زنان - دو شنبه 21 ارديبهشت 1383- 10 مه  2004

 

 

 

 

وقتي جايي براي جمع شدن نداري!

پروين اردلان - دو شنبه 21 ارديبهشت 1383- 10 مه  2004

تريبون فمينيستي ايران

وقتي شيرين عبادي برنده نوبل صلح شد و براي اولين بار فعالان حوزه زنان در گروه هاي فکري متفاوت و در شادباش به او در پارکينگ خانه سيما سياح گرد هم آمدند, يکي از خواسته هايي که درآن جمع مطرح شد نياز به مکاني براي گردهمايي هاي زنان بود. يکي از زنان حاضر از شيرين عبادي پرسيد: من مي خواهم بدانم شما با اين پولتان چه مي خواهيد بکنيد. ببينيد زنان در کجا جمع شده اند! فکري براي زنان بکنيد.

اين که شيرين عبادي مي خواست فکري در اين باره کند يا نه به خودش مربوط است اما آنچه مهم است واقعي بودن مشکلي است که زنان را وامي دارد بخاطرداشتن مکاني براي فعاليت هاي اجتماعي شان به افراد رجوع کنند و نه به ارگان هايي که ضرورت وجودشان پاسخ دادن به نيازهاي شهروندي است. سنگيني فشار فعالانه ي اين نگاه متوليانه است که از يک سو به هر مسئولي حق مي دهد فضايي را که به همگان تعلق دارد ملک طلق خود بداند و از سوي ديگر زنان را مجبور مي سازد براي اجراي هر برنامه اي دغدغه مکان آن را داشته باشند: دغدغه ي مکان يابي و دغدغه ي مکان حفظي.

 

اگر قرار است از جايي مجوز بگيريم بايد مراقب باشيم که تمام کليشه هاي زن خوب بودن را رعايت کنيم تا اجازه چند ساعتي برنامه را داشته باشيم و مراقب رفتارمان و بيان خواسته هايمان باشيم که که حذف نشويم. اگر محدوده جغرافيايي مان مانند سالن هاي پارک ها محدود است, صداي زنانه مان را به بيرون منتشر نکنيم چون از دربان دم در گرفته تا حراست محل و مسئولان پارک و شهرداري و... هزاران گوش و چشم آويخته داريم تا برنامه هاي علني مان را غير علني گزارش کنند, و اگر محدوده جغرافيايي مان مانند پارک لاله گنجايش جمعيت بالايي را دارد بايد حواسمان باشد که حدود غير جغرافيابي مان را هم رعايت کنيم؛ زياد تبليغ نکنيم تا جمعيت زيادي جمع شوند چون تبليغات بيشتر زمينه حذفمان را مي چيند, چندين بار تعهد هاي رسمي و غير رسمي دهيم تا چوب حذف بالاي سرمان را پايين نياوريم و اگر از حد مجاز فراتر رفتيم بشنويم که ديگر به شما مجوز نمي دهيم, که بسيار هم شنيده ايم و فرصت هاي مکاني اي را که مردان مسئولمان داده اند يک به يک از دست داده ايم.

 

وقتي در برگزاري دومين نشست گروه هاي زنان براي فراروي از محدوديت هاي مجوز گيري يکي از گروه هاي زنان پيشنهاد داد که دفترش را به اين نشست اختصاص دهد ,فضا آنقدر تنگ و کوجک بود که براي برگزاري نشست بعدي يکي از مسائل مهم که در ذهن بسياري از ما نقش بست اين بود که تعداد نفرات متناسب با گنجايش مکاني که قرار است نشست برگزار شود دعوت شوند يعني خودمان خودمان را حذف کنيم. آن هم در شهري که حداقل شهرداري هايش صدها سالن خالي دارند که بيشترين کاربرد آن ها بي کاربردي شان است.

 

نشست هاي گروه هاي زنان بي هيچ محدويتي! مدت ها متوقف ماند و آخرين پيشنهادهايي که ارائه شد جمع شدن در خانه زناني بود که بزرگي آن ها بيشتر از سقف 50 نفر نبود. اين پيشنهادها ,جدا از اختلاف نظرهايي که مي توانست يکي از دلايل آن نيز باشد, با اقبال چنداني روبه رو نشد, مگر مي توان فعاليتي جمعي را در چهارديواري خانه ها محدود کرد؟ آن هم در جايي که محدوده جغرافيايي مان در شکل گيري رفتارمان نقش تعيين کننده دارد؟ و يکي از ضرورت هاي فعاليت جمعي ما فراروي از محدوده تنگ خانه به فضايي عمومي تر است؟

 

روز 20 ارديبهشت سومين نشست فعالان سازمان هاي غيردولتي زنان سازمان ها برگزارشد.(بخوانيد گزارش ناهيد جعفري را در بخش خبر ريسي با عنوان گزارشي از سومين نشست جمعي فعالان حوزه زنان) اين بار يکي از فعالان زن از گروه ها خواست که اين نشست ها را تدوام بخشند و خودش پيش قدم شد تا جايي را براي برگزاري اين نشست بيابد, جايي که نيازي به مجوز نداشته باشد: کافه شاپ خانه هنرمندان.

اما حضور زنان به سختي تحمل شد. از يک سو مسئولان کافه شاپ مخالف برگزاري جلسه اي غير از جشن تولد آرام! و مانند آن بودند, و از اين رو محترمانه عذر زنان را خواستند و از سوي ديگر برخي از زنان هم در انتقاد به بي برنامگي و شايد هم بي تجربگي برگزارکننده اين نشست بي آن که به طور علني اعتراض خود را بيان کنند جلسه را ترک کردند.

اما بخش مهم تر ماجرا: زناني که محترمانه بيرون رانده شده بودند در محوطه جنب کافه شاپ و در بخش کم رفت و آمد پارک جلسه خود را تشکيل دادند, جلسه اي يک ساعته با حضور هميشگي نيروهاي انتظامي.

در حالي که زنان درباره مهم ترين مسائل زنان و ضرورت اقدامات عملي جمعي در طرح مسائلي چون گزينش, پي گيري مسئله صدا و سيما و به طور کلي عملکرد ديگر رسانه ها, خشونت و انواع ريز و درشت و لمس کردني آن در جامعه و... سخن مي گفتند , ماموران انتظامي , چون ترجيع بند اين نشست, در گوشه اي از برنامه در حال بحث و جدل با برخي از زنان بودند. ماموران مرتب اعتراض مي کردند که اين نشست بدون اعلام قبلي بوده و جمع بايد متفرق شود. اما زنان تاکيد داشتند که اينجا پارک است و به چه دليل نبايد در آن نشست؟...

سرانجام اين نشست کوچک حاشيه اي و سمج درحالي که محورهاي مهم بحث خود را سامان مي بخشيد در سايه سبز محوطه پارک به کار خود پابان داد و ميزباني نشست بعدي را کانون هستيا انديش به عهده گرفت.

اما در اين ميان آن چه سمج تراز محورهای بحث این نشست خودنمايي مي کرد اين بود که :زنان جايي براي جمع شدن ندارند! و آیا نباید در اعتراض به اين بي جايي گرد هم جمع شوند و اقدامات عملی تری در پیش گیرند؟

 

انتشارات روابط عمومي شوراي فرهنگي - اجتماعي زنان در هفدهمين نمايشگاه بين‌‏المللي كتاب 

شوراي فرهنگي - اجتماعي زنان در هفدهمين نمايش بين‌‏المللي كتاب,كتاب منتشر مي‌‏كند.

به گزارش ايلنا, روابط عمومي شوراي فرهنگي- اجتماعي زنان, اعلام كرد: انتشارات اين شورا با تاكيد بر ضرورت علمي مسايل زنان و اطلاع‌‏رساني به محققان, نتايج برخي از تحقيقات انجام يافته در شوراي زنان را در قالب كتاب منتشرمي‌‏كند.

طبق اين گزارش, از جمله طرح‌‏هاي تحقيقاتي انجام شده در شوراي زنان, طرح بازنگري قانون مدني است كه در طرح مذكور به مواردي چون مباني فقهي ولايت پدر و جد پدري بر ازدواج كودك, بررسي شروط ازدواج, سن ازدواج در قوانين بين‌‏المللي, بررسي پيامد ازدواج‌‏هاي ديرهنگام و زودهنگام (كتاب سن ازدواج دختران) شرايط جايز بودن طلاق مطابق نظر شريعت اسلام در زمان تعرض حدود الهي در خانواده (كتاب طلاق به درخواست زن, به درخواست شوهر), تمكين بانو از منظر فقهي, عرف و قانون وظايف الزامي و اخلاقي زن و شوهر (كتاب تمكني بانو, رياست شوهر) حق فسخ عقد نكاح ديدگاه‌‏هاي پزشكان و روان‌‏پزشكان در مورد عيوب و بيماري‌‏هاي جسماني و رواني كه باعث انحلال نكاح در عقد دايم و جاري شدن صيغه طلاق مي‌‌‏شود و پيشنهاد اصلاح قوانين مربوطه (كتاب انحلال نكاح به واسطه عيب) پرداخته شده است.

همچنين,از ديگر تحقيقات صورت‌‏گرفته در اين شورا كه نتايج آن به صورت كتاب منتشر شده است, طرح بازنگري قانون جزاست كه مباحث مجازات فرزندكشي در فقه اسلامي (كتاب مجازات پدر و مادر در جرم كشتن فرزند) و ديدگاه‌‏هاي فقهي فقهاي مذاهب چهارگانه اهل سنت و فقه شيعه در خصوص تفاوت زن و مرد در قصاص نفس (كتاب تفاوت زن و مرد در ديه و قصاص) مورد بررسي قرار گرفته است.

گفتني است, از ديگر موضوعات مورد بررسي در شوراي زنان, مجموعه 110 روايت در موضوع زن و خانواده پيرامون خوش‌‏رفتاري با زنان, مقابله با عوامل فرهنگي زمينه ساز خشونت عليه زنان (كتاب خوش‌‏رفتاري با زنان) حسن معاشرت در روابط زن و شوهر, اقتصاد خانواده, حقوق مادران و تنظيم جمعيت (كتاب زن و خانواده 3-1) است.

 

سه نماينده زن در دور دوم به مجلس راه يافت

زنان ايران، 21 ارديبهشت 83:

با راه يافتن تنها يک زن از مجموع 56 نماينده انتخاب شده در دور دوم انتخابات مجلس هفتم به مجلس، تعداد نمايندگان زن مجلس آينده به 9 نفر رسيد.

رفعت بيات (زنجان و طارم)، عشرت شايق (تبريز)، فاطمه آجرلو (کرج) و هاجر تحريري (رشت)، که همگي از کانديداهاي مورد حمايت محافظه کاران بودند در کنار 7 نماينده زني که در دور اول راي آورده بودند در مجلس هفتم که از 7 خرداد شروع به کار خواهد کرد بر صندلي هاي قرمز تکيه خواهند زد.

گفتني است نفيسه فياض بخش، فاطمه آليه، لاله افتخاري، فاطمه رهبر، الهام امين زاده (تهران)، نيره اخوان (اصفهان) و مهرانگيز مروتي (خلخال) نمايندگان زني هستند که در دور اول به مجلس راه يافتند.

 

گزارشي از سومين نشست جمعي فعالان حوزه زنان

ناهيد جعفري - دو شنبه 21 ارديبهشت 1383- 10 مه  2004

تريبون فمينيستي ايران:

به دنبال نشست هاي قبلي فعالان حوزه زنان، اين بار نيره توکلي (جامعه شناس و فعال امور زنان) ميزباني سومين نشست دوستانه گروههاي مختلف و فعالان منفرد حقوق زنان را برعهده گرفت.

دو نشست قبلي، يک بار پس از دريافت جايزه صلح نوبل توسط شيرين عبادي و با حضور ايشان صورت گرفت و دومين بار نيز به ميزباني مرکز فرهنگي زنان برگزار شد.

 

نشست 20 ارديبهشت که قرار بود از ساعت 5 تا 7 بعدازظهر در کافه شاپ خانه ي هنرمندان برگزار شود يا تغييراتي برگزار شد. روز بيستم, هم دعوت کننده دير آمد و هم مسئولان خانه ي هنرمندان از برگزاري جلسه داخل کافي شاپ جلوگيري کردند. به ناچار با توافق جمعي, از کافي شاپ خارج و در محوطه پارک بر روي زمين نشستيم. در اين جلسه علاوه بر زناني که به طور انفرادي شرکت کرده و پيشنهاداتي هم ارائه دادند, نمايندگاني هم از سازمان هايي چون مرکز فرهنگي زنان , کانون هستيا انديش , سايت زنان ايران, ... حضور داشتند.

 

جلسه را نيره توكلي آغاز کرد. او با تاکيد بر اين که بايد در چنين جمعي هايي بتوانيم به مسائل مبتلابه جامعه زنان بپردازيم از حاضران خواست موضوع هاي پيشنهادي خود را اعلام کنند و خودش مسئله ي گزينش در جامعه و تأثيرات مخرب آن بر زنان را پيشنهاد داد. او همچنين بر بحث و گفت وگو درباره كنفرانس پكن و موضوع كنوانسيون رفع هرگونه تبعيض عليه زنان تاکيد کرد. او گفت: بايستي صداي ما يكي شود تا تأثير بيشتري داشته باشيم.

 

نوشين احمدي خراساني ابتدا به سابقه اين جلسات اشاره كرد و سپس گفت: ما مي خواهيم نقاط مشترك را پيدا كنيم از مسائل كوچك شروع كنيم، به هرحال همه ما مي دانيم كه خيلي از قوانين بايد عوض شوند منتها بجاي اينكه زمان طولاني صرف بحث هاي نظري كنيم بايد كارهاي عملي انجام داد. همان طوري كه در گردهمايي اعتراضي عليه برنامه هاي زن ستيزانه صدا و سيما مشخص شد، گروه ها و افراد مختلف با ديدگاه هاي متفاوت مي توانند حول مسائلي كه اتفاق نظر دارند دور هم جمع شوند. تجربه ي مشترك مهم تر است.

او در ادامه گفت: اکنون مسائل زنان وارد حوزه فرهنگي شده و بايد ادامه داشته باشد، مثلا در مورد برنامه هاي صدا و سيما، كميته اي ايجاد شود و گزارشاتي در مورد اين رسانه ارائه دهد كه اين كميته مي تواند بعدها مرجعي باشد براي رجوع. در كل ما موظف هستيم مسائل طرح شده (مانند صدا و سيما) را ادامه دهيم و در اين ميان هر سازمان غيردولتي مي تواند در حوزه ي كاري خود مسائل را بررسي و راهكارها را ارائه دهد.

 

منيژه نجم عراقي پيشنهاد كرد كه تمام شركت كننده ها خلاصه اي از فعاليتشان را در سايت هاي مختلف زنان اعلام كنند تا براي جلسات آتي با شناخت بيشتري از يكديگر بتوانيم در كنار يکديگر براي مشكلاتمان راهكار بيابيم. او گفت: در حال حاضر مسائلي چون گزينش، تبعيض جنسيتي در اشتغال، ادامه ي اعتراض به صدا و سيما و خشونت عليه زنان را بايد رئوس كار بدانيم.

 

پروين اردلان با اشاره به اينكه اين جمع ها و جلسات براي تصميم گيري و يافتن راه هاي عملي است گفت: مسائل زيادي وجود دارد که مي توان در دراز مدت به آن ها پرداخت اما مواردي هم وجود دارد زمينه ساز طرح دراز مدت اين مسائل است. به نظر من در اين جمع ها لازم است محورهايي را تعيين کنيم که مسئله مطرح ماست و پس از خروج از اين جمع بتوانيم هر کدام متناسب با شيوه کارمان وارد عمل شويم. مثلا اگر در مورد صدا و سيما صداي مشترکي داشتيم در حوزه هاي مختلف رسانه اي اين صدا را بسط دهيم يا اگر قرار است سهميه بندي جنسيتي در رشته هاي پزشکي اعمال شود حرکتي جمعي را عليه آن آغاز کنيم و در دراز مدت هم جنبه هاي ديگر گزينش را مطرح کنيم. او گفت: اين که الان فکر کنيم و يک ماه ديگر موضوع دهيم خوب است ولي بايد فکر کنيم اگر فردا اتفاقي افتاد و هر يک از ما بخواهد پيشنهاد اقدامي جمعي را دهد چه کنيم.

در پايان جلسه مقرر شد از افراد و سازمان ها و گروه هاي غيردولتي نمايندگاني انتخاب شوند و در سايت هاي زنان معرفي شوند كه توسط آنها بتوان در مواقع ضروري با همه ي سازمان هاي غيردولتي ارتباط گرفت.

حاشيه:

حضور نشسته زنان در پارک به سختي تحمل شد. در حاشيه اين جلسه ماموران انتظامي مرتب تذکر مي دادند که جمعيت متفرق شوند اما زنان تاکيد داشتند که اينجا پارک است و به چه دليل نبايد در آن نشست؟ ماموري گفت زمين خدا صاحب دارد و زني در پاسخ گفت اين جا پارک است و زمينش مال همه مردم است و مال خدا مال مردم است.

 

 

 

زنان كوزوويى،برده هاى جنسى

منبع: Guardian.com

ترجمه نيكى محجوب- شرق : سربازان اروپايى، پليس و شهروندان از مقصران افزايش برده دارى جنسى زنان در طول پنج سال گذشته كوزوو هستند.سازمان Amnesty با ابراز ناخرسندى از اين وضعيت، رشد قارچ گونه قاچاق صدها زن و دختران كم سن و سال را بسيار نگران كننده دانست. اين سازمان سوءاستفاده جنسى، تجاوز و ضرب و شتم زنان كوزوويى را محكوم كرد.

 

براساس آمار Amnesty پس از استقرار نيروهاى NATO و UN در اين كشور از زمان جنگ ۱۹۹۹ قاچاق زنان و قربانى شدن اين گروه در شبكه هاى جنايتكارانه رو به فزونى گرفت.در نتيجه عدم رسيدگى به اين وضعيت كوزوو به يكى از مراكز قاچاق زنان و مركز فحشا بدل شده است. مراكز فحشا هر روزه در اين كشور گسترده تر از روز پيش فعاليت مى كنند.

 

بر طبق آمار بين المللى سازمان هاى حمايتى ۸۰ درصد زنان از رومانى، مولداوى، اوكراين و روسيه به كوزوو قاچاق مى شوند و آمار زنان روسپى كوزوويى تبار از ۱۸ نفر در سال ۱۹۹۹ به ۲۰۰ نفر در سال جارى افزايش يافته است.در خبرنامه ۸۰ صفحه اى سازمان Amnesty همچنين آمده است هيچ يك از افرادى كه در اين گروه هاى خلافكار فعاليت مى كنند دستگير نشده اند، ضمن آنكه زنانى كه مورد سوءاستفاده قرار گرفته اند، كمتر حاضر به شكايت مى شوند.

 

اين زنان در جريان قاچاق به دوهزار پوند خريد و فروش مى شوند و پس از سوءاستفاده از آنها مورد ضرب و شتم قرار مى گيرند.اين زنان به صورت برده در منازل نگهدارى مى شوند و براى جلوگيرى از فرار، آنها را در اتاق هاى تاريك و كوچك زندانى مى كنند.براساس اعلام سازمان حمايتى زنان كوزوو بيش از ۲۰ درصد اين زنان زير سن ۱۴ و ۸۰ درصد آنها زير سن ۱۸ هستند.تنها دو درصد سودجويان از زنان را كوزوويى ها تشكيل مى دهند و بيشتر قاچاقچيان اين شبكه هاى جنايتكارانه خارجى هستند.

 

 

 

 

3 زن‌ و دختر براي‌ جلوگيري‌ از تخليه‌ خانه‌شان‌ دست‌ به‌ خودسوزي‌ زدند

اعتماد - دو شنبه 21 ارديبهشت 1383- 10 مه  2004

هنگام‌ تخليه‌ يك‌ خانه‌ در منطقه‌ تهرانپارس‌، سه‌ زن‌ و دختر از خانواده‌يي‌ كه‌ ساكن‌ اين‌ خانه‌ بودند، در برابر ماموران‌ تخليه‌ با بنزين‌ اقدام‌ به‌ خودسوزي‌ كردند كه‌ در اين‌ حادثه‌ دختر جواني‌ بر اثر سوختگي‌ شديد جان‌ سپرد.

اين‌ حادثه‌ سوم‌ اسفند ماه‌ سال‌ گذشته‌ اتفاق‌ افتاده‌ بود و اكنون‌ پرونده‌ مرگ‌ اين‌ دختر 25 ساله‌ به‌ نام‌ سارا با شكايت‌ پدرش‌ در دادسراي‌ جنايي‌ تهران‌ تحت‌ رسيدگي‌ است‌.

بر اساس‌ تحقيقاتي‌ كه‌ به‌ دستور بازپرس‌ عرفان‌ انجام‌ گرفت‌، خانواده‌ اين‌ دختر، از سالها قبل‌ قطعه‌ زميني‌ را در محدوده‌ تهرانپارس‌ تصرف‌ كرده‌ و در آن‌ خانه‌ كوچكي‌ براي‌ خودساخته‌ بودند. اما سال‌ گذشته‌ صاحب‌ اصلي‌ زمين‌ شكايتي‌ عليه‌ اين‌ خانواده‌ مطرح‌ كرد و به‌ دستور قضايي‌ قرار شد اين‌ خانه‌ تخليه‌ و ويران‌ شود.

روز سوم‌ اسفند هنگامي‌ كه‌ ماموران‌ مي‌خواستند براي‌ اجراي‌ حكم‌، خانه‌ را تخليه‌ كنند، سارا به‌ اتفاق‌ خواهر و مادرش‌ با در دست‌ داشتن‌ ظرف‌ بنزين‌ به‌ طرف‌ ماموران‌ رفتند و وقتي‌ تهديد خود را بي‌اثر ديدند اقدام‌ به‌ خودسوزي‌ كردند كه‌ در اين‌ ميان‌ سارا بر اثر سوختگي‌ شديد جان‌ سپرد.

پدر سارا با طرح‌ شكايتي‌ گفت‌ كه‌ دخترش‌ را به‌ آتش‌ كشيده‌اند اما همسايگان‌ در جريان‌ تحقيق‌ شهادت‌ دادند كه‌ اعضاي‌ اين‌ خانواده‌ دست‌ به‌ خودسوزي‌ زده‌اند.

اكنون‌ تحقيقات‌ تكميلي‌ درباره‌ اين‌ حادثه‌ ادامه‌ دارد.

 

 

سرگذشت‌ غم‌ انگيز يك‌ دختر ازدواج‌ با مردي‌ كه‌ هم‌ سن‌ پدرم‌ بود

اعتماد - دو شنبه 21 ارديبهشت 1383- 10 مه  2004

دخترك‌، در راهروي‌ دادگاه‌ خانواده‌ ايستاده‌ بود و اشك‌ مي‌ريخت‌، وقتي‌ فهميد به‌ عنوان‌ خبرنگار مشتاق‌ شنيدن‌ ماجراي‌ زندگي‌اش‌ هستم‌، به‌ شوق‌ آمد و گفت‌: داستان‌ زندگي‌ مرا بنويسيد كه‌ دختران‌ جوان‌ عبرت‌ بگيرند. من‌ پشيمانم‌، كاش‌ حرفهاي‌ پدر و مادرم‌ را گوش‌ مي‌كردم‌ و بخاطر احساسات‌ جواني‌ گرفتار اين‌ سرنوشت‌ غم‌انگيز نمي‌شدم‌.

من‌ يك‌ دوست‌ صميمي‌ به‌ نام‌ نازنين‌ داشتم‌ و به‌ منزل‌ آنها رفت‌ و آمد مي‌كردم‌. يك‌ روز در خانه‌ آنها با عموي‌ نازنين‌ به‌ نام‌ جواد آشنا شدم‌.

جواد مرد خوبي‌ به‌ نظر مي‌ آمد. در چند ديدار كم‌ كم‌ علاقه‌ام‌ نسبت‌ به‌ او بيشتر شد و قرار گذاشتيم‌ كه‌ به‌ خواستگاري‌ام‌ بيايد. همان‌ موقع‌ متوجه‌ شدم‌ كه‌ جواد يك‌ مرد 32 ساله‌ است‌ و من‌ در آن‌ موقع‌ فقط‌ 18 سال‌ داشتم‌. از همه‌ بدتر اين‌ مرد چند سال‌ پيش‌ ازدواج‌ كرده‌ و با داشتن‌ سه‌ فرزند همسرش‌ را طلاق‌ داده‌ بود، ولي‌ با اين‌ همه‌، احساسات‌ تندجواني‌، عقلم‌ را كور كرده‌ بود.

پدرم‌ با ازدواج‌ ما مخالفت‌ كرد، اما من‌ به‌ دادگاه‌ خانواده‌ رفتم‌ و از قاضي‌ درخواست‌ كردم‌ به‌ من‌ اجازه‌ ازدواج‌ بدهد چون‌ احساس‌ مي‌كردم‌ زندگي‌ بدون‌ جواد برايم‌ مفهومي‌ ندارد.

در پي‌ اصرارهاي‌ مكرر من‌، پدرم‌ رضايت‌ داد و به‌ اين‌ ترتيب‌ با پيراهن‌ عروسي‌ قدم‌ به‌ خانه‌ اين‌ مرد گذاشتم‌.

اما كاش‌ مي‌مردم‌ و تن‌ به‌ اين‌ ازدواج‌ نمي‌دادم‌.

وارد زندگي‌ مردي‌ شدم‌ كه‌ هم‌ سن‌ پدرم‌ بود و مي‌بايست‌ براي‌ فرزندان‌ او مادري‌ كنم‌.

كم‌ كم‌ متوجه‌ شدم‌ كه‌ جواد به‌ مواد مخدر اعتياد دارد، از طرفي‌ فرزندان‌ او مرا آزار مي‌دادند. آنها به‌ حرفهايم‌ توجهي‌ نمي‌كردند و به‌ من‌ ناسزا مي‌گفتند. از صبح‌ تا شب‌ در آن‌ خانه‌ كار مي‌كردم‌ و وقتي‌ غذا براي‌ بچه‌ها مي‌بردم‌ به‌طرز وحشيانه‌يي‌ ظرف‌ غذا را به‌ طرفم‌ پرتاب‌ مي‌كردند. با ادامه‌ آزار و شكنجه‌ روحي‌، كم‌ كم‌ دچار يك‌ نوع‌ بيماري‌ رواني‌ شدم‌ و براي‌ رسيدن‌ به‌ آرامش‌ موقت‌ به‌ قرص‌هاي‌ اعصاب‌ پناه‌ بردم‌.

اوايل‌ رفتار مهربان‌ جواد به‌ من‌ آرامش‌ مي‌داد اما كم‌ كم‌ اخلاقش‌ نسبت‌ به‌ من‌ تغيير كرد، با شكايت‌هاي‌ بچه‌هايش‌ كه‌ عليه‌ من‌ مطرح‌ مي‌شد، جار و جنجال‌ راه‌ مي‌انداخت‌ و مرا به‌ باد كتك‌ مي‌گرفت‌.

من‌ اين‌ همه‌ آزار و شكنجه‌ را تحمل‌ مي‌كردم‌، اشكهايم‌ را در خلوت‌ تنهايي‌ مي‌ريختم‌ ولي‌ نمي‌توانستم‌ چيزي‌ به‌ پدر و مادرم‌ بگويم‌، چون‌ آنها با ازدواج‌ من‌ مخالف‌ بودند و سرزنشم‌ مي‌كردند.

ادامه‌ زندگي‌ در آن‌ زندان‌ سياه‌ برايم‌ غيرممكن‌ بود، ناچار به‌ خانه‌ پدرم‌ برگشتم‌ و با چشمان‌ پر ندامت‌، تمام‌ اتفاقات‌ زندگي‌ ام‌ را براي‌ پدرم‌ تعريف‌ كردم‌.

گمان‌ مي‌كردم‌ مرا از خانه‌اش‌ بيرون‌ بيندازد. اما دستهاي‌ پر محبتش‌ را بر سرم‌ كشيد و گفت‌: خوشحالم‌ كه‌ پشيمان‌ شدي‌ و دوباره‌ به‌ خانه‌ پدرت‌ برگشتي‌. برايت‌ وكيل‌ مي‌گيرم‌ و مطمئن‌ باش‌ تو را از زندان‌ او نجات‌ مي‌دهم‌. برق‌ خوشحالي‌ و شرم‌ در چشمانم‌ موج‌ مي‌زد. از خجالت‌ هيچ‌ حرفي‌ نزدم‌. حالا هم‌ به‌ دادگاه‌ آمده‌ام‌ و قرار است‌ تا يك‌ هفته‌ ديگر حكم‌ طلاق‌ صادر شود.

قاضي‌ آقايي‌ در اين‌ خصوص‌ به‌ خبرنگار ما گفت‌: اميدوارم‌ كه‌ دختران‌ جوان‌ با خواندن‌ سرگذشت‌ اين‌ دختر ، عبرت‌ بگيرند. توصيه‌ من‌ به‌ دختران‌ جوان‌ اين‌ است‌ كه‌ نصيحت‌هاي‌ پدر و مادرشان‌ را آويزه‌ گوش‌ خود كنند.

چون‌ تمام‌ پدر و مادرها به‌ فكر آينده‌ و زندگي‌ فرزندانشان‌ هستند.

معيار ازدواج‌ دختران‌ بايد عقل‌ و منطق‌ باشد. ازدواجي‌ كه‌ از روي‌ احساسات‌ انجام‌ گيرد، سرانجام‌ خوشي‌ نخواهد داشت‌.

 

كليد صلح در دست مادران

دو شنبه 21 ارديبهشت 1383- 10 مه  2004

پريور: شرق - سال ها است خردمندان و صلح طلبان جهان در جست وجوى راه حل امكان پذير براى حفظ صلح جهانى هستند و تصور مى كنند با اعمال قدرت و زور اسلحه مى توان صلح جهانى را به دست آورد و به سعادت واقعى دست يافت. گاهى نيز تصور مى كنند اگر با زور اسلحه و راى خردمندان توانستند خاك كشور خود را شر همسايگان محفوظ دارند و يا در صورت امكان به خاك كشور همسايه رخنه كنند به صلح آرام و مورد نظر رسيده اند ولى تجربه نشان داده كه انجام اين منظور به فرض موفقيت كامل نه تنها به صلح و آرامش درون كمك نكرده بلكه با ناتوان كردن همسايه و تحريك حس انتقام جويى او سبب برانگيختن جنگ و كشمكش جديدى گرديده است.

 

مسلم است اغلب جنگ هاى زمان نه تنها براى نمايش برترى طلبى است بلكه از نظر غايى براى سيركردن شكم نيازمندان است و فى المثل كشورى كه با داشتن جمعيت زياد و امكانات ناكافى وسيله تغذيه مورد نياز فرزندان خود را ندارد به حكم اجبار به دنبال غذا مى دود، در جست وجوى تحصيل معاش است كه او را به جنگ و جدال مى كشاند و به همين دليل است كه كشورهاى بزرگ و پرنعمت در برنامه سالانه خود حمايت از نيازمندان را در نظر دارند و سعى مى كنند از طرق مختلف زندگى روزمره آنان را تعهد كنند و در اين باره همراه حافظ شيراز مى توان گفت: ساقى به جام عدل بده باده تا گدار فرصت نياورد كه جهان پربلا كند.

 

و مسلم است چنانچه طبع بشر است از مردم نيازمند كه مورد لطف و عنايت آنان واقع مى شوند توقع سلام و احترامى نيز دارند تا چگونه و از چه طريق عمل شود؟

 

اينكه بگوئيم بعضى از كشورها با داشتن منابع طبيعى كافى نيازى به ديگران ندارند و خود مى توانند با امكانات خود آسايش كامل داشته باشند چه از نظر اخلاقى و چه از نظر اجتماعى و دينى و چه از نظر روانشناسى درست نيست و احساس نيازى كه در كشورهاى نيازمند موجود است نمى گذارد زندگى كشورهاى ثروتمند با آرامش و سعادت قرين باشد و به حكم اجبار همه روزه به وسائل مختلف برخوردى يا تجاوزى برمى انگيزد تا بتواند حوائج روزمره مردم خود را تأمين كند و در اين باره مى توان گفتار سعدى عليه الرحمه را در نظر آورد كه فرموده:

 

اگر ثروتمندان را انصاف و نيازمندان را قناعت بودى رسم سئوال از دنيا برافتادى. ولى از نظر روانشناسى بايد در نظر گرفت كه آدمى با اقناع غريزه حفظ ذات نمى تواند آرامش خاطر به دست آورد و درصدد اقناع ساير غرايز خود نباشد. غريزه جاه طلبى، غريزه كنجكاوى و به خصوص غريزه تظاهر و جنسى همه مزاحم زندگى او هستند و هر يك به طريقى و از راهى ميل به اقناع دارند تا آرامش خاطرش به دست آيد. به قسمى كه مى توان گفت اغلب برخوردها و نزاع هاى افراد دنباله عدم اقناع اين قبيل غرايز است و فى المثل حتى در مسابقات ورزشى نيز هر كس به سهم خود ميل دارد برد را به نفع خود تفسير كند و تيم هاى مختلف ورزشى چنانچه مى بينيم و مى شنويم خود را برتر و موفق تر از ديگران به حساب مى آورند تاگرفتار شماتت درون و بازخواست نفس نگردند.

 

ولى با اين حال مسلم است كه بدون در نظر گرفتن شرايط و قواى موجود از شكست خود رنجيده خاطر مى گردند به قسمى كه بايد يقين داشت آنچه كه سبب بروز جنگ هاى خانمانسور و كشتار دسته جمعى مى شود تحريف غرايز بانيان آن است و نه تنها نياز به نان و آب. روى اين اصل براى پيشگيرى از جنگ هاى خانمانسور و برقرارى صلح واقعى بايد در هدايت غرايز افراد به راه صحيح و انسانى كوشيد. يعنى نخست افراد را با درون خود صلح داد تا صلح درون به صلح و آرامش محيط منجر شود و پريشانى ها و تجاوزات خاتمه يابد. يعنى هركس با شناخت دقيق روانى خود متوجه شود كه سهم خود را به ميزان كوشش و لياقتش دريافت كرده و به هيچ وجه حق ندارد خود را با ديگران مقايسه كند تا احساس سرخوردگى يا افزون طلبى داشته باشد.اگر مى بينيم بعضى از كشورهاى قدرتمند با داشتن كليه امكانات باز هم سر تجاوز و جنگ دارند و يا كشورهاى نيازمند بامساعدت ها و كمك هاى قدرتمندان باز هم پريشان و ستيزه جو هستند به دليل تظاهر ساير غرايز و مقايسه خود با افراد ديگر است.

 

چنانچه در يك محيط كوچك خانواده نيز فرزندان با مقايسه خود با يكديگر بدون در نظر گرفتن ساختمان بدن و امكانات خصوصى خود را باخته مى پندارند و براى احقاق حق خيالى خود كه در حقيقت فقط آرزوست به جنگ و ستيز مى پردازند و به هيچ وجه در نظر نمى گيرند كه افراد با هم قابل مقايسه نيستند و هر كس با ساختمان مخصوص بدن و ميزان و هورمورها و هورمون هاى درونى كه همه از راه ارث و ژن هاى والدين و پيشينيان به آنها رسيده است نمى تواند با ديگرى قابل مقايسه باشد و در چنين حالى اگر شما براى ازدياد سرمايه و برآوردن نيازهاى روزانه او كوشش كنيد و سعى داشته باشيد با برآوردن كامل حوائج زندگى او را راضى سازيد و به آرامش روانى برسانيد، امكان پذير نيست و هميشه در مقام مقايسه خود با ديگران چه از نظر مالى و چه از نظر مقامى طلبكار مى شناسد و به ستيزه جويى مى پردازد.

 

پس چه بايد كرد؟ از نظر من براى حفظ صلح جهانى و پيشگيرى از جنگ هاى خانمانسوز نخست بايد افراد را با درون خود آشتى داد تا هركس بدون مقايسه خود با ديگران فقط امكانات خود را در نظر بگيرد و سعى كند به همان ميزان امكان پذير كه از راه ارث و ژن به او منتقل شده از تمام مواهب حيات استفاده كند و از مقايسه خود حتى با برادر و خواهرش بپرهيزد. مسلم است منظور من از شرح اين مقال تجويز قناعت نيست و قصد ندارم به جوانان درس گدايى دهم، بلكه در نظر دارم آنان را به صلح درون دعوت كنم تا اگر روزى تصدى پست بزرگ و مسئوليت پذير نصيبشان شد خود با داشتن درونى آرام و سازگار در حفظ آرامش كشورها كوشش كنند. چه در حقيقت بايد گفت تا آن وقت كه آدمى واقعاً با درون خود صلح نكرده و خود يا خانواده يا كشورش را والاتر از سايرين مى پندارد و يا بالعكس باخته به حساب مى آورد و از روزگار توقعات ناصواب دارد هنوز گرفتار كشمكش درون است و نمى تواند به آرامش واقعى برسد.

 

منظورم اين است كه برقرارى صلح مديون تربيت افراد مسئول آن است و تربيت افراد از دوران كودكى بايد طبق اصول روانشناسى و در دامان مادران علاقه مند شروع شود تا هركس در بزرگى دقيقاً قبول داشته باشد كه اگر دوستش از نظر مال يا مقام بر او برترى دارد مسلماً بى دليل نيست و خداوند عالم روى ساختمان بدن و تعليم و تربيت او، او را در جاى مخصوص و براى منظورى خاص نشانده و از او انتظاراتى دارد كه بايد هميشه منظور نظرش اين باشد كه: شنيده ايد كه آسايش بزرگان چيست؟ براى خاطر بيچارگان نياسودن.

 

اما چگونه مى توان با امتناع صحيح غرايز آدمى را از چنگ درون نجات داد كه مى تواند مسئوليت اين امر مهم را به عهده بگيرد و اين همان مطلوبى است كه من از نگارش اين نامه در نظر دارم.

 

از نظر من آن كس كه مى تواند از روزگار كودكى فرزندان را به راه صحيح امتناع غرايز بدون مقايسه با ديگران هدايت كند مادر است. آن كس كه مى تواند در درون فرزندان خود آرامش و سازگارى برقرار سازد مادر است و در حقيقت بايد گفت، آن كس كه مى تواند مردم دنيا را از جنگ و ستيز باز دارد و به صلح و آرامش هدايت كند، مادر است. آرى مادر است كه با مسئوليت پذيرى دقيق خود مى تواند فرزندان را به راه تربيت صحيح هدايت كند و به خصوص از مقايسه با يكديگر باز دارد و راه امتناع غرايز مختلف را به طريق صحيح با آنان بياموزد تا در بزرگى به علت انحراف غرايز مختلف گرفتار پريشانى و نابسامانى نگردند و در هر پست و مقام بتوانند افراد بيشترى را از صميم قلب و بى ريا دوست داشته باشند و با عشق و علاقه صحيح آنان را مورد لطف و عنايت خود قرار دهند و بدون چشم داشت به تعظيم و تكريم يا توقع معامله به مثل فقط سعى در حفظ سلامت و سعادت افراد داشته باشند.

 

از شما مى پرسم مادرى كه مقام مادرى خود را كه در حقيقت انسان سازى است به منظور به دست آوردن پشيزى در مشغوليات نا متناسب صرف مى كند آيا به خود تقليل درجه و مقام نداده است؟ چه وظيفه اصلى او انسان سازى است، طبيعت صورت زيبا، احساسات لطيف و عواطف رقيق انسانى را فقط به منظور تربيت نوباوگان به رايگان به او بخشيده است و حيف است كه او با فراموش كردن كليه اين مواهب دنبال سرابى نامعلوم رود و شغل مادرى را رها كند. اين كه اين روزها مادران نوباوگان خود را به مراكز مخصوص پرستارى و مراقبت مى سپارند و خود براى كسب آزادى و درآمد بيشتر به شغل هاى مختلف رو مى كنند رفتارى خلاف دستور طبيعت و بيمارگونه است كه به دستور و خواست صاحبان قدرت و سرمايه به آنان تحميل مى شود. در حالى كه: اولاً خود مادر به علت اشتغال به شغل هاى نامتناسب به تدريج تغيير خصلت و خو مى دهد و رفتار مادرانه و محبت آميز را از ياد مى برد و ثانياً به تجربه ثابت شده است كه اين دسته از كودكان با اين كه در مراكز مخصوص تربيتى صحيح و تحت نظر مراقبين ورزيده روبه رشد رفته اند باز هم كودكانى ناسازگار و لجوج، لجباز و تندخو و عصبانى و ناراضى مى شوند. نه ابراز محبت ديگران را مى پذيرند و نه خود آرامش روانى دارند و اين دسته از كودكان هستند كه در بزرگى و پشت ميزهاى بزرگ مردم زمان را نه قابل مصاحبت و محبت مى شناسند و نه حقى براى آنان قائلند بلكه به همان علت تندخويى و انتقامجويى، سعى در تظاهر قدرت و امتناع غريزه جاه طلبى خود دارند و در چنين حالى چگونه مى توان انتظار داشت كه آنان به نفع بشريت و رفع نيازمندى هاى ناتوانان كوشش كنند و يا لااقل درد و رنج آنان را مورد مطالعه و دقت قرار دهند و در رفع آن بكوشند.

 

آرى تا آنجا كه مادران در تمام دنيا خود را مسئول پرورش و تربيت فرزندانشان نمى شناسند، يعنى به عوض احساس اين مسئوليت ارزنده و مفيد به حال اجتماع بشريت فقط سعى دارند با كسب درآمد بيشتر به تهيه مبل و اثاثيه اضافى به منظور تظاهرات بى معنى و در نتيجه حسود كردن ديگران بپردازند، به دست آوردن صلح درون بسيار بعيد به نظر مى رسد بلكه به عكس بايد انتظار داشت كه اينگونه تحريف غريزه مادرى نه تنها خود آنها را همه روزه ناراحت تر از قبل مى سازد بلكه با تحريك مردان نيز سد راهى در مقابل صلح جهانى به وجود مى آورند و در نتيجه جنگ ها و تجاوزات براى هميشه ادامه خواهد يافت.

 

 

گفت‌وگو با مري‌آن استفنسون عضو كميته ملي زنان در انگلستان درباره سازمان‌هاي غيردولتي:

ما فمينيست هستيم، حتي اگر نگوييم

گفت‌وگو: اميد معماريان- سعيد نشاط- وقايع اتفاقيه - دو شنبه 21 ارديبهشت 1383- 10 مه  2004

مري آن استفنسون از فعالان جامعه مدني بريتانيا است. حمايت از حقوق زنان در خانواده آنها سنت است. نامش را از مادربزرگش به ارث برده كه او هم زندگي خود را در اين راه گذارد. مري- آن هم‌اكنون عضو كميسيون ملي زنان كشور انگلستان است. چندي پيش به ايران آمده بود تا در يك دوره كوتاه اعضاي سازمان‌هاي غيردولتي زنان را با مهارت‌هاي چانه‌زني و لابي‌گري آشنا كند. او هم‌اكنون به عنوان مشاور بين‌المللي در خصوص مشاركت زنان در تصميم‌گيري‌ها و رهبري فعاليت مي‌كند. در اين كار با سياستمداران، روزنامه نگاران، گروه‌هاي پارلماني، سازمان‌هاي غيردولتي و حتي زنان پلي همكاري داريد.

مري- آن برنامه‌اي را اخيراً در سيرالئون با زنان پليس و با هدف ايجاد مكانيسم‌هاي شفاف‌ساز براي آنكه زنان بتوانند مطالبات خود را به پليس بگويند اجرا مي‌كند. سازمان‌هاي غيردولتي بسياري در انگلستان فعاليت مي‌كنند. از مقياس‌هاي محلي و ملي تا بين‌المللي. زنان در اين سازمان‌ها از چه پراكندگي و تنوعي برخوردار هستند؟ سازمان‌هاي غيردولتي مربوط به زنان بيش از يكصد سال در انگلستان سابقه دارند. بسياري از اين انجمن‌ها در سطح محلي به فعاليت مي‌پردازند و با برگزاري جلسات هفتگي در مورد مسائل خود به گفت‌وگو مي‌پردازند. چنين جمع‌هايي به آنان كمك مي‌كند تا از امكانات يكديگر بهره ببرند. آنها با انجام برخي فعاليت‌ها در اين اجتماعات پول جمع‌آوري مي‌كنند يا كارهاي دستي خود را به فروش مي‌رسانند. بسياري از اين فعاليت‌ها به گونه‌اي به انجمن‌هاي وابسته به كليسا مرتبط مي‌شود و معمولاً منافع اين فعاليت‌ها به كليسا مي‌رود. چنين گروه‌هايي بيشتر در شهرهاي بسيار كوچك و البته روستاها رواج دارند. آنان معمولاً نسبت به مسائل حساس زنان محافظه‌كارترند. اعتماد مردم به اين گروه‌ها زياد است و بنابراين در سطح خودشان تأثيرگذار هستند.

گروهي ديگر از سازمان‌ها وجود دارند كه مي‌توانيم آنان را سازمان‌هاي دختران جوان بناميم. اين سازمان‌ها معمولاً در حوزه توانمندسازي، مهارت آموزي و ايجاد اعتماد به نفس در دختران فعاليت مي‌كنند. به نوعي مي‌توانيم اين گروه‌ها را گروه‌هاي دوستي بناميم. دسته بعدي سازمان‌هايي هستند كه از زنان شاغل در بخش‌هاي مختلف حمايت مي‌كنند كه در بخش‌هايي مانند پزشكي، بانكداري و امور مالي مشغول فعاليت هستند. در چنين سازمان‌هايي زنان در جلسات مختلف با يكديگر به تبادل نظر در خصوص مسائل محيط كار مي‌پردازند. اين سازمان‌هاي زنان در مسائلي مانند ميزان حقوق، خشونت در محيط كار، نابرابري‌هاي مديريتي و موضوعاتي از اين قبيل فعالند و در ميان زنان شاغل از محبوبيت برخوردار هستند.

با توجه به وجود نژادها و اقوام مختلف در بريتانيا آيا آنها هم انجمن‌هاي مخصوص به خود را دارند؟ سازمان‌هاي خدمت‌رسان چطور؟

بله. مثلاً سازمان زنان اقليت سياهپوست. انگليس كشوري چندفرهنگي است. بسياري از سازمان‌هاي زنان مملو از زنان سفيدپوست هستند. اما در اين انجمن به مسائلي پرداخته مي‌شود كه با مسائل زنان سفيدپوست بسيار متفاوت است. براي مثال گروهي در لندن وجود دارد به نام خواهران سياه جنوب SOUTH POLE BLACK SISTER كه محور فعاليتشان بحث پيرامون موضوعات خاصي درباره فرهنگ خودشان است. اگرچه مردان سياهپوست هم در انجمن‌هايي به خواست‌هاي خود مي‌پردازند اما اين زنان معتقدند مشكلات آنها در اولويت قرار دارد. موضوعاتي از جمله ازدواج اجباري، قتل ناموسي و خشونت در خانواده. البته دولت نيز تلاش مي‌كند كه نسبت به مسائل فرهنگي اقوام مختلف اهميت قائل شود و با رهبران جامعه سياهپوستان در اين موارد مشاوره كند. پس از موج دوم فمينيزم در دهه 70 گروه‌هايي كه تمركز خود را به خدمت‌رساني به زنان متوجه كردند نيز افزايش پيدا كرد. اين گروه‌ها از زنان پناهنده، زنان تحت ستم، كلينيك زنان و كودكان حمايت مي‌كند. اين سازمان‌ها در ابتدا بدون دريافت كمك از دولت فعاليت مي‌كردند ولي اكنون دولت آنها را به لحاظ مالي تأمين مي‌كند.

آيا گروه‌ها و سازمان‌هاي زنان به موضوع پيكارهاي اجتماعي هم توجه دارند؟ مثلاً تغيير قوانين و سياستگذاري ها در حوزه‌هاي مختلف؟

اين يكي از بخش‌هاي مهم سازمان‌هاي زنان را تشكيل مي‌دهد. آنها موضوع فعاليت و راهشان همين مبارزات و كارزارهاي اجتماعي است. مانند شبكه محيط زيستي زنان و Fawcett Society. آنها سرمايه‌ زيادي ندارند اما به نحو بسيار مطلوبي از حمايت رسانه‌ها بهره مي‌برند.

سازمان‌هاي دولتي چطور؟ آيا در دولت مجاري توجه به موضوعات زنان وجود دارد؟

بله. به عنوان مثال كميسيون فرصت‌هاي برابر توسط دولت براي رسيدگي به تبعيض حقوقي زنان تشكيل شده و داراي كارمندان رسمي است. هرچند اين بخش‌ها به علت دولتي بودن نمي‌توانند از تغذيه‌كننده خود انتقاد كنند. در واقع وقتي شما از دولت پول دريافت مي‌كنيد نمي‌توانيد از آنها انتقاد كنيد و اين يكي از نقاط منفي كميته‌هاي دولتي است. با اين حال گروه ياد شده هنگامي كه تغييري در دولت نياز است آن را به صراحت اعلام مي‌كنند. گروه بعدي تحت حمايت دولت كميسيون ملي زنان womens national commission (WNC) است كه وظيفه‌اش مشاوره و توصيه به دولت در مورد عقايد سازمان‌هاي زنان است و مانند چتري تمام گروه‌هاي زنان از قبيل احزاب سياسي، اتحادهاي تجاري، گروه‌هاي مذهبي زنان در كليساها، مسجدها و معبدها و اعضاي كميسيون ملي زنان را در برمي‌گيرد. اين كميسيون از طرف دولت با زنان مشاوره مي‌كند. طريقه كار آنها اينگونه است كه اگر مثلاً در نظر دارد قانوني را در خصوص حقوق زايمان تغيير دهد اين سازمان پيش‌نويسي را آماده مي‌كند و در آن سؤالاتي را مطرح كرده و پيشنهادات دولت در اين مورد را اعلام مي‌كند. اگر گروه‌هايي امكانات لابي كردن را ندارند اين WNC امكان ملاقات با وزرا و پاسخ‌دهي آنان را فراهم مي‌كند و در واقع مانند پلي ميان زنان و دولت است. اين كميسيون در برابر موضوعات چالش‌برانگيز زنان خودش موضع قاطعي ندارد اما فضايي فراهم مي‌كند كه هم گروه‌هاي محافظه‌كار و هم گروه‌هاي تندرو نظرات خودشان را اعلام كنند. اما در مورد موضوعاتي مانند سقط جنين و اشتغال زنان كه اختلافات شديدي ميان گروه‌هاي مختلف وجود دارد اين كميسيون عقيده دارد كه زنان بايد حق انتخاب داشته باشند.

يكي از مسائلي كه در برخي از سازمان‌هاي غيردولتي زنان ايراني وجود دارد استفاده از لفظ فمينيزم و يا فمينيسم توسط فعالان اين سازمان‌هاست. با توجه به اينكه جامعه انگليس يك جامعه محافظه‌كار به شمار مي‌رود كه نقش سنت‌ها و تا حدودي مذهب در باورهاي ذهني افراد قدرتمند است، به ما بگوييد زنان شما در سازمان‌هاي غيردولتي زنان چگونه با اين پديده برخورد مي‌كنند؟

اين واژه در كشور ما واژه مشكل و دشوارآفريني است. افراد بسياري وجود دارند كه از به كارگيري اين واژه خشنود نيستند. رسانه‌هاي گروهي هم اين واژه را به گونه‌اي به كار مي‌گيرند كه گويا فمينيست‌ها زناني هستند كه از مردان انزجار دارند يا قصد دارند جاي مردان را اشغال كنند يا زناني هستند كه پرخاشگر هستند و به لحاظ جنسي نمي‌توانند با مردان كنار بيايند. به خاطر اين تصويرها زنان بسياري هستند كه مايل نيستند فمينيست ناميده شوند هرچند به حقوق برابر زن‌ها، برابري در سياست، خانواده و تقسيم كار در خانه اعتقاد دارند. پس در واقع فمينيست هستند. با اين حال مهم تغيير زندگي آنان است. بنابراين بسياري از اين سازمان‌هاي زنان در ظاهر خود را فمينيست نمي‌خوانند. شايد جالب باشد برايتان بگويم كه چندي پيش برنامه‌اي در تلويزيون پخش شد كه در آن با زنان معمولي در كشور مصاحبه مي‌كردند و اولويت‌ها و خواسته‌هايشان را مي‌پرسيدند. نتيجه اين برنامه اين بود كه موارد مورد توجه اين زنان موضوعاتي مانند مراقبت از فرزندان هنگام اشتغال، خشونت در خانواده، ايجاد تعادل بين كار زنان در خانواده و بيرون و موضوعات مشابهي بود كه مورد توجه فمينيست‌هاست. شايد پس از اين برنامه استفاده از اين واژه آسان‌تر شد.

در كميسيون ملي زنان هم اين بحث در گرفته بود كه آيا ما فمينيست هستيم يا نه؟

خب، هستيد يا نه؟

بله هستيم ولي به اين نتيجه رسيديم كه شايد مصلحت باشد كه از اين واژه استفاده نكنيم.

رابطه سازمان‌هاي غيردولتي با احزاب در كشور شما چگونه است؟

در بريتانيا احزاب به دو دسته تقسيم مي‌شوند. احزاب (Party) با حروف P (پي بزرگ) و احزاب با p (پي كوچك). احزاب گروه اول صرفاً سياسي هستند ولي احزاب گروه دوم به نحوي در فعاليت‌هاي اجتماعي دخيل هستند چرا كه معتقدند هر فعاليت اجتماعي به‌گونه‌اي سياسي است. در كشور ما قوانين محكمي براي خيريه‌هاي ثبت شده وجود دارد. اين خيريه‌‌ها از منافع مالياتي برخوردار هستند. اجازه ندارند كه فعاليت و يا جهت‌گيري سياسي داشته باشند. اكثر سازمان‌هاي غيردولتي قديمي و سنتي به اين غيرسياسي بودن افتخار مي‌كنند. البته آنها به هرحال خط‌مشي‌اي دارند كه اين خود آنها را به عقايد و جهت‌گيري‌هاي احزاب مختلف متمايل مي‌كند. لذا سازمان شما اعضايي خواهد داشت كه با اهداف حزبي همسويي خواهند داشت. به‌هرحال مردم در انتخاب خود دقت بسياري مي‌كنند. به‌عنوان مثال سازمان فاست (Fawcett) سازماني چپ‌گرا شناخته مي‌شود. زيرا موضوعات فقر و برابري حقوق مورد توجه آنان است، اما زناني با علائق محافظه‌كارانه هم در سازمان وجود دارند اما همواره به نوعي عمل مي‌كنند كه تعادل به‌هم نخورد. ما گردهمايي‌هايي در كنفرانس حزب كارگر و همچنين محافظه‌كار داشته‌ايم.

در چنين مواقعي بسياري از سازمان‌‌ها پس از كنفرانس موضوعات خاص خود را مورد بحث و گفت‌وگو قرار مي‌دهند. در داخل احزاب سياسي، گروه‌هاي زنان وجود دارند كه البته NGO نيستند. گروه‌هايي مانند انجمن زنان محافظه‌كار و يا شبكه زنان كارگر از جمله آنها مي‌باشد. افرادي هم هستند كه هم عضو يك سازمان غيردولتي هستند و هم عضو يكي از احزاب. اما هيچ سازمان غيردولتي حق معرفي نماينده در انتخابات ندارد. سيستم حزبي در بريتانياي كبير بسيار پرقدرت است و اكثر كساني كه در انتخابات شركت مي‌كنند وابسته به يك حزب قدرتمند هستند. هيچ سازمان غيردولتي حق حمايت از احزاب و نامزدهاي انتخاباتي را ندارد. تنها كاري كه NGOs مي‌توانند انجام دهند، برگزاري گردهمايي است باحضور كانديداها تا از اين طريق زنان خود تصميم بگيرند و انتخاب كنند.

در انگلستان سازمان‌هاي بين‌المللي زيادي وجود دارند كه اتفاقاً برخي از آنها به موضوع زنان هم مي‌پردازند. آيا سازمان‌هاي غيردولتي زنان هم به فعاليت‌هاي بين‌المللي علاقه‌مند هستند؟

بله مثلاً زنان سراسر جهان women kind world wide women گروهي است كه فعاليتي بين‌المللي در مسائلي چون توسعه و زنان و زنان و حقوق بشر دارد. مؤسساتي مانند آكسفام و عفو بين‌الملل هم بخش‌هاي قدرتمندي در خصوص موضوع زنان دارند. كميسيون ملي زنان نيز داراي كميته بين‌الملل است كه گزارش سازمان‌‌ها را در مورد عملكرد دولت در امور زنان به كنوانسيون رفع كليه اشكال تبعيض عليه زنان CtDWA ارسال مي‌كنند و اين كار همزمان با گزارش دولت در مورد عملكرد خود به CIDWA انجام مي‌شود. گروهي به نام لابي زنان اروپا نيز در بخش بين المللي فعال است و ارتباطاتي با كشورهاي اروپايي دارد. اتحاديه صنفي بريتانيا از بقيه گروه‌‌ها پرقدرت‌تر است. حضور زنان در اين بخش بسيار جدي است. به‌دليل نياز اين اتحاديه به جلب اعضاي زن، دستورالعمل اتحاديه مبتني‌بر فعاليت هرچه بيشتر زنان سياست‌هاي جديدي را دنبال مي‌كند و هم‌اكنون زنان با نفوذي آنجا مشغول به‌كار هستند. اين براي ما در بريتانيا موضوع مهمي به‌شمار مي‌رود. تا 18 سال پيش در بريتانيا دولتي محافظه‌كار سركار بود كه بسياري از حقوق مسلم زنان را ناديده مي‌گرفت. اتحاديه اروپا موجب شد تا زنان به بخشي از حقوق خود دست پيدا كنند. اتحاديه اروپا هم به‌عنوان يك اهرم فشار توانسته برخي از تغييرات در امور زنان را موجب شود. موضوعاتي مانند حق اشتغال زنان، حق كار نيمه‌وقت، مرخصي زايمان، برابري دستمزد، حق دين، جنسيت و معلوليت به كمك اتحاديه اروپا تحصيل شد.

سازمان‌هاي غيردولتي زنان براي دستيابي به اهدافشان از چه مكانيسم‌هايي استفاده مي‌كنند؟

سازمان‌هاي مختلف رويكردهاي متفاوتي دارند. در فاست‌ما از لابي پارلماني استفاده كرده‌ايم. تلاش كرديم از طريق دولت و پارلمان مسائل خود را دنبال كنيم. لابي كردن ما براساس تحقيق است. ما معمولاً درباره يك موضوع تحقيق انجام مي‌دهيم و سپس آن را به شكل قابل درك براي سياستمداران مطرح مي‌سازيم. زيرا سياستمداران اشخاص بسيار پرمشغله‌اي هستند و گزارشات آكادميك طولاني را نمي‌خوانند. پس ما فقط به‌صورت خلاصه موارد مهم را براي آنان مي‌نويسيم و با وزارت زنان و همين‌طور با بخش دولتي مربوطه ملاقات مي‌كنيم. همچنين در مجلس هم با نمايندگان زن ملاقات‌هايي را ترتيب مي‌دهيم. ارتباط بسيار نزديك و مطلوبي هم با رسانه‌‌ها داريم. چرا كه دولت مي‌تواند از طريق رسانه‌‌ها تحت فشار قرار گيرد. هنگامي كه با روزنامه‌نگاران كار مي‌كنيم مواردي را مطرح مي‌كنيم كه بتواند توجه آنها را براي انتشار جلب كند. برخي از گروه‌‌ها از شيوه مبارزه آموزش همگاني بهره مي‌گيرند. مثلاً گروهي در اسكاتلند به نام (Zero Tolerance) وجود دارد كه در زمينه رفع خشونت در خانواده فعال است. آنها به همين منظور پوسترهاي بزرگي روي اتوبوس‌هاي شهري نصب مي‌كنند كه مثلاً در يكي از آنها تصاوير پنج دختر خندان را نشان مي‌داد كه گرد ميزي نشسته و زير آن عكس نوشته است: وقتي بزرگ شوند يكي از آنها مورد آزار جنسي قرار خواهد گرفت. عكس ديگري زني را با لباس فاخر نشان مي‌دهد كه در خانه‌اي مجلل كنار شومينه نشسته و در واقع تصويري زيبا از يك خانه ايده‌آل را نشان مي‌دهد، زير عكس نوشته: اين زن با داشتن پدري مهربان، شوهر تاجري موفق و عضو محترم جامعه هفته پيش روانه زندان شد. اين عكس مثلاً اين پيام را مي‌رساند كه خشونت تنها در فقر اتفاق نمي‌افتد بلكه مي‌تواند در خانواده‌هاي مرفه نيز رخ دهد. عكس ديگري هم بود كه در آن زني مسن روي صندلي نشسته بود و در حالي كه نوه دختري‌اش سرش را روي پاهاي او گذاشته بود، در كنار عكس نوشته شده بود كه زنان از سن 3 سالگي تا 93 سالگي مورد اذيت و آزار جنسي قرار مي‌گيرند و اين در واقع نشان مي‌داد كه تنها زنان زيبا نيستند كه مورد آزار قرار مي‌گيرند. اين عكس‌هاي ناراحت‌كننده كه توسط اين انجمن استفاده مي‌شود خيلي تأثيرگذار و براي آگاه‌كردن مردم به كار مي‌رود.

آزار و اذيت جنسي معمولاً توسط آشنايان صورت مي‌گيرد. توسط كساني كه مورد اعتماد زن هستند و هيچ ربطي به لباس پوشيدن و رفتار زن ندارد و علاوه براينكه به بد بودن مادر و زن هم ارتباط ندارد.

آيا سازمان‌هاي غيردولتي زنان از ابزار قانوني براي تغييرات به نفع زنان استفاده مي‌كنند؟

بله، برخي از گروه‌ها از قانون استفاده مي‌كنند. معمولاً زنان در قانون حق و حقوقي دارند ولي اين حقوق در عمل اجرا نمي‌شود. براي مثال يك كارفرما اجازه ندارد زني را به دليل باردار بودن اخراج كند. ولي در بسياري از مواقع بسياري از زنان به بهانه‌اي ديگر اخراج مي‌شوند. زن بايد در چنين شرايطي حق خود را بگيرد و به دادگاه برود ولي زني كه در چنين وضعيتي است نه پولي دارد، نه وقت و نه انرژي كافي براي پيگيري موضوع. برخي سازمان‌هاي غيردولتي زنان پرونده اين زنان را قبول مي‌كنند و كارفرما را به دادگاه مي‌كشند و در ضمن موضوع را به رسانه‌ها مي‌كشانند. در بريتانيا عرفي وجود دارد كه براي صدور حكم در مورد پرونده‌اي، سابقه قانوني لازم است. بعضي از سازمان‌ها نمونه‌هاي بي‌سابقه‌اي را در دست مي‌گيرند و تلاش مي‌كنند تا در مورد آن مسير قانون را تفسير كنند و اگر در آن پرونده برنده بشوند از آن پس تمامي پرونده‌هاي ديگر در آن باب به همان شكل قضاوت مي‌شود.

سازمان‌هاي غيردولتي زنان چطور منابع مالي خود را تأمين مي‌كنند؟

بيشتر اين سازمان‌ها هزينه‌هاي خود را از طريق اعضاء تأمين مي‌كنند. اعضا حق عضويت سالانه پرداخت مي‌كنند. از طريق نامه و پست الكترونيكي هم با افراد مختلف تماس گرفته مي‌شود. موضوع ايجاد منابع مالي در اين سازمان‌ها دغدغه بزرگي است. در اين سازمان‌ها تكنيك‌هاي پيچيده‌اي براي دريافت پول وجود دارد. برخي سازمان‌ها ميهماني‌ و مراسم ترتيب مي‌دهند تا از اين طريق هزينه فعاليت‌هاي خود را با دريافت پول از شركت‌كنندگان درآورند. علاوه بر آن سازمان‌هايي وجود دارند كه براي پروژه‌هايي خاص به سازمان‌هاي زنان كمك مالي مي‌كنند. ولي اين پول بايد صرف همان پروژه شود. يكي از مسائل سازمان‌هاي غيردولتي پرداخت پول به كارمندان و مسؤولان سازمان خودشان مي‌باشد. زيرا براي چنين مقاصدي هيچ سازماني پول نمي‌دهد. برخي زنان كه موقعيت مالي مناسبي در تجارت كسب كرده‌اند نيز به زنان پيشرو كمك مي‌كنند.

آيا دولت هم به انجمن‌هاي زنان كمك مي‌كند؟

دولت در صورتي كه پروژه يك سازمان را پراهميت بيابد به آن كمك مي‌كند. براي مثال Fawcett براي اجراي طرح سياستگذاري در بخش جنايي با تشكيل گروهي از متخصصين دولت را ياري كرد و بابت اين همكاري از دولت پول دريافت كرد. اتحاديه اروپا هم از برخي پروژه‌هاي زنان حمايت مالي مي‌كند.

آيا با همه اينها سازمان‌هاي زنان مي‌توانند مسائل مالي خود را رتق و فتق كنند؟

مشكل پول هميشه باقي است. سازمان‌هاي زنان در مكان‌هاي مناسبي از شهر قرار ندارند. كامپيوترهاي آنان قديمي است در ضمن ادامه فعاليت‌هاي آنان به داوطلبان وابسته است. اين سازمان‌ها سعي مي‌كنند از انترن‌هاي هم استفاده كنند آنها براي كسب تجربه در دوره‌هاي 6 ماهه به اين سازمان‌ها مي‌آيند.

 

به موجب طرح اصلاح موادي از قانون مدني مصوب نمايندگان مجلس، در صورت نبودن هيچ وارث ديگري به غير از زوج يا زوجه، هر كدام تمام تركه همسر متوفي خود را ارث مي ‌برد. 

به گزارش خبرنگار پارلماني مهر،  محمد يثربي نماينده‌ مردم قم در مجلس شوراي اسلامي، در مخالفت با اين طرح، نوع نگارش طرح را به گونه ‌اي دانست كه فقها به آن ايراد مي‌گيرند. 

وي گفت: شوراي نگهبان ايراد فقهي مي‌ گيرد و طرح را تصويب نخواهد كرد.

ناصر قوامي رييس كميسيون قضايي و حقوقي مجلس در موافقت با اين طرح گفت: اگر زني از دنيا برود، مرد از تمام اموالش ارث مي‌ برد، اما اگر مرد از دنيا برود زن از زمين ارث نمي‌ برد؛ اما با تصويب اين طرح زوجين از تمام اموال يكديگر ارث خواهند برد.

موسي قرباني، عضو كميسيون قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي، مصوبه كميسيون را مستند به روايات ندانست و گفت: با تصويب اين طرح، قانون مدني را كه ريشه در فتواي فقها دارد از بين مي ‌برد.

اكرم مصوري ‌منش نماينده اصفهان تصويب اين طرح را مطابق با نظريه فقه پويا وبنا براقتضاي زمان و مكان دانست و گفت: با توجه به حضور زنان در جامعه چگونه مي‌توان اين قانون تبعيض‌آميز را پذيرفت.

بنابراين گزارش در نهايت نمايندگان بدون اعمال تغييرات، با تصويب اين طرح موافقت كردند.

 

نتايج تحقيقات نشان مي‌دهد: آزار فيزيكي زن در زوج‌هاي نابارور بيشتر از زوج‌هاي بارور است.

به گزارش سرويس پژوهشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، يافته‌هاي پژوهش دكتر ايران محبوب، استاديار بخش جامعه‌شناسي دانشگاه شيراز و ابراهيم رشيدي فارفار، كارشناس ارشد رشته جمعيت شناسي دانشگاه شيراز درباره جنبه‌هاي اجتماعي و پيامدهاي ناباروري كه با مطالعه موردي شهر شيراز انجام شده، همچنين حاكي است: زوج‌هاي نابارور نسبت به زوج‌هاي بارور تمايل بيشتري به طلاق دارند.

محققان در اين پژوهش، تعداد ‌٢٤٨ نفر را كه شامل ‌١٢٤ مرد و زن نابارور و ‌١٢٤ مرد و زن بارور بودند، با استفاده از پرسشنامه مورد بررسي قرار دادند.

‌٥/٧٢ درصد از زوج‌هاي نابارور، داراي ناباروري اوليه و ‌٢/٢٤ درصد زوج‌هاي نابارور از نوع ناباروري ثانويه هستند و ‌٣/٣ درصد باقيمانده نوع ناباروريشان را مشخص نكرده بودند.

بر اساس يافته‌هاي اين پژوهش،‌احساس تنهايي در بين زوج‌هاي نابارور بيشتر از زوج‌هاي بارور بود. همچنين زوج‌هاي بارور نسبت به زوج‌هاي نابارور مساله ناباروري را بيشتر سرنوشتي مي‌دانند كه خداوند در زندگي شخصي قرار داده است.

اين نتايج مي‌افزايد: ناكامي،‌اضطراب شديد و ترس از دست دادن زندگي زناشويي در بين زوج‌هاي نابارور بيشتر از زوج‌هاي بارور است.

نتايج اين پژوهش همچنين حاكي ‌است: برخلاف يافته‌هاي تحقيقات خارجي، رابطه معني داري بين ناباروري و محروميت از حقوق اجتماعي و اقتصادي و قدرت و اختيار زن وجود ندارد.