بازگشت به صفحه اول

 

زنان - سه شنبه 22 ارديبهشت 1383- 11 مه  2004

 

 

 

 

پناهندگان افغاني را راحت بگذاريد: به متوليان بازسازي افغانستان فشار بياوريد

فيروزه مهاجر - تريبون فمينيستي ايران:

افغانستان در سه دهه اخير با مسائل و مشكلاتي عديده رو به رو بوده كه غير از گذشته مشترك و همسايگي اش با ما كه مسئوليت زيادي را بر دوش ما مي گذارد، در عين حال جهاني بودن اين مسائل و مشكلات به نحوه برخورد با آن ها اهميتي ويژه مي بخشد. يكي از اين مسائل حقوق پناهندگان افغاني در كشورهايي است كه در اين سال ها پناه شان داده اند. مسئله پناهندگي ناگفته پيداست كه خاص افغان ها نيست و لااقل براي اهالي اين منطقه مسئله اي آشناست و در دو دهه اخير مدام دامنه و معاني اش گسترده تر شده و ادبياتي غني از آن خود يافته و بر جايگاه و نقش پناهندگان در تبادل فرهنگي تأكيد بسيار شده، اما متاسفانه در اين مدت دولت هاي منطقه به رغم پيوندهاي تاريخي مختلف كه مي تواند و بايد همدلي برانگيزد، نتوانسته اند به دليل جان سختي كليشه هاي ذهني شان و سياست گزاري هاي غلط خط مشي اي روشن و حافظ شأن و حقوق پناهندگان اتخاذ كنند. سياستي مستقل كه مي توانسته راهگشاي برخوردهاي آتي براي كاستن از سنگيني باري باشد كه در مراحل مختلف بروز جنگ هاي قدرت 20 ساله اخير در افغانستان بر دوش پناهندگاني گذاشته شده كه اكثر زن و كودك و سالمند هستند. جنگ هايي كه همواره زمينه ها شان از قبل چيده مي شود – يا دست كم وقوع شان براي اشخاص مطلع قابل پيش بيني است – اما هر بار كه رخ مي دهند براي مردم بلايي ناگهان نازل شده اند و آن ها به ناچار به فرار پر رنج و درد از خانه و كاشانه اي كه شاهد ويراني اش بوده اند، پناه بردن به كشوري ديگر، اسكان يافتن با تحمل همه گونه تحقير و كمبود، خو گرفتن به شرايط سخت زندگي با فقر و تنگدستي بدون امكان تصور آينده اي روشن تن در مي دهند. و تازه اگر مسائل در همين حد باشد، يعني بلاهاي ديگري در هر يك از اين مراحل به سرشان نيايد، خيلي شانس آورده اند.

 

واقعيت اين است كه مشكلاتي كه پناهندگان ناچار بايد با آن ها دست و پنجه نرم كنند همواره از طريق سازمان هاي مسئول اسكان آن ها به گوش ما مي رسد و اين سازمان ها، در بهترين حالت، از ترس تيره شدن روابط شان با دولت ها و محروم شدن از همان حداقل امكانات كمك رساني كم تر از فجايعي كه در اين سه مرحله فرار، اسكان، و خو گرفتن با شرايط – نه هميشه به معني پذيرش آن، كه در بيشتر موارد به معني تلاش بشري براي برخورداري از حقوق ابتدايي خود – رخ مي دهد سخن مي گويند، مگر در قالب آمار قربانيان هر يك از اين مراحل. اما در اين آمار و ارقام ذكري از اين نيست كه پس از پايان درگيري ها و بازگشت، اديسه زندگي اين پناهندگان به كجا ختم مي شود و باز چه تعدادي از آن ها قرباني خواهند شد. وضعي كه فعلا دامن گير پناهندگان افغاني مقيم ايران شده و با توجه به گزارش هاي دائمي درباره افزايش بي ثباتي در افغانستان، ناتواني دولت در خلع سلاح عمومي در كنار حضور قوي ذهنيت طالباني و تجارت پر رونق ترياك، نگراني درباره آينده پناهندگان در صورت بازگشت در اين اوضاع به كشورشان را به شدت افزايش داده است.

 

شرحي تلطيف يافته از اين بازگشت را مي توان در آخرين شماره نشريه منظر (ش. 5 و 6 ، عقرب و قوس 1382) دو ماهنامه اجتماعي، فرهنگي، سياسي زنان افغان، كه گروهي دانشجوي دختر افغاني در تهران منتشر مي كنند خواند.

 

زكيه ميرزايي، سردبير نشريه، در "گذر از رنجها" (ص. 11- 6) دو چهره تراژدي بازگشت را از آن طرف مرز به ساده ترين و دوستانه ترين شكلي كه مي تواند به تصوير مي كشد. اول آن ها كه به اجبار برگردانده شده اند و به اجبار مانده اند: پسر بچه دهساله اي كه در كرمان مدرسه مي رفته و مجله فروشي مي كرده، و برش گردانده اند به كابلي كه او در آن نه به مدرسه اي راه دارد و نه خريداري براي مجله هايي كه گرد آورده مي يابد، و افغانستان حتا زادگاه اين نوجوان هم نيست چون او در ايران متولد و بزرگ شده و فقط فارسي مي داند و زندگي در ايران را ترجيح مي دهد.

 

دوم، بازگشت هايي كه به قصد سر و سامان دادن به خانه اي كه معمولا چيزي هم از آن باقي نمانده، يا دست و پا كردن خانه اي و بررسي امكان كار صورت گرفته و با اين تصور كه با چند بار رفت و آمد بين ايران و افغانستان مي توان حداقل شرايط را براي بازگشت كه اجباري است و وفق يافتن با زندگي در كشوري جنگ زده و نابسامان مهيا كرد. اما اين گروه پناهندگان هم در اولين سفر با اين واقعيت مواجه شده اند كه براي ويزا گرفتن و برگشتن به ايران بايد چند ماه پشت در سفارت ايران معطل شوند و حتمأ هم بايد بليط رفت و برگشت هواپيما داشته باشند. و ناگفته پيداست كه هزينه اين معطلي امكان سريع تر ساختن خانه هاي خراب شده – براي آن ها كه خانه اي از قبل دارند يا در طول سفر دست و پا كرده اند– يا شروع كسبي جديد را بسيار كاهش مي دهد و ضمنا چون اين وظيفه به افراد كارآمد خانواده محول مي شود باقي آن ها در ايران در اين مدت از حضور اعضاي بزرگ تر يا پخته تر خود محروم مي شوند كه در برخي موارد اين امر مي تواند نتايج فاجعه بار به دنبال داشته باشد. بگذريم، كه اگر وارد جزييات ماجرا شويم هرگز از آن بيرون نخواهيم آمد.

 

به هر جهت، همه اين ها را گفتيم تا اين بحث را مطرح كنيم كه از آن جا كه بازگرداندن اجباري پناهندگان افغاني به افغانستان، به خصوص شتاب در اين امر، آشكارا به آينده ي خانواده هاي افغاني ساكن ايران و جواناني كه بيش از نيمي شان در ايران متولد و طبق شرايط اجتماعي و فرهنگي شهرها و روستاهاي محل تولد بزرگ شده اند و، از سوي ديگر، به روابط دو ملت افغان و ايران لطمه خواهد زد، حق اين است كه دولت ايران در سياست فعلي خود تغييراتي جدي بدهد.

 

لزوم اين تغييرات را بيشتر درخواهيم يافت اگر به اين مسئله توجه كنيم كه اولآ مشكل پناهندگي در اين منطقه به اين زودي ها حل نخواهد شد و در ثاني سياست هاي فعلي نشان داده اند كه در اين مورد كارايي ندارند و اساسآ نمي توانند به دليل نگاه از بالا كارايي داشته باشند، و برعكس به دليل عدم رعايت حقوق اشخاص اين سياست ها باعث افزايش اختلافات منطقه اي و فراهم آمدن زمينه اي جديد براي رشد و نمو بيشتر انديشه هاي تفرقه آميز و سودجويانه موجود تحت لواي تفاوت هاي قومي و مذهبي مي شوند. حال آن كه يقينآ در پيش گرفتن سياست معيني حاكي از همدلي و تفاهم و به ويژه در نظر گرفتن موقعيت و تجربه هاي پناهندگان مي تواند ارتباط هاي منطقه اي را استحكام بخشد و نحوه نگرش جديدي را كه فراتر از تقسيمات مرزي باشد جانشين تنگ نظري ها و بوروكراسي بي معني موجود كند.

 

فرصت دادن به پناهندگان افغاني و در ضمن فشار آوردن به مقامات بين المللي و آن هايي كه وعده سرمايه گذاري در افغانستان و آباد سازي آن را مي دادند – يعني، عكس سياست رايج كه فشار آوردن به پناهندگان است و لبخند تحويل دادن در اجلاسيه هاي مربوط به پنلاهندگان – حتمآ كمك خواهد كرد كه پناهندگان در شرايط بهتر به كشور خود باز گردند، وقتي امكان ادامه تحصيل و يافتن كار در شرايطي امن تر براي آن ها وجود داشته باشد.

 

 

نتايج يك پايان‌نامه نشان داد كه هرچه دخترها مشاركت بيشتري در كارهاي خانه داشته باشند، نگرش‌هاي جنسيتي آنها قويتر خواهد شد.

به گزارش سرويس پايان‌نامه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اصغراحمدي در پايان‌نامه كارشناسي ارشد جامعه شناسي خود با عنوان «بررسي تاثير خانواده بر نگرش جنسيتي فرزندان، مورد: شهر دره‌شهر»، آورده است: ميان مشاركت دختران در كارهاي خانه و نگرش جنسيتي آنها رابطه معناداري وجود دارد. ميانگين نگرش جنسيتي دختراني كه مشاركت كم در كارهاي خانه داشته‌اند 34، آنها كه مشاركت متوسط داشته‌اند 35 و ميانگين نگرش جنسيتي كساني كه مشاركت زياد در كارهاي خانه داشته‌اند 37 است. يعني هرچه دخترها مشاركت بيشتري در كارهاي خانه داشته باشند، نگرشهاي جنسيتي آنها قويتر خواهد شد.

در ادامه اين پايان‌نامه آمده است: هم پسرهايي كه در كارهاي خانه مشاركت داشته‌اند و هم آنها كه مشاركت نداشته‌اند، تقريبا داراي نگرش‌هاي جنسيتي يكسان هستند. اين امر نشان مي‌دهد كه مشاركت پسرها همراه با الزامات كار خانه‌داري نيست و پسرها به كار خانه‌داري به عنوان يك تفنن و سرگرمي نگاه مي‌كنند و همه نقش‌ها و وظايف مربوط به آن را بر عهده نمي‌گيرند.

در اين پايان‌نامه اضافه شده است: ميان جنس و نگرش جنسيتي رابطه بسيار معناداري وجود دارد. ميانگين نگرش جنسيتي دختران 37 و ميانگين نگرش جنسيتي پسران 42 است. ميانگين كل نگرش جنسي هم 39 است. به عبارت ديگر نگرش جنسيتي دختران و پسران داراي تفاوت بسيار زيادي است. اين امر مي‌تواند ناشي از تربيت دو گانه و متفاوت پسر و دختر باشد. به عبارت ديگر نحوه تربيت و انتظارات متفاوت ما از دختران و پسران باعث مي شود كه آنها بر طبق الگوها و انتظارات جامعه رشد نمايند و عمل كنند.

مولف در ادامه اين پايان‌نامه ضمن بيان اين يافته كه، ميان نوع نقش در بازي و نگرش جنسيتي رابطه معناداري وجود دارد، مي افزايد: كساني كه در بازي‌هاي دوره كودكي نقش‌هاي جنس مخالف خود را برعهده گرفته‌اند، داراي نگرش جنسيتي ضعيف‌تري هستند (كليشه جنسيتي كمتري دارند) و بر عكس كساني كه در دوره كودكي نقش‌هاي مربوط به جنس خود را بر عهده گرفته اند، نگرش جنسيتي قوي‌تري دارند.

در خاتمه اين پايان‌نامه كه در سال 1381 با راهنمايي دكتر محمد عبداللهي در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي تدوين شده، آمده است: نتيجه گيري كلي نشان مي‌دهد كه نگرش‌هاي جنسيتي نسبتا سنتي و نابرابرانه است. به خانواده‌ها توصيه مي‌شود به گونه‌اي رفتارنمايند كه فرزندان آنها صرفا بر اساس الگوهاي سنتي عمل ننمايند، يعني در به عهده گيري نقش‌ها به جنسيت توجه نكنند. در زمينه مشاركت فرزندان در كارهاي خانه، بهتر است كه از مسئوليت دختران كاسته و با راهنمايي‌هاي لازم، مشاركت دركارهاي خانه را وظيفه زنانه - مردانه جلوه دهند نه صرفا وظيفه‌اي كه به عهده زنان است.

در مجموع تلاش در جهت آموزش الگوهاي رفتاري مناسب و فاقد كليشه، ضروري به نظر مي‌رسد. زيرا هر گونه احساس،‌انديشه و عمل كليشه دار والدين و ديگر اعضاي خانواده، مي‌تواند در شكل دهي نامناسب نگرشهاي جنسيتي فرزندان تاثيرات زيادي بر جاي بگذارد.

گفتني است، جامعه آماري اين پژوهش، كليه دانش آموزان دختر و پسر سال سوم و چهارم مقطع متوسطه سال تحصيلي 81 - 80 شهر دره‌شهر بوده‌اند كه با استفاده از فرمول كوكران،‌197 نفر به شيوه تصادفي طبقه‌اي نسبي به عنوان حجم نمونه انتخاب شده‌اند.

 

فرار يكهزار و 262 دختر از منزل در سال گذشته

عباسعلي الصاق در گفت‌و‌گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران با اشاره به اين كه 444 نفر از اين دختران فراري در مراكز نگهداري موقت پذيرش شده‌اند، اظهار كرد: 666 نفر از اين دختران تحويل خانواده‌ها شدند، براي 33 نفر اشتغال و كاريابي ايجاد شد و 24 نفر نيز به دليل معلوليت به مراكز توانبخشي ارجاع داده شدند و 95 نفر ديگر نيز در ساير موارد خدمات دريافت كرده‌اند.

به گفته وي، يكهزار و 20 نفر (2/14 درصد) از كودكان خياباني جمع‌آوري و ساماندهي شده، دختر و بيشترين علت حضور آنها در خيابان، فرار از منزل بوده است.

رييس سازمان بهزيستي استان تهران بيشتر اين دختران را در سنين 16 تا 18 سال و 303 نفر از آنها را داراي تحصيلات راهنمايي بيان و تصريح كرد: 443 نفر (4/43 درصد) از كل دختران جمع‌آوري شده، از منزل فرار كرده بودند كه از سوي پايگاهها و مراكز سيار به مراكز اورژانس اجتماعي معرفي شدند.

وي ادامه داد: 110 نفر از دختران جمع‌آوري شده اشتغال و كار و مابقي دلايل ديگر را عمده علل حضور در خيابان عنوان كرده‌اند.

الصاق همچنين به ايسنا گفت: ازدواج اجباري، مشكلات دوران بلوغ، اختلافات خانوادگي، تبعيت از همسالان از عمده علل فرار اين دختران شناخته شده است.

رييس سازمان بهزيستي استان تهران در پايان افزود: كليه دختران كه به خانواده‌هاي خود تحويل نشدند، جهت تعيين تكليف در سه مركز سلامت استان و دو مركز بازپروري زنان و دختران آسيب‌ديده نگهداري مي‌شوند.

 

ميزان خشونت پنهان خانگي آزاردهنده است 

رييس مركز امور مشاركت زنان، در ديدار با هياتي از زنان بلژيكي گفت: بر اساس پژوهش به‌‏عمل آمده از مطالبات زنان، اين مركز براي اشتغال, اصلاح قوانين و مقررات مربوط به زنان و كاهش خشونت عليه زنان برنامه‌‏ريزي مي‌‏كند. 

به گزارش سرويس اجتماعي ايلنا، زهرا شجاعي، مشاور رييس جمهور و رييس مركز امور مشاركت زنان، افزود: ممكن است خشونت در كشور ما نسبت به ساير كشورها كمتر باشد؛ ولي معتقديم كه حتي وجود موارد كم و جزيي خشونت در كشور، با توجه به تمدن قوي و فرهنگ غني اسلامي، زياد است.

شجاعي تصريح كرد: فرم، مدل و شكل خشونت در كشور ما با ساير كشورها تفاوت دارد، در ايران خشونت اجتماعي كمتر بوده؛ ولي ميزان خشونت پنهان خانگي، آزار دهنده است.

وي همچنين گفت: زنان به دلايل مختلف، عمدتا از مراجعه قضايي براي بيان خشونت پنهان خانگي خودداري مي‌‏كنند و به اين دليل آمار دقيقي از خشونت خانگي در دست نيست.

رييس مركز امور مشاركت زنان, به اقدامات پيشگيرانه مركز در مورد كاهش خشونت عليه زنان اشاره كرد و گفت: طرح جامعي در حال تدوين است تا با آموزش عمومي جامعه و تعيين ميزان مجازات‌‏هاي حقوقي با ظرافت خاص و بدون بر هم زدن آرامش خانواده‌‏ها، برنامه‌‏هاي پيشگيرانه را طراحي كنيم.

مشاور رييس جمهور هشدار داد: كاهش , امحاي خشونت و تبعيض عليه زنان، منوط به اصلاح فرهنگ جامعه در رفع تفكر مرد سالارانه است.

وي اظهار اميدواري كرد: با كمك قواي سه گانه بتوان كارنامه عملي، مثبت و قابل قبول در زمينه كاهش خشونت، براي زنان نجيب كشور ارايه كرد.

 

زن امروز نيازمند سهم ارث برابر با مردان است 

مشاور فرماندار تهران در امور بانوان, درخصوص قانون افزايش سهم ارث زنان كه ديروز در مجلس به تصويب رسيد، گفت: زنان امروز نيازمند اين قانون است. 

زهرا نژاد بهرام, مشاور فرماندارتهران در امور زنان, درگفت و‌‏گو با خبرنگارسرويس اجتماعي ايلنا، با تاكيد بر اينكه زن امروز زن تنهايي است,گفت: امروز ديگر اين موضوع كه بعد از مرگ شوهر، خانواده زن از وي مراقبت‌‏كند،صادق نيست، بنابراين اگر زن نتواند امكانات لازم براي زندگي خود را فراهم كند, رفتارهاي سوء اجتماعي پديد مي‌‏آيد.

وي يادآور شد: تصويب قانون افزايش سهم ارث زنان گامي بسيار منطقي براي احقاق حقوق اوليه زنان است.

نژاد بهرام, با تشكراز نمايندگان مجلس ششم كه درآخرين روزهاي مجلس, اقدام به رفع تبعيض‌‏ها عليه زنان‌‏كردند , گفت: اميدواريم مجلس هفتم نيز نسبت به مسايل زنان حساس باشد و در جهت احقاق حقوق آنان گام بردارد.

وي, درپاسخ به اين سوال كه آيا شوراي نگهبان با اين مصوبه موافقت خواهدكرد , افزود: به اعتقاد من شوراي نگهبان با اين مصوبه مخالفت نخواهد كرد.

مشاور فرمانداري تهران در امور بانوان گفت: يكي از ويژگي‌‏هاي ارزنده مبحث شيعي, جهد وكوشش در به روز كردن مقررات و قوانين است.

 

 

بازگشت به صفحه اول