زنان - شنبه 2 خرداد 1383- 22 مه  2004

 

 

 

 

 

زندانيان زن عراقي مجبور به توزيع غذا ميان زندانيان برهنه مرد بودند

 

خبرگزاري فارس: سربازان آمريكايي پس از كتك زدن و برهنه كردن زندانيان مرد در زندان ابوغريب بغداد، زندانيان زن را مجبور مي كردند بين انها غذا توزيع و خدمات ارائه كنند.

به گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس از بعقوبه، «غزوان»، يك زنداني مرد عراقي كه در ميان 454 زنداني آزادشده در روز جمعه از زندان ابوغريب است، با پدر و برادرش به مدت نه ماه در اين زندان به سر مي‌برد و شش روز را در «قرنطينه سختي» قرار داشت.

وي افزود: «آنها ما را از نظر روحي شكنجه مي‌كردند، خصوصا در قرنطينه‌هاي سخت. آنان ما را با كتك زدن و مجبور كردن به بيرون آوردن همه لباسهايمان داخل اين قرنطينه‌ها شكنجه مي‌كردند. آنان زنان زنداني را به توزيع غذا به ما در حالي كه برهنه بوديم، مجبور مي‌كردند.»

اين در حالي است كه برهنه شدن كامل مردان در حضور زنان در جوامع عربي اقدامي زشت محسوب مي‌شود.

با اعلام رسوايي شكنجه زندانيان عراقي در زندان ابوغريب، آمريكا اعلام كرد تعداد زندانيان اين مركز را به نصف كاهش مي دهد.به گفته مقام هاي آمريكايي، در حال حاضر 3700 زنداني در ابوغريب به سر مي‌بردند.

 

 

يك زن آمريكايي طي دادخواستي اعلام كرد، رعايت حجاب منجر به از دست دادن شغلش در كمپاني بين‌المللي والت ديسني شده است.

به گزارش سرويس بين‌الملل ايسنا، به نقل از روزنامه‌ي خليج تايمز، آيچا بها، چند روز بعد از ابلاغ دادخواست حقوق مدني‌اش گفت: تنها به دليل انجام وظايف مذهبي، نبايد فردي را از شغلش محروم كرد. اكنون خانواده‌اي به دليل تصميم كمپاني والت ديسني، تقريبا بي‌خانمان شده‌ است.

طبق قوانين كمپاني ديسني هرگونه حجابي ممنوع است، اما اين كمپاني در شرايط فعلي تنها استفاده از كلاه و نقاب را منع كرده است.

ورونيكا كلمونز، سخنگوي ديسني در اين باره گفت: ما اعضايي داريم كه از جامه‌هاي ويژه‌ي مذهبيشان استفاده مي‌كنند اما در اين بين استثنائاتي وجود دارد.

“بها”، 32 ساله از سال 1997 تا در كمپاني والت ديسني كار مي‌كرده است.

وي در اين باره گفت: من از حجاب به عنوان تفنن استفاده نمي‌كردم، بلكه دستور خدا را رعايت مي‌كردم.

 

 

آثار تجسمي 40 زن هنرمند از 9 كشور دنيا در فرهنگسراي نياوران به نمايش درمي‌‏آيد 

آثار هنرهاي تجسمي زنان هنرمند عضو فدراسيون بين المللي فرهنگي زنان در بنياد آفرينش‌‏هاي هنري نياوران در معرض ديد عموم قرار مي‌‏گيرد.

به گزارش سرويس هنري ايلنا از فرهنگسراي نياوران، 67 تابلو نقاشي و اثر حجمي از 40 زن از كشورهاي فرانسه, آلمان, روماني, مصر, سوئد, لهستان, ژاپن, پرو و ايران از پنجم تا دوازدهم خرداد, در نگارخانه نياوران به نمايش در مي‌‏آيد.

بر اساس اين گزارش، فرح اصولي, منيژه صهي, نگار آيت الهي, بنفشه مدرسي, ليلا مدرسي, زهره آمنه و شهرزاد علمي از ايرانف با آثارشان در اين نمايشگاه حضور دارند.

اين گزارش حاكي است، آثار به نمايش درآمده در اين نمايشگاه از تكنيك‌‏هاي مختلفي برخوردارند و ده نفر از اين هنرمندان در مدت برپايي نمايشگاه در تهران حضور خواهند داشت.

گفتني است، فدراسيون بين المللي فرهنگي زنان (FICI) از نخستين انجمن‌‏هاي زنان در جهان است كه با هدف ايجاد تفاهم و رابطه دوستانه ميان زنان دنيا در سال 1960 توسط هنرمند نقاش, پريگات دلاتور، مادر رئيس جمهور فعلي فرانسه, درپاريس بنيانگذاري شد و امروز با رياست افتخاري رنه كات, همسر رئيس جمهور سابق فرانسه به فعاليتش ادامه مي‌‏دهد.

اين فدراسيون هرساله نمايشگاه‌‏هايي در يكي از كشورها برگزار مي‌‏كند.

لازم به ذكر است، اين نمايشگاه با همكاري رايزن فرهنگي ايران درفرانسه و رئيس فدراسيون بين المللي فرهنگي زنان هنرمند, برپاخواهد شد.

 

حمايت از زنان سرپرست خانوار از بروز انواع ناهنجاري‌‏هاي اجتماعي پيشگيري مي‌‏كند

شنبه 2 خرداد 1383- 22 مه  2004

از آنجا كه بسياري از ناهنجاري‌‏ها و آسيب‌‏هاي اجتماعي ناشي از عدم تامين معاش خانواده‌‏هاي بي سرپرست است، تصويب قوانين حمايتي در جهت توانمندسازي زنان سرپرست خانواده مي‌‏تواند كمك موثري در كاهش فساد در جامعه داشته باشد.

عضو كميسيون اجتماعي مجلس در گفت و گو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري كار ايران ،ايلنا ، با بيان اين مطلب افزود: در راستاي حمايت از زنان سرپرست خانوار و حفظ و دفاع از كانون خانواده و كرامت انساني، مجلس طرح توانمندسازي زنان سرپرست خانوار را در دست بررسي دارد، تا خلاء قانوني موجود در اين رابطه تا حد امكان مرتفع شود.

باقر امامي ادامه داد: با تصويب اين طرح، دست مسوولان اجرايي به صورت قانوني باز گذاشته مي شود تا اين متوليان در حوزه اقتداري خود با حمايت قانوني بتوانند نسبت به امنيت خانواده و سالم سازي جامعه گام بردارند.

وي با انتقاد از ناهماهنگي فعاليت سازمان بهزيستي، كميته امداد و برخي موسسات خيريه، گفت: يكي از مشكلات موجود در امر حمايت از زنان سرپرست خانوار، نبود هماهنگي لازم بين نهادهاي متولي امور اين قشر از جامعه است كه در بسياري موارد در كنار كمبود بودجه و اعتبارات اين نهادها، امكان تامين امكانات و تسهيلات را به صورت موثر و مناسب مختل مي كند.

وي با اشاره به وجود فقر در خانوارهايي كه متكي به زنان هستند، گفت: حمايت از اين خانواده‌‏ها بايد در اولويت نخست برنامه هاي دولتي قرار گيرد تا با پيشگيري از به مخاطره افتادن سلامت خانواده‌‏ها، سلامت جامعه را تضمين كنيم.

وي ادامه داد: در حال حاضر علاوه بر كمبود و ناهمخواني اعتبارات لازم براي حمايت از زنان سرپرست خانوار، مديريت واحد و موثري نيز در اين ارتباط وجود ندارد كه اميد است با تصويب اين قانون، ضمن اولويت بخشي با اين بحث بتوانيم گامي در خور شان نظام اسلامي براي زنان سرپرست خانوار برداريم.

 

 

اكوفمينيسم – 3

چيرگي بر طبيعت چيرگي بر زنان

منصوره شجاعي- وقايع اتفاقيه

در ميان نظريه‌پردازان اكوفمينيسم، برخي معتقدند كه فمينيسم بيان مقدماتي اكولوژي راديكال است. اين دو نگرش هر دو مسائلي تعقلي و مفهومي به شمار مي‌آيند و چارچوب آن را نيز مجموعه‌اي از نگرش‌ها، اعتقادات و ارزش‌هايي شكل مي‌دهد كه خود تحت‌تأثير عواملي همچون جنس، نژاد، طبقه، سن، مليت، جهت‌گيري‌ عاطفي و پس‌زمينه مذهبي ايجاد شده‌اند.

برخي از چارچوب‌هاي تعقلي و مفهومي ظالمانه‌اند. چارچوب تعقلي و مفهومي ظالمانه، چارچوبي است كه روابط مبتني بر سلطه و انقياد را توضيح مي‌دهد، توجيه مي‌كند و بر آن پاي مي‌فشارد.

چنانچه چارچوب تعقلي و مفهومي ظالمانه، مردسالارانه باشد، انقياد زنان توسط مردان را توضيح مي‌دهد، توجيه مي‌كند و بر آن تأكيد مي‌ورزد.

نگرش اكوفمينيستي و اكولوژي راديكال مبتني بر اين تفكر است كه چيرگي بر طبيعت و چيرگي بر زنان بر پايه چارچوبي ظالمانه و مردسالار بنا شده است و ساختارهاي تسلط و استدلالات آن در هر دو مورد به يك نگرش منتهي مي‌شود، نگرش سلطه و سلسله‌مراتب قدرت كه پيش از دوران صنعتي شدن و همزمان با بيان آراي فيلسوفاني كه تسلط بر طبيعت را به عنوان «راهي به بهشت» مي‌دانستند به تدريج شكل گرفته است.

تسلط بر طبيعت در آغاز عصر صنعتي شدن به ويژه با وضع نظريه استقرايي فرانسيس بيكن (Franciss Bacan) به عنوان پيش‌زمينه‌اي براي شروع دوران صنعتي، كه حتي تا «سوراخ كردن طبيعت» پيش رفت، پيامدهايي را به همراه داشت كه از تمام آنچه در طول قرون به دست آمده بود فراتر رفت. به طوري كه در قرن نوزدهم بسياري از مردمان بهشت‌ را همان چيزي مي‌پنداشتند كه در آن زمان به آن رسيده بودند يا كم و بيش طي يكي دو نسل بعد به آن مي‌رسيدند و در همين بهشت بود كه الگوهاي توازن به نفع جنس برتر و توانمندتر به سرعت برهم ريخت و سرنوشت زن و طبيعت با گام برداشتن به سوي دوران صنعت كاملاً در هم آميخت و ارزش‌هاي مونث و عاطفي از جمله مهرورزيدن، مادر بودن، پرورش و سرپرستي از فرزندان، حفظ زيستگاه‌هاي آسوده و ... در چارچوب ارزش‌هاي مردسالارانه و نظام‌هاي اعتقادي كمترين ارزش را يافت و فرهنگ ضدطبيعت فرهنگ ضدزن را با خود به ارمغان آورد.

آنچه كه همه اكوفمينيست‌ها درباره آن توافق دارند كاركرد تاريخي منطق سلطه و نگاه مردسالارانه‌اي است كه سلطه دوگانه بر زن و طبيعت را تأييد و توجيه كرده است و اين نگرش سلطه‌جويانه را در چارچوب‌هاي تعقلي و مفهومي بدينگونه قرار داده است:

1-انسا‌ن‌ها داراي توانايي آگاهانه و ريشه‌اي براي دگرگوني‌هاي اجتماعي و اعتقادي‌اند و گياهان و سنگ‌ها و....فاقد اين توانايي‌اند.

2-هر موجودي كه داراي توانايي براي دگرگوني آگاهانه و ريشه‌اي است از موجود فاقد اين ظرفيت برتر است.

3-از اين رو سلطه انسان‌ها بر گياهان و سنگ‌ها و...موجه است! اين استدلال نهايتاً به اين نتيجه‌گيري رسيده است كه:1-‌زن با طبيعت و قلمرو جسماني يكسان است و مرد با انسان و قلمرو ذهني. 2-‌هر موجودي كه با طبيعت و قلمرو جسماني يكسان است نسبت به موجودي كه با انسان و قلمرو ذهني مرتبط است، پست‌تر است. 3-‌از اين‌رو زن نسبت به مرد پست‌تر است، بنابراين سلطه مردان بر زنان موجه است! به همين ترتيب فرهنگ و نگرش سلطه بر زن و طبيعت كاملاً در هم تنيده شده و شيوه‌ها و كاركردهاي مشترك تاريخي خود را در چارچوب تعقلي و مفهومي مردسالار در طول دوران كاملاً جاانداخته است.

اين ادعا كه انسان‌ها بدان سبب كه مي‌توانند (و گياهان و سنگ‌ها نمي‌توانند)، آگاهانه و از ريشه، اجتماعاتي را كه در آن زندگي مي‌كنند از نو شكل بدهند، پس متفاوت از سنگ‌ها و گياهانند و در نتيجه برتر از آن، منطق سلطه و تفكر برتري‌جويي را در جوامع انساني و در ارتباطات اجتماعي، عاطفي، حقوقي و....زن، مرد، طبيعت و....ايجاد كرده است.

اكوفمينيست‌ها بر اين نكته تأكيد دارند كه طبيعت‌گرايي به منزله بخش مكمل هر جنبش فمينيستي براي پايان بخشيدن به ستم جنسي و منطق سلطه كه از نظر عقلاني زمينه آن را فراهم مي‌سازد نظرگاهي مناسب است.

اكوفمينيسم صداي زناني است كه سلطه زيان‌بخش بر طبيعت را تجربه كرده‌اند.

پي‌نوشت:

1.Cheney Eco-Feminism and Deep Ecology

2-منصوره شجاعي، اكوفمينيسم تعريف، تاريخچه،... در جنس دوم، جلد شش دفتر،1379 

 

 

عضو شوراي‌ عالي‌ نظام‌ پرستاري‌ در گفت‌وگوي‌ اختصاصي‌ با گروه‌ اجتماعي‌ «اعتماد»:

جز تحصن‌ راهي‌ براي‌ پرستاران‌ نمانده‌ است‌

گروه‌ اجتماعي‌ روزنامه اعتماد، حميدرضا خالدي‌: ما مجبوريم‌ به‌ برگزاري‌ تحصن‌ در روز پرستارهستيم‌ چرا كه‌ تاكنون‌ رايزني‌ها و تلاش‌هايمان‌ براي‌ احقاق‌ حق‌ همكارانمان‌ بي‌نتيجه‌ مانده‌ است‌.

محمد شريفي‌مقدم‌، دبيركل‌ خانه‌ پرستار و عضو شوراي‌ عالي‌ نظام‌ پرستاري‌ با بيان‌ اين‌ مطلب‌، با اشاره‌ به‌ تاريخچه‌ تشكيل‌ سازمان‌ نظام‌ پرستاري‌ و اهداف‌ آن‌ گفت‌: اين‌ تشكل‌، تشكلي‌ كاملا صنفي‌ و تصويب‌ شده‌ از سوي‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ و قانوني‌ است‌ كه‌ با هدف‌ حمايت‌ از اين‌ قشر زحمتكش‌ اما هميشه‌ مظلوم‌ تاسيس‌ شده‌ است‌، ولي‌ با وجود همه‌ تلاش‌هايي‌ كه‌ در طول‌ اين‌ دو سال‌ در انعكاس‌ مشكلات‌ و مسائل‌ داشته‌ اما هنوز سازمان‌ نتوانسته‌ از راه‌هاي‌ قانوني‌ و قانونمند به‌ اهداف‌ خود دست‌ يابد. با همين‌ توجيه‌، زماني‌ كه‌ ديديم‌ تمام‌ اين‌ راهكارها به‌ بن‌بست‌ رسيده‌، تصميم‌ گرفتيم‌ راه‌هاي‌ ديگري‌ را براي‌ دست‌يافتن‌ به‌ اهدافمان‌ دنبال‌ كنيم‌.

وي‌ افزود: برگزاري‌ تحصن‌هاي‌ مختلف‌ به‌ مناسبت‌هاي‌ گوناگون‌، يكي‌ از همين‌ راهكارهاست‌ كه‌ اميدواريم‌ امسال‌ برخلاف‌ سال‌ گذشته‌ مجوز برگزاري‌ آن‌ صادر شود! چرا كه‌ در غير اين‌ صورت‌ اين‌ بار ديگر ساكت‌ نخواهيم‌ نشست‌ و به‌ راه‌هايي‌ ديگر كه‌ شايد براي‌ برخي‌ چندان‌ خوشايند نباشد متوسل‌ خواهيم‌ شد.

شريفي‌ مقدم‌، در ادامه‌ با اشاره‌ به‌ خواست‌هاي‌ صنفي‌ پرستاران‌ گفت‌: بطور خلاصه‌مهمترين‌ مطالبات‌ پرستاران‌ را مي‌توان‌ در سه‌ اصل‌ خلاصه‌ كرد، اول‌ توقف‌ اصل‌ خصوصي‌سازي‌، دوم‌ اجراي‌ طرح‌ كارانه‌ و سوم‌ پرداخت‌ 20 ميليارد توماني‌ كه‌ با تلاش‌ ما براي‌ پرداخت‌ به‌ پرستاران‌ از دولت‌ گرفته‌ شده‌ بود.

عضو شوراي‌ عالي‌ نظام‌ پرستاري‌ در توضيح‌ اين‌ موارد گفت‌: ما معتقديم‌ حقوق‌ و كارانه‌ پرستاران‌ به‌ هيچ‌وجه‌ متناسب‌ با ساير كاركنان‌ وزارت‌ بهداشت‌ بويژه‌ پزشكان‌ نيست‌ بطوري‌ كه‌ در مقايسه‌ با پزشكان‌ كه‌ حقوق‌ و مزاياي‌ آنها تا چند برابر پرستاران‌ مي‌رسد، بلكه‌ افت‌ كار پزشكان‌ را نيز به‌ همراه‌ داشته‌ است‌. چرا كه‌ به‌ عنوان‌ مثال‌ پزشكان‌ فقط‌ براي‌ دريافت‌ كارانه‌ اقدام‌ به‌ مهر زدن‌ و تاييد كردن‌ پرونده‌هاي‌ عمل‌هاي‌ جراحي‌ مي‌كنند كه‌ خودشان‌ اصلا در اتاق‌ عمل‌ نبوده‌اند! در عوض‌ پرستاران‌ كمترين‌ حقوق‌ را در بين‌ كاركنان‌ دولت‌ دارا هستند.

وي‌ در خصوص‌ قسمتي‌ ديگر از مطالبات‌ پرستاران‌ مي‌گويد: پس‌ از ماه‌ها تلاش‌ بالاخره‌ موفق‌ شديم‌ 20 ميليارد تومان‌ اعتبار از صندوق‌ دولت‌ براي‌ پرداخت‌ به‌ پرستاران‌ بگيريم‌،اما حالا وزارت‌ بهداشت‌ مي‌گويد اين‌ مبلغ‌ بايد بين‌ تمام‌ كارشناسان‌ و تكنيسين‌ها و... وزارتخانه‌ تقسيم‌ شود در حالي‌ كه‌ اولا اين‌ پول‌، تنها براي‌ پرستاران‌ گرفته‌ شده‌، ثانيا وزارت‌ بهداشت‌ هيچ‌ نقشي‌ در اختصاص‌ و دريافت‌ اين‌ بودجه‌ نداشته‌ است‌.

شريفي‌ مقدم‌ تصريح‌ كرد: تا امروز سعي‌ مي‌كرديم‌ با رايزني‌ها، ملاقات‌ها و جلساتي‌ كه‌ با مسوولان‌ مربوطه‌ و نظام‌، مانند رييس‌ محترم‌ مجلس‌، رييس‌ محترم‌ تشخيص‌ مصلحت‌ نظام‌ و حتي‌ مقام‌ معظم‌ رهبري‌ داشته‌ايم‌، ضمن‌ انعكاس‌ مشكلات‌ و خواست‌هاي‌ خود، از راه‌هاي‌ قانوني‌ و موجود حق‌ پرستاران‌ را مطالبه‌ كنيم‌، اما متاسفانه‌ صدايمان‌ به‌ جايي‌ نرسيد. بنابراين‌ از سال‌ گذشته‌ تصميم‌ گرفتيم‌ با برپايي‌ تحصن‌ها و مواردي‌ از اين‌ دست‌، اعتراض‌ خود را فراگيرتر مطرح‌ كنيم‌.

در همين‌ راستا سال‌ گذشته‌ نيز درخواست‌ برپايي‌ تحصني‌ را در روز پرستار كرديم‌ كه‌ به‌ دليل‌ نزديكي‌ به‌ حادثه‌ 18 تيرماه‌، به‌ ما مجوز ندادند.

ما نيز در اقدامي‌ ديگر، با هماهنگي‌هاي‌ انجام‌ شده‌ با نصب‌ پلاكاردهاي‌ كاغذي‌ كوچكي‌ بر روي‌ سينه‌هاي‌ خود اعتراضمان‌ را اعلام‌ كرديم‌. بر روي‌ اين‌ پلاكاردها نوشته‌ شده‌ بود: مطالبات‌ پرستاران‌؟!

شريفي‌ مقدم‌ داشتن‌ آرامش‌ فكري‌ و روحي‌ را از مهمترين‌ نيازهاي‌ كاري‌ اين‌ جامعه‌ عنوان‌ كرد و گفت‌: شاخصه‌هاي‌ ما در جذب‌ نيرو هنوز متعلق‌ به‌ 35 سال‌ پيش‌ است‌. يعني‌ زماني‌ كه‌ استاندارد به‌ ازاي‌ هر تخت‌ در بيمارستان‌ امام‌ خميني‌)ره‌( 7\0 پرستار بود.

امروز با وجودي‌ كه‌ مثلا تعداد تخت‌هاي‌ بيمارستان‌ امام‌ خميني‌ به‌ چندين‌ برابر افزايش‌ يافته‌ است‌، ولي‌ در مقابل‌ تعداد پرستاران‌ به‌ 400 تا 500 نفر رسيده‌ است‌! اين‌ مساله‌ باعث‌ مي‌شود تا بار كاري‌ سنگين‌ اين‌ قشر بر روي‌ اين‌ تعداد محدود تقسيم‌ شود و در نتيجه‌ ضريب‌ ايمني‌ كاري‌ آنها پايين‌ آمده‌، در مقابل‌ درصد خطاهاي‌ ناشي‌ از عملكرد پرستاران‌ افزايش‌ پيدا كند. به‌ عنوان‌ مثال‌ در يكي‌ از روزهاي‌ هفته‌ گذشته‌ تا ظهر، در سه‌ نوبت‌ با هلي‌كوپتر امداد به‌ ترتيب‌ 4ؤ، 6 و دو نفر بيمار اورژانسي‌ به‌ بيمارستان‌ امام‌ خميني‌ منتقل‌ شدند.در حالي‌ كه‌ در آن‌ ساعت‌، اورژانس‌ بيمارستان‌، تنها دو پرستار در اختيار داشت‌. اين‌ پرستارها واقعا مانده‌ بودند با اين‌ تعداد افراد بدحال‌ و در حال‌ احتضار چه‌ كنند! حق‌ هم‌ داشتند خب‌ ما چطور مي‌توانيم‌ از اين‌ پرستاران‌ انتظار داشته‌ باشيم‌ كه‌ در چنين‌ وضعيتي‌، هم‌ خوب‌ فكر كنند و هم‌ درست‌ تصميم‌ بگيرند و هم‌ بتوانند بموقع‌ از عهده‌ رسيدگي‌ به‌ اين‌ بيماران‌ بدحال‌ برآيند؟

شريفي‌مقدم‌ در پاسخ‌ به‌ اين‌ سوال‌ كه‌ چه‌ تضميني‌ وجود دارد كه‌ تحصن‌ شما نيز مانند معلمان‌ سمت‌ و سوي‌ سياسي‌ به‌ خود نگيرد و اينكه‌ تصور مي‌كنيد برپايي‌ چنين‌ تحصن‌هايي‌ چه‌ مقدار در پيشبرد اهداف‌ سازمان‌ نظام‌ پرستاري‌ كشور موثر خواهد بود، گفت‌: ما به‌ هيچ‌ وجه‌ اجازه‌ نمي‌دهيم‌ اين‌ تحصن‌ جنبه‌ سياسي‌ به‌ خود بگيرد. از همين‌ جا نيز اعلام‌ مي‌كنيم‌ كه‌ اين‌ تحصن‌ كاملا صنفي‌ و فراجناحي‌ است‌. ضمن‌ آنكه‌ بر برپايي‌ آن‌ هم‌ اصرار داريم‌. اگر هم‌ از برپايي‌ اين‌ تحصن‌ نيز نتيجه‌يي‌ نگيريم‌، در ادامه‌ راه‌هاي‌ ديگري‌ را پيش‌ خواهيم‌ گرفت‌ كه‌ عواقب‌ آن‌ مسلما بسيار فراگيرتر و وسيع‌تر از اين‌ تحصن‌ خواهد بود و مي‌تواند تبديل‌ به‌ معضلي‌ جدي‌ براي‌ جامعه‌ شود.

وي‌ با اشاره‌ به‌ اينكه‌ در حال‌ حاضر تعداد پرستاران‌ كشور كمتر از يك‌ سوم‌ استاندارد هاي‌ جهاني‌ است‌ در پايان‌ با خودداري‌ از برنامه‌هاي‌ بعدي‌ اين‌ سازمان‌ گفت‌: هنوز براي‌ اعلام‌ اين‌ برنامه‌ها كمي‌ زود است‌. مسووليت‌ هر آنچه‌ پيش‌ آيد برعهده‌ خود مديران‌ كشور است‌.

 

حمايت‌ از زنان‌ باردار حمايت‌ از كودكان‌ است‌

اعتماد - سلامتي‌ نوزاد چه‌ پيش‌ از تولد و چه‌ بعد از تولد به‌ ميزان‌ زيادي‌ به‌ سلامتي‌ مادر باردار و مراقبت‌هاي‌ دوران‌ بارداري‌ مربوط‌ مي‌شود. بسياري‌ از اختلالات‌ و نقص‌هاي‌ نوزادان‌ بخاطر عدم‌ مراقبت‌هاي‌ صحيح‌، ناآگاهي‌هاي‌ مادر و اطرافيان‌ وي‌ و عدم‌ شناخت‌ از خصوصيات‌ و حساسيت‌هاي‌ اين‌ دوره‌ است‌. از لحظه‌يي‌ كه‌ تخم‌ بارور در درون‌ مادر لانه‌ مي‌گزيند، ارتباط‌ حياتي‌ بين‌ اين‌ دو موجود انساني‌ برقرار مي‌گردد و بتدريج‌ گسترده‌تر و پيچيده‌تر مي‌گردد آنچنان‌ كه‌ حالات‌ روحي‌ مادر، باعث‌ دردكشيدن‌ جنين‌ و يا آرامش‌ او مي‌گردد و مادر با تمام‌ وجود با خون‌ و پوست‌ و استخوان‌ خود براي‌ ميزبان‌ بي‌منت‌ بودن‌ تكاپو مي‌كند. از عصاره‌ وجود خود، ميهمان‌ خود را تغذيه‌ مي‌كند و درون‌ خود را براي‌ آرميدن‌ و شكفتن‌ اين‌ نهال‌ آسيب‌پذير در اختيار وي‌ قرار مي‌دهد.

گويا آفرينش‌ همه‌ جسم‌ و روح‌ زن‌ را با برنامه‌ريزي‌ دقيقي‌ براي‌ خدمت‌كردن‌ به‌ اين‌ موجود ميكروسكوپي‌ خلق‌ كرده‌ است‌ زيرا در فاصله‌ زماني‌ كوتاهي‌ كه‌ در درون‌ مادر، تغيير و تحولات‌ شگرفي‌ براي‌ پذيرش‌ و رشد جنين‌ در حال‌ وقوع‌ است‌ و تمام‌ دستورات‌ و فرمان‌هاي‌ مغز در جهت‌ راحتي‌ و آسايش‌ و امنيت‌ اين‌ انسان‌ نوظهور صادر شده‌ است‌ اغلب‌ مادران‌ هنوز از بارداري‌ خويش‌ اطلاع‌ ندارند يعني‌ 2 هفته‌ اول‌ بارداري‌، در حالي‌ كه‌ تمام‌ دستورات‌ لازم‌ براي‌ راحتي‌ جنين‌ در خانه‌ ميزبان‌ بي‌خبر صادر شده‌ است‌.

ژنتيك‌ وسلامتي‌

در نتيجه‌، وابستگي‌ شديد سلامتي‌ كودك‌ به‌ اين‌ محيط‌ غيرقابل‌ انكار است‌. عوامل‌ ژنتيكي‌ و محيطي‌ گوناگوني‌ ممكن‌ است‌ بر سلامتي‌ و رشد جنين‌ تاثيرگذار باشد از جمله‌ تغذيه‌ و استرس‌هاي‌ هيجاني‌ مادر مي‌تواند اثرات‌ مخرب‌ و حتي‌ غيرقابل‌ جبران‌ در دوره‌هاي‌ بعدي‌بر جنين‌ داشته‌ باشد. به‌ همين‌ منظور در حال‌ حاضر در تمام‌ كشورهاي‌ دنيا، بسته‌ به‌ شرايط‌ و امكانات‌ هر دولتي‌، طرح‌هاي‌ مراقبت‌ از زنان‌ باردار، براي‌ جلوگيري‌ از صدمات‌ دوران‌ جنيني‌ و يا كاهش‌ آنها، در حال‌ اجرا است‌. زيرا تولد هر انسان‌ مشكل‌دارو بيمار، گذشته‌ از خانواده‌ خود، باري‌ دردناك‌ بر دوش‌ آن‌ جامعه‌ و نهايتا جامعه‌ بشري‌ است‌. از آنجا كه‌ بسياري‌ از اختلالات‌ قبل‌ از تولد، قابل‌ درمان‌ به‌ وسيله‌ مراقبت‌هاي‌ بعد از تولد نيست‌ دولت‌ها براي‌ پيشگيري‌ از ازدياد كودكان‌ كم‌هوش‌، عقب‌مانده‌ و مشكل‌دار، به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌اند كه‌ حاملگي‌ و زايمان‌ زنان‌ و روند زاد و ولد انساني‌،جزيي‌ از امور خانگي‌، وظيفه‌ زنانگي‌ است‌ و متعلق‌ به‌ يك‌ خانواده‌ يا خود زنان‌ نيست‌ و مراقبت‌ از زنان‌ و ياري‌ رساندن‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ نتيجه‌ مطلوب‌ هر بارداري‌، جزيي‌ از وظايف‌ خانواده‌، جامعه‌ و دولت‌ و حتي‌ سازمان‌هاي‌ جهاني‌ نيز مي‌باشد. اگر براي‌ هر تولد معيوبي‌ تمام‌ جامعه‌ بايد تاوان‌ بدهند پس‌ جلوگيري‌ تا حد امكان‌ از جنين‌ مواليدي‌ نيز به‌ عهده‌ تمام‌ جامعه‌ خواهد بود. بنابراين‌ در عصر حاضر در تمام‌ دنيا، سازمان‌هايي‌ خاص‌ مجري‌ طرح‌هاي‌ مراقبت‌ از زنان‌ باردار هستندو مساله‌ بارداري‌ وزايمان‌، زير پوشش‌ طرح‌هاي‌ حمايتي‌ دولت‌ و سازمان‌هاي‌ بهداشت‌ رفته‌ و به‌ مساله‌يي‌ اجتماعي‌ تبديل‌ شده‌ است‌. در كشور ما نيز خانه‌هاي‌ بهداشت‌ در روستاها و مراكز بهداشت‌ در شهرهاي‌ مختلف‌، به‌ كنترل‌ و مراقبت‌ از علايم‌ و نشانه‌هاي‌ اين‌ دوران‌ پرداخته‌ و زنان‌ باردار را تا حدودي‌ زير پوشش‌ قرار مي‌دهند. به‌ همين‌ دليل‌، دوران‌ بارداري‌هاي‌ پراسترس‌ براي‌ زنان‌ در بيشتر نقاط‌ كشورمان‌ ديگر تمام‌ شده‌ است‌ و پديده‌ سرزا رفتن‌ زنان‌ كه‌ زماني‌ جزو حوادث‌ طبيعي‌ و غيرقابل‌ كنترل‌ در زندگي‌ زنان‌ محسوب‌ مي‌شد، چهره‌ زشت‌ و بي‌رحمانه‌ خود را پنهان‌ كرده‌ است‌.

نقش‌ تغذيه‌

دوران‌ قبل‌ از تولد زمان‌ سريع‌ترين‌ رشد انسان‌ است‌، رشدي‌ كه‌ متكي‌ به‌ موادغذايي‌ غني‌ و بي‌پايان‌ از خزانه‌ بي‌دريغ‌ جسم‌ مادران‌ است‌. سوءتغذيه‌ پيش‌ از تولد به‌ دستگاه‌ عصبي‌ مركزي‌ و اندام‌هاي‌ ديگر صدمه‌ مي‌زند. كالبدشكافي‌ از بچه‌هايي‌ كه‌ سوءتغذيه‌ داشته‌اند نشان‌ مي‌دهد كه‌ وزن‌ مغز آنها 36 درصد كمتر از متوسط‌ بوده‌ است‌. ساختار مغز نابهنجار و تعداد سلولهاي‌ مغزي‌ آنها كمتر از معمول‌ است‌. هرچه‌ تغذيه‌ مادر نامرغوبتر باشد وزن‌ مغز كمتر است‌ بويژه‌ اگر در دوره‌ سه‌ ماهه‌ آخر باشد زيرا در اين‌ سه‌ ماه‌ اندازه‌ مغز سريعاص رشد مي‌كند و مواد غذايي‌ كافي‌ در برنامه‌ غذايي‌ مادر براي‌ رسيدن‌ به‌ توان‌ كامل‌ ضروري‌ است‌. مواد غذايي‌ ناكافي‌ در مدت‌ حاملگي‌ مي‌تواند ساختار اندام‌هايي‌ چون‌ لوزالمعده‌، كبد و رگهاي‌ خون‌ را ناقص‌ كند و بدين‌ ترتيب‌ خطر بيماري‌هاي‌ قلبي‌ و ديابت‌ را در بزرگسالي‌ افزايش‌ مي‌دهد. تحقيقات‌ گسترده‌يي‌ در كشورهاي‌ هندوستان‌، جاماييكا و امريكا نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ بين‌ كم‌ وزني‌ هنگام‌ تولد و بيماري‌ قلبي‌ و مغزي‌ و ديابت‌ در اواسط‌ ميانسالي‌ در هر دو جنس‌ رابطه‌ نيرومندي‌ وجود داشته‌ است‌. جنيني‌ كه‌ تغذيه‌ كافي‌ نشده‌ است‌ مقدار زيادي‌ از خون‌ را به‌ مغز برمي‌گرداند كه‌ اين‌ امر باعث‌ مي‌شود اندامهاي‌ درون‌ شكم‌، كبد و كليه‌ كه‌ كلسترول‌ و فشار خون‌ را كنترل‌ مي‌كنند كوچك‌ شوند در نتيجه‌ افزايش‌ خطر بعدي‌ براي‌ بيماري‌ فوق‌ افزايش‌ مي‌يابد و لوزالمعده‌ در اثر اين‌ سوءتغذيه‌ عملكردي‌ مختل‌ مي‌يابد و باعث‌ مي‌شود كه‌ در سنين‌ بالاتر نيز فرد نتواند افزايش‌ گلوكز را تحمل‌ كند. سوءتغذيه‌ در دوران‌ جنيني‌ باعث‌ اختلالات‌ مغزي‌،جسماني‌، كم‌هوشي‌، تحريك‌پذيري‌ و تندخويي‌ كودكان‌ و عدم‌ توان‌ ذهني‌ براي‌ يك‌ زندگي‌ معمولي‌ و مستقل‌ است‌.

استرس‌هاي‌ هيجاني‌

اگر زنان‌ باردار در مدت‌ حاملگي‌ دچار استرس‌هاي‌ هيجاني‌ شديد شوند بچه‌هاي‌ آنها در معرض‌ خطر انواع‌ مشكلات‌ قرار مي‌گيرند. اضطراب‌ شديد با ميزان‌ بيشتر سقط‌، زودرسي‌ هنگام‌ تولد و بيماري‌هاي‌ تنفسي‌ نوزاد ارتباط‌ دارد. اضطراب‌ شديد برخي‌ از نقايص‌ جسماني‌ مانند كام‌ شكافته‌ و تنگي‌ باب‌المعده‌ ارتباط‌ دارد.

در حالت‌ اضطراب‌، اندامهاي‌ بدن‌ درگير پاسخ‌ دفاعي‌ هستند و خون‌ بيشتر به‌ مغز قلب‌ و عضلات‌ جاري‌ مي‌شود و جريان‌ خون‌ در ساير اندام‌ها از جمله‌ رحم‌ كاهش‌ مي‌يابد در نتيجه‌ جنين‌ اكسيژن‌ و موادغذايي‌ كمتري‌ دريافت‌ مي‌كند، )فقر خانواده‌ و سوءتغذيه‌ مادر در خانواده‌هاي‌ سطح‌ پايين‌ مالي‌، سريعاص با زندگي‌ خانوادگي‌ استرس‌زا تركيب‌ مي‌شود و عوارض‌ مشترك‌ و عميقي‌ به‌ رشد و سلامتي‌ جنين‌ وارد مي‌كنند(.امروزه‌ در مراكز بهداشت‌، مراقبت‌هاي‌ ويژه‌ از جمله‌ كنترل‌ فشار خون‌، تجويز اسيد فوليك‌ ) كه‌ نقايص‌ مجراي‌ عصبي‌ را به‌ ميزان‌ 72 درصد كاهش‌ مي‌دهد( كنترل‌ بيماري‌هاي‌ خاص‌ مادر و داروهاي‌ تجويزشده‌، انجام‌ مي‌گيرد و حتي‌ در روستا بهورزهاي‌ دوره‌ديده‌، اين‌ وظايف‌ را به‌ عهده‌ دارند و حتي‌ مادراني‌ كه‌ از طريق‌ خانه‌هاي‌ بهداشت‌ به‌ بيمارستان‌هاي‌ دولتي‌، براي‌ زايمان‌ معرفي‌ مي‌شوند حق‌ استفاده‌ از مزاياي‌ بيمه‌ را داشته‌ و از اين‌ طريق‌ تشويق‌ به‌ همكاري‌ و ارتباط‌ با خانه‌هاي‌ بهداشت‌ روستاها مي‌شوند.

نبود حمايت‌ از مادران‌ باردار

معهذا با توجه‌ به‌ اهميت‌ تغذيه‌ مادر باردار و تاثيرات‌ سوء آن‌ بر روي‌ جنين‌، تاكنون‌ هيچ‌ طرح‌ حمايتي‌، براي‌ شناسايي‌ زناني‌ كه‌ قادر به‌ تامين‌ برنامه‌ غذايي‌ لازم‌ براي‌ اين‌ دوران‌ نيستند وجود ندارد. حتي‌ اگر به‌ اندازه‌ كافي‌ از طرف‌ افراد مسوول‌ يا پزشكان‌ به‌ اين‌ زنان‌، آگاهي‌ از وضعيت‌ خودشان‌ و عوارض‌ آن‌ بر خودشان‌ و فرزندشان‌ داده‌ شود، آنان‌ قادر به‌ تامين‌ و اجراي‌ راهنمايي‌ها نيستند. از طرفي‌ به‌ غير از عوارض‌ سوءتغذيه‌ در جنين‌، عوارض‌ وخيم‌ چنين‌ بارداري‌هايي‌ بر جسم‌ و روح‌ خود اين‌ مادران‌ نيز كم‌ اهميت‌ نيست‌. زني‌ كه‌ از ذخاير غذايي‌ خودش‌، جنين‌ خود را تغذيه‌ مي‌كند بدون‌ اينكه‌ حداقل‌ لازم‌ را خودش‌ نيز دريافت‌ كند به‌ مشكلاتي‌ از قبيل‌ كم‌خوني‌، پوكي‌ استخوان‌، افسردگي‌ و از دست‌ دادن‌ انگيزه‌ و تعاملات‌ لازم‌ با نوزاد و نهايتاص پيري‌ زودرس‌ دچار مي‌گردد.

هم‌اكنون‌ كميته‌ امداد امام‌ خميني‌ )ره‌(تعدادي‌ از كودكان‌ زير 6 سال‌ را كه‌ دچار سوءتغذيه‌ هستند زير پوشش‌ دارد و اين‌ شناسايي‌ نيز از طريق‌ مراكز بهداشت‌ انجام‌ مي‌گيرد. افراد شناسايي‌ شده‌ ماهيانه‌ پول‌ يا مقداري‌ مواد غذايي‌ دريافت‌ مي‌كنند اگرچه‌ چنين‌ طرح‌هايي‌ مفيد و حمايتگرند اما در كنار آن‌،جاي‌ همين‌ نوع‌ حمايت‌ از زنان‌ باردار،خالي‌ و بسيار خالي‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد.

مسووليت‌ اجتماعي‌ سازمانها در قبال‌ زنان‌ باردار

اگرچه‌ حمايت‌هاي‌ اجتماع‌ از قشر زنان‌ در تمام‌ زمينه‌ها هنوز بسيار ضعيف‌ و نارسا است‌أ اما حمايت‌هاي‌ مقطعي‌ و محدود به‌ 9 ماه‌ بارداري‌ كه‌ در حقيقت‌ ثمره‌ مستقيم‌ آن‌ به‌ خود جامعه‌ برمي‌گردد ، مي‌تواند در اولويت‌ سازمان‌هاي‌ حمايتگر اجتماعي‌ چون‌ وزارت‌ بهداشت‌، بهزيستي‌، كميته‌ امداد و حتي‌ بنيادهاي‌ خيريه‌ و انجمن‌هاي‌ مردمي‌ باشد. حمايت‌ از زنان‌ باردار و نيازمند و رساندن‌ كمك‌هاي‌ غذايي‌ به‌ مادر، بطور اتوماتيك‌ كمك‌رساني‌ و غذارساني‌ به‌ جنين‌ و كودكان‌ فردا است‌. اگر تغذيه‌ جنين‌ از طريق‌ مادر انجام‌ گيرد اين‌ كمك‌ها مي‌تواند نيازهاي‌ غذايي‌ مادر و فرزندش‌ را تواما برآورده‌ كند و بي‌شك‌ علاجي‌ اساسي‌ و عميق‌ مي‌باشد. اگر نوزاد تازه‌ متولد شده‌يي‌ را توان‌ حمايت‌ و جبران‌ سوءتغذيه‌ داريم‌ اگر در دوران‌ جنيني‌ اين‌ ياريگري‌ انجام‌ شود ثمره‌ و تاثيرش‌ بهتر خواهد بود و يك‌ تير با 2 نشان‌ يعني‌ تغذيه‌ مادر و جنين‌ خواهد بود. دوران‌ بارداري‌، دوراني‌ است‌ كه‌ حتي‌ براي‌ زناني‌ كه‌ با تمام‌ امكانات‌ و آرامش‌ خود اين‌ دوران‌ را سپري‌ مي‌كنند گاهي‌ سخت‌ و طاقت‌فرسا مي‌گردد. سازگاري‌ با تغييرات‌ سريع‌ و شگفت‌انگيز بدن‌ براي‌ پرورش‌ انساني‌ ديگر، بي‌شك‌ مي‌تواند آنقدر سخت‌ باشد كه‌ مشتاق‌ترين‌ مادرها در مقطعي‌ از اين‌ دوران‌ احساس‌ خستگي‌ و ناتواني‌ مي‌كنند به‌ اين‌ ترتيب‌ مي‌توان‌ رنج‌ها و روزها و شب‌هاي‌ طاقت‌فرسايي‌ را تجسم‌ كرد كه‌ زنان‌ طبقه‌ پايين‌ جامعه‌ با كمترين‌ امكانات‌ و بيشترين‌ عدم‌ امنيت‌ متحمل‌ مي‌شوند و اگر در نهايت‌ نوزادي‌ ناسالم‌ به‌ خانواده‌شان‌ اضافه‌ شود چرخه‌ معيوب‌ مشكلات‌ و نابساماني‌ها ادامه‌ مي‌يابد. زنان‌ اين‌ مولدين‌ نوع‌ بشر، حداقل‌ در امر زاد و ولد انساني‌، به‌ حمايت‌هاي‌ جوامع‌ انساني‌ نيازمندند. حمايت‌هايي‌ كه‌ از خانواده‌ و از شريك‌ زندگي‌ آغاز مي‌گردد و به‌ دولت‌ها و سازمان‌هاي‌ خصوصي‌ و جهاني‌ مي‌رسد. در كشورهايي‌ مثل‌ امريكا، دولت‌ با شناسايي‌ مادراني‌ كه‌ تشخيص‌ داده‌ مي‌شود كه‌ غذاي‌ روزانه‌شان‌ در حد بسيار پايين‌ است‌ در طول‌ حاملگي‌ با تحويل‌ بسته‌هاي‌ غذاي‌ لازم‌ آنان‌ را در مقابل‌ سوءتغذيه‌ خود و در نتيجه‌ سوءتغذيه‌ نوزاد حمايت‌ مي‌كنند.

چنين‌ طرح‌هايي‌ اگرچه‌ لازمه‌اش‌ بودجه‌يي‌ كلان‌ مي‌باشد اما شروع‌ آن‌ و گنجاندن‌ چنين‌ برنامه‌يي‌ حتي‌ در مقياس‌ بسيار كوچك‌، نتايج‌ بزرگي‌ در آينده‌ خواهد داشت‌. شايد طرح‌ تامين‌ نوزادان‌ به‌ روش‌ الهي‌ و با قانون‌ آفرينش‌، از طريق‌ خون‌ و جفت‌ مادر انجام‌ پذيرد شاهد نتايج‌ بسيار شيرين‌ و پرباري‌ باشيم‌ و مادران‌ و كودكان‌ هر دو از سلامتي‌ هم‌ بهره‌مند خواهند شد و جامعه‌ از سلامتي‌ هر دو.

رابعه‌ موحد

 

 

 

 

 گردهمايي 21 زن پيشرو قرن بيست و يکم در نيويورک

زنان ايران

مهتاب رحيمي

mahtab_r@hotmail.com

21 زن پيشرو قرن بيست و يکم ، در نيويورک گرد هم آمدند، در اين مراسم علاوه بر معرفي اين زنان که زنان خبرساز از سراسر جهان در سال 2003 ميلادي بودند ،جايزه آيدا بي ولز ، شجاعت در روزنامه نگاري به شادي صدر فعال حقوق زنان و روزنامه نگار ايراني اهدا شد.

سازمان اخبار الکترونيکي زنان ، باني و برگزار کننده اين مراسم بود .

جايزه آيدا بي ولز ، هرسال به يک روزنامه نگار زن غير آمريکايي ، به خاطر کار در زمينه مسايل زنان اهدا مي شود اين جايزه سال گذشته به رآنا حسيني ، روزنامه نگاري از کشور اردن که در رابطه با مسايل قتل هاي ناموسي کار مي کرده اعطا شد ،.در ميان اين زنان پيشرو نام شيرين عبادي ، برنده جايزه صلح نوبل ديده مي شود .

بايلي آوري ، يکي از اين 21 زن ، رييس موسسه آوري است ، وي در 25 سال گذشته زندگيش را وقف بهبود وضعيت سلامت و بهداشت زنان سياه پوست آمريکايي کرده است ، شهناز بخاري از کشور پاكستان از ديگر زنان خبرساز است که سازماني را در اسلام آباد اداره مي کند و عليه خشونت قانونمند شده که در اين کشور عليه زنان اعمال مي شود ، و ريشه در مسايل فرهنگي دارد مبارزه مي کند ، در اين ميان نام جين فوندا بازيگر سابق سينما نيز ديده مي شود ، جين فوندا هم اکنون در بسياري از نقاط جهان در رابطه با بهداشت بارداري زنان جوان فعاليت مي کند.

تيلي بلاک بر ( خرس سياه ) ، زن سرخپوست آمريکايي است که نخستين خانه امن براي زنان رنگين پوست را در ايالات متحده بنيان گذاشته ،" خرس سياه " سالانه به بيش از 300 زن و 600 کودک براي رهايي از خشونت خانگي ياري مي رساند ، کلوتيت ددکر ، دانش آموز سال دوم دبيرستاني در شهر بوفالو ايالت نيويورک است ، کلوتيت توانسته است 15 هزار دلار براي ساخت يک مدرسه دخترانه در افغانستان جمع آوري کند .

دانا دو وارونا يکي ديگر از اين 21 زن ، که برنده دو دوره مدال طلاي المپيک در رشته شناي زنان بوده هم اينک ، مفسر ورزشي است ، وي يکي از تهيه کنندگان گزارش اقليت بوده ، که در رابطه با حفظ قوانيني که فرصت هايي را براي زنان ورزشکار ايجاد ميکند فعاليت هاي موثري انجام داده است.

ابيگل ديزني ، بنيان گزار موسسه زنان نيويورک ،ليندا چاوز تامپسون مکزيکي – آمريکايي که در زمينه مسايل مربوط به بهداشت و دستمزد برابر زنان کارگر فعاليت دارد ، کريستينا برونينگ ، رييس سازمان مبادلات تجاري زنان ، لوويس آبراهام ، جين رابرترز ، کريستينا هلن گرام و هلن هانت که عمدتا در رابطه با جمع آوري کمک هاي مالي براي سازمان هاي غير دولتي زنان فعاليت داشته اند ديگر زنان پيشرو و خبرساز ي بودند که از آنان قدرداني شد ،

کاني داکورث ، موسس سازماني است به نام " آرزو" که به زنان افغان فرشباف کمک مي کند تا بازاري براي عرضه دستبافتهايشان بيابند ،

آن گلاوبر ، زني است که سازمان وي به کودکان و زناني باقي مانده از نسل کشي سال 1994 رواندا کمک مي کند تا صنايع دستي خود را در بازارهاي جهاني عرضه کنند.

آن سادرلند فاچز ، بلو گرينبرگ ، ايرنه نيتيويداد ،مارگريت کوهيس و في واتتون که در مورد خشونت خانگي و تجاوز جنسي تحقيق مي کند از جمله زنان منتخب پيشرو بودند.

شادي صدر از ايران ، روزنامه نگار و سردبير سايت خبري زنان ايران برنده جايزه آيدا بي ولز ، شجاعت در روزنامه نگاري ، به خاطر اطلاع رساني در مورد زنان ايران مورد تقدير قرار گرفت.

شادي صدر در اين مراسم با اشاره به وضعيت متناقض و چند گونه زنان ايراني گفت: "از سويي فهرست پايان ناپذيري از قوانين و سياستگذاريها وجود دارد که به زنان يادآوري مي کند جنس دوم هستند و از سوي ديگر، تغييرات سريع اجتماعي به خصوص در سالهاي اخير و پديده انفجار جمعيت جوان، دگرگوني هاي زيادي در جامعه ايران به وجود آورده است ،که در برخي از موارد منجر به بحرانهاي اجتماعي شده است. در اين تغييرات، زنان نقش اول را بازي کرده اند و به همان نسبت بيشترين آسيب ديده اند اما هيچگاه نخواسته اند که به وضعيت اول خود برگردند. "

شادي صدر افزود : بر اساس يک تحقيق دانشگاهي در حال حاضر تنها در 30 درصد خانواده هاي ايراني مرد، واقعا رييس خانواده است. از سوي ديگر آمار طلاق به درخواست زنها روز به روز بالاتر مي رود و در فقدان سيستم هاي حمايت اجتماعي و سيستهاي مردسالارانه حاکم بر بازار کار، زنان مطلقه روز به روز با دشواريهاي بيشتري براي ادامه زندگي مواجه مي شوند. در بسياري از روستاها و حتي شهرهايي که هنوز سنتهاي قومي و قبيله اي به شدت قدرتمند است، زنان که نمي توانند از ازدواج اجباري با مردي که پدر برايشان تعيين کرده فرار کنند يا از زندگي با مردي که نمي خواهند سرباز زنند، دست به خودسوزي مي زنند.

وي در ادامه گفت: مساله "دختران فراري" نيز يکي ديگر از نمودهاي اين وضعيت بحراني است. هر روز بر تعداد دختراني که به دلايل مختلفي مثل ازدواج اجباري، تحميل محدوديتهاي زياد در معاشرت با پسرها، نحوه لباس پوشيدن و حتي درس خواندن و نظاير آن از خانه خود فرار مي کنند افزوده مي شود. و در چنين فضايي زنان به عنوان اصلي ترين حاملان سنت و فرهنگ، با دو مساله مواجه اند: يکي فرهنگ و جامعه مردسالار که توسط قوانين نابرابر پشتيباني مي شود و ديگري، "خود" درونشان که از زماني که چشم گشوده اند با باورهاي مردسالارانه تربيت شده است. در واقع خواست اصلي آنها که من نامش را مي گذارم "خواست تغيير شيوه زندگي"، با آنچه خود تاريخي درونشان و جامعه و فضاي اطرافشان از آنها انتظار دارد به کلي متفاوت و در بيشتر موارد متضاد است.

اين روزنامه نگار جنبش زنان ايران را حاصل اين تضادها دانست و افزود : هر يک از ما در کنار مبارزه براي تغييرات فرهنگي، حقوقي و اجتماعي، مبارزه اي را در درون خود نيز تجربه کرده ايم که گاه بسيار دشوار تر از آن مبارزه بيروني بوده است.

وي گفت: با اين همه نقاط روشني نيز وجود دارد. گروههاي فمينيستي دانشجويي در سراسر کشور به شدت در حال گسترش است، سازمانهاي زنان در ايران با وجود همه اختلافات فکري خود گفتگو براي تشکيل شبکه اي سراسري حول محور منافع مشترک را شروع کرده اند، رابطه ميان زنان ايراني مقيم ايران و زنان ايراني مهاجر هر روز گسترده تر مي شود و در جامعه، زنان با تلاش هر روزه خود براي به عقب بردن چارچوبهاي رسمي حجاب، داشتن يک زندگي مستقل و حضور در بالاترين سطوح اجتماعي، خود را و حضور خود را بر جامعه اي که بهترين جا براي زنان را قعر خانه مي داند تحميل کرده اند.

وي در پايان گفت : ممکن است کسي ما را نبيند اما ما وجود داريم و اثر خود را بر دنياي اطرافمان مي گذاريم. اگر کمي دقت کنيد، رد پاي ما را خواهيد ديد.

 

 

زنان تاجر ايراني مي آيند

مهدى افروزمنش- شرق: پس از گذشت يك سال از ظهر گرمى كه نماينده فرماندارى تهران در مركز توسعه صادرات غيرنفتى پيشنهاد تازه و جذاب خود را مطرح كرد اين طرح رفته رفته رنگ واقعيت به خود مى گيرد. آنچه در جلسه مركز توسعه صادرات غيرنفتى گذشته بود پيشنهاد يك زن در جمع مردانه اى بود كه مى خواست در راستاى حمايت از «زنان تاجر ايرانى» همايشى سراسرى در تهران و يا يكى ديگر از كلان شهرهاى كشور برگزار كند: «آقايان! پديده مشاركت اقتصادى زنان براى گسترش توسعه صادرات غيرنفتى الزامى است و ما براى آن طرح داريم.» طرح حمايت از تاجران زن ايرانى با پيش بينى هاى انجام شده در اوايل تير ماه به وسيله راه اندازى بانك اطلاع رسانى زنان تاجر رنگ واقعيت به خود مى گيرد.

هرچند نرخ سوادآموزى زنان در ايران به خصوص در پايتخت همواره از رشد قابل قبولى برخوردار بوده است و نرخ تحصيل كردگان دانشگاهى آن نيز رفته رفته تا مرز پيشى گرفتن از نرخ مشابه در ميان مردان بالا رفته است اما اينها هرگز به مفهوم فرصت هاى شغلى برابر با مردان نبوده و نيست كه هنوز هم محدوديت هايى براى پيشرفت زنان در عرصه هاى مختلف به خصوص تجارت وجود دارد. براساس اطلاعات موجود تنها ۸/۷ درصد از توليد سرمايه شهر تهران كه رقم ۳۵ درصدى توليد ناخالص ملى را به خود اختصاص داده است در اختيار زنان است. سهم عمده از اين توليد سرمايه نيز در دستان ۴۰۰ زن داراى كارت بازرگانى رسمى است كه از توانايى بالقوه اى براى صادرات، واردات و تجارت در تهران برخوردار هستند. البته پذيرش اين مسئله در صورتى ممكن است كه رقم ۴۰۰ را رقمى واقعى در نظر بگيريم. گفته مى شود تعداد زيادى از اين كار ت هاى بازرگانى تنها به نام زنان و به كام مردان است. فاطمه نژاد بهرام، معاون فرماندار تهران و طراح طرح حمايت از زنان تاجر در اين باره مى گويد: «سهم توليد زنان همواره محدود بوده است.

 

تجارت زنان همواره يا در قالب خانواده بوده و يا زير نظر خانواده و از اين حيث چون توليد درآمدشان براى خانواده بوده در همان حد نيز باقى مانده است.» وى مى افزايد: «تعداد واقعى زنان به يقين كمتر از ارقام اعلام شده است چه علت بسيارى از ناميده شدن كارت ها به نام زنان به دليل نبود امكان دريافت اين كارت توسط مردان بوده است. اطلاعاتى داريم كه بسيارى از كارت هاى بازرگانى كه به نام زنان صادر شده است تنها در همين حد براى آنها كارايى دارد و استفاده واقعى را برادران، همسران و پدران آنها مى برند.» نژاد بهرام كه معتقد است فعاليت زنان يك سرمايه بكر است كه اگر بتوان از آنها استفاده درست كرد قرين موفقيت خواهد شد مى افزايد: «ما بايد با اقداماتمان براى ورود و گسترده شدن فعاليت اين زنان تسهيلات ايجاد كنيم و اين طرح نيز در راستاى برداشتن موانع و اطلاع رسانى به علاقه مندان خانم است براى وارد شدن به حوزه تجارت.»

 

طرح حمايت از تاجران زن ايرانى در سه مرحله حساس سازى، اطلاع رسانى و الگوسازى انجام خواهد شد كه بنا بر گفته هاى معاون فرماندار تهران مرحله حساس سازى آن آغاز شده و با موفقيت همراه بوده است. «از چندى پيش وزارت بازرگانى و اتاق بازرگانى تهران نيز كمابيش علاقه مندى خود را نسبت به اجراى اين طرح نشان داده اند.» برقرارى اولين بانك اطلاعات زنان تاجر، ورود به دومين مرحله از اجراى طرح كاغذى است. يك بانك اطلاعاتى كه قرار است اطلاعات مربوط به مشخصات كارى، حوزه فعاليت تجارى، سوابق و مشكلات زنان را جمع آورى، تحليل و با مطرح كردن در كار گروه هاى مخصوص نسبت به رفع آنها اقدام كند. به همين منظور زنان هم اكنون هر پانزده روز يك بار جلسه اى را برگزار مى كنند. جلساتى كه هر چند شكلى به خود نگرفته است اما تا همين حد نيز خيلى «خوب» توصيف مى شود.

 

وحيده اكبرى وارد كننده ماشين آلات بسته بندى به ايران و يكى از حاضران در اين جلسه مى گويد: «مشكلات تجار زن با مرد چندان فرقى ندارد تنها تفاوت ما با آنها در برقرار كردن ارتباط با بازار است كه مشكل تر است.» وى معتقد است: «مردان مشكلات خود را به دليل جنس بازار راحت تر رفع مى كنند تا من به عنوان يك زن». «در مورد مشكلات خانم ها فقط با زبان قانون سخن گفته مى شود اما براى رفع مشكل مردان همواره هزار توجيه و راه فرار وجود دارد». «اگر هم كمكى به ما مى شود از سر دلسوزى است كه براى من به عنوان يك تاجر هرگز پسنديده نيست.»

 

اكبرى كه هنوز هدف اصلى اين جلسات را مبهم مى داند، مى گويد: «اميدوارم اين طرح بتواند براى ما زنان هم در سازمان ها و مراكز مربوط به كارمان دوستانى ايجاد كند تا مجبور نباشيم به خاطر حل مشكلاتمان فقط با مردان مواجه شويم.»

 

نگاه نجمه كرمى، مدير شركت هنگامه پوش نيز خوشبين است. او معتقد است: «عرف جامعه هنوز زن تاجر را نمى پذيرد.» و «عرف بازار نيز متاثر از همين مسئله براى آقايان تسهيلات بيشترى را ايجاد مى كند تا براى يك زن.» توليد كننده با سابقه پوشاك و جهيزيه كه تاكنون از چنين طرحى خبر نداشته معتقد است: «در اين طرح بايد جنبه هاى حمايتى در نظر گرفته شود. از نظر عرفى نيز شرايط كار فراهم شود تا ما نيز بتوانيم در يك فضاى برابر به رقابت بپردازيم.» زنان تاجر تهران در حالى از اين طرح حمايت مى كنند كه هيچ كس در فرماندارى به تعريف جامعى از مفهوم «تاجر» دست نيافته است و هر چند طرح نام «زنان تاجر» را يدك مى كشد اما جلسات ۱۵ روزه گاه با حضور صنعتگران و گاه مديران دولتى و فعالان عرصه هاى اجتماعى آغاز و پايان مى يابد. نژاد بهرام تاجر را «آن كه با اتكا به سرمايه هاى خود اقدام به مبادله و كسب سود مى كند» تعريف مى كند و زينب تنها، تاجر را «هر كسى كه كار مى كند». وحيده اكبرى نيز معتقد است: «تعريف روشنى هنوز مشخص نيست، آيا در اين طرح بايد زنان صنعت گر مورد توجه قرار بگيرند يا مسئولان و ديگر زنان نيز در نظر گرفته شوند.»

مسئولان استانى ايران در حالى در تلاش براى حمايت از تاجران زن از طريق برگزارى سمينار، همايش و يا تاسيس بانك اطلاعات هستند كه چندى پيش افغانستان با درك درست از شرايط، اين طرح را اجرا كرده بود. همچنان كه كشورهاى حاشيه خليج فارس از دو سال پيش حمايت از زنان تاجر را در دستور كار خود قرار داده بودند. ايران نيز در حركت است.

 

 

تامين اجتماعى زنان كنگو با كلينيك هاى حقوقى

منبع: Choises - ترجمه سينا برجيان - شرق: لوتايا آگنس سيندا، زمانى كه همسرش در ۱۹۹۹ درگذشت زنى ۶۵ ساله، خانه دار و مادر هفت فرزند بود. طبق قوانين تامين اجتماعى در كنگو مقررى ساليانه خانم سيندا ۴۰۴ دلار بود اما وى به رغم ملاقات هاى بسيارى كه با مقامات سازمان تامين اجتماعى كنگو در بورئو انجام داد (جايى كه مطابق قانون وظيفه پرداخت مقررى به افراد فقير و بى سرپرست دارد) موفق به دريافت اين مبلغ نشده بود. به مدت چهار سال تنها راه تامين هزينه زندگى سيندا كمك هاى ماهيانه فرزند و بستگان نزديكش بود. سيندا روزى در كليسا درباره كلينيك حقوقى كمك به افراد مستمند اطلاعاتى به دست آورد. اين كلينيك يكى از چند موسسه اى بود كه دفاتر خود را در كليسا ها و مراكز فروش برازاويلا مستقر كرده اند و به ارائه خدمات رايگان اجتماعى و مددكارى از طريق برنامه حمايتى برنامه عمران ملل متحد (UNDP) با عنوان «عدالت و حقوق بشر» مى پردازند.

 

اين برنامه با مشاركت وزارت دادگسترى كنگو صورت مى گيرد. علاوه بر خدمات رايگان اجتماعى و دستگيرى از مستمندان اين كلينيك ها يارى گر دولت در جمع آورى مستندات و اطلاعات بوده و نقش مهمى در بالا بردن سطح آ گاهى هاى فردى نسبت به حقوق قانونى، آموزش، ميانجيگرى داشته اند و به حمايت قانونى از زنان و كودكانى كه قربانى خشونت هستند مى پردازند.

 

ارتقاى مقررات قانونى و حقوقى كشور، بررسى كمبود ها و نقيصه هاى اجتماعى در موسسات و سيستم قضايى و دادگسترى از ديگر اهداف كلينيك هاى حقوقى است. اين كلينيك ها آهسته آهسته «شناسايى نهادى» خود را به دست آورده اند و توانسته اند اعتماد مردم و مسئولان را به خود جلب كنند. نخستين شاهد اين مدعا، دادگاه عالى برازاويلا است كه نتايج رويه قضايى كه به وسيله سرويس هاى ميانجيگرى كلينيك هاى حقوقى داير در شهر پياده شده را تصديق كرده است. مارس ۲۰۰۳ زمانى كه خانم سيندا در جست و جوى خدمات رايگان اجتماعى و مشاوره حقوقى در كلينيك بود، با لوپر تينود ماهونگو روبه رو شد.

 

آقاى ماهونگو تمامى حقايق موضوعى را شنيده سپس به جمع آورى مستندات حقوقى و حمايتى براى گشودن پرونده پرداخت. ماهونگو به مانند تمامى مددكاران حقوق كلينيك، عضو موسسه حقوقدانان جوان برازاويلا است؛ افرادى كه داراى مدرك حقوق هستند اما به استخدام دولت درنيامده اند. وى به مدت ۲ سال در شاخه دسترسى هاى حقوقى كار كرده است. پس از ۶ ماه مذاكره با رئيس اداره «سينيور سيتيزن» و صندوق تامين اجتماعى، سيندا توانست مقررى خود را دريافت كند. به علاوه وى ۹۵۰ دلار مقررى به تعويق افتاده اش در طول سه سال را دريافت كرد. از آن پس تاكنون وى زنان بيوه بسيارى را به اين كلينيك راهنمايى كرده است.