زنان - پنج شنبه 24 ارديبهشت 1383- 13 مه  2004

 

به« قطعنامه پاياني گردهمايي اعتراضي زنان عليه صداو سيما» بپيونديد

تريبون فمنيستي زنان- پنج شنبه 24 ارديبهشت 1383- 13 مه  2004

  

    

ليست زير نام امضاءكنندگاني است كه در «گردهمايي اعتراضي عليه صدا و سيما» قطعنامه پاياني اين گردهمايي را امضا كردهاند. (متاسفانه برخي از اسامي غيرقابل خواندن بودند و برخي نيز بدون نام فاميل ذكر شده بود كه از آوردن آنها خودداري كرديم، درصورت اشتباهي در نام خود حتما تذكر داده تا تصحيح گردد).

از كليه كساني نيز كه در آن روز گردهمايي نبودند اما با قطعنامه مذكور موافق هستند تقاضا مي كنيم نام خود را در بخش پيشنهادات اضافه كنند (همراه با آدرس ايميل) و نيز وبلاگها و سايتهايي كه در كمپين اعتراضي عليه صدا و سيما شركت داشتند نيز مي خواهيم در صورت توافق با مفاد اين قطعنامه دوباره نام وبلاگ خود را وارد كرده و به نشانه توافق با اين قطعنامه‏، متن آن را در وبلاگ خود آورده و در جمعآوري امضاء براي اين قطعنامه همكاري خود را ادامه دهند. مسلما پس از مدتي و بعد از جمع آوري حد قابل قبولي از امضاءها، براي پيگيري مفاد آن اقدامات بعدي با همفكري همه امضاءكنندگان قطعنامه انجام خواهد شد (متن قطعنامه در زير اسامي آمده است).

 

اسامي جديد امضاء كنندگان قطعنامه (به ترتيب حروف الفبا):

پريسا آقاكثيري، مريم آرايي، روح الله آقا صالح، آزاده ابراهيمزاده، شعله احمدزاده،مرتضی اسدی( دبیر انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی, سارا اسعيزاده، ن. اديب، وجيهه اكبرزاده، روزا انصاري، افضلي، افشينفر، اكرم اقبالي، سارا اشتري، طيبه اميرخاني، مينو بديعي، منصوره بهكيش، مبینا بنی اسدی, سپيده پورآقايي، شمسي پورمحمدي (از روزنامه روزان)، ناهيد توسلي، نيره توكلي، سمانه تهراني، بهروز جاويد طهراني، مهسا جزني، نغمه چاقري، بنتالهدي حميدي‏، مريم حسينخواه، پرنيان حقيقت، شهناز خسروي، نجيبه خوشرو، فريبا داودي مهاجر، نيلوفر دوهني، فرشته ذاكر، مريم ذوالقدر، نسترن رزا، مونا رستميان، محسن رشيدي، رؤيا رضواني نراقي، ناهيد روحپرور، پگاه روشنبين، مهين رهبر، صفار ساعد, سارا سليماني، فرناز سيفي، پروانه شريفي، شايسته شريعتمداري، شروانه شريفي، ياسمن شكرگزار، فرشاد شعباني، نسرين شهابي، ماهرخ صادقي، ندا صلح ميرزايي، فريده صابر، يوسف صفاري، بيتا طاهباز، فرزانه طاهري، مهديه عابدي، عشرت عباسي، پريسا عصار، پيمان عطاري، هنگامه عليقلي، مريم غفاري، سونيا غفاري، جميله فرضيزاده، فرهنگ فروتن، عزت فضلالهي، مريم فرهمند، نگين فيروزهاي، نسترن فيروزهاي، نازنين كاظمي، مهسا كاوياني، نيلوفر كشميري، معصومه كلانتري، مريم كلانتري، مرضيه كلانتري، فاطمه كلانتري، سعيد كلانكي، سكينه كمالي، زهرا كمندي، سميه كريمي (انجمن تارا)، ميثم كهنپي، باربد گلشيري، غزل گلشيري، شقايق گلمحمدي، معصومه لقماني، مهدي مجتهدي، ميترا مسلمي، هدايت مشعل، مهدی مصدق, مجيد ملكي، فرشته منصوري، فاطمه موحدي،سید مهدی موسوی (دبیر شورای صنفی دانشکده علوم اجتماعی علامه طباطبایی ,فريده مهاجر، مهرناز مهدوي، مريم ميرزا، شيوا نظرآهاري، هانيه نعمتي، مريم نوربخش ماسوله، الهام نوروزينژاد، غزال وحشي، فريد هاشمي، ندا يوسفيان.

و نيز «حزب ترقي ايران» (دبير كل: بابك آذرباد و امين كرد)، «روزنامه روزان»، «كميته دانشجويي دفاع از زندانيان سياسي» پیشروان آزادی بیان ایران,

اسامي قبلي امضاءكنندگان:

مركز فرهنگي زنان - انجمن روزنامهنگاران زن ايران ـ سايت زنان ايران ـ انجمن مستقل زنان ـ انجمن زنان نوانديش ايران ـ مجله زنان ـ كانون زنان زمان ـ انجمن هستياانديش ـ سايت بدجنس ـ مؤسسه آموزشي و پژوهشي رشديه ـ مركز كارورزي سازمانهاي غيردولتي ـ كانون نوانديشان جوان جامعه مدني - مجله فرزانه ـ سايت هنگامه شهيدي ـ سايت زنان ايران امروز – انجمن روزنامهنگاران جوان

مرضيه مرتاضي لنگرودي – خديجه مقدم ـ ژيلا بنييعقوب ـ فاطمه گوارايي ـ پرستو دوكوهكي – عزيزدخت شمس – ليلا نجفي – فاطمه نجاتي – محمدرضا نسب عبداللهي – شهلا انتصاري – شبنم رحمتي – ليلي فرهادپور – پروين اشرفي - نسرين ملكينيا – سونيا تركمن ـ اعظم اكبرزاده ـ عفت فتاحي ـ آزاده سجادي ـ روزبه روزبهاني – مارتيا محمدي ـ انوشه غفراني ـ مريم زمرديان ـ فاطمه باقرنيا ـ مرجانه اسكويي ـ نرگسسادات نجفي ـ فرج كلامي ـ سپيده شاكري ـ بيتا شميراني ـ سيميندخت سهي ـ مريم مرتضايي ـ سعيد سعيدي ـ تكتم حجازي ـ محمد مفيدي ـ طاهره جلالي ـ نجمه مهدوي ـ مهدخت درخشاني ـ رخشان رازي

قطعنامه پاياني گردهمايي اعتراضي زنان عليه سياستهاي زنستيزانه«صداو سيما»

انحصاري بودن «صدا و سيما» بايد شكسته شود

در شرايطي كه انسانها اعم از زن و مرد در سراسر جهان در پرتو اصول شناخته شده حقوق بشر در جهت تغيير شرايط نامناسب موجود به سمت وضعيت بهتري براي زنان و مردان تلاش ميكنند، جاي تاسف است كه هنوز در ايران افراد و گروههايي كه معتقد به تبعيض و نابرابريهاي فاحش در حقوق انساني ميان زن و مرد هستند امكان مييابند از «صدا و سيما» به تبليغ و توجيه نظرات واپسگراي خويش بپردازند و دختران جوان را توسط برنامههاي «جذاب» صدا و سيما، ناخودآگاه براي گردن نهادن به نقش فرودست خود و تمكين از وظايف سنتي و غيرخلاق وادارند و پسران جوان را براي ايفاي نقش سلطهجويانه آموزش دهند. آموزشهايي با رويكرد زنستيزانه كه اكنون در اكثر برنامههاي صدا و سيما چه در شكل سريال و طنز و چه در برنامههاي علمي و جدي ارائه ميشود، با واقعيت زندگي اكثر مردم ايران فاصله بسيار دارد اما همين تصاوير غيرواقعي و كليشهاي ميتواند تاثيرات منفي خود را در درازمدت بهصورت آسيبهاي جدي اجتماعي و فروپاشي روابط انساني بين افراد خانواده برجاي گذارد.

رشد و گسترش فعاليتهاي خلاق زنان ايران در حوزههاي مختلف در سالهاي اخير غيرقابل انكار است و آنان صلاحيت خويش را در حوزههاي مختلف به اثبات رساندهاند، اما هنوز تصوير زنان در «صدا و سيما» در مجموع، تصويري منفعل، غيرخلاق و منطبق با كليشههاي جنسيتي است و از طريق اين تصويرسازيها، «بستر فرهنگي» براي قوانين نابرابر از جمله چندهمسري بهوجود ميآورد.

اگر در گذشته، زنان به دلايلي نسبت به توهين و تصويرسازيهاي غيرواقعي از زندگي خود در صدا و سيما سكوت ميكردند، امروز آموختهاند كه مهر سكوت را بشكنند و نه تنها بينندگاني منتقد و فعال باشند، بلكه با نگاهي منتقدانه سياست و مشي تحقير زنان و ستيز با آنان در صداو سيما را نقد، و جامعه را متوجه خطرات اين سياستها كنند.

ما امضاء كنندگان اين بيانيه اعتراض شديد خود را نسبت به عملكرد زنستيزانه صدا و سيما ابراز ميداريم و تا برآورده شدن خواستههاي زير، به اعتراض خود در اشكال مختلف ادامه خواهيم داد:

1ـ متوقف كردن پخش برنامهها و سريالهايي كه با محتوايي زنستيزانه تهيه ميشود و اقدام جدي جهت انعكاس تصوير واقعي از فعاليتهاي زنان از قشرهاي گوناگون و در حوزههاي مختلف و نيز انعكاس فعاليتهاي زنان جهان كه براي احقاق حقوق انساني خود تلاش ميكنند.

2 ـ تصويب قانوني براي صدا و سيما كه در آن مجازاتهايي براي تخلفات اين سازمان پيشبيني شده و امكان نظارت قضايي و نيز نظارت مردمي از طريق تشكيل گروهي از نمايندگان سازمانهاي غيردولتي زنان و ديگر تشكلهاي مدني قيد شده باشد.

3 ـ واگذاري امتياز شبكههاي تلويزيوني و راديويي و نيز امكان پخش آزادانه برنامههاي راديويي و تلويزيوني از سوي سازمانهاي غيردولتي زنان و ديگر نهادهاي مدني.

 

 

 

 

جايزه صلح آخن و برندگان آن در سال ۲۰۰۴

راديو آلمان - پنج شنبه 24 ارديبهشت 1383- 13 مه  2004

جايزه صلح آخن Aachener Friedenspreis سال ۲۰۰۴ به حقوقدان ترك مدافع حقوق بشر، خانم ارن كسكين Eren Keskin، و سازمان مادران سربازان روس تعلق گرفت. ويژگى اين جايزه آن است كه به شهروندان و سازمانهايى اهدا مى گردد، كه “از پايين” در راه برقرارى صلح جهانى تلاش مى كنند.

در كشورهاى اروپايى به اهميت فعاليت سازمانهاى غيردولتى، NGO ها، و كار افرادى كه به اين سازمانها هويت مى بخشند، بسيار واقف اند. به ويژه پس از جنگ جهانى دوم پذيرفته شده است كه ثبات دموكراسى در يك كشور بستگى به تقويت اين نهادها دارد. اين تقويت از راههاى گوناگونى چون كمك مالى به اين سازمانها و افراد و معرفى آنها در رسانه هاى جمعى ممكن مى گردد. دادن جايزه به آنها نيز نشانگر اعتبار و ارج معنوى اى است كه برايشان قائل مى شوند.

۱۶ سال پيش در شهر آخن، كه شهرى است دانشگاهى واقع در ايالت نوردراين وستفالن  آلمان،  ۴۶ نفر از شهروندان آخنى سازمانى را تاسيس كردند به نام “جايزه صلح آخن”  كه هدف آن ارج نهادن بر كار زنان، مردان يا گروههايى بود كه با فعاليت خود  در جامعه به تفاهم ميان ملتها و انسانها كمك كرده، در راه ازميان بردن پيش داوريها كوشيده و بدين ترتيب به استوارى جامعه مدنى در ميهنشان يارى رسانده اند. امروز اين سازمان حدود ۴۰۰ عضو دارد.

آن گونه كه در اساسنامه اين سازمان آمده است، هدف مبتكران اين جايزه اعطاى جايزه به انسانهايى است كه “از پايين” در راه برقرارى صلح تلاش مى كنند. در باره اين كه تلاش از پايين به چه معناست،  رييس سازمان جايزه صلح آخن، اوتمار اشتاين بيكر Otmar Steinbicker، مى گويد:

““از پايين” يعنى انسانهايى كه لزوما در زمره شخصيتهاى معروف و از اعضاى دولت نيستند، بلكه انسانهايى هستند همچون ما  كه فعال در  سازمانى مدنى در آخن هستيم، و در كشورهاى ديگر جهان به عنوان شهروند كشورشان در راه صلح فعاليت مى كنند.”

جايزه صلح آخن مستقل از معيارهاى ايدئولوژيك، مذهبى و حزبى و مستقل از تعلقات اجتماعى يا ملى برنده جايزه اعطا مى گردد.اوتمار اشتاين بيكر در باره روند انتخاب برندگان چنين مى گويد:

هر عضو سازمان جايزه صلح آخن اين امكان را دارد كه زن و مردى را به عنوان نامزد دريافت جايزه پيشنهاد كند. سپس هيات رييسه سازمان بحثى فشرده را در باره اين پيشنهادها انجام مى دهد. و بعد پنج پيشنهاد را به مجمع اعضاى سازمان معرفى مى كند، و در نهايت همه اعضا در مجمع اعضاى سازمان در باره انتخاب يك يا دو برنده جايزه تصميم مى گيرند.”

نام برندگان جايزه سال ۲۰۰۴ صلح آخن اعلام شده و اين جايزه در  اول ماه سپتامبر، يازدهم شهريور ماه،  به وكيل ترك مدافع حقوق بشر خانم ارن كسكين و سازمان مادران سربازان روس داده خواهد شد.

ارن كسكين، حقوقدان۴۵ ساله، از سال ۱۹۸۴ به عنوان وكيل دادگسترى در استانبول كار مى‌كند و ۱۸ سال است كه در سازمان “اينسان حقلارى دارنئى  Insan Haklari Dernegi” فعاليت دارد، كه با نوزده هزار عضو بزرگترين سازمان مدافع حقوق بشر در تركيه است. كسكين با موضع ‌گيريهاى خود در پهنه همگانى درباره سياست تركيه در رابطه با موضوعهاى حقوق بشر و نيز درگيريهاى درون كشور و با پشتيبانى خود از حقوق زنان زير پيگرد زندگى خود را نيز به شدت به خطر انداخته است.  
                                                                                   
ارن كسكين در سال ۱۹۹۷ با ديگر وكيلان زن پروژه‌اى را آغاز كرد براى كمك حقوقى به زنانى كه مورد تجاوز جنسى يا ديگر شيوه‌هاى بدرفتارى جنسى نيروهاى امنيتى دولتى بوده‌اند. اين پروژه به زنان مراجعه ‌كننده بدون دريافت پول كمك حقوقى مى‌كند و از آنان در دادگاه در برابر مجرمان دفاع مى نمايد. اكثريت اين زنان كرد هستند.

 برنده ديگر جايزه صلح آخن، ”سازمان اجتماعى حمايت حقوقى مادران سربازان سنت پطرزبورگ“ در سال ۱۹۹۱ تاسيس شد. فعاليت اين سازمان در جهت كمك به بيش از صد هزار سربازى بوده است كه حاضر به شركت در جنگ نبوده‌اند يا به اصطلاح از خدمت فرار كرده‌اند و نيز به خاطر مقاومت در برابر جنگ در جمهورى چچن دريافت مى‌دارد. اين سازمان تا كنون به ۱۵۰ هزار نفر خدمات مشورتى عرضه كرده است. با كمك اين سازمان بيش از صدهزار نفر مشمول خدمت سربازى توانستند از خدمت زير پرچم سر باز زنند و بيش از ۵۰۰۰ نفر توانستند پيش از پايان دوره خدمتشان از ارتش مرخص شوند. اهميت كار اين سازمان را مى‌توان با توجه به موارد بى ‌شمار نقض حقوق بشر در ميان نيروهاى ارتش روسيه درك نمود. هر ماهه حدود يك هزار نفر براى مشاوه به اين سازمان مراجعه مى‌كنند: در ميان مراجعه‌كنندگان مشمولان خدمت و سربازانى هستند كه واحد خود را ترك كرده‌اند، چون نمى‌توانسته‌اند، بيش از اين آزارهاى موجود را تحمل كنند.

با توجه به فعاليتهاى ياد شده، درك كردنى است كه چرا جايزه صلح آخن  به خانم كسكين و سازمان مادران سربازان روس تعلق گرفته است. اوتمار اشتاين بيكر در اين باره مى گويد:
معيارهاى مهم براى ما يكى فعاليتهاى آنها بوده است براى صلح و حقوق بشر، و ديگر آنكه جان اين زنان به خاطر فعاليتهايشان در خطر است. ما اميدواريم با تاثيرى كه اعطاى  جايزه در سطح جامعه مى گذارد، بتوانيم به برندگان جايزه كمك كنيم. اعطاى جايزه به معناى پشتيبانى از كار آنان است. آنها مى توان در ادامه كار خود نشان دهند كه اين جايزه به پاس فعاليتهايشان به آنان داده شده است و اين باعث مقبوليت آنان در اذهان عمومى و تقويت كارشان در كشورشان مى شود.”

كيواندخت قهارى

 

به بهانه پنجاهمين سالگرد انتشار مجله آلمانى Brigitte و نگاهى به نشريات ايرانى ويژه زنان

الهه خوشنام - راديو آلمان - پنج شنبه 24 ارديبهشت 1383- 13 مه  2004

 

مجله Brigitte در آلمان پنجاه ساله شد. نشريه اى كه پنجاه سال است ويژه زنان آلمانى منتشر مى شود، نه تنها در اين پنجاه سال به خواب نرفته بود كه مطمئنا فرصتى بيش از ۵ روز و چه بسا ۵۰ سال ديگر را در اختيار خواهد داشت. اما راستى بنيانگذاران نشريات زنانه در ايران كجا رفتند؟ اطلاعات بانوان و زن روز چندساله شد؟ نويسندگان و خبرنگاران آن چكاره شدند؟

روزنامه نگاران، برجستگان هنرى، فرهنگى و سياسى همه در جشن پنجاه سالگى مجله Brigitte شركت داشتند. تلويزيون هاى مداربسته تاريخ مستند مجله را در گوشه و كنار سالن نمايش دادند و مدعوين را در جريان رويدادهاى آن نشريه گذاشتند و زير پاى سردبيران و بنيانگذاران فرش قرمز انداختند. حسرتى كه در دل ما مانده است.

راستى بنيانگذاران نشريات زنانه در ايران كجا رفتند؟ اطلاعات بانوان و زن روز چندساله شد؟ نويسندگان و خبرنگاران آن چكاره شدند؟ حتما هريك از گوشه اى فرا رفتند. عفت داداش پور، رييس بخش روزنامه نگاران سازمان ملل متحد شد. منصور پيرنيا، هما احسان، پرى اباصلتى و صدها نفرى كه در مجلات زنانه قلم مى زدند در اين سوى و آن سوى جهان هريك بكارى مشغولند. استعدادهاى جوان چون نازنين انصارى كه رييس هيات مديره خبرنگاران خارجى در بريتانيا شده است، هريك در يكى از رسانه هاى گروهى خارجى مشغول بكارند. جمعى كه مى توانستند بهترين نشريات زنانه را در ميهن خودمان به راه بياندازند.

اما گويا نام «زن» در ايران درست مطابق با جن و بسم اله است. مجله «زن» توقيف مى شود، كتاب زنان موسيقى ايران و نويسنده و ناشرش در دادگاه محاكمه مى شود و راى دادگاه براى كتاب زنان پرده نشين و مردان جوشن پوش، همانا پرده نشينى زنان است و جوشن پوشى مردان. زنان فيلمساز نيز از اين قاعده مستثنى نيستند. نيمه پنهان تهمينه ميلانى، زندان زنان منيژه حكمت در خارج از ايران برنده ى جوايزى مى شوند و در ايران به زير تيغ سانسور مى روند.

بر سايت اينترنتى زنانه فيلتر مى گذارند و نويسندگان و شاعران زن همچنان مشغول دست و پا زدن هستند تا سرى در ميان سرها بلند كنند و زهرا كاظمى خبرنگار زير دست و پا له و لورده مى شود. آيا زمانى خواهد رسيد كه زير پاى زنان تاريخ ساز ايران نيز فرش قرمز بياندازند؟ آيا بنيانگذاران زن روز و اطلاعات بانوان را به خاطر شهامت و نيروى سترگشان خواهيم ستود؟ فرش قرمز و ستايش از بنيانگذاران پيش كششان. آيا روزى خواهد رسيد كه دست از اين زن ستيزى برداريم؟!

 

ختنه زنان، آئينى همانند شكنجه

راديو آلمان - پنج شنبه 24 ارديبهشت 1383- 13 مه  2004

 

روز چهارشنبه ۱۲ ماه مه، دادگاهى واقع در شهر اولدنبورگ آلمان راى به پذيرش پناهندگى يك زن از كشور آفريقايى توگو داد كه تقاضايش قبلا در سال ۲۰۰۲ رد شده بود. علت پذيرش تقاضاى اين زن ۲۳ساله، رواج سنت ختنه زنان در توگو و خطر انجام آن در مورد اين زن بود. دادگاه حكم كرد كه وى به كشورش بازپس داده نشود.

راى قضات مبتنى بر اين بود كه امر ختنه زنان به مثابه آزار و ايذاى سياسى است و ميتواند  شكنجه اى قلمداد شود كه به طور چشمگيرى شان فرد را پايمال كرده و به طبيعتش آسيب ميرساند. هر زن توگويى كه از رسم ختنه بگريزد، بايد روى اعمال فشارهاى  سخت نسبت به خود حساب باز كند.

زن جوان ۲۳ ساله  توانست قضات را متقاعد كند كه از توگو بخاطر چنين تهديدى گريخته و اگر به آنجا بازگردد، جانش در امان نخواهد بود. اين در حالى است كه از سال ۱۹۸۸ در توگو موضوع ختنه كردن زنان به طور قانونى، ممنوع اعلام شده اما  عملا به دليل كمبود حمايت هاى دولتى از زنان، اين قانون تاثير اندكى در پرهيز از اجراى اين رسم داشته است.  توگو در غرب افريقا واقع شده است.

 

 

اتحاديه زنان اردن : شکنجه زنان عراقي وحشتناک است 

ايرنا : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۳ برابر با۱۳ م۲۰۰۴ي

خانم "لينا حزام " عضو برجسته اتحاديه زنان اردني ، شکنجه و بدرفتارى

زنان زنداني عراق در زندان هاى تحت اشغال نيروهاى آمريکايي و انگليسي

را وحشتناک و خارج از هر قانون بين المللي توصيف کرد .

وى در گفت وگو با ايرنا با اشاره به رفتارهاى غير اخلاقي نظاميان

اشغالگر در عراق در قبال زندانيان اين کشور گفت : "متاسفانه اشغالگران

جايگاه و حرمت مردم مسلمان عراق را شکسته و پا را فراتر نهاده و با زنان

زنداني نيز بدرفتارى و آنان را به بدترين شيوه هاى غير معقول شکنجه

مي نمايند.

وى نيروهاى اشغالگر را به خاطر نقض قوانين محکوم کرده و از مراجع بين

-المللي و سازمانهاى وابسته به حقوق بشر خواست تا با اعزام هياتهاى

مختلف ، اين جنايتهاى اشغالگران را براى افکار عمومي و آزاده جهان آشکار

سازند.

عضو برجسته زنان اردني همچنين خواستار خروج هر چه سريعتر نيروهاى

خارجي از عراق شده و نسبت به برگزارى انتخابات آزاد که زنان اين کشور نيز

در آن نقش موثرى داشته باشند، تاکيد کرد.

 

مصوبه مجلس در خصوص ارث بردن زن برخلاف فقه است

پنج شنبه 24 ارديبهشت 1383- 13 مه  2004

 

خبرگزاري فارس: آيت‌الله نوري همداني مصوبه مجلس در خصوص ارث بردن زن از اموال غير منقول شوهر را برخلاف فقه و فرهنگ اهل بيت (ع) دانست.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني رسا، اين مرجع تقليد شيعيان در ديدار جمعي از كادر حفاظت پرواز كشور و قرارگاه خاتم الانبياء با اشاره به مصوبه اخير مجلس شوراي اسلامي يادآور شد: در مجلس شوراي اسلامي قانوني تصويب كردند كه زن و مرد در مساله ارث، از مال منقول و غيرمنقول يكديگر ارث مي‌برند و اگر ورثه ديگري نبود و هركدام از دنيا رفتند، كل ثروت را ديگري ارث مي‌برد.

وي افزود: در فقه و فرهنگ اهل بيت (ع) ، زن از عين خانه مرد ارث نمي‌برد و يك فقيه آشنا به فرهنگ اهل بيت (ع) نداريم كه با اين اصل مخالف باشد و ما بايد بر اساس فرهنگ اهل بيت (ع) گام برداريم.

آيت‌الله نوري همداني پرداختن مجلس به اين موضوع را كاري بيهوده عنوان كرد و يادآور شد: با توجه به تمام گرفتاري‌هاي اين ملت، همچون فقر و فساد و تبعيض،بيكاري جوانان و نبود اسباب ازدواج، مشكل مسكن و گراني، به جاي اينكه فكري براي اين موارد بكنند، رفته‌اند به سراغ چيزي كه خودشان مي دانند كه شوراي نگهبان آن را رد خواهد كرد.

مرجع تقليد شيعيان در بخش ديگري از سخنان خود دين اسلام را با منافع مشركان و كافران در تعارض ارزيابي كرد و گفت: قرآن سه دسته را دشمن اسلام مي داند؛ اولين گروه كفار هستند كه با دين اسلام دشمن‌اند و هر كافري در هر كجاي دنيا كه باشد، با اسلام عداوت و كينه دارد؛ دوم يهوديان هستند كه هيچگاه حيات و بقاي مسلمانان را نمي‌خواهند و از نظر قرآن، سومين گروه منافقان هستند كه بايد از آنها ترسيد.

وي متهم كردن، منزوي كردن و تهاجم به اسلام را سه ترفند دشمنان اسلام براي از بين بردن دين دانست و خاطرنشان كرد: دشمنان اسلام از چند جهت در كمين ما نشستند و چند جريان به وجود آوردند كه مهمترين آنها متهم كردن دين به افيون ملتها و حكومتها و شعار جدايي دين از سياست و طرفداري اسلام از اغنيا و عاجز بودن دين از اداره دنياي كنوني است.

 

 

كيفيت زندگي زنان پايين است

وقايع اتفاقيه -  پنج شنبه 24 ارديبهشت 1383- 13 مه  2004

خبرنگار اجتماعي-آزاده اكبري: «عمر مفيد زنان در كشور ما كم است اما اميد به زندگي بالاست. اين نشان مي‌دهد كيفيت زندگي زنان در ايران بسيار بسيار پايين است».

 

زناني كه در سرتاسر سالن نشسته‌اند انگار ناگهان به ياد گذشته‌شان مي‌افتند. دهمين سالگرد روز جهاني خانواده صبح چهارشنبه در خانه هنرمندان ايران برگزار مي‌شود و نمايندگان بيش از 30 تشكل غيردولتي فعال هم در اين مراسم حضور دارند. زهرا شجاعي، مشاور رئيس‌جمهور در امور زنان و رئيس مركز مشاركت زنان با آن پوشش هميشگي-چادر بدون مانتو-در مورد تحولات سريع دهه‌هاي اخير حرف مي‌زند و طبق معمول از دادن آمار و ارقام طفره مي‌رود.

 

«زماني كه اندازه سلامت زنان را محاسبه مي‌كنيم مي‌بينيم خيلي گسترده‌تر و بيشتر دچار بيماري‌هاي جسمي و رواني هستند. شايد اين به زماني برگردد كه زن‌ها استيفاي حقوق خود در خانواده را گناه مي‌دانستند. روحيه فداكاري و ايثار حتي در تغذيه و بهداشت هم جريان داشت. البته اين يك حسن اخلاقي است اما با چه هزينه‌اي؟»

 

در سال 1993 سازمان ملل متد طي قطعنامه‌اي، 15 ماه مي را به عنوان روز جهاني خانواده اعلام كرد. امسال با گذشت ده سال از آن روز، اين مراسم با شعار «جامعه سالم، خانواده سالم و مسؤوليت مشترك» برگزار مي‌شود. اين مراسم همزمان با تهران در 5 استان ديگر به صورت غيرمتمركز اجرا خواهد شد. در آغاز برنامه روز جهاني خانواده در تهران پيام دبيركل سازمان ملل به مناسبت اين روز قرائت شد.

 

پس از آن شجاعي با اشاره به تحولات سريع در 30 سال آخر هزاره دوم ميلادي تأثير اين تغييرات را بر بنيان خانواده غيرقابل انكار دانست.

 

وي با اشاره به اصل اجتهاد و تغييرات بعضي از احكام در طول زمان گفت: «چنين نيست كه در خانواده يك نفر به عنوان آقا، برتر، فرمانده و بزرگتر مطرح باشد و همه امور را تحت سيطره خود قرار دهد. خانواده پدرسالار در دنياي امروز جايي ندارد. ديگر فرزندان و بخصوص زنان اين مسأله را نمي‌پذيرند. آنها داراي حقوق، انتظارات و توقعات هستند و نسبت به آن آگاهند.»

 

شجاعي تداوم خانواده را در وجود زن دانست: «زن نخ تسبيح خانواده است. همان طور كه از آقاي خاتمي پرسيدند كه حرف آخر را در خانه چه كسي مي‌زند؛ گفت بنده! چون من مي‌گويم چشم!»

 

مشاور رئيس‌جمهور در امور زنان از نبود دستگاه و تشكيلاتي كه متولي امر خانواده باشد گلايه كرد و در مورد طرح شوراي عالي خانواده به رياست رئيس جمهور عضويت وزراي ذي‌ربط و مركز امور مشاركت زنان اظهار داشت كه اين شورا در عالي‌ترين نوع تصميم‌گيري نسبت به خانواده سياستگذاري مي‌كند.

 

شجاعي سه ويژگي خانواده اسلامي را مودت يعني بيان محبت، رحمت يعني رفع نياز از يكديگر و سكينه به معناي رفع نيازهاي جنسي دانست. او در مورد آموزش نيازهاي جنسي گفت: «شرم و حياي بي‌مورد در مورد نيازهاي جنسي و عدم آموزش صحيح باعث عدم استحكام بنيان خانواده شده است. درصد بالايي از طلاق‌ها به دليل عدم آشنايي به مكانيزم و روش‌هاي بهره‌مندي طرفين از اين پديده مبارك است. ما براي ايجاد جامعه سالم نياز داريم تا دوباره تعريفي از خانواده داشته باشيم و در آن در مورد حقوق، تشكيلات و مناسبات خانواده دوباره فكر كنيم.»

 

شجاعي در گفت‌وگو با وقايع اتفاقيه در مورد درصد بالاي طلاق‌ها به دليل مسائل جنسي آماري نمي‌دهد. وي در پاسخ به اينكه آيا مركز امور مشاركت زنان آموزش خاصي در اين زمينه داشته، مي‌گويد كه تا به حال هيچ برنامه‌اي در اين جهت انجام نشده است.

 

شجاعي در پاسخ به اينكه قانون ولايت خانواده را از آن همسر دانسته و وظيفه او را در ارتزاق و تأمين معاش و امنيت محدود كرده است، گفت: «متأسفانه ولايت در خانواده تبديل به حاكميت شده است. درست است كه مي‌گويند الرجال قوامين علي‌النساء ولي اين را هم بايد توجه كرد كه يقولون امور نساء.

 

اين يعني مرد بايد تمام وسايل آسايش و آرامش زن را فراهم كند. اينكه خيلي خوب است. علاوه بر اين در قانون ما حسن معاشرت هم داريم، اين وظيفه مرد است كه با زن حسن معاشرت و مودت داشته باشد.»

 

ماده 158 قانون برنامه سوم توسعه بر انجام فعاليت‌ها پيرامون مسائل زنان با توجه به تحكيم بنياد خانواده تأكيد دارد. قانون ايران كه معمولاً زن را در چارچوب خانواده مي‌بيند و به او همواره از منظر محكم‌كننده اركان خانواده نگاه مي‌كند در قانون سوم توسعه هم او را در همين قاب ديده است. مركز امور مشاركت زنان هم طرح‌هاي پژوهشي تازه‌اي در نظر دارد كه مشخص نيست در فرصت كوتاه باقي مانده آيا زماني براي اجراي آنها باقي مي‌ماند يا خير. طرح‌هايي مثل طرح ملي بررسي خودكشي زنان، بازنگري قانون مدني از حيث قيموميت، حضانت و طلاق، طرح محاسبه ارزش كار خانگي زن، تشكيل كميته امحاي خشونت عليه زنان، اختصاص اعتبار براي بهبود وضعيت زنان سرپرست خانوار و طرح بيمه زنان خانه‌دار.

شجاعي تا پايان برنامه در سالن نمي‌ماند. از پله‌ها به همراه دو خانم همراه پايين مي‌روند و دوربين منيژه حكمت كه در اين مراسم حضور دارد آنها را دنبال مي‌كند. در تلويزيون بزرگ راهرو ميزگرد گفت‌وگوي سه نسل آغاز شده است؛ مادر و پدربزرگ، پدر و مادر و فرزندان. گفت‌وگويي كه هيچ ناظر قانوني ندارد.

 

بازتاب جلوگيري از تشكيل سازمان‌هاي زنان در خانه هنرمندان

از فعاليت آشپزخانه‌اي تا مبارزه سازماني

 وقايع اتفاقيه - پنج شنبه 24 ارديبهشت 1383- 13 مه  2004

 

سينا- ممانعت از ديدار 50 تن از نمايندگان سازمان‌هاي غيردولتي زنان در كافي‌شاپ خانه‌ هنرمندان توسط مديران خانه هنرمندان، عكس‌العمل‌هاي اعتراض‌آميز فعالان حوزه زنان را برانگيخت.

اين نمايندگان كه به منظور آشنايي با فعاليت‌هاي يكديگر در عصر روز 20 اردبيهشت به دعوت دكتر نيره توكلي جامعه‌شناس و فعال در حوزه زنان در محل كافي‌شاپ خانه هنرمندان گرد هم آمده بودند به دليل مخالفت مسؤولان خانه هنرمندان با سخنراني و گفت‌وگوي جمعي از خانه هنرمندان خارج شده و جلسه خود را بر روي سنگفرش‌هاي محوطه پارك اين محل برگزار كردند.

اين نحوه برگزاري نيز با تذكرات مكرر نيروي انتظامي تحت عنوان سد معبر مواجه و پس از يك ساعت طي اخطار جدي مأموران لباس شخصي متفرق شد.

 

زنان مي‌توانند شكايت كنند

زهرا نژاد بهرام، مشاور فرماندار تهران در امور بانوان، در اين زمينه مي‌گويد: به دليل اين كه اين ميهماني دوستانه هيچ‌گونه شكل تجمعي نداشته هرگونه برخوردي با اين افراد غيرقانوني است و در صورت تنظيم شكايت حاضران در اين جلسه، از برخوردهاي نادرست، قابل پيگيري قانوني است و از سوي اين دفتر حمايت مي‌شود.

 

زنان جايي براي جمع شدن و گفت‌وگو كردن ندارند

نوشين احمدي خراساني فعال حوزه زنان كه در اين ديدار دوستانه شركت داشت نيز معتقد است: وقتي زنان جايي براي جمع شدن و گفت‌وگو كردن ندارند ناچارند براي داشتن مكاني براي فعاليت‌هاي اجتماعي‌شان به افراد رجوع كنند و نه ارگان‌هايي كه ضرورت وجودشان پاسخ ندادن به نيازهاي شهروندي است.

او مي‌گويد كه سنگيني فشار اين نگاه متوليانه است كه از يك سو به هر مسؤولي حق مي‌دهد. فضايي را كه به همگان تعلق دارد ملك مطلق خود بداند و از سوي ديگر زنان را مجبور مي‌سازد براي اجراي هر برنامه‌اي دغدغه مكان داشته باشند: دغدغه «مكان يابي» و دغدغه «مكان حفظي».

 

با مسائل اجتماعي برخورد سياسي مي‌شود

مرضيه مرتاضي لنگرودي فعال حوزه زنان، خود در آن جلسه حضور نداشته،اما مانند رويه هميشگي خود اعتراضش را با كلمات و تعابيري صريح و مطنطن ابراز مي‌كند: اين نوع برخورد با تجمع‌هايي كه هيچ پيام تبليغي يا اعتراضي ندارند و صرفاً در پي اهداف مشترك تشكيل مي‌شود تنها در جوامع خشن صورت مي‌گيرد.

 

لنگرودي با ابراز تأسف از اينكه در جامعه ما با مسائل اجتماعي برخورد سياسي مي‌شود مي‌گويد: اين فعالان سازمان‌هاي غيردولتي، زناني هستند كه با برخورداري از روحيه مصمم و براي همدردي با زنان محروم اجتماع به شكل داوطلبانه حركت‌هاي خيرخواهانه انجام مي‌دهند و برخورد نادرست با اين افراد به معني برخورد با حركت‌هاي اجتماعي زنان است.

 

خداحافظ آشپزخانه‌هاي عزيز!

 

برخورد اخير با جماعتي از زنان كه اساساً نه در راستاي اعتراضي سياسي بلكه در قالب جلسه‌اي كه در آن موضوع محوري، هماهنگي سازمان‌هاي غير دولتي است مي‌تواند سرآغاز برخورد‌هاي ديگر در اين حوزه باشد.

اين مسأله از آنجا حساسيت برانگيزتر مي‌شود كه در نظر آوريم پويش يا جنبش زنان به اعتقاد بخش وسيعي از جامعه شناسان يكي از پويش‌هاي مهم و تأثير گذار در آينده ايران خواهد بود؛ پويشي كه اگرچه امروز در مراحل اوليه و در مراتب سازماندهي ابتدايي قرار دارد،اما مي‌كوشد گفتمان حاكم مردسالار در همه حوزه‌ها را به چالش‌هاي جدي فرا بخواند.

 

NGOها و سازمان‌هاي غير دولتي مهمترين بستر فعاليت اين نگاه برتري ستيز است.نگراني فعالان زنان نيز فراتر از اتفاقي كه اين روزها در خانه هنرمندان روي داد متوجه آينده اين نوع برخورد‌هاست.

 

چالش جدي فرداي نه چندان دور ايران ظهور گفتمان‌هاي نو در حيطه جوانان و زنان خواهد بود.با اين وصف احتمالاً زناني كه مي‌كوشند با استبداد مردانه ستيز كنند در آينده رويارويي سختي را تجربه خواهند كرد.

آنان مي‌خواهند به همه نشان دهند كه فعاليت زنان ديگر با نمايش تصاويري از چرخ خياطي‌ها و جاروها و ظرف‌هاي تميز برق‌افتاده و خانه مرتب و لباس‌هاي اتوكرده كامل نخواهد بود.

به تعبير ديگر آشپزخانه ديگر تصوير مناسبي براي نمايش فعاليت زنان نيست .چرا كه پارادايم زن خوب فرمانبر و خانه نشين در حال دگرگوني است و غيبت زنان در اين حوزه‌ها را بايد با شناسايي آنان در مراكز راهبري سازمان‌هاي غيردولتي در كنار هم مشاهده و تعريف كرد.

 

 

نقش جديد زنان در افغانستان- بخش پايانى

پنج شنبه 24 ارديبهشت 1383- 13 مه  2004

 

فريد خروش- شرق: سيما ثمر از همان ابتدا در كابينه كارش را با تلاش و جديت آغاز كرد و به عنوان نماينده زنان افغان براى اينكه جديتش را در پيگيرى و احقاق حق نيمى از جمعيت افغانستان نشان دهد، حتى از موارد جزئى هم چشم پوشى نكرد. هنگامى كه وى و همكار ديگرش سهيلا صديق به كابينه مى رفتند، عمدتاً مورد بى توجهى و بى اعتنايى ديگر اعضاى كابينه كه همه مرد بودند قرار مى گرفت. هربار كه يكى از وزيران و حتى خود حامد كرزاى مى خواست صحبت كند، سخنش را با «برادران! برادران!» آغاز مى كرد. به همين خاطر پس از مدتى سيما ثمر كرزاى را به كنارى كشيد و به او گفت كه به كار بردن «برادران! برادران!» يعنى حذف من. از آن پس كرزاى در سخن گفتن سعى مى كند اين توازن ظريف را رعايت كند.

 

در تاريخ معاصر افغانستان زنان هيچ گاه به عنوان سكاندار پست هاى كلان مديريتى نقش چندانى نداشته اند. تنها در زمان كمونيست ها بود كه براى نخستين بار يك زن (آناهيتا راتب زاد) به عنوان وزير تعليم و تربيت به كابينه راه پيدا كرد. در گذر از ۲۳ سال جنگ هيچ زنى در موقعيت ها و نقش هاى تعيين كننده و احزاب سياسى وجود نداشت و مقامات افغان به حضور زن در كنار خود عادت نكرده اند. شايد به همين خاطر بود كه شش ماه بعد از روى كار آمدن دولت موقت در جريان برپايى لويه جرگه اضطرارى هنگامى كه سيما ثمر بيشترين ميزان آرا را به عنوان رئيس لويه جرگه به خود اختصاص داد، سران مجاهدين و بزرگان قبايل كه به عنوان نماينده در لويه جرگه حضور داشتند ديگر كاملاً حوصله شان سر رفت و به خشم آمدند. براى آنان غير قابل باور و تحمل بود كه در گروه هايى سنتى افغان ها كه مخصوص «ريش سفيدان» است، يك «زن» رياست كند. بنابراين نه تنها رياست ثمر را نپذيرفتند، بلكه پس از اتمام كار لويه جرگه با بهانه قراردادن اين كه اظهارات وى در يك گردهمايى مخالف اسلام بوده او را مجبور به كناره گيرى از پست وزارت كردند. البته زنان افغان سنگر وزارت را از دست ندادند و بلافاصله «حبيبه سرابى» به اين پست منصوب شد.

 

طى يك فرمان ديگر از جانب كرزاى سيما ثمر اين بار رياست سازمان مستقل حقوق بشر افغانستان را به عهده گرفت. پستى كه در ابتدا گروه هاى تفنگ سالار هيچ بهايى به آن قايل نبودند. تنها پس از گذشت چند ماه و هنگامى كه قضيه مصادره اجبارى زمين و خانه هاى شهروندان كابل در يكى از محله ها تبديل به يك جنجال بزرگ شد و سازمان مستقل حقوق بشر اسامى برخى از مقامات دولتى از جمله چند وزير را به عنوان غصب كننده اين زمين ها و خانه ها و نقض كننده حقوق اساسى اين شهروندان اعلام كرد، سران گروه هاى جهادى نه تنها به اهميت پست جديد سيما ثمر بلكه به پديده جديدى به نام «حقوق بشر» نيز پى بردند. مقوله اى كه پيش از آن براى آنان هم گنگ و نامفهوم بود و هم بسيار بى اهميت.

اينك كه دو سال از عمر دولت موقت مى گذرد، به نظر مى رسد زنان افغان با اعتماد به نفس بيشترى به دورنماى آينده افغانستان چشم دوخته اند. آنان در لويه جرگه قانون اساسى افغانستان حدود يك سوم از كرسى هاى نمايندگى را به خود اختصاص دادند. در همين گرد همايى تاريخى آنان همبستگى و اتحادشان را در حمايت از «ملالى جويا» نماينده زن جوانى كه با اظهاراتش عليه جنگ آوران باعث خشم آنان و جنجال زياد شد، به نحو حيرت انگيزى به نمايش گذاشتند. و باز در همين لويه جرگه زنان نماينده با قاطعيت روى يك ماده از قانون اساسى كه تساوى حقوق اتباع افغانستان را به رسميت مى شناخت پافشارى كردند. آنان خواستار اين بودند كه ماده مذكور به طور شفاف و روشن بيان كند كه «زن» و «مرد» در حقوق مدنى افغانستان در همه موارد داراى حقوق برابر و مساوى هستند، اين ماده مطابق نظرنمايندگان زن تغيير كرد و در نتيجه آنان پس از اين در تصدى هيچ يك از شغل ها و پست هاى رسمى حكومتى مانع حقوقى ندارند. در تازه ترين تلاش ها در همين راستا يك زن افغان خود را كانديد انتخابات رياست جمهورى كه قرار است حدود چهار ماه ديگر برگزار شود كرده است.

به احتمال زياد «مسعوده جلال» موفق نخواهد شد پست رياست جمهورى را به دست آورد، اما هم او و هم ساير زنان افغان به خوبى مى دانند كه براى نخستين بار است كه در افغانستان يك زن از چنين حقى برخوردار مى شود و اين امر يك نقطه عطف در تاريخ سياسى افغانستان به حساب مى آيد. تحولى كه زنان در بسيارى از كشورهاى اسلامى كه نسبت به افغانستان به مراتب توسعه يافته تر و مرفه تر هستند، خوابش را هم نمى توانند ببينند.