زنان - دو شنبه 4 خرداد 1383- 24 مه 2004
ميز گرد سينا در مورد قاچاق دختران ايرانی
دو شنبه 4 خرداد 1383- 24 مه 2004
خبرگزاری سينا (گروه آسيب های اجتماعی): ميزگرد قاچاق انسان ديروز در حالی در محل خبرگزاری با حضور کارشناسان و مسوولان کشوری برگزار شد که بنا به گفته يکی از شرکت کنندگان گروهی سود جو در آن سوی آب های خليج فارس خود را برای حراجی دختران ایرانی آماده می کنند. اين حراجی ششم خرداد ماه در فجيره امارات متحده عربی برگزار می شود.
مقدمات اين حراج دو هفته پيش در جريان برگزاری يک نمايشگاه بين المللی توسط صيادان زنان و دختران ايرانی فراهم شد.
شکارچيان انسان توانستند در غرفه يکی از کشورهای عربی از ميان 286 دختر ايرانی ، 54 نفر را انتخاب و 28 ارديبهشت به کشوری در حاشيه دريای خليج فارس بفرستند تا در روز 6 خرداد برای حراجی فجيره آماده شوند.
اين حراجی در حالی برگزار می شود که لايحه دو فوريتی مبارزه با قاچاق انسان هفته گذشته در صحن علنی مجلس به تصویب رسید.
اما تا اجرای اين قوانين چند گروه از دختران ایرانی خواسته یا ناخواسته در دام قاچاقچیان انسان گرفتار خواهند شد و آیا اینکه قوانین موجود در قانون مجازات اسلامی برای برخورد با این پدیده کافی است یاخیر ، پرسشی است که در میزگرد گروه آسیب های اجتماعی به بخشی از آنها پاسخ داده شد.
پاسخ بخش دیگر پرسش های گروه به دلیل عدم حضور نمایندگان وزارت کشور خارجه و مجلس علیرغم دعوت قبلی بی جواب ماند. نماینده دفتر مشارکت زنان و دفتر مطالعات اجتماعی ناجا ،یک وکیل دادگستری و یک خلبان ، میهمانان این میزگرد بودند.
مصطفی بن یحیی خلبان ایرانی تبار شاغل در خطوط هوایی امارات متحده عربی در این جلسه بیشترین اطلاعات را در زمینه قاچاق انسان به خصوص دختران و زنان در اختیار داشت.
او پس از ارایه این اطلاعات گفت :از 9 پرواز به صورت عادی و 20 پرواز غیر عادی ایران به دوبی به طور متوسط بین 10 الی 15 دختر روزانه به امارات برای روسپیگری فرستاده می شوند. اغلب این دختران از شهرهای آبادان، اهواز، زاهدان، تبریز و کرمانشاه هستند
اما بالاترین آمار مربوط به تهران و مشهد است.
بن یحی گفت : در کنار این مساله انتقال اجساد دختران ایرانی به کشور را هم اضافه کنید که ماهانه بین 3 تا 5 نفر است.
اغلب این دختران نیز به دلیل ابتلا به بیماریهای خطر ناکی از جمله HIV و یا افسردگی دست به خودکشی می زنند ،به قتل می رسند و یا خود می میرند .
این پلیس جرم شناس امارت، اعتراض زنان اماراتی را دلیل دیگری برای رسیدگی هر چه سریعتر به لایحه قاچاق انسان ذکر می کند و می گوید: بسیاری از زنان اماراتی به خاطر این که مردانشان شبها را در کلوپهای ایرانیان می گذرانند ، نگرانند. از یک طرف نگران آن که همسرانشان را از دست می دهند از طرف دیگر بیماری های که از طریق تماس جنسی به آنها انتقال داده می شود. یکی از بیماریهای که جدیدا در امارات شایع شده است سوزاک زرد است. علت این بیماری برقراری تماس های جنسی به صورت گروهی است.
بن یحیی ، اختصاص یک ترمینال مسافربری هوایی به ایرانیان را دلیلی دیگر برای اهمیت موضوع قاچاق دختران ایرانی توسط کشور امارات ذکر می کند .
طبق گفته خلبان بن یحیی ، میدانهای شهر، آرایشگاهها ،دادگاههای خانواده، استخر های زنانه ، کلاسهای بدنسازی و ... محلی برای شناسایی دختران و زنان ترغیب آنها برای رفتن به کشورهای حاشیه خلیج فارس برای کسب در آمد بیشتر، زندگی بهتر و شغل مناسب شده است.
این خلبان ایرانی تبار گفت : 38 درصد این دختران از طریق آگهی های استخدام منشی جذب این باندها می شوند. بعضی از این دختران به قدری کم سن و سال هستند که پس از انتقال مدتی به عنوان کارگر خانه از آنها استفاده می شود و سپس به عنوان روسپی در کلوپ های شبانه مشغول به کار می شوند. ویزاهای این دختران نیز که توسط آژانس های کوچک و بزرگ سطح کشور آماده می شود، 15 روزه است.
بن یحیی با اشاره به این که دو آژانس بزرگ تهران در کار فعالیت قاچاق دختران به صورت گسترده و حرفه ای مشغول به کار هستند، اضافه می کند: در مدت دو هفته ای که این دختران برای بردگی جنسی به دوبی آورده می شوند ، نزدیک به حدود هزار بار مورد تجاوز قرار می گیرند. اما سهم آنان از این درآمد فقط ده درصد کل مبلغ است و 90 درصد به جیب روسای باندها و قوادان می رود. نرخ این دختران در روزهای اول بین هزار تا 2 هزار دلار است که این بستگی به وضعیت ظاهری و فیزیکی آنان دارد.البته در روزهای آخر این مبلغ به 10_ 5 دلار می رسد که خریداران آنها کارگرانی از کشورهای هند و پاکستان هستند.
وی ادامه می دهد : به منظور تمدید ویزای 3 ماهه امارات ،بعد از اتمام ویزا این دختران اینبار به کیش فرستاده می شوند و در آنجا نیز مدتی مورد سوء استفاده جنسی قرار می گیرند و سپس به شهرهای خود انتقال داده می شوند.
این پلیس امارات از مسئولان خواست تا نظارت بیشتری بر روی فرودگاههای کشور داشته باشند هر چند دکتر عاصی، استاددانشگاه مخالف این نظر است :به نظر من سالها زحمت کشیده شد تا بسیاری از روشهای غیر منطقی کنترل برداشته و یا کمتر شود.بنابراین راههای دیگری از جمله آموزش به جوانان ،برخورد قاطع با قاچاقچیان ،ایجاد پایگاههایی برای مشاوره و راونکاوی دختران قاچاق به نظر بهتر است . پلیسی کردن فرودگاهها هیچ تغییری در کاهش قاچاق انسان نخواهد داشت.
وقتی نوبت به شهیندخت مولاوردی رسید سعی کرد دلایل عدم الحاق ایران به کنوانسیون منع مبارزه با قاچاق انسان را عدم هماهنگی سازمانهای ذیربط درداخل کشور نشان دهد .
ادامه می دهد :پیوستن به این پروتکل کشورهای مبدا و مقصد قاچاق انسان را به بسیاری از قوانین پایبند می کند .در همین رابطه هم دفتر مشارکت زنان ریاست جمهوری جلسات متعددی را بانمایندگان سازمانها و وزارتخانه کشور در کمسیون سیاسی هیات دولت تشکیل داد اما هربار به دلایلی ،این الحاق میسر نشد.
اما تا پیوستن به کنوانسیون امیدواریم هر چه سریعتر مجلس شورای اسلامی لایحه تقدیمی هیات دولت در امر مبارزه با قاچاق انسان را به سرو سامانی برساند.
اگر چه نعمت احمدی پیوستن به پروتکل پالرمو را برداشتن قدمی مثبت در این خصوص می داند ،اما معتقد است بااستفاده از قوانین موجود در قانون مجازات اسلامی ، از جمله مواد 163،108،127 به بعد 138 ،637 ،639 و .... می توان با افراد سود جو و قاچاقچی انسان برخورد کرد ،منتها مشکل در نحوه برخورد با این افراد است.
وقتی نوبت به تنها نماینده نیروی انتظامی رسید،مشخص نبودن اهداف میز گرد بطور واضح ،عدم حضور نمایندگان مجلس و وزارت کشور از جمله الهه کولایی را دلیل اصلی سکوت خود در جلسه ذکر کرد و گفت:بهتر بود بجای ایجاد آشفتگی اجتماعی کم هم به راهکارها پرداخته می شد.
وقتی از او خواسته شد که راهکارهایی ارائه کند، فقط یک جمله گفت:پدیده قاچاق مظهر نزدیکی به فرهنگ لیبرالیسم است.اگر بتوانیم به جوانان خودمان ارزش های فرهنگی خود را بشناسانیم اوضاع خیلی بهتر از این بود.
استاددانشگاه علامه طباطبایی ،دکتر عاصی نیز در پاسخ به عبدی گفت: اگر بپذیریم که پدیده قاچاق انسان مظهر کشورهای لیبرالیستی است پس چرا در کشورهایی مثل فرانسه ،سوئیس و... یک مورد قاچاق انسان گزارش نشده است؟
وی پدیده قاچاق انسان رابیشتر مختص کشورهای در حال توسعه و جهان سوم دانست که نه تنها از پس مسائل اقتصادی مردم خود برنیامده اند که عواملی چون جنگ،تحریم های اقتصادی ،بیکاری و.... آنرا تشدید می کند.
ششم خرداد روز حراج دختران ، زنان و پسران ايراني در فجيره است.
دو شنبه 4 خرداد 1383- 24 مه 2004
مصطفي بن يحييِ كارشناس ارشد جرم شناسي پليس امارات در ميزگردي كه در محل خبرگزاري سينا برگزار شد ، با اعلام اين خبر گفت : طبق آمار 8/34 درصد دختران ايراني از طريق آگهي هاي استخدام بخصوص جذب منشي، در دام باندهاي مافيايي قاچاق انسان مي افتند.
در اين ميزگرد كه با عنوان " قاچاق انسان و نبود تعريف جامع و مانع از آن درنظام حقوقي فعلي " برگزار شد، نعمت احمدي وكيل دادگستري، شهيندخت مولاوردي مدير ارتباطات بين الملل دفتر مشاركت زنان رياست جمهوري، و دكتر توحيد عبدي مدير كل دفتر مطالعات اجتماعي ناجا حضور داشتند.
لازم به ذكر است كه در اين ميزگرد از نمايندگان وزارت كشور و امور خارجه نيز دعوت شده بود كه حضور پيدا نكردند و علت عدم حضور خود را بررسي اين لايحه در مجلس دانستند.
در اين جلسه همچنين اعلام شد كه 54 دختر ايراني در نمايشگاه بين المللي كتاب تهران پس از آشنايي با يك باند قاچاق انسان از ميان 286 نفر انتخاب و جذب يكي از كشورهاي عربي شركت كننده در نمايشگاه شده و براي بردگي جنسي به آنجا اعزام شدند.
برخي مراكز غيردولتي به دليل عدم حمايت دولت تبديل به NGo هاي دولتي ميشوند
رييس انجمن توانمندسازي زنان اعلام كرد: دولت از مراكز غيردولتي حمايت خوبي به عمل نميآورد, به همين دليل برخي از مراكز غيردولتي به دليل عدم حمايتهاي دولت به NGo هاي دولتي تبديل ميشوند.
زهرا هاشمي،رييس انجمن توانمندسازي زنان, درگفت و گو با خبرنگار سرويس اجتماعي ايلنا، گفت: به دليل مشكلات فراواني كه در حال حاضر مراكز غيردولتي دارند, برخي از آنها يا تبديل به دولتي ميشوند,يا توان ادامه فعاليت نمي يابند.
وي افزود:حمايت دولت از اين گونه مراكز درحد شعار است ؛ اما اطلاعرساني براي فراهم شدن زمينه فعاليت مراكز غيردولتي مناسبتر شده است.
به گفته هاشمي، مراكز غيردولتي در واقع براي تلنگر زدن به دولت شكل ميگيرند؛ اما بسياري اوقات با محدوديتهايي كه از سوي دولت و نهادهاي دولتي ايجاد ميشود, اين مراكز نميتوانند به حيات خود ادامه دهند.
وي تصريح كرد: برخي مراكز غيردولتي با اهداف مادي و تامين نيازهاي پولي خود تشكيل ميشوند كه براي تامين خود گاهي تبديل به مراكز به دولتي ميشوند.
هاشمي عنوان كرد: نگاه امنيتي نهادهاي دولتي به مراكز غيردولتي باعث طولاني شدن ثبت شروع فعاليت آنها مي شود و بهانههاي غيرمنطقي آنها موجب سرد شدن موسسان اينگونه مراكز ميشود.
يافتههاي يك تحقيق يك ساله نشان ميدهد كه بدرفتاري و خشونت جسماني از عوامل اصلي فرار دختران نوجوان از خانه محسوب ميشود.
به گزارش خبرنگار اجتماعي خبرگزاري دانشجويان ايران «دكتر سيمين حسينيان»، استاد دانشگاه الزهرا (س) در «نشست تخصصي تبعات روانشناختي ـ اجتماعي كودكآزاري» افزود: بين تعداد دختراني كه مورد بدرفتاري و خشونت جسمي قرار گرفته و فرار كردهاند و دختراني كه مورد خشونت قرار نگرفته و از خانه گريختهاند، تفاوت معناداري وجود دارد.
به گفته وي يافتههاي تحقيق در مورد فرار نوجوانان از خانه نشان ميدهد 76 درصد دختران فراري احساساتي مانند ترس، كمارزشي و فقدان كنترل را عامل اصلي فرار از خانه قلمداد كردهاند.
به گزارش ايسنا اين استاد دانشگاه تصريح كرد: اكثر خانوادههاي دختران فراري سابقه سوء مصرف مواد مخدر داشته و يا طلاق در بين والدين اين دسته از دختران بيش از سايرين رخ داده و بطور كلي اين افراد خانوادههاي نابساماني داشتهاند.
خشونت خانگي و خانههاي امن-1
فريده ماشيني- وقايع اتفاقيه
امروزه خشونت به عنوان يك مسأله اساسي و مشكل سلامت عمومي جامعه است و موجب رنج طاقتفرسا و نتايج منفي بهداشتي براي گروه خاص از جمعيت انساني ميشود.
خشونت داراي تأثيرات منفي و مستقيم بر سلامتي جامعه، مشكلات روحي و رواني، افسردگي، معلوليت، بيماريهاي مادامالعمر مشكلات بهداشتي چون دردهاي ؟؟؟، سندروم روده تحريكپذير ايمني و سلامت مادران، تنظيم خانواده، بيماريهاي مقاربتي و بسياري آسيبهاي اجتماعي و فردي ديگر ميباشد و هر ساله تعداد زيادي زن و كودك (به ويژه دختر) قرباني خشونت ميشدند و يكي از شايعترين علل مرگ و مير زنان خشونت شناخته شده است.
مسأله خشونت زماني شكل پيچيدهتري به خود ميگيرد كه در محدوده خصوصي خانواده كه در محل امن و آرامش افراد آن شناخته ميشود، صورت ميگيرد. شايد گاهي جنبه حق و وظيفه نيز به خود ميگيرد اين جاست كه از قربانيان خشونت خواسته ميشود كه به جهت حفظ آبرو، خودماني بودن و حفظ كانون خانوادگي اين پديده را تحمل نموده و خود را با آن وفق دهند.
مطالعات نشان ميدهد كه زنان 5 تا 8 برابر مردن توسط همسرانشان آسيب ميبيند و از هر سه زن حداقل يك نفر در دوران عمرش كتك خورده است.
امروزه نه تنها به جهت تثبيت دموكراسي و تقويت توسعه لازم است به حق انساني، آزادي و حقوق شهروندي آحاد مردم از جمله زنان و كودكان توجه بشود بلكه به جهت پيامدهاي ناشي از خشونت خانوادگي كه موجب هزينه سرسامآوري براي دولتها ميشود لازم است به مسأله اعمال خشونت عليه زنان و كودكان به ويژه در خانوادهها توجه بيشتري بشود.
مطالعات نشان ميدهد كه هزينه مراقبتهاي سرپايي از زنان با سابقه خشونت دونيم برابر ديگر زنان است و 30 درصد زنان متأهل قرباني حوادث خشن از فعاليتهاي طبيعي دست ميكشند و 50 درصد از زنان مجروح، مرخصي استعلاجي ميگيرند. در مجموع توان كسب؟؟؟ زنان قرباني خشونت يا كاملاً حذف شده و يا به مين قابل توجهي كاهش مييابد. بر اين موارد مسائل ديگري قابل افزودن است:
-هزينه قابل توجه درمان بيماران بستري از صدمات خشونت
-هزينه درمان بيماريهاي گسترده رواني
-از دست دادن نيروي انساني مفيد جامعه به جهت معلوليت و مرگ
-هزينههاي ناشي از همپاشيدگي خانوادگي و كودكان سرگردان
كبري رحمانپور در برزخ مرگ و زندگي
وقايع اتفاقيه -دو شنبه 4 خرداد 1383- 24 مه 2004
آخرين وضعيت پرونده كبري به چه صورتي است؟ يك ماه قبل عليرضا (همسر كبري) و خواهرش مينا به دادسراي امور جنايي تهران مراجعه كردند و تقاضاي مجدد خود براي اجراي حكم اعدام را تسليم مسؤولان اجراي احكام كردهاند و مسؤولان اجراي احكام نيز به دليل اينكه آقاي شاهرودي دستور توقف اجراي حكم را صادر كرده بودند نامهاي براي ايشان ارسال كردهاند تا معلوم شود چه زماني بايد حكم اجرا شود.
نامه مذكور به رؤيت آقاي شاهرودي رسيده است؟
در پيگيريهايي كه عبدالصمد خرمشاهي وكيل پرونده كبري در اين خصوص انجام داده هنوز نامه به دست آقاي شاهرودي نرسيده است.
شما سعي دوبارهاي براي رضايت گرفتن از خانواده مقتوله كردهايد؟
ما از آنها يك شماره تلفن و يك آدرس داريم كه در آدرس مذكور نتوانستيم آنها را پيدا كنيم و هر بار كه با تلفن همراه عليرضا تماس گرفتيم هيچ نتيجهاي حاصل نشد و ؟؟ كار به دعوا و فحاشي كشيد.
تا آنجا كه ما اطلاع داريم دختر بزرگ مقتوله به نام مينا از سوي تمام اوليايدم وكالتنامه دارد تا حكم را به مرحله اجرا برساند، تلاشي براي رضايت گرفتن از وي كردهايد؟
هيچ راه ارتباطي با وي نداريم، به تماسهاي تلفني كه از سوي ما گرفته ميشود پاسخ نميدهد. آخرين باري كه او را ديديم مقابل در زندان اوين بود. همان روزي كه قرار بود كبري را اعدام كنند.
اوليايدم مقتوله كه خارج از كشور هستند چه نظري در خصوص اعدام كبري دارند؟
تنها يك بار موفق به صحبت با حميدرضا و پسر مقتوله كه در كشور آمريكا اقامت دارد، شديم. دفعه اول تنها جوابي كه شنيديم اين بود كه با مينا صحبت ميكنيم ولي بعد از آن هر بار با خانه وي تماس گرفتيم با زبان انگليسي با ما صحبت كردند كه قادر به گفتوگو با آنها نبودم.
اگر اوليايدم از تقاضاي قصاص نفس خود بگذرند شما قادر به پرداخت ديه هستيد؟
خودم كه نميتوانم ديه را پرداخت كنم ولي مردم وعده قطعي دادهاند كه اگر از اعدام بگذرند تا 50 ميليون تومان حاضر به پرداخت هستند. ما اين مطلب را با مسؤولان اجراي احكام نيز درميان گذاشتهايم تا اگر ميتوانند در اين خصوص تلاش كنند. اگر بيشتر هم بخواهند حاضرم آماده كنم. كبري كار اشتباهي كرده ولي من فكر نميكنم با اعدام وي دردي از اوليايدم درمان شود. تنها يك ناراحتي به غمهايشان اضافه خواهد شد. انتقام چيز درستي نيست، نميدانم چرا نميخواهند كمي از يك زاويه ديگر به ماجرا نگاه كنند.