زنان - سه شنبه 12 خرداد 1383- 1 ژوئن 2004

 

 

 

اولين شعبه تعزيرات حكومتي ويژه بانوان در كردستان تاسيس شد 

سه شنبه 12 خرداد 1383- 1 ژوئن 2004

سنندج ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : در راستاي سياستهاي سازمان تعزيرات حكومتي در خصوص تكريم ارباب رجوع و تداوم و استمرار نهضت خدمت رساني به مردم , اولين شعبه رسيدگي به امور بانوان در سنندج شروع بكار كرد.

به گزارش روابط عمومي تعزيرات حكومتي استان كردستان اين شعبه به تصدي يكي از بانوان فارغ التحصيل رشته حقوق قضايي نسبت به رسيدگي و صدور حكم مقتضي به پرونده هايي كه متهم و يا احيانا شاكي آنها از جمعيت نسوان بوده و يا به نوعي تخلفات گزارش شده در ارتباط با بانوان مي باشد, اقدام خواهد نمود.

 

«جنسيت و نگرش اجتماعي »

سه شنبه 12 خرداد 1383- 1 ژوئن 2004

روزنامه جمهوري اسلامي: « جامعه ايراني , همزمان به سوي خانواده هسته اي و ارزشهاي زنانه پيش ميرود » عنوان خبري است كه خبرگزاري جمهوري اسلامي براي مطبوعات مخابره كرده است . اين خبر كه به نقل از يك تحقيق تازه بعمل آمده توسط يك كارگاه مربوط به وزارت ارشاد تحت عنوان «جنسيت و نگرش اجتماعي » مخابره شده , بگونه اي تنظيم گرديده كه مقبوليت ورود زنان خانه دار به بازار كار , فاصله گرفتن آنان از نقش سنتي درون خانواده و سست شدن نهاد خانواده را القا مي كند. اين خبر , علاوه بر اين , ضمن تصريح به اينكه « تثبيت ارزشهاي فردگرايانه و نفي نقش هاي سنتي در خانواده حاكي از تثبيت ارزشهاي مقوم يك خانواده هسته اي در ايران است » از تحول تازه اي تبليغ مي نمايد كه از آن تحت عنوان « زنانه شدن زندگي روزمره در جامعه ايراني » ياد مي كند. اين , بخشي از جريان آلوده و سكولاريستي فمينيسم است كه حتي غرب امروز هم از آن خسته شده و درحال طرد آنست .

 

ادامه مباحثات درباره مسئله ممنوعيت حجاب در مدارس فرانسه 

راديو آلمان - سه شنبه 12 خرداد 1383- 1 ژوئن 2004

اينكه دولت فرانسه، بخاطر طرح قانون مبارزه عليه روسرى مسلمانان و ديگر نشانه هاى سمبوليك مذهبى در مدارس اقدام كرد، باعث تمسخر خود ميگردد، از ماهها پيش مشخص بود.

زمانيكه وزير اسبق آموزش عالى فرانسه Luc Ferry كه به عنوان يك فيلسوف شهرت دارد، در پاريس گفت كه، هنديها، بويژه سيكها بايستى، عمامه هاى نامرئى بر سر بگذارند، مسخرگى اين قصد، تقريبآ ديگر به اوج خود رسيد. اما سپس در اوايل ماه آوريل حكم اجراى قانون مزبور صادر شد و حتى آموزگارانى كه بايد اين قانون را به اجرا درميآوردند، از زور خنده قادر به هيچ كارى نبودند.

متن اين قانون چنان غير قابل فهم بود كه، بسيارى از معلمها تصميم گرفتند، جملات قصار خود را بر آن افزوده و به پخش آن اقدام كنند. از طريق شبكه اينترنت اينك چنين پيشنهادهائى دور ميگردند كه مشخص ميسازند، از پائيز آينده چه در انتظار فرانسه است، زمانيكه اين قانون به مورد عمل درآيد. يكى از آموزگاران Hassan Sidri كه خود مسلمان است معتقد است كه، همه اين اقدامات ضرورى نبودند اگر همه، قواعد موجود را رعايت كنند همانگونه كه او از شاگردانش انتظار دارد.

حتى براى دولت فرانسه نيز بسرعت روشن شد كه، حكم مزبور تبليغ خوبى براى اين امر نبود. اين ماده قانونى جديد ميگويد كه، آموزگاران مجازند در موارد مشخص بحرانى، به گفتگوى با شاگردان خود بپردازند. اما بايد تذكر داد كه، يك گفتگو به معناى مذاكره و احتمالآ قبول نظرات آنها نيست بلكه، تنها به منظور قانع كردن شاگردان ميباشد. علاوه بر اين چنين گفتگوهائى اجازه ندارند آنچنان طول بكشند كه، طى آن مشخص گردد، دانش آموزان، اين قانون را نميپذيرند. در اين صورت كارها بايد به دست مديريت مدرسه سپرده شود. همانگونه كه پيش از اين در مدارس با سمبولهاى مذهبى رفتار ميشد.

بسيارى از آموزگاران و حقوق دانان معتقدند كه اين قانون جديد در شيوه انجام خود كاملآ بى معناست. كارشناسان حقوقى بر اين گمانند كه، شوراى كشورى يعنى ديوان عالى جمهورى فرانسه بايد به بررسى اين امر بپردازد. طبق متن اين طرح قانونى استفاده از هر گونه پوشش ممنوع ميباشد كه، “به وضوح” اعتقاد به يك مذهب را مشخص ساخته و به نمايش در ميآورد. اينكه اين عبارت دقيقآ چه معنائى دارد اما معلوم نيست. بنابراين در اينجا نياز به يك تعريف حقوقى وجود دارد.

 

منتخب خلخال از حضور نداشتن زنان در هيات رييسه مجلس انتقاد کرد

سه شنبه 12 خرداد 1383- 1 ژوئن 2004

 

مهرانگيز مروتي منتخب مردم خلخال گفت: نبودن نمايندگان زن در هيات رييسه مجلس هفتم به معناي يک گام به عقب در مسير احقاق حقوق زنان است.

به گزارش خبرنگار پارلماني "مهر" وي  با دردادن نوشته اي به خبرنگاران پارلماني به کاهش تعداد نمايندگان زن در مجلس هفتم و حاضر نبودن آنان در هيات رييسه اعتراض کرد.

مروتي با بيان اينکه امام (ره) معتقد بودند، زنان بايد در مقدرات اساسي مملکت دخالت کنند تصريح کرد: توقع ما زنان اين است که تفکر وانديشه حضرت امام (ره) در جامعه عمق پيدا کند و وسعت داشته باشد.

نماينده خلخال افزود: با توجه به عملکرد فعال و مثبت نمايندگان زن در ادوار مختلف انتظار مي رفت تعداد نمايندگان زن در مجلس هفتم تا دو برابر افزايش يابد اما شاهد هستيم تعداد نمايندگان زن ثابت ماند. عليرغم اينکه در مجلس ششم خانم ها در هيات رييسه مجلس حضور داشتند و در مجلس هفتم اين امر ميسر نشد.

وي گفت: انتظار اين است که در مجلس هفتم همانند مجلس ششم خانم ها در هيات رييسه و همه کميسيونها بعنوان رييس، نايب رييس، مخبر و منشي حضور داشته باشند تا از ديد زنان به کليه مسائل مطرح شده در مجلس نگاه شود.

 

اعتراض دانشجويان دانشگاه علامه به برخوردهاي تبعيض گرايانه استاد معارف

تريبون فمينيستي ايران: سه شنبه 12 خرداد 1383- 1 ژوئن 2004

 

جمعي از دانشجويان دانشکده هاي دانشگاه علامه طباطبايي در اعتراض به برخوردهاي يکي از استادان دانشگاه خواهان پاسخ گويي مسئولان دانشگاه شدند. يکي از دانشجوبان دانشکده علوم اجتماعي در گفت و گو با تريبون فمينيستي گفت قرار بود که امروز (سه شنبه 12 خرداد) تحصني به اين منظور در دانشکده ما برگزار و امضا جمع شود. اما در صحبت هايي که با مسئولان دانشگاه شد براي جلوگيري از تشنج قرار شد فقط امضا جمع کنيم. اما هنگام جمع کردن امضا برخي از نيروهاي بسيجي غير دانشجو نيز به دانشگاه آمدند و بچه ها هم براي ممانعت از درگيري طوماري را که براي امضا نصب شده بود جمع کردند اما کار جمع آوري امضا ادامه دارد. به گفته وي طي اين مدت جمعيت زيادي در دانشگاه جمع شده بودند و حدود 170 امضا جمع شده است.

آنچه در زير مي آيد متن اعتراض دانشجويان است به برخوردهاي استاد معارف اين دانشگاه است:

در اعتراض به رفتار نادرست استاد معارف ما در انتظار پاسخ هستيم

ما دانشجويان دانشکده هاي دانشگاه علامه طباطبايي ضمن اعتراض به رفتار و بيان توهين آميز يکي از استادان دانشکده , خواستار رسيدگي قاطع به اين امر, بدون در نظر گرفتن ملاحظات موقعيتي ايشان, هستيم. اين حق دانشجوست که خواهان پاسخگويي و پيگيري مسئولان باشد و هيچ استاد و مسئولي حق ندارد با سلاح نمره و حذف ترم, دانشجويان را به سکوت وادارد.

استاد دروس اخلاق و تربيت اسلامي و معارف اسلامي «2», آقاي طيب, طي ساليان متمادي در کسوت استادي با برخوردهاي توهين آميز و ايراد سخناني غيرمنطقي, موجب رنجش دانشجويان را فراهم کرده است. در سال هاي گذشته نيز اعتراض دانشجويان دانشکده علوم اجتماعي علامه طباطبايي نسبت به رفتار ايشان موجب محروميت او از تدريس به مدت يک ترم شد اما گويا اين تدبير نيز نتيجه بخش نبود.

هر نوع فضاي آموزشي از جمله دانشگاه, که بايد محلي براي تبادل نظر, بحث و گفت و گو در عرصه هاي گوناگون باشد, خوانش هاي سطحي و غيرعلمي و غير منطقي با مقولات قومي , مذهبي , فرهنگي و جنسيتي را برنمي تابد. از اين روي عدم اعتراض به چنين اعمالي به معناي پذيرش و تداوم اين نوع رفتارهاست. مواردي که در زير آمده است نمونه هايي از برخورد استاد معارف با دانشجويان است که در کلاس معارف روز سه شنبه 5 خرداد 1383 در دانشکده علوم اجتماعي علامه طباطبايي رخ داد:

 

- توهين به دانشجويان کرد و انگ جيره خواري امريکا زدن به آنان و ...براي دامن زدن به تبعيض ها قومي.

- دامن زدن به تبعيض هاي مذهبي با توهين به دانشجويان اهل سنت و بزرگان اهل تسنن بجاي احترام به حقوق فردي و شهروندي دانشجويان با هر ديدگاه و نگرش فکري يا مذهبي که باشند.

- تهمت زدن به دختران دانشجو به ويژه دانشجويان ساکن خوابگاه ها, به پشتوانه نگرش هاي زن ستيزانه و تفکر طالبانيسم آن هم در کسوت استاد اخلاق و معارف.

- تحقير دانشجويان شهرستاني با ناميدن آنها به عنوان افرادي داراي افکار بسته و قالبي.

چگونه مي توان در مقابل برخوردهايي از اين دست سکوت اختيار کرد؟

سکوت مسئولان نيز به معناي پذيرش چنين رفتاري است!

ما در انتظار پاسخ هستيم.          

 

دختران ايراني و بازارهاي جهاني

نيره توكلي - تريبون فمينيستي ايران: سه شنبه 12 خرداد 1383- 1 ژوئن 2004

هر چه منتظر شديم كه اختراعات اين همه جوان رتبه دو رقمي كنكوري و المپيادي و برندة جوايز دانشجويي اختراعات در رشتة روبات و بتن و چه و چه به توليد انبوه برسد و وارد بازارهاي جهاني شود، نشد. هر چه منتظر شديم كه خود اين جوان ها وارد بازار كار ايران شوند يا در رأس صنايع كشور خود ما قرار گيرند يا در تصميم‏گيري هاي مربوط به سرنوشت خودشان يا سرنوشت كشور شركت كنند، باز هم نشد. ظاهراً، درها به همان پاشنه‏هايي كه قبلاً مي‏چرخيده، بهتر مي‏چرخيده ـ براي چه كسي، آنش به من و شما مربوط نيست. در ادارة ما ليسانس الهيات كاملاً از عهدة كلية كارهاي مربوط به بخش رايانه برمي‏آيد و همه كس را مي‏توان در هر پست و مرتبه‏اي به كار گمارد، به شرط آنكه، اولاً،‌ كوچكترين سررشته‏اي از كاري كه بر عهده‏ات مي‏گذارند، نداشته باشي و رشتة تحصيلي ات هم با شغلي كه متصدي آن مي‏شوي كاملاً مغايرت داشته باشد يا اصلا مدركي نداشته باشي؛‌ ثانياً، دايي يا عمويت كاره‏اي باشد و دستت را به جاهاي خوب بند كند. در ادارات ديگر، مي‏توان متخصص چوب بود و رئيس كتابخانه شد، چون هم كاغذ از چوب ساخته مي‏شود و هم قفسه‏هاي كتابخانه از چوبند. در نتيجه، مي توان از اين همه جوان هاي نخبه تا سطح دانشگاه در مراتب پيشرفت تحصيلي و اجتماعي اثري نديد، مگر پايشان به خارج از ايران برسد. آن وقت است كه 60% دانشمندان ناسا و فلان درصد پزشكان و مهندسان عاليمقام كشورهاي ديگر را تشكيل مي‏دهند.

 

حراج دختران، و حتي پسربچه‏هاي ايراني در بازارهاي خارجي نشان مي‏دهد كه گويا راهي به جز صدور خود جوانان، چه براي فروش نيروي كار و چه براي فروش مغز و چه براي فروش تن باقي نمي‏ماند. زيرا با گناهكار بالفطره به شمار آوردن جوانان، با تلاش براي گرفتن هرگونه نشاط از آنها و افسرده كردنشان، با سلب آزادي هايي كه جامعه آنها را مشروع و پسنديده‏ مي‏داند، اما قانون آنها را سركوب مي‏كند، با جلوه دادن همة نيازهاي اجتماعي جوانان به نيازهاي خصوصي و راندن آنها به پشت درهاي بسته، با خودي و غيرخودي كردن همه و بستن همة راههاي پيشرفت به روي غيرخوديها، اين طرفِ مرز جهنم و آن طرف بهشت نمايش داده شده.

 

حراج دختران ايراني در آن سوي مرزها خيلي تعجب دارد؟ ندارد! كافي است سري به چهارراه هاي تهران بزنيد و ببينيد كه بر سر هر چهاراهي چند دختر نوجوان، تا پاسي از شب گذشته، گدايي مي‏كنند و در معرض هر گونه آسيب اجتماعي‏اند. اين كودكان خياباني كه زير نظارت عالية پدر و مادرهاي با صلاحيت خود به مشاغل گوناگوني اشتعال دارند، اگر خبردار شوند كه در آن طرف مرز به دلار هم مي‏توان گدايي كرد و اسبابش فراهم است، معطل اين نمي‏شوند كه شما برايشان موعظة اخلاقي كنيد.

 

آش آن قدر شور است كه حتي خودي ها هم كه با امكانات دولتي و بورس هاي دولتي راهي آن طرف مرزها مي‏شوند، جا خوش مي‏كنند و زورشان مي‏آيد برگردند. جوانان ما در وطن خود غريب اند. آيا براي كساني كه در وطن خود غريب‏اند، راه بهتري باقي ‏مانده است؟

 

وزراي زن در کابينه جديد عراق

سه شنبه 12 خرداد 1383- 1 ژوئن 2004

 

- خانم سوسن الشريفي، وزارت کشاورزي، حزب الدعوه اسلامي عراق

- خانم مشکات موحات، محيط زيست، کرد مستقل

-خانم باسکال  ورده، مهاجرت، مسيحي ومستقل

- خانم ليلي لطيف، کار و امور اجتماعي

-خانم نسرين برواري، اشتغال عمومي، حزب دموکرات کردستان 

- خانم نرمين عثمان، وزيرکابينه در امور زنان، کرد ومستقل

 

بحران‌ دختران‌ و زنان‌ پس‌ از زلزله‌

سه شنبه 12 خرداد 1383- 1 ژوئن 2004

 

وقايع اتفاقيه - بحران‌ زنان‌ و دختران‌ پس‌ از زلزله‌، يك‌ بحران‌ بسيار مهم‌ و بي‌نهايت‌ پيچيده‌ است‌. توجه‌ به‌ آنكه‌ اين‌ مادران‌ هستند كه‌ پس‌ از زلزله‌ تكيه‌گاه‌ كودكان‌ آسيب‌ديده‌ خواهند بود كودكاني‌ كه‌ آسيب‌پذيرترين‌ و مهمترين‌ گروه‌ سني‌ در مديريت‌ بحران‌ پس‌ از زلزله‌ در جامعه‌ آسيب‌ديده‌ مي‌باشند بزرگي‌ و پيچيدگي‌ اين‌ كار را برايتان‌ بيشتر روشن‌ خواهد كرد.

زناني‌ داراي‌ شرايط‌ خاص‌ بهداشت‌ رواني‌ و بهداشت‌ شخصي‌ مي‌باشند، و اين‌ مطلب‌ آنان‌ را در برابر شرايط‌ بحراني‌ آسيب‌پذير مي‌كند، در صورتي‌ كه‌ با كمك‌ به‌ اين‌ شيرزنان‌ براي‌ ساماندهي‌ نقاط‌ ضعفشان‌، شما شاهد بزرگترين‌ مديريت‌ بحران‌ توسط‌ آنان‌ خواهيد بود. من‌ همواره‌ به‌ دانشجويانم‌ مي‌گويم‌ كه‌ مادران‌ ما در ايران‌ از همان‌ لحظه‌ كه‌ مسووليت‌ مادر شدن‌ را بر عهده‌ مي‌گيرند وارد بحران‌ مي‌شوند. و بي‌هيچ‌ شكي‌ آنان‌، اساتيد مديريت‌ بر بحران‌ در خانواده‌هاي‌ خويش‌ هستند. و من‌ هم‌ به‌ شاگردي‌ مادر خود افتخار مي‌كنم‌.

بحران‌ زنان‌ و دختران‌ پس‌ از زلزله‌ شامل‌

بحران‌ امنيت‌ زنان‌ بي‌سرپرست‌

بحران‌ زنان‌ سرپرست‌ خانواده‌

بحران‌ بهداشت‌ شخصي‌

بحران‌ بهداشت‌ رواني‌

بحران‌ زنان‌ باردار و كودكان‌ شيرخواره‌

 

 

به بهانه‌زن و مديريت در جامعه امروز- واژه تهي

ويدا قنبرپور- وقايع اتفاقيه - سه شنبه 12 خرداد 1383- 1 ژوئن 2004

وقتي دوستي به من پيشنهاد نوشتن مقاله‌اي در خصوص «زن و مديريت در جامعه امروز» را داد، دلم هري ريخت. از يادآوري اين كلمه بي‌روح كه عموماً در مقالات نقش مي‌بندد و به عبارات پرطمطراقي چه در مدح پايبندي به سنت و چه در مقابله با آن مزين مي‌شود و با اين همه مانند ظرفي خالي مي‌نمايد كه نويسنده به زور مي‌خواهد درونش را يا با غذاهاي سنتي و يا انواع و اقسام اردورها و سالادها پركند بي‌آنكه به كارآيي و قابليت فردي‌اش توجه نمايد. يادم افتاد من هميشه يك زن بوده‌ام چه در هنگام نوجواني كه با هيأتي پسرانه مسحور قدرت تسخيركننده فقر بارز بودم و چه در سال‌هاي كوتاه اول جواني كه ناگهان به تلخي جامعه را تنها متقاضي زيبايي زن ديدم چه آن موقع كه بر مسند كار نشستم و از من تنها در مورد همسرانگي پرسيده شد و بلندي آستين لباسم، حتي آن زمان كه مادر شدم و مادريم را به عمد پشت درخانه پنهان كردم. رمانتيك‌ترين مردان شايد، برادرم بود كه با وجود رفتار مصلحانه اجتماعي و عقايد ناب و مدرنش در خصوص جامعه‌شناسي ايران مرا زني مي‌خواست كه «مردي» خسته از «كار» كتش را روي شانه‌هاي شعر من بياويزد و بدين‌گونه ناخواسته مرد را به كار و مرا به «حرف» وصل مي‌كرد.

«زن» نيز مثل هر كلمه ديگري كه نشان از استقلال انساني دارد از معني خود تهي شده است. به ذهنم خطور كرد ديگر كسي با گفتن عناوين «خواهر، برادر و مردانگي» نگاهش تغيير نمي‌كند و اين كلمات مثل بازدمي ناخواسته از سينه بيرون مي‌آيند تا صاحب نفس را زنده نگه دارند. همان‌گونه كه كملاتي چون «علي‌وار، زهرايي و زينب‌گونه» در جامعه‌اي كه التزام به باورهاي مذهبي اولين شرط هر نوع اشتغالي است خصايل «سخاوت، مردانگي، مبارزه و مقاومت» را در هيچكس برنمي‌انگيزد و چقدر بايد غصه بخورم كه زماني اين پيشنهاد به من شده است كه ما براي داشتن حداقل‌هاي زنده ماندن اينقدر از خود تهي شده‌ايم و مبدل به رفتارها و آراسته به كلماتي گشته‌ايم كه مي‌خواهند از زبان ما بشنوند و پوشش و گويش و روش من، نه نشان از شخصيت بي‌بديل من، بلكه تنها چيزهايي هستند كه مي‌توانند براي من نان بياورند و موقعيت يك انسان زنده را به من ببخشند و قلب و ذهنم چنان بيگانه و از ياد رفته‌اند كه اگر گاهي گستاخي چون من از آنها سخني بگويد، بسان ابلهي در او مي‌نگرند.

من يك زنم كه در اعماق تاريخ تنها از راز سربه مهر زايندگي خلقت من چه خدا بانواني كه نساختند در حفظ «شكار در بيابان‌ها و ماه در آسمان‌ها، عقل و مهارت در حفاظت از قهرمانان مرد در شهرها، آتش در آتشدان‌ها، زيبايي و قدرت در هوسران‌ها، زناشويي، مادرانگي و باكره‌گي» و حتي زمين را به نام من كردند و امروز وقتي مي‌خواهند مرا ببينند دوباره تمثال اين خدايان را بيرون مي‌كشند و با چراغ آنها وارد هزارتوي شخصيت من مي‌شوند،(1) بي‌آنكه نشاني راهي را كه از خدا بانوان تا به امروز پيموده‌ام، از من بپرسند. من يك زنم كه سده‌هاي طولاني از تاريخ جوامع بشري را به نام همان يك خصلت زايندگي، مادرسالاري ناميده‌اند و هنوز روانكاوان بسياري از روي يافته‌هاي باستانشناسان و اسطوره‌شناسان، ردپاي آن دوران را در روابط و آداب و سنن اجتماعي امروز مي‌جويند، اما كمتر كسي همزمان به فكر زخم دستان من از كاشت و گستردگي فكر من در بهره‌كشي از زمين مي‌افتد و جامه پادشاهي و گاه رزم را به تن من مي‌بيند و با اين گسستگي فكري كه از «زندگي به دلخواه نان‌دهندگان» امروزي حاصل شده است اغلب فراموش مي‌كنيم كه در همان زمان من همچنان مادر،‌ همسر و در يك كلام «زن» بوده‌ام و در سده‌هاي طولاني بعد كه زن تنها تحت تأثير خدا بانوان زيبايي زناشويي و باكره‌گي قرار گرفته، مورد شديدترين اهانت‌ها واقع شده‌ام. باهوش‌ترين همنوعم را حيواني ناميده‌اند با گيسواني بلند و افكار كوتاه(2) و قويترين همنوع را «مرداخته»‌اي دانسته‌اند كه برتري مرد و كهتري خود را بايد بپذيرد(3) و زماني نزديكتر كه به مدارس علمي و فني دست يافته‌ام مرا خالي از خلاقيت و نوآوري دانسته و سعي كردند چنين بنمايانند كه در اثر كار فكري خصوصيات زنانه زن كاهش مي‌يابد.(4) (طنز «دختر يا زيباست يا به دانشگاه مي‌رود» هنوز هم مثل پتكي غرور دخترانه‌ام را در آن سال‌هاي اول نوجواني در اواسط دهه پنجاه جريحه‌دار مي‌كند) و البته در تمامي راهي كه در طول تاريخ طي مي‌كردم همراه مردان اسير قوانين برده‌داري، فئوداليته و سرمايه‌داري نيز بوده‌ام و هيچوقت كسي مرا از پرداختن به كارهاي كوچك و حقير با حقوق ناچيز منع نكرد و هرگز وقتي در اولين كارخانجات نساجي مشغول كارگري شدم كسي به فكر زنانگي و حفظ آن در چارچوب خانه پدري و شوهري نيفتاد. از خودم مي‌پرسم چرا گناه اين همه مردان ابله، جلاد، خائن و فاسد تاريخ دامن جامعه مردان را نيالوده است اما كافي است ديوار عصمت زني حتي در جدال با زندان فقر و بسته بودن تمامي درهاي كارهاي يدي و فكري فرو بريزد، كافي است زني عاقلانه نينديشد و جرأت ابراز صريح خواسته‌هايش را نداشته باشد يا خلاقيتي از خود بروز ندهد، كافي است زني روزگاري، راه سياست بازي مزورانه را به همسر حكمرانش در خفا آموخته باشد، همه زنان متهم به«روسپيان بالقوه(5)، بلاهت، روباه‌صفتي و گربه‌ساني(6) مي‌شوند و زماني كه هيچ كدام از اين سنگ‌ها به پاشنه پاي او نگيرد متهم به زشتي و بي‌بهره‌گي از زيبايي مي‌شوند!(7)

و با خودم مي‌انديشم آنان كه ديروز از بردگي‌ من، بستگي من به زمين و تنفس من در هواي خشن بين چرخ‌دنده‌هاي كارخانه‌ها منتفع مي‌شدند امروز نيز از اسارت من در ديوارهاي تنگ همانند‌سازي پوشش، گويش و روشي‌بهره مي‌برند كه مرا از هر گونه «من انساني» خالي مي‌كند و در زمانه‌اي كه پلكان دستيابي به امكانات بهتر زندگي را تنها با تكرار طوطي‌وار زندگي آنگونه كه «آنان» مي‌خواهند مي‌توان طي كرد و اين همه را به بهايي گزاف از آزادگي فطري انساني بايد خريد، نه‌ تنها كسي مرا به چالشي از روي فكر و قلبم نمي‌كشاند بلكه بايد نقاب بر چهره اين همه را در پستوي خانه نهان كنم. امروز كه الفاظ عرفاني، بهشت را يك سر از آن من مي‌كنند و از كرامت من چنان سخن مي‌گويند كه خالق من نيز به اين همه لطافت نگفت، با بسته شدن در همسري، به هر دليلي، در مادري را نيز برويم مي‌بندند و مرا لايق تربيت فرزندم نيز نمي‌دانند. همين امروز من به حال «مديريتي» اشك مي‌ريزم كه مي‌بايست آينده دختر و پسر مرا بسازد و گاه فراموش مي‌كنم خارج از وابستگي‌هاي سببي و نسبي مرا تنها به كارهاي كوچك مي‌شناسند و در اندازه‌هاي فكر و ذهن و توانايي‌هاي فردي‌ام مرا باور ندارند.

شب بي خنجر/ و باران/ ساز در ماتم كوك كرده است/ بر صدايي كه در روشن روز/ بي‌خنجر و سرب/ مرده بود!/ شب بي‌خنجر/ و باران همنواي ساز/ قلب من حزين از باور مرگي/ كه نداي راستين بود!(8)

منابع(محفوظ در دفتر روزنامه)

1-نمادهاي اسطوره‌اي و روانشناسي زنان شينودا بوسن، ترجمه آذر يوسفي

2-تا 7 زنان از ديد مردان بنوات گرو، ترجمه محمد جعفر پوينده

شوپنهاور-فرويد-ولتر-پروودن-نيچه...

8-شعر نويسنده سال 71