زنان: چهار شنبه 20  خرداد 1383- 9 ژوئن 2004

 

حقايق‌تازه‌ ازحراج‌ دختران‌ايراني‌ درامارات‌

چهار شنبه 20  خرداد 1383- 9 ژوئن 2004

 

حميدرضا خالدي- اعتماد‌: موج‌ خبري‌ گسترده‌ ناشي‌ از انتشار خبر فروش‌ دختران‌ ايراني‌ در دوبي‌ كه‌ همانند بمبي‌ جامعه‌ را تكان‌ داد، به‌ همان‌ سرعتي‌ كه‌ منتشر و پخش‌ شده‌ بود، به‌ همان‌ صورت‌ نيز، به‌ يكباره‌ با چند تكذيبيه‌ فروكش‌ كرد. در اين‌ ميان‌ اما، آنچه‌ كه‌ همچنان‌ به‌ عنوان‌ سوالي‌ در ذهن‌ تك‌تك‌ شهروندان‌ ايراني‌ نقش‌ بسته‌ بوده‌ و هست‌، سرنوشت‌ مردي‌ است‌ كه‌ منبع‌ و منشا فاش‌ شدن‌ اين‌ اخبار بود. براستي‌ دكتر مصطفي‌ بن‌يحيي‌ كجاست‌؟ چه‌ مي‌كند؟ چرا در مقابل‌ تمامي‌ منابع‌ خارجي‌ و حتي‌ داخلي‌ كه‌ سخنانش‌ را تكذيب‌ كرده‌ و مي‌كنند سكوت‌ كرده‌ است‌؟

دوشنبه‌ 17\3\83 ، ساعت‌ 9 صبح‌. اولين‌ صداي‌ زنگ‌ تلفن‌ روي‌ ميزم‌ بلند مي‌شود. صداي‌ لرزان‌ جواني‌ از آن‌ سوي‌ سيم‌، در حالي‌ كه‌ سعي‌ مي‌كند آهسته‌ سخن‌ بگويد، تند تند و بريده‌ و بريده‌ مي‌گويد: آقاي‌...؟

بله‌. بفرماييد.

شما گزارش‌ مربوط‌ به‌ حراج‌ دختران‌ ايراني‌ در دوبي‌ را نوشته‌ بوديد؟

بله‌. چطور؟

اگر مي‌خواهيد با خود كاپيتان‌ صحبت‌ كنيد تا يك‌ ساعت‌ ديگر در سالن‌ اجتماعات‌ دانشگاه‌.... باشيد. قرار است‌ كاپيتان‌ براي‌ تعدادي‌ از اساتيد و دانشجويان‌ رشته‌ ... در مورد تجربيات‌ خود پيرامون‌ چگونگي‌ خروج‌ دختران‌ از ايران‌ و پيامدهاي‌ آن‌ سخنراني‌ كند. پيش‌ از اينكه‌ سوال‌ ديگري‌ را مطرح‌ كنم‌، ارتباط‌ قطع‌ مي‌ شود. بسرعت‌ ماشيني‌ مي‌گيرم‌ و خود را به‌ آدرس‌ مربوطه‌ مي‌رسانم‌. خوشبختانه‌ بدون‌ مشكل‌ خاصي‌ مانند ساير دانشجويان‌ وارد دانشگاه‌ مي‌شوم‌ و پرسان‌ پرسان‌ به‌ سمت‌ سالن‌ اجتماعات‌. نيم‌ساعتي‌ از زمان‌ موعود گذشته‌ است‌. مردي‌ ميانسال‌، قدبلند و چهار شانه‌، با چهره‌يي‌ گندم‌گون‌ و موهايي‌ كه‌ گرد سپيدي‌ بر آن‌ نشسته‌ با كت‌ چهارخانه‌ خردلي‌ و پيراهني‌ روشن‌ در حال‌ سخنراني‌ است‌. جمعيتي‌ حدود 50 نفر پاي‌ سخنانش‌ نشسته‌اند. كاپيتان‌ در حال‌ صحبت‌ در مورد چگونگي‌ خروج‌ دختران‌ و زنان‌ ايراني‌ از كشور و فروش‌ آنها در كشورهاي‌ اروپايي‌ و يا عرضه‌ آنها در بازارهاي‌ فروش‌ زنان‌ در كشورهاي‌ عربي‌ است‌ و اينكه‌ دختران‌ ايراني‌ پس‌ از قاچاق‌ از كشور به‌ كشورهاي‌ اروپايي‌ در چه‌ مراحلي‌ و چه‌ مراتبي‌ تن‌ به‌ هر كاري‌ از جمله‌ خودفروشي‌ مي‌دهند تا سر از خانه‌هاي‌ فساد يا مد يا حراجي‌هاي‌ نواميس‌ درمي‌آورند.سخنانش‌ به‌ درازا مي‌كشد )كه‌ متاسفانه‌ به‌ خواهش‌ خود ايشان‌ از درج‌ همه‌ آنها معذوريم‌(. پس‌ از پايان‌ جلسه‌ سوال‌ها شروع‌ مي‌شود و كاپيتان‌ با صبر و بردباري‌ پاسخ‌ مي‌دهد.يكي‌ مي‌پرسد: بالاخره‌ شما در استخدام‌ سازمان‌ هواپيمايي‌ ايران‌ هستيد يا كشورهاي‌ عربي‌؟ و كاپيتان‌ جواب‌ مي‌دهد: من‌ خلبان‌ يكي‌ از خطوط‌ هوايي‌ يكي‌ از كشورهاي‌ عربي‌ هستم‌، نه‌ ايران‌.همان‌ دانشجو دوباره‌ مي‌پرسد: بعد از افشاي‌ اخبار شما، مزاحمتي‌ برايتان‌ ايجاد نشد؟كاپيتان‌ لبخند تلخي‌ مي‌زند، چند لحظه‌يي‌ به‌ نقطه‌يي‌ خيره‌ مي‌شود و بعد با صدايي‌ آهسته‌ مي‌گويد: همان‌ روز به‌ امارات‌ پرواز داشتم‌. در فرودگاه‌ تعداد زيادي‌ از اشرار و دلال‌هاي‌ جنس‌ انتظارم‌ را مي‌كشيدند، من‌ را با تهديد به‌ مكان‌ نامعلومي‌ بردند و پس‌ از شكنجه‌ و ضرب‌ و شتم‌ فراوان‌ تهديد كردند كه‌ اگر فقط‌ يك‌بار ديگر حرفي‌ در اين‌ خصوص‌ بزنم‌ حسابم‌ پاك‌ است‌!يكي‌ از خانم‌ها مي‌پرسد: از كار بركنار نشديد؟ كاپيتان‌ باز هم‌ لبخندي‌ مي‌زند و مي‌گويد: چرا. شيخي‌ كه‌ صاحب‌ هواپيمايي‌ است‌ كه‌ من‌ كاپيتان‌ آن‌ هستم‌، من‌ را از كار بركنار كرد و گفت‌:تا وقتي‌ به‌ دست‌ و پاي‌ روساي‌ قوادين‌ نيفتي‌ و از آنها رضايت‌ نگيري‌ نمي‌تواني‌ در اين‌ شركت‌ كار كني‌! مي‌گويد: برگرد به‌ كشور خودت‌.

 

جايي‌ كه‌ ديدي‌ چقدر حرفت‌ را خريدند! ديدي‌ كه‌ چقدر حمايت‌ شدي‌؟! جايي‌ كه‌ حتي‌ تو را دروغگو و شايعه‌پرداز خواندند!....

باز همان‌ دختر دانشجو مي‌پرسد، حقوق‌ شما چقدر بود؟

45 هزار دلار در سال‌.

چند سال‌ است‌ خلبان‌ خطوط‌ هوايي‌ عربي‌ هستيد؟

12 سال‌.

و صدايي‌ از سوي‌ ديگر سالن‌ مي‌پرسد: و قبل‌ از آن‌؟

من‌ از لحاظ‌ تعداد ساعت‌ پرواز، خدمت‌ در ناوگان‌ هوايي‌ پليس‌ و بخش‌ جست‌وجو و نجات‌ بالاترين‌ ساعت‌ و مرتبه‌ علمي‌ را در جهان‌ دارم‌. من‌ نظامي‌ نيستم‌. تخصصم‌ جست‌وجو و نجات‌ است‌. تنها كاپيتاني‌ هستم‌ كه‌ در جهان‌ هم‌ گواهي‌ پرواز با هلي‌كوپتر را دارم‌ و هم‌ گواهي‌ پرواز با هواپيما را. سال‌ها مدرس‌ خلباني‌ هلي‌كوپتر و هواپيما بوده‌ام‌. متخصص‌ جرم‌شناسي‌ هستم‌ و علاوه‌ بر اينها سالهاست‌ كه‌ با پليس‌ امارات‌ همكاري‌ مي‌كنم‌ و جزو كادر پليس‌ اين‌ كشور هستم‌. تا بعد از جنگ‌ در خدمت‌ آب‌ و خاك‌ و كشورم‌ بودم‌. نشان‌ قهرمان‌ جنگ‌ را دريافت‌ كرده‌ام‌ و چندين‌ نشان‌ لياقت‌ ديگر. ولي‌ بعد از جنگ‌ به‌ يكي‌ از خطوط‌ خارجي‌ رفتم‌. اين‌ بود كه‌ از 12 سال‌ پيش‌ تا امروز در خطوط‌ هوايي‌ كشورهاي‌ عربي‌ خدمت‌ مي‌كنم‌. صدايي‌ ديگر از همان‌ سوي‌ سالن‌ مي‌پرسد: معمولا اينگونه‌ برنامه‌ها هميشه‌ كاملا سري‌ و مخفيانه‌ انجام‌ مي‌شود. شما چطور از حراج‌ دختران‌ ايراني‌ خبردار شديد؟كاپيتان‌: همانطور كه‌ گفتم‌ من‌ عضو پليس‌ امارات‌ هستم‌. ضمن‌ آنكه‌ تخصصم‌ نيز جرم‌شناسي‌ است‌. از ماه‌ها قبل‌، از طريق‌ برخي‌ همكارانم‌ در پليس‌ امارات‌ در جريان‌ برگزاري‌ اينچنين‌ حراجي‌ها قرار گرفته‌ بودم‌. وقتي‌ از صحت‌ و سقم‌ ماجرا مطمئن‌ شدم‌، از حدود 8 ماه‌ موضو

ع‌ را با ايراني‌ها در ميان‌ گذاشتم‌، ولي‌ هيچ‌كس‌ واكنشي‌ نشان‌ نداد. به‌ سفارت‌ ايران‌ مراجعه‌ كردم‌، اما آنها هم‌ با سردي‌ با من‌ برخورد كردند. انگار اين‌ مساله‌ براي‌ هيچ‌كس‌ مهم‌ نبود! اما من‌ كشورم‌ را دوست‌ دارم‌. عاشق‌ آن‌ هستم‌ و به‌ همان‌ اندازه‌ به‌ مردمش‌ عشق‌ مي‌ورزم‌ و نسبت‌ به‌ آنها تعصب‌ دارم‌. غيرتم‌ اجازه‌ نمي‌داد ساكت‌ بنشينم‌. اين‌ بود كه‌ قبول‌ كردم‌ در آن‌ جلسه‌ كذايي‌ در خبرگزاري‌ سينا شركت‌ كردم‌ و تمام‌ ماوقع‌ را شرح‌ دادم‌. به‌ غير از من‌ نمايندگاني‌ از بخش‌هاي‌ مختلف‌ كشور و كارشناسان‌ ديگري‌ نيز حضور داشتند. يك‌ ميزگرد آسيب‌ شناسي‌ بود. هدفم‌ هم‌ اين‌ بود كه‌ شايد در حضور مسوولان‌ نيروي‌ انتظامي‌ و در حضور خبرنگاران‌ قضيه‌ جدي‌تر گرفته‌ شود و كسي‌ به‌ فكر چاره‌ بيفتد. نه‌ اينكه‌ بخواهم‌ با انتشار اين‌ اخبار جامعه‌ را ملتهب‌ كنم‌ يا خدشه‌يي‌ به‌ آبروي‌ كشورم‌ وارد كنم‌. براي‌ همين‌ قرار شد، متن‌ اين‌ ميزگرد، چند روز پس‌ از شروع‌ اين‌ حراج‌ پخش‌ شود. ولي‌ متاسفانه‌ خبرنگاران‌ اين‌ خبرگزاري‌ به‌ قول‌ خود عمل‌ نكردند و صبح‌ روز حراج‌ فقط‌ خبر حراج‌ )و نه‌ تمام‌ صحبت‌هاي‌ مطرح‌ شده‌ در ميزگرد( را روي‌ سايت‌ خبري‌ خود فرستادند و به‌ يكباره‌ موجي‌ به‌ راه‌ افتاد كه‌ ديديم‌. موجي‌ كه‌ زندگي‌ من‌ را از هم‌ پاشيد. كارم‌ را از دست‌ دادم‌. بارها خودم‌ و خانواده‌ام‌ توسط‌ قوادين‌ و حتي‌ تعدادي‌ از اشخاص‌ ناشناس‌ ايراني‌ به‌ انحاي‌ مختلف‌ تهديد شده‌ايم‌. كار به‌ جايي‌ رسيده‌ كه‌ همسرم‌ مي‌گويد مي‌خواهد از من‌ جدا شود.

بغص‌ راه‌ گلوي‌ كاپيتان‌ را مي‌گيرد، چند لحظه‌يي‌ مكث‌ مي‌كند. چند جرعه‌يي‌ از آبي‌ كه‌ در ليوان‌ مقابلش‌ قرار دارد مي‌نوشد و بعد ساكت‌ مي‌شود. سكوتي‌ سنگين‌ كه‌ چند لحظه‌يي‌ تمام‌ سالن‌ را در خود فرو مي‌برد.بالاخره‌ اين‌ سكوت‌ را يكي‌ از استادان‌ حاضر مي‌ شكند كه‌ مي‌پرسد: واكنش‌ پليس‌ امارات‌ و ايران‌ در مواجهه‌ با اين‌ مساله‌ چگونه‌ بوده‌ است‌؟

كاپيتان‌: از سوي‌ هر دو مواخذه‌ شده‌ام‌ از سوي‌ پليس‌ امارات‌ به‌ جرم‌ فاش‌ كردن‌ اسرار پليس‌ اين‌ كشور و از پليس‌ و برخي‌ نهادهاي‌ ديگر به‌ جرم‌ تشويش‌ اذهان‌ عمومي‌ در جامعه‌. بالاخره‌ يكي‌ از دانشجويان‌ سوالي‌ را مي‌پرسد كه‌ مرا به‌ آنجا كشانده‌: شما كه‌ ابتدا با آن‌ جسارت‌ اين‌ خبر را فاش‌ كرديد، چطور ناگهان‌ سكوت‌ كرديد و ديگر حاضر به‌ صحبت‌ نشديد؟كاپيتان‌ بار ديگر لبخند مصنوعي‌ خود را تحويل‌ حاضران‌ مي‌دهد و در همان‌ حال‌ جواب‌ مي‌دهد: به‌ من‌ گفته‌اند نبايد صحبت‌ كنم‌، چون‌ حرف‌هايم‌ مي‌تواند آرامش‌ و امنيت‌ جامعه‌ را از بين‌ ببرد! از سوي‌ ديگر روزي‌ نيست‌ كه‌ با چندين‌ مورد تهديدهاي‌ اشخاص‌ ناشناس‌ ايراني‌ و عربي‌ مواجه‌ نباشم‌! كارم‌ را نيز از دست‌ داده‌ام‌. خانواده‌ 5 نفره‌ام‌ نيز كه‌ در حال‌ فروپاشي‌ است‌. شما جاي‌ من‌ بوديد چه‌ مي‌كرديد؟همان‌ دانشجو دوباره‌ مي‌پرسد: فكر نمي‌كنيد سكوت‌ شما باعث‌ خواهد شد تا نه‌ تنها آن‌ همه‌ جسارت‌ و شجاعتي‌ كه‌ تاكنون‌ به‌ خرج‌ داده‌ايد پايمال‌ شود، بلكه‌ مي‌تواند به‌ نوعي‌، تعبير به‌ كذب‌ بودن‌ ادعاهاي‌ شما شود؟كاپيتان‌ كه‌ گويا منتظر اين‌ سوال‌ بوده‌، با چهره‌يي‌ آشفته‌ و برافروخته‌ مي‌گويد: آخر اين‌ همه‌ به‌ قول‌ آقايان‌، شايعه‌سازي‌ چه‌ سودي‌ به‌ حال‌ من‌ دارد؟ جز اين‌ است‌ كه‌ تاكنون‌ زندگي‌ام‌ را نابود كرده‌ است‌؟ چرا مسوولان‌ ما تصور مي‌كنند تكذيب‌ اين‌گونه‌ خبرها بهترين‌ راه‌حل‌ است‌؟ چرا تصور مي‌كنيم‌ حيثيت‌ و آبروي‌ كشور با اين‌گونه‌ خبرها زير سوال‌ خواهد رفت‌؟ چرا هيچ‌كس‌ به‌ اين‌ مساله‌ فكر نمي‌كند كه‌ پيگيري‌ ماجرا بهترين‌ راه‌حل‌ براي‌ بازگرداندن‌ آبرو و حيثيت‌ ايران‌ و ايراني‌ خواهد بود؟ من‌ سال‌ها به‌ اين‌ كشور خدمت‌ كرده‌ام‌. هنوز هم‌ ساكن‌ ايرانم‌ و خانواده‌ام‌ در اين‌ كشور ساكن‌ هستند. بسياري‌ از مسوولان‌ رده‌ بالاي‌ مملكت‌ با نام‌، افكار، فعاليت‌ها و خدمات‌ من‌ آشنا هستند، چرا در اين‌ كشور اگر كسي‌ خواست‌ از سر حس‌ وطن‌پرستي‌ كمكي‌ به‌ حل‌ آسيبي‌ اجتماعي‌ كه‌ مي‌تواند خون‌ هر ايراني‌ غيرتمندي‌ را به‌ جوش‌ آورد، بكند، متهم‌ به‌ اغتشاش‌ طلبي‌ و مزدوري‌ و شهرت‌طلبي‌ مي‌شود؟ سخنان‌ كاپيتان‌ همه‌ را تحت‌ تاثير قرار داده‌ است‌. جوي‌ كه‌ تا پايان‌ جلسه‌ همچنان‌ ادامه‌ داشت‌. جلسه‌ پرسش‌ و پاسخ‌ تا يك‌ ساعت‌ ديگر ادامه‌ مي‌يابد. موقع‌ خروج‌ دل‌ به‌ دريا مي‌زنم‌ و خودم‌ را به‌ كاپيتان‌ كه‌ در حلقه‌ دانشجويان‌ و اساتيد در حال‌ خارج‌ شدن‌ از سالن‌ است‌ مي‌رسانم‌ و پس‌ از معرفي‌ خود از وي‌ مي‌خواهم‌ تا گپي‌ با هم‌ بزنيم‌. در حالي‌ كه‌ بشدت‌ وحشت‌زده‌ نشان‌ مي‌دهد در حالي‌ كه‌ سعي‌ مي‌كند ادب‌ را در كلامش‌ رعايت‌ كند، مي‌گويد: نه‌ پسرم‌. گفتم‌ كه‌، از هر گونه‌ صحبتي‌ منع‌ شده‌ام‌. فردا عصر )سه‌شنبه‌( نيز براي‌ اداي‌ پاره‌يي‌ توضيحات‌ دوباره‌ احضار شده‌ام‌.نخواهيد بيش‌ از اين‌ زندگي‌ام‌ به‌ خطر بيفتد. مكثي‌ مي‌كند. چند لحظه‌يي‌ به‌ فكر فرو مي‌رود و انگار نظرش‌ عوض‌ شده‌ باشد دوباره‌ مي‌گويد: بنويسيد من‌ پنجشنبه‌ دوباره‌ بايد به‌ امارات‌ بروم‌ تا شنبه‌. ولي‌ نمي‌دانم‌ چه‌ سرنوشتي‌ در انتظارم‌ است‌. مسلما خيلي‌ها منتظرند تا پاي‌ من‌ به‌ امارات‌ برسد و بعد خدا مي‌داند كه‌ چه‌ خواهد شد! شماره‌يي‌ را روي‌ كاغذ يادداشت‌ مي‌كند و به‌ من‌ مي‌دهد و ادامه‌ مي‌دهد: اين‌ شماره‌... است‌. اگر شنبه‌ تماس‌ گرفتيد ديديد جواب‌ نمي‌دهم‌ با اين‌ شماره‌ تماس‌ بگيريد. وي‌ از سرنوشت‌ من‌ خبر خواهد داشت‌. اگر اتفاقي‌ براي‌ من‌ افتاد بنويسيد: من‌ تنها به‌ وظيفه‌ام‌ به‌ عنوان‌ يك‌ ايراني‌ عمل‌ كرده‌ام‌. هنوز هم‌ بر سر حرف‌هايم‌ هستم‌. بنويسيد فلاني‌ تنها و با آگاهي‌ كامل‌ پا در اين‌ راه‌ خطرناك‌ گذاشت‌، به‌ اميد ياري‌ مسوولان‌ و حفظ‌ آبروي‌ كشور و همكاري‌ و حمايت‌ مردم‌ وطنش‌. اما همه‌ پشتم‌ را خالي‌ كردند. بنويسيد اي‌ كاش‌ مسوولان‌ كشور، به‌ جاي‌ پيراهن‌ كثيفي‌ كه‌ امروز به‌ تن‌ اين‌ كاپيتان‌ قديمي‌ ايراني‌ كرده‌اند، پيراهن‌ مقدس‌ سفيدرنگ‌ كاپي

تاني‌ را به‌ وي‌ هديه‌ مي‌دادند، نه‌ اينكه‌ وي‌ را به‌ جرم‌ شايعه‌پراكني‌، بي‌پشتوانه‌ و حمايت‌ و ياري‌، راهي‌ سرنوشتي‌ نامعلوم‌ كنند.شماره‌ را به‌ دستم‌ مي‌دهد و با حلقه‌ جمعيت‌ از سالن‌ خارج‌ مي‌شود. بعضي‌ وقت‌ها جايي‌ براي‌ نتيجه‌گيري‌ و اظهارنظر نمي‌ماند. اينها سخنان‌ مرد وحشت‌زده‌ و خسته‌يي‌ بود كه‌ با پخش‌ تنها يك‌ خبر زندگي‌اش‌ را به‌ باد داد. براستي‌ اگر فردا هر كدام‌ از ما ايرانيان‌ با ماجرايي‌ اينچنين‌ مواجه‌ شويم‌ چه‌ بايد بكنيم‌؟ به‌ كجا مراجعه‌ كنيم‌؟ با چه‌ كساني‌؟ با چه‌ تضميني‌؟ يا شايد هم‌، بهتر باشد سكوت‌ كنيم‌! اين‌ گزارش‌ تنها ديده‌هاي‌ ما بود از جلسه‌ مزبور. در راستاي‌ تاييد يا رد سخنان‌ كاپيتان‌ و يا هر مرجع‌ ديگري‌ قضاوت‌ با مردم‌ است‌ كه‌ بهترين‌ قضات‌ جهان‌ به‌ شمار مي‌روند.

 

يك دادگاه استيناف در تركيه، امروز (چهارشنبه) دستور آزادي ليلا زانا و سه قانون‌گذار كرد ديگر را كه به اتهام ارتباط با شورشيان كرد در تركيه زنداني شده بودند، صادر كرد.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به نقل از خبرگزاري آسوشيتدپرس، اين تصميم كه خبر آن توسط خبرگزاري آناتولي منتشر شده است، پس از آن صورت گرفت كه وكلاي اين افراد درخواست كردند كه تا فرارسيدن زمان محاكمه‌ي بعدي آنها، اين افراد آزاد شوند.

يك دادگاه امنيتي در آنكارا، اين چهار تن را پس از پايان يك محاكمه‌ي يك ساله در ماه آوريل، متهم اعلام كرد و دستور داد كه ليلا زانا، هاتف ديكل، اورهان دوگان و سليم ساداك كه همگي از قانون‌گذاران سابق در پارلمان تركيه بودند، باقي‌مانده‌ي محكوميت حبس 15 ساله‌شان را بگذرانند؛ اما دادگاه عالي استيناف، اين حكم را به دلايل فني، ملغي اعلام كرد.

اين افراد براي نخستين بار در سال 1994، در يك دادگاه امنيتي به 15 سال حبس محكوم شدند.

قرار بود كه محاكمه‌ي مجدد اين افراد، در روز هشتم ماه ژوئيه انجام شود.

 

نفيسه فياض بخش رييس فراكسيون زنان مجلس هفتم شد

فارس: نماينده تهران در مجلس گفت: نمايندگان زن مجلس هفتم صبح امروز ( چهارشنبه ) پس از تشكيل جلسه، فراكسيون زنان مجلس هفتم را تشكيل داده و نفيسه فياض‌بخش را بعنوان رئيس اين فراكسيون انتخاب كردند.

لاله افتخاري افزود: نفيسه فياض‌بخش با اكثريت آراء بعنوان رئيس فراكسيون انتخاب شد اما انتخاب بقيه اعضاي اين فراكسيون به دليل كمي وقت به جلسه بعدي اين فراكسيون موكول شد.

وي با بيان اينكه 10 نماينده از 12 نماينده زن در مجلس در جلسه امروز حاضر بودند گفت: نيره اخوان بيطرف نماينده مردم اصفهان و هاجر تحريري نيك صفت نماينده مردم رشت در جلسه حاضر نبودند كه تلفني نظر خود را در مورد رئيس فراكسيون اعلام كردند.

لازم به ذكر است كه فياض بخش عضو ائتلاف آبادگران است كه در انتخابات دوره هفتم مجلس شوراي اسلامي از حوزه انتخابيه تهران به مجلس راه يافته است .

عفت شريعتي، رفعت بيات، نيره اخوان و فيسه فياض بخش به عنوان4 كانديداي سمت رياست فراكسيون زنان مجلس هفتم بودند كه از مجموعه 12 راي ماخوذه، نفيسه فياض بخش با كسب 6 راي به عنوان رييس اين فراكسيون انتخاب شد و شريعتي نماينده مشهد با 3 راي، رفعت بيات نماينده زنجان با 2 راي و اخوان نماينده اصفهان بدون راي از گردونه رقابت خارج شدند.

در مجلس هفتم 12 نماينده زن حضور دارند كه الهام امين زاده، فاطمه آليا، فاطمه رهبر، لاله افتخاري، نفيسه فياض‌بخش نمايندگان تهران، عفت شريعتي كوه‌بناني نماينده مشهد، رفعت بيات نماينده زنجان و طارم، عشرت شايق نماينده تبريز، فاطمه آجورلو نماينده كرج، مهر‌انگيز مروتي نماينده خلخال، نيره اخوان بيطرف نماينده اصفهان و هاجر تحريري نيك‌صفت نماينده رشت نمايندگان زن مجلس هفتم هستند.

 

سایت آبادگران:نفيسه فياض بخش در سال 1343 در تهران به دنيا آمد. در طول دوران تحصيل، به عنوان دانش آموز و سپس دانشجويي ممتاز و نمونه شناخته شد. ضمن گذراندن مراحل مقدماتي تحصيل در سال هاي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، به آموختن مباحث ديني و سياسي پرداخت و با راهنمايي برادرش، شهيد دکتر فياض بخش( رياست سازمان بهزيستي و از شهداي انفجار حزب جمهوري اسلامي در هفتم تير 1360) به صف مردمي مبارزه پيوست.

پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز ضمن تحصيل در مقطع کارشناسي رشته الهيات ومعارف اسلامي و مقطع کارشناسي ارشد حقوق خصوصي در دانشگاه تهران و سپس در مقطع کارشناسي ارشد و دکتراي فلسفه و کلام اسلامي به فعاليت هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي در مجامع گوناگون ادامه داد.

فياض بخش در دوره هاي چهارم و پنجم مجلس شوراي اسلامي به نمايندگي مردم تهران انتخاب شد و با عضويت درکميسيون هاي تلفيق برنامه پنج ساله دوم و آموزش و پرورش و شرکت در هيات رئيسه کميسيون هاي قضائي وحقوقي، زنان، جوانان و خانواده به فعاليت پرداخت و در طراحي و تصويب طرح هاي متعددي از جمله طرح بازنشستگي زنان کارگر، طرح هاي اصلاح مواد 1173 ، 1130 (در خصوص عسر و حرج) قانون مدني و طرح تشکيل دادگاه خانواده، نقشي اساسي ايفا نمود.

دکتر نفيسه فياض بخش تنها زني است که در شوراي عالي سياستگذاري حقوق بشر عضويت دارد.

همچنين وي با تدريس در دانشگاه به تحقيق و تاليف نيز اشتغال دارد. از وي چهار کتاب و چندين مقاله پژوهشي منتشر شده است.

 

دومين زن وزير در كابينه عمان منصوب شد

خبرگزاري فارس: به موجب فرمان صادره از سوي سلطان قابوس، پادشاه عمان ،‌ يك زن عماني به سمت وزير جهانگردي اين كشور منصوب شد.

به گزارش خبرگزاري فرانسه از مسقط، به موجب اين فرمان خانم "راجحه بنت عبدالمير بن علي" به عنوان وزير جهانگردي عمان انتخاب شد.

اين در حالي است كه سلطان قابوس در 8 ماه مارس گذشته خانم "راويه بنت سعيد البوسعيدي " را به عنوان وزير آموزش عالي تعيين كرد. وي اولين زني بود كه در دولت عمان به وزارت رسيد.

همچنين زنان در پارلمان اين كشور در مسايل اقتصادي و اجتماعي شركت مي كنند ولي در امور دفاع و امنيت داخلي و سياست خارجي مداخله نمي‌كنند.

زنان عمان از سال 1996 به حق شركت در انتخابات دست يافتند و به اين ترتيب اين كشور به معدود كشورهاي حاشيه خليج فارس كه در آن زنان حق راي دارند، پيوست.

انتخابات پارلماني كه در اكتبر گذشته برگزار شد،اولين انتخاباتي بود كه همه شهروندان عماني در آن شركت داشتند.

 

نخستين رييس هيات پزشكي زن كشور طي روزهاي آينده از رييس فدراسيون پزشكي ورزشي حكم خواهد گرفت.

به گزارش ايسنا، دكتر نسرين شعبانيان پس از پايان برگزاري انتخابات مجمع عمومي هيات پزشكي ورزشي استان همدان كه با حضور دكتر مهرزاد خليليان رييس فدراسيون پزشكي و برانوش نيك بين مدير كل تربيت بدني همدان در محل تالار اجتماعات اين اداره كل برگزار شد، با كسب 12 راي از مجموع 15 آرا ماخوذه به عنوان رييس جديد هيات پزشكي ورزشي استان همدان برگزيده شد.

گفتني است پيش از اين در راستاي اجراي طرح ادغام فدراسيون‌هاي ورزشي و انجمن‌هاي ورزش بانوان كشور، دكتر سيده طليعه آل نبي رييس انجمن پزشكي ورزشي بانوان به عنوان نايب رييس فدراسيون پزشكي منصوب شد.

 

 

زنان مجلس هفتم پشت سر مردان مى ايستند

نرگس ابراهيمى:شرق: چهار شنبه 20  خرداد 1383- 9 ژوئن 2004

نمى شود كه يك زن در جايگاه هيات رئيسه مجلس بنشيند و ما دائماً چشممان به چشم او بيفتد!

 

اين عبارت مهم ترين و اصلى ترين استدلالى است كه مانع از ورود زنان نماينده مجلس هفتم به جايگاه هيات رئيسه مى شود.ظاهراً از زنان مجلس هفتم كه اكثريت آنها با حمايت آبادگران وارد مجلس شده اند خود به اين عبارت اعتقاد و ايمان دارند. همين اعتقاد باعث شد كه زنان طى چهار اجلاس كه منتخبان مجلس هفتم تشكيل دادند تا پيش از شروع به كار رسمى خود، اعضاى هيات رئيسه مجلس را انتخاب كنند، كاملاً منفعل عمل كرده و هيچ تلاشى براى معرفى يك نفر از ميان خود جهت عضويت در هيات رئيسه به عمل نياوردند. در جريان برگزارى چهار اجلاس هيچ گاه نام يك كانديداى زن هم مطرح نشد.زمانى هم كه مجلس هفتم رسماً تشكيل شد در نخستين جلسه تعيين هيات رئيسه موقت، دوازده زن نماينده مجلس هيچ سازماندهى براى عضويت يك نفر از خودشان در هيات رئيسه نداشتند. البته اين نكته نيز قابل اهميت است كه تركيب اعضاى هيات رئيسه توسط گروه ها و احزاب سياسى راه يافته به مجلس مشخص مى شود و معمولاً تصميم يك نفر يا جمعى كوچك براى فرستادن يك عضو به هيات رئيسه كارساز نيست. همين كه زنان مجلس هفتم كه از نمايندگان جناح اكثريت و يا همان آبادگران هستند، تلاش براى قانع كردن اكثريت به عمل نياوردند، نشان مى دهد كه نمى توان انتظار داشت يكى از آنها به عضويت هيات رئيسه درآيد.

 

ضمن اينكه مردان اكثريت نيز به همان دليلى كه در ابتدا به آن اشاره شد دلشان نمى خواهد يك زن در جايگاه هيات رئيسه قرار گيرد. هرچند كه معمولاً به هنگام تقسيم پست، مردان زودتر از زن ها صف مى كشند و اگر زنان از خود تحركى براى گرفتن حقشان نشان ندهند بى ترديد در انتهاى صف قرار گرفته و طبيعتاً پستى به آنها نخواهد رسيد. زنان مجلس هفتم هم از آن جمله زنانى هستند كه معمولاً ترجيح مى دهند در انتهاى صف و پشت سر مردان قرار گيرند.

 

به همين دليل اقدام فردى رفعت بيات كه از زنجان به مجلس راه يافته براى ورود به هيات رئيسه هيچ ثمرى نداد. او كه به دليل تجربه ۱۲ ساله حضور در چند انتخابات مجلس (از چهارم تا هفتم) و شوراها بالاخره در اين دوره موفق به كسب كرسى نمايندگى شد، براى انتخاب منشى و كارپردازى هيات رئيسه موقت كانديدا شد كه براى منشى ۲۰ راى و براى كارپردازى ۵ راى به دست آورد. يعنى كمترين آرا در ميان كانديداهاى سمت منشى و كارپردازى. او حتى در رابطه با كارپردازى نتوانست آراى دوازده زن نماينده را به دست آورد. ظاهراً تجربه سه دوره كانديداتورى و شكست در انتخابات، بيات را آبديده كرده است. در هيات رئيسه دائم هم وى توانست ۵۵ راى كسب كند.حتى زمانى كه دو تن از زنان مجلس هفتم گفتند كه براى هيات رئيسه دائم مجلس يك نفر از ميان خودشان را كانديدا مى كنند مورد اعتراض سازمان دهندگان مجلس قرار گرفته و از حرف خود پشيمان شدند.

 

بعداً فاطمه آليا سخنان اين دو زن نماينده را تصحيح كرد. وى كه نماينده تهران و از اعضاى گروه اصلى آبادگران يعنى جمعيت ايثاگران انقلاب اسلامى است تاكيد كرد كه زنان نماينده مجلس هفتم علاقه اى به حضور در هيات رئيسه ندارند و مى خواهند در كميسيون ها فعال شوند.هنوز زود است كه راجع به عملكرد و برنامه هاى زنان مجلس هفتم اظهارنظر كرد ولى نحوه ورود اين نمايندگان به مجلس، گوشه گيرى، فرار از مقابل خبرنگاران، ترس از دادن شماره تلفن تماس به آنها و اظهارات اوليه اى كه از آنان در مطبوعات درج شده نشان دهنده موضع دنباله روانه زنان در مجلس هفتم است.

 

فاطمه آليا نماينده تهران طى ده روزى كه از شروع به كار مجلس هفتم مى گذرد، بيشترين اظهارنظر را در خصوص مواضع و برنامه هاى زنان در مجلس هفتم داشته است. وى ضمن دفاع از ازدواج مجدد مردان كه آن را به نفع زنان ارزيابى كرده است از الحاق ايران به كنوانسيون منع تبعيض عليه زنان نيز انتقاد كرد و گفت كه زنان مجلس هفتم با مفاد اين كنوانسيون موافق نيستند.لازم به ذكر است كه لايحه الحاق ايران به كنوانسيون منع تبعيض عليه زنان در مجلس ششم تصويب شد ولى با مخالفت شوراى نگبهان روبه رو شد و اينك در مجمع تشخيص مصلحت نظام است تا آنها در مورد مصلحت نظام در پيوستن يا نپيوستن به اين كنوانسيون تصميم گيرى كنند.فاطمه آليا همچنين از ازدواج دختران با پسران كوچك تر از خود دفاع كرده است.

 

در مجموع به نظر مى رسد نفيسه فياض بخش كه تنها زن نماينده است كه تجربه حضور در دو دوره مجالس چهارم و پنجم را داشته است بيش از زنان ديگر بتواند فعال باشد. وى در نخستين حركت خود به اعتبارنامه باغبانيان نماينده نطنز و قمصر اعتراض كرده است.بسيارى از خبرنگاران به دليل احتراز زنان نماينده از روبه رو شدن با آنها نتوانسته اند به پاسخ سئوال هاى خود از جمله علت اعتراض فياض بخش به اعتبارنامه نماينده نطنز دست يابند.نفيسه فياض بخش كه خواهر شهيد فياض بخش وزير كابينه در ابتداى پيروزى انقلاب اسلامى است در مجالس چهارم و پنجم عضو كميسيون قضايى بود و از طراحان طرح هاى تشكيل دادگاه هاى خانواده، محاسبه مهريه به نرخ روز و تعيين اجرت المثل زنان پس از طلاق بود.

 

نيره اخوان بيطرف نماينده اصفهان نيز يكى ديگر از زنان مجلس هفتم است كه تجربه حضور در مجلس پنجم را دارد. وى كه همسر حسن كامران نماينده اصفهان است در اين دوره نيز به همراه همسر خود وارد مجلس شده است. اخوان بيطرف احتمالاً همانند دوره پنجم به كميسيون آموزش و پرورش خواهد رفت كه اينك آموزش و تحقيقات نام گرفته است.نيره اخوان بيطرف نيز از نظر فكرى كاملاً محافظه كار بوده و به نظر مى رسد حقوق زنان را كاملاً اعطا شده مى داند. نيره اخوان بيطرف در مجلس پنجم از همكاران اصلى همسرش در ارائه طرح تشكيل بسيج دانشجويى در دانشگاه هاى سراسر كشور بود.

 

الهام امين زاده نماينده اى كه از تهران به مجلس هفتم راه يافته تنها نماينده اى است كه با توجه به نوع پوشش و برخورد با زنان خبرنگار به نظر متفاوت از بقيه زنان مى آيد. هر چند كه بعيد است وى نماينده اى جداى از تعلقات فكرى و سياسى جناح راست باشد. او كه مدتى در سپاه پاسداران انقلاب اسلامى كار كرده دكتراى حقوق خود را از دانشگاه گلاسكوى انگليس دريافت كرده و احتمالاً به عضويت كميسيون قضايى درخواهد آمد. وى همچنين عضو انجمن حمايت از مصدومين شيميايى است.

 

فاطمه رهبر از ديگر زنان مجلس هفتم است كه از اعضاى حزب موتلفه اسلامى و دبير شوراى سياستگذارى اينترنت در سازمان صداوسيماست.تعلق فكرى و سياسى وى به حزب موتلفه و هوادارى اش از محدودسازى دسترسى مردم به اينترنت مى تواند مشخص كننده مواضع و عملكرد آتى وى در مورد حقوق سياسى و اجتماعى به ويژه براى زنان جامعه باشد. رهبر علاقه خود را به عضويت در كميسيون فرهنگى مجلس ابراز داشته است.

 

لاله افتخارى يكى ديگر از زنان نماينده تهران است كه عضو جمعيت زنان انقلاب اسلامى يكى از شاخه هاى جامعه زينب است و از نزديكان مريم بهروزى دبير كل جامعه زينب محسوب مى شود.

 

عشرت شائق نيز از حوزه انتخابيه تبريز، آذرشهر و اسكو وارد مجلس شده است. شائق كه تحصيلات حوزوى دارد اصرار مى كند به عضويت كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى درآيد ولى به او گفته شده كه تحصيلاتش در اين رابطه نيست و او پاسخ داده است كه كار امنيتى كرده و سابقه آن را دارد.

 

مهرانگيز مروتى فوق ديپلم آموزش ابتدايى و نماينده خلخال به نظر مى رسد يكى از زنان نماينده اى است كه مستقلاً و بدون وابستگى به گروه آبادگران وارد مجلس شده و هنوز فرهنگ مجلس ششم را دارد و با همان فرهنگ اظهارنظرى درخصوص موقعيت زنان در مجلس هفتم كرده است.وى كه تنها زن باقيمانده از مجلس ششم است كه به مجلس هفتم نيز راه يافته در سخنانى به خبرنگاران پارلمانى گفته است كه كاهش تعداد زنان در مجلس هفتم و عدم حضور آنها در جايگاه هيات رئيسه قابل انتقاد است. مروتى اصرار دارد كه به كميسيون برنامه و بودجه برود.

 

رفعت بيات نماينده زنجان نيز از زنان مستقل مجلس هفتم است كه نسبت به زنان ديگر فعال تر ظاهر شده است، هر چند كه به نظر نمى رسد ديدگاه هاى فكرى و سياسى او به خصوص در مورد حقوق زنان چندان تفاوتى با زنان جناح آبادگران داشته باشد. رفعت بيات اخيراً علت نامزد نشدن زنان براى هيأت رئيسه را تصميم تشكيلاتى جناح آبادگران عنوان كرده است. سه تن ديگر از زنان مجلس هفتم يعنى فاطمه آجرلو نماينده كرج، عفت شريعتى نماينده مشهد و هاجر تحريرى نماينده رشت كه براى نخستين بار نيز وارد مجلس شده اند، فاقد سابقه و عملكرد مشخص سياسى _ فكرى هستند. انفعال زنان مجلس هفتم كه كاملاً مشهود است يكى از علل كنار گذاشتن آنها از كميسيون هاى بااهميت مجلس نيز خواهد شد. زنانى كه ترجيح مى دهند هميشه پشت سر مردان و در آخر صف باشند بعيد است كه بتوانند وارد كميسيون هاى دلخواه خود شوند چون مردان هميشه در صف هاى نخست دو كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى و برنامه و بودجه هستند.هر چند كه آبادگران ممكن است براى جبران عدم اجازه به زنان براى ورود به هيأت رئيسه جايگاه بهترى در كميسيون ها به آنها بدهند، اما هر چه هست اين جايگاه ها به آنها داده مى شود نه اينكه خودشان به دست آورده باشند.

 

زنان مجلس هفتم علاوه بر افكار و عقايدى كه مانع از فعاليت و تحرك كامل آنها مى شود ناچارند در محدوده اى كه برايشان تعيين شده حركت كنند. محدوده اى كه براى كل نمايندگان مجلس هفتم به ويژه جناح اكثريت آن وجود دارد.از آنجا كه حركت مجلس هفتم براساس استراتژى مشخص تعيين شده است، اگر زنان و حقوق آنها جايى در اين استراتژى داشته باشد، برنامه هاى آن عملى خواهد شد و تصميم گيرى مستقل زنان نماينده مجلس هفتم تاثيرى در اين استراتژى نخواهد داشت. البته اگر قرار باشد آبادگران افكار عمومى جامعه را جلب كنند، نيمى از اين افكار متعلق به زنان است و مشكل بتوان آنها را ناديده گرفت.

 

 

خشونت خانگي تجربه بسياري از زنان

ليلا شعباني چوبه*- اعتماد- چهار شنبه 20  خرداد 1383- 9 ژوئن 2004

خانواده نهادي است كه شدت، عمق و گستردگي روابط و تعاملات در آن از هر جاي ديگري بيشتر است. همه مردم خانواده را نهادي پر از صميميت، دوستي و امن كه آسايش اعضا را تأمين مي‌كند، تصور مي‌كنند. نهادي كه ما را قادر مي‌سازد از ناملايمات زندگي بگريزيم. خانواده مركب از گروهي از افراد است كه از طريق خون يا فرزند‌خواندگي به يكديگر مربوط و منسوب بوده و براي مدتي طولاني و نامشخص با هم زندگي مي‌كنند. (مؤسسه تحقيقات جزايي و جرم‌شناسي دانشگاه تهران، 28:1380).

در بين تمامي نهادها، سازمان‌ها و تأسيسات اجتماعي، خانواده نقش و اهميتي خاص و بسزا دارد. تمامي آنان كه در باب سازمان جامعه انديشيده‌اند، همه مصلحين، حتي رؤياگرايان و آنان كه به ناكجا‌آباد (Utopia) روي كردند، بر خانواده و اهميت حياتي آن براي جامعه تأكيد ورزيده‌اند. به درستي هيچ جامعه‌اي نمي‌تواند ادعاي سلامت كند، چنانچه از خانواده‌هايي سالم برخوردار نباشد باز بي‌هيچ شبهه، هيچ يك از آسيب‌هاي اجتماعي نيست كه فارغ از تأثير خانواده پديد آمده باشد. (ساروخاني، 11:1379) نهاد خانواده زماني مي‌تواند كاركرد خودش را به درستي انجام دهد كه دچار نابساماني و آشفتگي نباشد و خشونت از عواملي است كه سلامت و امنيت خانواده را تهديد مي‌كند. خشونت خانگي يا خشونت عليه زنان در خانواده شايع‌ترين شكل خشونت عليه آنان است. نتايج بررسي‌ها حاكي از آن است كه احتمال ضرب و جرح، تجاوز و قتل زنان توسط همسرانشان، بيش از هر كس ديگري است. (رفيعي‌فر، پارسي‌نيا، 13:1380)

خانه غالباً به عنوان پناهگاه امنيت و خوشبختي تصور مي‌شود، اما خشونت خانگي بخشي از تجربه بسياري از زنان است. خشونت خانگي بلاي اجتماعي جديدي نيست. در سده‌هاي ميانه و اوايل صنعتي شدن، خشونت نسبت به زنان يك جنبه متداول ازدواج بود. خشونت عليه زنان در خانه گاهي جزيي تصور مي‌شود، اما شواهد و مدارك از پناهگاه‌هاي زنان مضروب شده خلاف آن را نشان مي‌دهد. (گيدنز، 340:1374-339).

خشونت عليه زنان به هيچ وجه خاص جوامع عقب‌افتاده يا جوامع مسلمان نيست. در پيشرفته‌ترين كشورهاي جهان، زنان و كودكان از تبعات و عوارض ناشي از خشونت، به خصوص در زندگي خانوادگي رنج مي‌برند و آزارهاي جسمي و جنسي و رواني نه تنها تندرستي، سلامت عقل، تعادل عاطفي و رواني آنها را به خطر مي‌اندازد، بلكه جامعه را نيز متضرر مي‌سازد.

خشونت خانوادگي پديده‌اي جديد نيست، اما توجه به آن به عنوان مسأله‌اي اجتماعي جديد است. در كشورهاي غربي از حدود سي سال پيش و در ايران از چند سال پيش نگاه افراد متخصص به اين پديده جلب شده است. در حال حاضر در ايران بسياري از مسائل و آسيب‌هاي اجتماعي در رابطه با خانواده وجود دارد از جمله اين مسائل مي‌توان به مشكل دختران فراري و افزايش خودكشي و خودسوزي در ميان زنان و افزايش طلاق و خشونت خانوادگي اشاره كرد. در نقاط مختلف دنيا بين 16 تا 25 درصد از زنان با خشونت‌هاي جسمي توسط شركاي زندگيشان در رنج بوده و حداقل يك زن از هر پنج زن در طول زندگي خود مورد تجاوز يا در معرض آن قرار گرفته‌اند. آمارها حاكي از آن است كه:

30 تا 35 درصد زنان آمريكايي مورد آزار جسمي شوهران خود قرار مي‌گيرند. 15 تا 25 درصد اين زنان حتي در هنگام بارداري نيز مورد ضرب و شتم قرار مي‌گيرند.

21 تا 30 درصد زنان در آمريكا حداقل يك بار مورد هجوم و آزار جسمي شوهرانشان قرار مي‌گيرند.

41 درصد زنان هند بر اثر آزار جسمي شوهران خود دست به خودكشي مي‌زنند.

62 درصد از مقتولان زن، در سال 1978 ميلادي، در كانادا توسط شوهران خود كشته شده‌اند. (كار، 14:1379)

در آمريكا هر هجده دقيقه يك زن مورد ضرب و شتم قرار مي‌گيرد، به طوري كه علت مراجعه 22 تا 35 درصد زنان به بخش‌هاي اورژانس بيمارستان‌ها خشونت‌هاي خانوادگي است. (حقوق زنان، ش 6:17)

در كانادا 29 درصد، در كنيا 42 درصد، در سريلانكا 51 درصد، در سانتياگوي شيلي 26 درصد گزارش كردند مورد خشونت واقع شده‌اند. همچنين 80 درصد دختران در مصر ختنه مي‌شوند. (رفيعي‌فر و پارسي‌نيا، 195:1380)

نتيجه خشونت خانوادگي نه فقط باعث ايجاد مشكلات فردي بلكه باعث مشكلات اجتماعي و تشديد روابط اقتداري در جامعه خواهد شد كه بار ديگر در خانواده‌ها انعكاس خواهد يافت. بررسي مشكلات خانواده بدون توجه به ساختار اجتماعي كه به وجود آورنده روابط خانوادگي است به نتيجه مطلوب نخواهد رسيد.

* كارشناس پژوهش علوم اجتماعي

منابع:

مؤسسه تحقيقات جزايي و جرم‌شناسي دانشگاه تهران، 1380.

ساروخاني، باقر (1379)، مقدمه‌اي بر جامعه‌شناسي خانواده، تهران، انتشارات سروش.

رفيعي‌فر، شهرام (1380)، پارسي‌نيا، سعيد، خشونت عليه زنان (سازمان بهداشت جهاني)، تهران، انتشارات تنديس.

گيدنز، آنتوني (1376)، جامعه‌شناسي، صبوري؛ منوچهر، تهران. انتشارات ني.

كار، مهرانگيز (1379)، پژوهش‌ درباره خشونت عليه زنان در ايران، تهران، انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.

 

 

گريه‌ها وفريادهاي‌شهلا دردادگاه‌         

چهار شنبه 20  خرداد 1383- 9 ژوئن 2004

گروه‌ حوادث اعتماد‌، فرناز قلعه‌ دار: سومين‌ و آخرين‌ جلسه‌ علني‌ محاكمه‌ شهلا جاهد و ناصرمحمدخاني‌ صبح‌ ديروز در مجتمع‌ جنايي‌ تهران‌ و با رياست‌ قاضي‌ جعفرزاده‌ برگزار شد.

جلسه‌ محاكمه‌ ديروز دقايقي‌ بعد از ساعت‌ 10صبح‌ با حضور متهمه‌، خانواده‌ مقتوله‌ و ناصرمحمدخاني‌ شروع‌ شد. قاضي‌ جعفرزاده‌ به‌ ترجمه‌ آياتي‌ كه‌ توسط‌ قاري‌ جلسه‌ قرائت‌ شده‌ بود، پرداخت‌ و اشاره‌ كرد كه‌ خداوند در اين‌ آيات‌ به‌ رحمت‌الهي‌، بخشش‌ و اعطاي‌ زندگي‌ دوباره‌ به‌ انسان‌ها تاكيد كرده‌ است‌.

قاضي‌ دادگاه‌ سپس‌ از ناصر محمدخاني‌ خواست‌ تا براي‌ دفاع‌ از دو مورد اتهام‌ تفهيم‌ شده‌ به‌ وي‌ در جايگاه‌ مخصوص‌ متهمان‌ قرار گيرد. يك‌ مورد از اتهام‌ عليه‌ ناصر محمدخاني‌ شكايت‌ پدر مقتوله‌ است‌. پدر فاطمه‌ )لاله‌( سحرخيزان‌ در شكايت‌ خود، ناصر محمدخاني‌ را معاونت‌ در قتل‌ دختر خود معرفي‌ كرده‌ است‌. اتهام‌ ديگر ناصر محمدخاني‌ استعمال‌ مواد مخدري‌ بوده‌ كه‌ عمدتا شهلا براي‌ وي‌ تهيه‌ مي‌كرد.

قاضي‌ دادگاه‌ خطاب‌ به‌ محمدخاني‌ گفت‌: بطور كامل‌ خودتان‌ را معرفي‌ كنيد.

من‌ ناصر محمدخاني‌، فرزند سيدمهدي‌ متولد 1338، اهل‌ شهرري‌ هستم‌ و چهار برادر و يك‌ خواهر دارم‌.

قاضي‌: طبق‌ محتويات‌ پرونده‌ و حسب‌ شكايت‌ وكيل‌ پدر مقتوله‌ كه‌ در حال‌ حاضر از وكالت‌ استعفا كرده‌ است‌، از شما به‌عنوان‌ معاونت‌ در پرونده‌ قتل‌ شكايت‌ شده‌ است‌. البته‌ ما قبول‌ داريم‌ كه‌ شما در زمان‌ قتل‌ در آلمان‌ و در اردوي‌ تيم‌ بوده‌ايد. با اين‌ حال‌ از خود دفاع‌ كنيد. ضمنا آيا اتهام‌ استعمال‌ ترياك‌ در خانه‌ خيابان‌ ظفر را كه‌ همراه‌ متهمه‌ )شهلا( در آن‌ ساكن‌ بوديد، قبول‌ داريد يا نه‌؟

محمدخاني‌: مصرف‌ مواد مخدر را قبول‌ دارم‌ اما در رابطه‌ با قتل‌، من‌ حتي‌ روحم‌ خبر نداشت‌، چون‌ همراه‌ تيم‌ پرسپوليس‌ در هانور آلمان‌ بودم‌. بازي‌ تيم‌ پرسپوليس‌ با تيم‌ هانوور تازه‌ شروع‌ شده‌ بود و من‌ روي‌ نيمكت‌ نشسته‌ بودم‌ كه‌ قائم‌ مقام‌ باشگاه‌ مرا صدا كرد و گفت‌: آمادگي‌ شنيدن‌ يك‌ خبر را داري‌؟ گفتم‌: بله‌ بگوييد. گفت‌: اگه‌ فكر مي‌كني‌ حالت‌ بد ميشه‌ بعدا توضيح‌ بدهم‌؟ گفتم‌: خواهش‌ مي‌كنم‌ بگو من‌ آمادگي‌ دارم‌. گفت‌: خانمت‌ تصادف‌ شديدي‌ كرده‌، الان‌ در بيمارستان‌ در حال‌ جراحي‌ است‌. تمام‌ كه‌ شد دوباره‌ بهت‌ خبر مي‌دهيم‌. پرسيدم‌: بچه‌هايم‌ چيزي‌ نشدند؟ گفت‌: نه‌ بچه‌ها سالم‌ هستند ولي‌ تو بايد همراه‌ وحيد قليچ‌ به‌ ايران‌ برگردي‌.

وقتي‌ مي‌خواستي‌ به‌ آلمان‌ سفركني‌ خانم‌ جاهد )شهلا( راجع‌ به‌ قتل‌ چيزي‌ به‌ شما نگفته‌ بود؟ چون‌ بيشتر وقت‌ شما با خانم‌ جاهد سپري‌ مي‌شد. آيا شما را در جريان‌ كاري‌ كه‌ مي‌خواست‌ انجام‌ بدهد قرار داده‌ بود يا نه‌؟

نه‌ من‌ اصلا خبر نداشتم‌.

قليچ‌ در هواپيما وقتي‌ خبر قتل‌ لاله‌ را به‌ شما داد به‌ نقل‌ از خودش‌ گفت‌ كه‌ شما گفته‌ايد بالاخره‌ يارو كار خودشو كرد؟ شما شخص‌ قاتل‌ را مي‌شناختيد كه‌ اين‌ حرف‌ را زديد؟

من‌ در آن‌ شرايط‌ تعادل‌ نداشتم‌، حتي‌ موقع‌ پياده‌ شدن‌ از هواپيما از روي‌ پله‌ها غلت‌ خوردم‌ و به‌ زمين‌ افتادم‌. شايد در آن‌ لحظه‌ فكر كردم‌ كه‌ كساني‌ ممكن‌ است‌ اين‌ كار را كرده‌ باشند كه‌ چند روز قبل‌ از سفرم‌ با ماشين‌ جلوي‌ خانه‌ ما مي‌ايستادند و مرا تماشا مي‌كردند و من‌ آن‌ موقع‌ فكر مي‌كردم‌ كه‌ چون‌ لباس‌ ورزشي‌ به‌ تن‌ دارم‌ و چون‌ از تمرين‌ مي‌آيم‌ آنها مرا نگاه‌ مي‌كنند. شايد در هواپيما اگر جمله‌يي‌ گفته‌ام‌، منظورم‌ آن‌ افراد بوده‌اند.

خانم‌ جاهد )شهلا( در تاريخ‌ 12 مهرماه‌ 82 به‌ قتل‌ اعتراف‌ كرد. شما قبل‌ از آن‌ تاريخ‌ مي‌دانستيد او قاتل‌ لاله‌ است‌؟ اگر يادتان‌ باشد ما زماني‌ كه‌ شما در بازداشت‌ بوديد به‌ مادرتان‌ و چند نفر از دوستانتان‌ اجازه‌ ملاقات‌ حضوري‌ با شما را داديم‌ در حالي‌ كه‌ از آن‌ ملاقات‌ بطور نامحسوس‌ فيلم‌ گرفتيم‌ و صداي‌ شما را هم‌ در اتاق‌ بغلي‌ مي‌شنيديم‌. بعد از آن‌ ملاقات‌ خانم‌ شهلا را با شما تنها در اتاقي‌ قرار داديم‌ تا صحبت‌ كنيد ولي‌ متوجه‌ حركاتي‌ شديم‌ كه‌ اشاره‌يي‌ و رمزي‌ بين‌ شما دو نفر ردوبدل‌ شد. آيا اشاره‌ به‌ قتل‌ داشت‌ يا خير؟ توضيح‌ بدهيد.

نه‌ اصلا. )شهلا( فقط‌ مدام‌ تكرار مي‌كرد كه‌ من‌ لاله‌ را نكشتم‌ ولي‌ بعد از اينكه‌ شما آمديد، گفت‌ آقاي‌ قاضي‌ هرچه‌ شما بگوييد، مي‌نويسم‌ كه‌ من‌ به‌ شهلا گفتم‌ اگر بخاطر علاقه‌ به‌ من‌ مي‌خواهي‌ اعتراف‌ كني‌، اين‌ كار را نكن‌. قسم‌ مي‌خورم‌ كه‌ حتي‌ تا روز اعتراف‌ شهلا روحم‌ خبر نداشت‌. همان‌ روز غروب‌ فهميدم‌.

از زمان‌ اعتراف‌ شهلا به‌ قتل‌ بگوييد.

من‌ در شعبه‌ دهم‌ اداره‌ آگاهي‌ بودم‌. چشم‌ بند و دستبند داشتم‌ كه‌ خانم‌ )شهلا( تشريف‌ آوردند. ماموران‌ از او پرسيدند: اين‌ آقا را مي‌شناسي‌؟ گفت‌: بله‌. بعد ماموران‌ با شهلا صحبت‌ كردند و گفتند: چند روز ديگه‌ سال‌ خانم‌ ناصره‌. اگر بيرون‌ نباشه‌ آبرويش‌ جلوي‌ دوستان‌ و ميهمانانش‌ ميره‌. به‌ شهلا گفتم‌: كمك‌ كن‌ اگر سال‌ لاله‌ در بازداشت‌ باشم‌ خيلي‌ برايم‌ بد مي‌شود، در ثاني‌ من‌ و لاله‌ با كسي‌ مشكلي‌ نداشتيم‌. من‌ در دوران‌ بازي‌ فوتبال‌ يك‌ كارت‌ زرد هم‌ نگرفتم‌. تنها كسي‌ هم‌ كه‌ مي‌توانسته‌ وارد خانه‌ ما بشود كسي‌ بوده‌ كه‌ كليد خانه‌ را داشته‌. بعد از اين‌ حرف‌ها شهلا اول‌ كتمان‌ مي‌كرد حتي‌ يك‌ بار به‌ من‌ پريد و گفت‌: اصلا خودت‌ لاله‌ را كشته‌يي‌ ولي‌ ماموران‌ گفتند: چرت‌ و پرت‌ نگو، ناصر آن‌ موقع‌ آلمان‌ بوده‌ در همين‌ موقع‌ بود كه‌ شهلا زير پاهاي‌ من‌ نشست‌ و دست‌هايش‌ را روي‌ پاهايم‌ كشيد و گفت‌: قرآن‌ بياريد بعد گفت‌: مي‌خوام‌ قسم‌ بخوري‌، دست‌ بگذار روي‌ قرآن‌ يا بگو من‌ را زود اعدام‌ كنند يا خانواده‌ لاله‌ بخاطر بچه‌هايت‌ كه‌ خيلي‌ به‌ آنها علاقه‌ دارند و بخاطر دختر برادرم‌ مرا ببخشند. بعد گفت‌ كه‌ لاله‌ را كشته‌ است‌. بعد آمديم‌ بيرون‌ داخل‌ حياط‌ قدم‌ زديم‌. باران‌ مي‌آمد. گفتم‌: شهلا ازتو يك‌ سوال‌ دارم‌. آن‌ لحظه‌ كه‌ به‌ لاله‌ ضربه‌ مي‌زدي‌ خانمم‌ چه‌ درخواستي‌ مي‌كرد؟ ولي‌ شهلا كه‌ گريه‌ مي‌كرد، گفت‌: نپرس‌، نمي‌توانم‌ بگويم‌ و جوابي‌ به‌ من‌ نداد. بعد برگشتيم‌ داخل‌ شعبه‌ آگاهي‌. به‌ او برگه‌ دادند تا جريان‌ قضيه‌ را بنويسد. فقط‌ گفتم‌ شهلا حداقل‌ بخاطر دوتا بچه‌هايم‌ به‌ من‌ رحم‌ مي‌كردي‌، لاله‌ مادر بود.

پس‌ اشاراتي‌ كه‌ داشتي‌ راجع‌ به‌ چه‌ بود؟

در رابطه‌ با برگه‌هايي‌ بود كه‌ شهلا راجع‌ به‌ مواد مخدر نوشته‌ بود كه‌ پاره‌ كرده‌، چون‌ با اسم‌ رمز برنج‌ نوشته‌ بود و مي‌خواست‌ به‌ من‌ بفهماند كه‌ برگه‌ها را پاره‌ كرده‌ است‌.

شما كه‌ الگوي‌ جوانان‌ بوديد و ورزشكار معروفي‌ بوديد، چرا مواد مخدر استعمال‌ مي‌كرديد؟

از اول‌ به‌ اين‌ شكل‌ نبود، تفريحي‌ بود. بعد كه‌ با شهلا دوست‌ شدم‌ و خانه‌ ظفر را گرفتيم‌، مصرفم‌ بيشتر شد و خانمم‌ هم‌ اطلاع‌ نداشت‌ كه‌ به‌ اين‌ شكل‌ مصرف‌ مي‌كنم‌.

آشنايي‌ شما با خديجه‌ جاهد )شهلا( از چه‌ زماني‌ شروع‌ شد و كجا بود؟

سال‌ 63 يا 64 كه‌ شهلا 14 يا 15ساله‌ بود و به‌ مدرسه‌ مي‌رفت‌ يك‌ روز از طريق‌ آگهي‌ فروشگاه‌ لوازم‌ ورزشي‌ كه‌ در شهر ري‌ داشتم‌، به‌ آنجا رفته‌ بود و چون‌ من‌ آنجا نبودم‌، از برادرم‌ يا فروشنده‌ فروشگاه‌ آدرس‌ خانه‌ پدرم‌ را گرفت‌ و پرسان‌ پرسان‌ به‌ خانه‌ پدرم‌ آمد. من‌ آن‌ موقع‌ يك‌ اتومبيل‌ بي‌.ام‌.و زردرنگ‌ داشتم‌. وقتي‌ او را ديدم‌ با لباس‌ مدرسه‌ بود و حالت‌ بچگانه‌ داشت‌. به‌ او گفتم‌ تو هنوز بچه‌ هستي‌ برو دنبال‌ درس‌ و مشقت‌. بعد از كلي‌ نصيحت‌، با ماشين‌ او را به‌ نزديكي‌هاي‌ جاده‌ قديم‌ كرج‌ رساندم‌. بعد از آن‌ سه‌ چهار بار ديگر او را ديدم‌. بار آخر برايم‌ كادو خريده‌ بود. دوستم‌ گفت‌: اين‌ دختر بچه‌ مدرسه‌يي‌ است‌ حتما پولهايش‌ را جمع‌ كرده‌ و برايت‌ كادو خريده‌. بهتره‌ پولش‌ را به‌ او بدهيم‌. ولي‌ به‌ شهلا برخورد و ناراحت‌ شد و ديگر نيامد تا سال‌ 77.

در اين‌ خصوص‌ )روابط‌ مجدد شهلا و ناصر( در جلسه‌ غيرعلني‌ دادگاه‌ كه‌ تشكيل‌ مي‌شود، تحقيق‌ مي‌كنيم‌. آيا اتهامات‌ وارده‌ را قبول‌ داريد يا نه‌؟

اتهام‌ قتل‌ را قبول‌ ندارم‌ ولي‌ استعمال‌ ترياك‌ را قبول‌ دارم‌.

سپس‌ قاضي‌ جعفرزاده‌ به‌ توضيح‌ اتهامات‌ شهلا پرداخت‌: براساس‌ گزارش‌هاي‌ موجود در پرونده‌، شهلا جاهد متهم‌ است‌ كه‌ پس‌ از كشتن‌ لاله‌ سحرخيزان‌، دست‌ به‌ سرقت‌ يك‌ ساعت‌ رولكس‌، چند حلقه‌ انگشتر و يك‌ زنجير طلا كه‌ به‌ پاي‌ مقتوله‌ بود، زده‌ و چندين‌بار هم‌ براي‌ ناصر محمدخاني‌ ترياك‌ تهيه‌ كرده‌ است‌.

قاضي‌ دادگاه‌ گفت‌: اين‌ اتهامات‌ به‌ ايشان‌ )شهلا( تفهيم‌ شده‌ اما اتهام‌ قتل‌ و سرقت‌ را قبول‌ نكردند.

دلايل‌ ما براي‌ اثبات‌ جرم‌ توسط‌ ايشان‌ متعدد بود، ازجمله‌ دفترچه‌ خاطرات‌ شهلا كه‌ تمام‌ وقايع‌ روزانه‌ را هر روز در دو سه‌ سطر در آن‌ مي‌نوشت‌. در اين‌ دفترچه‌ خاطرات‌ آمده‌ كه‌ وي‌ هميشه‌ در تعقيب‌ لاله‌ بوده‌، حتي‌ اسامي‌ خواهران‌ و بچه‌هاي‌ آنها را ذكر كرده‌ و با الفاظي‌ نظير دشمن‌ يا پيرزن‌ از لاله‌ اسم‌ برده‌ است‌. همچنين‌ 8900بار تماس‌ تلفني‌اش‌ بررسي‌ شده‌ كه‌ بيشتر آنها بعد از نيمه‌ شب‌ به‌ خانه‌، موبايل‌ لاله‌ و خانه‌ پدري‌ لاله‌ در شيراز بوده‌ است‌.

ضمنا يك‌ تماس‌ تلفني‌ در ساعت‌ 9 و بيست‌ و چهار دقيقه‌ صبح‌ )پس‌ از كشته‌ شدن‌ لاله‌( از خانه‌ ناصر محمدخاني‌ با شهرستان‌ خورموج‌ برقرار شده‌ كه‌ 18ثانيه‌ طول‌ كشيده‌ ولي‌ تماس‌گيرنده‌ حرفي‌ نزده‌ و سكوت‌ كرده‌ است‌.

بعد از تحقيقات‌ كافي‌ معلوم‌ شد اين‌ تماس‌ از خانه‌ ناصر با منزل‌ خاله‌ ناتني‌ لاله‌ در خورموج‌ برقرار شده‌ است‌. )شهلا اين‌ تماس‌ را زماني‌ برقرار كرده‌ كه‌ لاله‌ سحرخيزان‌ كشته‌ شده‌ بود( شهلا در بازجويي‌ پيرامون‌ اين‌ تماس‌ تلفني‌ گفته‌ است‌: دفترچه‌ تلفن‌ لاله‌ را برداشتم‌ و باز كردم‌. همين‌ شماره‌ را گرفتم‌ ولي‌ نمي‌دانستم‌ كجا است‌، چون‌ با كد گرفتم‌.

)شهلا( جاهد همچنين‌ هنگام‌ بازسازي‌ صحنه‌ قتل‌ در خانه‌ ناصر محمدخاني‌، تشك‌ تختخواب‌ را برگردانده‌ و لكه‌ خوني‌ را به‌ كارآگاهان‌ نشان‌ داده‌ و گفته‌: تشك‌ خوني‌ را برگرداندم‌ تا معلوم‌ نشود.

قاضي‌ دادگاه‌ سپس‌ به‌ موارد اتهامي‌ ديگر پرداخت‌ و گفت‌ از دلايل‌ ديگر اينكه‌ شهلا مرتبا بطور ناشناس‌ لاله‌ را تهديد تلفني‌ مي‌كرد. اين‌ تهديدات‌ را چند بار لاله‌ با مادر و خواهران‌ و دوستانش‌ )ساغر و مهنوش‌( در ميان‌ گذاشته‌ و به‌ آنها گفته‌ بود كه‌ يك‌ زن‌ ناشناس‌ مرتب‌ تلفن‌ مي‌زند، مرا تهديد به‌ مرگ‌ مي‌كند و مي‌گويد: تو لياقت‌ اين‌ خانه‌ و ماشين‌ و زندگي‌ را نداري‌.

در ضمن‌ شهلا بيان‌ كرده‌: آن‌ شبي‌ كه‌ در خانه‌ ناصر محمدخاني‌ مخفي‌ شده‌ بودم‌. شنيدم‌ لاله‌ براي‌ دوستش‌ مهنوش‌ درباره‌ نماز غفيله‌ حرف‌ مي‌زد و من‌ هم‌ از او ياد گرفتم‌ و در بازداشتگاه‌ هم‌ براي‌ لاله‌ نماز خواندم‌.

قاضي‌ دادگاه‌ افزود: همچنين‌ خانم‌ شهلا، دفترچه‌ خاطرات‌ ديگري‌ هم‌ داشتند كه‌ وقايع‌ روز 17مهرماه‌ را در دو صفحه‌ مفصل‌ توضيح‌ داده‌ كه‌ البته‌ چند سطر اول‌ آن‌ ظاهرا چند بار تغيير كرده‌، يعني‌ زماني‌ بين‌ هشت‌ و نيم‌ تا ده‌ صبح‌ كه‌ زمان‌ قتل‌ لاله‌ بوده‌ است‌.

دفاع‌ شهلا

سپس‌ قاضي‌ از وكيل‌ شهلا يعني‌ عبدالصمد خرمشاهي‌ خواست‌ تا براي‌ آخرين‌ دفاع‌ از موكل‌ خود در جايگاه‌ قرار بگيرد. اما خرمشاهي‌ عنوان‌ كرد كه‌ خود متهم‌ به‌ عنوان‌ آخرين‌ دفاع‌ صحبت‌هايي‌ دارند كه‌ بعد از صحبت‌هاي‌ ايشان‌ به‌ دفاع‌ خواهد پرداخت‌.

بدين‌ ترتيب‌ قاضي‌ از شهلا خواست‌ تا در جايگاه‌ قرار بگيرد و به‌ بيان‌ حقايق‌ و دفاع‌ از حق‌ خود بپردازد به‌ شرط‌ آنكه‌ فقط‌ حقيقت‌ را بگويد چرا كه‌ تنها راه‌ نجات‌ در بيان‌ حقيقت‌ است‌.

شهلا گفت‌: به‌ نام‌ خدا، الهي‌ اگر از دنيا مرا نصيبي‌ بود، به‌ بيگانگان‌ دادم‌. پس‌ برآر خورشيد شعور يك‌ بال‌ از افق‌ عيان‌ و از ابر جود قطره‌يي‌ باران‌. از شما آقاي‌ قاضي‌ اجازه‌ مي‌خواهم‌ كه‌ اين‌ امكان‌ و اجازه‌ را به‌ من‌ بدهيد تا بتوانم‌ راحت‌ حرف‌ بزنم‌ 17ماه‌ من‌ تحت‌ فرمان‌ و بازجويي‌ شما بودم‌، چند دقيقه‌ هم‌ شما اجازه‌ بدهيد تا من‌ با رعايت‌ ادب‌ و احترام‌ آنچه‌ را در دل‌ دارم‌ بگويم‌ و بعد سر تعظيم‌ فرود مي‌آورم‌ بر آنچه‌ كه‌ حكم‌ خداست‌.

بفرماييد.

من‌ در حضور همه‌ اعلام‌ مي‌كنم‌ كه‌ به‌ شما به‌عنوان‌ يك‌ انسان‌ علاقه‌ زيادي‌ دارم‌، من‌ شما را خيلي‌ دوست‌ دارم‌ ولي‌ اين‌ دوست‌ داشتن‌ علاقه‌ توام‌ با احترام‌ است‌.

ما هم‌ همه‌ انسان‌ها را دوست‌ داريم‌، به‌ حقوقشان‌ احترام‌ مي‌گذاريم‌ و آرزو داريم‌ هر انساني‌ بتواند با رعايت‌ موازين‌ ارزشمند انساني‌ در دنيا زندگي‌ كند.

اول‌ بايد به‌ فيلم‌ )بازسازي‌ صحنه‌ قتل‌( ديروز اشاره‌ كنم‌. در ارتباط‌ با كليد خانه‌ ناصر، در بازجويي‌ها مهنوش‌ )دوست‌ لاله‌( و علي‌ و عرفان‌ همه‌ ادعا كردند كه‌ هنگام‌ خروج‌ از خانه‌ در شب‌ قبل‌، لاله‌ درهاي‌ خانه‌ را قفل‌ نكرده‌ بود بلكه‌ فقط‌ در را بسته‌ بود، در حالي‌ كه‌ من‌ گفته‌ بودم‌ كه‌ آنها موقع‌ خروج‌ از خانه‌ تمام‌ درهاي‌ اتاق‌ها، در آپارتمان‌، در آهني‌ كشويي‌ بيرون‌ و همه‌ درها را محكم‌ بسته‌ و قفل‌ كرده‌ بودند. حال‌ آنكه‌ در جايي‌ كه‌ من‌ مطابق‌ آنچه‌ در فيلم‌ گفتم‌، مخفي‌ شده‌ بودم‌! اصلا نمي‌ توانستم‌ ببينم‌ كه‌ لاله‌ و بچه‌هايش‌ چه‌ كار مي‌كنند، يعني‌ شكاف‌ پشت‌ كمد به‌ من‌ اجازه‌ نمي‌داد همه‌ جاي‌ خانه‌ را ببينم‌. همچنين‌ در مورد كليد يدك‌ من‌ گفتم‌ كه‌ آن‌ را در يك‌ كليدسازي‌ ساختم‌ كه‌ بغلش‌ سوپرماركت‌ بود ولي‌ روزي‌ كه‌ آقاي‌ احساني‌فر )افسر آگاهي‌( را بردم‌ تا كليدسازي‌ را نشانش‌ بدهم‌ چرا از من‌ سوال‌ نكرد كه‌ پس‌ سوپر ماركت‌ كجاست‌؟ وقتي‌ 2 نفر آقاي‌ كليدساز را كنار ماشين‌ آوردند تا مرا شناسايي‌ كنند يكي‌ از آنها گفت‌: بله‌ قيافه‌ اين‌ خانم‌ آشنا است‌. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ در يك‌ سال‌ گذشته‌ )قبل‌ از اعتراف‌( عكس‌ من‌ در تمام‌ روزنامه‌ها و جرايد چاپ‌ شده‌ بود و طبيعتا يك‌ بچه‌ 2 ساله‌ هم‌ مي‌توانست‌ مرا بشناسد يا بگويد قيافه‌اش‌ آشنا است‌. وقتي‌ آقاي‌ احساني‌فر از من‌ پرسيد كداميك‌ از اين‌ دو نفر كليد را ساختند، يكي‌ از آنها كه‌ كيف‌ سامسونت‌ دستش‌ بود و عينك‌ داشت‌ صورتش‌ را جلو آورد و به‌ من‌ گفت‌: خوب‌ ببين‌ من‌ بودم‌ يا نه‌!؟

سپس‌ شهلا رو به‌ خانواده‌ سحرخيزان‌ كرد و گفت‌: من‌ خدمت‌ اين‌ خانواده‌ تسليت‌ مي‌گويم‌ هر چند كه‌ مي‌دانم‌ الان‌ به‌ من‌ مي‌گويند ما نيازي‌ به‌ تسلاي‌ تو نداريم‌ ولي‌ من‌ به‌ شما مي‌گويم‌ تنها لاله‌ قرباني‌ نشد، بلكه‌ من‌ هم‌ قرباني‌ شدم‌، قرباني‌ عشق‌ به‌ ناصر، عشقي‌ كه‌ هيچگاه‌ به‌ تنفر نينجاميد، من‌ الان‌ هم‌ اگر خمي‌ بر ابروي‌ ناصر ببينم‌ اظهار ناراحتي‌ خواهم‌ كرد هر چند كه‌ او تقاضاي‌ قصاص‌ و مرگ‌ را كرد.سپس‌ شروع‌ به‌ خواندن‌ شعري‌ براي‌ ناصر كرد: مگر تو از من‌ چه‌ ديدي‌ جز خوبي‌هاي‌ مكرركه‌ از من‌ خسته‌ رو گردانيدي‌ و شمشير از رو بستي‌، نگو كه‌ وهم‌ بود داستان‌ عشق‌ ما، عشق‌ كه‌ وهم‌ نيست‌\ اسارت‌ من‌ براي‌ رهايي‌ تو وهم‌ نيست‌

حال‌ زندان‌ تنهايي‌ من‌ در زندان‌ عقربه‌هاي‌ ساعت‌ نمي‌پرد مي‌خزد

و من‌ براي‌ هيچ‌ چيز و هيچ‌ كس‌ ديگر عجله‌يي‌ ندارم‌

جز مردن‌ كه‌ آن‌ هم‌ بدانم‌ مردي‌ كه‌ بي‌دليل‌ شمشير برايم‌ از رو بست‌

آيا به‌ سوگ‌ من‌ خواهد نشست‌؟

اما قاضي‌ به‌ وي‌ تذكر داد و گفت‌: خانم‌ شهلا باعث‌ جريحه‌دار شدن‌ احساسات‌ حاضران‌ نشويد كه‌ شهلا گفت‌: چطور شما ديروز با پخش‌ فيلم‌ احساسات‌ خانواده‌ لاله‌ را جريحه‌دار كرديد، آنها را عليه‌ من‌ تحريك‌ كرديد؟ آيا شما كه‌ قاضي‌ هستيد نبايد بي‌طرف‌ باشيد، چرا آقاي‌ محققي‌ )وكيل‌ شاكيان‌( درخواست‌ پخش‌ مجدد فيلم‌ را كرد؟

شهلا پس‌ از بيان‌ صحبت‌هايي‌ گفت‌: ادامه‌ حضور من‌ درزندگي‌ ناصر و لاله‌، بنا به‌ درخواست‌ ناصر بوده‌ اگر يك‌ بار ناصر مرا از خود مي‌راند، براي‌ هميشه‌ مي‌رفتم‌. چند بار خودم‌ مي‌خواستم‌ ناصر را ترك‌ كنم‌ ولي‌ او نمي‌گذاشت‌. او با محبت‌هاي‌ بي‌پايانش‌ مرا عاشق‌ خودش‌ كرد. مگر من‌ از دخترهاي‌ ديگر چه‌ كم‌ داشتم‌ كه‌ نتوانم‌ براي‌ خودم‌ همسر مناسب‌ و زندگي‌ ايده‌آلي‌ داشته‌ باشم‌؟ ولي‌ ناصر نگذاشت‌، حالا شنيدم‌ كه‌ به‌ يكي‌ از روزنامه‌هاي‌ ورزشي‌ گفته‌: ورزشكاران‌ و هنرپيشه‌ها مواظب‌ باشند كساني‌ )دختراني‌( هستند كه‌ در كمين‌ آنها نشسته‌اند تا زندگي‌شان‌ را نابود كنند. من‌ از تو مي‌پرسم‌ ناصر! آيا يك‌ دختر در كمين‌ تو نشسته‌ بود؟ اين‌ شماها هستيد كه‌ با استفاده‌ از شهرت‌ و معروفيت‌ خود در كمين‌ دختران‌ نشسته‌ايد. بگذاريد شهلاهاي‌ ديگر بدانند من‌ 17 ماه‌ در انفرادي‌ بودم‌ و آزار ديدم‌. شماها به‌ سرنوشت‌ من‌ دچار نشويد.

شهلا گفت‌: شبي‌ كه‌ ناصر مي‌خواست‌ به‌ آلمان‌ برود من‌ در فرودگاه‌ همراهش‌ بودم‌. مي‌گفت‌: دلم‌ شور مي‌زنه‌. رفتيم‌ توي‌ ماشين‌ من‌ تا سيگاري‌ بكشد. دسته‌ كليدش‌ را كه‌ سنگين‌ بود از جيب‌ در آورد و گفت‌: كاش‌ اينها را هم‌ همراه‌ بارهايم‌ مي‌دادم‌. گفتم‌: بگذار توي‌ ماشين‌ من‌ وقتي‌ برگشتي‌ بهت‌ مي‌دهم‌. نگاهي‌ به‌ من‌ كرد و گفت‌: آخه‌ شايد بيام‌ خانمم‌ نباشه‌؟

خب‌ بر فرض‌ كه‌ خانمت‌ نبود تو كه‌ از خدا مي‌خواستي‌ بيايي‌ خانه‌ من‌. تازه‌ آنجا مي‌تونستي‌ بعد از دو هفته‌ كه‌ از ترياك‌ دور بودي‌ راحت‌ استراحت‌ كني‌ و ترياك‌ بكشي‌!

اين‌ ناصر همش‌ مي‌گفت‌: دلشوره‌ دارم‌، به‌ پدر لاله‌ گفتم‌ بماند تهران‌ ولي‌ آنها هم‌ نماندند.

شهلا ادامه‌ داد: وقتي‌ من‌ به‌ آلمان‌ زنگ‌ زدم‌، گفتم‌: ناصر خانه‌ات‌ دزد آمده‌، گفت‌: تيراندازي‌ هم‌ شده‌؟ اصلاص حال‌ لاله‌ را نپرسيد، فقط‌ از بچه‌هايش‌ پرسيد.

سپس‌ شهلا به‌ بيان‌ كارهايي‌ كه‌ در روز 17مهرماه‌ انجام‌ داده‌ بود پرداخت‌ و گفت‌: روز اول‌ بهمن‌ 81 وقتي‌ مادر لاله‌ مرا ديد گفت‌: وقتي‌ داشتي‌ دخترم‌ را مي‌كشتي‌ او نگفت‌ كه‌ مادرم‌ گناه‌ داره‌؟

من‌ اين‌ جمله‌ را در اعترافاتم‌ از مادر لاله‌ ياد گرفتم‌. همچنين‌ در بازجويي‌ گفتم‌ كه‌ از لاله‌ )مجروح‌( پرسيدم‌ به‌ كي‌ زنگ‌ بزنم‌؟ گفت‌ به‌ 110 زنگ‌ بزن‌ چون‌ ناصر هميشه‌ مي‌گفت‌ به‌ لاله‌ و بچه‌ها گفته‌ام‌ اگر اتفاقي‌ برايتان‌ افتاد به‌ 110 زنگ‌ بزنيد. من‌ هم‌ در اعترافاتم‌ گفتم‌ كه‌ لاله‌ از من‌ خواست‌ به‌ 110 زنگ‌ بزنم‌. آخر چه‌ كسي‌ اين‌ حرفها را باور مي‌كند مگر ما داشتيم‌ فيلم‌ سينمايي‌ بازي‌ مي‌كرديم‌ كه‌ اين‌ همه‌ حرف‌ بين‌ ما رد و بدل‌ شده‌ باشد؟

من‌ به‌ همه‌ مي‌گويم‌ شما مي‌خواستيد در هفته‌ نيروي‌ انتظامي‌ اين‌ پرونده‌ را جمع‌ كنيد و سردار... در ميان‌ تشويق‌ و احترام‌ همه‌ بگويد قاتل‌ لاله‌ پيدا شد و مرا در تلويزيون‌ نشان‌ بدهند. اگر من‌ قاتلم‌ چرا نتوانستم‌ بگم‌ ضربه‌ها را چند تا و به‌ كجا زدم‌؟همه‌ را شما به‌ من‌ القا كرديد.سپس‌ شهلا گريه‌ كنان‌ باز هم‌ به‌ رد برخي‌ اتهامات‌ خود پرداخت‌ و در حالي‌ كه‌ بعضي‌ جاها بشدت‌ گريه‌ مي‌كرد، با ذكر دلايلي‌ اتهامات‌ وارده‌ را رد مي‌كرد تا جايي‌ كه‌ قاضي‌ گفت‌: تو يك‌ زن‌ هستي‌ و با رفتار احساسي‌ خود مي‌خواهي‌ افكار عمومي‌ را تحت‌ تاثير قرار دهي‌.

شهلا بعد از چند لحظه‌ كه‌ بر خود مسلط‌ شد گفت‌: من‌ آن‌ روز قبل‌ از ظهر به‌ مدرسه‌ برادرزاده‌ام‌ ميترا رفته‌ بودم‌. در مسير برگشت‌ با كسي‌ تماس‌ گرفتم‌ كه‌ از دوستان‌ ناصر بود. از من‌ خواست‌ به‌ خانه‌ ناصر بروم‌. گفت‌ جلوي‌ خانه‌ ناصر شلوغه‌ برو ببين‌ چه‌ خبره‌؟ در همين‌ موقع‌ شهلا با صداي‌ بلند شروع‌ به‌ گريه‌ كرد و گفت‌: اي‌ كاش‌ نمي‌رفتم‌...

قاضي‌: چه‌ كسي‌ از شما خواست‌؟

شهلا: ساعت‌ يك‌ و خورده‌يي‌ بود كه‌ رسيدم‌ اما شلوغي‌ نديدم‌ ولي‌ در باز بود، در بالا هم‌ باز بود. يك‌ لحظه‌ ايستادم‌. تلفن‌ زدم‌ ولي‌ سريع‌ قطع‌ كردم‌. رفتم‌ بالا ديدم‌ وسايلش‌ به‌ هم‌ ريخته‌ ، گفتم‌ اينجا آرايشگاهه‌...

در اين‌ لحظه‌ شهلا با صداي‌ بلند و جيغ‌زنان‌ به‌ گريه‌ افتاد و با فرياد گفت‌: من‌ جسد را ديدم‌، من‌ جسد را ديدم‌، پتو را رويش‌ كشيدند...

در اينجا شهلا حرفهاي‌ خود را در ميان‌ جيغ‌ و گريه‌ و فريادهاي‌ گوشخراشي‌ كه‌ شنيدن‌ حرفهايش‌ را مشكل‌ مي‌كرد ، ادامه‌ داد و گفت‌: مرا تهديد كردند گفتند موقعي‌ كه‌ تو از پله‌هاي‌ خانه‌ لاله‌ پايين‌ مي‌آمدي‌ ازت‌ فيلمبرداري‌ شده‌ نمي‌تواني‌ منكر رفتن‌ به‌ خانه‌ لاله‌ بشوي‌. آنها به‌ من‌ گفتند اگر اعتراف‌ نكني‌ و قتل‌ را به‌ گردن‌ نگيري‌ جان‌ ناصر به‌ خطر مي‌افتد، برادرزاده‌ات‌ را مي‌كشيم‌. از عشق‌ من‌ به‌ ناصر و ميترا همه‌ سوء استفاده‌ كردند.

شهلا كه‌ ديگر ناي‌ ايستادن‌ نداشت‌ گريه‌كنان‌ به‌ روي‌ زمين‌ افتاد ولي‌ مدام‌ فرياد مي‌كشيد: مگه‌ من‌ چه‌ كار كردم‌ كه‌ دوستهاي‌ تو بايد با من‌ اينطوري‌ كنند؟ سپس‌ ماموران‌ پليس‌ زن‌ كه‌ در دادگاه‌ حضور داشتند مرتب‌ شهلا را بلند مي‌كردند تا روي‌ صندلي‌ بنشانند ولي‌ او فرياد مي‌كشيد: ... لعنت‌ خدا بر تو، لعنت‌ خدا برتو و نام‌ يكي‌ از دوستان‌ نزديك‌ ناصر را به‌ زبان‌ مي‌آورد.

چون‌ لاله‌ در ميان‌ حرف‌هايش‌ از يك‌ خبرنگار به‌عنوان‌ يك‌ مطلع‌ نام‌ برده‌ بود قاضي‌ جعفرزاده‌ از اين‌ خبرنگار كه‌ در صحنه‌ بازسازي‌ قتل‌ حضور داشت‌ خواست‌ تا براي‌ پاره‌يي‌ توضيحات‌ در جايگاه‌ حاضر شود.

خبرنگار گفت‌: قبل‌ از اعتراف‌ خانم‌ جاهد، وي‌ تماس‌هاي‌ متعددي‌ با من‌ داشت‌ و در مورد خبرهايي‌ كه‌ ما در هفته‌نامه‌ مي‌نوشتيم‌ توضيحاتي‌ مي‌داد، مي‌گفت‌ آقاي‌ ح‌.ط‌ از دست‌ لاله‌ ناراحت‌ بوده‌ كه‌ دو ميليون‌ تومان‌ به‌ لاله‌ بدهكار بود و چون‌ لاله‌ به‌ او و ناصر فشار مي‌آورده‌ كه‌ پولش‌ را پس‌ بدهد، دل‌خوشي‌ از او نداشت‌. شب‌ بازسازي‌ صحنه‌ قتل‌ هم‌ من‌ و خانم‌ جاهد )شهلا( همزمان‌ از خانه‌ بيرون‌ آمديم‌ و آقاي‌ ح‌ به‌ من‌ گفت‌: ديديد من‌ قاتل‌ نيستم‌ من‌ دخالتي‌ نداشتم‌، ديگه‌ اسم‌ مرا ننويسيد.

قاضي‌ گفت‌: حاضران‌ زياد تعجب‌ نكنند ما پيش‌بيني‌ مي‌كرديم‌ كه‌ خانم‌ جاهد امروز چنين‌ صحنه‌يي‌ را در دادگاه‌ اجرا كنند به‌همين‌ خاطر از چند پليس‌ زن‌ خواسته‌ بوديم‌ براي‌ حفظ‌ امنيت‌ در جلسه‌ حضور پيدا كنند.سپس‌ خرمشاهي‌ به‌عنوان‌ وكيل‌ مدافع‌ متهمه‌ در جايگاه‌ قرار گرفت‌ و آخرين‌ دفاعيات‌ خود را از شهلا بيان‌ داشت‌. در ادامه‌ وكيل‌ ديگر شهلا يعني‌ شقاقي‌ در جايگاه‌ حاضر شد و با بيان‌ دلايلي‌ سعي‌ در رد اتهامات‌ وارده‌ به‌ موكلش‌ را داشت‌ و خواهان‌ صدور حكم‌ برائت‌ وي‌ شد كه‌ البته‌ قاضي‌ جعفرزاده‌ نيز با بيان‌ برخي‌ دلايل‌ ايرادات‌ وارده‌ از سوي‌ وكلا را تاييد نكرد و از آقايان‌ وكيل‌ خواست‌ تا اگر صحبتي‌ دارند در لوايح‌ جداگانه‌ تقديم‌ كنند.

قاضي‌ دادگاه‌ سپس‌ در مورد شخصي‌ كه‌ نامش‌ از سوي‌ شهلا به‌عنوان‌ مقصر و تهديد كننده‌ معرفي‌ شده‌، گفت‌: ما از تمام‌ كساني‌ كه‌ فكر مي‌كرديم‌ در اين‌ پرونده‌ دخالت‌ يا نقشي‌ دارند تحقيق‌ كامل‌ انجام‌ داده‌ايم‌ و از هيچ‌ سرنخي‌ هم‌ رد نشده‌ ايم‌ ولي‌ همه‌ آنها اسم‌ خانم‌ شهلا جاهد را به‌عنوان‌ اولين‌ مظنون‌ به‌ ما عنوان‌ كردند.در پايان‌ محققي‌، وكيل‌ مدافع‌ خانواده‌ لاله‌ در جايگاه‌ ايستاد و سخناني‌ را بيان‌ كرد كه‌ با اعتراض‌ وكيل‌ شهلا روبرو شد، چرا كه‌ به‌ گفته‌ ايشان‌ طبق‌ قانون‌ بعد از گرفتن‌ آخرين‌ دفاع‌ از متهم‌ و وكيل‌ مدافع‌، وكيل‌ شاكيان‌ ديگر حق‌ صحبت‌ ندارد.در پايان‌ جلسه‌ بار ديگر ناصر محمدخاني‌ براي‌ آخرين‌ دفاع‌ به‌ جايگاه‌ احضار شد و ضمن‌ قبول‌ اتهام‌ خود مبني‌ بر استعمال‌ مواد مخدر و رد اتهام‌ وارده‌ در مورد خبر داشتن‌ او از قتل‌ لاله‌ توسط‌ شهلا جايگاه‌ را ترك‌ كرد.قاضي‌ جعفرزاده‌ همچنين‌ اعلام‌ كرد جلسه‌ غيرعلني‌ روز پنجشنبه‌ كه‌ براي‌ رسيدگي‌ به‌ اتهام‌ رابطه‌ نامشروع‌ بين‌ متهم‌ و ناصر محمدخاني‌ برگزار مي‌شود راس‌ ساعت‌ 9 صبح‌ و با حضور شهلا، ناصر محمدخاني‌ و وكلاي‌ آنها تشكيل‌ خواهد شد.

 

 

طرح‌ها و لوايح مربوط به زنان و خانواده در مجلس ششم

 

از ابتداي شروع به كار مجلس ششم تا آخر، ‌١٨ طرح و لايحه‌ي از سوي فراكسيون زنان و كميته‌ي زنان، جوانان و امور خانواده‌ي مجلس شوراي اسلامي ارايه شده است.

به گزارش خبرنگار پارلماني خبرگزاري ايران(ايسنا)، اين طرح‌ها و لوايح به شرح زير مي‌باشد :

‌١- طرح اصلاح ماده‌ي ‌٤٣ قانون برنامه‌ي سوم توسعه‌ي اقتصادي، اجتماعي وفرهنگي جمهوري اسلامي ايران مصوب ‌١٧/١/٧٩ و الحاق يك تبصره به آن:

اين اصلاح به منظور بهبود ارائه‌ي خدمات به ايثارگران (خانواده شهدا، مفقودان، اسرا و خانواده‌ آن‌ها) و ساماندهي خدمات مربوط و اختصاص بودجه به اين طرح پيشنهاد شده است.

طبق تبصره(‌١) اين طرح، به منظور بهبود ارائه‌ي خدمات به محرومان و اقشار آسيب‌پذير و سامان‌دهي متمركز خدمات قابل ارايه و خدمات حمايتي به محرومان و اقشار آسيب‌پذير توسط كميته‌ي امداد امام خميني (ره) و كليه‌ي خدمات توانبخشي به معلولين، توسط سازمان بهزيستي انجام مي‌شود.

هم‌چنين طبق تبصره‌ي (‌٢) اين طرح، اجراي مفاد اين ماده در مورد نهادهاي تحت نظر مقام معظم رهبري، پس از تاييد ايشان ممكن خواهد بود.

‌٢- طرح الحاق يك تبصره به ماده‌ي ‌٩٤٨ قانون مدني مصوب ‌١٣٠٧:

بر طبق اين طرح، اجرت‌المثل زوجه پس از فوت مرد قابل مطالبه است، يعني زوجه مي‌تواند اجرت‌المثل ايام زندگي مشترك خود را از ماترك زوج متوفي با جلب نظر كارشناس و با رعايت بند الف تبصره‌ي ‌٦ قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب ‌٢٨/٨/١٣٧١ مطالبه كند.

‌٣- طرح نحوه‌ي اهداي جنين به زوجين نابارور:

در اين طرح كليه‌ي مراكز تخصصي اجازه دارند كه نسبت به انتقال جنين حاصله از تلقيح خارج رحمي زوج‌هاي قانوني و شرعي پس از موافقت زوجين صاحب جنين به رحم زنان داوطلب، اقدام كنند.

طبق ماده‌ي (‌١) اين قانون، كليه‌ي مراكز تخصصي درمان ناباروري ذي‌صلاح، مجاز خواهند بود با رعايت شرايط مندرج در اين قانون، نسبت به انتقال جنين‌هاي حاصله از تلقيح خارج از رحمي زوج‌هاي قانوني و شرعي پس از موافقت كتبي زوجين، صاحب جنيني به رحم زناني كه پس از ازدواج و انجام اقدامات پزشكي ناباروري (هر يك به تنهايي يا هر دو) به اثبات رسيده، اقدام كنند.

هم‌چنين در ماده‌ي(‌٥) اين طرح آمده است كه آيين نامه‌ي اجرايي اين قانون ظرف مدت سه ماه توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي با همكاري وزارت دادگستري تهيه و به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد كه اين طرح در تاريخ ‌١٨/٣/٨٢ به تصويب رسيد.

‌٤- لايحه‌ي الحاق جمهوري اسلامي ايران به كنوانسيون محو كليه‌ي اشكال تبعيض عليه زنان:

اين لايحه توسط دولت تاييد و براي الحاق به مجلس شوراي اسلامي ارائه شد.در اين راستا جمهوري اسلامي ايران، مفاد كنوانسيون را در موارد مغايرت با شرع مقدس اسلام قابل اجرا نمي‌داند. لذا تحفظ خود را در بخش مذكور اعلام داشته است كه مورد دوم تحفظ اين است: جمهوري اسلامي ايران خود را موظف به اجراي بند (‌١) ماده‌ي ‌٢٩ كنوانسيون در خصوص حل و فصل اختلافات از طريق داوري يا ارجاع به ديوان بين المللي دادگستري نمي‌داند.

هم‌چنين طبق ماده واحده‌ي اين لايحه به دولت جمهوري اسلامي ايران اجازه داده مي‌شود به كنوانسيون محو كليه‌ي اشكال تبعيض عليه زنان به شرح پيوست منوط به برقراري تحفظات و شروط زير ملحق شود و اسناد مربوط را توديع و تسليم كند:

الف) جمهوري اسلامي ايران مفاد كنوانسيون مذكور را در مواردي كه با شرع مقدس اسلام مغايرت نداشته باشد؛ قابل اجرا مي‌داند.

ب) جمهوري اسلامي ايران خود را موظف به اجراي بند (‌١) ماده‌ي ‌٢٩ اين كنوانسيون، در خصوص حل‌وفصل اختلافات از طريق داوري يا ارجاع به ديوان بين المللي دادگستري نمي‌داند.

گفتني است اين لايحه پس از تصويب در مجلس شوراي اسلامي به مجمع تشخيص نظام رفته است.

‌٥- طرح اصلاح موادي از آيين نامه‌ي داخلي مجلس شوراي اسلامي:

به گزارش ايسنا، اين طرح پيشنهاد مي‌كند تا كميسيوني جهت رسيدگي به امور خانواده، زنان و جوانان تشكيل شود.

طبق ماده واحده‌ي آن، از تاريخ تصويب اين قانون، كميسيوني جهت رسيدگي به امور خانواده، زنان و جوانان تشكيل خواهد شد، ولي اين طرح مسكوت باقي مانده است.

 

‌٦- طرح الحاق يك تبصره به قانون اصلاح ماده‌ي ‌٢٠ قانون مقررات استخدامي نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران (مصوب ‌٢٧/٤/١٣٧٤):

اين طرح به منظور اعاده‌ي حقوق زناني كه در سابق در كسوت انتظامي بوده و به كارمندان هم‌طراز تبديل شده بودند، ارائه شده است.

بر طبق تبصره‌ي (‌٢ ) اين طرح، كليه‌ي كاركنان زن كه در اجراي ماده‌ي ‌١٩٦ قانون ارتش جمهوري اسلامي ايران مصوب ‌٧/٧/١٣٦٦ از وضعيت انتظامي به كارمند معادل خود تبديل شده‌اند، در صورت تمايل مي‌توانند به وضعيت سابق اعاده‌ي شده، به درجات انتظامي معادل رتبه‌ي خود نايل شوند كه در اين راستا توافق شده اين طرح در قانون مقررات استخدامي نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران ديده شود.

‌٧- طرح حذف ماده‌ي ‌٨٢ و اصلاح ماده‌ي ‌٨١ قانون تامين اجتماعي:

اين طرح براي حذف ممنوعيت پرداخت مستمري (پس از فوت) مادر بيمه شده به فرزندان ارائه شده است تا زنان بيمه شده بتوانند پس از فوت، فرزندان خود را از مستمري بهره‌مند كنند. ماده‌ي ‌٨٢ قانون تامين اجتماعي مصوب ‌١٩/ ‌٣/ ‌١٣٥٢ حذف ماده‌ي ‌٨١ قانون مذكور به اين شرح اصلاح مي‌شود:

بازماندگان واجد شرايط بيمه شدگان متوفي كه استحقاق دريافت مستمري را خواهند داشت عبارتند از:

‌١- زوجه‌ي دايم بيمه شده‌ي متوفي، مادامي كه از ازدواج دايم مجدد نكرده باشد.

‌٢- شوهر بيمه شده‌ي متوفي

‌٣- فرزندان عبارتند از:

الف) ذكور: فرزندان كه سن آن‌ها كمتر از ‌١٨ سال تمام و به شرط عدم اشتغال به كار و از ‌١٨ سالگي تا پايان ‌٢٥ سالگي؛ خصوصا اگر اشتغال به تحصيل داشته باشند و يا طبق نظريه‌ي كميسيون پزشكي موضوع ماده‌ي ‌٩١ از تاريخ حين الفوت از كارافتاده‌ي كلي بوده و فاقد تمكين مالي، شغل و حرفه بوده باشد.

ب) اناث: به شرط نداشتن شغل يا شوهر در زمان فوت

‌٤- پدر و مادر بيمه شده‌ي متوفي(زن يا مرد)، در اين زمينه بايد تحت تكفل بودن آن‌ها محرز شده باشد، هم‌چنين در فاصله‌ي تاييد كفالت تا تاريخ فوت بيمه شده يا بعد از آن به واسطه‌ي دريافت مستمري از سازمان يا صندوق‌هاي بازنشستگي ديگر، اشتغال به كار يا زايل شدن از كارافتادگي كلي، احراز كفالت از بين نرفته باشد.

‌٨- طرح اجازه‌ي اقامت دائمي به همسران غير ايراني زنان ايراني:

مشكل زنان ايراني كه با مردان افغاني ازدواج كرده‌اند و قصد ندارد كه به كشور افغانستان بروند، موجب شده است تا در اين طرح به مردان افغاني اجازه داده شود كه در ايران بمانند و به تابعيت ايراني درآيند.

در ماده واحده‌ي اين طرح آمده است: دولت جمهوري اسلامي ايران مكلف است براي همسران آن دسته از زنان ايراني كه در فاصله‌ي سال‌هاي ‌١٣٥٧ الي ‌١٣٨٠ در ايران به ازدواج اتباع افغانستان درآمده‌اند، مجوز اقامت دائمي در ايران صادر كند.

به گزارش ايسنا، در اين راستا طبق تبصره‌ي اين طرح هزينه‌ي انجام اين كار توسط وزارت كشور بالامناصفه از متقاضيان دريافت خواهد شد، اين طرح در حال حاضر مسكوت مانده است.

‌٩- لايحه‌ي اصلاح قانون اصلاح موادي از قانون مدني:

اين لايحه به منظور تفكيك موضوع رشد از بلوغ و وجود يك ماده‌ي مشخص براي احراز رشد پيشنهاد شده است. لذا در يكي از مواد اين لايحه عنوان شده كه پسر از ‌١٥ سال و دختر پس از ‌١٣ سال رشيد است، مگر آن كه خلاف آن ثابت شود.

‌١٠- لايحه‌ي استفساريه‌ي ماده‌ي ‌٦ قانون اصلاح پاره‌اي مقررات مربوط به حقوق بازنشستگي، بانوان شاغل، خانواده‌ها و ساير كاركنان(مصوب ‌١٣٧٩):

به موجب ماده‌ي(‌٦) قانون، اصلاح پاره‌اي از مقررات مربوط به حقوق بازنشستگي، بانوان شاغل، خانواده‌ها و ساير كاركنان، از ابتداي سال ‌١٣٧٩ معادل تمامي حقوق و مزاياي دريافتي مستخدمان كه ملاك كسور بازنشستگي است، در دو سال آخر خدمت با اعمال آخرين ضريب حقوق سال بازنشستگي، مبناي تعيين حقوق بازنشستگي يا وظيفه خواهد بود.

‌١١- لايحه‌ي الحاق يك تبصره به ماده‌ واحده‌ي قانون اعطاي مرخصي بدون حقوق مستخدمان رسمي يا ثابت كه همسران آنان به ماموريت ثابت خارج از كشور اعزام مي‌شوند:

اين طرح به منظور رفع تبعيض از مشمولان قانون كار نسبت به مشمولان قانون استخدام كشوري صورت گرفته است.

طبق اين گزارش در تبصره‌ي اين لايحه آمده است: نيروهاي كار اعزامي به خارج از كشور كه داراي قرارداد كارآموزي و كار رسمي مورد تاييد وزارت كار و امور اجتماعي و نمايندگي‌هاي جمهوري اسلامي ايران هستند، همسران مشمول قانون استخدام كشوري آنان مي‌توانند از مرخصي بدون حقوق موضوع اين قانون حداكثر تا شش سال استفاده كنند.

‌١٢- طرح اصلاح مواد ‌١١٢١، ‌١١٢٢ و ‌١١٢٣ قانون مدني:

به گزارش ايسنا، اين طرح نظر به فسخ نكاح و مكان معالجه و درمان در برخي از موارد مشخص شده در اين موارد را داشته است؛ كه از اين رو براي چنين امري، تاييد حداقل دو نفر پزشك متخصص و جلب نظر سازمان پزشكي قانوني ضروري اعلام شده است.

طبق ماده واحده‌ي آن اجراي حق فسخ نكاح موضوع مواد ‌١١٢١، ‌١١٢٢ و ‌١١٢٣ قانون مدني مصوب ‌١٨/٢/١٣٠٧ و اصلاحات و الحاقات بعدي آن منوط به تاييد حداقل دو نفر پزشك متخصص و جلب نظر سازمان پزشكي قانوني است.

‌١٣- لايحه‌ي سقط درماني (لايحه‌ي مراقبت از سلامت مادر و جنين):

در اين ماده واحده، سقط درماني با تشخيص قطعي سه پزشك متخصص و تاييد پزشك قانوني مبني بر بيماري جنين كه پس از دلالت، موجب حرج والدين يا طفل مي‌شود؛ قبل از ولوج روح (چهار ماهگي) با رضايت زن و شوهر و گواهي محكمه صالحه است و مجازات و مسووليتي متوجه‌ي پزشك مباشر نخواهد بود. آيين نامه‌ي اين طرح نيز با همكاري وزارت بهداشت و پزشكي قانوني تهيه خواهد شد.

هم چنين آيين نامه‌ي اجرايي اين قانون توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي با همكاري سازمان پزشكي قانوني كشور تهيه و به تصويب هيات وزيران خواهد رسيد. متخلفان از اجراي مفاد اين قانون به مجازات‌هاي مقرر در قانون محكوم خواهند شد.

‌١٤- طرح اصلاح موادي از قانون مدني - ارث زوجه (‌٩٤٦ - ‌٩٤٧ - ‌٩٤٨ - ‌٩٤٩):

اين طرح براي اصلاح ماده‌ي ‌٩٤٦ قانون مدني پيشنهاد شده است كه در آن زن از تمام اموال ارث مي‌برد و محدوديتي در اموال منقول و غير منقول ندارد. اصلاح دوم در مورد تعلق تمام تركه به زن در صورت نبودن هيچ وارث ديگري است. اصلاحات مواد به اين شرح است:

‌١- ماده‌ي ‌٩٤٦- زوجين از تمام اموال يكديگر ارث مي‌برند.

‌٢- ماده‌ي ‌٩٤٧- حذف مي‌شود.

‌٣- ماده‌ي‌٩٤٨- حذف مي‌شود.

‌٤- ماده‌ي ‌٩٤٩- در صورت نبودن هيچ وارث ديگري به غير از زوج و زوجه،هر كدام تمام تركه‌ي همسر متوفي خود را مي‌برد.

‌١٥- طرح حل اختلافات خانوادگي:

اين طرح داراي ‌٢٦ ماده است كه در آن به دعاوي مدني بين زن و شوهر و به تحقيق، دادگاه صالح، داوري،

اشتغال زن، گواهي عدم امكان سازش و موارد تقاضاي آن، حضانت و ملاقات طفل و موارد اين چنيني پرداخته است.

در ماده‌ي (‌١) اين طرح عنوان شده: به كليه‌ي اختلافات مدني ناشي از امر زناشويي و دعاوي خانوادگي و امور مربوط به صغار از قبيل نصب و عزل و قيم و ضم امين در دادگاه خانواده و در نقاطي كه دادگاه خانواده نباشد؛ در دادگاه عمومي رسيدگي مي‌شود. رسيدگي به امور مذكور در تمام مراحل دادرسي بدون رعايت تشريفات آيين‌دادرسي مدني خواهد بود.

به گزارش ايسنا، هم چنين در ماده‌ي (‌٣) آن آمده است كه دادگاه مي‌تواند هر نوع تحقيق و اقدامي را كه لازم است؛ براي روشن شدن موضوع دعوي و احقاق حق؛ از قبيل تحقيق از گواهان و مطلعين و استمداد از مددكاران اجتماعي و غيره به هر طريق كه مقتضي باشد، انجام دهد و در اين زمينه رسيدگي به امورخانوادگي در دادگاه، بدون حضور تماشاچي انجام خواهد گرفت و يا بر طبق ماده‌ي(‌٧)، دادگاه در صورت تقاضاي هر يك از طرفين مكلف است موضوع دعوي را به استثناي رسيدگي به اصل نكاح و طلاق به يك تا سه داور ارجاع كند. داوري در اين قانون تابع شرايط داوري مندرج در قانون آيين‌دادرسي دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب (در امور مدني) مصوب ‌٢١/١/١٣٧٩ نيست و مدت اعلام‌نظر داوران از طرف دادگاه تعيين خواهد شد. در صورت عدم وصول نظر مذكور ظرف مدت مقرر، دادگاه راسا رسيدگي خواهد كرد؛ مگر اين كه طرفين به تمديد مدت تراضي كنند يا دادگاه تمديد مدت را ضروري بداند.

اين گزارش مي‌افزايد: هم‌چنين طبق ماده‌ي (‌٢٠) اين طرح، دادگاه بايد ترتيب ملاقات اطفال را با پدر يا مادر با توجه به سن و وضعيت والدين و كودك بعد از طلاق، مشخص كند و حق ملاقات با طفل در صورت غيبت يا فوت پدر يا مادر به تشخيص دادگاه با ساير اقربا خواهد بود و در اين زمينه، پدر يا مادر يا كساني كه حضانت طفل به آنها واگذار شده است، نمي‌توانند طفل را به شهرستاني غير از محل اقامت مقرر بين طرفين يا غير از محل اقامت قبل از وقوع طلاق يا به خارج از كشور بدون رضايت والدين بفرستند؛ مگر در صورت ضرورت و با كسب اجازه از دادگاه.

‌١٦- طرح توانمندسازي زنان سرپرست خانوار:

اين طرح در (‌١١) ماده به منظور توانمندسازي زنان سرپرست خانوار پيشنهاد شده و در آن به موضوع مشمولان طرح، تشخيص موارد، برنامه‌ي توانمندسازي، محكوميت متخلفان، الزام وزارتخانه‌ها و اجراي قانون پرداخته است.

مشمولان طرح عبارتند از:

زنان سرپرست خانوار و خودسرپرست: به زناني اطلاق مي‌شود كه مسووليت تامين معاش زندگي و امور معنوي خود يا خانواده را به طور دائم يا موقت به عهده داشتند باشند كه شامل چهار دسته هستند:

‌١. زنان سرپرست خانوار و خودسرپرست خانوار و خود سرپرست شاغل يا برخوردار از منابع اقتصادي درآمدزا.

‌٢. زنان سرپرست خانوار و خودسرپرست شاغل كه فاقد درآمد اقتصادي مكفي هستند.

‌٣. زنان سرپرست خانوار و خودسرپرست غير شاغل و فاقد منابع اقتصادي درآمدزا.

‌٤. ساير زناني كه بنا به تشخيص كميته‌ي بازتواني دستگاه‌هاي اجرايي دولتي مشمول اين طرح هستند.

با توجه به ماده‌ي (‌٧) اين طرح، كليه‌ي وزارتخانه‌ها و سازمان‌هاي دولتي به دولت و موسسات عمومي و سازمان‌هايي كه شمول قانون بر آنها مستلزم ذكر نام است، موظفند همكاري‌هاي لازم را در زمينه‌ي‌ اجراي اين قانون معمول دارند و سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور با همكاري دستگاه‌هاي ذي‌ربط موظف است كه اين قانون را تهيه و جهت تصويب به هيات وزيران تقديم كند و نظارت بر اجراي اين قانون بر عهده سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور است.

‌١٧- طرح ممنوعيت اعمال هر نوع تبعيض جنسيتي در گزينش دانشجو براي كليه‌ي دانشگاه‌هاي دولتي و غير دولتي در تمام مقاطع تحصيلي:

به گزارش ايسنا، در اين طرح پيشنهاد شده كه هر گونه تبعيض جنسي در گزينش ممنوع است و دولت ملزم مي‌شود در گزينش دانشجوي سال ‌١٣٨٢ - ‌١٣٨٣ اين ماده واحده را اعمال كند.

در تبصره‌ي اين طرح آمده كه دولت مكلفل است اين ماده واحده را در گزينش دانشجوي سال تحصيلي ‌١٣٨٢- ‌١٣٨٣ اعمال كند.

‌١٨- طرح تشكيل شوراي عالي خانواده:

براي تحقق اهداف مندرج در اصل دهم ‌١٠ قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، برنامه‌ريزي و سياستگذاري لازم براي كمك به تحكيم مباني خانواده، تهيه‌ي لوايح قانوني و نظارت بر اجراي آنها، شورايي تحت عنوان شوراي عالي خانواده به رياست رييس جمهور و عضويت وزير علوم، تحقيقات و فناوري، وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، وزير آموزش و پرورش، وزير كار و امور اجتماعي، مشاور رييس جمهور و رييس مركز امور مشاركت زنان، وزير كشور، مشاور رييس جمهور و رييس مركز امور مشاركت زنان، دو نفر از قوه‌ي قضاييه به انتخاب رييس قوه قضاييه، دو نفر از صاحبنظران تعليم و تربيت و مسائل خانواده، رييس سازمان مركزي انجمن اوليا و مربيان كشور، دو نفر از صاحبنظران مسائل خانواده از نهادهاي غير دولتي ذي‌ربط، سه نفر از نمايندگان كميسيون‌هاي فرهنگي، اجتماعي و قضايي و حقوق مجلس شوراي اسلامي به انتخاب مجلس تشكيل مي‌شود. در اين راستا هزينه‌ي اجراي اين طرح از محل اعتبارات سالانه مركز امور مشاركت زنان تامين و پرداخت مي‌شود و

آيين نامه‌ي اجرايي اين قانون، ظرف سه ماه از تاريخ تصويب توسط شوراي عالي خانواده تهيه و به تصويب هيات وزيران مي‌رسد.

شايان ذكر است در مجموع ‌٣٥ طرح و لايحه در خصوص حل مشكلات زنان، جوانان و مسائل مربوط به خانواده را در فراكسيون زنان مجلس بررسي شده كه از اين تعداد، ‌١٧ مورد به تصويب رسيده و ‌١٨ مورد به دلايلي به تصويب نرسيده و يا مسكوت باقي مانده است.

 

مشکلات زنان راه حل داخلی می طلبد

حسيب عمار در قاهره ‑ بی بی سی ‑ چهار شنبه 20  خرداد 1383- 9 ژوئن 2004

در قاهره ديشب همايش زن در جهان عرب: شريک در جامعه محلی و گستره جهانی به کار خود بايان داد.

اين کنفرانس از سوی مجمع بين المللی زنان عرب که مقر آن در لندن است با همکاری اتحاديه عرب سازمان داده شده بود. مشارکت زنان در فعاليت های مختلف اقتصادی اجتماعی و سياسی محور اصلی گفتکوهای بيش از ۲۰۰ زن از کشورهای عربی و غير عربی شرکت کننده در اين کنفرانس بود.

اين نخستين همايش نيست که برای بررسی مسايل زنان و تقويت نقش آنان در جامعه در جهان عرب برگزار می شود. تا کنون دوبار همسران رهبران کشورهای عربی در نشستهای پر خرج و با شکوه گرد آمده اند تا در مورد چالشهای موجود بر سر راه زنان و راههای ايجاد حل مشکلات آنان به بحث بنشينند. به علاوه دهها کنفرانس و سمينار در کشورهای مختلف عربی در اين زمينه داير شده است.

اما شايد اهميت اين کنفرانس در اين باشد که موقعيتی خوبی را فراهم کرد برای بانوان سرشناس و روشنفکر عربی تا با همتايان غربی خود بحث و گفتگو کنند، از تجارب و کارشناسی های آنان بشنوند و مشکلات نيازها و خواسته های خود را به آنان بگويند وهمزمان برداشتهای نادرست و ابهامات موجود در مورد وضعيت واقعی زنان عرب را بزدايند.

در تعداد زيادی از کشورهای عربی و برخی از کشورهای اسلامی غير عربی که عنعنات وسنتهای پوسيده بر آنها حاکم است، به بهانه اجرای احکام دين بر خانمها ستم می شود و بسياری از حقوق آنان پامال می گردد. اين نکته ای بود که برخی شرکت کنندگان به آن اشاره کردند.

بر اساس گزارش مطبوعات،، در عربستان سعودی کشوری که قوانين اسلامی در آن اجرا می شود، پس از آنکه رانيا الباز تنها گوينده زن تلويزيون آن کشور، داستان لت وکوب شدن خود را توسط شوهرش به رسانه های گروهی بيان کرد، صدها زن ديگر حکايت های دردناک شبيه به داستان خانم الباز و المناک تراز آن را بازگو کردند.

گفته می شود عده زيادی از زنان در عربستان سعودی در حال حاضر به دادگاهها رو آورده اند و خواستار طلاق از شوهران خود شده اند.

آمارهای رسمی در کشور اردن که نزديک به هشت ونيم مليون جمعيت دارد نشان می دهد سالانه ۲۵ زن به سبب گمانهای نادرست وبه اتهام اينکه برای خانواده ننگ آورده اند، از سوی نزديکان مرد خود به قتل می رسند.

دريمن و برخی ديگر از کشورهای عربی بسياری از دختران در سن خرد به شوهر داده می شوند. وتعدادی هم به زور و بدون رضايت خود از دواج می کنند واز اين بابت عده ای از آنان دست به خود کشی زده اند.

در گفتگويی که در اين زمينه با هيفا الگيلانی رئيس مجمع بين المللی زنان عرب و سازمان دهنده کنفرانس داشتم وی گفت موضوع بی سوادی ،عدم آگاهی زنان از حقوق شان و اينکه چگونه بتوانند از حقوق خود بهره مند شوند در چند جلسه بحث شد وبرای اينکه موارد ياد شده و نظير آنها تکرار نشود بر لزوم ايجاد راهکارها، آموزش يافتن زنان بی سواد، و توسعه آگاهی آنان نسبت به حقوق شان تأکيد صورت گرفت:

" تحصيل به زن اين توانائی را می دهد تا دست به فعاليت های اقتصادی بزند وبه حقوق خود در زمينه کار آشنا گردد و خواستار بدست آوردن حقوق سياسی و مشارکت در اتخاذ تصميم سياسی شود. وعضوی باشد فعال در ساختن جامعه ای مدنی و مادر خوب نيز باشد برای خانواده خانواده."

اما خانم گيلانی همزمان بر اين تأ کيد دارد که وضعيت زن در جهان عرب وفعاليت های آن قابل افتخار است ولی غربيان آگاهی درست از اين امر ندارند. وی خاطر نشان کرد يکی از اهداف ما آشنا ساختن ديگران با دستاوردهای زنان عرب است.

موضوعی که بسياری از خانمها طی سخنرانی ها خود بر آن تأ کيد گذاشتند لزوم مشارکت زنان در پهلوی مردان در زمينه توسعه وتحقق دمکراسی بود.

فيفا عبود مشاور ارشد مرکز شمال وجنوب شورای اروپا که اهل مغرب است گفت اين نا ممکن است که توسعه و دمکراسی بدون مشارکت زنان و استفاده از توانائی های آنان تحقق يابد.

اما مشارکت تعداد کوچک از مردان در اين کنفرانس عملی بودن آن را زير سؤال می برد. هيفاء گيلانی در اين مورد با توجه به حضور عمرو موسی دبيرکل اتحاديه عرب در کنفرانس می گويد:

"ميزبان ما جناب دبير کل به ما دعوت داد و از ما استقبال کرد ودر نطقی که داشت حمايت شخصی خود و اتحاديه ای عرب را از همه امور مربوط به زنان در کشورهای عربی و تأسيس سازمان زنان عرب اعلام نمود."

نبود طرح و برنامه ای مشترک برای بهبود اوضاع زنان عرب يکی ديگر از امور قابل ملاحظه در اين کنفرانس بود. در حال حاضر برخی از کشورهای غربی طرحهايی را برای اجرای اصلاحات در جهان عرب ازجمله در زمينه کسب حقوق زنان مطرح کرده اند.

زنان عربی وغير عربی شرکت کننده در کنفرانس بر اين پافشاری داشتند که اصلاح وضعيت زنان در منطقه از راه وضع برنامه ها از خارج ناممکن است.

نادره شاملو از مشاوران ارشد اقتصادی بانک جهانی در امور منطقه خاورميانه و شمال آفريقا، که يک ايرانی تبار است، در اين زمينه می گويد حقايق جغرافيائی و واقعيت های اجتماعی هر کشور در هر طرح بايد مد نظر قرار داده شود و مطابق به هر جامعه نيازمنديها ، خواستها و اولويت های آن طرح شود:

"چون نه تنها ميان جهان عرب و ساير کشورها تفاوت های وجود دارد، بلکه جوامع عربی نيز با يکديگر اختلاف دارند. پيشنهاد هايی که برای اجرای اصلاحات در مغرب ارائه شود، ممکن است مناسب حال يمن نباشد. يا آنچه که برای يمن طرح شود لزوما برای لبنان سازگار نيست. اين بدان معناست که تفاوت های بزرگ ميان کشورهای عربی وجود دارد. پس هر راه حل بايد از داخل جامعه بيرون آيد و نيازمنديها و خواسته های آن را در نظر بگيرد."

برگزاری اين نوع کنفرانسها شايد اهتمام جهان عرب را به حقوق زنان و مشکلات آنان نشان دهد. اما برخی از کار شناسان به اين باورند که همايشهايی از اين قبيل بيشتر ديدگاههای زنان نخبه عرب را بازتاب می دهد تا زنان عادی.