زنان - شنبه 19 ارديبهشت 1383- 8 مه  2004

 

همسر اول، زن دومم را زد

شرق: زنى كه از ازدواج دوباره شوهرش با خبر شده بود آن قدر هووى خود را كتك زد تا سقط جنين كرد.اين درگيرى چهارشنبه شب گذشته در جنوب شرقى تهران در حالى به وقوع پيوست كه مردى به نام محمود مخفيانه ازدواج كرده بود و پس از مدت ها همسر دومش را به خانه آورده بود.مرد ۵۰ ساله كه گمان نمى كرد «گلزار» به زودى به خانه بازگردد وقتى خود را در مقابل چشم هاى متحير وى ديد لب به سخن گشود و گفت: «اين فاطمه است و مدتى قبل با او ازدواج كرده ام. الان هم او باردار است و بايد از او مراقبت كنم زيرا دوقلو باردار است.»اما با اين گفته ها نه تنها تعجب گلزار رفع نشد كه حتى اين حالت به خشم و كينه تبديل شد و لحظاتى بعد خانه محمود به ميدان زدوخورد تبديل شد.همسر ۴۵ ساله اول محمود در حالى كه با كلماتى بى ادبانه شوهرش و هووى خود را دشنام مى گفت شروع به ضرب و شتم فاطمه ۳۰ ساله كرد. اين درگيرى آن قدر ادامه پيدا كرد كه زن باردار محمود به دليل شدت ضربات دچار سقط جنين شد، محمود نيز پس از انتقال همسر دومش به بيمارستان به كلانترى ۱۲۸ تهران نو مراجعه كرد و طى شكايتى از «گلزار» به دليل ضرب و شتم همسر دومش شكايت كرد. با انجام تحقيقات مقدماتى مبنى بر تاييد صحت سقط جنين موضوع به بازپرس شعبه دوم دادسراى امور جنايى تهران گزارش شد و مجيد متين راسخ دستور احضار گلزار به دادسرا را صادر كرده است.

 

فيلم مستند «كريستال»: ادعانامه عليه استثمار زن

شنبه 19 ارديبهشت 1383- 8 مه  2004

تماشاگران جشنواره ترايبکا Tribeca شهر نيويورک، که 9 فيلم کوتاه و بلند ايران را در ميان 250 فيلم برنامه امسال خود گنجانده است، شب گذشته شاهد نخستين نمايش فيلم مستندي بودند در باره يک دختر کرد ساکن دهي نزديک سردشت که به طرز شگفت‌انگيزي از چشمها، گلو، کف دست وچند نقطه ديگر بدن خود، سنگهاي ريز و درشتي مثل کريستال دفع مي‌کند. بهنام ناطقي همکار ما در نيويورک در باره فيلم کريستال گزارش مي‌دهد از خانم مانيا اکبري.

بهنام ناطقي (راديوفردا): قبل از آنکه خانم مانيا اکبري با فيلم مستند کريستال به تماشاگران بين‌المللي سينما به عنوان يک سينماگر مطرح شود، صدا و چهره او با بازي جذاب و طبيعي که درفيلم 10 از آقاي عباس کيارستمي ارائه داد، او را شناختند. فيلم کريستال، نخستين اثري از خانم مانيا اکبري که در آمريکا به نمايش درمي‌آيد، ماجراي عايشه، دختر 19 ساله‌اي را بازگو مي‌کند، مبتلا به يک بيماري مرموز. در اين فيلم مستند، که با دوربيني ساده و اغلب روي دست فيلمبرداري شده است، تماشاگر وکارگردان و گروه فيلمبرداري همزمان با اين دختر روبرو مي‌شوند، بدون مقدمه چيني.

خانم مانيا اکبري، کارگردان فيلم کريستال توضيح مي‌دهد که براي ساختن فيلم ديگري به ناحيه سردشت سفر کرده بود که آنهم تمرکزش بربيماري مرموز دختراني بود که به خاطر تعصب‌هاي مذهبي، زودتراز بلوغ شوهر داده مي‌شوند.

مانيا اکبري (کارگردان فيلم مستند کريستال): اصلا موضوع ابتدا عايشه نبود. من توي روزنامه خواندم که روستائي وجود دارد به نام اسلام‌آباد در کردستان. براي مستند ساختن از دخترهائي که دست‌هاشان ورم کرده بود و موهاشان ريخته بود ودليلش هم اين بود که در 12 سالگي بايد عملا ازدواج مي‌کردند، براي جستجو در باره آن مستند رفتم روستاي اسلام آباد. اما به دليل جنگ آمريکا و عراق، اطلاعات آن روستا به من اجازه فيلمبرداري نداد. و از آنجائي که تصورشان بر اين بود که من در جستجوي بيمارهستم، گفتند اين روستاي بغل يک دختري است به نام عايشه که کريستال مي‌دهد. پزشکان وقتي روي اينترنت search کردند، متوجه شدند اين تنها شخصي است که عملا چشمانش و دستش و واژنش و گلوش سنگسازي مي‌کند به اين شيوه.

ب.ن.: فيلم کريستال، هرچند بيماري شگفت‌انگيزي را به روي فيلم ثبت مي‌کند و گهگاه حال و هواي يک فيلم علمي – پزشکي را پيدا مي‌کند، اما در حقيقت ادعانامه‌اي است عليه تعصب‌هاي کور خانوادگي و استثمار از زن. در طول فيلم، عايشه، قهرمان فيلم، توضيح مي‌دهد که پدر او اجازه بهبود يافتن به او نمي‌دهد. عايشه که حتي اجازه تحصيل نيافته است، روزگار خود را در خانه به ظرفشوئي و خدمات ديگر مي‌گذراندو خانواده حتي به او اجازه نمي‌دهند که براي معالجه بيماري مرموز خود به تهران يا به خارج از ايران برده شود. خانم مانيا اکبري مي‌گويد

مانيا اکبري: خانواده ديگر تقريبا متوجه شده بودند که توسط دخترشان عايشه مي‌توانند از آدمهاي ديگر توجه بگيرند، هم از لحاظ مالي و هم از لحاظ احساسي.

ب.ن.: سرنوشت محتوم عايشه، به نوعي به سرنوشت فيلم کريستال در ايران شبيه است که مقامات جمهوري اسلامي از دادن پروانه نمايش به آن امتناع کردند. خانم اکبري ميگويد:

مانيا اکبري: علت نزديکي من به اين خانواده و به خودعايشه بيشتر يک رابطه خيلي انساني بودو نه متاسفانه اين فيلم در ايران اجازه نمايش خصوصي پيدا نکرد در ايران. ايران خيلي مشخص نيست دلايل نمايش ندادن يک فيلم، و گاهي اوقات به يک فيلمهائي مجوز مي‌دهند که ماها همه تعجب مي‌کنيم و گاهي اوقات هم به يک فيلمهائي مجور نمي‌دهند که باز تعجب مي‌کنيم.

ب.ن.: اما فيلم کريستال، تنها در باره عايشه نيست، شخصيت ديگر فيلم، که در تمام صحنه‌ها در کنار عايشه بيمار حضور دارد، خود خانم مانيا اکبري است که نمونه ديگري از زن ايراني را به نمايش مي‌گذارد، زني متجدد که به همه حقوق خود آشنا است و براي احقاق آنها تلاش مي‌کند.

مانيا اکبري: به تازگي زن ايراني متوجه شده است که فراتر از دو نفش، مادر بودن و همسر بودن را داردو توي جامعه من براي اين دونقش خيلي تبليغ مي‌شود و فکر مي‌کنم زن امروز ايراني متوجه شده يک چيزي هم فراتر و گسترده‌تر از اين دو نقش وجود دارد در خودش.

ب.ن.: خانم اکبري بعد از کريستال فيلم ديگري ساخته است که آنهم هنوز پروانه نمايش نگرفته است.

مانيا اکبري: بعد از اين مستند هم يک فيلم سينمائي بلند است که تمام کردم به نام 20 انگشت.

ب.ن.: در باره چيست؟

مانيا اکبري: در باره يک زن ومردي است که بيشتر به مسائل و مشکلات اخلاقي رواني و اجتماعي بين آن زن و مرد پرداخته و به defect هاي رابطه در ايران بين زن و مرد پرداخته است.

 

مذهب ، مسئله اى كاملاً شخصى است و نبايد در عرصه سياسى وارد شود

شرق - شنبه 19 ارديبهشت 1383- 8 مه  2004

 

مصاحبه با سيمون سوسكيند مدير موسسه «اقدام در مديترانه» و مشاور وزير دادگسترى بلژيك، از فعالان اجتماعى، سازمان هاى غيردولتى و زنان

اميد معماريان : سيمون سوسكيند مدير موسسه «اقدام در مديترانه» و مشاور وزير دادگسترى بلژيك، از فعالان اجتماعى، سازمان هاى غيردولتى و زنان در اين كشور به شمار مى رود. سيمون از اعتراضات دانشجويى ماه مه ۱۹۶۸ تا امروز در فعاليت هاى مختلف اجتماعى حضورى فعال داشته است. جامعه شناسى خوانده و اقتصاد. اما مى گويد هيچ وقت نمى خواسته در كنج اداره و دانشگاه بنشيند و دور از مردم باشد. بنابراين با حضور در سازمان هاى غيردولتى مى كوشد تا در ميان مردم، فرهنگ گفت وگو را به عنوان يك روش حل منازعه در مناطق مختلف جا بيندازد. سيمون چندى پيش به ايران آمده بود تا مقدمات بازديد چندين نفر از زنان فعال در موضوعات اجتماعى بلژيك را فراهم كند. اين گروه تا چند روز ديگر براى آشنايى با وضعيت زنان در كشورمان و بررسى زمينه هاى همكارى به ايران سفر خواهند كرد. گفت وگو ما را با سيمون سوسكيند مى خوانيد.

 

• آيا به نظر شما نقاط مشتركى بين جامعه مدنى ايرانى و اروپايى وجود دارد ؟

مشتركات بسيارى بين زنان ايرانى و اروپايى وجود دارد . امروز صبح وقتى يكى از زنان استاد دانشگاه را ملاقات كردم و مشكلاتى را شنيدم كه براى ثبت و ايجاد مركز مطالعات زنان دانشگاه تهران داشته اند ، متوجه شدم كه اين دقيقاً همان مبارزه اى است كه در اروپا نيز اتفاق افتاده. چندى پيش آناليند وزير خارجه محبوب وقت سوئد كه سال گذشته به قتل رسيد براى يك كنفرانس كه درباره تساوى زن و مرد توسط موسسه ما برگزار شده بود، به بلژيك آمده بود. روزى آناليند گفت كه در سوئد تعداد زنان در دولت بيش از مردان است . ۴۳ درصد اعضاى مجلس زن هستند ولى در عرصه دانشگاهى تنها ۱۰ درصد از اساتيد زن هستند . و ... بنابراين مى بينيد كه به رغم همه جلو رفتن ها هنوز حوزه هايى وجود دارند كه ما بايد روى آن فعاليت كنيم. ما كار زيادى داشتيم براى اينكه زنان را در وارد شدن به اين عرصه ها مانند دانشگاه و ... تشويق كنيم .

حقيقت اين است كه در عرصه هاى سياسى و يا بهتر بگويم در دولت ما خانم ها حضور ندارند ولى در سطوح متوسط مانند جامعه مدنى و دانشگاه در يك سال اخير بسيار پيشرفت كرده ايم. به نظر من اين تحولات بسيار مهم هستند . من تشابهات بسيارى بين سازمان هاى غيردولتى زنان ( ايران و اروپا ) مى بينم ولى روش هايشان براى رسيدن به اهداف متفاوت است .

 

• آيا اين تفاوت در ابزار هاى دستيابى به اهدافشان نيز به چشم مى خورد ؟

ممكن است از اين نظر برترى هايى وجود داشته باشد . ما قانون تساوى را در جامعه رواج داديم. و اين ترويج اثرات مثبتى داشته است. مثالى برايتان مى زنم. زمانى كه در سال ۱۹۷۰ تحصيلاتم را به پايان رساندم ، زنان اجازه نداشتند كه به صورت مستقل در بانك حساب داشته باشند و اگر داشتند اين حساب حتماً تحت پوشش سازمان و يا شركتى بود كه همسرشان در آن شاغل بود . زمان زيادى از آن تاريخ نمى گذرد . ما در اروپا براى دو مسئله مبارزه كرديم . اول حضور در تصميم گيرى هاى سياسى ( ما براى تساوى مبارزه مى كنيم و برايمان اهميت دارد كه در پارلمان تعداد زنان و مردان مساوى باشد.) و دوم اينكه در كليه سطوح جامعه اين برابرى وجود داشته باشد. اين مسئله به معنى ضد مرد بودن نيست بلكه به معنى همراه بودن زنان و مردان با يكديگر است . بايد بدانيد كه تا به امروز به رغم تلاش هايى كه زنان در اروپا براى دستيابى به موقعيت هاى برابر در عرصه هاى تخصصى انجام داده اند ، ما امروز ۲۰ درصد كمتر از مردان هستيم . ( يعنى زنان كمتر از مردان حضور دارند )

زنان حقوقى معادل ۲۰ درصد كمتر از مردان دريافت مى كنند ، در صورتى كه كيفيت كارشان با هم برابر است . بنابراين مشابهاتى بين جوامع اروپايى ، ايرانى، عربى و ... به خوبى ديده مى شود . من معتقد هستم كه بايد شبكه سازى را در سطوح ملى تقويت كرد . مهم اين است كه به صورت عمومى زنان اين حقيقت را درك كرده اند كه در جامعه داراى حقوق برابر با مردان هستند .

 

• شما تجربيات بسيارى در كشورهاى مختلف داشته ايد . ايران را چگونه مى بينيد ؟ و زنان ايرانى را با زنان ديگر كشورهاى خاورميانه چگونه مقايسه مى كنيد ؟

در بيشتر كشورهاى عربى خاورميانه مشكل وجود دارند . يكى از اين مشكلات اين است كه در اين كشورها زنان ناديده گرفته مى شوند . ولى اين مشكلى است كه در ايران تا حدودى حل شده است (حداقل نسبت به اين كشورها) . در بسيارى از كشورها مانند مصر، مراكش و الجزاير اين مشكل به شكل حادى وجود دارد. بنابراين مى توان گفت كه اين تنها مشكل زن ها نيست بلكه مشكل جامعه است. عرب ها اين مسئله را درك نمى كنند كه اگر مسئله دموكراسى و تساوى زن و مرد حل نشود در جاى خود در جا خواهند زد و پيشرفت نمى كنند البته اين مسئله قابل مقايسه نيست . وقتى كه شما به مسئله اى مانند بى سوادى زنان و حضورشان در دانشگاه برخورد مى كنيد اصلاً با كشورهاى عربى قابل مقايسه نيستيد . امروز زنان تحصيلكرده در كشور شما در موقعيت هاى مناسبى قرار دارند كه به نظر من از لحاظ تعداد با هم قابل مقايسه نيستند .

 

• نقش دين و مذهب در حركت زنان به سوى دموكراسى چگونه است ؟

به عقيده من ، مذهب ، مسئله اى كاملاً شخصى است و نبايد در عرصه سياسى وارد شود . در اروپا، پس از قرن ها مبارزه درباره مذهب ، امروز دين از سياست كاملاً جدا است . و به نظر من اين دقيقاً همان زمينه اى است كه دموكراسى مى تواند در آن پرورانده شود . من اطلاعات دقيقى از تاريخ ايران ندارم ولى اميدوار هستم كه دموكراسى در ايران وجود داشته باشد .

 

• مشاهدات شما از تاثير انقلاب در ميان زنان چيست؟

سئوال بسيار سختى است . اما به نظر من در سال هاى گذشته زنان و جامعه مدنى در ايران هم بسيار فعال و هم بسيار حساس با موضوعات برخورد كرده اند . آنچه مى توان از شواهد و قرائن ديد اين است كه با توجه به ضرورت تغييرات و مبارزه براى انجام اين تغييرات ، اين دو قشر( زنان و جامعه مدنى ) بسيار فعال و تاثيرگذار عمل كردند. من انقلاب را از خارج ( بيرون از واقعه ) دنبال مى كردم و به خوبى مى ديدم كه زنان و جوانان براى ايجاد تغييرات تلاش هاى بسيارى انجام دادند. ولى امروز آن را از داخل مى بينيم و اين تاييدى است براى ديده ها و شنيده هاى آن زمان من. اين تغييرات به آسانى انجام نمى شوند و براى آن بايد تلاش بسيارى كرد. بالا و پايين بايد رفت . اگر دو قدم به جلو مى رويد بايد چند قدم به عقب برگرديد و به همين ترتيب. به نظرم شبيه يك حركت موزون است.

 

• برخى از جامعه شناسان ايرانى بر اين باور هستند كه فاصله اى بين جوانان و نسل پيشين وجود دارد. شما ديدار هايى هم با جوانان و هم با زنانى از نسل قبل داشتيد . آيا مى توانيد گفتمان اين دو را با هم مقايسه كنيد ؟ فاصله اى حس كرديد ؟

مثالى مى زنم كه مربوط به ايران نيست . ما پروژه اى در قبرس داريم بين زنان يونانى و ترك قبرس كه به مدت ۲۵ سال از هم دور بوده اند . سال۱۹۴۷ جنگ بين اين دو به دليل مليت گرايى احمقانه كشور درگرفت و بعد از آن اين زنان ۲۵ سال هرگز با هم در ارتباط نبودند . بخش ترك نشين خانه هاى خود را به قصد شمال ترك كرده و بقيه در جنوب مانده بودند . مردم هم مجبور به ترك خانه هاى خود شده و در كشورهاى ديگر پناهنده شدند . ابتدا تلاش كرديم با آنها ارتباط برقرار كنيم... بيشتر مواقع بسيار سخت بود كه با افرادى ملاقات كنيم كه قبلاً آنها را نديده بوديم . در اين ديدار ها تابوها ، كليشه ها و ملى گرايى هايى وجود داشت .

بنابراين وقتى خانم هايى از نسل من شروع به صحبت و گوش كردن به حرف هاى يكديگر كردند ، زمان بسيار زيادى سپرى شد، زيرا شكسته شدن تابو ها و كليشه ها زمان بسيارى را نياز داشت . بعد از يكى دو سالى كه برنامه ما به دليل مسائل مالى متوقف شده بود سال گذشته اين ماجرا را از سرگرفتيم. اين بار در برنامه هاى ما قشرهاى مختلف خانم ها مانند سالمندان ، پناهندگان ، جوانان و. .. حضور داشتند. با اين وجود آنچه بين خانم هاى جوان اتفاق افتاد باور نكردنى بود . آنها كليشه نداشتند . خيلى آسان كنار هم گرد آمدند و برنامه ها را اجرا كردند .

در واقع آنها خواسته هاى مشترك داشتند . به عنوان مثال همه با برنامه هاى آخر هفته براى كنار دريا رفتن ، رستوران رفتن و ديدن يكديگر موافق بودند. اين همان احساس مشتركى است كه من در ميان دختران جوان ايران ديدم. من مى توانم جوانان ايرانى و عراقى را كنار يكديگر تصور كنم. مليت گرايى ، تنفر و ... راه حل هاى ما نيستند . ما مى توانيم به مسائل مشترك جهانى مانند اينترنت، داشتن زندگى خوب و مناسب ، تحصيلات عالى و ... فكر كنيم و در اين موارد با هم در رابطه باشيم . ما به چه علت مى جنگيم ؟ براى مرزهايمان ؟ براى نفت ؟ خيلى خنده دار و مضحك است . من براى نسل آينده آرزو مى كنم كه به مسائل و منافع مشترك بينديشد .

 

• بنابر اين شما فاصله ايجاد شده را قبول داريد . ولى آنچه كه پيشنهاد مى دهيد گفت وگوى بين نسل هاست ؟

بله. من در ايران با خانم هاى هم نسل خودم ملاقات كردم . آنها وجود دارند و تمام نشده اند . بلكه نقش بسيار مهمى در جامعه ايفا مى كنند . آنها سنت را مى شناسند و آن را محترم مى شمارند. در حالى كه جوانان آن حيطه را نمى شناسند و از آينده هم تصوير روشنى ندارند در حالى كه جامعه جهانى با مسائلى مانند بنيادگرايى مواجه است كه همه كشورها مى توانند درگير آن باشند. فرقى هم نمى كند در خاورميانه يا كشورهاى اروپايى و يا آمريكايى. يا مثلاً با موضوعاتى مانند جهانى شدن مواجهيم. درحالى كه در نگاه اول ما توانايى روبه رويى با دنياى جديد را نداريم .

از يك طرف جهانى شدن و .. وجود دارند و از طرف ديگر عوامل مخالف آن مانند محدود كردن خود ، تنفر از ديگر مذهب ها و خشونت وجود دارند. اين مسائل بسيار خطرناك هستند و كاملاً با آنچه كه تا به اين لحظه درباره آن صحبت كرديم ضديت دارد، بنابراين دشمنان بسيارى وجود دارند . نمى دانم چگونه بايد با آنها مقابله كرد. ولى ما بايد تحصيلات بالا و رسانه خوب داشته باشيم ، اين دو عنصر بايد بتوانند به نسل جديد كمك كنند تا از خشونت و بنياد گرايى رهايى يابد .

 

اميد معماريان : يك شنبه 20 ارديبهشت 1383- 9 مه  2004

در شماره گذشته مشاور وزير دادگسترى بلژيك ديدگاه هاى خود را درباره زنان ايرانى و فاصله نسل ها در ايران بيان كرد. در شماره پايانى ادامه گفت و گو با وى را مى خوانيد.

 

•با اين دغدغه هايى كه شما مطرح مى كنيد شايد من نتيجه گيرى كنم كه تفاوت اصلى ميان سازمان هاى غير دولتى ايران و اروپا در اهداف آنان است. نظر شما در اين مورد چيست ؟

اتفاقاً اين به نظرم يكى از نقاط اشتراك است. من از يكى از زنان دانشگاهى شما شنيدم كه زنان ايرانى در يافتن راه حل ها بسيار ثابت قدم هستند و براى آن مبارزه مى كنند و اين در اولويت هاى آنان قرار دارد . هرچند زنان در پيشگيرى از ايجاد موانع ، حل و بازسازى و تصميم گيرى حضور ندارند و اينجا دقيقاً همان جايى است كه سازمان هاى غيردولتى زنان بايد فعالانه وارد عمل شوند، زنان اصلى ترين قربانيان خشونت هستند، در بخشى از راه حل ها ، آنها حضور دارند، ولى هيچگونه فعاليتى براى از بين بردن اين مشكل انجام نمى شود . اينها همه اهدافى است كه مى تواند زنان را در كنار هم جمع كند. در كنار اين موضوعات همگى ما به دنبال راه هاى هستيم تا بتوانيم به نتيجه مطلوب برسيم. بنابراين شما مى بينيد كه هم در اهداف و موضوعات فعاليت و هم در روش ها، بين زنان كشورهاى مختلف دنيا و از جمله كشورهاى اروپايى و ايران مشابهت هاى فراوانى وجود دارد.

 

•آيا با توجه به اينكه ايران جزء جوامع پس از جنگ محسوب مى شود، مى توان گفت اولويت هاى خاصى را انجمن هاى ما بايد در اين زمينه در نظر بگيرند؟

توجه به جنگ و تبعات آن در روحيات مردم امرى ضرورى است . زمانى كه به خاورميانه مى آييد و زنان فلسطينى را مورد بررسى قرار مى دهيد ، متوجه مى شويد كه آنان دو اولويت را در دستور كار خود قرار داده اند. يكى از اولويت ها جنگيدن براى استقلال است و ديگرى ايجاد صلح است . اين دو اولويت باهم برابر هستند . وقتى موقعيت سخت مى شود ، ممكن است فقط موقعيت اول ديده شود و به اين مسئله توجه نمى شود كه پيش نياز استقلال صلح است . درگيرى هايى بين ايران و عراق وجود داشته است ، من در اين مورد اطلاعات كافى ندارم، اما آيا مراوداتى بين جامعه مدنى دو كشور وجود داشته است ؟ من اين ارتباط را كاملاً ضرورى مى دانم ، شما با ۸ سال جنگ و ميليون ها كشته مواجه بوديد . به نظر من جامعه مدنى بسيار در اين مدت صدمه خورده است . شما نمى توانيد با آن كنار بياييد . اول جنگ وجود داشته است ولى پس از اتمام آن صلح برقرار نشده است. نه صلحى وجود نداشته است . آيا مادرانى كه فرزندانشان را از دست داده اند با هم در ارتباط هستند ؟ خير، هيچ ارتباطى بين آنها نبوده است ، آنها بايد با اين مسئله كنار بيايند. بايد بتوانند اين موضوع را در ذهنشان حل كنند. ما خيلى از مواقع صدمات و تبعات جنگ را تا دهه ها بعد با خود مى بريم اما متوجه و خودآگاه نيستيم كه روح جامعه از چه مجرايى صدمه مى خورد.

 

•اين دقيقاً همان چيزى است كه در آفريقاى جنوبى اتفاق افتاد ؟

در يوگسلاوى مردم ۵۰ سال در كنار هم زندگى كردند اما ناگهان جنگ بسيار زشتى در اروپا روى داد . بنابراين فاصله اى در جامعه مدنى و همچنين جامعه زنان ايجاد شد . زنان يوگسلاو و صربى در دو طرف رابطه قرار داشتند . اين زنان در هنگام جنگ به تظاهرات ضد جنگ پرداختند و سعى كردند تا با هم در ارتباط باشند و به همه بگويند كه با جنگ موافق نيستند و جنگ و خشونت بهترين راه براى حل مشكلات نيستند . بنابراين نقشى است كه جامعه مدنى بايد ايفا كند . اين دقيقاً همان چيزى بود كه به قول شما در آفريقا نيز اتفاق افتاد با اين تفاوت كه آنان رهبرى مانند ماندلا را در كنار خود داشتند و كسى مانند دكلرك كه براى ايجاد صلح اراده اى قوى داشت. آنها كميته هايى مردمى كه از هم خشونت ديده بودند را درست كردند و كنار هم نشاندند و يك طرف از طرف ديگر عذرخواهى كرد تا اين مسئله در ذهن مردمان حل شود. رهبران بسيار موثر هستند .

 

• در ايران ، آقاى خاتمى در مورد گفت وگوى تمدن ها صحبت كرد كه تلاشى در جهت برقرارى و غالب كردن گفتمان صلح در منطقه بود.

بله مى دانم. به نظرم ايده بسيار جالبى بود مخصوصاً كه يك رئيس جمهور در خاورميانه كه كانون جنگ هاى متعدد در سال هاى گذشته بوده است اين موضوع را مطرح كرد.

 

•وقتى شنيديد كه شيرين عبادى جايزه نوبل صلح را دريافت كرده است ، چه احساسى داشتيد ؟

بسيار خوشحال و در عين حال متعجب شدم. هيچ كس در اين مورد صحبتى نمى كرد. زيرا كانديداهاى بسيارى وجود داشتند كه خانم عبادى در ميان آنان نبود. خوشحالى من به اين علت بود كه مبارزه زنى از جامعه مدنى ايران به رسميت شناخته شد . خانم عبادى تلاش مى كند كه تغييراتى در داخل جامعه به وجود آورد . وى سمبلى از زنان ، جوانان ، دموكرات ها و جامعه مدنى در ايران است . بنابراين من بسيار خوشحال شدم زيرا اين دقيقاً در همان شاخه اى بود كه ما در مورد آن پروژه داشتيم و به واقعيت هاى آن حوزه بسيار نزديك بوديم.

 

•تصور شما از كشور ما ، قبل از اينكه به ايران بياييد چه بود ؟

من مى دانستم كه واقعيت ايران با آنچه كه مردم در ديگر كشورها در مورد آن فكر مى كنند بسيار تفاوت دارد . من اين امتياز را از طريق برخورد با دوستان ايرانى و ديگران به دست آوردم. من اصلاً دوست نداشتم كه مانند يك توريست به هتل و رستوران بروم. مى خواستم واقعيت جامعه را همانطور كه بود لمس كنم. اميدوارم كه بتوانم آن را به ديگر كشورها و مردم نيز منتقل كنم.

 

•بسيارى از مردم از آناليند در سوئد خوششان مى آمد . براى بسيارى از زنان روش هاى وى براى مبارزه و پيشرفت در اروپا جالب است . براى آنان وى مانند يك مدل است. اين مسئله براى ما يك پيغام دارد و آن نگاه زنان به مدل هاى دنيا است . پس از اينكه شيرين عبادى جايزه صلح را دريافت كرد ، نگاه دنيا نسبت به ما به چه سمتى رفت؟

من مطمئن هستم كه نگاهشان تغيير كرده است . حضور شيرين عبادى در كانال هاى تلويزيونى ، مجلات و ... تاثير بسيارى بر آن داشته است. براى اروپائيان اين مسئله بسيار جالب بود كه شيرين عبادى گفت اسلام بنيادگرايى نيست . اين بسيار لازم و ضرورى بود كه خانم عبادى آن را در برابر ديدگان دنيا و در كنفرانس مطبوعاتى خود مطرح كند . وى كارهاى بسيارى براى تقويت تصوير اسلام و جامعه مدنى در دنيا انجام داده است . اين حركت حركتى بسيار موثر بود براى اينكه همه مردم دنيا بدانند در ايران نيز مانند همه كشورها درگيرى ها و مبارزه هايى بين جنبش ها و گرايش هاى مختلف وجود دارد و اين جامعه بسيار پويا و فعال است . شيرين عبادى تبديل به سمبل جامعه مدنى و دموكراسى در ايران شد . ولى زنان نبايد از آنچه كه در ديگر كشورها اتفاق افتاده است تقليد كنند. زنان در ايران در حال مبارزه براى به دست آوردن آزادى، دموكراسى در جامعه هستند و اين خاص زنان ايران است با همه موانع و مشكلاتش. همين طور براى زنان كشورهاى ديگر. با اين حال فكر مى كنم به خاطر نزديكى هاى فرهنگى شما به كشورهاى خاورميانه اين رويداد مانند موجى در كشورهاى ديگر نيز تاثيرآفرين باشد.

 

•اگر شما يك بار ديگر به ايران بياييد چه كارى را انجام مى دهيد و چه كارى را انجام نمى دهيد ؟

كارهاى زيادى انجام خواهم داد. اين بار وقت بسيار كم بود (...)آخرين بار كه به روزنامه شرق رفتيم ديديم كه جوانان به چه شكلى كار و فعاليت مى كنند و اين خيلى جالب بود. به غير از چند موزه شهر را درست نديدم ولى به تئاتر پرى صابرى رفتم كه باور كردنى نبود. شما مى دانيد كه من اگر همه اينها را براى دوستانم تعريف كنم ، هيچ كدام را باور نخواهند كرد . نمى توانستم باور كنم كه همه اينها در ايران وجود دارد .

 

•چه دستاوردى را براى سفرگروه ۸نفره بلژيكى به ايران پيش بينى مى كنيد؟

واضح است كه اين هيات ۸ نفره ايرانى و بلژيكى فقط بخشى از برنامه مورد نظرمان است. اگر اين ارتباط باقى بماند خيلى خوب است ولى موفقيت بزرگى نيست . آنچه كه ما مى خواهيم بسيار فراتر و گسترده تر از اين پروژه است. اگر مديريت سازمان ما تصويب كند مى توانيم مبادله بسيار خوبى در زمينه هاى فرهنگى ، هنرى ، موسيقى و ... با ايران داشته باشيم. سئوال اين است كه مردم به چه ميزان در اين طرح شركت خواهند كرد ؟ اين برنامه از طريق رسانه هاى عمومى مانند راديو و مطبوعات اعلام خواهد شد . يك نمونه آن، مجله ELLE در بلژيك است كه يك صفحه از آخرين شماره خود را به طرح و يك صفحه را به شيرين عبادى اختصاص داده است . اين مجله بين المللى است و ده ها هزار خواننده دارد .

 

 

برپايي دادگاه شرع اسلامي در كانادا

شرق - شنبه 19 ارديبهشت 1383- 8 مه  2004

ترجمه نازنين زاغرى: سرانجام پس از مقاومت هاى دولت كانادا و تلاش براى مسدود كردن راه مسلمانان مقيم اين كشور، رهبران مسلمان كانادايى توانستند حرف خود را به كرسى بنشانند و در روز ۲۰ اكتبر سال گذشته ميلادى مصادف با ۲۹ مهر ماه ۱۳۸۲، مجوز تاسيس دادگاه هاى شريعه را در اين كشور به دست آورند. يك روز بعد، رهبران مسلمان مقيم كانادا در تالار اصلى كنگره اسلامى بين المللى كانادا جمع شدند و توسط انتخابات، شوراى ۳۰ نفره اى را به عنوان اعضاى هيأت داوران دادگاه هاى شريعه اين كشور انتخاب كردند.

 

روزنامه كانادايى Ohawa Citizen، ماه گذشته هدف از برپايى چنين دادگاه هايى را مجاب كردن دادگاه هاى كانادايى براى صدور رأى مسلمانان طبق قوانين و ضوابط اسلام كرد كه نتيجتاً حل دعوا در دادگاه هاى عادى را تسريع و كم خرج مى كند.

«جمال بداوى»، يكى از روحانيون انجمن اسلامى ايالت«مارى تايم» كانادا در اين زمينه به حضور چنين دادگاه هاى مشابهى در آمريكا و انگلستان اشاره كرده، وظيفه آنها را به انجام رساندن تصميماتى دانست كه به طور طبيعى وظيفه دادگاه هاى قضاوت كانادا است. «حسين بيات»، يكى ديگر از اعضاى اين گروه نيز در اين باره افزود: مجمع اسلامى كانادا كه بزرگترين اقليت مذهبى در اين كشور محسوب مى شود رضايت خود را با فعال تر كردن نقش مسلمانان شيعه و سنى در دادگاه هاى شريعه كانادا اعلام كرده است. بسيارى از رهبران مسلمان و روحانيون كانادا از نپذيرفتن قوانين قضايى اين كشور توسط مسلمانان خبر دادند و همين امر را انگيزه اى براى برپايى چنين دادگاه هايى برشمردند. تنها زن حاضر در جلسه انتخابات، «بى بى زينب بخشى» بود كه به نمايندگى از سوى سازمان اسلامى زنان مقيم كانادا در اين همايش حضور يافته و در آخر نيز به عنوان يكى از اعضاى شورا برگزيده شد. قرار بر اين شده بود كه در صورت تصويب هيأت داوران پيشنهادى، كميته هايى در سراسر كشور برپا شوند.

عمده وظيفه اين كميته ها يافتن راه حل براى بسيارى از اختلاف هاى حقوقى مسلمانان از طلاق تا دعاوى مالى و استناد به تعاليم قرآنى تعيين شده بود. طبق قوانين قضايى كانادا، دادگاه هاى اسلامى تنها تا هنگامى اجازه فعاليت دارند كه به حيطه حقوق و آزادى هاى كانادا لطمه اى وارد نكنند. اگر حكم دادگاه هاى مذكور با موازين حقوقى كشور كانادا مطابق نباشد و به روند قضايى و حقوقى اين كشور لطمه وارد كند، فعاليت در هرگونه دادگاه هاى شريعه از رهبران اين جنبش سلب خواهد شد و دادگاه ها، رأى صادر شده را به اجرا در نخواهند آورد. اين دادگاه هاى شريعه كه اساساً «انجمن اسلامى حقوق مدنى» نام گرفته اند به مشكلات مسلمانان در زمينه هاى اسناد و پيمان نامه ها، طلاق و ارث و ميراث با كمك گرفتن از داوران اسلامى خود رسيدگى مى كنند. مقوله حضانت كودكان از حيطه وظايف دادگاه هاى شريعه حذف شده است به اين دليل كه كانادا از آن دسته كشورهايى است كه به كودكان، بسيار زياد اهميت مى دهد و حضانت آنها را به افرادى مى سپارد كه از سوى دادگاه تعيين مى شوند.

 

در حالى كه اسلام حضانت دختر را تا پيش از ۷ سالگى به مادر و پس از آن به پدر مى سپارد، اما طبق قوانين كانادا، اين قاضى است كه تصميم مى گيرد حضانت كودك را به پدرش بسپارد يا مادرش.واكنشى كه زنان مسلمان كانادا و ديگر كشورهاى اروپايى به برپايى دادگاه هاى شريعه از خود نشان داده اند مسئله اى است كه دولت كانادا اخيراً با آن روبه رو شده است. «انجمن اسلامى حقوق مدنى» روى هم ۵۰ عضو دارد كه تنها ۱۵ نفر از آنها را زنان تشكيل مى دهند.

زنان مسلمان مقيم كانادا معتقد هستند برقرارى چنين دادگاه هايى، حقوق گذشته زنان را از آنان سلب مى كند. آنها كه تاكنون طبق قوانين كانادا زندگى كرده اند به خوبى مى دانند كه دادگاه هاى اين كشور حق طلاق را تنها به مردان نمى دهد. زنان نيز همپاى مردان و به همان ميزان از حق طلاق برخوردارند. از اين رو با تشكيل دادگاه هاى اسلامى كه در آن حق طلاق منحصراً به مردان تعلق دارد در حق آنها اجحاف خواهد شد. پس از تصويب طرح برپايى دادگاه اسلامى، نهضتى از سوى زنان مسلمان مقيم كانادا به پاخاست. اين نهضت كه با هدف دفاع از حقوق زنان مسلمان شكل گرفته است از مسلمانان ديگر كشورهاى اروپايى و آسيايى خواسته تا او را پشتيبانى كنند. انجمن زنان مسلمان كشورهاى بنگلادش، عراق، فرانسه، هند، استراليا و تركيه همكارى خود را با اين نهضت اعلام داشتند. با تلاش اين نهضت در زمينه اطلاع رسانى هاى لازم به زنان مسلمان دنيا، تظاهراتى در روز هشتم مارس (روز جهانى زن) در كانادا برپا شد.

 

يكى از رهبران اسلامى نهضت زنان در اعتراض خود چنين گفت: «ظاهراً اين دادگاه ها، دادگاه هاى مدنى و جهت رفع منازعه خانوادگى و شغلى هستند. طرفين دعوى در مراجعه به اين دادگاه ها اختيار كامل دارند، آنها در گردن نهادن به حكم نهايى نيز مختارند. حال اين سؤال مطرح مى شود كه چرا جريانات اسلامى به برپايى چنين مراكزى اصرار مى ورزند؟ و چرا تأكيد دارند احكام شريعه را بر روابط خانوادگى به طور مشخص محاط كنند؟»در نظر نهضت زنان مسلمان، اشكالى كه به اين دادگاه ها وارد است حضور تنها يك زن در ميان ۳۰ نفرى است كه اعضاى شورا را تشكيل مى دهند. به عقيده آنها، قوانين و احكام اسلامى حق طلاق، سرپرستى كودكان و حتى حق سفر و كاركردن را تنها براى مردان به رسميت مى شناسد. در اين احكام، شهادت دادن دو زن معادل يك مرد بوده و زن بر مبناى آن تنها از نصف سهميه مرد در ارثيه مى تواند برخوردار گردد. اما اين حقيقت در كشورى مانند كانادا با قوانين باز و متفاوتى كه تا كنون براى تك تك مردم اين كشور به همراه داشته قابل اجرا نيست.

 

منابع:

Islamonline.net

Theglobeandmail.com

Independent.co.uk

Freehost KI.Websamba.com

 

زنان براي دستيابي دوباره به حقوق از دست رفته‌‏شان مبارزه كنند 

آنچه زنان در طول يك قرن گذشته از آن به عنوان حقوقشان ياد مي‌‏كنند از سوي مردها به آنان اعطا شده است. 

به گزارش خبرنگار سرويس فرهنگ و انديشه خبرگزاري كار ايران, ايلنا, در طي نشستي كه با عنوان زن و جهاني شدن كه با حضور سخنرانان ايراني و افغاني برگزار شد, دكتر عزت ا... فولاد وند, مترجم و استاد دانشگاه فلسفه ضمن بيان مطلب فوق , با اشاره به تاريخ حقوق زنان ايراني در صد سال گذشته گفت: اين خود زنان بوده‌‏اند كه ذره ذره و به تدريج حقوقشان را واگذار كرده و از دست داده اند.چرا كه هرگز در تاريخ اتفاق نيفتاده است كه آزادي به يك باره از دست برود و آنچه كه اكنون زنان در طول يك قرن گذشته از آن به عنوان حق و حقوقشان ياد مي‌‏كنند, تماما توسط مردها به آنان اعطا شده است .

وي تاكيد كرد: زنان بايد از فرصت هاي از دست رفته و حقوق زايل شده شان درس عبرت بگيرند تا از حقوقي كه دارند مانند گوهري ناب محافظت نمايند و براي به‌‏دست آوردن حقوقي كه خود از دست داده اند مبارزه كنند.

وي در ادامه با ابراز خشنودي نسبت به پيشرفت قابل تحسين زنان ايراني در همه زمينه ها گفت: امروز, زنان جامعه ما نسبت به حقوق واقعي‌‏شان , آگاهي پيدا كرده‌‏اند و براي دستيابي به اين حقوق تلاش مي‌‏كنند.

وي افزود: با مطالعه‌‏اي گذرا نسبت به چگونگي حقوق زنان دركشورهاي توسعه يافته, شاهد مبارزات سرسختانه زنان اين جوامع و تحمل سختي ها و ناملايمات فراوان آنان در اين راه هستيم, همچنانكه زنان انگليس در اوايل قرن بيستم براي دستيابي به حق راي,پاهاي خودد را به پارلمان اين كشور زنجير مي‌‏كردند و در زندان‌‏ها دست به اعتصاب غذا مي زدند.

وي تاكيد كرد: اكنون براي زنان ايراني, نه تنها زمان آرامش نيست بلكه زمان دغدغه كار, كوشش و مبارزه است .

فولادوند تصريح كرد: زنان بايد از وضعيت حاضر كه منجر به از دست رفتن حقوقشان شده درس عبرت بگيرند و براي دستيابي دوباره به اين حقوق مبارزه كنند.

وي افزود: زنان ايراني بايد با استفاده از ابزار آهنين تلاششان و كلام آتشين زبانشان در تفكر مردهاي جامعه رخنه كرده و آن را دچار تحول كنند. چرا كه آنچه مانند ديوار سد راه آنان است همين طرز تفكر است.

وي در پايان مجدا ب زنان را به مبارزه براي احياي حقوقشان تشويق كرد و تحمل مخالفت ها , زهرخندها و تمسخرها را لازمه رسيدن به اين هدف دانست.

برخي باندها دختران كم‌‏سن و سال را به صورت غيرقانوني از كشور خارج مي‌‏كنند

فرمانده نيروي انتظامي گفت: برخي از باندها، دختران كم‌‏سن و سال را به صورت غير قانوني از كشور خارج مي‌‏كنند. 

سردار محمد باقر قاليباف، فرمانده نيروي انتظامي، در گفت و گو با خبرنگار سرويس اجتماعي ايلنا گفت: قاچاق انسان اگر چه در حد دو نفر هم باشد، قابل قبول نيست؛ اما با آمار و اطلاعات غلط نبايد در جامعه ناامني ايجاد كرد.

فرمانده نيروي انتظامي با اشاره به اينكه باندهاي قاچاق انسان در كشور وجود داشتند، تصريح كرد: ما دو بخش عمده قاچاق داشتيم كه يك بخش بر حوزه كشورهاي خليج فارس و بخش ديگر نيز مربوط به پاكستان بود.

وي افزود: باندي كه در كشور پاكستان وجود داشت، حدود 11 ماه قبل، در مشهد به طور كامل منهدم شد و قاچاقچيان دستگير و به مراجع قضايي تحويل داده شدند.

سردار قاليباف گفت: بخشي از قاچاق انسان مربوط به ترددهاي غيرقانوني است كه اين بحث در حوزه كشورهاي خليج فارس مطرح است كه به طور جدي به اين مساله رسيدگي شده با چند باند نيز برخوردهايي صورت گرفته است.

به گفته وي، رسيدگي به مسئله قاچاق انسان، به عنوان يك موضوع جدي در دستور كار نيروي انتظامي و وزارت اطلاعات قرار گرفته است.

فرمانده نيروي انتظامي گفت: آمارهاي ما به هيچ وجه افزايش در قاچاق انسان را نشان نمي‌‏دهد.

وي با اشاره به شايعه قاچاق دختران بمي در ايام زلزله اين شهرستان، افزود: در آن زمان حتي يك مورد قاچاق هم وجود نداشت، بنابراين بايد در اين خصوص دقت بيشتري صورت بگيرد كه افكار عمومي را در معرض اخبار نادرست قرار ندهيم.

سردار قاليباف تصريح كرد: در گذشته موضوع قاچاق انسان وجود داشته كه البته اين موضوع محدود بوده است؛ هر چند كه حتي يك مورد قاچاق انسان هم قابل قبول نيست، اما به هر حال، قاچاق انسان موضوعي بين‌‏المللي است و خاص كشور ما نيست.

وي در خصوص نحوه قاچاق افراد به خارج از كشور از طريق مبادي رسمي، گفت: در اين زمينه، نيروي انتظامي موضوعاتي را در دستور كار دارد كه افرادي را كه به اين گونه اقدام مي‌‏كنند، هنگامي كه تخلف آنها بعد از بازگشت اثبات شد، براي آنها محدوديت قائل شده و با آنها برخورد مي‌‏شود.