بازگشت به صفحه اول

 

زنان - شنبه 26 ارديبهشت 1383- 15 مه  2004

 

 

 

احداث پارك زنانه ، سياست راهبردي شوراي شهر مشهد !

ايلنا ، 26 ارديبهشت 83 :

صديقه قنادي، عضو شوراي شهر مشهد گفت : 40 درصد بوستانهاي مشهد به زنان اختصاص مي يابد.

وي در مراسم بهره برداري از نخستين پارك زنان گفت : اختصاص بخشي از بوستان‌ هاي محلي به زنان اين مكان را به زنان خواهد داد تا در محيطي امن ، سالم ، با نشاط به برنامه هاي فرهنگي، هنري، و ورزشي بپردازند.

قنادي از تدوين سياستهاي راهبردي حمايت از زنان در بخشهاي مختلف شهري خبر داد و گفت : احداث بوستان نيز از جمله سياستهاي راهبردي شوراي اسلامي شهر مشهد بوده است .

 

تصاويري از فمينيسم ايراني

سايت زنان ايران - ترجمه ليلا موري

leilamouri@yahoo.com

 

ركسانا بهرامي تاش و هما هودفر فيلم دايره به كارگزداني جعفر پناهي_ كه برنده جشنواره فيلم كن در سال 1995براي بادكنك سفيد شده بود_ را مرور ميكنند.

 [ ركسانا بهرامي تاش عضو هيئت علمي انستيتوي سيمون دوبوار در دانشگاه كنكورديا و دستيار محقق در انستستوي مطالعات اسلامي مك گيل است.هما هودفر استاد مردم شناسي در دانشگاه كنكورديا و عضو هيئت موسسه يك سازمان بين المللي به نام ، زناني كه تحت قوانين اسلام زندگي مي كنند، مي باشد. اين سازمان مباحث حقوق زنان كشورهاي مسلمان را موردبررسي قرار مي دهد.]

 

يكي از بزرگترين چالشها براي امثال ما كه دروس مربوط به مسائل زنان را آموزش مي دهيم مبارزه با كليشه هاي غربي در مورد زنان مسلمان است. چيزي كه در اعماق فكر دانش آموزان ما ريشه دوانده است.

 

فيلم دايره كه با حرارت بسيار توسط” گازت” و ديگز رسانه هاي مونترآل مورد توجه قرار گرفت فقط اين كليشه ها را قوت مي بخشد و در عوض با نام فمينيسم عقايد نژادپرستانه را تغذيه مي كند. فيلم بيرحمانه ايران را به صورت كشوري عقب مانده به تصوير مي كشد و زنان ايراني را قربانياني كه ناتوانند زندگي خود را تغيير دهند.

چنين تصاويري يك پيش زمينه تاريخي دارد كه به دوران استعمارگري بر مي گردد.به عنوان مثال، بريتانيا از رفتارهاي سركوب كننده با زنان در هند براي تقبيح فرهنگ هندي استفاده مي كرد تا آن كشور را عقب مانده معرفي نمايد و حضور خود را به عنوان قدرت حاكم مشروعيت ببخشد. اين واقعيت است كه سوزاندن بيوه ها يك عمل نفرت انگيز بوده و هست ولي استفاده اي كه از آن در غرب شد كاملا فرصت طلبانه بود. به طور مشابه در مصر لرد كرومر به عنوان حاكم مصر اعمال اسلامي مانند چادر زدن زنان را تقبيح كرد در حاليكه در و طن خودش از جمله رهبران مخالف اعطاي حق راي به زنان بود.

 

امروزه در كشورهاي مسلمان، شامل ايران، ازجنبه هاي ظالمانه قوانين تحميلي براي اينكه همه كشورهاي مسلمان را عقب مانده نشان دهند استفاده مي شود تا تصور شود آنها براي متمدن شدن به آموزه هاي غربي احتياج دارند.

استفاده ازاين روش به دليل شرايط موجود در افغانستان به نقطه اوج خود به رسيده است.حتي با توجه به اينكه بسياري از رژيمها از جمله ايران، كه در آنها اسلام بسيار اهميت دارد،اعمال طالبان را انحراف دانسته و تقبيح كرده اند.

 

واضح است كه اعمال و خشونتهاي ضد زن در كشورهاي مسلمان وجود دارد همانطور كه در كشورهاي مسيحي نشين وجوددارد. ولي فيلمي مانند دايره فقط نيمي از داستان را مي گويد. بنابراين سه نوع مجزا از مشكلات را براي ما_ كه مصمم به آشنا كردن مردم با واقعيتهاي موقعيت زنان در كشورهاي مسلمان هستيم_ مي سازد.

اول اينكه كاملا از كثرت عملكردهاي زنان براي مقاومت و انهدام اعمال ظالمانه چشم پوشي مي كند.

 

دوم،داستاني از زنان به عنوان شكست خورده هاي هميشگي نشان مي دهد. در نتيجه به نظر مي آيد كه آنها به يك شواليه سفيد پوش غربي احتياج دارند تا آنها را نجات دهد، بيش از چيزي كه صليبيون انجام دادند. سوم اينكه وضعيت زنان مسلمان را به مصالحه مي گيرد و فضاي خانواده، دوستان و جامعه را آلوده مي كند.وقتي يكي از دختران نوجوان ما فيلم را ديد زمزمه كرد: "ديگر هيچوقت به ايران بر نمي گردم" اين به دليل شرمي بود كه از ايراني بودنش داشت. هر كس اين فيلم را مي بيند اين نظر را نخواهد داشت كه عليرغم وجود معيارهاي ظالمانه، زنان ايراني با پشتكار براي پر كردن فضاهاي موجود در عرصه عمومي به ميدان آمدند و متناوبا موانع را براي توسعه اين فضا به عقب مي رانند.

براي مثال 60 درصد وروديهاي جديد دانشگاههاي ايران زنان هستند. زنان مطبو عاتي ايران مجله ها و كتابهايي را توليد مي كنند كه دائما نويسندگان آنها با تهديد بسته شدن روبرو هستند. اين مبارزه طلبي آنهاست. پايداري و فعاليت در وطن نه يورش بردن براي گرفتن مدال در ونيز. [ فعاليتهايي] كه سست شدن بسياري از قوانين محدود كننده را برايشان به ارمغان آورد.

 

ضمنا با توجه به اينكه رسانه هاي غربي مرتب جمهوري اسلامي را محكوم مي كنند، در اين باره از آنها خيلي كم مي شنويم.

به ندرت پيش مي آيد كه براي زنان ايراني آمريكاي شمالي براي موفقيتشان اعتبار قائل شوند. اين مسئله شامل كانديداتوري شجاعانه آنها[زنان] در انتخابات پارلمان و رياست جمهوري و شجاعت آنها در مطاباتشان براي پايان بخشيدن به رفتارهاي تبعيض آميز نيز مي شود.

در اتخابات پارلماني چهار سال پيش زنان به كانديداهايي راي دادند كه نگرششان نسبت به زنان، آزاد انديشانه تر بود. در اولين انتخابات شوراها زنان، حتي در روستاهاي كوچك، بسيار موفقيت آميز ظاهر شدند. سطح آموزش زنان بسيار بيشتر از مردان در حال افزايش است.

 

آنهايي از ما كه به ايران سفر مي كنند شاهد اين فضاي پويا بودند و ديدند كه زنان مصممند تا تحديدها و قوانين تبعيض آميز خانواده را اصلاح كنند. بنابراين ما پيام يك كار تخيلي مثل دايره را قابل اعتراض و چاپلو سانه يافتيم.

بدون شك ما از خود مي پرسيم چرا بعضيها فيلمي با چنين نگرش شكست پذيري مي سازند و مهمتر آنكه چرا اين فيلم به عنوان يك فيلم فمينيستي مورد تقدير قرار مي گيرد و به واسطه آن آزدي بيان در غرب تجليل مي شود.

 

جالب اين است كه فيلم توسط يك مرد ساخته شده است كه ظاهرا موفقيتهاي هاليوودي را نيز دنبال

مي كند. فيلمهاي ايراني ديگري و جود دارند كه از لحاظ تكنيكي و زيبايي شناسي از كيفيت بالاتري برخوردارند و تصاوير را صادقانه تر و صحيحتر نمايش مي دهند ولي هيچگاه در غرب مورد تحسين قرار نمي گيرند. ظاهرا آنها موفق نشدند كه كليشه پذيرفته شده را تثبيت بخشند و يا به اولويتهاي صحيح! سياسي خدمت رسانند.

قابل توجه تر آنكه فيلمهاي ايراني كه درباره زنان ايراني توسط خودشان ساخته مي شود مسائل را كاملا به طور متفاوت شرح ميدهند.آنها مسائل را_ مهمترينشان_ به طور كامل همراه با راه حل بوميشان به تصوير مي كشند.

آنها زنان ايراني را شجاع، انعطاف پذير و مشتاق پيشرفت موقعيتشان نشان ميدهند.

هيچ شكي نيست كه هنوز راه زيادي را زنان بايد بپيمايند ولي آنها اين قدرت و شجاعت را براي انجام آن دارند،كه گاهي اوقات به طور بر جسته در فيلمهايي مثل دايره غايب است

 

 

 

ملكه زنان تاجر

تايم، ترجمه كامبيز توانا - شرق: اگر از كسى بپرسيد كه بهترين نام در نوآورى در تجارت الكترونيك مربوط به چه كسى است و آن شخص كمى از بازار كامپيوتر مطلع باشد، مطمئن باشيد نام فيورينا را به شما معرفى خواهد كرد. فيورينا كسى است كه علامت HP را در همه جا سرايت داد و توانست با چند ادغام مشترك در شركت عظيم خود، به سطح بالاى سرمايه گذارى و دسترسى به بازار دست پيدا كند. او دو خصيصه شاخص دارد: يكى اين كه ناطق و سخنگوى بسيار لايقى است و دوم اين كه خلاقيت فوق العاده اى در بازاريابى دارد.كارلى فيورينا يكى از ۸ زنى است كه نام آنها در ميان ۵۰۰ بازرگان موفق جهان به چشم مى خورد. مهم ترين كارى كه او در اين زمينه كرد، ادغام شركت كامپيوترى Compaq با HP است.

 

قراردادى به ارزش ۱۹ ميليون دلار و به بهاى ابقاى خود در رأس هيأت مديره. اين قرارداد بزرگ او را به ستاره آسمان تجارت تبديل كرد.زمانى كه كارلى فيورينا رياست شركت HP را به دست گرفت، اين شركت با نام و سابقه بسيار خوبى همراه بود و از شركت هاى موفق به شمار مى آمد. هيچ الزامى هم وجود نداشت كه شركت وارد يك سرمايه گذارى جديد شود اما خود او به تنهايى اين كار را انجام داد تا HP را به يك شركت بزرگ و قدرتمند تبديل كند. سال ۱۹۹۹ زمانى بود كه فيورينا به عنوان يك مدير خلاق وارد HP شد. قبل از آن و به مدت ۲۰ سال، در شركت ATT و Lucent سابقه كار بازاريابى و ارتباط با مشتريان را به عهده داشت.اگر به تحصيلات و رشته تحصيلى فيورينا نگاه كنيد، تعجب شما بيشتر خواهد شد. وى مدرك كارشناسى در رشته تاريخ قرن وسطى و فلسفه از دانشگاه استانفورد گرفت و فوق ليسانس خود را در رشته بازرگانى ادارى از دانشگاه مريلند اخذ كرده است. پس از ورود به بازار كامپيوتر و در كنار كار نيز توانست يك فوق ليسانس ديگر در رشته MIT به دست آورد.

 

فيورينا موازى با فعاليت اقتصادى توانسته نظر دولت مركزى آمريكا را نيز به خود جلب كند و حدود يك سال است كه به عنوان كارشناس اموربازاريابى در چين به دايره اقتصاد كاخ سفيد راه يافته است. كشور چين، مصرف كننده رويايى آمريكا و بهترين بازارى است كه آمريكا سعى دارد آن را تمام و كمال به دست آورد.

 

در دوره هاى مختلف خود كارلى اعلام كرد كه تلاش خود را به كار مى گيرد تا HP را به بزرگترين شركت سخت افزارى دنيا تبديل كند. روياهاى او تمام نشدنى است. در آخرين گفت وگوى خود چنين گفته است: «بازار مصرف به سرعت تغيير مى كند و شركت هاى توليد كننده بايد محيط سيالى داشته باشند تا بتوانند خود را به سرعت با فضا منطبق سازند. نه اين كه فكر كنيد نسبت به ضريب سال هاى قبل پنج برابر شده اما به حتم مى توان گفت كه اين ضريب در حال حاضر به دو برابر افزايش يافته است. ما بزرگترين شركت توليد قطعات مصرفى دنيا را در اختيار داريم.»

 

اما آيا كارلى فيورينا احساس ضعف مى كند؟ «نه. هيچ وقت اجازه نداده ام تبعيض جنسى در كار من مشكل ايجاد كند. با اهداف خودم به اين جا رسيده ام و از اين بابت خوشحالم. ضمن اين كه بايد بگويم فمينيست نيستم و اعتقاد ندارم بايد در امور تجارت و بازرگانى حقوقى براى زنان تصويب شود. دنياى تجارت، دنياى پشتكار و خلاقيت است و هر كس بتواند علايق و استعدادهاى خود را به كار بيندازد، به آن جايگاهى كه شايسته است مى رسد و هيچ احتياجى به تدوين قوانين رفع تبعيض نيست.»

 

مهم ترين مشغله فكرى اين زن موفق، تصميم گيرى هاى بى شمارى است كه در روز بايد انجام دهد. خود او مى گويد: «هر روز اخبار متفاوتى به دستم مى رسد كه به سرعت دستور مى دهم براى آنها تحقيق و پژوهش لازم انجام شود.تحقيق مهم ترين قسمت كار ما است. من به استفاده از نيروهاى كارآمد با كارآيى هاى مختلف اعتقاد دارم. با توجه به حضور كارشناسان مختلف در جامعه شناسى، بهترين كار اين است كه ما از اين فضا استفاده كنيم.»

 

«من هر روز بايد تصميم گيرى هاى مختلفى انجام دهم. و هر تصميم من مى تواند سرنوشت كار ما را عوض كند به همين علت تمركز خود را در حد بالايى به كار مى گيرم.»

 

دوستان فيورينا او را مغز كامپيوترى مى نامند چرا كه زمان كار بسيار جدى است و دوستانش او را به جا نمى آورند.

خود او مى گويد: «زمان كار هر كسى بايد بالاترين درصد تمركز را در كار داشته باشد اما پس از آن ديگر هيچ احتياجى نيست!»

اين كار موفق يك بيزينس وومن Business Woman تمام عيار است و هيچ وقت عقب نمى نشيند. «بايد بتوان از روز جلو بود. اين شعار هميشگى من است.»

 

 

 

آموزش دختران ضامن رشد و شكوفايي جامعه و آيندگان

گفت‌وگو: ايران منتظر – وقايع اتفاقيه

گزارش وضعيت كودكان جهان سال 2004 يونيسف در رابطه با آموزش دختران و توسعه در دسامبر 2003 به وسيله مدير منطقه‌اي شمال آفريقا و خاورميانه ارائه شد. اين گزارش به جنبه‌هاي مختلف علمي و عملي آموزش دختران پرداخته است و آمار وضعيت كودكان جهان را در كشورهاي مختلف ارائه داده است. به همين بهانه با دكتر حميد مرعشي مسؤول اطلاع‌رساني دفتر يونيسف در جمهوري اسلامي ايران مصاحبه‌اي انجام داده‌ايم كه در زير مي‌خوانيد:

 

فعاليت شما با يونيسف از چه سالي آغاز شد؟

 

من به‌طور مستمر از سال 1980 با يونيسف همكاري دارم. اما قبل از آن چهار سال به صورت غيرمستمر در يونيسف كار مي‌كردم.

 

 

گزارش ارائه شده يونيسف براي سال 2004 در رابطه با چه موضوعي است؟

 

گزارش 2004 يونيسف درباره آموزش دختران و توسعه است.

 

 

ممكن است راجع به موضوع انتخاب شده توضيحاتي بدهيد؟

 

هر ساله يونيسف گزارش وضعيت كودكان جهان را در انتهاي هر سال ميلادي يعني دسامبر ارائه مي‌كند. اين گزارش هدف‌‌ها و اولويت‌هايي است كه يونيسف براي سال بعد برنامه‌ريزي كرده است تا با كمك دولت‌‌ها به اجرا برساند. معمولاً گزارش وضعيت كودكان هر سال مضمون خاصي دارد. سال گذشته در ارتباط با مشاركت كودكان و دو سال قبل درباره نقش رهبري و مديريت‌هاي كلان سياسي كشورها در ارتباط با كودك بود گزارش امسال هم (2004) در ارتباط با آموزش دختران و توسعه است كه داراي دو بخش است:

 

بخش اول درباره محتواي گزارش توضيح مي‌دهد و وضعيت آماري را در كشورهاي مختلف بيان مي‌كند و پيشرفت‌هاي حاصله را در كشورها بيان مي‌دارد. كنيا، افغانستان، هندوستان و تركيه ازجمله كشورهايي هستند كه در گزارش 2004 به عنوان كشورهاي درحال پيشرفت نام برده شده‌اند. بخش دوم مختص آمار و ارقام به روز است در ارتباط با شاخص‌هاي مختلف وضعيت دختران و محدود به مسأله خاصي نمي‌شود.

 

 

در گزارش وضعيت كودكان 2004 يونيسف چه شاخص‌هايي مدنظر است؟

 

در مقوله آموزش در درجه اول دو شاخص عمده مطرح است: 1ـ پوشش آموزشي 2ـ كيفيت آموزش.

 

در برخي كشورها به خصوص كشورهاي درحال توسعه تمام تلاش روي شاخص پوشش تحصيلي متمركز شده است. شايد بتوان گفت كه جمهوري اسلامي ايران طي 20 و 25 سال گذشته (پس از انقلاب) با توجه به مطرح شدن نهضتي به نام نهضت سوادآموزي به عنوان يك طرح جهت بهبود وضعيت آموزش، كشور درگير شاخص پوششي آموزش بوده به‌طوري كه آمار باسوادان از 40 درصد در سال 1358 به حدود 80 درصد در سال 1381 رسيده است. در كشور ما در زمينه پوشش تحصيلي تلاش‌هاي بسياري صورت گرفته است و درحال حاضر پوشش تحصيلي مقطع ابتدايي حدود 97 درصد است كه نشان از رشد تحصيلي خوب و موفق در ايران دارد. رشد ايران را مي‌توان بهترين مورد در شمال آفريقا و خاورميانه در نظر گرفت اما نكته‌اي كه به هيچ‌وجه نبايد از آن غافل شد شاخص كيفيت آموزش است. مقوله آموزش در مثال شبيه واكسن‌هاي دو مرحله‌اي مي‌ماند كه يك مرحله آن زده شود خوب است اما حتماً بايد مرحله دوم انجام بگيرد تا اثر خود را بگذارد. كيفيت آموزش به خودي خود مي‌تواند يكي از تأثيرگذارترين عناصر بر پوشش تحصيلي باشد يعني يكي از دلايل عمده افت تحصيلي كيفيت آموزش است. نوع آموزشي كه به دانش‌آموزان ارائه مي‌شود يكي از عوامل تصميم‌گيرنده در سطح خانواده و خود فرد است كه آيا به تحصيل بپردازند يا نه؟ پس بايد به دو شاخص آموزش در آن واحد توجه شود.

 

 

آموزش دختران چه تأثيري مي‌تواند بر يك جامعه بگذارد؟

 

شايد در نگاه اول براي بعضي‌‌ها اين نگرش تبعيض‌آميز باشد كه چرا آموزش دختران؟! چرا آموزش پسران نه!؟ و بگويند كه در اين مورد تبعيض جنسيتي صورت گرفته است. اما وقتي آمارها و شاخص‌‌ها و تحقيقات كشورها مورد بررسي قرار بگيرد. اين نكته دريافت مي‌شود كه ارتباط مستقيم بين «شاخص‌هاي توسعه در يك خانواده، شاخص‌هاي توسعه در زمينه سلامت و بهداشت، شاخص‌هاي باروري بافت سالم و بهداشتي، شاخص‌‌هاي تربيتي كه در اختيار كودكان قرار مي‌گيرد، شاخص‌هاي كيفي زندگي و حتي شاخص تغذيه» و آموزش دختران وجود دارد. دختران به عنوان مادران آينده به وسيله يك آموزش كيفي مي‌توانند براي مسؤوليت آينده خود (مادر بودن) توانمند شوند. درحقيقت آموزش دختران ارتباط مستقيم با توسعه انساني در هر جامعه دارد. بحث دوم در مورد كمتر بودن پوشش تحصيلي در اكثر كشورهاي درحال توسعه است. در برخي كشورها اختلاف فاحش و معناداري بين آموزش پسران و آموزش دختران وجود دارد. در اكثر كشورهاي درحال توسعه جهان، دختران از لحاظ سواد محروم‌تر از پسران هستند و هدف از انتخاب مضمون «آموزش دختران و توسعه» براي گزارش 2004، توجه جامعه جهاني به مقوله آموزش و پوشش آموزشي دختران در سطح جهاني است.

 

 

مقوله آموزش دختران در كشورمان در چه سطحي است؟

 

اگر بخواهيم به آمار كلي ايران نگاه كنيم تفاوت محسوس معناداري بين پوشش تحصيلي دختران و پسران وجود ندارد. البته منظور از پوشش تحصيلي، مقطع ابتدايي است. تفاوت تحصيلي حدود شش درصد است. اما وقتي تفكيك منطقه و مقاطع بالاتر را بررسي مي‌كنيم تفاوت كم‌كم بيشتر مي‌شود. به عنوان مثال در استان سيستان و بلوچستان كه محروم‌ترين استان كشور است حدود 60 درصد دختران 11 الي 18 سال مدرسه نمي‌روند. درحقيقت اگر به تفكيك منطقه و استان و در مقاطع تحصيلي بعد از ابتدايي به آمار نگاهي بيندازيم تفاوت‌هاي فاحشي وجود دارد درست است كه حدود 20 درصد مردم ايران بيسواد مطلق هستند كه در اين رابطه تدابير ويژه‌اي انديشيده شده است و اين رقم رو به كاهش است ما نبايد از مشكل كم‌سوادي جامعه به خصوص كم‌سوادي دختران غافل شد. اين طرز فكر غلط است كه دختر سواد خواندن و نوشتن داشته باشد براي او كافي است بايد تا آنجا كه امكان دارد، دختران از آموزش تحصيلي بهره ببرند. ما نبايد اين نكته را فراموش كنيم كه مدرسه فقط محيط سوادآموزي نيست، مدرسه محيطي است كه دانش‌آموزان در آن مهارت‌هاي زندگي را مي‌آموزند. اين موضوع به شاخص كيفي آموزش مربوط مي‌شود. ارتقاي سطح كيفي آموزش يكي از عوامل بازدارنده ترك تحصيل خواهد بود. در مناطق مختلف به خصوص مناطق شهري وقتي خانواده ملاحظه كنند كه فرزند آنها در كنار مطالب كلاسيك، آموزش فني حرفه‌اي را فرا مي‌گيرد، نتيجه مي‌گيرند كه سرمايه‌گذاري خوبي بر روي فرزند آنها صورت گرفته و او در آينده مي‌تواند به واسطه حرفه‌آموزي به اقتصاد خانواده كمك كند. اين مهارت‌آموزي پس از تشكيل خانواده هم مي‌تواند به عنوان حرفه يا شغل به امرار معاش اقتصادي او كمك كند. در زمينه مهارت‌هاي زندگي هم وقتي پدر و مادر مشاهده كنند كه فرزند آنها روش بهتر زندگي كردن را مي‌آموزد، مسلماً با تحصيل فرزند خود مخالف نخواهند بود.

 

خود فرد هم انگيزه بيشتري براي ادامه تحصيل پيدا مي‌كند و ديگر بر طبق سنت گذشتگان منتظر نمي‌ماند كه آخر سال بشود و پس از امتحان كتاب‌‌ها را پاره كند و گمان كند كه ديگر آزاد شده بلكه با عشق و علاقه به مدرسه مي‌آيد و ادامه تحصيل مي‌دهد.

 

 

در بعضي مناطق ايران، خانواده‌‌ها به خاطر مسائل مختلف چون باورهاي غلط قومي، اجازه تحصيل به دختران نمي‌دهند يا اگر تحصيل كنند بيش از مقطع ابتدايي اجازه تحصيل ندارند يونيسف در اينگونه موارد چه تدابيري انديشيده است؟

 

روشي كه در بروز چنين مشكلاتي مي‌توان استفاده كرد و در كشورهاي ديگر كه اين مشكل را داشته‌اند نتايج خوبي حاصل كرده است، استفاده از ريش‌سفيدان و بزرگان قوم و درگير كردن آن افراد بومي كه قابل احترام مردم منطقه هستند. در اين مناطق يك نيروي خارجي و غيربومي نمي‌تواند به‌طور مستقل تشكيلاتي به راه بيندازد و در زمينه آموزش يا زمينه‌هاي ديگر كار كند. حتماً بايد ريش‌سفيدان و كدخدايان اين مناطق كه مورد احترام همگان هستند در اين زمينه فعال شوند و مردم را به اين امور تشويق كنند. يعني بايد ريش‌سفيدان را متقاعد كرد كه آموزش دختران از ضروريات است و موجب تقويت و بهبود زندگي آنها مي‌شود. البته اين قضيه نبايد به صورت شعار باشد و بايد در عمل كيفيت آموزش به گونه‌اي باشد كه آنها احساس كنند كه نسبت به گذشته وضعيت زندگي آنها بهبود يافته است. به كلام ساده در اين مناطق حتماً بايد رهبران قومي و ريش‌سفيدان مناطق را متقاعد كرد و از حمايت آنها برخوردار بود تا باورهاي افراد آن مناطق را نسبت به آموزش دختران تغيير داد.

 

 

آقاي دكتر، مقوله آموزش دختران در كشورهاي توسعه يافته به چه صورت است؟

 

وضعيت آموزش دختران در كشورهاي توسعه‌يافته با توجه به آماري كه در گزارش 2004 يونيسف هم آمده است مقداري دچار دوگانگي شده است. ساليان سال است كه در بسياري از كشورهاي توسعه يافته اختلاف معناداري در زمينه آموزش دختران و پسران وجود ندارد. اما در برخي از كشورهاي توسعه‌يافته، با توجه به آمار، مقداري نگراني وجود دارد. نه در مقوله آموزش دختران بلكه در كل بحث آموزش. در مقوله آموزش كشورهاي توسعه يافته با هم مباحثي دارند. من در اينجا براي روشن شدن موضوع دو روش آموزشي را مثال مي‌زنم. انگلستان حدود 10 15 سالي است كه اصلاح يا رفرم نظام آموزشي كشوري را شروع كرده است. انگلستان جزو كشورهايي بود كه حتي در دهه 80 هم در مدارس تنبيه بدني داشت و قانوني عليه تنبيه بدني در مدارس مطرح نبود. از اوايل دهه 90 رفرم آموزشي در انگلستان آغاز شد و در ابتدا با مشكلات خاصي روبه‌رو بود. انگليسي‌‌ها به صورت سنتي به اسكانديناوي‌‌ها معترض بودند كه اين كشورها درمدرسه آزادي‌هاي بيش از حد به دانش‌آموزان مي‌دهند. اين دو نمونه را بيان كردم كه متوجه شويد كه در بين كشورهاي توسعه يافته بحث‌هاي متنوعي در آموزش و شيوه‌هاي آن مطرح است. در آمريكا فرقه‌اي از مسيحيت وجود دارد كه به والدين اجازه مي‌دهد تا حدي كودكان را تنبيه بدني كنند و تنبيه را يك روش تربيتي مي‌دانند. اين فرقه با قوانين فدرال كه هر نوع تنبيه بدني را براي كودكان ممنوع كرده است دچار مشكل شده‌اند. اين افراد با استناد به ماده‌اي از قانون اساسي آمريكا كه آزادي بيان و عقيده را بر شهروندان آمريكايي حق دانسته است مي‌گويند كه ما حق داريم كه اصول و عقايد ديني خود را رعايت كنيم. در كشورهاي جهان مسائلي است كه بايد با توجه به آن مسائل براي هر كشوري جداگانه برنامه‌ريزي كرد.

 

آموزش دختران در كشورهاي درحال توسعه شمال آفريقا و خاورميانه در چه سطحي است؟

 

اصولاً در كشورهاي درحال توسعه يك مقوله خاص را توضيح دادن بسيار مشكل است. خاورميانه در مقوله آموزش دختران، نسبتاً درحال بيشتر است. ايران هم به عنوان يكي از موفق‌ترين كشورها و درواقع يك الگو در منطقه خاورميانه به حساب مي‌آيد. اما در آفريقا و كشورهاي پايين دشت صحرا وضعيت آموزش دختران بسيار ناراحت‌كننده است. در بسياري از كشورها در كل مقوله آموزش نه تنها پيشرفتي حاصل نشده است بلكه پس‌رفت هم وجود دارد. وضعيت افغانستان به عنوان همسايه ايران در دوران طالبان بسيار فاجعه‌‌آميز بود شايد الان مقداري وضعيت بهتر شده باشد. در كشورهاي فقير دنيا كه در منطقه آفريقاي مركزي و ميانه قرار دارند متأسفانه وضعيت آموزش به خصوص آموزش دختران هر روز وخيم‌تر مي‌شود. اما در بعضي از كشورهاي درحال توسعه وضعيت روز به روز بهتر مي‌شود كه اين جاي بسي خوشحالي است.

 

 

براي كشورهايي كه در امر آموزش دختران باورهاي غلطي دارند و دختران در آنجا از تحصيل محروم هستند يونيسف چه برنامه‌هايي ريخته است؟

 

اين امر بستگي به وضعيت جغرافيايي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي هر كشور دارد.

 

كشوري كه نياز به كمك مالي دارد سعي مي‌شود كه كمك مالي بشود. كشوري كه نياز به كمك فني و تخصصي دارد بايد به اين بعد توجه شود. در يك كشور نياز به فضاي آموزشي و مدرسه است. در يك كشور بايد به صورت قومي و بومي عمل شود و دولت مركزي در اين امور مطرح نيست پس مقوله آموزش دختران بستگي به بافت جغرافيايي هرمنطقه دارد و راه‌حل اصولي و دقيق هم اين است كه يك نسخه كلي و واحد براي كشورهاي دنيا وجود نداشته باشد و برنامه‌ريزي بر مبناي مشكلات و وضعيت اجتماعي هر كشور باشد. در كشور بنگلادش و نپال، گام اول در جهت آموزش، مهيا كردن آب آشاميدني و سرويس بهداشتي مناسب است. در بسياري از روستاهاي بنگلادش آموزش توأم با سهميه آب آشاميدني انجام مي‌شود. چون در اين مناطق آب آشاميدني و دسترسي به روش‌هاي بهداشتي تخليه يا دفع بدن نيست.

 

 

با توجه به اينكه در جمعيت دانشگاهي ما تعداد دختران بيش از پسران است، برنامه‌ريزي كلي يونيسف در مبحث دانشگاهيان چه تدابيري انديشيده است؟

 

يونيسف فقط براي سن زير 18 سال برنامه‌ريزي مي‌كند و قشر دانشگاهي مربوط به حيطه‌كاري يونيسف نيست البته اين بدان معني نيست كه يونيسف اهميتي به اين موضوع نمي‌دهد اما اين موضوع جزو برنامه‌هاي ما نيست.

 

 

آموزش بخش بهداشت را هم شامل مي‌شود. با توجه به اينكه مربيان آموزشي بهداشت در مدارس ايران وجود ندارند و به گفته درست‌تر در بعضي مدارس وجود دارند، يونيسف براي بهداشت مدارس چه برنامه‌هايي دارد؟

 

يونيسف در زمينه ارتقاي كيفيت آموزشي با وزارت آموزش و پرورش پروژه‌اي به نام «آموزش جهاني مشاركتي» دارد. اين طرح به صورت آزمايشي در 5 استان كشور در مناطق شهري و روستايي انجام مي‌شود. تا پايان سال آينده بررسي‌هاي نهايي در وزارت آموزش و پرورش روي نتايج انجام پذيرد. در صورت موفقيت در اين 5 استان طرح به صورت سراسري اجرا خواهد شد.

 

يكي از پايه‌هاي آموزش جهاني مشاركتي اين است كه دانش‌آموزان راه‌هاي رسيدن به يك زندگي سالم‌تر و موفق‌تر را در مدرسه فرا بگيرند. مسلماً بخش عمده اين آموزش‌ها، مربوط به مسائل بهداشتي است كه شامل بهداشت فردي، بهداشت محيط و بهداشت رواني مي‌شود. درحقيقت كودكان بايد علاوه بر بهداشت جسماني، رفتارهاي بهداشتي را هم فراگيرند. رفتار بهداشتي به معناي عدم ايجاد مزاحمت براي ديگران و رسيدن به توانايي جهت راحت‌تر زندگي كردن براي خود و ديگران است.

 

نكته مهمي كه بايد در رابطه با آموزش جهاني مشاركتي متذكر شوم از بين بردن ديدگاه معلم‌سالارانه در كلاس‌هاي درسي مدارس و تبديل آن به يك فضاي مشاركتي جهت مشاركت دانش‌آموزان است. معلم در فضاي مشاركتي، نقش تسهيل‌گر و رهبر دموكراتيك را برعهده دارد به يك رهبر اقتدارگرا كه به واسطه اقتداري كه به او داده‌اند سر كلاس فرمانروايي كند. او بايد از بچه‌ها در مقوله آموزش مشاركت بگيرد و آنها را در فرآيند شركت مستقيم بدهد. يكي از بحث‌هاي مهمي كه در بهداشت مطرح است بحث HIV/AIDS است كه با برنامه‌ريزي‌ها و هماهنگي‌هاي انجام شده با وزارت آموزش و پرورش، به دانش‌آموزان آموزش در حد نياز داده خواهد شد تا آنها بتوانند با پيشگيري به مبارزه با اين بيماري مهلك بروند. مهلك از اين جهت كه در آمار جهاني در هر دقيقه يك نفر بر اثر ابتلا به بيماري AIDS جان خود را از دست مي‌دهد.

 

در كل در اين طرح، دانش‌آموزان مهارت‌هاي علمي و عملي زندگي را در كنار تعليمات كلاسيك فرامي‌گيرند. ما اميدواريم كه اين طرح نتايج مثبتي داشته باشد تا بتوان آن را در كل كشور به اجرا درآمد. البته در مرحله اول نياز به تغيير ديدگاه معلمان و اصحاب آموزش است يعني آنها از نقش اقتدارگرانه به افرادي مشاركتي تغيير پيدا كنند و فضايي را ايجاد كنند كه دانش‌آموزان درگير مقوله آموزش و فراگيري مشاركتي بشوند.

 

 

اين طرح از چه سالي مورد آزمايش عملي قرار گرفت؟

 

از سال تحصيلي 81 ـ 80 شروع شده است و امسال سومين سال آزمايش طرح است البته دو سال هم كارهاي آماده‌سازي و پيش‌توليدي آن زمان برده است.

 

 

در كدام استان‌ها در حال اجراست؟

 

در برنامه‌ريزي كه سال 78 و 79 قرار بر اين است كه اين طرح در استان‌هاي محروم كشور با توجه به شاخص‌هاي كودكان به اجرا درآيد در نظر داشته باشيد كه شايد اين استان‌ها در شاخص‌هاي ديگر محروميت نداشته باشند جز سيستان و بلوچستان كه محروم‌ترين استان كشور است.

 

اين استان‌ها سيستان و بلوچستان، هرمزگان، آذربايجان غربي، كردستان و كهكيلويه و بويراحمد هستند. يونيسف به جاي كهكيلويه و بويراحمد، حومه تهران را در برنامه لحاظ كرد. دليل اين كار هم درگيري و ارتباط مديريت كلان آموزش و پرورش است كه در تهران واقع است.

 

علت انتخاب استان‌هاي محروم براي طرح اين است كه در صورت موفقيت طرح در اين استان‌ها اين طرح امكان بسط به كل كشور را دارا خواهد بود. برخلاف عده‌اي كه معتقدند آموزش كيفي يعني براي هر دو دانش‌آموز يك كامپيوتر در نظر گرفتن يونيسف معتقد است كه آموزش كيفي ابتدا نياز به تغيير ديدگاه مسؤولان دارد. با كمترين امكانات مي‌توان آموزشي را براي افراد ايجاد كرد كه با بهترين امكانات و ديدگاه محدود نمي‌توان آن را ارائه كرد.

 

 

آموزش پيشگيري از HIV/AIDS در ايران با چه برنامه‌هايي پيش مي‌رود؟

 

خوشبختانه وضعيت ايدز در ايران هنوز به مرحله اپيدمي و همه‌گير نرسيده است اما رو به افزايش است. در واقع ما الان فرصت طلايي داريم. فردا دير است. امروز بايد جلوي اپيدمي‌شدن آن را گرفت. HIV/AIDS بايد پيشگيري شود اصولاً درمان ايدز كه راه درماني مشخصي ندارد و روش چندان مناسبي نيست. در رابطه با آموزش پيشگيري HIV/AIDS در سطح كلان اجتماعي تلاش‌هايي صورت پذيرفته است. سال گذشته در روز جهاني مبارزه با ايدز آقاي خاتمي رئيس‌جمهور حمايت سياسي بسيار قوي در رابطه با HIV/AIDS كرد و به عنوان سمبل جامعه اين جمله را بيان كرد كه من خودم حاضرم پرچم و بيرق به دست بگيرم و به همه بگويم كه بايد اطلاعات و آگاهي راجع به ايدز داده شود تا جلوي اين بيماري گرفته شود. خوشبختانه در زمينه پيشگيري از HIV/AIDS توانستيم با وزارت آموزش و پرورش و وزارت بهداشت به هماهنگي‌هايي برسيم كه در آينده نزديك مطالب مورد نياز جهت آگاهي نوجوانان و جوانان را در اختيارشان قرار دهيم.

 

HIV/AIDS ازجمله مسائلي است كه شايعات در مورد آن زياد است بعضي گمان مي‌كنند كه از طريق دست دادن يا صحبت كردن اين ويروس منتقل مي‌شود بايد آنها را آگاه كرد و روش‌هاي انتقال عفونت HIV را به آنها آموخت. در ثاني افراد مبتلا به HIV/AIDS را نبايد زنداني كرد، بايد ياد بگيريم كه چگونه مي‌توان در كنار افراد HIV مثبت زندگي كرد بدون اينكه مبتلا شويم و يا به او صدمه بزنيم. ما شعاري در يونيسيف داريم با اين مفهوم: «دوستي كه ايدز دارد همچنان بايد دوست بماند.»

 

 

دختران در رابطه با HIV/AIDS آسيب‌پذيرتر از پسران هستند يونيسف براي جلوگيري از آسيب دختران چه آموزش‌هايي را براي آنها در نظر گرفته است؟

 

من در ابتدا اين نكته را متذكر شوم كه در اواسط دهه 80 كه بيماري ايدز مطرح شد نسبت درصد آقايان به خانم‌ها، 80 به 20 بود. متأسفانه درحال حاضر اين نسبت عكس شده و اگر اشتباه نكنم اين نسبت به محدود 30 به 70 تغيير كرده است. 30 درصد آقايان، 70 درصد خانم‌ها در آينده‌اي نزديك در ايران، دانش‌آموزان به خصوص دانش‌آموزان دختر هرآنچه كه در مورد HIV/AIDS ضرورت يادگيري دارد را در مدارس فرا مي‌گيرند. رسانه‌ها هم مي‌توانند كمك بزرگي در شناخت و راه‌هاي پيشگيري عفونت HIV و بيماري ايدز بكنند.

 

در كشورهاي خاورميانه هم به همين صورت عمل مي‌شود. البته مشكلي كه در كشورهاي خاورميانه وجود دارد اين است كه صحبت كردن در مورد HIV/AIDS در جامعه‌ها تابو و تا حدودي ممنوع است خوشبختانه در ايران اين موضوع تا حدودي حل شده است. اگر شما 10 سال پيش راجع به ايدز صحبت مي‌كرديد برخوردها بسيار زننده بود. چون تصور بر اين بود كه ويروس ايدز فقط از طريق تماس جنسي منتقل مي‌شود اما اكنون اين آگاهي به وجود آمده كه خون، فرآورده‌هاي خوني و مواد مخدر تزريقي نقش بسزايي در انتقال اين ويروس دارند.

 

 

آموزش و پرورش چند سالي است كه مشاوراني را در سطح مدارس جهت ارائه خدمات مشاوره‌اي مستقر كرده است با توجه به اينكه اين مدارس محدود است و نياز دانش‌آموزان بخصوص دختران به اين مقوله بسيار زياد است چه برنامه‌هايي براي آموزش بهداشت رواني براي دختران و دانش‌آموزان تدارك ديده‌ايد؟

 

از نظر يونيسف نياز به مشاوره در مدارس، جزو اركان آموزشي است و ضرورت بسيار زيادي دارد ما بحث مشاوره را در آموزش مهارت‌هاي زندگي در نظر مي‌گيريم و نبايد محدود به دانش‌آموزاني شود كه مشكلات خانوادگي دارند. هر فردي در حد خودش احتياج به مشاوره دارد. تجربيات نشان مي‌دهد كه با آموزش موفق و كارآمد مهارت‌هاي زندگي، خيلي از مسائل را مي‌توان حل كرد.

 

يك مدرسه سالم و دوست‌دار كودك مدرسه‌اي است كه در آن مثلث كودك، خانواده، مدرسه مطرح باشد. اصولاً آموزش موفق يك فرد در مدرسه نمي‌تواند منفك از والدين و خانواده باشد.

 

دليل اينكه بعضي خانواده‌ها در برابر آموزش دختران خود مقاومت مي‌كنند اين است كه احساس مي‌توانند آنها از خانواده دور مي‌شوند و از محيط خانوادگي و بافت فرهنگي اجتماعي خود فاصله مي‌گيرند. پس بايد يك ارتباط پويا بين دانش‌آموز و والدين به وجود بيايد تا والدين درگير مقوله آموزش شده و مشكلات فرزندان خود را حس كنند و با مسؤولان مدرسه در ميان بگذارند. عكس اين قضيه هم صادق است دانش‌آموز بايد اعتماد لازم را به معلم خود داشته باشد تا بتواند مشكل خود را به او بگويد. معلم هم بايد از خانواده مطمئن باشد تا مشكلات دانش‌آموز و مدرسه را به والدين بگويد. به نظر من با استقرار يك مشاوره در مدرسه موضوع حل نمي‌شود بلكه بايد ارتباط و اعتماد بين مدرسه، خانواده و فرد به وجود بيايد تا مشاور بتوان نقش خود را ايفا كند.

 

معلم بايد هم با مشاور در ارتباط باشد و هم مشكلات كودكان را به مشاور انتقال دهد.

 

با اين تفاسير مشاهده مي‌كنيد كه چقدر بايد وقت صرف شود تا ديدگاه سنتي مدارس كه در آن دانش‌آموز زرنگ مورد توجه است و دانش‌آموز تنبل مشكلات عديده‌اي دارد تغيير كند.

 

در رابطه با آموزش كودكان كار و دختران خياباني يونيسف چه كرده است؟

 

در رابطه با كودكان كار و كودكان خياباني تلاش‌هاي بسياري انجام شده است تا هماهنگي بين سازمان‌هاي متولي اين معضل مانند بهزيستي، نيروي انتظامي، وزارت كشور و... به وجود آيد.

 

حتي در اين زمينه تحقيقات اوليه هم صورت پذيرفته است. اما همچنان در حل شكل‌گيري اجرايي است.

 

اما در مورد دختران خياباني متأسفانه هيچ اقدام آموزشي صورت نگرفته است دليل آن هم عدم وجود مكانيزم شناسايي و چگونگي برخورد با اين دختران است. در رابطه با دختران خياباني بحث شده و هنوز هم مي‌شود اما متأسفانه نه يونيسف و نه هيچ ارگان و سازماني هنوز طرح ساماندهي در اين رابطه ندارد. من در آخر اين نكته را متذكر مي‌شوم كه آموزش دختران، باعث رشد و شكوفايي جامعه مي‌شود و اين آموزش نسل‌هاي بعدي را هم به رشد خواهد رساند.