زنان - چهار شنبه 6 خرداد 1383- 26 مه  2004

 

حكم افسانه نوروزي نقض شد 

 چهار شنبه 6 خرداد 1383- 26 مه  2004

خبرنگار جنايي وقايع اتفاقيه: شعبه 26 ديوان عالي كشور با اعلام نقص تحقيقات پرونده افسانه نوروزي، پرونده را براي تكميل تحقيقات به كيش فرستاد.

 

افسانه نوروزي هفت سال است در زندان بسر مي‌برد. اين زن متهم به قتل رئيس حفاظت اطلاعات منطقه كيش در سال 76 است. او در تمام مراحل بازجويي اظهار داشته بود كه از خود دفاع مشروع كرده است. ولي بعد از پايان تحقيقات افسران آگاهي ادعاي وي را غيرواقعي دانسته و دادگاه نيز بعد از پايان مراحل دادرسي بر پايه مستندات جمع‌آوري شده توسط كارآگاهان آگاهي كيش و درخواست اولياي دم مقتول كه با ضربات متعدد چاقو در حالي كه كاملاً عريان در اتاق خواب خود به قتل رسيده بود، افسانه را به اعدام محكوم كرد.

عبدالصمد خرمشاهي وكيل افسانه نوروزي حتي بعد از صدور حكم دست از تلاش خود برنداشت و همچنين رسانه‌هاي گروهي، جرايد و سايت‌هاي اينترنتي پيگيرانه براي اثبات دفاع افسانه تلاش كردند. تلاش‌ها آنقدر ادامه يافت تا اين كه متهم اواخر سال گذشته بعد از تحمل شش سال حبس در زندان بندرعباس به تهران انتقال يافت تا حداقل نزديك خانواده خود بوده و ديدار با آنها برايش راحت‌تر شود و همچنين پرونده وي از كيش به شعبه 26 ديوان عالي كشور در قم ارسال شد تا مورد بررسي دوباره قرار گيرد.

روز گذشته شعبه 26 ديوان عالي كشور بعد از انجام تحقيقات كامل، بررسي‌هاي صورت گرفته بر روي پرونده افسانه را تاكنون ناقص دانسته و براي تكميل تحقيقات، پرونده را بار ديگر به كيش بازگرداند.

 

برگزاري سمينار زن و فناوري اطلاعات و ارتباطات 

چهار شنبه 6 خرداد 1383- 26 مه  2004

گروه مطالعات زنان دانشگاه تربيت مدرس ، سمينار يك روزه‌‏‌‏اي تحت عنوان زن و فناوري اطلاعات را روز پنج شنبه هفتم خرداد ماه سال جاري برگزار مي نمايد.

به گزارش ايلنا, اين سمينار از ساعت 8 تا 17 در سالن دانشكده علوم انساني دانشگاه واقع در طبقه چهارم تشكيل مي‌‏شود.

گفتني است, در اين همايش موضوعاتي همچون نقش زنان در جامعه، دانايي محور، هوشمندي زنان، فلسفه تكنولوژي و آموزش در عصر ارتباطات همراه با تبيين نقش زنان مورد بحث و بررسي قرار مي‌‏گيرد.

 

چهارمين نشست فعالين وسازمان‏هاي مختلف زنان 

تريبون فمنيستي زنان - چهار شنبه 6 خرداد 1383- 26 مه  2004

سايت هستيا: چهارمين نشست دوستانه فعالين و NGO هاي حوزه زنان‏ ، روز ٢٠ خرداد و با ميزباني كانون هستيا انديش برگزار خواهد شد. نشست قبلي قرار بود در كافي شاپ خانه هنرمندان برگزار شود كه با اعتراض مسئول آن به پارك كشيده شد. در آن نشست به دليل رفت و آمدهاي عابرين و نيروي انتظامي كه دائما در حال تذكر دادن بودند مباحث نيمه تمام رها و به وقت بعدي موكول شد.

از NGO ها و فعالين حوزه زنان دعوت مي شود تا در اين نشست حضور يابند.

مكان: خيابان كريم خان- خيابان نجات الهي(ويلا)- نرسيده به خيابان طالقاني- چهارراه شاداب- نبش خيابان ورشو- مركز سازمان هاي غير دولتي طبقه اول سالن همايش

زمان: 20 خرداد ساعت ٧-٤

 

شيوا نظرآهاري و هانيه نعمتي از انجمن تارا دستگير شدند 

تريبون فمنيستي زنان - چهار شنبه 6 خرداد 1383- 26 مه  2004

بنابه گزارش خبرگزاري جبهه دمکراتيک ايران ، امروز صبح (چهار شنبه)، پس از بازداشت شيوا نظرآهاري و هانيه نعمتي، نيروهاي امنيتي لباس شخصي جهت بازداشت خانم اکرم اقبالي از اعضاء معتبر و يکي از بنيانگذاران انجمن تارا از تشکلات جبهه دمکراتيک ايران، به منزل ايشان حمله بردند. اما از آنجا که ايشان در منزل حضورنداشته و هنگام حمله ماموران به مسافرت رفته بودند، ماموران امنيتي پس از بازجويي مختصر از همسايگان محل را ترک ميکنند.

همچنين طبق آخرين خبر دريافتي ، در پي بازداشت مبارزين حقوق بشري، هانيه نعمتي و شيوا نظرآهاري، خانواده هاي محترم نظرآهاري و نعمتي به معاونت امنيتي قوه قضاييه (دادگاه انقلاب) احضار گشته اند.

لازم به ذكر است پيش از اين مريم مريم خرمی دانشجوی 22 ساله و عضو جبهه متحد دانشجويی و انجمن تارا كه روز جمعه 1 خردادماه دستگير شده بود روز دوشنبه (4 خردادماه) از زندان رجايی شهر کرج، آزاد شد.

 

سمپوزيوم زنان دردانشگاه كوبلنزآلمان

همبستگي ملي - چهار شنبه 6 خرداد 1383- 26 مه  2004

 روز چهارشنبه 6 خرداد ماه , انجمن زنان آزاديخواه عليه بنيادگرايي دركلن به دعوت خانم پروفسور دكتر اليزابت سوتلو ازانيستيتوي پداگوگيك -دانشگاه كوبلنز درآلمان , , درسمپوزيوم يك روزه اين دانشگاه شركت كردند. عنوان اين سمپوزيوم « زنان درفرهنگهاي مختلف» بود.

در اين جلسه نمايندگان انجمن زنان آزاديخواه عليه بنيادگرايي با اشاره به تهديد بنيادگرايي عليه جنبش برابري و همه دستاوردهاي بشر بر ضرورت حمايت از زنان مقاومت ايران كه در برابر اين تهديد به پا خواسته اند، تأكيد كردند.

اين جلسه درساعت 830 صبح در اين دانشگاه برگزار كرديد.

ابتدا خانم پروفسور دكتر اليزابت سوتلو به حاضرين درجلسه خبرمقدم گفت . درادامه اين افتتاحيه, پروفسور دكتر «ولفگانگ پلگر »ازقسمت آموزش علمي ضمن خيرمقدم به حاضرين , ابرازخوشحالي كرد كه اين گردهمايي درشركت فعال زنان دراموراجتماعي بسيارموثرخواهد بود.

وي توضيحاتي درمورد ضرورت آموزش و فرهنگ براي زنان جهت آگاهي و فعاليت دراموراجتماعي براي حاضرين داد و سپس تاكيد كرد كه با كسب اين آگاهي واشراف ,زنان ميتوانند درراستاي رهايي شان ازجبر حاكم بر آنها درجوامع مختلف , به مبارزه سراسري خود ادامه بدهند و زمينه براي كارگسترده و سراسري بيشتر فراهم خواهد شد.

اولين سخنران برنامه خانم «كارين هنروته فورسبرگ», نماينده و مسئول« زنان دانشگاهي اروپا» بود كه درمورد« شبكه زنان و معني آن» سخناني ايراد كرد.وي ضمن اشاره به مشكلات مشترك و مشابه زنان درجوامع و كشورهاي مختلف ,به تشريح ضرورت مبارزه گسترده و سراسري زنان پرداخت. و ضمن ارائه تاريخچه اي ازوضعيت زنان دركشورهاي مختلف, ازاينكه جنبش هاي اسلامي دمكراتيك , انجمن هاي گسترده زنان عليه بنيادگرايي و سازمانهاي حقوق بشري دردفاع ازحقوق زنان رو به گسترش است ابرازخوشحالي كرد.

وي ازاينكه درجريان اين سمپوزيوم با انجمن زنان آزاديخواه عليه بنيادگرايي آشنا شده و نسبت به اهداف آنها عليه بنيادگرايي مذهبي , بخصوص آنچه رژيم جنايتكارخميني آنرا نمايندگي ميكند , ابراز اميدواري كرد كه با گسترش اين فعاليت ها , زنان دريك شبكه گسترده ميتوانند با نيرويي بسيار موثرتر براي برقراري صلح و ثبات در دنيا فعاليت داشته باشند.

دومين سخنران اين سمپوزيوم «پرنسس دكترماريا ترسا بوربون پارما » ازايتاليا,متخصص آموزش عربي-اروپايي دربروكسل بود كه درمورد« زنان در دنياي اسلامي» سخناني ايراد كرد.

وي درابتداي سخنان خود به تشريح تاريخچه زن در اسلام پرداخت و ظهور اسلام را در آن دوران , انقلابي براي زنان دانست . وي با اشاره به نقش دولتهاي ديكتاتور و بنيادگرا و فتاتيك درتحريف « اسلام » , به پيامبراكرم و نقش حضرت فاطمه زهرا «ع» اشاره كرد كه چگونه عليه ستمي كه برزنان مي رفت , مي شوريد.

وي همچنين اشاره كرد كه با توجه به نگرش مرد سالاري درجوامع مختلف طي اين ساليان , همچنان حقوق زنان زير پا گذاشته ميشود.اما وي تاكيد كرد كه عليرغم اين,شاهديم كه جنبش زنان اعم ازمذهبي و غير مذهبي همواره براي دسترسي به رهايي و آزادي و احقاق حقوقشان درجنگ با هرآنچه مظهر بنيادگرايي و فناتيك است درمبارزه اند.

 

درقسمت بعدي اين برنامه خانم« داگمار پل لوكمپ» ازحقوق دانان و رؤساي اتحاديه آكادميسين هاي آلمان به سخنراني پرداخت اهداف اين اتحاديه كه وابسته به « زنان دانشگاهي اروپا است , تلاش براي تقويت تحصيلات دانشگاهي براي زنان و ايجاد شبكه سراسري براي فعاليت هاي بين المللي زنان ميباشد.

 

درادامه خانم پروفسور« زيگريد اشتاينن » ازدانشگاه كوبلنز, رئيس انجمن « بهترين ايده آل براي زنان » درآلمان, درمورد اتحاد براي تحصيلات و روشنگري زنان ,وايجادكارهاي حرفه اي براي آنان داد.

لازم به يادآوري است كه اين انجمن ازسال 1938 تاسيس شده و بزرگترين سازمان بين المللي زنان است كه در120 كشور تعداد 3000 كلوب و 100000 عضو دارد .

سخنران بعدي سمپوزيوم« زنان درفرهنگهاي مختلف» خانم حشمت سريري ازاعضاء انجمن زنان آزاديخواه عليه بنيادگرايي دركلن آلمان بود.

وي درمورد بينادگرايي اسلامي و تهديدي عليه حقوق زنان و آزادي هاي اجتماعي سخناني را ايراد كرد.

وي با اشاره به تاريخچه ظهوربنيادگرايي اسلامي درايران اززمان انقلاب سال 57 , توضيح داد كه چگونه بنيادگرايي اسلامي كه درراس آن رژيم خميني قرارداردو حقوق و آزاديهاي زنان را تهديد ميكند , تبديل به تهديد جهاني شده است . وي به نمونه هايي ازجنايات رژيم خميني نسبت به زنان و دختران درايران اشاره كرد كه چگونه ازهمان ابتداي انقلاب دست به عوام فريبي زده و باانواع و اقسام نيرنگ ها, به سركوب و تحقيرزنان و ازجمله حجاب اجباري تحت نام اسلام پرداختند.

خانم سريري با توضيحاتي درموردروح وجوهره آيات قرآن ,وجه تمايزبين اسلام ارتجاعي و اسلام دمكراتيك را براي حضار تشريح كرد.

وي در سخنان خود درمورد مقاومت ايران و جنبش دمكراتيك اسلامي توضيح داد كه مورد توجه شركت كنندگان قرارگرفت وازاينكه اين چنين روح اسلام دمكراتيك توسط بنيادگراهايي مانند رژيم هاي ارتجاعي و بخصوص رژيم ضد بشري خميني , تحريف ميشود, ابرازانرجاركردند.

وي درپايان سخنان خود جمع بندي كرد كه بنيادگرايي اسلامي كه توسط رژيم خميني رهبري ميشود يك تهديد جهاني است و به صدور تروريسم و بنيادگرايي و گسترش زن ستيزي كه با جوهر وروح اصلي اسلام مغايرت دارد, ميپردازد.و تنها پاسخ به بنيادگرايي اسلامي , يك اسلام دمكراتيك وبردبار است .

درقسمت پاياني اين برنامه سخنرانان شركت كننده به همراه مدير اين برنامه خانم دكتر روت هاگن گروبر , ازبخش تدريس فلسفه دردانشگاه كوبلنز و كلن و خانم ماريا لوئيز يونگ ازقسمت آموزش علمي – فرهنگ زنده دريك برنامه پرسش و پاسخ شركت كردند.

اين پرسش و پاسخ حول موضوعاتي ازقبيل نقش زن درفرهنگ هاي مختلف,چگونگي استمرار فعاليتهاي جنبش زنان , وضعيت آموزش و پرورش و وضعيت اقتضادي زنان و نقش جدي زنان درپيشيبرد مسائل اجتماعي بود

يكي از زنان عضو انجمن زنان آزاديخواه عليه بنيادگرايي در اين قسمت با روشنگري نسبت به مقاومت ايران و اعتقاد آنان به اسلام بردبار و دمكراتيك ,به توضيح وضعيت خود وخانواده اش تحت حاكميت رژيم جنايتكارخميني پرداخت كه حاضران را بشدت تحت تاثير قرارداد .

درانتها خانم پروفسور دكتر اليزابت سوتلو سازماندهنده اين سمپوزيوم , با تاكيد بر موثربودن اين برنامه در تبادل فرهنگ هاي مختلف ازجوامع مختلف , ازحضور اعضاء انجمن زنان آزاديخواه عليه بنيادگرايي ابرازتشكرنمود كه به اين وسيله توانستند درباره چهره واقعي اسلام و مقاومتي كه عليه رژيم بنيادگرا و ضد اسلام خميني درايران وجود دارد , روشنگري نمايند.

 

نتايج يك پايان‌نامه نشان داد كه با افزايش هزينه‌هاي ناشي از توزيع نامتعادل كار خانگي براي زنان مورد بررسي،‌ فرصت‌هاي آنان براي تحقيق مراتب بالاتري از شهروندي سياسي،‌ كاهش مي‌يابد.

چهار شنبه 6 خرداد 1383- 26 مه  2004

به گزارش سرويس پايان‌نامه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نازنين شاه ركني در پايان‌نامه كارشناسي ارشد جامعه شناسي خود با عنوان « موانع گسترش شهروندي سياسي زنان، مورد زنان عضو اولين شوراهاي اسلامي شهر»، ‌مي‌افزايد: ميانگين دو معرف شاخص موقعيت در عرصه خصوصي،‌يعني تقسيم كار خانگي (75) و نقش جنسيتي (49) نشان مي‌دهد كه به رغم حضور و مشاركت زنان در عرصه عمومي و به رغم تلاشي كه براي حذف نابرابري‌ها صورت مي گيرد،‌ در عرصه خصوصي، همچنان بر همان پاشنه قديم مي‌چرخد و اگر بنا بر فرضيه تاييد شده اين پژوهش بپذيريم كه مناسبات نابرابر جنسيتي در عرصه خصوصي بر مناسبات زنان در عرصه عمومي تاثير مي گذارد، آنگاه درخواهيم يافت كه شرط لازم براي تحقق برابري در عرصه عمومي، برابري در عرصه خصوصي است.

در ادامه اين پايان‌نامه كه اطلاعات آن از طريق مصاحبه تلفني با 233 نفر از زنان عضو شوراهاي شهر گردآوري شده با بيان اينكه زنان، حتي در شهرهايي كه به مقام اول دست يافته اند، نتوانسته‌اند در شورا به سمت‌ها و كميسيون‌هاي موثر دست پيدا كنند، آمده است:

در پرسش آغازين اين تحقيق از زنان خواسته شده بود تا مهم ترين موانعي را كه بر سر راه حضور فعال زنان در شوراها وجود دارند برشمرند. نابرابري در توزيع منابع قدرت بخش (مثل اطلاعات و پول) و يا نابرابري در شيوه گزينش افراد براي سمت‌هاي گوناگون جزء مواردي بودند كه به كرات به آنها اشاره شد.

اما يكي از مهم ترين موانعي كه در دسته بندي پاسخ‌ها، بعد از مشكلات فرهنگي و عقيدتي و سنتي، ‌بيشترين نفرات به آن اشاره كرده بودند، مشكلات خانوادگي بود. بسياري از زنان عضو شوراهاي شهر از فشار مضاعف كار خانگي و كار در شورا (و احيانا شغل ديگري كه در كنار هر دوي اينها بر عهده داشتند)، احساس خستگي مي‌كردند و نامزدي‌شان را براي دور دوم انتخابات شوراها تقريبا منتفي مي‌دانستند. نمره ميانگين بالاي تقسيم كار خانگي (75 از 100) نيز شاهد اين مدعاست.

بدين ترتيب، زنان در عرصه عمومي‌ (چه به دليل موانع مستقر در خود عرصه عمومي و چه به دليل مشكلاتي كه از ساختار و ساز و كارهاي جنسيتي عرصه عمومي نشات مي‌گيرد) موقعيتي برابر با مردان ندارند و با ورود به عرصه سياست در رقابتي نابرابر با مردان قرار مي‌گيرند.

در خاتمه اين پايان‌نامه كه در سال 1381 با راهنمايي دكتر پرويز پيران در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي تدوين شده، آمده است: به هر حال مساله‌اي كه طرح آن مي‌تواند به چاره انديشي منجر شود و به بهبود و ارتقاي وضعيت زنان، و به تبع آن كل جامعه، در هر دو عرصه خصوصي و عمومي (كه مرتبط با هم و مكمل يكديگرند) كمك كند، اين است كه نمي‌توان عرصه عمومي را به هزينه سنتي نگه داشتن عرصه خصوصي مدرن كرد ‌و نمي‌توان برابري در عرصه عمومي را به هزينه نابرابري در عرصه خصوصي تامين كرد و نمي‌توان مشاركت فعال و موثر نيمي از افراد جامعه را به هزينه عدم مشاركت نيم ديگر تضمين كرد.

توسعه سياسي، استقرار مناسبات مدرن در عرصه عمومي و بسط جامعه مدني جز با مشاركت برابر هر دو جنس محقق نخواهد شد و مشاركت برابر دو جنس نيز تنها با داشتن حقوق قانوني برابر ميسر مي‌شود.

 

استمداد روح دختر 9 ساله از حضرت آيت‌الله شاهرودي

نعمت احمدي وكيل پايه يك دادگستري – وقايع اتفاقيه - چهار شنبه 6 خرداد 1383- 26 مه  2004

مرد با دستان زمخت خود دهان دختر 9 ساله را گرفته است تا فرياد نزند، قلب دختر چون گنجشكي رميده از آشيانه مي‌تپيد و مرد او را بغل گرفته و در تاريكي زيرزمين نفس‌زنان جلو مي‌رود. دختر اما در چنگال مرد دست و پا مي‌زند. مرد مي‌ايستد، در تاريك و روشناي زيرزمين خطي مورب، آفتاب دلمرده غروب را به پيشاني مرد مي‌سراند، دختر با وحشت به چهره مرد نگاه مي‌كند، چشمان از حدقه درآمده مرد بر نگاه ترسناك دختر بچه، تخم وحشت را مي‌كارد. مرد با دست ديگر كه حائل پشت دختر است او را روي زمين مي‌خواباند، دست مرد هنوز بر دهان دختر سنگيني مي‌كند و راه نفس را بسته است. مرد زانوي خود را بر سينه دختر فشار مي‌دهد؛ ترد و شكننده، با دست راست يقه پيراهن دختر را به تكاني پاره مي‌كند، دختر لخت در مقابل مرد مانند بره‌اي ترسان مي‌لرزد. چشمان دختر از گريه سرخ شده است، تمامي لباس دختر را پاره مي‌كند، دخترك شرمنده، رمق خود را جمع مي‌كند تا دست مرد را با دندان خود زخمي كند، فشار دست مرد نفس دختر را مي‌برد. دختر ناي حركت ندارد. مرد لخت مي‌شود و دقايقي بعد، دخترك نه ساله - كه هنوز بازي با عروسك را تمرين مي‌كرد- سرد و خونين با چشماني بي فروغ هيكل سنگين مرد را كه از تاريك روشناي زيرزمين خارج مي‌شد با دردي جانسوز حس مي‌كند. پلك‌هاي دختر براي هميشه بسته مي‌شود و مرد در غبار گم مي‌شود. به همين راحتي نهال تازه شكفته عمر دختري نه ساله با اميال حيواني مردي درنده خو، پرپر مي‌شود و پرونده‌اي شكل مي‌گيرد. سكوت ساكتي بر صحن دادگاه حكمفرماست، زني سياه پوشيده با دستان خسته خود چهره اش را پنهان مي‌كند تا داغ ننگي كه دامان دختر و حيات او را دريده است ديده نشود. مردي آنسوتر با لباسي سياه داغدار دخترش، چهره بر دهان قاضي دوخته است و با سينه‌اي پر كينه جرأت نگاه كردن به صندلي متهم را ندارد، حيواني در قامت انسان روبروي قاضي نشسته است و مقابل قاضي دادگاه از قتل دختري نه ساله سخن مي‌گويد و سر انجام حكم قصاص صادر مي‌شود. در حكم آمده است:

«هر گاه مرد مسلماني عمداً زن مسلماني را بكشد، محكوم به قصاص است ليكن بايد ولي زن قبل از قصاص قاتل، نصف ديه مرد را به او بپردازد.»

مرد از ماده 209 قانون مجازات اسلامي سر در نمي‌آورد، رو به قاضي مي‌كند: «جناب قاضي! ديه يعني چه؟ من دخترم را مي‌خواهم. مي‌دانم او زنده نمي‌شود اما خدا گفته است: ولكم في القصاص حيوه. پس اين حيوان را بكشيد او نه اينكه دخترم را بي‌سيرت كرد، نوگلي كه هنوز دنبال اسباب‌بازي‌هاي خود بود... آقاي قاضي! امروز صبح عروسك‌هاي دخترم را كه مادرش مرتب كرده بود، به هم ريختم، آخر وقتي دخترم از ناتواني من در تهيه مايحتاج اوليه خود نا‌اميد مي‌شد عصبانيتش را سر عروسك‌هاي پارچه‌اي كه مادرش با لباس‌هاي كهنه درست كرده بود در مي‌آورد. آخر دخترم تنها 8 بهار را ديده بود و در نهمين بهار با تندباد مسموم اين مرد پژمرد و از پاي درآمد. تنها كشتن اين حيوان‌ اندكي زخم‌هاي كهنه ما را مداوا خواهد كرد.» قاضي با خونسردي گفت: «ديه يعني خون‌بها و شما بايد نصف خون‌بهاي اين مرد را بدهيد تا قصاص شود.» مرد كه امروز براي رسيدن به دادگاه، كرايه تاكسي نداشت و سر راه كوپن‌هاي خواربار خانواده اش را فروخته بود معني ديه و نصف آن را نمي‌دانست؛ جلوتر رفت: «يعني آقاي قاضي حكم قصاص شما اجرا نمي‌شود؟» مادر گفت: «بايد در كوچه ما اين حيوان اعدام شود تا عبرت سايرين باشد. همه دخترهاي هم سن و سال دخترم از وحشت قادر نيستند به تنهايي از مدرسه به خانه بروند و يا از خانه به مدرسه. كشتن اين مرد امنيت محل است.» قاضي دوباره مي‌گويد: «حكم كشتن او را صادر كرده‌ام اما چون فرزند شما دختر است بايد نصف خون اين مرد را به خانواده‌اش بپردازيد.» زن مي‌گويد: «اين حيوان است. خدايا! دخترم پرپر شد اين حيوان زير دست و پاي خود نوگلم را پرپر كرد و حالا بايد نصف خون او را بدهم؟! اين چه اسلامي است؟ اين چه عدلي است؟ كجا علي(ع) اين چنين حكم مي‌كرد؟» و از حال مي‌رود.

 

12 سال گذشته است، زن طي اين مدت هر روز كوچه را مي‌پايد شايد دخترش كه بايد 20 سالگي را پشت سر گذاشته باشد سر زده پيدا شود. زن هنوز به خود اجازه نمي‌دهد حتي يك ساعت خانه را ترك كند؛ «حتماً دخترم مي‌آيد.» مرد اما خسته از مراجعه هر روزه به دادگستري و ناتوان از دريافت وام از اين صندوق و آن صندوق تا بتواند خاطر خسته خانواده اش را با قصاص قاتل فرزندش‌اندكي التيام ببخشد اما سال به سال قيمت ديه افزايش پيدا مي‌كند و مرد كه زير بار هزينه زندگي كمر خم كرده است با ناتواني زير ورقه‌اي را امضا مي‌كند و حيواني از چهار ديواري زندان رها مي‌شود تا گرگ وار بره‌هاي مظلوم ديگري را زير دست و پاي خود له كند و با سوء استفاده از قضاوت ناصحيح از چنگال عدالت بگريزد.

 

حضرت آيت‌الله شاهرودي! حال كه شما در جايگاه رفيع مولا علي نشسته ايد و خداوند، عزت و سربلندي را ارزاني شما داشته است فكر كنيد در يكي از پنجشنبه‌ها، اين دختر 9 ساله مظلوم به داد خواهي نزد شما نشسته است و تنها يك سؤال دارد؛ مي‌پرسد: «حضرت آيت‌الله! شما كه برابر اصل 164 قانون اساسي مسؤول استخدام قضات مي‌باشيد و با حكم شما به قضاوت مي‌نشينند، آيا بايد قانون را هم بخوانند و به آن عمل كنند؟ آيا قاضي دادگاهي كه زاني و قاتل مرا تنها به قصاص محكوم كرد ماده 82 قانون مجازات اسلامي را نخوانده بود كه مقرر مي‌دارد:

«حد زنا در موارد زير قتل است و فرقي بين جوان و غير جوان و محصن و غير محصن نيست.» و يكي از موارد آن، زناي به عنف و اكراه مي‌باشد كه موجب قتل زاني اكراه كننده است. حضرت آيت‌الله! اين مرد با تمام سبعيت مرا از داخل كوچه دزديد و دهانم را بست و حيوان‌وار به من تجاوز نمود و آنگاه مرا كشت، آيا اين مرد مستحق قصاص است يا- قتل- كه حد زناي به عنف است؟ حضرت آيت‌الله! قاضي شما تنها كشته مرا ديد اما معصوميت پرپر شده‌ام را زير دست و پاي حيواني اين مرد كه به اكراه و عنف از دست دادم و آنگاه كشته شدم ناديده گرفت. مطمئن باشيد فرداي قيامت، هم شما و هم آن قاضي بايد پاسخگوي من باشيد همچنانكه جامعه به‌اندازه سهم پدرم قسمت او را نداد تا بتواند حتي حكم غلط قاضي را با مقداري پول اصلاح كند و قاتل حيوان صفتم را مجازات نمايد. شما اختيار داريد برابر قانون حدود و اختيارات خود اين حيوان را دوباره به مجازات بكشانيد و برابر ماده 82 قانون مجازات اسلامي او را به اقل مجازات لازمه برسانيد تا خدا از شما راضي باشد و اين اجر مقام بالاي شماست كه خداوند به شما ارزاني داشت.»

 

زن پرده نشين و زن بر پرده

ميراحمد ميراحسان :شرق -  چهار شنبه 6 خرداد 1383- 26 مه  2004

مى خواهم بدون مقدمه بپرسم آيا جنبش دانشجويى حق دارد به گفتمان هاى كانونى دوره حاضر، از جمله سينما و زن، با نگاهى هيجانى، كمتر پژوهشى و پرسشگرانه و چند آوايى و بيشتر احساساتى و محدود بنگرد؟ آيا تبديل همايش زن و سينما به «نكوداشت» زندان زنان تظاهر برخوردى نه چندان پژوهشگرانه نيست؟ اين نوشته يك نقد نيست، يك گزارش هم از همايش مجمع سراسرى دانشجويان كانون هاى فيلم و عكس دانشگاه هاى كشور هم نيست كه به آن عنوان سخنران دعوت داشتم. اين نوشته يك «نقد _ گزارش» و نيز نكاتى از حواشى يك گردهمايى بسيار جذاب است كه البته نكات منفى خود را داشت و منيژه حكمت ماه مجلس بود و رويا نونهالى ستاره اى كه مى درخشيد و پگاه آهنگرانى خيلى ناگهانى بود. متاسفانه حاجيان و به ويژه خانم شركاء خيلى تندگذر بودند و...

 

براى شروع يك بحث جدى نظرى كه در حال مبادله با زندگى باشد نيازمند تحمل پرسش هاى بنيادين و انديشيدن آزادانه به آن هستيم، قرائت مجدد هر چيز از نو و رهايى از سنت فهم مقلدانه از زن، سينما، مدرنيته، دموكراسى و غيره شرط درگرفتن يك گفت وگوى ارزشمند و غيركليشه اى است. بر اين اساس ما مى توانيم به بحث تئوريك درباره سينما و مدرنيته در رابطه با محيط زندگى مان، شأن يك ارزيابى خلاق و مجدد را بدهيم و به وضعيت امروزى سينماى ما با مسائل فرهنگى كنونى بينديشيم. ما در نتيجه امروز بيش از هر زمان بايد به آسيب شناسى فضاى «گفت وگويى» و ساخت هاى ذهنى روشنفكرى و محيط فرهنگى دانشجويى مان اقدام كنيم.

به هر روى سخنم را با اعتقاد به ضرورت اين گفت وگوى نظرى، زنده و در عين حال بدون مماشات با جو آغاز كردم و با مقابل هم قراردادن وضعيت ما از دوران صفوى تا امروز و فرآيندى كه در غرب طى شد از نظر فضاى حيات اجتماعى / تاريخى / اقتصادى / سياسى و علمى، فرهنگى، موقعيت مان را در زمان حضور سينما، به عنوان عصاره مدرنيته و آينه مدرنيته در ايران، مورد بحث قرار دادم. سينما در غرب محصول فرآيند تحولاتى ژرف است كه با جدا شدن صنعتگران در قلاع فئودالى پايه تولد آن ريخته مى شود و سپس رشته اى از تحولات سپرى مى شود تا به سينما دست يابيم. نظير تبديل شدن «فن» به ركن تعيين كننده هستى انسانى با طبيعت، بنيادين ترين شرط هستى سينما به عنوان هنر تكنولوژيك مدرن، پديدار مى شود و بر پايه اين، نطفه متن زندگى مدنى است كه با آن عصر جديد شكل مى گيرد و علم و تفكر جديد بسط مى يابد و اقتصاد مبتنى بر صنعت گرى، با خود مناسبات توليدى، روابط اخلاقى و ديدگاه هاى سياسى نو را بسط مى دهد.

 

• سينما در غرب سنت در ميان ما

اما سينما در ميان ما ناگهانى است. اما اگر در غرب فرآيندى از تحولات تاريخى، فنى، اجتماعى، اقتصادى، فكرى، سياسى، اخلاقى مدرن به سينما و حضور آن در جامعه اى منسجم با اين هنر مدرن تكنولوژيك ختم شد و همه چيز آن از جمله حضور زن بر پرده به مفهوم كسب آزادى ليبرالى فردى و اجتماعى و روند رو به گسترش آن بود و سينما هم محصول وهم آينه عقل ابزارى، ليبراليته، اومانيته و لائيسيته به حساب مى آمد، اما در ايران اين حضور سينما اصلاً به مفهوم تحقق چنين شروطى نبود ليكن صرفاً به معنى قرار گرفتن در تقدير عصر وجودى نو، عصر تكنولوژى، تبديل شدن اركان آن به يك آرمان مدرن و رواج عطش مدرنيت و نيز ناگزيرى نفوذ مظاهر مدرن در پيكره زندگى قاجارى محسوب مى شد. اين امر بر ضرورت تحولات زندگى به صورت درون زا، پرده كشيده است و غالباً تصور مى شود اگر غرب وجود نداشت، شرق تا ابدالآباد در مناسبات و روابط كهن متوقف مى ماند. چنين پنداشتى به غايت ساده لوحانه است. تغيير، قاعده زندگى انسانى است و جوامع بشرى يا محو مى شوند يا به ضرورت دچار تحول كندتر يا سريع تر مى گردند. اما نكته مهم آن است كه شكل تحولات و شرايط ويژه كشورها در بروز بحران هاى خاص تاثير دارد.

 

فرض كنيد اگر به جاى فهم صفويه كه خود را سايه خدا و جانشين امام غايب (عج) معرفى مى كردند و رابطه مراد و مريدى، به نقد ناپذيرى رابطه مردم و حكومت دامن زده مى شد يك تجربه ديگر از دل تفسير اسلامى شكل مى گرفت كه به وجوه حكومت مردمى (حقوق فردى و اجتماعى امت و نقش آنان در تغيير حاكمان و رشد نقش گزينش) دسترسى پيدا مى كرد و... آيا در آن صورت باز آن شكوفايى اقتصادى و قدرت انباشت سرمايه و رونق ها تفسيرى اقتدارگرايانه مى يافت كه به سرعت قابل فروپاشى و منجر شدن به وضعيت قاجارى مى بود؟ يا قدرت مردمى تحولات، نگاه متفاوت به حق افراد، توجه به بسط دانش تجربى، بسط زندگى مبتنى بر توليد فنى و رونق كارگاه ها، آزادى انديشيدن و نقد درباره حقوق فردى و اجتماعى فضاى مدنى ديگرى غير از تجربه از صفويه تا قاجار و نيز غير از تجربه تمدن غرب كه مبتنى بر خود بنيادانگارى جهان است مى توانست پديدار شود؟

 

آيا كسانى كه مى انديشند تجربه مدرنيته با تفسير غرب جبرى و چون آيه نازل شده از آسمان است خود مى بينند كه به خردى غيرانتقادى دچار شده اند؟ اين عصر تا آن جا جبرى است كه به مفهوم غلبه عصر جديد و الگوى آن و سرفرود آوردن يك دوران به تجربه آغازين است و كاملاً به عنوان يك تجربه تاريخى تحقق يافته، سيماى فراگير يافته نه يك جبر بيرون از زمان و داراى قطعيت متعين از قبل.

 

تجارت سياه زنان

احمدجلالى فراهانى: شرق- چهار شنبه 6 خرداد 1383- 26 مه  2004

گاه مى شود كه براى نوشتن خبرى و گزارشى معطل مى مانى، چه بنويسى؟ بنويسى كه ۳ باند ديگر دستگير شدند؟ آن هم به جرم تجارت انسان؟ هنوز ۶ ماه از آن تصميم وزيران كشور و دادگسترى اعضاى اتحاديه اروپا نمى گذرد كه مجبورى اين گزارش را بنويسى. براى عبرت ديدن آنهايى كه هيچ وقت عبرت نمى بينند. آن وزيران و رؤسا ۶ ماه پيش گرد هم آمدند و تصميم گرفتند به طور جدى به مقابله با مهاجرت غيرقانونى زنان و دختران بپردازند كه توسط باند هاى قاچاق انسان وارد كشور هاى اين اتحاديه مى شدند و هنوز ۶ ماه از آن تصميم نگذشته كه فكسى ميخ كوبت مى كند.

 

«۳ باند قاچاق دختران و زنان در شمال تهران كشف و منهدم شدند.» چه فاجعه اى. اينها كه دستگير شدند و ما از خواندن شيوه ها يشان براى جذب دختران ترسيديم، تكليف آنهايى كه هنوز دستگير نشده اند چه مى شود؟ تكليف آمار رو به افزايش دختران بى خانمان و فرارى چه مى شود؟...با تلاش مأموران نيروى انتظامى و دادگسترى تهران اعضاى ۳ باند بزرگ قاچاق زنان و دختران ايرانى به كشورهاى حاشيه خليج فارس و كشور هاى اروپايى دستگير شدند.روابط عمومى دادگسترى تهران خبر تلخ خود را چنين ادامه مى دهد: «در پى اطلاعات مردمى مربوط به فعاليت يك باند قاچاق زنان و دختران ايرانى به خارج از كشور براى كار در ... مأموران اطلاعات وارد عمل شدند.

 

اعضاى اين باند بابت فرستادن هر كدام از اين طعمه ها مبلغ ۳۵۰ هزار تومان از طرف هاى خود در كشورهاى حاشيه خليج دريافت مى كرده اند.باوركردنى نيست خودت با رضايت خودت پول بدهى و سوار هواپيما بشوى و به سرزمينى بروى كه چيزى جز بردگى در آنجا انتظارت را نمى كشد!دستگيرشدگان اين پرونده پس از تشكيل پرونده مقدماتى و ارجاع آن به دادسراى ناحيه ۲۱ تهران محاكمه و متهمان با قرار ۳ ميليارد و ۳۵۰ ميليون تومان تا زمان صدور حكم روانه زندان شدند.«در همين رابطه، اعضاى يك باند ديگر كه با فريب دختران نوجوان- با ميانگين سنى ۱۴ تا ۱۶ سال- آنها را براى اسارت و بردگى جنسى به كشور هاى حوزه خليج فارس مى فرستادند نيز به دام افتاده اند.» آنها ۱۶ نفر بوده اند و ۸۰ درصد قربانيانشان را دختران از خانه گريخته و بى سرپناه تشكيل مى دادند كه از چاله به چاه افتاده بودند.دخترانى كه براى پيدا كردن يك سرپناه دنج و آرام سرگردان خيابان ها و پارك ها مى شدند و با فريب اعضاى اين باند كه «فرد خيرى را مى شناسيم كه برايتان كار و جا و سرپناه جور مى كند.»

آنها را به خانه هاى نامعلومى برده و با زور و كتك و تهديد به بندرعباس مى بردند و از آنجا و از طريق لنج هاى بارى به جنوب خليج فارس مى بردند و ...و بالاخره سومين باند كه خيلى تشكيلاتى و منظم عمل مى كرده؛ آنها به ۳ دسته تقسيم مى شدند كه دسته اول وظيفه اش شناسايى قربانيان، دسته دوم وظيفه اش ربودن آنها و دسته سوم سوءاستفاده از قربانيان و فرستادن به زور آنها به مقاصدى نامعلوم را برعهده داشته اند.در اين گزارش حتى مكالمه ميان يكى از اعضاى اين باند با يكى از مشتريانش در دبى نيز نوشته شده است. در اين مكالمه قيمت قربانيان ايرانى چند برابر قربانيان آمريكايى ذكر شده است.دكتر ميرمحمد صادقى، حقوقدان و استاد دانشگاه با ذكر اين كه از دلايل رشد جرايم سازمان يافته در ايران و قاچاق زنان مى توان به شهرنشينى، تجارت آزاد، سهولت حمل ونقل و مهاجرت اشاره كرد، مى گويد: در قوانين ما به پديده هاى سازمان يافته به عنوان جرم جمعى نگاه نشده است و مى توانيم در مورد جرايم سازمان يافته به طور خاص قانون داشته باشيم كه متأسفانه نداريم، زيرا جرايم سازمان يافته با از بين رفتن افراد از بين نمى رود. از طرف ديگر بنابه آمار غير رسمى ماهانه ۴۵ دختر ايرانى، ۱۶ تا ۲۵ ساله، در كراچى توسط افراد ثروتمند خريدارى مى شوند. اين دختران پس از قاچاق در برابر ۳۰۰ هزار تا ۵۰۰ هزار تومان به افراد ثروتمندى كه اكثراً اهل كراچى هستند فروخته مى شوند.