زنان - چهار شنبه 23 ارديبهشت 1383- 12 مه  2004

 

 

نقش جديد زنان در افغانستان

فريد خروش- شرق:

زنان افغانستان به ويژه زنان كابلى به اين زودى ها نمى توانند «مولوى قلم الدين» و فرمان هاى هراس آور و بعضاً عجيبش را از يابد ببرند. در اوايل ورود طالبان به كابل كه شهروندان كابلى هنوز ياد نگرفته بودند چگونه خودشان را با فرامين مولوى قلم الدين تطبيق دهند، بسيارى از زنان و دختران سوزش اصابت شلاق ماموران خشن و عبوس تحت امر وى را در ساق پاهاى شان حس كردند. در يكى از فرمان هاى مولوى قلم الدين راجع به زنان چنين آمده بود: «پوشيدن لباس هاى شيك ، تجملى، تنگ و جذاب و استفاده از تزئينات و لوازم آرايش توسط زنان ممنوع است. زنان بايد وقار خود را حفظ كنند، كفش هاى پاشنه بلند نپوشند، آرام راه بروند تا هنگام راه رفتن صداى كفش شان را مردان نامحرم نشنوند. در غير اين صورت ملعون شريعت اسلامى خواهند بود و نبايد انتظار بهشت را داشته باشند.» اينكه چگونه مامورين مولوى قلم الدين متوجه تزئينات و آرايش زنان مى شدند، در حالى كه آنان از فرق سر تا نوك پا خود را در «برقع» مى پوشاندند، به راستى امرى بود بسيار اسرارآميز!

 

حساسيت ويژه مولوى قلم الدين نسبت به زنان و دختران تنها به ساكنين كابل و ديگر شهرهاى افغانستان محدود نگرديد. فرمان هاى او عطف به ماسبق هم شد و حتى به زنانى كه چندين قرن پيش مى زيستند و اكنون ديگر زنده نبودند، نيز تسرى و تعميم پيدا كرد. مقبره رابعه بلخى شاعره مشهور قرن چهارم هجرى در شهر بلخ (۱۵ كيلومترى غرب مزار شريف) قرار دارد. در تاريخ ادب فارسى او اولين زنى بود كه اشعار ماندگار و عاشقانه سرود. رابعه كه دختر يكى از بزرگان و اشراف بلخ بود، عاشق يك برده شد، برادرش به عنوان مجازات دستش را قطع كرد و او آخرين اشعارش را در بستر مرگ در حالى سرود كه در خونش غوطه ور بود. قرن هاست كه دختران و پسران جوان افغان آرامگاه او را به عنوان اسوه عشق و دلدادگى زيارت مى كنند و براى موفقيت در عشق خود در آنجا به راز و نياز مى پردازند.

اداره امر به معروف و نهى از منكر طالبان پس از تسخير مزار شريف بازديد از مقبره رابعه بلخى را نيز به دليل اينكه آرامگاه يك «زن» است و امكان دارد زيارت آن مردان و جوانان را آلوده به شهوت و گناه كند، ممنوع اعلام كرد! بدين ترتيب فرمان هاى هراس آور مولوى قلم الدين نه تنها تن زنان و دختران كابلى و ديگر شهرها را كه حتى روان زنان افغان را در گور نيز به لرزه درمى آورد. مولوى قلم الدين رئيس اداره امر به معروف و نهى از منكر حكومت طالبان بود و فرمان هايش به طور مرتب از راديو كابل كه در زمان طالبان به راديو شريعت تغيير نام داده بود، پخش مى شد. تا دو سال پيش يعنى اواخر حكومت طالبان، مولوى قلم الدين تقريباً به طور كامل موفق شده بود زنان افغان را خانه نشين و از ورود آنان در عرصه فعاليت هاى اجتماعى و بيرون از منزل جلوگيرى كند.

 

اما اينك كه دو سال از فروپاشى حكومت طالبان مى گذرد، به نظر مى رسد وضعيت زنان افغان بسيار متفاوت و رو به بهبودى است. اين روزها در كابل وقتى به ادارات دولتى و موسسات فعال در امور اجتماعى مراجعه شود، زنان و دخترانى ديده مى شوند كه با لباس هاى شيك و مرتب و بعضاً با يونيفورم رسمى و با اشتياق و خوشرويى به مراجعه كنندگان پاسخ مى گويند. اين زن ها كه از يك سو تجربه انزوا و خانه نشينى در زمان طالبان را به خاطر دارند و از سوى ديگر به دليل وضع بد اقتصادى نيازمند شغل و درآمد هستند، به هيچ عنوان نمى خواهند بار ديگر آزادى و شغل شان را از دست بدهند. زنان افغانستان در دوره طالبان شرايط سختى را تجربه كردند كه در زمان حاضر نمونه آن در هيچيك از كشورها ديده نشده است. شايد به همين خاطر بود كه در فرداى سقوط حكومت طالبان آنان بيش از ساير اقشار جامعه افغانستان به تكاپو افتادند و خواستار بهبودى وضعيت شان در نظام آينده شدند.

هرچند كه يك دهه حكومت مجاهدين و طالبان گسست شديد بر روند آموزش و مشاركت زنان افغان در امور اجتماعى وارد كرد، ولى خود همين موضوع و مخصوصاً محدوديت هاى اعمال شده از سوى طالبان توجه جامعه جهانى را به طرف اين معضل بزرگ جلب كرد. بنابراين با روى كار آمدن دولت موقت و به رغم اينكه گروه هاى جهادى هنوز هيچ اهميت و جايگاهى در حكومت براى زنان قايل نبودند، تحت فشار افكار عمومى جامعه جهانى دو زن (دكتر سيما ثمر به عنوان وزير امور زنان و سهيلا صديق به عنوان وزير صحت عامه) به كابينه حامد كرزاى راه پيدا كردند. زنان افغان خود هم به خوبى آگاهند كه مشكل واقعى شان بر مى گردد به ساختارهاى جامعه سنتى و مردسالار افغانستان و اين دو وزارتخانه در معادلات پيچيده سياسى افغانستان سهم چندان دندانگيرى به حساب نمى آيد، اما اگر شرايط عمومى افغانستان و خصوصاً تجربه عصر طالبان در نظر گرفته شود آن وقت به عنوان قدم هاى نخست مى تواند دستاوردهاى بسيار بزرگ براى آنان باشد.

 

در عصر پس از طالبان، اينك دكتر سيما ثمر وزير پيشين امور زنان و رئيس فعلى سازمان مستقل حقوق بشر افغانستان نماد و سمبل زنان امروز افغانستان محسوب مى شود. ثمر كه در رشته پزشكى از دانشگاه كابل فارغ التحصيل شده است، در سال هاى بگير و ببند كمونيست ها شوهر و بسيارى از بستگانش را از دست داد و با آغاز خيزش مردم افغانستان عليه تجاوز ارتش شوروى، فعاليت هاى پزشكى و وامدادى اش را در مناطق فقير و دورافتاده افغانستان شروع كرد.

او در جريان فعاليت هايش حتى از سوى افراد وابسته به برخى گروه هاى جهادى به اتهام روشنفكرى و داشتن ارتباط با كمونيست ها مورد تعرض و بى حرمتى قرار گرفت ولى با تمام اينها يك دهه بعد هنگامى كه جنگ هاى داخلى مجاهدين، افغانستان را به ويرانه تبديل ساخته بود، «موسسه شهدا» سازمان امدادرسانى كه «ثمر» تاسيس و راه اندازى كرده بود، با چهار بيمارستان مجهز، دوازده كلينيك، ده ها مدرسه ابتدايى و متوسطه كه بيش از ۲۵ هزار دختر و پسر را تحت پوشش داشت، به ارائه خدمات به مناطق محروم و دورافتاده افغانستان مشغول بود.

همين خدمات برجسته بود كه طى آن سال ها چندين جايزه معتبر بين المللى را در زمينه حقوق بشر براى او به ارمغان آورد. بنابراين در اجلاس اول بن كه منجر به روى كار آمدن دولت موقت گرديد، وقتى بسيارى از افغان ها و موسسات و نهادهاى بين المللى دست اندركار در امور افغانستان سيما ثمر را به عنوان يكى از اعضاى كابينه پيشنهاد كردند، هيچكس حتى سران گروه هاى جهادى نتوانستند با ورود وى به كابينه مخالفت كنند.

 

ادامه دارد

 

 

 

 

چرا ما درباره «زن» سخن مى گوييم؟

على حاجلى - شرق:

 

۱) طرفداران نگرش هاى فمينيستى و مدعيان «جنبش زنان» معتقدند چون جنبش زنان در جامعه ما جدى شده است و زنان در حال يك كنش جمعى فعال هستند، پس پژواك موضوع زن نيز در جامعه ما افزايش يافته است. اين پاسخ حتى اگر صحيح هم باشد يك پاسخ احساسى است ولى براى دقيق تر كردن آن مى توان مباحث نظرى خاصى را به عنوان نقطه عزيمت خود انتخاب كرد و آن را اندكى بسط داد. رونالد اينگلهارت، مجرى يك طرح پژوهشى فراكشورى است كه در آن به تحول ارزش ها و نگرش هاى مردم كشورهاى پيشرفته صنعتى طى دوره پس از جنگ جهانى دوم پرداخته است. يكى از نتايج بررسى او پاسخ به اين سئوال است كه چرا مردم به جنبش هاى جديد اجتماعى مى پيوندند و در اين ميان توجه خود را به ويژه به جنبش هاى زنانه معطوف كرده اند. او مى گويد، امروز اگر زنان تمايل بيشترى به جنبش فمينيستى دارند و يا اگر تمايل به جنبش هاى سبز افزايش يافته است ، لزوماً به معناى بغرنج تر شدن مسئله زنان و يا محيط زيست نيست .

 

بدون شك دستيابى زنان به حقوق خودشان امروز بيش از گذشته است ، ولى آنچه باعث پرحرارت تر شدن اين قبيل جنبش ها شده است افزايش تدريجى سطح مهارت هاى سياسى در ميان مردم است . به عبارت ديگر مردم نسبت به مسائل پيرامون خود آگاه تر و حساس تر شده اند. او معتقد است كنش سياسى مولد، مستلزم وجود برخى مهارت ها در ميان افراد است . مشاركت فعالانه وقتى روى مى دهد كه موضوع معينى برجسته شود، شخص درباره آن فكر كند و نتايج شناختى از ارزش هاى مهم خودش استنتاج كند. از اين منظر مى توان تكرار موضوع زن در جامعه ما را هم نتيجه افزايش آگاهى ها و قدرت درك مسائل توسط زنان دانست. يعنى حتى اگر جنبش زنان جدى اى هم در جامعه وجود نداشته باشد، مهارت شناختى زنان افزايش يافته و آنها قادر به درك شرايطى كه در آن قرار دارند هستند و به همين دليل ما بيش از هر زمان ديگرى درباره زن سخن مى گوييم.

 

۲) اما بر خلاف اين نگاه خوش بينانه مى توان يك نگاه بدبينانه نيز طرح كرد. براى طرح يك نگاه بدبينانه اجتماعى در دنياى مدرن هيچ نگاهى شايسته تر از نگاه سياه فوكو به قدرت در دنياى مدرن نيست. نگاه دقيق فوكو به سازوكارهاى درونى و غالباً ناپيداى دنياى مدرن از اين جهت حائز اهميت است كه كمك مى كند تا ساده لوحى بر جاى قطعيت طلبى ننشيند. فوكو به ما مى گويد كه چگونه «سوژه، زندان، ديوانه و... خلق گرديده اند. همه آنها محصول نگاه هاى خيره اى gaze بوده اند كه مشاهده گر با چرخش نگاه خود، به يك «تركيب» جديد دست مى يافت. با تولد يك تركيب جديد در واقع يك گفتمان حول آن شكل مى گرفت. شايد نگاه خيره اخير ما به «زن» موجب تولد زن به عنوان تركيب جديدى شده باشد.

 

قدرت فضاى نسبتاً آزادى ايجاد مى كند تا ما هر چه دل تنگمان مى خواهد به زبان آوريم. در عين حال نظمى در گفتار ما به وجود مى آورد كه ما در يك چارچوبه خاص سخن بگوييم. در واقع ما در بيان سخن، محصور در قواعدى هستيم كه سخن را بيش از آنكه از آن ما كند محصول كردار هاى گفتمانى مى كند. حال دو فرضيه مى توان مطرح كرد: ۱- از آنجا كه قدرت سياسى در پيوند با آموزه هاى مذهبى است و نظم موجود (به طور ويژه در حوزه زنان) از مذهب استنتاج مى شود، از سوى ديگر برخى از مطالبات اصلى زنان (مانند حق انتخاب حجاب، حق برابرى در روابط همسرى، مسائل مربوط به ارث، قتل و ديه و...) در تضاد با معارف مذهبى شريعتى قرار دارند ، مى توان چنين تصور كرد كه فرصت دهى به طرح اين مطالبات زمينه براى مشروع سازى مقابله با آن را مطابق با معارف مذهبى شريعتى ايجاد مى كند و هر چه سخن از اين مسائل بيشتر شود امكان مقابله را بيشتر مهيا مى كند.

 

لذا افزايش توليد سخن درباره «زن» در واقع از مكانيسم هاى اعمال قدرت است. ۲- مى توان از قدرت نهاد رسمى صرف نظر كرد و به قدرت نهادهاى غيررسمى مانند «كاپيتاليسم» اشاره داشت. به ويژه وقتى درباره جامعه اى مانند ايران سخن مى گوييم اهميت اين عامل بيشتر مى شود. چرا كه جامعه ما به دليل مختصات تاريخى و نيز فعلى خود داراى نوعى عطش به كاپيتاليسم است، بدون آنكه ارزيابى درستى از مزايا و معايب آن داشته باشد. كاپيتاليسم نيازمند برهم زدن قلمروها و بازتعريف آنها و حوزه گشايى است. براى مثال ما شاهديم كه سرمايه دارى چگونه لباس هاى بخيه خورده فقرا را به دامان خود مى كشاند و آن را به عنوان يك الگوى پوششى به خورد ما مى دهد. در اين حالت، در حالى كه ريخت ما در قلمرو فقراست، عمل ما تحت تاثير كاپيتاليسم است. سرمايه دارى براى حوزه گشايى، درست به نقاطى توجه مى كند كه مستعد تاثيرگذارى هستند. بسيارى از مطالبات فعلى زنان به ويژه اصلى ترين آنها يعنى حق انتخاب پوشش، دقيقاً نشيمنگاه مستعدى براى كاپيتاليسم است. اين سخن بدان معنا نيست كه اين دو دقيقاً در يك هدف مشترك قرار دارند بلكه سخن بر سر آن است كه يكى چگونه مى تواند ديگرى را در ذيل گفتمان خود مفصل بندى كند.

 

مى توان به يكى از نشريات اصلى مرتبط با زنان اشاره كرد و اين توجه را داد كه اغلب آگهى هاى آن صرفاً محصولات آرايشى و مصرفى است كه احتمالاً در تضاد با روح جنبش زنان قرار دارد. به بيان روشن ممكن است بتوان ادعا كرد كه اينجا هم قدرت (كاپيتاليسم) است كه ما را وادار مى كند درباره زنان و گشايش هاى بيشتر حقوق آنان سخن بگوييم. چرا كه گشايش هاى بيشتر، به معناى قلمروزايى بيشتر است. البته بايد يادآورى كرد كه وقتى از مكانيسم هاى قدرت سخن مى گوييم لازم نيست كه به دنبال كشف يك هيأت تصميم گير در وراى آن باشيم. در واقع قدرت چنان ناپيدا عمل مى كند كه هيأت هاى تصميم گير نيز خود تابعى از قدرتند.

 

۳) به سئوال اوليه بازگرديم. چرا ما درباره زن سخن مى گوييم؟ نه پاسخ هايى از نوع اول را مى توان قطعى شمرد و نه پاسخ هايى از نوع دوم. اساساً نيازى به قطعى شمردن هيچ پاسخى نيست. تنها مى توان باز به فوكو مراجعه كرد و گفت: «وظيفه ما نقب زدن به سوى هسته پنهان سخن(Discourse) ، يعنى قلب انديشه يا معنايى كه در آن بيان شده است نيست؛ بلكه اگر خود سخن، ظواهر و قاعده بندى هايش را در نظر بگيريم، بايد شرايط بيرونى هستى اش را بجوييم، يعنى آن چيزى را كه امكان اتفاق افتادن سلسله هاى اين رخداد ها را پيش مى آورد و حدود آن را تثبيت مى كند.» شايد لازم باشد كه توجه كنيم «زن» در كدام زهدان متولد گرديده است. در حالى كه ما پيش از اين از زن در برابر شوهر، كارمند زن، دانشجوى زن، شهروند زن، معلم زن، كارگر زن و چندين «نقش» ديگر با پسوند زن صحبت مى كرديم و زن در سخن ما يك صفت بود، اكنون مستقيماً درباره «زن» به عنوان يك اسم (تركيب «Gestalt» جديد؟) سخن مى گوييم.

 

مبناي اجراي شرع در موضوع سهم ارث زنان قابل تغيير است

رييس مركز اموز مشاركت زنان اعلام كرد: اختلاف نظر بين فقها و مجتهدين در خصوص سهم ارث زنان، نشان‌‏دهنده اين است كه مي‌‏توان از شرع برداشت‌‏هاي مختلف كرد و مبناي اجراي شرع، قابل تغيير است.

زهرا شجاعي، رييس مركز امور مشاركت زنان، درگفت و گو با خبرنگار سرويس اجتماعي، ايلنا گفت: عده‌‏اي از نمايندگان زن مجلس، براي ارث بردن زنان از اموال منقول همسر، طرح افزايش سهم الارث زنان را ارايه دادند.

وي افزود: با توجه به فعاليت اقتصادي زنان و سهم آن‌‏ها در تهيه مسكن و ديگر اموال منقول، بايد براي اجراي اين طرح ضمانت قانوني وجود داشته باشد. 

به گفته شجاعي، با توجه به اينكه مي‌‏توان در شرع و اجراي مسايل ديني، شرايط را نيز در نظر گرفت، شوراي نگهبان به احتمال زياد با اين اجراي اين طرح، موافقت خواهد كرد.

وي تصريح كرد: اجراي شرع با توجه به عقل و اقتضائات زماني و مكاني قابل تغيير است و اجراي اين طرح هيچ‌‏گونه منافاتي با اسلام ندارد.

 

 

چنانچه شوراي نگهبان با كرامت زنان موافق است بايد با افزايش سهم ارث زنان موافقت كند 

مشاور وزير كشور در امور زنان اعلام كرد: اگر شوراي نگهبان خواهان كرامت والاي زنان در جامعه است، بايد با افزايش سهم‌‏ ارث زنان موافقت كند. 

فخرالسادات محتشمي پور، مشاور وزير كشور در امور زنان، در گفت و گو با خبرنگار سرويس اجتماعي ايلنا، گفت: مسايل ديني و شرعي بايد با شرايط و نيازهاي روز جامعه منطبق باشد و اجراي دستورات شرعي بايد به روز باشد.

وي افزود: در زمان امام نيز دستورات شرعي كاملا به روز بود و بر اساس شرايط جامعه آن‌‏ها را اجرا مي‌‏كردند.

به گفته محتشمي‌‏پور، اجراي اخلاق در جامعه مي‌‏تواند سليقه‌‏اي باشد، به همين دليل بايد قانوني باشد تا ضمانت اجرايي براي اخلاق در كشور شود.

وي تصريح كرد: زن در خانواده تمام تلاش خود را مي‌‏كند و همه نوع ايثار و فداكاري دارد؛ اما در زمان ارث بردن برخورد خوبي با او نشده و براساس عدالت با او برخورد نمي‌‏شود.

محتشمي پور معتقد است: اين طرح مي‌‏تواند خاطره خوشي از مجلس ششم در اذهان ايجاد كند و اميدواريم شوراي نگهبان موافقت خود را با اين طرح اعلام كند.

وي, با اشاره به اينكه مشكلات زنان در جامعه با وضع قوانين حل نمي‌‏شود، گفت: بايد در زمينه حل مشكلات زنان كار فرهنگي صورت گيرد,تا زنان جامعه با حقوق خود آشنا شوند، زيرا هنوز بسياري از زنان، شناخت درستي از حق و حقوق خود ندارند.

 

 

كاهش مناسبات پدرسالانه روزنه دستيابي به مناسبات دمكراتيك است 

مشاور رييس جمهور در امور زنان، كاهش مناسبات پدرسالارانه, ترويج سعه صدر و مدارا را روزنه‌‏هاي تمرين عملي براي دستيابي به مناسبات دمكراتيك دانست.

به گزارش سرويس اجتماعي ايلنا، زهرا شجاعي، مشاور رييس جمهور در امور زنان, صبح امروز در همايش روز جهاني خانواده، گفت: در جامعه‌‏اي كه مردان در شرايط اجتماعي بالاتري از قدرت قرار دارند و ايديولوژي‌‏هاي رايج در جامعه نيز به اين نابرابري‌‏ها دامن مي‌‏زند؛ طبيعي است كه خانواده هم نابرابري‌‏ها را در خود منعكس كند و به مردان موقعيت برتري عطا كند.

وي تصريح كرد: تا زماني كه زندگي خانوادگي بر اساس اقتدار مردانه شكل مي‌‏گيرد؛ نمي‌‏توان انتظار داشت كه اعمال قدرت مردانه از ميان برود و تا زماني كه افراد در طول دوران جامعه‌‏پذيري خود با روابط اقتدارگرايانه آشنا مي‌‏شوند, نمي‌‏توان از انعكاس چنين روابطي در سطح جامعه ممانعت كرد.

شجاعي گفت: اقتدارگرايي فرد موجب عدم توجه او به فوايد مشاركت و ضرورت‌‏هاي اجتماعي كه منجر به تخفيف بار سنگين مسووليت از دوش يك مرد و افزايش كارآمدي خانواده است، مي‌‏شود.

مشاور رييس جمهور, به دگرگوني‌‏هاي اتفاق افتاده در ارتباط با زنان و تحول نقش و جايگاه اجتماعي آنان اشاره كرد و افزود: متأسفانه تحول در موقعيت اجتماعي، هنوز نتوانسته است موقعيت نابرابر زن و مرد در خانواده را دگرگون و بخشي از وظايف سنتي مربوط به امور خانه و خانواده را به مرد واگذار كند.

وي تصريح كرد: چنانچه خانواده بتواند پيشاپيش، مناسبات دمكراتيك را ميان اعضاي خود برقرار كند، در اين صورت افراد با فراغت و توان بيشتري به مشاركت در عرصه‌‏هاي مختلف خواهند پرداخت و از اين طريق مي‌‏توانند هم به انتظارات اجتماعي و هم به نيازها و خواسته‌‏هاي خود پاسخ دهند.

شجاعي, به اقدامات مركز امور مشاركت زنان در راستاي حفظ بنيان خانواده اشاره كرد و بيان داشت: طرح آموزش IT به زنان خانه دار، تصويب شوراي خانواده در مجلس، مديريت علمي خانه و توانمندسازي زنان خانه دار، بازنگري قانون مدني از حيث قيموميت، حضانت و طلاق، بررسي پارادوكس حضور زن در خانه و اجتماع عوامل تهديد كننده ازدواج و ارايه راه‌‏كارهاي لازم براي رفع موانع ازدواج و محاسبه ارزش كارخانگي زن از جمله طرح‌‏هاي پژوهشي انجام شده توسط مركز امور مشاركت زنان بوده و پودمان‌‏هاي آموزشي اقتصاد خانواده، مديريت علمي خانه، حقوق زن در خانواده و مهارت‌‏هاي زندگي نيز براي كمك به حفظ و تحكيم بنيان خانواده تهيه و منتشر شده است.

وي اظهار اميدواري كرد: با افزايش تعداد خانواده‌‏هاي دمكراتيك و گسترش مناسبات دمكراتيك بين اعضاي خانواده، ساختار تعاون اشتراك مساعي، تقسيم عادلانه كار، تساوي سهم در تصميم‌‏گيري و تأديب مبتني بر احترام و اعتماد تقويت شود.

شايان ذكر است, مراسم بزرگ‌‏داشت سالگرد روز جهاني خانواده با همكاري مركز امور مشاركت زنان در تهران و 5 استان ديگر به طور همزمان برگزار شد.

 

تعداد نشريات زنان با توجه به جمعيت زنان كشور، كمتر است

خبرگزاري فارس: مدير مسوول ايراندخت گفت:‌تعداد نشريات زنان با توجه به جمعيت زنان كشور، كمتر است.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از ستاد خبري نمايشگاه مطبوعات، فاطمه كروبي در گفتگو با اين ستاد گفت: محدوديت تعداد نشريات زنان به نسبت جمعيت آن ها به دليل نبود نويسندگان زن نيست، بلكه مشكل نشريات زنان ناشي از همان مشكلات عمومي مطبوعات كل كشور است و بار مالي و اقتصادي علت اصلي عدم گسترش نشريات مربوط به زنان است.

وي در خصوص اين كه چرا فعاليت زنان در روزنامه ها از سطح خبرنگار و دبير سرويس بالاتر نمي رود گفت:‌اين مشكل در سطح كشور هم وجود دارد. مديريت كلان زنان از 3درصد تجاوز نمي كند، طبيعي است در روزنامه‌ها هم همين طور باشد.

فاطمه كروبي تصريح كرد:‌ اين در حالي است كه زنان ما بارها و بارها شايستگي خود را ثابت كرده‌اند اما باز هم ممكن است آقايان حتي اگر كم تجربه باشند به زنان ترجيح داده شوند.

وي درخصوص لزوم انتشار نشريات مختص زنان گفت: ما معتقد نيستيم كه بايد نشريات منحصر به خانم ها داشته باشيم، ما نه مردسالاري را مي گوييم و نه زن سالاري را و معتقديم عدالت سالاري بايد وجود داشته باشد، بنابر اين نمي گوييم نشريات مختص شوند، ولي زمينه طوري است كه بايد اين نشريات منتشر شوند. درسال هاي اخير زنان ما اعتماد به نفس و خودباوري بيشتري داشته اند اما حمايت از آن ها كمتر شده است.