زنان - سه شنبه 5 خرداد 1383- 25 مه  2004

 

 

برگزاري ميزگرد زن مسلمان و چالشهاي معاصر در دمشق

ميزگرد زن مسلمان و چالشهاي معاصر با حضور رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و استادان حوزه و دانشگاه عصر روز يکشنبه در محل رايزني فرهنگي ايران در دمشق برگزار شد.

به گزارش خبرگزاري" مهر" دراين ميزگرد، سخنرانان پيرامون مسائل مهم خانواده، نقش محوري خانواده در تربيت فرزندان و نقش زن مسلمان در خانواده و جامعه مطالبي بيان داشتند.

حجت الاسلام محمدي عراقي، رييس سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامي دراين ميزگرد با تاکيد براينکه جاهلان معاصر قصد دارند زنان ما را بي فکر، بي شخصيت و بي ارزش جلوه دهند، گفت : دردين مبين اسلام جايگاه خاصي براي زن ديده شده است.

محمدي عراقي موارد آسيب پذيري زنان را يادآور شد و افزود: دين، علم، هنر و زن ازارزشهاي اسلام است ودرمعرض دسيسه هاي دشمنان اسلام قرار گرفته است . ما بايد اصل اسلام را خوب بفهميم و به ديگران بياموزيم.

 

مادر بزرگ 81 ساله استراليايي به خاطر ازكار انداختن بيضه متجاوزان نوهاش در زندان است

پروين اشرفي - تريبون فمينيستي ايران

در 21 آگوست 2003 دختری به نام «دبی» در ملبورن, استراليا, مورد تجاوز جنسی دو مرد به نام‏های ديويس فورت 33 ساله و استانلی توماس 29 ساله قرار گرفت. آنها در روز روشن با چاقو به دبی حمله کرده و ضمن ضرب و جرح وی, عمل شنيع تجاوز جنسی خود را به انجام رساندند.

«اوا استل», مادر بزرگ 81 ساله دبی که کارمند باز نشسته کتابخانه شهر است, هنگامی‏که از ماجرا با خبر شد, آن‏چنان دچار فشار روحی روانی قرار گرفت که تصميم گرفت انتقام نوه 18 ساله خود را به شيوه خود و شخصا بگيرد.

 

اوا مي‏گويد " هنگامي‏که در آن شب در بيمارستان به چهره دبی نگريستم, تصميم گرفتم که خود به دنبال اين جانيان بروم. زيرا به اين نتيجه رسيده ام که قانون به سهولت از کنار اين امر خواهد گذشت. من يک اسلحه 9 ميلی متری داشتم و طرز استفاده از آن را بلد بودم . ديوانه هم نبودم که اسلحه ام را تحويل بدهم, وقتی که قانون اجازه صاحب اسلحه بودن را مي‏دهد. از سوی ديگر, از اين متجاوزين هم نمي‏ترسيدم."

اوا 7 روز را در اطراف محلی که تجاوز در آن صورت گرفته بود, گذراند تا آن‏ها را به دام بياندازد. سرانجام ديد که آن دو به يک هنل در آن حوالي وارد مي‏شوند. اول از همه يک عکس از آن دو گرفت تا برای تأييد شناسايی به دبی نشان بدهد. دبی نيز آن دو را شناسايی کرد.

اوا خود تعريف مي‏کند " به هتل باز گشتم. اطاق آنها را يافتم. در را کوبيدم. ديويس فورت در را برويم گشود. درست به وسط دو پايش شليک کردم. جايی که بيشتر از هر قسمتي در بدن درد ايجاد ميكند. بعد به درون اطاق رفتم و به سوی آن ديگری, استانلی, نشانه رفتم, در حالي‏که ملتمسانه از من مي‏خواست که از وی بگذرم. سپس به اداره پليس رفتم و خود را تسليم کردم."

اوا ميگويد: " آن دو ديگر هرگز به کسی تجاوز نخواهند کرد. ديويس هم آلت تناسلی و هم بيضه های خود را از دست داده است. به بيضه های استانلی صدمه وارد شده است. اما دکترها توانستند آلت تناسلی وی را نجات بدهند. وی "مردی" خود را از دست نداده است, ولی به‏هرحال آنگونه که بايد و شايد هم نمي‏تواند از آن استفاده کند."

مطابق گفته ايوان دلپ, پليس شهر " هر دو مرد در شرايط فيزيکی بدی هستند ولی بايد خيلی خوشحال هم باشند که پس از آنچه که بر سر آن‏ها آمده است, اکنون زنده هستند."

حال, مجريان قانون در استراليا مانده اند که با اين مادر بزرگ چه بايد بکنند. آنچه که وی انجام داد شايد قانون‏شکنی باشد, ولی بسيار سخت است که يک زن 81 ساله را به زندان بياندازند. به‏خصوص اين‏که بر طبق اخبار رسيده, 3 ميليون نفر مردم ملبورن نه تنها به دفاع از اين مادر بزرگ برخاسته اند, بلکه وی را برای گرفتن مدال کانديد کرده اند.

فراموش نکنيم که اجازه قانونی داشتن اسلحه، يکی از عواملی است که خود نقش بسزايی در بالا رفتن خشونت دارد. از سوی ديگر, از آنجايی که دولت استراليا به اقدامات اساسی و جدی در مقابل تجاوزات و احجافات به زنان , که تجاوز جنسی نمودی از آن است, دست نمي‏زند, کار به جايی مي‏کشد که گاها مردم خود شخصا قانون گذار و مجری مي‏شوند. اوا در چنين شرايطی دست به چنين عملی مي‏زند. آيا اگر اوا اقدام مستقيمی در اين مورد نمي‏کرد, تا چند وقت ديگر ديويس و استانلی به چنين اعمالی ادامه مي‏دادند و چند زن ديگر مورد تجاوز قرار مي‏گرفتند؟ آيا قانون در صدد پيگيری شکايات دبی و هزاران زن قربانی ديگر بر مي‏آمد؟

عدم اعتماد به دولتمردان در مورد تغيير شرايطی که در آن خشونت و تجاوز عليه زنان مرتبا باز توليد مي‏شود, البته که نتايج اين چنانی را هم بدنبال دارد. اوا, افسانه نوروزی, کبرا رحمانپور و بسياری زنان گمنام ديگر قربانيان اين شرايط هستند.

دو خبر از ورزش بانوان

دوره آموزشي بازآموزي مدرسي آمادگي جسماني ازيازدهم خرداد ماه درسالن بانوان آزادي آغازخواهد شد. 

به گزارش خبرگزاري " مهر" دوره آموزشي بازآموزي مدرسي آمادگي جسماني ازيازدهم خرداد ماه درسالن بانوان آزادي آغازخواهد شد. بنابراعلام انجمن آمادگي جسماني حضورکليه مدرسين آمادگي جسماني درجه 1 و2 و3 دراين دوره الزامي است. کلاس فوق الذکر تا سيزدهم خرداد ماه ادامه دارد.

دوره مدرسي کاربا دستگاههاي بدنسازي

انجمن آمادگي جسماني بانوان اعلام کرد: دوره آموزشي مدرسي کاربا دستگاههاي بدنسازي ازهشتم خرداد ماه جاري درتهران آغاز شد.

اين کلاس دوروزه درمجموعه ورزشي آزادي برگزارخواهد شد وشرکت کنندگان بايستي حداقل داراي کارت مربيگري درجه 3 آمادگي جسماني باشند.

 

پيرزن 82 ساله‌اي كه 10 سال است دستفروشي مي‌كند

بازتاب: سه شنبه 5 خرداد 1383- 25 مه  2004

 

دانشجويان دانشگاه تهران خيلي خوب او را مي‌شناسند. همان پيرزن مهرباني كه خودكار و آدامس و ليف مي‌فروشد. مادربزرگي كه مجبور است براي نگهداري دختر و نوه‌هايش كار كند.

 

پياده‌روهاي اين خيابان ديگر با او خو گرفته‌اند؛ ولي دلمان مي‌خواهد مادربزرگ «منير» را ديگر در اين گوشه خيابان نبينيم.

باورش سخت است. يك پيرزن 82 ساله هر روز از كرج به تهران بيايد، براي دستفروشي. آن هم نه براي چند روز و چند ماه. از 10سال پيش كار او همين بوده. باورش سخت است ولي واقعيت دارد.

 

خيابان انقلاب، خيابان شانزدهم آذر، سر خيابان ادوارد براون، كنار جدول پياده رو. اين آدرس محل كار اين پيرزن است. در اين 10 سال او ديگر به جزيي از اين پياده رو تبديل شده و براي عابران، چهره‌اي آشنا. دانشجويان دانشگاه تهران خيلي خوب او را مي شناسند. همان پيرزن مهرباني كه خودكار و آدامس و ليف مي‌فروشد. روي موكت قرمزي نشسته و چتر قرمزي را هم پشت سر خودش قرار داده با چادر و چارقد سياه شبيه همه مادربزرگهاي دوست‌داشتني فكر و خيالمان شده. مادربزرگي كه مجبور است براي نگهداري دختر و نوه هايش كار كند.

 

«تو عراق وضعيتمان خيلي خوب بود، دو تا كارگر هم داشتيم.» عراق؟ قيافه اش به عرب ها نمي خورد «خرم آبادي هستم. شوهرم عرب بود، كويتي. عاشق من شده بود. با هم ازدواج كرديم و يك مدتي كويت بوديم و بعدش هم رفتيم عراق.» تو شلوغي و همهمه ماشين‌ها و آدم‌ها، صدايش به سختي شنيده مي‌شود. خيلي آرام حرف مي‌زند و بعضي كلماتش اصلا شنيده نمي شود. ...«يك صندوق جواهرات هم داشتم پر از طلا. ولي مامورهاي عراقي ريختند و شوهرم را كشتند. پسرم را هم كه مي خواست دفاع كند، كشتند.» اين حرف ها را كه مي زند، اشك در چشمانش حلقه مي زند. مهرباني چشم هايش بيشتر مي شود. «همه اموالمان را بردند. ديگر هيچ چيز آنجا نداشتيم. آمديم ايران، موقع انقلاب بود. رفتيم خرم آباد ولي آنجا هيچ كاري نبود. براي پيدا كردن كار آمديم تهران.» الان شايد 82 سالش باشد، اوايل انقلاب مثلا مي‌شود 56 ساله. يك زن 56 ساله تنها كه بايد از دو دخترش مواظبت كند و بايد به هر دري بزند تا خرج زندگي را دربياورد.

 

او ادامه مي‌دهد ولي جملاتش در شلوغي خيابان گم مي شود. كلمات مهم نيستند، نگاه كردن به چشم‌هايش كافي است. همه حرف ها را همان دو چشم مي زنند. مهم نيست اين سال ها را چگونه گذرانده، چه كارهايي كرده، از چه مؤسساتي كمك گرفته و چطوري شكم بچه‌هايش را سير كرده. مهم اين است هنوز مي خندد.

 

هر دو دخترش ازدواج كرده‌اند، يكي با شوهرش در تبريز، ديگري بدون شوهر و با چهار فرزند در كرج. دخترش در تبريز را چهار سال است نديده: «بهم سر مي‌زد ولي بهش گفتم ديگر نيايد. بهش گفتم هيچي نداريم. جلوي شوهرت آبرويمان مي‌رود. ولي هنوز كاغذ مي‌دهد.» مادري كه دخترش را با چنگ و دندان حفظ كرده، چهار سال است او را نديده، به خاطر بي‌پولي. اين پول لعنتي. «شوهر اين يكي دخترم سرطان گرفت و مرد.» يك دختر ماند و چهار بچه قد و نيم قد كه بي‌پولي سرشان نمي‌شود. پس مادربزرگ مسؤول درآوردن نان شد و دختر مسؤول نگهداري از جان. يكي به او پيشنهاد مي‌كند اينجا بيايد براي دستفروشي. «همان روزهاي اول شهرداري بساط من را جمع كرد. رفتم شهرداري و با شهردار صحبت كردم. وضعيت من را كه ديدند وسايلم را پس دادند.

فقط گفتند سر راه نشين او هم رفت به فضاي خالي ميان جدول كنار پياده‌رو كنار سبزه‌ها. «هر روز صبح آقايي كه همسايه سركوچه‌مان است من را اينجا مي‌آورد و بعدازظهرها هم با خودش مي‌برد.» به پيراهنش اشاره مي‌كند و مي‌گويد اين را يك خانمي به من داده و به خانه‌اي در همان حوالي اشاره مي‌كند «خيلي به من كمك مي‌كند». در بين صحبت‌ها، يكي از مغازه‌داران، به طرف او مي‌آيد و ظرف خالي او را مي‌گيرد تا پر از آب كند. هيچ موسسه‌اي به او كمك نكرده؟ «كميته امداد بهمان كمك مي‌كند هر ماه. اجاره خانه ما را آنها مي‌دهند اگر آنها نبودند كه ديگر هيچ. ولي براي خرج زندگي...» جمله‌اش ناتمام مي‌ماند و دوباره اشك روي صورتش سرازير مي‌شود.

 

دوست داريم او درخانه اش به پشتي تكيه دهد و با نوه‌هايش بازي كند، براي آنها قصه تعريف كند و با صداي قشنگش براي آنها لالايي بخواند. او خاطره‌هاي زيادي براي تعريف كردن دارد و يك كرسي داغ مي خواهد و يك شب طولاني. ولي اين جمله را كه مي گويد از همه اين خواب و خيال ها بيدار مي شويم:« صاحبخانه ما را جواب كرده...» ديگر به ادامه حرف هايش گوش نمي‌دهيم و تنها به چشمان مادربزرگ خيره مي‌مانيم.

 

 

 

درباره خشونت عليه زنان و كودكان

شاپور اسماعيليان**وكيل پايه يك دادگستري

وقايع اتفاقيه - صفحات حوادث روزنامه‌ها هر روز مملو از خبرهاي گوناگون درباره جنايات و خشونت‌هاست. از يك سو آمار خشونت عليه زنان و كودكان رو به فزوني است از سوي ديگر ميزان جرائمي كه بزهكاران و بزه‌ديدگان آن از افراد خانواده باشند افزايش يافته است. آنچه مسلم است آمار جرائم خشونت‌آميز عليه زنان و كودكان و افراد خانواده محدود به آمار رسمي نمي‌شود و آمار واقعي اين نوع خشونت‌ها به مراتب بيشتر از آمارهاي رسمي است از اين رو مي‌توان در صحت آمار رسمي نيز ترديد كرد. زيرا در آمار رسمي،‌ جرائم اغلب با توجه به شدت و يا طبيعت آنها تفكيك مي‌شود تا وضعيت و خصوصيات بزه‌ديدگان.

افزون بر اين بسياري از جرائم و خشونت‌ها عليه زنان و كودكان يا افراد خانواده به علل مختلف منتهي به تشكيل پرونده كيفري نمي‌گردد. محدوديت‌ها و محظورات مربوط به اعلام شكايت، عدم تضمين‌هاي قانوني كافي براي پيگيري موضوع و واهمه از عواقب بعدي طرح شكايت (به ويژه در همسرآزاري) سبب مي‌شود اينگونه بزه‌ديدگان انگيزه‌اي براي شكايت نداشته باشند. جداي از برخي خلأهاي قانوني درباره حمايت از اين بزه‌ديدگان، اصولاً سياست جزايي مدوني درباره كيفيت برخورد با مرتكبين اين جرائم و به طور كلي جرائم ديگر وجود ندارد.

در اين راستا، وجود فراواني ناهنجاري‌ها و آسيب‌هاي اجتماعي كه سبب تقليل احساس علاقه و عاطفه و وابستگي افراد به خانواده و رشد حجم بزهكاري در خانواده‌ها گرديده، در رسيدگي‌هاي جزايي، تئوري‌هاي جرم‌شناسي نيز كاربردي ندارد كه يك دليل آن عدم تربيت قضات متخصص و ورزيده در زمينه جرم‌شناسي كاربردي و علوم جزايي ديگر است. البته واقعيت اين است كه بدون پيشگيري اجتماعي و آسيب‌زدايي و صرفاً با پيشگيري قضايي (اقدامات در قلمرو حقوق جزا و آيين دادرسي كيفري) نمي‌توان كاهش چشمگير آمار جرائم به ويژه جرائم موردبحث را انتظار داشت اما در عين حال نبود تضمين‌هاي قانوني كافي براي مقابله با پديده خشونت عليه زنان و كودكان و افراد خانواده يكي از دلايل اصلي سيرصعودي آمار بزه‌ديدگان و يا قربانيان اين پديده است. علاوه بر اين، وجود برخي از صراحت‌هاي قانوني در مورد عدم اعمال مجازات‌هاي اصلي و يا بلامجازات ماندن مرتكب همانند فرزندكشي يا كشتن افراد به اعتقاد مهدورالدم بودن (مواد 220 و 226 و تبصره 2 از بند ج ماده 295 قانون مجازات اسلامي) زمينه را براي اقدامات خودسرانه مرتكبين اينگونه جرائم فراهم نموده است.

كلام آخر اينكه ضرورت دارد قوانين جزايي در مورد اين اعمال خودسرانه مورد بازنگري و اصلاح قرار گرفته و راهكارهاي متناسب و مؤثر پيشگيرانه به منظور مقابله با خشونت عليه زنان و كودكان و افراد خانواده پس از بررسي‌هاي كارشناسي تهيه و در قالب متون قانوني به تصويب برسد.

 

 

خودسوزی زنان و دختران تاجيک

زرينه خوشوقت - در دوشنبه – بي بي سي - دو شنبه 4 خرداد 1383- 24 مه  2004

 

 

در باره خودکشی زنان از طريق خودسوزی در تاجيکستان ارقام دقيق وجود ندارد. زيرا به گفته مقامات دولتی بيشتر والدين و پيوندان آنهايی که دست به خودسوزی می زنند، با توجه به احتمال به دادگاه کشيده شدن قضيه و همچنين برای پرهيز از انگشت نما شدن در جامعه اين موضوع را پرده پوشی می کنند.

در بيشتر موارد خودسوزی، زنان و دختران جان خود را از دست می دهند و هرچند در برخی موارد آنها زنده می مانند، ولی مشکلات و رنج زياد می بينند.

مرکز درمان بيماريهای سوختگی بدن

آمبولانسی با شتاب به سمت مرکز درمان سوختگی شهر دوشنبه حرکت می کند. مرکزی که تنها محل معالجه بيماران سوختگی در شهر است. بازديد از اين مرکز اعصاب محکم می خواهد، زيرا ديدن بعضی از صحنه های داخل بيمارستان واقعا رعشه آور است. پزشکان بيمارستان می گويند در اکثر اوقات بيماران اين مرکز را کودکان زير 10 سال که دچار سوختگی شده اند تشکيل می دهند. اما بعضا پزشکان اين بيمارستان افرادی را هم معالجه می کند، که خودسوزی کرده اند.

به گفته عليشير عمراف، يک مسئول اين مرکز افرادی که دست به خودسوزی زده اند، بدون استثنا همگی زن و دختر هستند: "مرکز بيماريهای سوختگی تنها مرکزی است که مريضان را از شهر دوشنبه و نواحی حومه آن قبول می کند. همه ساله حدود 600 نفر از افرادی که به دلايل مختلف می سوزند، مرکز ما آنها را پذيرايی می کند و از اين تعداد 35 تا 40 درصد آنان زنانی هستند که خودسوزی کرده اند. بيشتر اين زنان از نواحی تورسونزاده، وحدت، فيض آباد و رودکی می باشند."

از آقای عليشير خواهش کردم تا برخی از زنان و دخترانی را که اخيرا دست به خودسوزی زده اند، به من معرفی کند. من خلعت سفيد به تن کرده و با عليشير عمراف وارد اطاق زخمبندی شدم. زنی منتظر بست و بند جراحاتش بود. آقای عمراف گفت که اين زن از يک سال و سه ماه پيش در بيمارستان بستری است و در نتيجه اختلافات خانوادگی دست به خودکشی زده است.

من جريان نواربندی جراحتهای اين زن را مشاهده کردم. او فيضيگل نام دارد و آن گونه که عليشير عمراف گفت، آتش به پرده های صوتی و صدای وی نيز اثر گذاشته است. صحبت با خود فيضيگل نيز اين حقيقت را آشکار کرد:

سؤال: "وقتی شوهر کردی چند سالت بود؟"
پاسخ: "شانزده سال"
سؤال: فرزند داری؟"
پاسخ: "آره، يک پسر دارم."
سؤال: "برای چه خودسوزی کردی؟"
پاسخ: "شوهرم آدم بدی بود."
سؤال: "شوهرت حالا کجاست؟"
پاسخ: "در روسيه است."
سؤال: "آيا با خواهش خود عروسی کردی؟"
پاسخ: "نه، پدر و مادرم خواستند با او عروسی کنم."
سؤال: "حالا اگر شوهرت از روسيه بازگردد، با او زندگی خواهی کرد؟"
پاسخ: "نه، وی آدم بدی است. ضرب و شتم می کند."
سؤال: "آيا برای همين خودسوزی کردی؟ چرا به خانه والدينت نرفتی؟"
پاسخ: "وضع زندگی پدر و مادرم بد است."
سؤال: "تو تصميم گرفتی که بعد از حالت به شدن کاری پيدا کنی؟"
پاسخ: "اگر حالم بهتر شد البته کاری پيدا خواهم کرد. زيرا فرزندی دارم که بايد او را بزرگ کنم."

عوامل خودسوزی چيست؟

اما چرا برخی از زنان و دختران دست به خودسوزی می زنند و خود را به دردهای جانکاه و مشقت بار گرفتار می کنند؟ گلجهان باباصادقوا، رئيس سازمان غيردولتی موسوم به «زنان تحصيل ديده» می گويد برخی از افرادی که دست به چنين عمل می زنند، بيماری روانی دارند: "البته خودسوزی اين يک داغ جامعه ماست. برخی از زنانی که به اين کار دست می زنند، مريضی روانی دارند ولی شمار ديگر زنان را خشونت به خودسوزی می رساند. ولی من مطمئنم که زنان در مقايسه به مردان با اراده تر هستند و آنها می توانند از اين کار دست کشند و دشواريهای خود را با راههای ديگری حل بکنند. جمعيت ما نيز برای کمک به چنين زنها آماده است."

اما عليشير عمراف، پزشک مرکز درمان سوختگی بر اين عقيده است که در بيشتر موارد زنان و دختران در وضعيت طاقت فرسا قرار می گيرند و از ناچاری به اين عمل فجيع اقدام می کنند: "چند مورد خودسوزی را ما در ناحيه حصار مشاهده کرديم. همچنين در استان ختلان سه روز پيش نوعروس خود را آتش زد و شوهرش هم از آتش ضرر ديده است. و 90 درصد بدن اين نوعروس سوخت و وی فوتيد. دلايل اصلی خودسوزی در ميان زنان را ما پزشکان در مشکلات اقتصادی خانواده های اين زنان و همچنين مناسبت شوهر به زن و مادرشوی به عروس می بينيم. از سوی ديگر، برخی از زنانی که دست به خودکشی می زنند، زنان بی سواد هستند و اگر مدنيت اين زنها کاسته نباشد آنها اين کار را به خود روا نمی دانند."

پيامدهای خودسوزی

پزشکان مرکز درمان سوختگی در شهر دوشنبه می گويند جراحات سوختگی برای سلامت انسان عواقب ناگواری را به بار می آورد. به عقيده آنها مشکلات روانی نيز تا آخر عمر دامنگير افرادی خواهد بود که دست به خودسوزی زده اند. بازپروری زنان و دخترانی که از خودسوزی آسيب ديده اند، خيلی مشکل است و آنها معمولا به خاطر آن کارشان انگشت نمای مردم می شوند.

گلجهان باباصادقوا در اين باره می گويد: "اکثر مردم به زن اشاره کرده می گويند که اين کار شرمندگی است. ولی من فکر نمی کنم که ما بايد هميشه به زنان اشاره کنيم و هر چيزی را که مربوط به هر دو جنس هست، به دختران ممنوع کنيم. اگر ما زنان را در جامعه زير فشار هميشگی نگاه داريم و از اوان کودکی همچنين حقوق وی را نقض کنيم اين کار نادرستی است."

روان شناسان می گويند که بازپروری زنان و دخترانی که دست به خودسوزی زده اند، خيلی طولانی و دشوار است. به گفته پزشکان مرکز درمان سوختگی شهر دوشنبه در برخی موارد چنين افراد تا يک سال و گاها حتی بيشتر از آن در اين بيمارستان مداوا می شوند.

در مرکز درمان سوختگی برخورد پدرانه يک پزشک سالمند با زنی را که بر اثر خودسوزی از يک سال پيش تا کنون در اين بيمارستان بستری است، مشاهده کردم. اين پزشک با لحنی آرام بخش با اين زن صحبت می کرد و از آن که جراحات اين زن روز به روز رو به بهبودی است، خبر می داد. چنين به نظر می رسد که پزشکان هنگام بند و بست زخمهای مريضان رفتار ويژه ای دارند، زيرا به گفته برخی از پزشکان هرچند برای اين بيماران داروی بی حس کننده می دهند، با وجود آن بيماران درد جانکاهی را احساس می کنند.

ولی خودسوزی برای يک فرد مشخصا چه عواقبی را در پی خواهد داشت؟ عليشير عمر اف، پزشک مرکز درمان سوختگی می گويد: " يک دختر 21 ساله در اين مرکز هست که از 9 ماه پيش بدين سو در اين جا به سر می برد. وی با بنزين خودسوزی کرده و 97 درصد بدنش سوخته است. حالا حالش بهتر است اما داغهايی که از آتش در بدن وی مانده است، برای هميشه باقی خواهد ماند."

سؤال: "سبب خودسوزی او چيست؟"

پاسخ: "دعوا با معشوقش."

سؤال: آيا معشوقش به عيادتش می آيد؟

پاسخ: "روزهای اول می آمد، ولی حالا نه. زنهايی که عمدا خودسوزی کرده اند، برای هميشه مواجه مشکلاتی خواهند بود. اين مريضان هر سه ماه به بيمارستان می آيند و بيشتر آنها مجددا به عمل جراحی نياز دارند. فکر شخصی من آن است که آن زنانی که به اين کار دست می زنند، بيشترشان اختلال روانی دارند."

آقای عمراف می گويد همچنين از ميزان مصونيت اين افراد کاسته می شود و آنها توانايی مقابله با بيماريهای واگير و ديگر بيماريها را از دست می دهند.

نگاه جامعه به افراد خودسوخته

از سوی ديگر، بيشتر زنان و دخترانی که دست به خودکشی می زنند، توسط اشخاصی در جامعه مورد اهانت قرار می گيرند. از اين رو به عقيده برخی از صاحب نظران بازپروری چنين زنان و دختران و بازگشت آنها به حيات معمولی عمدتا به نحوه برخورد پيوندان و مردم اطراف با بيمار بستگی دارد.

مردی که دخترش بر اثر شکنجه از سوی شوهرش دست به خودسوزی زده و برای هميشه معلول مانده است، به اين بيمارستان به عيادت دخترش آمده است. او را يک نبيره اش همراهی می کرد. اين مرد می گويد که دختر خود را چند سال پيش اجبارا به مردی به زنی داده بود. او گفت که اکنون از اين عمل خود پشيمان است.

بيشتر شهروندان تاجيک از جمله جوانان می گويند که به آن عده از افرادی که مشکلات زندگی خود را می خواهند از راه خودکشی حل کنند، توجه ندارند. زيرا به گفته آنها چنين افراد هم زندگی خود و هم حيات پيوندانشان را با دشواريها مواجه می کنند.

بيشتر جوانان تاجيک بر اين نظرند که اکثر موارد خودسوزی زنان و دختران در تاجيکستان در روستاهای اين کشور رخ می دهد. زيرا به عقيده آنان دختران در روستاهای تاجيکستان بيشتر مورد خشونت و تحقير قرار می گيرند و مشکلات روزگار نيز در روستاها بيشتر به نظر می رسد. همچنين به عقيده آنها بيشتر دختران روستايی از حقوق خود آگاهی ندارند. به انديشه عده ای از جوانان شهر دوشنبه موارد ازدواج اجباری دختران نيز در مناطق دورافتاده بيشتر مشاهده می شود.

اما مادران و پدران در تاجيکستان تا چه اندازه به نظرات و خواهشهای فرزندان خود، بويژه دختران اهميت قايلند؟ به عقيده برخی از والدان، فرزندان نبايد زير فشار نزديکان قرار بگيرند، زيرا حق انتخاب شغل به مانند حق انتخاب زن يا شوهر بايد به خود آنها واگذار شود.

پادافراه واداشتن به خودسوزی

اما چرا آن عده از افرادی که زنان و دختران را به خودکشی وامی دارند، بی مجازات باقی می مانند؟

تاتيانا بازيکوا، صاحبنظر در مسايل حقوقی می گويد مشکل اصلی بی مجازات ماندن چنين افراد آن است که در بيشتر موارد خودکشی يا خودسوزی پدر و مادر و پيوندان با بيم از آن که در ميان ازدحام شرمسار خواهد شد، از افشای علت اصلی حادثه خودداری کرده و حادثه خودسوزی را يک تصادف عنوان می کنند.

خانم بازريکوا گفت: "اگر به آمار موارد خودکشی در تاجيکستان نظر کنيم ارقام رسمی در اين زمينه خيلی ناچيز است. طبق ماده 109 قانون کيفری يا جزای تاجيکستان افرادی که کسی را به حد خودکشی رسانده اند، بايد مجازات شوند. ولی آن که آمار رسمی در باره مجازات چنين افراد اندک است، بدان معنی نيست که کارمندان نهادهای انتظامی در اين رابطه فعاليت نمی کنند، بلکه دليل اصلی آن است که موارد زياد خودکشی به سبب سرپوش گذاشتن روی اين موردها و معرفی آنها چون تصادف بازرسی نمی شود."

تاتيانا بازريکوا افزود از اين رو مبارزه برای جلوگيری از بروز اين موارد نيز در تاجيکستان دشوار است و بيشتر افرادی که زنان و دختران را با رفتار و اعمال خود به چنين اقدام وامی دارند، بدون مجازات می مانند.

ولی از سوی ديگر، آيا در زمان ما جايز است که به خاطر يک دعوای خانوادگی و يا گريز از حل مشکلات اجتماعی دختران و زنان دست به خودسوزی بزنند؟ يا بهتر آن است که برای حل آن مشکل از امکانات و وسايل تازه ای که به وجود آمده استفاده شود تا در نهايت پشيمانی به بار نياورد.

 

يك سوم ازدواج‏ها در عربستان سعودى به طلاق ميانجامد

راديو آلمان: سه شنبه 5 خرداد 1383- 25 مه  2004

 

بر اساس پژوهشهاى انجام شده، حداكثر ۷ درصد زنان عربستان سعودى شاغل هستند و بطور معمول هم در بخشهاى آموزش و پرورش و بهداشت فعاليت دارند. اما آينده اى كه انتظار اكثر دختران و زنان جوان اين كشور را مكشد، ازدواج است و خانه دارى. در اين ميان آمار منتشره نشان ميدهد كه ميزان طلاق در عربستان سعودى در دوران اخير افزايش يافته و يك سوم ازدواجها، به طلاق ميكشد و در اين كشور هم مانند بسيارى كشورهاى ديگر، طلاق به طرد و انزواى اجتماعى زنان ميانجامد.

 

زنان عربستان سعودى تنها در چارچوبى محدود در زندگى اجتماعى حضور دارند. خانم نجات، معلم زبان انگليسى در شهر الخُبَر، واقع در شرق عربستان معتقد است كه تفاسير محافظه كارانه و افراطگرايانه متون اسلامى، چارچوب و چگونگى زندگى زنان در عربستان را تعيين ميكند.

 

وى ميگويد: ”اسلام حقوق من را به عنوان يك انسان تضمين ميكند، اما اين جامعه است كه شما را محدود ميكند. گاهى شما به عنوان زن، از فرصتها و امكانات مساوى براى اشتغال و يا تحصيلات دانشگاهى برخوردار نيستيد. اگر ميخواهيد به جايى برويد، نياز به اجازه مرد داريد، چرا كه ما در جامعه اى زندگى ميكنيم كه در آن، زن و مرد به دو حوزه اجتماعى متفاوت تعلق دارند. حتى به دشوارى ميتوانيد دكانى باز كنيد، چرا كه براى اين كار هم به وجود مرد احتياج است.”

 

بايد اذعان داشت كه عربستان سعودى بايد دستخوش تحول گردد. حدود ۳۰ درصد مردان جوان در اين كشور بيكار هستند و شمار زنان جوان بيكار در عربستان هم طبيعتا، بمراتب بيشتر است. همانگونه كه اشاره شد، تنها ۷ درصد زنان اين كشور شاغل هستند. البته تنها درحوزه شغل و اشتغال نيست كه زنان، شانس كمترى دارند، بلكه جايگاه آنان در اجتماع و خانواده نيز سيرى نگران كننده در پيش دارد.

 

در حال حاضر يك و نيم ميليون زن در عربستان سعودى تنها زندگى ميكنند و انتظار ميرسد كه تا سه سال ديگر، يعنى تا سال ۲۰۰۷، شمار آنان به ۴ ميليون نفر برسد. يكى از علل اين روند، افزايش طلاق در اين كشور است.

طبق آمار منتشره، يك سوم ازدواجهائى كه در سال ۲۰۰۱ ميلادى صورت گرفته، در اين بين به طلاق انجاميده است. در عربستان به پرداخت نفقه، توجهى نميشود و در بسيارى از موارد، فقر و بدبختى، سرنوشتى است كه انتظار زنان مطلقه را ميكشد. از سوى ديگر هم كمتر مردى در عربستان سعودى حاضر است كه با زنى مطلقه ازدواج كند.

 

همايش يکروزه زن و فناوري اطلاعات در دانشگاه تربيت مدرس 

همايش يکروزه زن و فناوري اطلاعات در دانشگاه تربيت مدرس هفتم خرداد برگزار مي شود .

به گزارش خبرنگار دانشگاهي مهر در همايش يکروزه زن و فناوري اطلاعات کارشناسان و استادان دانشگاه هاي مختلف در محورهاي جامعه دانايي محور و نقش زن ايراني در آن ، آموزش و يادگيري در عصر اطلاعات و تبيين نقش زنان و هوشمندي زنان و فلسفه تکنولوژي اطلاعات سخنراني مي کنند . اين همايش يکروزه را گروه مطالعات زنان دانشگاه تربيت مدرس با همکاري دفتر برنامه ريزي اجتماعي و فرهنگي وزارت علوم ، موسسه فرهنگي هنر آشنا ، شبکه دو سيما ، پرشين بلاگ و انجمن علمي دانشجويي مطالعات زنان برگزار مي کند .

 

در سال 82، يك هزار و 21 مورد دختر فراري به خانه‌‏هاي سلامت مراجعه كردند

28 هزار و 440 كودك خياباني در مراكز بهزيستي پذيرش شده‌‏اند 

معاون مركز پيشگيري از آسيب‌‏هاي اجتماعي سازمان بهزيستي, درگفت و گو با خبرنگار سرويس اجتماعي در خصوص آخرين آمار مراجعات به مراكز مداخله در بحران بهزيستي در سال 82، گفت: در مراكز خانه سلامت 21 هزار و 910 مورد خدمات مختلف ارايه شده است.

وي افزود:در مراكز بازپروري نيز يك هزار و 272 نفر پذيرش شده اند و به 41 هزار و 968 مورد خدمات مورد نياز از قبيل مددكاري، روانشناسي، درماني و حقوقي ارايه كرده‌‏ايم.

به گفته رضايي‌‏فر، 28 هزار و 440 مورد پذيرش كودك خياباني داشته‌‏ايم,كه طبق آمار اعلام شده 122 هزار و 576 نفر خدمات دريافت كرده‌‏اند.

وي,ميزان مراجعات به اورژانس‌‏هاي اجتماعي بهزيستي را 21 هزار و 47 نفر اعلام كرد و افزود: حدود 123 هزار و 302 مورد خدمات نگهداري موقت و روان درماني ارايه شده است.

رضايي‌‏فر, درخصوص مراكز كاهش طلاق، گفت: در سال 82، 16 هزار و 93 نفر در اين مراكز پذيرش شده‌‏اند و 94 هزار نفر خدمات دريافت كرده‌‏اند؛ اما هنوز آماري از تعداد طلاق‌‏هاي صورت گرفته ارايه نشده است.

 

محاكمه مدير مجله اي در ليون فرانسه كه نظر تاييد آميز يك روحاني مسلمان را درباره سنگسار زنان چاپ كرده بود

پريچهر فرزام – راديو فردا

بنا به گزارش خبرگزاري فرانسه مدير مجله «ليون مگ» چاپ شهر ليون فرانسه که در شماره ماه گذشته خود نظر يک روحاني مسلمان را در تاييد سنگسار زنان چاپ کرده بود، ممکن است به پنج سال زندان و پرداخت جريمه اي سنگين محکوم شود. جرم وي چاپ مطالبي است که در چارچوب دفاع از جنايت قرار مي گيرد. يک گروه آزادي مطبوعات اين تصميم را احمقانه قلمداد کردند. مجله ليون مگ در شماره ماه پيش خود از قول يک پيشنماز مسلمان محلي، طرفداري وي از کتک زدن همسر تحت شرايط خاصي بويژه اگر اين زن به شوهرش تمکين نکرده باشد را نقل کرده بود. اين روحاني طرفداريش را از سنگسار کردن زنان اعلام کرده بود. مدير مجله ليون مگ گفت مصاحبه کردن با کسي دليل بر حمايت از عقايد وي نيست.