زنان - پنج شنبه 31 ارديبهشت 1383- 20 مه  2004

 

 

 

دختران‌ چيني‌ براي‌ فروش‌ به‌ دوبي‌ قاچاق‌ مي‌شوند

اعتماد - يك‌ دختر چيني‌ توسط‌ قاچاقچيان‌ انسان‌ به‌ تهران‌ فرستاده‌ شده‌ بود تا به‌ دوبي‌ پرواز كند. اين‌ دختر چيني‌ كه‌ «اونجو» نام‌ دارد با يك‌ گذرنامه‌ جعلي‌ به‌ ايران‌ پرواز كرده‌ بود كه‌ توسط‌ ماموران‌ در فرودگاه‌ مهرآباد دستگير شد و به‌ شعبه‌ دوم‌ بازپرسي‌ دادسراي‌ فرودگاه‌ انتقال‌ يافت‌. دختر چيني‌ گفت‌: تصميم‌ داشت‌ با گذرنامه‌ جعلي‌ به‌ دوبي‌ سفر كنم‌.چون‌ «اونجو» جز چيني‌ به‌ زبان‌ ديگري‌ آشنايي‌ نداشت‌، بازپرس‌ دستور داد يك‌ مترجم‌ در دادگاه‌ حضور يابد. اين‌ دختر تا معرفي‌ يك‌ مترجم‌ از طرف‌ سفارت‌ چين‌، مدت‌ دوماه‌ بلاتكليف‌ در بازداشتگاه‌ بسر برد تا اينكه‌ با حضور مترجم‌ در دادگاه‌، بازجويي‌ از او انجام‌ گرفت‌. قاضي‌ دادگاه‌، اين‌ دختر را به‌ دو ماه‌ حبس‌ و پرداخت‌ جريمه‌ محكوم‌ كرد و چون‌ مدت‌ دو ماه‌ در بازداشت‌ بود ترتيب‌ اخراج‌ وي‌ از ايران‌ داده‌ شد.

آقاي‌ «لي‌» مترجم‌ سفارت‌ چين‌ در تهران‌ به‌ خبرنگار ما گفت‌: «باندهاي‌ قاچاق‌ انسان‌ در چين‌، دختران‌ را با جعل‌ مدارك‌ از طريق‌ ايران‌ به‌ كشورهاي‌ عربي‌ مي‌فرستند و از اين‌ طريق‌ دختران‌ چيني‌ را با پول‌هاي‌ كلاني‌ به‌ ثروتمندان‌ عرب‌ مي‌فروشند.»

 

چرا به‌ زنان‌ كارمند جفا مي‌شود؟

اعتماد - علي‌ اكبر فرقاني‌

مشكلات‌ اقتصادي‌ و به‌ تبع‌ آن‌ هزينه‌هاي‌ سرسام‌ آور زندگي‌ از يك‌ طرف‌ و تجملگرايي‌، چشم‌ وهم‌ چشمي‌ و احساس‌ استقلال‌ مالي‌ داشتن‌ از طرف‌ ديگر، از جمله‌ عواملي‌ است‌ كه‌ باعث‌ شده‌ تعداد بي‌شماري‌ از خانمها همپاي‌ آقايان‌ در سازمانها، ادارات‌ و شركت‌هاي‌ دولتي‌ و خصوصي‌، كارگاهها و حتي‌ در مغازه‌ها به‌ عنوان‌ كارمند و فروشنده‌ كار كنند.

صبح‌ زود كه‌ براي‌ عزيمت‌ به‌ محل‌ كار، از منزل‌ خارج‌ مي‌شويم‌، مي‌بينيم‌ مردم‌، بخصوص‌ خانم‌ها، چگونه‌ با شتاب‌ بسيار و نگراني‌ و اضطراب‌ براي‌ استفاده‌ از سرويس‌ اياب‌ و ذهاب‌ ادارات‌ و يا اتوبوس‌ شركت‌ واحد، مترو و ديگر وسايل‌ نقليه‌ مطمئن‌ و براي‌ زودتر رسيدن‌ به‌ محل‌ كار، در تكاپو هستند.

در اين‌ ميان‌، برخي‌ از خانم‌هاي‌ شاغل‌، فرزندان‌ معصوم‌ خود را كه‌ در حسرت‌ خوابند، با خود به‌ همراه‌ دارند و بيشتر آنان‌ كه‌ در سازمان‌ها و ادارات‌ داراي‌ امكانات‌، مشغول‌ كار هستند، كودك‌ خود را به‌ مهدهاي‌ كودك‌ آن‌ واحدها مي‌سپارند و برخي‌ ديگر كه‌ از اين‌ گونه‌ امكانات‌ بي‌بهره‌اند، بخاطر مشكلات‌ مالي‌، اقتصادي‌، دلبندان‌ خود را به‌ مادربزرگ‌ و خاله‌ و... مي‌سپارند كه‌ در اين‌ راستا، حداقل‌ اين‌ زيان‌ را دارد كه‌ كودكان‌ دچار كمبود خواب‌، كمبودهاي‌ عاطفي‌، محبت‌ و... مي‌شوند. بدتر از همه‌ اينكه‌ برخي‌ از خانم‌ها اصلا علاقه‌يي‌ به‌ كار كردن‌ در خارج‌ از منزل‌ ندارند، اما به‌ علت‌ سختگيري‌هاي‌ شوهران‌ خود، مجبور به‌ كار كردن‌ در خارج‌ از منزل‌ و پرداخت‌ تمام‌ و كمال‌ حقوق‌ ماهيانه‌ به‌ همسران‌ خود هستند. متاسفانه‌، در كمال‌ ناباوري‌، چنين‌ آقاياني‌، همسران‌ خود را فقط‌ بخاطر پول‌، درآمد آنها و كمك‌ و مساعدتي‌ كه‌ در اقتصاد خانواده‌ بر عهده‌ دارند، مي‌خواهند تا بتوانند در مجموع‌ با استفاده‌ از اندوخته‌هاي‌ همسر كارمند خود، زندگي‌ تقريبا بهتر و راحت‌تري‌ داشته‌ باشند! ولي‌ آيا اين‌ كار كه‌ خود جاي‌ بحث‌ و بررسي‌ دارد، بايد به‌ قيمت‌ آزار و ايجاد نارضايتي‌ همسران‌ آنان‌ باشد؟! خانم‌هايي‌ كه‌ در طول‌ روز، خارج‌ از منزل‌ كار مي‌كنند، به‌ علت‌ مشغله‌ كاري‌ و بخصوص‌ آنهايي‌ كه‌ با كارهاي‌ حساس‌تر و سنگين‌تري‌ روبرو هستند، دچار تنش‌هاي‌ عصبي‌ در محيط‌ كار و منزل‌ مي‌شوند. در اينجا وظيفه‌ مردان‌ به‌ عنوان‌ مديران‌ خانه‌ اين‌ است‌ كه‌ با يكسري‌ از واقعيت‌ها كنار آمده‌ و با آگاهي‌ و شناخت‌ از روحيات‌ جسمي‌ و رواني‌ همسر خود وي‌ را بهتر درك‌ كنند و پي‌ به‌ مشكلات‌ و سختي‌هاي‌ كار آنان‌ ببرند و خداي‌ نكرده‌، از زن‌ فقط‌ بخاطر پول‌ و يا رفع‌ كمبودهاي‌ اقتصادي‌ و يا هواي‌ نفساني‌ استفاده‌ نكنند. مي‌توان‌ با توافق‌ و تفاهم‌ و با احساس‌ دلگرمي‌ بيشتر زن‌ را به‌ كارهاي‌ نه‌ چندان‌ شاق‌ گماشت‌ و از درآمد حاصل‌ از دسترنج‌ خود، زندگي‌ شرافتمندانه‌ و آبرومندانه‌يي‌ به‌ دور از هر گونه‌ تجملگرايي‌ و چشم‌ و هم‌ چشمي‌ داشت‌ و نقشه‌ زندگاني‌ توام‌ با نشاط‌ و شادابي‌ بيشتر براي‌ خود ترسيم‌ كرد،

ان‌ شاء الله‌.

 

هنجارهاي فرهنگي خشونت عليه زنان

ليلا شعباني‌چوبه -كارشناس پژوهش علوم اجتماعي

وقايع اتفاقيه - پنج شنبه 31 ارديبهشت 1383- 20 مه  2004

 

آثار خشونت عليه زنان در ايران را بايد در مجموعه‌اي به هم تنيده از انواع خشونت‌هاي خانگي، اجتماعي، فرهنگي سياسي و ديني جست‌وجو كرد. در جهان‌بيني ايراني، كمال انساني و عقلي در جنس مرد تجلي پيدا كرده است. در فرهنگ ما هنوز بسياري از مردان به زن به عنوان انساني كه داراي احساسات و عواطف است و حق انتخاب دارد نگاه نمي‌كنند بلكه به عنوان يك كالا مي‌نگرند كه بايد او را مانند هر كالاي ديگري به دست آورد و براي رسيدن به مقصود حتي مي‌توان متوسل به خشونت شد. نمونه‌هاي بسيار زيادي از اينگونه نگرش‌ها به زن در فرهنگ شفاهي و مكتوب ايران و جهان وجود دارد كه اينجا به برخي از آنان اشاره مي‌شود:

- اصطلاح «گربه را دم حجله بايد كشت» كه اشاره به رفتار خشونت‌آميز و مطيع كردن زن از همان ابتداي زندگي دارد.

- اصطلاح ديگر «زن‌ذليل» است كه صفت تحقيرآميز براي مرداني است كه به نظرات همسر خود احترام مي‌گذارند تا او را به رفتار آمرانه با همسرش برانگيزانند.

اصطلاحات و ضرب‌المثل‌هايي كه در فرهنگ شفاهي ما رايج است دهان به دهان مي‌چرخد و حاصل پيام خشونت نسب به زنان و ترغيب مردان به انجام آن مي‌باشد. (كار، 43:1379).

در متون فرهنگي ما نيز اين موارد به وفور وجود دارد، بعضي از آنها عبارتند از:

- زن و اژدها هر دو در خاك به / جهان پاك از اين هر دو ناپاك به (شاهنامه)

اين متن چه از فردوسي باشد و چه از ادبيات دخيل در شاهنامه، نمودار انديشه مردسالارانه و كوبنده زن در ادبيات اين سرزمين است.

- زن چو مار است، زخم خود بزند/ بر سرش نيك زن كه بد زند (دهخدا، 1357، ج2: 923)

زن چون بيرون رود بزن سختش/ خودنمايي كند بكن رختش

ور كند سركشي هلاكش كن/ آب رخ مي‌برد به خاكش كن

زن چو خامي كند بجوشانش/ رخ نپوشد كفن‌بپوشانش (همان، ج2: 923)

زن از پهلوي چپ شد آفريده/ كس از چپ راستي هرگز نديده (همان، 921)

زنان را همين بس بود يك هنر/ نشينند و زايند شيران نر (همان، 920)

- زن ناقص‌العقل است. (همان، 926)

- اسب و زن و شمشير وفادار كه ديد؟ (همان، ج 3 و 4: 169)

توضيح: زن در ذات خود خائن است و بايد مهارش كرد. بنابراين باورهاي غلطي چون زن نماينده شيطان است با مسائل خرافي تركيب شده و به صورت باورهاي فرهنگي درآمده است.

در ادبيات غربي نيز ما شاهد اينگونه انگاره‌هاي فرهنگي در مورد زنان مي‌باشيم چنانچه براساس عهد عتيق و عهد جديد، «مرد از زن ساخته نشده، بلكه زن از مرد ساخته شده؛ مرد در برابر چشم زن خلق نشده، بلكه زن در برابر چشم مرد آفريده شده» و در جاي ديگر؛ «همانگونه كه كليسا مطيع مسيح است، زن‌ها نيز در تمام امور بايد مطيع شوهران خود باشند». ترتولين مي‌نويسد: «زن، تو دروازه شيطاني. تو آن كس را كه شيطان جرأت نداشت از روبه‌رو مورد حمله قرار دهد مجاب كردي. به سبب تو بوده كه پسر خدا ناگزير به مردن شد؛ تو بايد پيوسته جامه سوگ و ژنده به تن داشته باشي».

آمبرواز قديس: «آدم را حوا به گناه سوق داد نه حوا را آدم. شرط عدالت است كه زن، كسي را كه به سوي گناه رهنمون شده، به منزله فرمانروا بپذيرد».

و ژان كريسوستوم قديس: «در ميان تمام جانوران وحشي، زيان‌بارتر از زن وجود ندارد». توماي قديس: «مرد، سر زن است، همانگونه كه مسيح سر مرد است». (دوبووار، 1379: 159).

آگوستين قديس مي‌گفت: «زن حيواني است كه نه استحكام رأي دارد ونه استواري». (دوبووار، 1379: 168).

در آثار هزيود ديده مي‌شود: «آنكه به زني اعتماد مي‌ورزد به دزدي اعتماد مي‌ورزد».

پريكلس مي‌گويد: «بهترين زنان آن است كه مردان هرچه كمتر از او سخن بگويند». ارسطو تأكيد مي‌ورزد: «برده كاملاً محروم از آزادي رها شدن است، زن اين آزادي را دارد ولي ضعيف و غيرمؤثر است». (دبووار، 1379: 149).

در آثار سيمون دوبووار گاهي مي‌خوانيم: «زنان بزرگترين بدي هستند كه خدا آفريده است. زن‌ها گاهي مفيد به نظر مي‌رسند و ديري نمي‌گذرد كه به دغدغه‌اي براي اربابان خود بدل مي‌شوند».

در نوشته‌هاي هيپوناكس: «در زندگي دو روز است كه زنتان شما را شاد مي‌كند: روز عروسي‌اش و روز تدفينش».

مآندار مي‌نويسد: «در روي زمين و در دريا بسيار غولان وجود دارند، ولي بزرگترين آنها باز هم زن است. زن، رنجي است كه انسان را رها نمي‌كند». (دوبووار، 1379: 150).

در آثار نيچه لطايف زيادي در مورد چگونگي نگاه به زن ديده شده است. از جمله هفت لطيفه در مورد زنان.

- وقتي مردي به زانو در مي‌آيد، خستگي ديرينه درمي‌رود!

- دريغا كه سن و سال و افزايش علم به عفت ضعيف قوتي مي‌دهند.

- جامه سياه و سكوت برازنده هر زني است.

- از اين بخت بلند كه نصيبم شد شكرگزار چه كسي باشم به خدا و آرايشگرم

- جوان: گناهي گل آراسته. پير: اژدهايي برون تاخته

- چه اسمي و چه رسمي، چه قد و قامتي، چه مردي! كاش مال من بود!

- سخن كوتاه و معني بلند: زمين لغزان مر ماده خران را!

در آثار نيچه آمده: مردان تاكنون همچون پرندگاني رفتار كرده‌اند كه از بلندي‌هاي ناشناس به سوي ايشان راه گم كرده باشند: همچون چيزي لطيف‌تر، آسيب‌پذيرتر، وحشي‌تر، غريب‌تر، دلنشين‌تر، حساس‌تر اما چيزي كه در قفس بايد كرد مبادا كه بگريزد. (نيچه، 1379: 211).

در بسياري موارد خشونت عليه زنان را به كمك آداب و رسوم و سنت‌هاي غلط توجيه مي‌كنند. به نمونه‌هايي از اين آداب و رسوم محلي كه در نقاط مختلف ايران اعمال مي‌شود مي‌پردازيم:

-چنانچه زني عمل خلاف عفت مرتكب شود و با مردي رابطه آزاد جنسي برقرار كند به دست افراد ذكور خانواده (برادر در الويت است) به قتل مي‌رسد.

-اگر مردي از مردان يك قبيله، مردي از يك قبيله ديگر را به قتل برساند، براي ختم نفاق و خصومت، پنج زن از قبيله جاني به عقد نكاح پنج مرد از قبيله مقتول درمي‌آيند (خون‌بس) در جريان اين مراسم پنج زني كه توسط شيوخ انتخاب مي‌شوند حق اعتراض ندارند. (كار، 1379: 41)

در بين تركمنان رسم است كه گاهي مردي 50 ساله با دختري 12 ساله ازدواج مي‌كند زيرا زن بيوه به دليل آشنايي با فن قالي‌بافي و تجربه بيشتر، از قيمت (مهريه) بيشتري برخوردار است. به همين دليل مردان مسن گاهي دختران جوان را به عنوان همسر دوم يا سوم انتخاب مي‌كنند. در مواردي نيز دختران جوان با تراكتور، گاو و گوسفند مبادله شده كه بدترين نوع بي‌حرمتي به زنان در آن منطقه است. (همان 420).

يكي از رسم‌هاي ديگر كه نشانگر رابطه مالكانه مرد بر زن است، همان خواستن شيربها از خواستگار است كه در بعضي نقاط از جمله مناطق كردنشين غرب رايج مي‌باشد.

وجود اينگونه آداب و رسوم غلط فرهنگي، زمينه را براي انجام انواع خشونت‌هاي فيزيكي، رواني، جنسي و... عليه زنان و پذيرش آن را فراهم كرده است.

منابع:

1-كار، مهرانگيز-1379-پژوهش درباره خشونت عليه زنان در ايران

2-نيچه-فريدريش-1379-فراسوي نيك و بد، آشوري، داريوش

3-دوبووار، سيمون-1380-جنس اول

4-دهخدا-علي‌اكبر-1373-لغت‌نامه دهخدا جلد 2-تهران

 

جزئيات و اهداف پرداخت وام به زنان خياباني

خبرنگار اجتماعي وقايع اتفاقيه- آزاده اكبري:

زنان خياباني كه در مراكز بهزيستي بازپروري شده‌اند در صورت واجد شرايط بودن معادل يك تا 3 ميليون تومان وام اشتغال دريافت مي‌كنند.

معتمدي، مديركل دفتر امور آسيب‌ديدگان اجتماعي از اينكه در اين مورد از او سؤال مي‌كنيم، تعجب مي‌كند: «تقريباً 6 سال است كه اين طرح اجرا مي‌شود. فقط هم شامل زنان خياباني نيست. تمام آسيب‌ديدگان اجتماعي مانند كودكان خياباني، زنان مطلقه و... مي‌توانند از آن استفاده كنند».

در حدود 2000 زن خياباني در كشور ساماندهي مي‌شوند. معتمدي اين ساماندهي را به دو حالت سرپايي و طولاني‌مدت تقسيم مي‌كند. سرپايي بودن به اين معناست كه زن شناسايي مي‌شود و يك يا دو روز در مراكز نگهداري مي‌شود. اما بعضي از اين زنان نزديك به 6 ماه در مراكز بازپروري مي‌مانند. اين زنان توسط نيروي انتظامي و يا گشت‌هاي سيار بهزيستي از سطح خيابان‌ها جمع‌آوري شده و به مراكز معرفي مي‌شوند.

البته وام اشتغال مستقيماً به زنان خياباني تعلق نمي‌گيرد. بلكه كارفرماهايي كه تقاضا كنند و بهزيستي در مورد آنها مطمئن باشد، اين وام را دريافت مي‌كنند و ضمانت مي‌دهند كه اين زنان را به كار بگيرند.

تمامي اين مراحل زير نظر مددكاران بهزيستي صورت مي‌گيرد و بسياري از اين زنان هم تا مدت‌ها از خدمات مددكاري استفاده مي‌كنند تا زمينه بازگشت مجدد آنها به خيابان فراهم نشود. معتمدي در اين باره مي‌گويد: «فقر و نياز شديد مالي باعث مي‌شود كه 50درصد از اين زن‌ها دوباره به خيابان برگردند. ما معتقديم حرفه‌آموزي باعث مي‌شود اين روند كندتر يا متوقف شود. البته ما نمي‌توانيم بيشتر از 10درصد را شاغل كنيم چون بودجه بيشتري نياز است».

با توجه به حساسيت فوق‌العاده اين طرح به نظر مي‌رسد نظارت‌هاي شديدي بر اجراي آن لازم باشد. كافي است كه چنين مبلغي در جهت تشديد آسيب اجتماعي به كار گرفته شود. مديركل دفتر آسيب‌ديدگان اجتماعي هم بر اين حساسيت تأكيد دارد: «براي اينكه بتوانيم جلوي سوءاستفاه را بگيريم فقط به زنان مراكز بازپروري خودمان وام مي‌دهيم و چون خود شخص هم نمي‌تواند با يك يا 3 ميليون تومان كاري ايجاد كند وام را به كارفرماهايي كه كارگاه دارند مي‌دهيم».

معتمدي رشد آسيب‌هاي اجتماعي را 15درصد اعلام مي‌كند و راه‌هاي ديگر براي جلوگيري از بازگشت زنان خياباني به سطح شهر را ازدواج، ايجاد اشتغال و خدمات مددكاري مي‌داند. تاكنون بيش از 200 نفر از زنان خياباني در كارگاه‌ها استخدام شده‌اند و يا وام خوداشتغالي دريافت كرده‌اند.

معتمدي مي‌گويد: «اين زن‌ها مراحل بازپروري را با موفقيت طي كرده‌اند. ما مطمئنيم آنها پاك شده‌اند».

 

وكيل مدافع متهم به قتل زهرا كاظمي: ان‌شاءالله موكلم تبرئه خواهد شد

وقايع اتفاقيه: پنج شنبه 31 ارديبهشت 1383- 20 مه  2004

 

در حالي‌كه گروه وكلاي مدافع خانواده زهرا كاظمي اعلام كردند شيرين عبادي قطعاً در جلسه رسيدگي به اين پرونده حاضر خواهد شد و دفاع از اولياي دم زهرا كاظمي را شخصاً به عهده خواهد داشت، وكيل مدافع تنها متهم پرونده اظهار اميدواري كرد موكلش تبرئه شود.

قاسم شعباني، وكيل مدافع محمدرضا-الف، متهم به قتل غيرعمد زهرا كاظمي، در گفت‌وگو با خبرنگار وقايع اتفاقيه گفت: من در دادگاه قاطعانه از موكلم دفاع خواهم كرد. مطمئنم كه موكل من نه مرتكب قتل عمد شده و نه قتل شبه‌عمد و ان‌شاءالله تبرئه خواهد شد.

 

وكيل متهم كه كارمند رسمي وزارت اطلاعات است، پايه دفاع خود را نقد كيفرخواست صادره عليه موكلش دانست و گفت: «با اطلاعاتي كه در پرونده وجود دارد و اطلاعاتي كه به دادگاه خواهيم داد، به قاضي پرونده كمك خواهم كرد تا حق را احيا و باطل را نابود كند».

اما محمدعلي دادخواه از اعضاي گروه وكلاي مدافع خانواده زهرا كاظمي، با فاقد صلاحيت دانستن دادگاه عمومي براي رسيدگي به اين پرونده گفت: با عنايت به اينكه تمام قرائن و شواهد حاكي از يك قتل عمد يا شبه‌عمد است، بايد رسيدگي با مقدمات قتل عمد صورت گيرد. مضافاً شرايط و اوضاع و احوال متهماني كه دادسرا آنها را احضار كرده، شائبه قتل عمد را تأكيد مي‌كند. بدين‌ترتيب پرونده بايد به دادگاه كيفري استان برود.

 

با شرايط موجود، رسيدگي به شكلي كه در جريان است، با توجه به موازين آيين دادرسي فاقد وجاهت است.

وي در مورد تأثير تغيير قاضي پس از برگزاري يك جلسه دادرسي و قرائت كيفرخواست گفت: «ما به صلاحيت دادگاه ايراد داشتيم نه صلاحيت قاضي. البته علت تغيير قاضي براي ما روشن نيست. در هر حال مشي قضات با يكديگر متفاوت است و هر قاضي بر مبناي مشي خود عمل مي‌كند، در هر حال با توجه به صراحت قانون اساسي و قانون آيين دادرسي بايد موازيني را كه قانونگذار تعيين كرده، ملاك دانست».

وي افزود: در دادرسي كيفري اولين منبع قانون است وبايد قاضي توجه كند كه قانون چه ضوابطي را تعيين كرده است. ما معتقديم كه بايد به اين ايرادها توجه شايسته و قانوني شود.

عضو كانون مدافعان حقوق بشر تصريح كرد: حق اين است كه با توجه به حساسيت جهاني نسبت به اين پرونده، دقيقاً بر اصول دادرسي پايداري كنيم تا تمام ناظران بين‌المللي دريابند كه آنچه در دادگاه مي‌گذرد اصول آمره قانون اساسي و قانون آيين دادرسي است.

برخلاف محمدعلي دادخواه، قاسم شعباني معتقد است پرونده قتل زهرا كاظمي، فاقد اهميت بوده و يكي از هزاران پرونده‌اي است كه در دستگاه قضايي مورد رسيدگي قرار مي‌گيرد.

وي گفت: اصولاً در دستگاه قضايي نبايد اهميت بيشتر يا كمتري براي پرونده‌ها قائل شويم و بايستي همه پرونده‌ها در روال و با توجه به موازين قضايي رسيدگي شوند. البته اگر قضات بيطرفي‌شان را رعايت كنند، هيچ دو پرونده‌اي شبيه به هم نيستند.

شعباني با اشاره به ردصلاحيت دادگاه توسط وكلاي مدافع اولياي دم گفت: بر اساس كيفرخواست صادره، دادگاه اعلام كرده كه قتل شبه‌عمد است و نظر بر صلاحيت دادگاه جنايي داشته اما اگر وكلاي اولياي دم به صلاحيت دادگاه اعتراض كنند، در دومين جلسه دادرسي، دادگاه ابتدا به بحث تعيين صلاحيت رسيدگي كرده و در صورت تأييد صلاحيت خود وارد دادرسي پرونده خواهد شد.

در همين حال خبرگزاري ايرنا به نقل از رئيس كل دادگستري استان تهران اعلام كرد: پرونده مرگ «زهرا كاظمي» خبرنگار ايراني‌تبار كانادايي، روز 27 تيرماه امسال در مجتمع ويژه جنايي تهران مورد رسيدگي قرار خواهد گرفت.

عباسعلي عليزاده گفت: مقدمات رسيدگي به اين پرونده از جمله تحقيقات و امور كارشناسي و بازپرسي آن فراهم شده است و پرونده براي رسيدگي مشكلي ندارد.

وي خاطرنشان كرد: «به پرونده مرگ زهرا كاظمي طبق قوانين جمهوري اسلامي ايران رسيدگي مي‌شود و دستگاه قضايي كه مجري قوانين قضايي است، سعي دارد عدالت كامل در رسيدگي به آن رعايت شود».

رئيس كل دادگستري تهران با بيان اينكه «اصل بر اين است كه دادگاه مذكور به طور علني برگزار شود»، گفت: «تشخيص علني يا غيرعلني بودن اين دادگاه به عهده رياست دادگاه رسيدگي‌كننده است و تاكنون در اين مورد چيزي اعلام نشده است».

وي در عين حال گفت كه «به نظر مي‌رسد دادگاه، بصورت علني برگزارشود». عليزاده افزود: درصورتي كه دادگاه علني برگزار شود، بطور طبيعي شركت همه آزاد خواهد بود.

زهرا كاظمي 54 ساله، روز دوم تيرماه سال 82 در پي تصويربرداري از تجمع گروهي از خانواده‌هاي زندانيان، در مقابل زندان اوين، دستگير شد.

وي 19 تيرماه بخاطر آنچه كه «اصابت جسم سخت به سر و يا برخورد سر به جسم سخت و شكستگي جمجمه» اعلام شد، در بيمارستان بقيه‌‌الله‌الاعظم درگذشت.

سيد محمد خاتمي رئيس‌جمهوري 22 تيرماه دستور تشكيل كميته‌اي مركب از وزيران ارشاد، كشور، اطلاعات و دادگستري را براي رسيدگي به اين موضوع صادر كرد.

اولين جلسه دادگاه زهرا كاظمي 15 مهرماه پارسال برگزار شد.

در ارتباط با اين پرونده، پنج نفر از سوي دادسراي جنايي بازداشت شده بودند كه بعداً از چهارتن از آنان رفع اتهام شد و تنها يك نفر به قتل شبه‌‌عمد متهم شد. محمدرضا-الف پس از برگزاري اولين جلسه دادگاه با قرار 40 ميليون تومان وثيقه آزاد شد.