ مخوف‌ در جريان‌ يكي‌ از آيين‌ هاي‌ شيطاني‌ خود مرتكب‌ چنين‌ جنايتي‌ شده‌ اند.يكي‌ از متهمان‌ اين‌ پرونده‌ در يك‌ مصاحبه‌ تلفني‌ با خبرگزاري‌ آسوشيتدپرس‌ اظهار داشت‌ كه‌ آنها متعلق‌ به‌ يك‌ گروه‌ هوي‌ متال‌ به‌ نام‌ درندگان‌ شيطان‌ هستند.

پليس‌ در جست‌وجوهاي‌ خود، اتاق‌ اين‌ متهم‌ رادر حالي‌ يافت‌ كه‌ با پرده‌ هاي‌ سياه‌، شمع‌ و يك‌ اسكلت‌ بدلي‌ تزيين‌ شده‌ بود.

بازجويان‌ اين‌ پرونده‌ اظهار مي‌ دارند كه‌ در ژانويه‌ 1998 اعضاي‌ اين‌ فرقه‌، هر دو دختر را در جنگل‌ هاي‌ حومه‌ ميلان‌ برده‌اند و طي‌ يك‌ مراسم‌ و آيين‌ شيطاني‌ به‌ قتل‌ رسانده‌ اند.

به‌ گفته‌ پليس‌، آنها قبلاص سعي‌ كرده‌ بودند اين‌ دو دختر را در شب‌ سال‌ نو ميلادي‌، بطور زنده‌ در آتش‌ بسوزانند. ولي‌ بنابه‌ دلايل‌ نا معلومي‌ منصرف‌ شده‌ بودند.

گفته‌ مي‌ شود كه‌ علت‌ كشتن‌ مارينو )دختر 19 ساله‌( اين‌ بوده‌ است‌ كه‌ شيطان‌ پرستان‌ تصور مي‌كردند وي‌ تجسم‌ حضرت‌ مريم‌ است‌.

بر اساس‌ اين‌ گزارش‌، فردي‌ كه‌ پرده‌ از راز اين‌ جنايت‌ هولناك‌ برداشته‌ است‌ آندره‌ ولپ‌ نام‌ دارد كه‌ خود طي‌ جنايتي‌ هولناك‌، دوستش‌ ماريا گلا پزوتا را بعد از آنكه‌ به‌ وسيله‌ گلوله‌ مجروح‌ كرده‌ و سپس‌ زنده‌ به‌ گور كرده‌است‌.

مقامات‌ مسوول‌ در حال‌ بررسي‌ اين‌ مساله‌ هستند كه‌ آيا اين‌ افراد بخشي‌ از يك‌ شبكه‌ گسترده‌ شيطان‌ پرست‌ هستند كه‌ قربانيان‌ خود را براساس‌ دستوراتي‌ كه‌ مي‌ گرفته‌ اند به‌ قتل‌ مي‌ رسانده‌ اند با خير؟

ارست‌ بنزي‌ كه‌ يك‌ كشيش‌ است‌ و بر روي‌ تغيير رفتار شيطان‌ پرستان‌ كار مي‌ كند، تخمين‌ مي‌زند كه‌ تعداد شيطان‌ پرستان‌ كه‌ بطور مخفيانه‌ در ايتاليا فعال‌ هستند در حدود ششصد هزار نفر مي‌ باشد.

اين‌ كشيش‌ مي‌گويد: شيطان‌ پرستان‌ و آنهايي‌ كه‌ با اين‌ فرقه‌ ها رابطه‌ دارند، معمولا مورد شك‌ و گمان‌ مردم‌ قرار نمي‌ گيرند و هر كسي‌ را كه‌ به‌ لحاظ‌ اخلاقي‌ و رواني‌ بر ضد آنها عمل‌ كند نابود مي‌ كنند.

 

داغ‌ شكنجه‌هاي‌ پدر بر تن‌ دو دخترك‌ بي‌پناه‌

سه شنبه 26  خرداد 1383- 15 ژوئن 2004

اعتماد‌: دختر بچه‌ معصوم‌ و دلنشيني‌ بود. وقتي‌ همراه‌ خواهر كوچك‌ و مادربزرگ‌ خود وارد آرايشگاه‌ شد، چهره‌ رنگ‌پريده‌ و سر و صورت‌ زخمي‌ و لباس‌ خون‌آلودش‌ توجه‌ همه‌ را به‌ خود جلب‌ كرد. مادربزرگش‌ مي‌گفت‌ از پله‌ها افتاده‌ و ميخ‌ رفته‌ توي‌ سرش‌، ولي‌ چشم‌هاي‌ دخترك‌ از آثار سوختگي‌ و كبودي‌ روي‌ دست‌هاي‌ او و خواهر كوچكش‌، داستان‌ ديگري‌ را حكايت‌ مي‌كرد.

در پي‌ يك‌ فرصت‌ مناسب‌ بودم‌ تا دور از چشم‌ مادربزرگ‌ با دخترك‌ صحبت‌ كنم‌. مي‌دانستم‌ كه‌ حرف‌هاي‌ زيادي‌ براي‌ گفتن‌ دارد. مادربزرگ‌ گويي‌ سعي‌ داشت‌ با آوردن‌ آنها به‌ آرايشگاه‌ و كوتاه‌ كردن‌ موي‌ سرشان‌ به‌ نوعي‌ ناراحتي‌ را كه‌ در دل‌ بچه‌ها بود، بيرون‌ كند تا حال‌ و هوايي‌ عوض‌ كنند.

اسمش‌ زهره‌ بود و در كلاس‌ دوم‌ راهنمايي‌ درس‌ مي‌خواند از خوني‌ كه‌ روي‌ بلوزش‌ ريخته‌ بود، ناراحت‌ بود. پرسيدم‌: واقعا از پله‌ افتاده‌يي‌؟ گفت‌: نه‌، بابام‌ با چوب‌ زده‌ توي‌ سرم‌، ميخ‌ چوب‌ رفت‌ توي‌ سرم‌ و خون‌ آمده‌. چون‌ يك‌ ساعت‌ ديرتر آمدم‌ خانه‌ بابام‌ با چوب‌ و شيلنگ‌ افتاد به‌ جانم‌. خواهر كوچكترم‌ را هم‌ زد.

به‌ نظرم‌ آمد آثار سوختگي‌ روي‌ دست‌هاي‌ اين‌ دخترك‌ از آتش‌ سيگار باشد و همين‌ طور بود. در واقع‌ با نوعي‌ كودك‌آزاري‌ از سوي‌ پدري‌ نامهربان‌ روبرو بودم‌.

پرسيدم‌: مادرت‌ كجاست‌؟ گفت‌: طلاق‌ گرفته‌ و رفته‌. ما با پدرمان‌ زندگي‌ مي‌كنيم‌، مادربزرگ‌ هم‌گاهي‌ به‌ ما سر مي‌زند.

گفتم‌: مادرتان‌ مي‌داند چه‌ وضعي‌ داريد؟ گفت‌: بله‌ ولي‌ نمي‌تواند كاري‌ كند. شماره‌ تلفن‌ مادرشان‌ را گرفتم‌ تا با او صحبتي‌ داشته‌ باشم‌.

همان‌ روز با مادر زهره‌ تماس‌ گرفتم‌ تا از او بپرسم‌ چرا در مقابل‌ اين‌ همه‌ آزار و اذيت‌ بچه‌ها توسط‌ پدرشان‌ سكوت‌ كرده‌ است‌.

مريم‌، زني‌ 28 ساله‌ است‌، وقتي‌ فهميد دخترهايش‌ دوباره‌ از دست‌ پدر كتك‌خورده‌اند و آزار ديده‌اند، گفت‌: هميشه‌ همين‌ طور است‌. آن‌ موقع‌ كه‌ همسرش‌ بودم‌ با من‌ هم‌ همين‌طور رفتار مي‌كرد، تمام‌ بدنم‌ از دست‌ كتك‌هاي‌ او كبود و زخم‌ بود. حالا افتاده‌ به‌ جان‌ بچه‌هايم‌ و آنها را شكنجه‌ مي‌دهد.

مريم‌ كه‌ حرف‌هاي‌ زيادي‌ داشت‌، گفت‌: مسبب‌ اصلي‌ بدبختي‌هاي‌ من‌ پدر و مادرم‌ هستند. من‌ خانواده‌ نابساماني‌ داشتم‌، مادرم‌ دوبار طلاق‌ گرفته‌ و پدرم‌ ازدواج‌ مجدد داشته‌. آنها بخاطر اينكه‌ مرا از سر خود باز كنند، در سن‌ 12 سالگي‌ وادارم‌ كردند تا ازدواج‌ كنم‌. شوهرم‌ رضا حدود 10 سال‌ از من‌ بزرگتر بود، در بازار كار مي‌كرد. وضع‌ مالي‌ اش‌ خوب‌ بود. وقتي‌ دختر اولم‌ به‌ دنيا آمد مرا با يك‌ بچه‌ يكساله‌ رها كرد و به‌ ژاپن‌ رفت‌، بعد از مدتي‌ كه‌ برگشت‌ اخلاقش‌ بدتر شده‌ بود. بچه‌ دوم‌ را كه‌ باردار شدم‌ بخاطر كتك‌هاي‌ رضا بچه‌ 5 ماهه‌ را سقط‌ كردم‌. كم‌كم‌ عادات‌ و رفتار بدتري‌ هم‌ به‌ كتك‌ زدن‌هايش‌ اضافه‌ شد بخاطر اينكه‌ كم‌سن‌ و سال‌ بودم‌ و كسي‌ را هم‌ به‌ عنوان‌ راهنما و همدم‌ نداشتم‌ ناخواسته‌ باردار شدم‌ و بچه‌ دوم‌ را هم‌ كه‌ دختر بود به‌ دنيا آوردم‌. اما رضا همچنان‌ بدتر مي‌شد، مادرش‌ هم‌ دست‌ كمي‌ از او نداشت‌ و مرا با حرف‌هايش‌ عذاب‌ مي‌داد. رضا بخاطر شغل‌ و درآمد خوبي‌ كه‌ داشت‌ در خوشگذراني‌ و تفريحات‌ ناسالم‌ افراط‌ مي‌كرد. در خانه‌ ترياك‌ مي‌كشيد، زن‌هاي‌ فاسد را به‌ منزل‌ مي‌آورد و آنجا را تبديل‌ به‌ يك‌ عشرتكده‌ كرده‌ بود. بارها بخاطر همين‌ مسائل‌ دستگير شد ولي‌ هر بار با پرداخت‌ پول‌ و جريمه‌ رها مي‌شد.

الان‌ هم‌ جلوي‌ دو دختر من‌ كه‌ در سنين‌ نوجواني‌ هستند به‌ كارهاي‌ نامشروع‌ خود ادامه‌ مي‌دهد و من‌ سخت‌ نگران‌ آنها هستم‌. وقتي‌ از رضا جدا شدم‌، دادگاه‌ حق‌ سرپرستي‌ بچه‌ها را بخاطر عدم‌ صلاحيت‌ رضا به‌ من‌ سپرد اما من‌ كه‌ توان‌ مالي‌ براي‌ نگهداري‌ آنها نداشتم‌ فكر كردم‌ اگر ازدواج‌ كنم‌ مي‌توانم‌ بچه‌ها را پيش‌ خودم‌ نگه‌ دارم‌ ولي‌ شوهر دوم‌ من‌ و خانواده‌اش‌ هم‌ با نگهداري‌ بچه‌ها مخالفت‌ كردند و همين‌ عامل‌ باعث‌ شد از او جدا شوم‌. حالا چون‌ مدرك‌ و تخصصي‌ ندارم‌ كاري‌ برايم‌ پيدا نمي‌شود. تازه‌ اگر هم‌ كاري‌ برايم‌ پيدا شود نمي‌توانم‌ هم‌ سركار بروم‌ و هم‌ از دو دخترم‌ كه‌ در سنين‌ بحراني‌ هستند نگهداري‌ كنم‌. بارها از رضا خواسته‌ام‌ تا خرج‌ بچه‌ها را بدهد و من‌ از آنها نگهداري‌ كنم‌ ولي‌ قبول‌ نمي‌كند.

مريم‌ كه‌ بشدت‌ نگران‌ سلامت‌ جسمي‌ و روحي‌ فرزندانش‌ بود، گفت‌: اگر چاپ‌ سرگذشت‌ من‌ و بچه‌هايم‌ بتواند كمكي‌ به‌ بهبود وضع‌ ما بكند يا حتي‌ عبرتي‌ براي‌ خانواده‌ها باشد، خوشحال‌ خواهم‌ شد.

 

نگاهي به تبعيض جنسي در بازار جهاني اقتصاد ، زيان زنان

منبع: مركز اطلاعات سازمان ملل متحد

وقايع اتفاقيه - سه شنبه 26  خرداد 1383- 15 ژوئن 2004

در حالي كه زنان به تعداد روزافزون به نيروي كار جهاني مي‌پيوندند، ماهيت متغير اشتغال در نتيجه جهاني‌سازي و آزادسازي تجارت تأثيري چشمگير بر كار و بر بقيه زندگي آنان داشته است. اما اين تأثير بر زنان و مردان متفاوت بوده و به تفاوت جنسيتي معروف است.

آزادسازي، فراتر و ماوراي تأثير غالباً مثبت خود بر اقتصاد به طور كلي، يعني گشودن بازارهاي جديد، جذب سرمايه‌گذاري به سمت تأسيسات زيربنايي و افزايش دستمزدها و قدرت توليد، بي‌شك فرصت‌هاي بسياري براي زنان شاغل ايجاد كرده است. بازارهاي در حال گسترش به ويژه در صنايع صادراتي كه به نيروي كار انساني نياز دارند، مانند منسوجات و پوشاك، كفش، باغباني و پردازش داده‌ها، در كشورهاي در حال توسعه كم‌درآمد كه داراي تعداد زيادي از زنان كارگر ارزان و عمدتاً غيرماهر هستند، به ويژه خوب كار مي‌كنند. رفت و آمد آزادانه‌تر افراد، يا مهاجرت موقت كه بر اساس قرارداد كلي درباره تجارت در خدمات پيش‌بيني شده تعداد كارگران مهاجر را به شدت افزايش داده است. در نيمكره غربي زنان بيش از نيمي از همه مهاجران را در سال 2000 تشكيل دادند و فقط در آمريكا بيشتر كارگران صنعت پوشاك و كم‌دستمزدترين كارگران مزارع، زنان مهاجري هستند كه براي يافتن كار در شمال كشورهاي خود را ترك كردند و پول‌هايي كه به كشورشان مي‌فرستند كمك فراواني به اقتصاد ملي مي‌كند. اما در عين حال، حتي در بخش‌هايي با امكانات فراوان براي اشتغال زنان، درآمد زنان هنوز كمتر از مردان است و از نظر معيارهاي پرداخت و مهارت در شرايط پايين‌تري قرار دارند. رقابت بين كشورهاي در حال توسعه باعث كاهش دستمزدها شده و زنان، به ويژه در نواحي روستايي و بخش غيررسمي اقتصاد شهري، مخصوصاً آسيب‌پذير هستند.

آزادسازي در موارد بسياري شامل حذف يارانه‌هاي كشاورزي شده كه قبلاً به وسيله كشورهاي در حال توسعه به كشاورزان خرده‌پا، كه بيشتر آنان زن هستند، پرداخت مي‌شد و اين امر باعث بيكاري عده‌اي زياد شده است. در بعضي از كشورهاي آفريقا و آمريكاي لاتين كه به صادرات محصولات كشاورزي غيرسنتي رو آورده‌‌اند مثل ميوه، سبزي و شاخه‌هاي گل، زنان مي‌توانند كارهاي جديد پيدا كنند و در حال حاضر قسمت اعظم نيروي كار را در اين بخش‌ها تشكيل مي‌دهند. اما شرايط كار ممكن است بي‌ثبات و متزلزل باشد زيرا كار فصلي است و غالباً با حشره‌كش‌ها ارتباط دارد و مشكلات بهداشتي عمده به بار مي‌آورد. به علاوه در حالي كه بيشتر اشتغال در اين بخش‌ها در اختيار شركت‌هاي چندمليتي است چنين مشاغلي ممكن است هميشه مشمول مقررات دولتي نباشد.

همين امر در مورد حدود 200 منطقه عمل‌آوري كالا براي صدور صدق مي‌كند. اين مناطق به وسيله حدود 50 كشور در حال توسعه ايجاد شده تا سرمايه‌گذاران خارجي را جلب كنند؛ سرمايه‌گذاراني كه در صدد هستند با انتقال مشاغل غيراساسي به مناطق كم‌هزينه، هزينه‌هاي توليد را كاهش دهند. در حالي كه اين مناطق معمولاً بيشتر از بخش خدمات داخلي يا كشاورزي حقوق مي‌دهند زنان، كه 80 درصد كارگران آنها را تشكيل مي‌دهند، همچنان به كار در مشاغل با حقوق و مهارت كمتر مشغولند و بر اساس اطلاعات صندوق توسعه براي زنان سازمان ملل متحد 20 تا 50 درصد كمتر از مردان پول مي‌گيرند. در بعضي از منطقه‌هاي عمل‌آوري كالا براي صدور، كه توليد عمدتاً به سرمايه متكي است و فناوري‌ها پيچيده‌تر است، مردان بين كارگران فني و ماهر برتري دارند. مثلاً در مالزي كه توليد در مناطق عمل‌آوري كالا براي صدور وسايل پيشرفته الكترونيكي، عمل‌آوري مواد غذايي، خدمات، داروسازي و فناوري اطلاعات متمركز است. زنان فقط 54 درصد كارگران را- در مقابل 90 درصد در كشوري مانند نيكاراگوا كه منسوجات بزرگترين محصول توليدي آن است- تشكيل مي‌دهند.

تفاوت دستمزدها الزاماً بر اثر مرور زمان نيز برطرف نمي‌شود. براساس بررسي انجام شده انكتاد براي كنفرانس سائوپائولو، در اقتصادهاي موفق صادراتي مانند هنگ‌كنگ، مالزي، جمهوري كره و سنگاپور مزد زنان به 58 تا 65 درصد دستمزد مردان مي‌رسد و اين موضوع ثابت مي‌كند كه نيروهاي رقابتي ناشي از تجارت خارجي تفاوت دستمزدها را برطرف نكرده است.

براي كم‌كردن فاصله‌ها، برنامه‌هاي طولاني مدت لازم است تا محتواي كالاهاي صادراتي كشورهاي در حال توسعه از نظر فناوري و ارزش افزوده افزايش يابد و برابري جنسيتي در آموزش و پرورش و كارآموزي تضمين شود.

بخش خدمات معمولاً بخشي است كه از امكانات فراوان اشتغال براي زنان، به ويژه در آنلاين و فرآوري داده‌هاي صادراتي، برخوردار است. براساس اطلاعات سازمان بين‌المللي كار، زنان در هند حدود 30 درصد همه مشاغل حرفه‌اي را در صنعت نرم‌افزار در اختيار دارند. نمونه‌هاي موفقيت زنان در استفاده از صنعت فناوري اطلاعاتي و ارتباطي-از فروش آنلاين صنايع دستي تا حق‌الزحمه‌هاي كاربري تلفن همراه و مراكز تلفن-به عنوان يك منبع درآمد در سراسر جهان بسيار زياد است.

اما تفاوت ديجيتالي ناخوشايند همچنان تفاوت جنسيتي بسيار پايدارتر را در جهان كار منعكس مي‌كند. به علاوه همچنان كه سازمان بين‌المللي كار مي‌گويد در حالي كه صنايع توليدي صنعتي كه سابقاً زنان را استخدام مي‌كردند به تدريج ناپديد مي‌شوند، زناني كه در صنايع جديد و غالباً وابسته به فناوري اطلاعات كار پيدا مي‌كنند به ندرت همان زناني هستند كه مشاغل خود را در بخش‌هاي سنتي از دست مي‌دهند.

انتقال مشاغل به جهان سوم و به ويژه بازرگاني برون‌مرزي نتيجه ديگر جهاني‌سازي است. اين پديده‌ها مستلزم انعقاد قراردادها و پيمانكاري‌هاي دست دوم غيررسمي با شركت‌هاي چندمليتي يا شركت‌هاي وابسته به آنها است كه زنان را به عنوان كارگران موقتي براي توليد و جمع‌آوري يا انجام كار در خانه استخدام مي‌كنند. حاصل اين‌گونه ترتيبات غيررسمي پرداخت كمترين حقوق و داشتن حداقل امنيت شغلي-به فرض وجود-يا بيمه و مزاياي اجتماعي است.

بر اساس بررسي انكتاد به طور خلاصه، آزادسازي خدمات مي‌تواند قدرت بالقوه افزايش كارآيي و رقابت‌پذيري اقتصادهاي ميزبان را، البته به قيمت ايجاد و يا تشديد نابرابري‌ها براي فقيران و زنان، داشته باشد.

به اين دليل ممكن است براي حمايت از زنان كارگر و ساير ارائه‌دهندگان خرده‌پاي خدمات، وضع مقررات و انجام تدابير ايمني محكم لازم باشد. دولت‌ها نيز بايد دسترسي زنان را به آموزش، بهداشت، زمين، سرمايه و اعتبار تضمين كنند و امكانات تأميني مانند بازنشستگي، حقوق بيكاري و كمك غذايي را براي آنان فراهم سازند.

مقررات تجارت چندجانبه و زنان

تأثير تجارت بر جنسيت فراتر از آزادسازي، به مقررات سازمان‌ تجارت جهاني (WTO)، حاكم بر نظام تجارت چندجانبه، گسترش مي‌يابد. براي مثال در كشاورزي، از بين رفتن ترتيبات ترجيحي اعطا شده به صادرات كالاهاي كشاورزي غيرسنتي از آفريقا و گروه كشورهاي در حال توسعه اقيانوس آرام و كارائيب، احتمالاً بيشترين تأثير را بر زنان خواهد گذاشت زيرا آنان اكثريت كارگران را در اين بخش تشكيل مي‌دهند. به همين ترتيب در توليد صنعتي نيز حذف تدريجي ترتيبات چندگانه مربوط به نظام سهميه بر اساس قرارداد سازمان تجارت جهاني درباره منسوجات و پوشاك اين بخش را، با تأثيري بالقوه بيش از حد بر زنان، آزادتر خواهد كرد. توليد به كشورهاي بزرگتر كه داراي زنان كارگر فراواني هستند، به زيان زنان در بسياري از كشورهاي كمتر توسعه‌يافته كه به شدت به اين ترتيبات متكي هستند، منتقل خواهد شد.

نقش زنان در اقتصاد

*زنان حدود 40 درصد تمام كارگران جهان را تشكيل مي‌دهند و نسبت مشاركت آنان مدام افزايش يافته است. بيشترين افزايش در طول 20 سال گذشته در آمريكاي جنوبي (از 26 درصد به 45 درصد) و كمترين افزايش در آفريقاي شمالي و آسياي غربي بود كه فقط يك سوم همه زنان آن از نظراقتصادي فعال هستند. با اين حال درآمد زنان هنوز حدود دوسوم درآمد مردان است. تفاوت دستمزدها در كارهاي توليدي از 52 درصد در بوتسوانا و 75 درصد در مصر تا 81درصد در كاستاريكا و 86 درصد در سريلانكا است.

*زنان دوبرابر مردان وقت خود را صرف كار بدون دستمزد مي‌كنند و حدود 65 درصد غذاي جهان را توليد مي‌كنند. زنان اكثريت كارگران پاره‌وقت و بخش غيررسمي را تشكيل مي‌دهند و نسبت بيكاري آنان بيشتر از مردان است اگرچه اين موضوع در مناطق مختلف تفاوت چشمگيري دارد.

* 60درصد از 550 ميليون نفر كارگر كم‌بضاعت جهان زن هستند.

*زنان، اندكي كمتر از نصف همه افراد داراي ويروس ايدز و مبتلا به اين بيماري را تشكيل مي‌دهند.

*تعداد زناني كه هنگام زايمان مي‌ميرند درحال افزايش است و به 1300 مورد مرگ در هر 100 هزار زايمان در بعضي از كشورهاي فقير مي‌رسد.

 

فرار و قاچاق‌ دختران‌ ايراني‌ به‌ روايت‌ هاي‌ گوناگون‌

سه شنبه 26  خرداد 1383- 15 ژوئن 2004

اعتماد - مشكل‌ فرار دختران‌ از خانه‌ تقريبا بطور يكنواخت‌ نه‌ تنها در تمام‌ مناطق‌ بيست‌گانه‌ شهرداري‌ تهران‌ كه‌ در سطح‌ كشور پراكنده‌ است‌ و نمي‌توان‌ با قاطعيت‌ گفت‌ كه‌ در منطقه‌يي‌ به‌ جهت‌ مسائل‌ خاص‌ فرهنگي‌ اجتماعي‌ بيشتر و يا كمتر از جاي‌ ديگر است‌، اگر چه‌ آمارها نشان‌ از افزايش‌ رشد فرار دختران‌ از خانه‌ دارد.

بر اساس‌ اطلاعات‌ سازمان‌ بهزيستي‌، افزايش‌ 15 درصدي‌ دختران‌ فراري‌ نسبت‌ به‌ سال‌ 81 در شهر تهران‌ نگراني‌هاي‌ جدي‌ را براي‌ مسوولان‌ رقم‌ زده‌ است‌.

طبق‌ گفته‌هادي‌ معتمدي‌، مدير كل‌ دفتر اجتماعي‌ آسيب‌ ديدگان‌ سازمان‌ بهزيستي‌ كشور، سال‌ گذشته‌ حدود 4 هزار تن‌ از اين‌ زنان‌ و دختران‌ تنها از سطح‌ شهر تهران‌ جمع‌ آوري‌ شده‌اند. البته‌ اين‌ آمار فقط‌ شامل‌ دختران‌ و زناني‌ است‌ كه‌ توسط‌ نيروي‌ انتظامي‌ دستگير و به‌ بهزيستي‌ تحول‌ داده‌ شده‌اند. طبيعي‌ است‌ كه‌ آمار واقعي‌ بيشتر از اين‌ تعداد است‌.

تحقيقي‌ كه‌ داوود جشان‌ در مورد 120 دختر فراري‌ انجام‌ داده‌ است‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ 66\51 درصد جامعه‌ آماري‌ او ترك‌ تحصيل‌ كرده‌اند. 84 درصد از آنها متولد شهر تهران‌ هستند. 72 درصد بيكاري‌ را عاملي‌ براي‌ فرار از خانه‌ خود دانستند. 95 درصد پدران‌ و 92 درصد مادران‌ اين‌ دختران‌ نيز در قيد حيات‌ هستند.

اين‌ روانشناس‌ اجتماعي‌ وقتي‌ از طريق‌ پرسشنامه‌، انگيزه‌ فرار دختران‌ كه‌ بيشتر بين‌ سنين‌ 13 تا 21 سال‌ هستند را جويا شد، 5\42 درصد، داشتن‌ دوست‌ پسر را علت‌ فرار خود مطرح‌ كردند. 67\66 درصد اين‌ دختران‌ نيز بعد از فرار از خانه‌، منزل‌ دوستان‌ پسرشان‌ و يا مرداني‌ كه‌ به‌ تنهايي‌ زندگي‌ مي‌كنند را براي‌ گذران‌ شبهايشان‌ معرفي‌ كرده‌اند.

اغلب‌ آنان‌ نيز در همان‌ هفته‌ اول‌ مورد تجاوز قرار مي‌گيرند.

در تحقيقاتي‌ كه‌ از اين‌ دختران‌ به‌ دست‌ آمده‌ نتايج‌ ديگري‌ نيز حاصل‌ شدأ اغلب‌ دختران‌ راهكارهاي‌ مناسبي‌ را براي‌ فرار نكردن‌ هم‌ سن‌ و سالان‌ خود پيشنهاد مي‌دهند. بسياري‌ از آنان‌ توصيه‌ مي‌كنند در برابر رفتار والدين‌ صبر پيشه‌ كنند. اگر كسي‌ را دوست‌ دارند خيلي‌ راحت‌ به‌ خانواده‌ خود بگويند، خوب‌ فكر كنند و بعد تصميم‌ بگيرند و گول‌ كسي‌ را هم‌ نخورند و از همه‌ مهمتر اينكه‌ با مشكلات‌ و واقعيات‌ زندگي‌ به‌ نوعي‌ كنار بيايند و اگر توانايي‌ آن‌ را دارند، حلش‌ كنند.

اما تكان‌ دهنده‌ترين‌ بخش‌ اين‌ تحقيق‌ مربوط‌ به‌ توصيه‌هايي‌ به‌ خانواده‌ها بخصوص‌ پدران‌ و برادران‌ متعصب‌ است‌. بسياري‌ از اين‌ دختران‌ از برگشت‌ دوباره‌ به‌ خانه‌شان‌ وحشت‌ دارند. آنها كتك‌ خوردن‌، فحاشي‌ و تحقير شدن‌ از جانب‌ خانواده‌ بخصوص‌ پدران‌ و برادران‌ را علت‌ آوارگي‌ خود مي‌دانند. شاهد اين‌ ادعا صحبت‌هاي‌ دختري‌ است‌ كه‌ بعد از دوسال‌ هنوز نگران‌ برخورد برادرش‌ است‌: با لگد به‌ پهلويم‌ زد، نفسم‌ بندآمد. دستم‌ را گرفت‌ و كشان‌ كشان‌ به‌ درون‌ اتاق‌ برد. صداي‌ ناله‌ مادرم‌ هنوز توي‌ گوشم‌ است‌ بي‌انصاف‌ كشتيش‌، عاشقي‌ كه‌ جرم‌ نيست‌. اما داداش‌ كه‌ اين‌ چيزها حاليش‌ نبود. حسابي‌ قاطي‌ كرده‌ بود. هر چه‌ گفتم‌ غلط‌ كردم‌، باور نمي‌كرد.

حق‌ داشت‌. دو روز بعد دوباره‌ يواشكي‌ علي‌ را ديدم‌. با هم‌ قرار گذاشتيم‌ فرار كنيم‌ اما چي‌ شد? سر از اينجا درآورديم‌. دو سال‌ زندان‌ براي‌ علي‌، يك‌ سال‌ براي‌ من‌. حكم‌ قاضي‌ پرونده‌ هفته‌ پيش‌ صادر شد. اعتراض‌ كردم‌. به‌ جايي‌ نرسيد. بايد برگردم‌ زندان‌. خب‌ ديگه‌ قسمته‌، تقصير ما چيه‌.

كسي‌ باورش‌ مي‌شه‌ بخاطر اجاره‌ خونه‌ و سير كردن‌ شكم‌ خودمون‌ دله‌ دزدي‌ مي‌كرديم‌. اون‌ از داداش‌ كه‌ مجبورم‌ كرد با علي‌ فرار كنم‌. اينم‌ از قاضي‌، تقصير ما چيه‌? اگه‌ داداش‌ به‌ حرفهام‌ گوش‌ مي‌داد چي‌ مي‌شد? الان‌ هم‌ مي‌ترسم‌ برگردم‌. اولش‌ كه‌ نمي‌دونستم‌ اين‌ طوري‌ مي‌شه‌، حالا شد. به‌ قصد فرار از خونه‌ نزدم‌ بيرون‌. مي‌خواستم‌ با علي‌ عروسي‌ كنم‌. كسي‌ حاضر نشد عقد كنه‌. رفتيم‌ پايين‌ شهر يه‌ اتاق‌ اجاره‌ كنيم‌. نشد علي‌ هم‌ منو برد پيش‌ يه‌ سلموني‌. از رفيقاش‌ بود. موهام‌ رو از ته‌ زد. شدم‌ يه‌ پسر قلابي‌. از آن‌ روز ترك‌ موتور علي‌ مي‌نشستم‌ و دو تايي‌ مي‌رفتيم‌ كيف‌ قاپي‌. اولش‌ مي‌ترسيدم‌. بعد با قيافه‌ و كارم‌ حال‌ مي‌كردم‌. خب‌ ديگه‌ زندگي‌ ما هم‌ اين‌ مدليه‌، تقصيرما چيه‌?

قول‌ مي‌دم‌ از زندان‌ اومدم‌ بيرون‌ اول‌ برم‌ پابوس‌ مادرم‌. خيلي‌ دلم‌ تنگ‌ شده‌. بعد مي‌رم‌ پيش‌ آقا داداشم‌. مي‌گم‌ هر چي‌ دلت‌ مي‌خواد كتك‌ بزن‌. اما علي‌ رو ازم‌ نگير. هر طور شده‌ راضي‌اش‌ مي‌كنم‌، شاهد عقدم‌ باشه‌. خب‌ ديگه‌ تقصير من‌ چيه‌، دوستش‌ دارم‌. خدا ببخشدم‌.

بسياري‌ از اين‌ دختران‌ نحوه‌ برخورد خانواده‌ بعد از برگشتن‌ دوباره‌ آنها به‌ خانه‌ را در تكرار نكردن‌ اين‌ عمل‌ مهم‌ مي‌دانند. حدود 70 درصد دختران‌ مايلند نه‌ تنها بخشيده‌ شده‌ كه‌ هرگز اشتباهشان‌ به‌ رخشان‌ كشيده‌ نشود. در حالي‌ كه‌ كارشناسان‌ معتقدند بسياري‌ از والدين‌ به‌ دليل‌ عدم‌ آگاهي‌ و آموزش‌ لازم‌ از طرف‌ نهادهاي‌ مسوول‌ و رسانه‌هاي‌ گروهي‌، برخورد مناسبي‌ با اين‌ دختران‌ ندارند و به‌ محض‌ كوچكترين‌ ناملايمتي‌ از جانب‌ اين‌ افراد مساله‌ فرارشان‌ را مثل‌ شمشير داموكلس‌ بالاي‌ سرشان‌ مي‌گيرند. فحاشي‌ كردن‌ و كتك‌ زدن‌ نيز از جمله‌ مواردي‌ بود كه‌ در اين‌ تحقيق‌ به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌ است‌ و دختران‌ فراري‌ از اينكه‌ از اين‌ طريق‌ تحقير شوند بشدت‌ نگران‌ و مضطرب‌ مي‌شوند. بسياري‌ نيز رضايت‌ خانواده‌شان‌ در ازدواج‌ با كسي‌ كه‌ دوستش‌ دارند را شرطي‌ براي‌ برنگشتن‌ به‌ دنياي‌ بيرون‌ از خانه‌ ذكر مي‌كنند. آنها دلشان‌ مي‌خواهد مدام‌ با كسي‌ درددل‌ كنند. شنيدن‌ حرف‌هايشان‌ از جانب‌ هر كسي‌ بخصوص‌ والدين‌ و برادر و خواهر بزرگتر لذت‌ بخش‌ است‌. اين‌ دختران‌ مي‌خواهند ديده‌ شوند. چون‌ نه‌ تنها زندگي‌شان‌ را سياه‌ و بي‌اعتبار مي‌بينند كه‌ بشدت‌ نااميدند و در اين‌ مرحله‌ است‌ كه‌ اقدام‌ به‌ خودكشي‌ در آنها به‌ مرحله‌ عمل‌ مي‌رسد.

بنابراين‌ علت‌ اصلي‌ فرار دختران‌ كه‌ طبق‌ آمار سال‌ 81 سازمان‌ بهزيستي‌ 60 هزار و 157 نفر بوده‌ است‌، فشارهاي‌ خانوادگي‌ است‌ كه‌ آن‌ هم‌ ريشه‌ در عواملي‌ همچون‌ فقر، بيكاري‌، كم‌ سوادي‌، نداشتن‌ اوقات‌ فراغت‌ و شغل‌ مناسب‌ و آينده‌يي‌ روشن‌ دارد.

زنان‌ و دختران‌ ايراني‌ با عنوان‌ تاجر قاچاق‌

مي‌ شوند

همچنين‌ يك‌ كارشناس‌ آسيبهاي‌ اجتماعي‌ گفت‌: بيشتر زنان‌ و دختراني‌ كه‌ به‌ خارج‌ از كشور قاچاق‌ مي‌شوند به‌ عنوان‌ تاجر و به‌ همراه‌ كارفرماي‌ خود از كشور خارج‌ مي‌شوند و متاسفانه‌ هيچ‌ قانوني‌ براي‌ جلوگيري‌ و ممانعت‌ از خروج‌ اين‌ افراد وجود ندارد.

مصطفي‌ اقليما در گفت‌وگو با فارس‌ افزود: بيكاري‌ در جامعه‌ و نبود امكان‌ تامين‌ معاش‌ از سوي‌ خانواده‌ ها موجب‌ رشد 7\5درصدي‌ طلاق‌ و كاهش‌ چهار درصدي‌ ازدواج‌ در جامعه‌ شده‌ است‌ بطوري‌ كه‌ اكنون‌ ميزان‌ ازدواج‌ و طلاق‌ در جامعه‌ برابري‌ مي‌كند به‌ همين‌ علت‌ دختران‌ و زنان‌ براي‌ تامين‌ هزينه‌ هاي‌ زندگي‌ خود در مقابل‌ تقاضايي‌ كه‌ از خارج‌ از كشور وجود دارد مجبورند هر پيشنهادي‌ را بپذيرند.

وي‌ افزود:افزايش‌ طلاق‌ و فقر در جامعه‌ موجب‌ فرار دختران‌ و زنان‌ به‌ خارج‌ از كشور و تن‌ دادن‌ آنها به‌ روسپيگري‌ براي‌ تامين‌ زندگي‌ خود و براي‌ دستيابي‌ به‌ زندگي‌ بهتر در خارج‌ از كشور است‌ .

وي‌ گفت‌: فقر اقتصادي‌ و تبعيض‌ در برخورد با زنان‌ در كشور موجب‌ افزايش‌ روسپيگري‌ و پر رونق‌ شدن‌ بازار قاچاق‌ زنان‌ و سوء استفاده‌ از آنان‌ شده‌ است‌ و همه‌ مي‌دانند كه‌ كشورهاي‌ عربي‌ پولدار از بقيه‌ و بيشتر متقاضي‌ اين‌ بازار هستند به‌ همين‌ علت‌ اين‌ بازار به‌ سمت‌ مرزهاي‌ جنوبي‌ كشيده‌ مي‌ شود .

وي‌ ادامه‌ داد: مساله‌ قاچاق‌ زنان‌ را نمي‌توان‌ ساده‌ سازي‌ كرد ،اين‌ مساله‌ معلول‌ فقر، تبعيض‌، بيكاري‌ و نبود رفاه‌ نسبي‌ در كشور است‌ ، بسياري‌ از اين‌ زنان‌ راهي‌ جز اين‌ كار ندارند و از روي‌ اجبار به‌ اين‌ كار تن‌ مي‌دهند.

وي‌ گفت‌: زنان‌ مهاجر به‌ اميد دست‌ يافتن‌ به‌ زندگي‌ بهتر به‌ خارج‌ از كشور مي‌روند در حالي‌ كه‌ مسلما زندگي‌ بدتري‌ در انتظار آنها است‌ اما آنان‌ ديگر راه‌ بازگشتي‌ ندارند و به‌ علت‌ اينكه‌ خانواده‌ و جامعه‌ ديگر پذيراي‌ آنها نيست‌ مجبورند وضع‌ خفت‌ بار خود را براي‌ هميشه‌ تحمل‌ كنند.

دختران‌ فراري‌ پس‌ از دستگيري‌ 20 روز قرنطينه‌ مي‌شوند

در عين‌ حال‌ مدير كل‌ بهزيستي‌ تهران‌ نيز گفت‌: دختران‌ فراري‌ پس‌ از دستگيري‌ از سوي‌ ماموران‌ نيروي‌ انتظامي‌ يا به‌ صورت‌ خود معرف‌ مدت‌ 20 روز در محلهاي‌ نگهداري‌ موقت‌ قرنطينه‌ مي‌شوند.

عباسعلي‌ الصاق‌ در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي‌ فارس‌ افزود: جمع‌آوري‌ و نگهداري‌ دختران‌ فراري‌ از سال‌ 78 تاكنون‌ از سوي‌ سازمان‌ بهزيستي‌ انجام‌ مي‌شود و با برنامه‌ريزي‌هاي‌ كه‌ اخير از سوي‌ كميسيون‌ اجتماعي‌ شوراي‌ شهر تهران‌ انجام‌ شده‌ اين‌ عمليات‌ با هماهنگي‌ بيشتر با نيروي‌ انتظامي‌ و دادگستري‌ ادامه‌ مي‌يابد.

وي‌ ادامه‌ داد: بسياري‌ از دختران‌ خياباني‌ كه‌ دستگير مي‌شوند دختر فراري‌ نيستند و پس‌ از بررسي‌ لازم‌ به‌ خانواده‌هاي‌ خود تحويل‌ مي‌شوند اما آن‌ تعداد كه‌ امكان‌ بازگشت‌ آنها به‌ خانه‌ وجود ندارد با توجه‌ به‌ وضع‌ آنها به‌ خانه‌هاي‌ سلامت‌ يا مراكز بازپروري‌ فرستاده‌ مي‌شوند.

وي‌ ادامه‌ داد: در اجراي‌ طرح‌ جديد ساماندهي‌ دختران‌ فراري‌ به‌ منظور هماهنگي‌ بيشتر ميان‌ دستگاههاي‌ مسوول‌، ستاد نواب‌ در مركز اورژانس‌ اجتماعي‌ نواب‌ مستقر شده‌ كه‌ با حضور سه‌ نفر از مددكاران‌ اجتماعي‌ كه‌ يكي‌ از آنان‌ از دادگستري‌ تهران‌ است‌ وضعيت‌ دختران‌ دستگير شده‌ مشخا مي‌شود.

 

زنان‌ عربستاني‌ اصلاحات‌ در خطوط‌ قرمز را خواستارشدند

سه شنبه 26  خرداد 1383- 15 ژوئن 2004

گروه‌بين‌الملل اعتماد‌: در سايه‌ عمليات‌ تروريستي‌ مستمر در عربستان‌ شهر مدينه‌ از چند روز پيش‌ شاهد برگزاري‌ سومين‌ نشست‌ ملي‌ گفت‌وگوهاي‌ فكري‌ بود.

به‌ گزارش‌ منابع‌ خبري‌ عربستان‌ در اين‌ نشست‌ حاضرين‌ نحوه‌ حضور و مشاركت‌ زنان‌ عربستاني‌ را در روند فعاليت‌هاي‌ سياسي‌ و انتخابات‌ مورد بررسي‌ قرار دادند.

در اين‌ نشست‌ها كه‌ به‌ رغم‌ اعتراض‌ شركت‌كنندگان‌ در دو سالن‌ مجزا براي‌ زنان‌ و مردان‌ برگزار شد، نحوه‌ حضور فعال‌ زنان‌ در مراكز تصميم‌گيري‌ و بويژه‌ تصميم‌گيري‌ در مورد مسائل‌ زنان‌ مورد بحث‌ و گفت‌وگو قرار گرفت‌.

همچنين‌ مقرر شد شوراي‌ عالي‌ زنان‌ براي‌ بررسي‌ نحوه‌ اين‌ حضور در عربستان‌ تشكيل‌ شود.

كارشناسان‌ مرد حاضر در اين‌ جلسه‌ با پرداختن‌ به‌ شكاف‌ موجود بين‌ زنان‌ و مردان‌ در ابعاد مختلف‌ زندگي‌ خواستار اعطاي‌ فرصت‌هاي‌ بيشتري‌ به‌ دختران‌ جهت‌ ادامه‌ تحصيل‌، احقاق‌ حقوق‌ آنان‌ در دادگاههاي‌ شرعي‌، ايجاد بخش‌ زنان‌ در دادگاه‌ها و تشكيل‌ دادگاههاي‌ خانواده‌ شدند.زنان‌ حاضر در اين‌ نشست‌ هم‌ طي‌ سخناني‌ بر اهميت‌ حضور هم‌سطح‌ زنان‌ در كنار مردان‌ در مراكز تصميم‌گيري‌ تاكيد كرده‌ و خواستار حضور زنان‌ در بخش‌هاي‌ مختلف‌ وزارت‌ امور خارجه‌ عربستان‌ از جمله‌ هيات‌هاي‌ ديپلماتيك‌ شدند.

به‌ گفته‌ كارشناسان‌ پرداختن‌ به‌ مسائل‌ زنان‌ آن‌ هم‌ در كشوري‌ كه‌ زنان‌ حق‌ رانندگي‌ كردن‌ هم‌ ندارند مساله‌يي‌ قابل‌ توجه‌ بوده‌ و نمايانگر رويكرد دولت‌ عربستان‌ به‌ سوي‌ رهايي‌ از قيد و بندهاي‌ دگم‌انديشانه‌ سابق‌ خود دارد.امجاد رضا يكي‌ از زنان‌ روزنامه‌نگار عربستاني‌ حاضر در اين‌ نشست‌ در اين‌ رابطه‌ مي‌گويد:

دستاوردهاي‌ ما در اين‌ نشست‌ در طول‌ تاريخ‌ زنان‌ عربستان‌ بي‌سابقه‌ است‌، ما در اين‌ نشست‌ به‌ مسائلي‌ پرداختيم‌ كه‌ پيش‌ از اين‌ حتي‌ اشاره‌ به‌ آن‌ هم‌ جزو خطوط‌ قرمز و از محرمات‌ بود.

وي‌ ابراز اميدواري‌ كرد زن‌ عربستاني‌ بتدريج‌ بتواند حقوق‌ از دست‌ رفته‌ خود را بازيابد.

اين‌ نشست‌ ديروز )دوشنبه‌( به‌ كار خود پايان‌ داد.

 

هنرهاي دستي زنان ارمني، خانه آبكار را زينت مي بخشد 

سه شنبه 26  خرداد 1383- 15 ژوئن 2004

نمايشگاه هنرهاي دستي زنان ارمني به مناسب روز صنايع دستي در خانه هنر "آبكار" برگزار مي‌‏شود.

به گزارش خبرنگار سرويس هنري ايلنا, به مناسبت روز جهاني صنايع دستي نمايشگاهي با عنوان هنرهاي دستي زنان ارمني برگزار مي‌‏شود. دراين نمايشگاه حدود 90 اثر صنايع دستي موجود است كه اين آثار توسط ژانت بارسقيان هنرجويان وي تهيه شده است.

براساس اين گزارش, در اين نمايشگاه جلوه‌‏اي از هنر زنان ارمني است، آثاري همچون ژور دوزي، روميزي‌‏هاي زير درخت كريسمس، نقاشي روي پارچه، صنايع دستي كه در روز عيد پاك استفاده مي‌‏شود و بسياري از آثار هنري زنان ارمني موجود است.

اين گزارش حاكي است, اين نمايشگاه از سه شنبه 26 خرداد تا سه شنبه دوم تيرماه در خانه هنر كلارا آبكار برگزار است.

لازم به ذكر است، ژوردوزي، گونه‌‏اي از انواع بافت است كه در آن هنرمند با نخ كش كردن چند تار از طرف عمودي يا افقي، از جانب ديگر به دوخت و فرم دهي مي‌‏پردازند كه در اين شيوه طرح‌‏هاي زيبايي به وجود مي‌‏آيد.

گفتني است, علاقه‌‏مندان براي بازديد از اين نمايشگاه مي‌‏توانند به خيابان جمهوري، نرسيده به خيابان استانبول (نادري)، كوچه جاويدان، شماره 6 ، خانه هنر كلارا آبكار مراجعه كنند.

 

متين زبردست رييس هيات بانوان تهران شد 

سه شنبه 26  خرداد 1383- 15 ژوئن 2004

متين زبردست به عنوان مسوول جديد هيات واليبال بانوان استان تهران منصوب شد.

به گزارش خبرگزاري كار ايران، ايلنا، در جلسه ي توديع اكرم ابوالقاسم رييس اسبق هيات واليبال استان تهران كه روز دوشنبه بيست و پنجم خرداد ماه سال جاري در آمفي تئاتر حوزه معاونت ورزشي بانوان تهران برگزار شد؛متين زبر دست از سوي فاطمه سليمي معاونت ورزشي بانوان استان حكم گرفت.

براساس اين گزارش، در پايان اين مراسم رييس جديد هيات واليبال تهران جلسه اي با پيش كسوتان مربيان و داوران استان تشكيل داد .

 

ورزش زنان

سه شنبه 26  خرداد 1383- 15 ژوئن 2004

مسابقات قهرماني شطرنج بانوان استان تهران در پنج رده سني (10-12-14-16و18 سال) در سالن حجاب 2 برگزار مي شود .

به گزارش ايلنا،شطرنج بازان رده هاي سني 16 و 18 سال روز پنج شنبه بيست و هشتم خرداد ماه ساعت 16 به رقابت مي پردازند و رده هاي سني 10-12 و 14 سال ساعت 5/8 صبح روز جمعه بيست ونهم خرداد ماه به مصاف هم مي روند .

***هيات شناي بانوان استان تهران يك دوره آزمون ستاره هاي شناي موزون را روزهاي پنج شنبه و جمعه بيست و هشتم و بيست و نهم خرداد ماه از ساعت 8 صبح در استخر بعثت برگزار مي كند.

***مسابقات انفرادي دسته 3 تنيس روي ميز بانوان استان تهران نيز در روزهاي پنج شنبه بيست و هشتم خرداد ماه از ساعت 30/13 و روز جمعه بيست ونهم خرداد ماه ساعت 8 صبح در سالن حجاب 2 برگزا ر مي شود .

***هيات دوو ميداني بانوان استان تهران مسابقات باشگاهها و دستجات آزاد را برگزار مي نمايد .

بانوان دونده تهراني روز پنج شنبه بيست و هشتم خرداد ماه در سالن شهيد كشوري در 8 ماده (60 متر -200 متر- 400 متر - 800 متر - 1500 متر - پرش طول - پرش ارتفاع - پرتاب وزنه و 200* 4 امدادي برگزار خواهد شد .

جلسه توديع مسوول هيات واليبال بانوان استان تهران روز بيست و پنجم خردادماه درآمفي تئاترهمان اداره باحضورمعاون ورزش بانوان استان تهران،فاطمه سليمي برگزارشد.

به گزارش خبرگزاري" مهر" سليمي ضمن تقديراززحمات وتلاشهاي اكرم ابوالقاسم درزمان مسووليتش درهيات واليبال براي متين زيردست مسوول جديد هيات واليبال بانوان استان تهران آرزوي موفقيت كرد.

گفتني است: درپايان متين زيردست اولين جلسه خود را با پيشكسوتان ومربيان واليبال كه درآن جلسه حضورداشتند، برگزاركرد.

 

اطلاعيه مركز فرهنگي زنان و انجمن آسياي آزاد درباره شانزدهمين كنفرانس بينالمللي بنياد پژوهشهاي زنان ايران

تريبون فمينيستي ايران- سه شنبه 26  خرداد 1383- 15 ژوئن 2004

انتشار متن اطلاعيه‏ي زير، به منظور جمعآوري نظرات و پيشنهادات همه‏ي زنان هموطن و علاقهمند صورت گرفته است. تصميمگيري نهايي در مورد موضوع برپايي كنفرانس سال آينده در كشور تاجيكستان، در پانزدهمين كنفرانس پژوهشهاي زنان ايران (در تاريخ 12 الي 14 تيرماه 1383) گرفته خواهد شد. اما پيش از تصميمگيري نهايي بر آن شديم تا با انتشار اين اطلاعيه از نظرات گروههاي مختلف زنان (بهويژه زنان داخل كشور) ـ كه در كنفرانس امسال حضور ندارند ـ مطلع شده و نظرات گوناگون ارسالي در اين مورد را به تصميمگيرندگان در كنفرانس پژوهشها منعكس كنيم. از اين رو با ارسال نظرات خود ـ به ايميل goftegu@iftribune.com ـ ما و تصميم‏گيرندگان را در مورد برگزاري اين كنفرانس ياري كنيد.

 

اطلاعيه مركز فرهنگي زنان و انجمن آسياي آزاد (Open Asia) درباره شانزدهمين كنفرانس بينالمللي بنياد پژوهشهاي زنان ايران (2005)

 

ـ دوست گرامي خانم گلناز امين

ـ دوستان و همكاران عزيز در كنفرانس بينالمللي ساليانه بنياد پژوهش‏های زنان ايران

پانزدهمين نشست پربار كنفرانس بين‏المللی بنياد پژوهشهاي زنان ايران از پايداري، اميد و عزمی راسخ خبر می‏دهد که پانزده سال برگزاری اين کنفرانس را تداوم بخشيده است. ما زنان در ايران طی اين سالها، تلاش مستمر شما و دستاوردهاي اين كنفرانس را كه از معتبرترين و مؤثرترين كنفرانسهاي زنان ايران محسوب ميشود از راه دور ستودهايم. بيشك برگزاري و تداوم اين كنفرانسها نه تنها بر مباحث ميان ما فمينيستها در ايران تاثيرگذار بوده و خواهد بود که اين آرزو را در دلهامان پرورانده است كه برگزاری اين کنفرانس را در داخل ايران نيز شاهد باشيم.

شوق حضور و ضرورتي كه در اين مرحله از جنبش زنان در ايران احساس ميشود از يك سوی و موانع کنونی برگزاری چنين گردهمايي‏هايي در داخل کشور از سوی ديگر, ما را بر آن داشت که چاره‏ای بيانديشيم و بکوشيم تا با تلاشي جمعي و به روشي ديگر حضور بيشتر زنان مقيم ايران را در اين كنفرانس امکان‏پذير سازيم.

با توجه به دشواري و موانع موجود در داخل کشور, برگزاری كنفرانس بنياد پژوهشهاي زنان ايران در سال‏هاي آتي در كشورهاي همجوار ايران میتواند ضمن حفظ فضاي باز هرسالهي اين كنفرانس, حضور گسترده و فعالانه زنان داخل ايران را (بهدليل نزديكي مسافت، هزينه كمتر، سهولت دريافت ويزا و...) نيز امکانپذير کند. هرچند میدانيم که تحقق اين امر (با توجه به بعد مسافت) براي يكايك شما عزيزان مقيم كشورهاي اروپايي و آمريكا مشكل ساز خواهد بود اما اميد آن داريم كه دستاوردهای مثبت بيشمار آن تاحدودي جبران ساز این مشکلات باشد. به واقع برگزاري كنفرانس بنياد پژوهشها در كشورهاي همسايه و فارسي‏زبان با توجه به شرکت كثيري از زنان فعال و فمينيست از ايران و خارج کشور و تبادل تجربيات‏مان با يكديگر, آرزوي قلبي بسياري از زنان داخل كشور از جمله ما در مركز فرهنگي زنان را برآورده خواهد ساخت.

از سويي, همانطور كه ميدانيم بدنه اصلي هر جنبش اجتماعي مانند جنبش زنان در ايران شامل كادرهاي اجرايي و فعالان اجتماعي اين جنبش است, يعني کسانی که بيشترين بار جنبش زنان در ايران را بر دوش ميكشند اما در آثار نوشتاري و مكتوب سهمي و نامی ندارند. اين گروه كثير از زنان به‏رغم نقش پررنگ اما ناپيداي‏شان، به دلايل مختلف از شركت در كنفرانسهاي آن سوي آبها محروم و از تجربههايي كه دستاورد چنين كنفرانسهايي است بيبهره ميمانند. دور ماندن آن‏ها (از جمله ما در مركز فرهنگي زنان) از چنين گردهمايي‏هايي آن هم در موقعيتي که بهشدت نيازمند تجارب يكايك شما هستيم، ما را از آشنايي با اين تجارب بازمی‏دارد. شما در تعامل مستقيم با جنبش جهاني زنان, حامل تجارب غني و گوناگون اين جنبش بينالمللي هستيد. تقويت و انتقال تجارب مستقيم و رو در رو با شما عزيزان نه تنها تحول‏بخش فعاليت‏هاي اين گروه از زنان در داخل ايران خواهد بود بلکه انتقال تجارب جمعي و شخصي زنان داخل كشور نيز که حامل پيچيدگيهاي مبارزه در جامعهي پرتناقض ايران است شما را در ارتباط نزديكتر با اين گروه از زنان قرار می‏دهد. كوتاه سخن آنكه، هر جنبش اجتماعي و اعتراضي براي پيشبرد اهدافاش بيش از آنكه نيازمند رهبر باشد به سازماندهندگان زبده و فعال نياز دارد, از اينرو حضور گسترده اين گروه از زنان نام ناآشنای جنبش زنان ايران در كنفرانسهايي چون كنفرانس بنياد پژوهشها در تحول فكري و ارتقاء سازمانيابي اين جنبش، بسيار مؤثر خواهد بود.

از سوي ديگر، با توجه به وضعيت كنوني منطقه (وضعيت افغانستان، عراق و...) و تاثير تصميمگيريهاي فراملي بر زندگي زنان در سطح ملي, ديگر نمی‏توان جنبشهاي اجتماعي را در چارچوب ملي محدود کرد و به همين دليل لزوم پيوند و ايجاد شبكههاي جهاني زنان (بهرغم تكثر و تنوع ايدهها و رنگها در آن) براي تقويت چنين روندي، بيش از گذشته احساس ميشود. بدين سبب ايجاد شبكههاي متعددي از فعالان زن در سطح منطقه و ايجاد شبكه ارتباطي حداقل بين زنان فارسيزبان (با توجه به نبود مشكل زباني) ميتواند بسيار سودمند باشد. از اين منظر كنفرانس بنياد پژوهشها با گسترش طيف مخاطبان فارسی زبان (ايران، افغانستان و تاجيكستان) خود می‏تواند به ضرورت ايجاد شبكههاي گستردهتر جهاني پاسخ مثبت دهد و نيز فاز جديدي از رابطهي زنان داخل و خارج كشور را تحقق بخشد.

با توجه به مجموعه اين مسائل، ما در مركز فرهنگي زنان بر آن شديم تا پيشنهاد خود را مبني بر برگزاري شانزدهمين كنفرانس بينالمللي بنياد پژوهشهاي زنان ايران براي سال آينده در كشور تاجيكستان به جمع صميمي و فعال شما ارائه كنيم. اين حركت ميتواند حامل اين پيام نيز باشد كه بنياد پژوهشها در هماهنگي با نياز جنبش زنان به فراروي از چارچوب ملي، توانايي لازم را دارد، بهويژه آن‏كه سال آينده (سال 2005) پنجمين نشست بينالمللي زنان سازمان ملل متحد نيز برگزار خواهد شد.

اميدواريم كه مركز فرهنگي زنان و انجمن آسياي آزاد (Open Asia) بتوانند وظايف كميته برگزاركننده شانزدهمين كنفرانس پژوهشها را برعهده گيرند. دوستان و همكاران ما در كميته محلي انجمن آسياي آزاد در تاجيكستان كه دفتر اصلي آن در فرانسه است و دفاتر محلي آن در كشورهاي تاجيكستان و افغانستان فعاليت مستمر دارد، پذيرفتهاند تا كارهاي اجرايي لازم در محل (از جمله تهيه محل كنفرانس، هتل و....) را عهدهدار و در برگزاري اين كنفرانس سهيم شوند. بدين سبب با تكيه بر فعاليتهاي دوستانمان در انجمن آسياي آزاد، زمينه لازم براي برگزاري اين كنفرانس در تاجيكستان (شهر دوشنبه) و حضور زنان ايراني، تاجيك و افغاني فراهم شده است. از اينرو مركز فرهنگي زنان و انجمن آسياي آزاد با همكاري يكديگر، مشتركا پيشنهاد خود را مبني بر آنكه كميته برگزاركننده شانزدهمين كنفرانس بنياد پژوهشهاي زنان ايران در تاجيكستان (سال 2005) باشند اعلام ميدارند و در صورت امكان، خواستار پذيرش اين پيشنهاد از سوي شما دوستان و همراهان خارج از كشور هستند.

در صورت قبول اين پيشنهاد, ما تلاش خود را در جهت پيشبرد اهداف كنفرانس پژوهشها، همچون گذشته، بهكار خواهيم گرفت. اما بيترديد حضور تكتك فمينيستهاي فعال ايراني است كه ميتواند كنفرانس سال آينده را به يك رويداد مهم و تاثيرگذار در منطقه بين فارسيزبانان و زنان ايراني خارج و داخل كشور تبديل سازد و پيوندهاي منسجمتري را بين زنان ايران در سراسر جهان و نيز حداقل بين زنان ايراني، افغاني و تاجيك بهوجود آورد.

موضوع پيشنهادي ما براي کنفرانس سال آينده نيز, مؤلفههاي تاثيرگذار بر زندگي زنان با توجه به آرايش جديد نيروها در منطقه است.

پرسشهايي كه با طرح آن ميتوان چارچوب موضوعي ـ مفهومي كنفرانس را تبيين كرد تنها به عنوان پيشنهادات ما طرح خواهد شد تا بتوانيم با استفاده از پيشنهادات شما ساختار منسجم و نظم موضوعي شايستهاي را براي اين كنفرانس تدوين نماييم:

ـ چه نيروهايي از زنان در گسترش و حفظ فضاهاي عمومي براي زنان در منطقه نقش داشته‏اند و اساسا براي گسترش و حفظ اين فضاهاي عمومي چه ميتوان كرد؟

ـ فعاليت نيروهاي نوگراي ديني، سكولار، ليبرال، چپ، جنبش دموكراسي‏‏خواهي و جنبش ضدجهانيسازي در منطقه، هر يك تا چه حد به گسترش فضاي عمومي براي زنان در كشورهاي مختلف منطقه، عملا كمك كرده‏اند؟

ـ حكومتهاي استبدادي، فعاليت بنيادهاي مالي بينالمللي و شركتهاي فرامليتي، و نيز رشد بنيادگرايي هر يك چگونه فعاليت‏هاي زنان و زندگي روزمره آنان را متاثر ساختهاند؟

ـ نقش‏ سازمانهاي بينالمللي در منطقه بر زندگي و فعاليت زنان چگونه بوده است؟ و زنان منطقه به ويژه زنان فعال خارج از كشور چگونه مي‏توانند در جهتدهي اين سازمانها به نفع زندگي زنان و بسط فضاهاي عمومي براي آنان ياري رسانند؟

ـ آيا شبكهسازي در ميان زنان منطقه وجود داشته است و اكنون براي ايجاد و گسترش شبكههاي مختلف فعال و مؤثر ميان زنان منطقه (به‏ويژه زنان فارسيزبان) چه راهكارهاي عملي وجود دارد؟ همچنين سمت و سوي اين شبكهها براي ايجاد فضاي عمومي منطقهاي چگونه ميتواند باشد؟

ـ عملكرد گروههاي مختلف زنان خارج از كشور در پيشبرد و تقويت فعاليت چه گرايشها و نيروهايي از زنان داخل كشور موثر بوده و نقاط مثبت و منفي آن چه بوده است؟

ـ نقش رسانههاي بينالمللي و ملي و نيز فعاليتهاي رسانهاي فعالان زن خارج و داخل كشور در عملكرد و جهتگيري فعاليت زنان و گسترش فضاي عمومي براي زنان چه بوده است؟

ـ ....

ما می دانيم همه ساله در روز پاياني کنفرانس , پيشنهادهايي برای موضوع کنفرانس سال بعد ارائه ميشود و از ميان آن‏ها به شيوهاي دموكراتيك موضوع سال بعد تعيين خواهد شد. اما در صورت انتخاب ما بهعنوان كميته برگزاركننده و برگزاري كنفرانس سال آينده در تاجيكستان، با توجه به عدم حضور بخشي از مخاطبان سال آينده كنفرانس، پيشنهاد ما اين است كه انتخاب نهايي موضوع كنفرانس سال آينده را، تا برگزاري سميناري پالتاكي با حضور زنان فعال ايراني (داخل و خارج از كشور) و نيز زنان تاجيك و افغاني به تعويق اندازيم. در واقع پيشنهاد ما اين است كه موضوع كنفرانس را در سميناري پالتاكي ـ كه در روز يكشنبه 18 مردادماه ساعت 10 شب به وقت ايران (برابر با 8 آگوست، ساعت 8 شب به وقت اروپاي مركزي) برپا خواهد شد ـ به بحث گذاريم. درصورت پذيرش اين پيشنهاد، اطلاعات لازم متعاقبا در سايت تريبون فمينيستي ايران (www.iftribune.com) اعلام خواهد شد.

دوستان عزيز، ما براي پربارتر شدن اين كنفرانس دست ياري به سوي گروههاي مختلف زنان با ديدگاههاي گوناگون در ايران و نيز تكتك شما زنان فعال خارج از كشور دراز ميكنيم. اميدواريم بتوانيم با تقبل ميزباني شما عزيزان، پانزده سال مهمان بودن زنان مقيم ايران در كنفرانس شما را با ميزباني سال آينده تا حدودي جبران سازيم.

مركز فرهنگي زنان ـ انجمن آسياي آزاد (Open Asia)

تهران خردادماه 1383

جون 2004

 

وضعيت بلاتکليف

زنان ايران، 26 خرداد 83:

چهارمين دور گفتگوهاي حقوق بشر ايران و اتحاديه اروپا، امروز بعد از ظهر در حالي پايان يافت که مذاکرات روز دوم عمدتا حول محورهاي کلي چون تعهدات کشورهاي درحال توسعه در قبال کشورهاي در حال توسعه و نقض حق توسعه اين کشورها از سوي کشورهاي پيشرفته شکل گرفت.

مذاکرات روز اول که به ابتکار هيات اروپايي شکل گرفته بود به مساله "عدالت قضايي" اختصاص داشت و در آن مسائلي مثل نقش ضابطين قضايي در رعايت استانداردهاي حقوق بشري، استقلال و بي‌طرفي دادگاه‌ها و نيز مسايل مربوط به زندان‌ها مورد بررسي قرار گرفت.

شهين دخت مولاوردي، رييس انجمن حقوق بشر زنان و يکي از اعضاي گروه غيردولتي شرکت کننده در گفتگوها چند ساعت پس از پايان يافت جلسه در مصاحبه اي با خبرنگار سايت زنان ايران به سئوالاتي پاسخ داد که چندان مربوط به محتواي جلساتي که در آن شرکت کرده بود نبود بلکه بيشتر به شکل برگزاري گفتگوها و نقش سازمانهاي غيردولتي در آن مربوط مي شد.

معيارهاي وزرات خارجه براي انتخاب افراد غيردولتي براي شرکت در اين گفت و گو ها چه بوده است؟

من دقيقا نمي دانم که معيارهاي وزارت خارجه چه بوده است. تا آنجايي که مي دانم سعي بر اين بوده که از افراد مختلفي دعوت شود. مثلا من در دور اول حضور داشتم و در دور دوم و سوم از من دعوت نشد. البته اساتيد دانشگاه هميشه ثابت بوده اند. شايد فعال بودن در زمينه حقوق بشر يا عنوان سازمان و ماموريت آن که به حقوق بشر مربوط باشد جزو معيارهاي انتخاب بوده است. اين را بايد از اداره امور بين الملل يا اداره حقوق بشر و زنان وزارت خارجه بپرسيد.

آيا بهتر نبود نمايندگان سازمانهاي غيردولتي در يک روند دموکراتيک و از سوي خود اعضاي جامعه مدني انتخاب مي شدند؟

البته اين شکل مطلوب قضيه است زيرا در آن صورت افراد به نمايندگي از سازمانهاي غيردولتي و با پشتوانه قوي و با يک هماهنگي قبلي مي توانستند در اين مذاکرات شرکت کنند و موثرتر باشند. اما ممکن است وزارت خارجه در جواب اين ايراد بگويد که ما يک نهاد متشکل نداريم که همه سازمانهاي غيردولتي در آن عضو باشند يا وقتي براي انجام اين کار نداشتيم. به هر صورت ما در آن يک هفته اي که وقت داشتيم سعي کرديم جلسه اي داشته باشيم و از حدود 20 سازمان دعوت شد که به مرکز توانمندسازي جامعه مدني ايران بيايند تا درباره اين موضوع بحث شود اما متاسفانه استقبال خوبي از اين دعوت نشد و در نهايت ما با يک وضعيت بلاتکليف در اين جلسات شرکت کرديم. چون از يک طرف نه مي توانستيم مثل نمايندگان دولتي با اطمينان از عملکرد بخشهاي مختلف دولت دفاع کنيم و نه مي توانستيم يک منتقد جدي باشيم.

آيا اساسا با وجود حضور نمايندگان قوه قضاييه، وزارت خارجه و مجلس، نمايندگان سازمانهاي غيردولتي از آزادي عمل کامل در بيان نظرات خود به اروپايي ها برخوردارند؟

ببينيد، آزادي در جلسه هست، هيچ مانعي نيست ولي بعدش را ديگر نمي توان مطمئن بود. غيردولتي ها واقعا حرفهايشان را زدند اما سعي بر اين بود که در چارچوب منافع ملي صحبت شود که بعدا نتوانند از حرفهايشان سوء استفاده کنند. با اين همه بايد سعي شود هميشه افراد ثابتي در اين مذاکرات نباشند و

به نظر شما حضور غير دولتی ها در اين مذاکرات اصلا اثري دارد؟

اتفاقا اين بحثي بود که در نشست کوتاه يک ساعته اي که نمايندگان سازمانهاي غيردولتي و دانشگاهيان اروپايي و ایرانی بعد از پايان گفت و گو ها با هم داشتند مطرح شد و همه مي گفتند به هر شکلي که مي شود اين گفت و گو ها بايد ادامه پيدا کند و بودنش بهتر از نبودنش است حتي اگر نتيجه چنداني نداشته باشد. و اين پيشنهاد که سازمانهاي غيردولتي و دانشگاهيان دو طرف در فاصله بين دو نشست ارتباطشان را حفظ کنند مطرح شد. به نظر من حضور سازمانهاي غيردولتي حتي اگر فعال نباشند به عنوان ناظر خوب است.