زنان - چهار شنبه 13 خرداد 1383- 2 ژوئن 2004

 

 

 

 

 

حضور زنان در جامعه پس از انقلاب به 50 درصد رسيده است

چهار شنبه 13 خرداد 1383- 2 ژوئن 2004

 

خبرگزاري فارس: پس از انقلاب اسلامي با جمعيتي بالغ بر 60 ميليون، حضور زنان در جامعه به 50 درصد رسيده است.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي ستاد بزرگداشت پانزدهمين سالگرد ارتحال حضرت امام (ره) مومني، مدير عامل موسسه خيريه ريحانه النبي (ص) مشهد در مراسم «با خاطره خورشيد» كه با همكاري اين ستاد و مشاركت تشكلهاي غير دولتي زنان گلستان برگزار شد افزود: متاسفانه در حال حاضر دشمن با شبيخون فرهنگي و نقشه هاي شيطاني خود در مقابل جامعه با سلاح‌هاي نامشخص حمله ور شده است و اكنون شاهد آمار وحشتناكي در زمينه مشكلات مربوط به زنان هستيم.

نماينده تشكلهاي غير دولتي استان خراسان با اشاره به نامگذاري هزاره سوم به هزاره زنان گفت: اين نامگذاري و استراتژي توجه بيشتر به زنان را به دنبال خواهد داشت و اين توجه ممكن است با نسنجيدگي تهديدي براي زنان محسوب شود.

وي تاثيرگذاري زنان در جامعه را مهم خواند و ياد آور شد: نيمي از جامعه را زنان تشكيل مي‌دهند و بر نيمي ديگر افراد جامعه هم مستقيما تاثير گذارند.

مومني همچنين تصويب حق طلاق زن را در مجلس شوراي اسلامي يكي از دستاوردهاي زنان در پس از انقلاب عنوان كرد.

 

باور استفاده از زنان در مديريت ارشد وجود ندارد

چهار شنبه 13 خرداد 1383- 2 ژوئن 2004

 

خبرگزاري فارس:مشاور استاندار گلستان در امور بانوان گفت: به رغم وجود زنان توانمند، هنوز باور استفاده از زنان در عرصه مديريت ارشد وجود ندارد.

 

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي استانداري گلستان، صديقه نصيري در جمع مديران زن اين استان افزود: تنها در جاهايي كه به ناچار مي بايست از مديريت زنان استفاده شود اين كار انجام گرفته است.

وي خاطر نشان كرد: مديران استان هنوز براي انتصاب زنان در پستهاي مديريت ترديد دارند.

نصيري بااشاره به تلاش زنان براي احقاق شايستگي مديريتي خود اضافه كرد تشكيل انجمن مديران زن استان از راه هاي كارآمد براي پيگيري اين مشكل است.

وي خاطر نشان كرد: استفاده از مديريت زنان نيازمند فرهنگ سازي است.

دبير كل گروه بانوان و جوانان استان گلستان با تاكيد بر استفاده از تمامي ظرفيت‌هاي جامعه براي نهادينه سازي نقش زنان تصريح كرد: زنان در اين مسير تنها به دنبال مشاغل دولتي نباشند.

نصيري يادآور شد: حضور زنان در عرصه‌هاي مديريتي بخش خصوصي و شوراهاي اسلامي شهر و روستا، سازمانهاي غيردولتي و نمايندگي مجلس مي‌تواند به تحقق حضور آنان در عرصه‌هاي مديريت ارشد كمك كند.

وي اضافه كرد: براساس تحقيقات به عمل آمده ثابت شده كه زنان به دليل مديريت عاطفي و منطقي موفق‌تر بوده‌اند.

وي تصريح كرد: اگر چه در دو سال اخير گام‌هاي مثبتي براي حضور در عرصه‌هاي مديريتي استان برداشته شده اما اين تلاشها مي‌بايست افزونتر شود.

وي همچنين باتبريك به مناسبت انتخاب عادله كشميري به عنوان مدير نمونه كشوري و صديقه ابوالقاسمي به عنوان بخشدار نمونه استان در جذب بودجه دهياران وجود آنان را در جمع مديران زن استان مايه مباهات دانست.

 

دختر نوجوان‌ خود را در خانه‌ حلق‌آويز كرد

چهار شنبه 13 خرداد 1383- 2 ژوئن 2004

 

اعتماد - دختر چهارده‌ساله‌يي‌ در روستاي‌ شيرين‌آباد بوكان‌ كه‌ تصميم‌ به‌ خودكشي‌ گرفته‌ بود با گذاشتن‌ يك‌ كپسول‌ گاز در زيرپاي‌ خود، طنابي‌ به‌ تيرك‌ سقف‌ بست‌ و خود را حلق‌آويز كرد. خانواده‌ اين‌ دختربچه‌ كه‌ كزال‌ نام‌داشت‌ گفته‌اند، وي‌ از ناراحتي‌ اعصاب‌ رنج‌ مي‌برد.

 

 تعقيب‌ شبانه‌ يك‌ زن‌ با قتل‌ پسر جوان‌ پايان‌ يافت‌

چهار شنبه 13 خرداد 1383- 2 ژوئن 2004

 

اعتماد - مردي‌ كه‌ در تعقيب‌ شبانه‌، پسر جواني‌ را در اتومبيل‌ همسر سابقش‌ ديده‌ بود، در يكي‌ از خيابان‌هاي‌ شهرك‌ غرب‌، راه‌ را به‌ آنها بست‌ و پس‌ از كشتن‌ پسر جوان‌، با اتومبيل‌ خود فرار كرد.

ساعت‌ 10 شب‌ ماموران‌ كلانتري‌ 134 شهرك‌ قدس‌ )غرب‌( كه‌ در تماس‌ تلفني‌ مردم‌ از اين‌ حادثه‌ با خبر شده‌ بودند به‌ يكي‌ از گذرهاي‌ فرعي‌ خيابان‌ ايران‌ زمين‌ رفتند و جسد غرقه‌ در خون‌ جواني‌ را ديدند كه‌ در كنار خيابان‌ افتاده‌ است‌.

ساعتي‌ بعد قاضي‌ دادسراي‌ جنايي‌ تهران‌ در محل‌ حادثه‌ حضور يافت‌ و ضمن‌ تحقيق‌ روشن‌ شد كه‌ جوان‌ مقتول‌ 19 ساله‌ بود و «حميدرضا.ت‌» نام‌ داشت‌.

چند رهگذر شهادت‌ دادند اين‌ جوان‌ سوار اتومبيل‌ پرايدي‌ بود كه‌ يك‌ زن‌ جوان‌ رانندگي‌ آن‌ را به‌عهده‌ داشت‌.

يك‌ شاهد گفت‌: اين‌ زن‌ و پسر جوان‌ هنگامي‌ كه‌ در اتومبيل‌ پرايد نشسته‌ بودند، ناگهان‌ مردي‌ با يك‌ اتومبيل‌ سمند از راه‌ رسيد و پسر جوان‌ را براي‌ گفت‌وگو بيرون‌ كشيد، بعد با چاقو ضربه‌يي‌ به‌ گردنش‌ زد و فرار كرد .وقتي‌ هم‌ پسر جوان‌ كنار خيابان‌ افتاد، زن‌ جوان‌ هم‌ كه‌ با او بود، با اتومبيل‌ پرايد خود بسرعت‌ از محل‌ حادثه‌ گريخت‌.

يكي‌ از رهگذران‌ توانسته‌ بود شماره‌ پلاك‌ اتومبيل‌ پرايد را هنگام‌ فرار زن‌ جوان‌ يادداشت‌ كند.

اين‌ شاهد، به‌ پليس‌ گفت‌ كه‌ اين‌ زن‌ تنها نبود، بلكه‌ دختري‌ هم‌ در كنارش‌ ديده‌ مي‌شد.

كارآگاهان‌ جنايي‌ با مشخصاتي‌ كه‌ رهگذر از اتومبيل‌ پرايد در اختيارشان‌ گذاشته‌ بود همان‌ شب‌ از اداره‌ راهنمايي‌ و رانندگي‌ مشخصات‌ مالك‌ اين‌ پرايد را به‌دست‌ آوردند و او را كه‌ يك‌ مرد 40 ساله‌ بود در خانه‌اش‌ بازداشت‌ كردند. اين‌ مرد در بازجويي‌ گفت‌: «پرايد مورد نظر قبلا مال‌ من‌ بود ولي‌ چندي‌ پيش‌ اين‌ اتومبيل‌ را به‌ صورت‌ وكالتي‌ به‌ زني‌ 20 ساله‌ به‌ نام‌ شراره‌ فروخته‌ام‌.»

كارآگاهان‌ پس‌ از يك‌ ساعت‌ جست‌وجو، موفق‌ به‌ شناسايي‌ خانه‌ شراره‌ در منطقه‌ شهرك‌ غرب‌ شدند و او را براي‌ بازجويي‌ به‌ اداره‌ آگاهي‌ بردند. كارآگاهان‌ در جريان‌ تحقيقات‌ اوليه‌ متوجه‌ شدند وي‌ همان‌ زني‌ است‌ كه‌ پس‌ از قتل‌ پسر جوان‌ از محل‌ حادثه‌ فرار كرده‌ است‌.

شراره‌ در بازجويي‌ گفت‌: من‌ در يك‌ خانواده‌ ايراني‌ كه‌ مقيم‌ شهر سيدني‌ استراليا هستند، متولد شده‌ و بتازگي‌ به‌ ايران‌ آمده‌ام‌. حدود يك‌ سال‌ پيش‌ در سيدني‌ با جوان‌ 23 ساله‌يي‌ به‌ اسم‌ محمدرضا آشنا شدم‌. هنوز مدت‌ زيادي‌ از آشنايي‌ ما نمي‌گذشت‌ كه‌ او نسبت‌ به‌ من‌ ابراز علاقه‌ كرد و پيشنهاد ازدواج‌ داد و سپس‌ به‌ تهران‌ آمديم‌، اما زندگي‌ مشترك‌ ما بخاطر اختلافي‌ كه‌ بين‌ ما به‌وجود آمد، دوام‌ پيدا نكرد و پس‌ از سه‌ ماه‌ زندگي‌ از هم‌ جدا شديم‌.

با حميدرضا )جواني‌ كه‌ كشته‌ شده‌( چه‌ رابطه‌يي‌ داشتي‌؟

شراره‌ در جواب‌ اين‌ پرسش‌ افسر بازجو گفت‌: با حميدرضا تازه‌ آشنا شده‌بودم‌. او دوران‌ خدمت‌ سربازي‌اش‌ را مي‌گذراند و تصميم‌ داشتيم‌ در پايان‌ اين‌ دوره‌ خدمت‌ با هم‌ ازدواج‌ كنيم‌.

ساعت‌ حدود 10 شب‌ بود كه‌ همراه‌ دختر عمه‌ام‌ سوار پرايد خودم‌ شديم‌ و به‌ محل‌ قرارمان‌ با حميدرضا رفتيم‌، غافل‌ از اينكه‌ شوهر سابقم‌ محمدرضا ما را با اتومبيلش‌ تعقيب‌ مي‌كند. حميدرضا )جوان‌ مقتول‌( با اتومبيلش‌ منتظر ما بود و هنگامي‌ كه‌ در خياباني‌ در منطقه‌ ايران‌ زمين‌ )شهرك‌( مشغول‌ گفت‌وگو بوديم‌، ناگهان‌ همسر سابقم‌ را ديدم‌ كه‌ با اتومبيلش‌ جلوي‌ ما پيچيد و از ماشين‌ بيرون‌ پريد.

او وقتي‌ به‌ ما رسيد از حميدرضا خواست‌ كه‌ از ماشين‌ پياده‌ شود. وقتي‌ حميدرضا پياده‌ شد شوهر سابقم‌ ناگهان‌ چاقويي‌ از جيبش‌ درآورد و ضربه‌يي‌ به‌ گردن‌ او زد و بعد هم‌ سوار اتومبيل‌ سمند خودش‌ شد و فرار كرد.

من‌ هم‌ كه‌ مي‌ديدم‌ حميدرضا غرق‌ در خون‌ به‌ زمين‌ افتاده‌، بشدت‌ وحشت‌زده‌ شدم‌ و در حالي‌كه‌ دختر عمه‌ام‌ همراهم‌ بود، از محل‌ حادثه‌ فرار كرديم‌...

در پي‌ اعترافات‌ شراره‌، ماموران‌ پليس‌ جنايي‌ شبانه‌ به‌ خانه‌ همسر سابق‌ او در منطقه‌ يوسف‌آباد رفتند و اين‌ مرد را دستگير كردند.

وي‌ در بازجويي‌ گفت‌: در تاريكي‌ شب‌، بطور اتفاقي‌ در شهرك‌ غرب‌ به‌ تعقيب‌ همسر سابقم‌ )شراره‌( پرداختم‌ و پس‌ از طي‌ مسافتي‌ ديدم‌ كه‌ از اتومبيلش‌ پياده‌ شد و به‌ طرف‌ پرايدي‌ كه‌ در آن‌ يك‌ پسر جوان‌ نشسته‌ بود رفت‌.

با ديدن‌ اين‌ صحنه‌ كنترلم‌ را از دست‌ دادم‌. با توجه‌ به‌ اينكه‌ قبلا مشروب‌ الكلي‌ خورده‌ بودم‌ به‌سمت‌ آنها حمله‌ور شدم‌ و با چاقويي‌ كه‌ در دستم‌ بود ضربه‌يي‌ به‌ گردن‌ آن‌ جوان‌ زدم‌ و بعد فرار كردم‌.

 

دختر دانش‌آموز كه‌ همراه‌ پسري‌ از خانه‌ فرار كرده‌ بود، دستگير شد

چهار شنبه 13 خرداد 1383- 2 ژوئن 2004

 

گروه‌ حوادث اعتماد‌: دختر نوجواني‌ كه‌ با پسر مورد علاقه‌اش‌ از تهران‌ به‌ اروميه‌ فرار كرده‌ بودند توسط‌ پليس‌ دستگير شدند.

به‌ گزارش‌ خبرنگار ما، بيست‌ و يكم‌ ارديبهشت‌ مردي‌ به‌ دايره‌ يازده‌ آگاهي‌ مركز مراجعه‌ كرد و با تنظيم‌ شكايتي‌ گفت‌: «دختر 13 ساله‌ام‌ «مونا» به‌ قصد رفتن‌ به‌ مدرسه‌ از خانه‌ خارج‌ شده‌ و ديگر برنگشته‌ است‌.»

وي‌ ادامه‌ داد: نگران‌ حال‌ دخترم‌ بوديم‌ كه‌ مبادا اتفاق‌ بدي‌ برايش‌ رخ‌ داده‌ باشد. از همه‌ دوستانش‌ درباره‌ او پرس‌وجو كرديم‌ اما همگي‌ اظهار بي‌اطلاعاتي‌ كردند و حالا به‌ پسر همسايه‌مان‌ كه‌ «بابك‌» نام‌ دارد و قبلا خواستگار دخترم‌ بوده‌ است‌، ظنين‌ هستم‌.در پي‌ شكايت‌ اين‌ پدر، ماموران‌ پليس‌ به‌ دستور قاضي‌ سبحاني‌فر وارد عمل‌ شدند و تحقيقاتي‌ را براي‌ دستگيري‌ بابك‌ آغاز كردند. آنان‌ مطلع‌ شدند كه‌ بابك‌ صبح‌ روز حادثه‌ به‌ جلوي‌ در مدرسه‌ مونا رفته‌ و با هم‌ سوار يك‌ دستگاه‌ خودروسواري‌ شده‌اند. ماموران‌ پس‌ از تحقيق‌ درباره‌ خانواده‌ بابك‌ متوجه‌ شدند كه‌ آنان‌ به‌ شهرستان‌ اروميه‌ رفته‌اند، چند مامور با اخذ نيابت‌ قضايي‌ عازم‌ اين‌ شهر شدند و پس‌ از دستگيري‌ مونا و بابك‌ اين‌ دو را به‌ اداره‌ آگاهي‌ تهران‌ انتقال‌ دادند. بابك‌ در بازجويي‌ گفت‌: حدود 2 سال‌ پيش‌ با مونا آشنا شدم‌ و مدتي‌ قبل‌ به‌ خواستگاري‌ او رفتم‌ اما خانواده‌اش‌ با ازدواج‌ ما مخالفت‌ كردند، چون‌ هر دوي‌ ما نسبت‌ به‌ يكديگر علاقه‌مند بوديم‌، تصميم‌ گرفتيم‌ كه‌ فرار كنيم‌.

 

حراج دختران ايراني: دست در لانه زنبور

مسعود كوثري- وقايع اتفاقيه

 mkousari@ut.ac.ir

در يكي، دو هفته گذشته خبر حراج دختران ايراني در شهر فجيره امارات به ناگاه خشم مردم و مسؤولان را برانگيخت و همه را به واكنش واداشت و اول از همه مطبوعات را. خبر تكديب شد، اما آوازه‌اش همه جا پيچيد و از در و دروازه گذشت. سايت‌هاي ايراني خارج از كشور خبر را در اختيار همه كاربران گذاشتند و تنها كسي كه خبر نشد خواجه حافظ دات كام بود. براي مثال يكي از اين سايت‌ها نوشت: «حراج زنان، دختران و پسران ايراني در امارات براي بهره‌برداري جنسي... يك كارشناس بلندپايه جرم‌شناسي پليس امارات متحده عربي گفت روز ششم خردادماه دختران و پسران و زنان ايراني در اميرنشين فجيره حراج مي‌شوند.»

اما به رغم اين هياهو، دريغ كه تبي بود و فرونشست و هيچ گزارش جامع و دقيقي از موضوع ارائه نشد. همه متفق‌القول بودند كه واقعه بسيار مهمي است، اما همه چيز در حد گفته‌ها باقي ماند! اين خبر بلافاصله توسط سفير جمهوري اسلامي در امارات، سخنگوي دولت و فرماندهان نيروي انتظامي تكذيب شد. با اين حال و به رغم اين تكذيب، مناسب است كه اين نوع مسائل مورد تجزيه و تحليل بيشتر قرار گيرند.

در اينجا توجه به چند نكته ضروري به نظر مي‌رسد:

1-خبر يا شايعه، راست يا دروغ، سياسي يا غيرسياسي، هر كدام را مي‌پسنديد، مهم نيست.

حال كه مسأله طرح شده است، شايسته است كه مورد توجه جدي دولت و سازمان‌هاي غيردولتي ذيربط قرار گيرد.

2-اگر با تاريخ اين منطقه آشنايي اندك داشته باشيم، از اين نوع وقايع جا نخواهيم خورد. تاريخ اين منطقه با تجارت برده و خريد و فروش انسان آشناست و كار امروز و ديروز نيست. تركيب قومي حاشيه جنوبي كشور ما نيز حكايت از مهاجرت اختياري يا اجباري عده زيادي از اين اقوام دارد. اما، ظاهراً با رشد كشورهاي حاشيه خليج و بوي نفت و پولي كه در هوا پيچيده است، اين مهاجرت امروزه از اين سو به آن سوي آب است. البته و صدالبته كه اين هم كار امروز نيست. عبارت «كويت است» را فراموش نكرده‌ايم، عبارتي كه حاكي از پول فراوان و بي‌حساب و كتاب در شيخ‌نشين‌هاي خليج فارس است. اما، اين بار اين مهاجرت سازمان يافته‌تر دنبال مي‌شود. مهاجرتي كه خواه ناخواه دامان ما را به عنوان نزديك‌ترين كشور خواهد گرفت.

3-سكس و پورنوگرافي امروزه به تجارت عظيمي تبديل شده است كه گردش مالي آن سرسام‌آور است و بازار و مشتري خاص خود را دارد. مبارزه با قاچاق زنان كه به قاچاق سفيد نيز معروف شده است امروزه در دستور كار سازمان‌هاي بين‌المللي قرار گرفته است و به ويژه توسط سازمان‌هاي غيردولتي زنان و جنبش‌هاي برابري طلبي زنان دنبال مي‌شود. بنابراين، يكي از مسائل مشترك كشورهاي جهان سوم و كشورهاي اروپايي است. مبارزه اتحاديه اروپا عليه اين قاچاق كه به ويژه از كشورهاي اروپاي شرقي صورت مي‌گيرد و مشكلات اجتماعي بسياري را براي اين كشورها فراهم ساخته است، نشان‌دهنده وجود اين مشكل در سطح بين‌المللي است.

4-خودفروشي و فحشا و حتي مهاجرت براي كار در اين بازار در سطح بين‌المللي در نگاه اول پديده عادي است و از ديرباز وجود داشته است. لازم نبود كه شايعه حراج در فجيره ناگاه افكار عمومي را برآشوبد و ما را متوجه اين مسأله كند. اين مسأله‌اي است كه مردم از آن مطلع هستند و از نزديك به يك دهه پيش اين مسائل وجود داشته است. با اين حال، شايعه فجيره بايد ما را متوجه تفاوت اساسي اين موضوع با دوران گذشته كند. امروزه قاچاق سازمان يافته انسان مسأله‌اي است كه بسياري از كشورها را درگير كرده است و به تجارتي پرسود تبديل شده است. تجارتي كه با شكل سازمان نيافته قبلي آن بسيار متفاوت است. به ويژه وقتي پاي حيثيت ملي پيش مي‌آيد.

5-راه مبارزه با اين مشكل، راه حلي تماماً مربوط به نيروهاي انتظامي كشور نيست، اگرچه اين موضوع وظايف آنان را منتفي نمي‌كند.

مسأله اين است كه نظير اعتياد مسأله فقط به قاچاق آن برنمي گردد، بلكه ميل و تقاضاي متقاضيان و يا شرايط اجتماعي و اقتصادي كه موجب مي‌شود چنين تقاضايي به وجود آايد بسيار مهم است. نمي‌خواهم بگويم كه مسأله فقط به فقر مربوط مي‌شود و عده‌اي از زنان و دختران جامعه ما فقط در پي رفع فقر اقتصادي خود به اين عمل دست مي‌يازند. درست است كه به گفته قديمي ترها فقر ام‌الفساد است و خود بيماري‌ها و فسادهاي اجتماعي بيشتري مي‌زايد، با اين حال مسأله فقط به فقر ختم نمي‌شود. شرايط اجتماعي متشنج و عدم آرامش اجتماعي، عدم فضاي كافي براي رشد و تحرك اجتماعي، ايجاد نيازهايي كه ساختار اقتصادي نمي‌تواند به آنان پاسخ گويد، همه و همه گريز افراد از مركز و پناه بردن به كشورهاي ديگر براي تدارك ديدن آينده‌اي بهتر را سبب مي‌شود.

6-سازمان‌هاي اجتماعي و نهادهاي مناسب براي حمايت از زنان و دختران وجود ندارد. واقعيت اين است كه ايجاد اين سازمان‌ها صرفاً به معناي تبليغات فمينيستي، آن طور كه عده‌اي تصور مي‌كنند، نيست. مسأله دختران فراري مسأله‌اي جدي است. اما تنها كاري كه ما مي‌توانيم بكنيم اين است كه با صرف هزينه‌هاي گزاف نيروي انتظامي را مشغول دستگيري و عودت مجدد اين دختران به آغوش خانواده كنيم. اما مسأله اين است كه اين آغوش هميشه هم گرم نيست و اتفاقاً خود اين آغوش مانع رشد سلامت افراد است و بيماري‌زا است.

بنابراين، بازگرداندن دختران و زناني كه فريب هم نخورده‌اند، بلكه ديگر نمي‌توانند آن شرايط را تحمل كنند به آغوش خانواده، ديگر دردي را درمان نمي‌كند. ايجاد خانه‌هاي امن، و مراكز بازآموزي و بازپروري از ضروريات جامعه جديد است. به ويژه براي جامعه‌اي چون جامعه ما كه در دوران گذار اقتصادي و سياسي خود با مشكلات بسياري مواجه خواهد بود.

7-به جاي متهم كردن سازمان‌هاي غيردولتي زنان و راه انداختن جنگ‌هاي زرگري كه به نفع هيچكس نيست، بايد با برنامه‌‌ريزي درست بخشي از مواجهه با مسائل مربوط به دختران و زنان را به دوش آنان انداخت. افرادي كه در اين سازمان‌ها گرد آمده‌اند آماده خدمتگزاري به دختران و زنان ايراني هستند و چه چيز از اين بهتر كه دولت بخشي از وظايف خود را بر دوش اين سازمان‌ها بگذارد. وظايفي كه گاه نهادهاي رسمي از پي انجام دادن آنها برنمي‌آيند.

8-تحكيم وضعيت قانوني مبارزه با اين جرايم كه اكنون در عرف بين‌المللي به آن «جرايم سازمان‌يافته فراملي» گفته مي‌شود، مهمترين وظيفه سازمان‌هاي دولتي است. همزمان با شايعه حراج دختران ايراني در فجيره خوشبختانه مجلس لايحه دوفوريتي مبارزه با قاچاق انسان را تصويب كرد. با اين حال، هنوز راه درازي در پيش داريم. از ديگر سو، بايد به پروتكل‌هاي بين‌المللي (از جمله پروتكل منع قاچاق زنان و كودكان در پالرمو) توجه كنيم كه براي مبارزه جهاني عليه جرايم سازمان يافته فراملي و از جمله قاچاق انسان به تصويب كشورهاي جهان رسيده است. عدم هماهنگي سازمان‌هاي ذيربط در داخل كشور قطعاً به معناي عدم توجه به منافع ملي در شرايط دشوار جهاني است.

9-تأكيد پروتكل منع قاچاق زنان و كودكان، بيشتر بر روي اقدامات پيشگيرانه، حمايتي و آموزشي است و صرفاً روش‌هاي پليسي را در برنمي‌گيرد. سازمان‌هاي غيردولتي زنان مي‌توانند ابزاري مفيد براي سازماندهي اين اقدامات باشند.

 

وقتي به کمک قانون مي توان مرگ زهراهاي اين ديار را شاهد بود... 

زهرا ارزني  - تريبون فمينيستي ايران: چهار شنبه 13 خرداد 1383- 2 ژوئن 2004

 

در خبرها آمده كه طبق نظر پزشکي قانوني زهراي نه ساله كه بدست پدر خود به قتل رسيده مورد تجاوز پدرش قرار نگرفته است.

چنانچه تجاوز به مقتول اثبات مي شد، مجازات پدر خاطي به استناد ماده 86 قانون مجازات حكم اعدام بود منتهي با منتفي شدن اين موضوع، مجازات پدر قاتل با توجه به ماده 220 همان قانون پرداخت ديه به اولياي دم مقتول است اگر اولياي دم (ورثه مقتول به غير از پدر قاتل) از قاتل شكايت كرده باشند و چون مقتول دختر است پس پدر قاتل در صورت شكايت اولياي دم مقتول نصف ديه را پرداخت خواهد كرد!

از نظر جنبه عمومي جرم به استناد ماده 208 قانون ياد شده مجازات حبس از سه تا ده سال پيش بيني شده است كه دست قاضي در تعيين حداقل و يا حداكثر مجازات باز است. پس با اين حساب پدر قاتل ممكن است محكوم به مجازت خيلي سبكي مثلا سه سال حبس شود و آن هم مي تواند در صورت نداشتن سوءسابقه، با سپري شدن يك سال و نيم از مجازات خود در زندان، تقاضاي آزادي مشروط بكند و جان سالم به در خواهد برد.

 

با توجه به افزايش فرزند كشي به دست پدر در كشور و به خطر افتادن امنيت جامعه و تجري مرتكبان اين عمل، مسئولان امر بايد به فكر تغيير قوانين موجود با توجه به معيارهاي حقوق بشري باشند. قتل به هر شکل آن مذموم است و از جرايمي است كه در هر جامعه ايي، شديدترين و سنگين ترين مجازات را براي آن پيش بيني كرده اند. چگونه مي توان پذيرفت كه پدر بي مسئولي فرزند خود را به قتل برساند و خيلي راحت از دست عدالت با كمك قوانين موجود فرار كند؟ اصل عدالت بيش از هرچيز به بازنگري و تغيير قوانين حكم مي كند. خون يك انسان محترم است ،هيچ كسي حتي پدر فرد نمي تواند حق حيات را كه از حقوق اوليه يك انسان است از او سلب كند. قانونگذار در بعضي مواقع با استناد به افساد في الارض بودن بعضي از اعمال در جامعه مجازات مرك براي مرتكب تعيين كرده است. در اينجا نمي خواهم به دفاع از مجازات اعدام بپردازم بلکه مي خواهم بگويم در جامعه اي که قانونگذار مي تواند مفسد في الارض را شناسايي کند چطور در برابر فرزندکشي سکوت مي کند؟ مادر وقتي به زيرزمين خانه مي رود پدر زهرا را در زيرزمين خانه در کنار جسد شاهرگ بريده زهراي 9 ساله اش مي بيند. آيا فرزند كشي افساد في الارض نيست؟ آيا موجب رعب و وحشت در جامعه نيست؟ چه عملي فساد آميز تر از قتل يك انسان؟ اگر اين پدر به راحتي از مجازات رهايي يابد امنيت مادر و فرزند ديگر آنها به خطر نمي افتد؟

با توجه به الحاق ايران به اعلاميه حقوق بشر و ديگر كنوانسيون هاي بين المللي يك پدر نمي تواند خودسرانه فرزند خود را بكشد و مجازاتي سبك تر از ديگر مرتكبان داشته باشد . هيچ استثنايي نبايد در اين امر، بين پدر و يك فرد غريبه باشد . به هر حال اين عمل موجب سلب حيات فرد شده. چه مرتكب پدر باشد يا غريبه. تازه بايد براي پدر به نظر من مجازات سنگيني بايد تعيين كرد كه پدر اين قدر قصي القلب بوده كه فرزند خود را به راحتي به قتل رسانده و چه بسا در مورد افراد ديگر خيلي راحت تر مي ,تواند اين كار را بكند . مگر يكي از اهداف مجازات اين نيست كه مرتكب يا ديگران متجري نشوند و مجددا دست به اين عمل نزند . چطور توقع داريم در اين مورد اين اتفاق نيافتد ؟

 

زهرا شجاعي، مشاور رئيس‌‏جمهور و رئيس مركز امور مشاركت زنان بمنظور شركت در اجلاس سالانه مجمع بين‌‏المللي زنان عرب در رأس هيأتي عازم قاهره شد.

چهار شنبه 13 خرداد 1383- 2 ژوئن 2004

 

به گزارش ايلنا، مدير امور بين‌‏الملل مركز امور مشاركت زنان، ضمن اعلام مطلب فوق افزود: اجلاس سالانه مجمع بين المللي زنان عرب با عنوان زنان درجهان عرب مشاركت در توسعه از جوامع محلي تا سطوح جهاني برگزار مي شود.

وي گفت: اين اجلاس از تاريخ 16-19 خرداد سال جاري در مصر با موضوعات زندگي اجتماعي، جامعه مدني، زن و تجارت، زن و رسانه، آموزش و توسعه جامعه، برگزار خواهد شد.

شهيندخت مولاوردي دستور مجمع بين المللي زنان عرب را ايجاد ارتباطي بين زنان منطقه و جامعه بين المللي عنوان كرد و افزود: زهرا شجاعي از سوي خانم هيفا برالكيلاني رييس مجمع بين المللي زنان عرب بعنوان مهمان ويژه به كنفرانس دعوت شده و در خصوص نقش زنان در توسعه از سطوح محلي تا سطوح جهاني سخنراني خواهد كرد.

وي اظهار اميدواري كرد: اين اجلاس بتواند تبادل اطلاعات و تجربيات در امور فرهنگي و تجاري زنان منطقه و جهان را تسهيل و تفاهم بيشتري بين شبكه سازمان‌‏هاي زنان عربي و بين المللي برقرار نمايد.

 

'زنان ترکيه در مقابل خشونت بی پناه هستند'

جانی دايموند گزارشگر بی بی سی در استانبول- بي بي سي - چهار شنبه 13 خرداد 1383- 2 ژوئن 2004

عفو بين الملل، که از گروه های مدافع حقوق بشر است، از دولت و قوه قضائيه ترکيه به دليل کوتاهی در مقابله با خشونت عليه زنان اين کشور، به شدت انتقاد کرده است.

اين گروه، که گزارش تازه خود را امروز (دوم ژوئن) منتشر کرده است، می گويد حداقل يک سوم تا نيمی از کل جمعيت زنان ترکيه قربانی خشونت هستند.

 

خفه شدن يک دختر به دست پدرش به دليل اين که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته و تخفيف محکوميت يک متجاوز جنسی توسط قاضی دادگاه چون مجرم قول داده با قربانی خود ازدواج کند، از جمله نمونه های نگران کننده ای است که عفو بين الملل در اين گزارش قيد کرده است.

 

اين گروه مدافع حقوق بشر با استناد به تحقيقات متعددی که در اين زمينه انجام گرفته است می گويد ميزان خشونت عليه زنان در ترکيه در مقايسه با زنان در ديگر نقاط جهان بسيار بيشتر است.

 

گزارش تازه عفو بين الملل مملو است از اشکال مختلف خشونت که زنان ترکيه با آن مواجه هستند.

اين گروه به تفصيل توضيح می دهد که چگونه در ترکيه زنان جوان وادار به ازدواج ناخواسته می شوند و در حالی که در خانه خود با ترس زندگی می کنند هر روز مورد خشونت قرار می گيرند.

 

گزارش عفو بين الملل از قتل ناموسی به عنوان بدترين نمونه از خشونت عليه زنان در ترکيه نام می برد و می گويد زنان به دليل زنای محسنه يا مورد تجاوز جنسی قرار گرفتن، توسط افراد خانواده خود به قتل می رسند.

اين گروه مدافع حقوق بشر اذعان می کند که در نظام قضائی ترکيه اصلاحاتی صورت گرفته که قاعدتا بايد تا حدودی حمايت از زنان اين کشور را افزايش دهد اما در اجرای اين قوانين به طور تکان دهنده ای کوتاهی می شود و خشونت عليه زنان همچنان در ترکيه امری شايع است.

بنابر گزارش عفو بين الملل، پليس ترکيه در مورد خشونت عليه زنان تحقيق نمی کند و مراجع قضائی همواره خود زنان را به عنوان عامل به وجود آورنده اين رفتارها مقصر می شناسد.

عفو بين الملل می گويد مراجع قضائی ترکيه عموما می گويند زنان خود باعث شده اند که به آنان حمله و تجاوز جنسی شود و از اين استدلال حتی در مواردی که زنان به قتل هم رسيده باشند استفاده می کنند.

عفو بين الملل می گويد خشونت عليه زنان خاص ترکيه نيست اما وجود فرهنگ خشونت می تواند خطراتی را که اين بخش از جامعه با آن روبرو است، مضاعف کند.

در جوامعی که رفتار خشونت آميز بخشی از فرهنگ محسوب می شود زنان نه تنها قربانی اين گونه رفتارها هستند بلکه نهايتا از حمايت موثر قانون هم بی بهره خواهند بود.