چهار شنبه 9 ارديبهشت 1383-  28 آوريل  2004

 

 

قطعنامه پايانی گردهمايی اعتراضی زنان عليه سياستهای زن ستيزانهصدا و سيما

تريبون فمينيستی ايران - چهارشنبه ۹ ارديبهشت ۱۳۸۳ ۲۸ آوريل ۲۰۰۴

 

قطعنامه زير كه توسط گروهها و افراد امضاكننده آن تهيه شده بود، در انتهای گردهمايی [در اعتراض به سياست های زن ستيز صدا و سيما) قرائت شد و تابلويی نيز به منظور امضا افراد و گروههای ديگری كه با اين قطعنامه موافق هستند در بخشی از سالن گردهمايی گذاشته شده بود كه تعداد زيادی امضا بدين وسيله جمع آوری شد. متعاقبا ليست كامل امضا كنندگان اين بيانيه اعلام خواهد شد.

 

انحصاری بودن صدا و سيما بايد شكسته شود

قطعنامه پايانی گردهمايی اعتراضی زنان عليه سياستهای زن ستيزانه صدا و سيما

 

در شرايطی كه انسانها اعم از زن و مرد در سراسر جهان در پرتو اصول شناخته شده حقوق بشر در جهت تغيير شرايط نامناسب موجود به سمت وضعيت بهتری برای زنان و مردان تلاش ميكنند، جای تاسف است كه هنوز در ايران افراد و گروههايی كه معتقد به تبعيض و نابرابريهای فاحش در حقوق انسانی ميان زن و مرد هستند امكان مييابند از صدا و سيما به تبليغ و توجيه نظرات واپسگرای خويش بپردازند و دختران جوان را توسط برنامه های جذاب صدا و سيما، ناخودآگاه برای گردن نهادن به نقش فرودست خود و تمكين از وظايف سنتی و غيرخلاق وادارند و پسران جوان را برای ايفای نقش سلطه جويانه آموزش دهند. آموزشهايی با رويكرد زن ستيزانه كه اكنون در اكثر برنامه های صدا و سيما چه در شكل سريال و طنز و چه در برنامه های علمی و جدی ارائه ميشود، با واقعيت زندگی اكثر مردم ايران فاصله بسيار دارد اما همين تصاوير غيرواقعی و كليشه ای ميتواند تاثيرات منفی خود را در درازمدت به صورت آسيبهای جدی اجتماعی و فروپاشی روابط انسانی بين افراد خانواده برجای گذارد.

رشد و گسترش فعاليتهای خلاق زنان ايران در حوزه های مختلف در سالهای اخير غيرقابل انكار است و آنان صلاحيت خويش را در حوزه های مختلف به اثبات رسانده اند، اما هنوز تصوير زنان در صدا و سيما در مجموع، تصويری منفعل، غيرخلاق و منطبق با كليشه های جنسيتی است و از طريق اين تصويرسازيها، بستر فرهنگي برای قوانين نابرابر از جمله چندهمسری به وجود ميآورد.

اگر در گذشته، زنان به دلايلی نسبت به توهين و تصويرسازيهای غيرواقعی از زندگی خود در صدا و سيما سكوت ميكردند، امروز آموخته اند كه مهر سكوت را بشكنند و نه تنها بينندگانی منتقد و فعال باشند، بلكه با نگاهی منتقدانه سياست و مشی تحقير زنان و ستيز با آنان در صداو سيما را نقد، و جامعه را متوجه خطرات اين سياستها كنند.

ما امضاء كنندگان اين بيانيه اعتراض شديد خود را نسبت به عملكرد زن ستيزانه صدا و سيما ابراز ميداريم و تا برآورده شدن خواسته های زير، به اعتراض خود در اشكال مختلف ادامه خواهيم داد:

1. متوقف كردن پخش برنامه ها و سريالهايی كه با محتوايی زن ستيزانه تهيه ميشود و اقدام جدی جهت انعكاس تصوير واقعی از فعاليتهای زنان از قشرهای گوناگون و در حوزه های مختلف و نيز انعكاس فعاليتهای زنان جهان كه برای احقاق حقوق انسانی خود تلاش ميكنند.

2. تصويب قانونی برای صدا و سيما كه در آن مجازاتهايی برای تخلفات اين سازمان پيش بينی شده و امكان نظارت قضايی و نيز نظارت مردمی از طريق تشكيل گروهی از نمايندگان سازمانهای غيردولتی زنان و ديگر تشكلهای مدنی قيد شده باشد.

3. واگذاری امتياز شبكه های تلويزيونی و راديويی و نيز امكان پخش آزادانه برنامه های راديويی و تلويزيونی از سوی سازمانهای غيردولتی زنان و ديگر نهادهای مدنی.

امضاء كنندگان: مركز فرهنگی زنان - انجمن روزنامه نگاران زن ايران ـ سايت زنان ايران ـ انجمن مستقل زنان ـ انجمن زنان نوانديش ايران ـ مجله زنان ـ كانون زنان زمان ـ انجمن هستياانديش ـ سايت بدجنس ـ مؤسسه آموزشی و پژوهشی رشديه ـ مركز كارورزی سازمانهای غيردولتی ـ كانون نوانديشان جوان جامعه مدنی - مجله فرزانه ـ سايت هنگامه شهيدی ـ سايت زنان ايران امروز انجمن روزنامه نگاران جوان

مرضيه مرتاضی لنگرودی خديجه مقدم ـ ژيلا بنی يعقوب ـ فاطمه گوارايی ـ پرستو دوكوهكی عزيزدخت شمس ليلا نجفی فاطمه نجاتی سيما افشار - محمدرضا نسب عبداللهی شهلا انتصاری شبنم رحمتی ليلی فرهادپور پروين اشرفی - نسرين ملکی نيا سونيا تركمن ـ اعظم اكبرزاده ـ عفت فتاحی ـ آزاده سجادی ـ روزبه روزبهانی مارتيا محمدی ـ انوشه غفرانی ـ مريم زمرديان ـ فاطمه باقرنيا ـ مرجانه اسكويی ـ نرگسسادات نجفی ـ فرج كلامی ـ سپيده شاكری ـ بيتا شميرانی ـ سيميندخت سهی ـ مريم مرتضايی ـ سعيد سعيدی ـ تكتم حجازی ـ محمد مفيدی ـ طاهره جلالی ـ نجمه مهدوی ـ مهدخت درخشانی ـ رخشان رازی

 

بايد بجاي بازسازي جهان سرمايه دار مردسالار, يک جهان ديگر بسازيم 

تريبون فمينيستي ايران: چهار شنبه 9 ارديبهشت 1383-  28 آوريل  2004

گردهمايي اعتراض آميز عليه سياست هاي زن ستيز صدا و سيما ساعت 5 بعد از ظهر امروز در سالن اجتماعات انجمن صنفي روزنامه نگاران برگزار شد. در پي پاسخ به فراخوان اين گردهمايي ,از سوي گروه ها, سايت ها و وبلاگ ها و افراد با ديدگاه هاي گوناگون , جمعيت بسياري در سالن انجمن صنفي گرد آمده بودند که با توجه به ظرفيت محدود انجمن , بسياري بر زمين نشسته بودند و بسياري هم در راهروها و حياط انجمن جمع شده بودند. علاوه بر خبرنگاران بسیاری از روزنامه ها و همچنین رسانه های خارجی , خبرنگاران صدا و سيما هم حضور داشتند و از برنامه و افراد شرکت کننده نيز فيلم برداري مي کردند.

مجموعه عکس هاي کيهان ولي نژاد مدرس عکاسي در دانشگاه آزاد و هنر با عنوان زن و تلويزيون نيز در سالن به نمايش در آمده بود. شعارهاي اين گردهمايي نيز در گوشه و کنار سالن نصب شده بود مانند: ما زنان به نقش مان در صدا و سيما اعتراض داريم , ساعاتي از برنامه هاي تلويزويوني بايد به نهاد هاي مدني و سازمان هاي غيردولتي زنان اختصاص يابد, تلويزيون ها را خاموش کنيد , به سياست هاي زن ستيز صدا و سيما اعتراض کنيد... از شعارهاي اين گردهمايي بود.

در ابتداي مراسم ناهيد جعفري مجري برنامه و عضو مرکز فرهنگي با اشاره به نقش صدا وسيما در ارائه تصاوير غير واقعي زنان طي دو دهه اخير گفت : اين شروع يک حرکت است و مستلزم پي گيري تک تک ماست. هر چند عده اي از اين عمل ما هم تعجب کرده اند. البته بايد گفت تعجب آن ها هم به جاست, واقعا تعجب آور است که ما اين قدر دير اعتراض خودمان را آغاز کرده ايم.

مراسم با سخنراني و تريبون آزاد ادامه يافت.

فيروزه مهاجر در سخنان خود با اشاره به فيلم فارنهايت 451 گفت: در صحنه اي ,زن داستان تلويزيون نگاه مي کند و قرار است در آن نقشي داشته باشد که البته نقش مهمي نيست اما براي او مهم است و بعد شوهرش وارد مي شود و زن اصلا به او اهميت نمي دهد. بعد تلويزيون صحنه اي را که او نقش دارد نشان مي دهد. او هم بدتر از ما يک سياهي لشکر است. ولي زن که معتقد است شوهرش درکش نمي کند مي خواهد به او نشان دهد که حضورش در تلويزيون به اين معناست که او هنرمند بزرگي است. به نظرمن, اين معرفي امروز ماست. يعني سعي مي کنند برنامه ها را به عنوان واقعيت به ما نشان دهند و ما را با آن ها در گير کنند. يعني تماشاچيان, هم جذب ما و هم مرعوب آن ها شوند. همه جاي دنيا اين مشکل هست و در واقع مشکل جهان سرمايه داري هست. سازمان هاي مختلفي هم در دنيا وجود دارند که تلويزيون را روزهايي از سال بايکوت مي کنند.

من توهمي نسبت به تلويزيون نه در ايران نه در هرجاي دنيا ندارم آن چه مهم است تاثير گذاري ما بر يکديگر است. ما از ديدگاه خودمان نمي توانيم تلويزيون را دموکرات تر ببينيم ولي مي توانيم تاثير آن را کاهش دهيم براي اين که اين ما هستيم که مي توانيم با قدرت و خلاقيت هايمان جهان را هر روز بسازيم درحالي که به جاي آن که تلويزيون را درجهت منافع خودمان به کار ببريم اين جهان سرمايه داري را با همه جنگ ها وخشونت هايش دوباره بازسازي مي کنيم. سريال هاي تلويزيوني مانند اخبار و آگهي هايشان تلاشي است براي متقاعد کردن ما که وضع هميشه همينطور بوده و مانده است. در واقع کارگزاران جهان سرمايه داري مردسالار مي کوشند زبان خودشان را بر ما غالب کنند اگرچه در اين يا آن گوشه دنيا ممکن است با هم فرق داشته باشند. به نظر من اين که ما دور هم جمع شويم حتي در تعداد کم نشان مي دهد که مي توانيم خلاقيت مان را براي خودمان به کار ببريم. فکر نمي کنم اگر فردا بگويند مردان فقط مي توانند يک زن بگيرند در روابط زن و مرد تفاوتي به وجود آيد. در واقع اگر قرارشود درست شود به اين معنا نيست که تلويزيون بتواند دموکرات شود. دموکراسي دولتي و حکومتي با آن دموکراسي که من مي شناسم فرق دارد ولي فکر مي کنم مي توانم ارزش هاي خودم را مطرح کنم .تجربه هاي دنيا هم نشان داده که آدم ها بايد بخواهند مساوي باشند و جامعه موازي و افقي ونه عمودي - درست کنند و براي آن که به اين آرزو برسيم بايد بدانيم ما هستيم که اين تلويزيون را هر روز بازسازي مي کنيم. نه اين که بگوييم من که نگاه نمي کنم. آنجا که بخواهيم به جاي بازسازي جهان سرمايه دار مردسالار, يک جهان ديگر بسازيم مشکل تلويزيون هم حل خواهد شد.

 

مرضيه مرتاضي لنگرودي در سخنان خود با اشاره به اين که يکي از مولفه هاي رفتار جنبشي, اعتراض مدني است از اين که رفتار گروه هاي زنان به رفتارجنبشي نزديک شده است ابراز خشنودي کرد. او با اشاره به دوگانگي و تضاد بين رفتارها و گفتارهاي مسئولان قبل و پس از مسئوليت پذيري و تضاد آن ها با قانون اساسي, درباره سياست تلويزيون درباره زنان گفت: لباسي که براي تن زنان مي دوزد بر تن او زار مي زند. صدا وسيما آن زناني را که قبول دارد و مذهبي مي داند ,براي آن که از چشم نا محرمان دور کند, حصاري از شرع و سنت و فرهنگ پدر سالار به دورشان مي کشد و سعي شان را منفعل و نا کارآمد بين آشپزخانه و اتاق خواب قرار مي دهد و آن هايي را که غيرمذهبي مي داند و مدرن مي خواند رها مي کند تا ابتذال را هرآنچه مي خواهد به سرشان بياورد در حالي که در جامعه واقعي زنان انواع نحله هاي مدرن , سنتي و حتي پسامدرن وجود دارد. او با اشاره به تفکر غالب جنسيتي در اين رسانه گفت صدا و سيما عشق را از آن زن مي کند و فقط در حوزه خصوصي او را مجاز به بيان مي کند

 

فريبا داودي مهاجر با اشاره به تصاوير کليشه اي زن در صدا وسيما گفت سيما با پخش سريال هايي که هويت زنان را نشانه رفته است زناني را نشان مي دهد که هيچ هدفي ندارند جز بچه داري, مهمان داري و در نهايت منتظر مي مانند تا مرد به خانه بيايد و در برابر خشونت هاي شوهرانشان سکوت کنند. هيچ هدف يا دغدغه اجتماعي ندارند. زن معمولا در صدا و سيما نقش معشوق را بازي مي کند و بچه ها انتظار مي کشند که يکي به يک کس ديگر برسد و انگار هيچ رابطه کاري , دوستانه, عاطفي و محبت آميز در زندگي اجتماعي ما محقق نمي شود و همه روابط ما روابط جنسي است. اين ارزش دادن به عشق نيست بلکه دروني کردن اين تفکر است که زناني که در قوانين ما به تمکين مجبور شده اند براي مردان خلق شده اند, اموال مرد هستند و براي هرکاري بايد از شوهرانشان اجازه بگيرند. اين همان ترويج تفکر سالاري است و با چادر يا بي چادر فرقي نمي کند. در اين سريال ها زنان به هرکاري مشغولند جز فکر کردن. زناني بدون نظر و عقيده و در انتظار انتخاب. او درباره ترويج چند همسري با اشاره به نظرات عبده و طرفدارانش براي آن که اعتراض ما به چند همسري تکفير نشود گفت در زماني که همه جور فساد و فحشا در دنيا و در ايران وجود دارد صدا وسيما بايد تابلو کردن تعدد زوجات را به افکار عمومي پاسخ دهد.

 

کاوه مظفري از انجمن هستبا انديش در نقد سياست هاي صدا وسيما گفت صدا وسيما رسانه اي دولتي و حکومتي است که نقش تريبون حاکميت را ايفا مي کند البته تريبوني که نه تنها داعيه خبر رساني و اطلاع رساني دارد بلکه خود را به عنوان برنامه ريز مروج سياست هاي فرهنگي نيز معرفي مي کند....سياست هايي که در چارجوب ايدئولوژي خودي / غير خودي در صدد حفظ وضعيت موجود است.

ليلي فرهاپور روزنامه نگار در شروع سخنانش به عنوان يک عضو دائم انجمن صنفي گفت تا به حال چنين نشستي را در اين انجمن نديده بودم و به اين دليل از شما وتشکل هاي زنان و صدا وسيما تشکر مي کنم(خنده حضار). او گفت : الگوهايي که از طريق صدا و سيما و بسياري ديگر از رسانه هاي انحصاري و دولتي در مورد زنان در جامعه رواج داده مي شود با هدف مقاومت در برابر رشد و بلوغ سياسي, اجتماعي و اقتصادي زنان ارائه مي شود.

 

ميترا شجاعي روزنامه نگار نيز مروري داشت برسريال هاي 10 سال اخير صدا و سيما و با ذکر مواردي از آن ها به اين نکته اشاره کرد که اين سريال ها در عين حال که توجه عامه را به خود جلب کرده اند به طور زيرکانه اي شخصيت زن را منکوب کرده اند.

ميترا صادقي با ذکر اين جمله که من يک زن معمولي هستم, گفت:من امروز با دختر 5 ماهه و دختر 8 ساله ام به اينجا آمدم و آمدم بگويم که زناني که در دايره تنگ خانه زندگي مي کنند نبايد به هر شکلي مورد اهانت قرار گيرند.آيا ما آمده ايم که يک کارگردان تلويزيوني را مورد انتقاد قرار دهيم؟ يا شوراي سياست گذاري صدا وسيما را که سا ل هاست تلاش مي کند زنان ما را خفيف نشان دهد؟ يا يک رسانه ملي را که يک مونولوگ يک جانبه ايجاد کرده است؟ به نظر من همه اين ها هست و نيست. در واقع ما اينجا جمع شده ايم که به مجموعه قوانيني انتقاد کنيم که به يک کارگردان, و به يک مسئول اجازه مي دهد به زنان اهانت کنند. مشکل فقط يک سريال نيست.

پريسا عشقي , مهدي حبيبي, شيوا نظر آهاري و... از ديگر سخنرانان بودند. عده ديگري براي سخنراني ثبت نام کرده بودند که نتوانستند سخنراني خود را ايراد کنند.

درپايان قطعنامه پاياني گردهمايي قرائت شد که در آن خواسته هاي زنان در سه بند مطرح شده بود. پيش از قرائت قطعنامه جمعيت حاضر شعار:سيماي لاريجاني خاموش بايد گردد را سرداد.

 

گردهمايي اعتراضي، عليه سياستهاي زن ستيزانه صداوسيما

زنان ايران، 9 ارديبهشت

اين تجمع ، عصر چهارشنبه 9 ارديبهشت، در محل سالن اجتماعات انجمن صنفي روزنامه نگاران برگزار شد و حدود 2 ساعت ادامه داشت. اولين سخنران اين تجمع كه به صورت تريبون آزاد بود، مرضيه مرتاضي لنگرودي بود. او ابتدا با تبريك اينكه رفتارNGOهاي زنان به رفتار جنبشي نزديك ميشود، گفت: يكي از مؤلفه هاي جنبش اجتماعي، اعتراض مدني است. او ادامه داد: در قانون اساسي، هم در مقدمه، هم در متن راجع به زن و حقوق زن صحبت شده ولي بيشتر بر نقشهاي زن در خانه و خانواده تاكيد شده. مسوؤلان نيز رفتارشان بعد از پذيرش مسؤوليت با گفتارشان قبل از آن180 درجه فرق ميكند. او سپس گفت: در ميان رسانه ها وظايف تلويزيون به دليل تاثير فراوان و فراگير بودنش در قانون مشحص شده است. وقتي زنان و مردان ما خسته از جامعه اي سرشار از فساد و فحشا شبانه به خانه برميگردند و براي رفع خستگي به تلويزيون رو مي آورند خوشبختانه سريع به خواب ميروند ولي نسل جوان و نوجوان وقت زيادي را پاي تلويزيون مينشينند و ادبيات مبتذل حاكم بر نلويزيون به سرعت در بين آنها رواج مييابد. صدا وسيما يه هيچ وجه جامه اي را كه قانون اساسي براي انسان آرماني ميدوزد بر قامت او نمي پوشاند و جامه اي در برزنان ميكند كه بر تن او زار ميزند. و براي اينكه زنان را از چشم نامحرم دور كند حصاري از شرع و فرهنگ پدرسالار دور آنها ميكشد و سعيشان را بين آشپزخانه و اتاق خواب محدود ميكند و در عوض آنهايي را كه مدرن مينماياند در نهايت ابتذال رها ميكند در حاليكه در جامعه واقعي ما زنان از انواع نحله ه ،روشنفكر، سنتي و پسامدرن به طور مسالمت آميز با يكديگر كار وحتي زير يك سقف زندگي ميكنند. دليل اين رفتارهاي مبتذل، تفكر جنسيتي است كه با ذهنيت سنتي عقل را به مردان و عشق را به زنان ميدهد و چون عقل در حوزه عمومي نمود ميابد، عرصه هاي اقتصاد، سياست، فرهنگ و علم را از آن مردان و حوزه خصوصي را از آن زنان ميداند و ميخواهد به مردم بقبولاند كه زنان، خود حوزه خصوصي را ترجيح ميدهندو اگر گاهي وارد جامعه ميشوند از سر ناچاري است. زنان خود را ميآرايند چون دوست دارند توسط مردان مصرف شوند و مردان هم نه يكي نه دو تا ، آنقدر مصرف ميكنند تا رودل كنند و بتركند.

 

سخنران بعدي فيروزه مهاجربود او گفت : اين مساله تنها مربوط به ايران نيست و در تمام دنيا تلويزيون قصد دارد ذهنيت هاي مورد نظر خود را به بينندگان القا كند كه اين مشكل نظام سرمايه داري است ، در آنجا سازمانهايي هستند كه تلويزيون را چند روز يا يك هفته در سال بايكوت ميكنند تا اعتراض خود را نشان دهند .ما نيز نميتوانيم از تلويزيون انتظار داشته باشيم كه دموكرات تر باشد، چون دموكراسي حكومتي با دموكراسي دلخواه من خيلي فرق دارد .

سپس فريبا داوودي مهاجر پشت تريبون رفت . او با گفتن اين مطلب كه صدا و سيما با پخش چنين برنامه هايي، هويت زنان را نشانه رفته است، افزود: صدا و سيما اخيرا پرده از تفكري برداشته است كه سالها بر آن حاكم بوده، كلمات مبتذل و سخيف كه در قالب طنز بكار ميرود فراوانند، مثل ضعيفه كه به طور مكرر بكار ميرود. زنان در صدا و سيما جنس چندم، تجمل پرست، سخن چين، مكار يا ابله هستند و هدف، نقش يا دغدغه اجتماعي ندارند. او ادامه داد : تهيه كنندگان برنامه هايي مثل بانويي ديگر، سعي دارند قبح اين عمل را بريزند و اميال خود را به جامعه تحميل كنند، غافل از اين كه اينكار به سست شدن پايه خانواده كه اينقدر از آن دم ميزنند منجر ميشود. آنها از بسياري مسائل به خاطر مصلحت ميگذرند اما در اين يك مورد، كسي را كه اعتراض كند تكفير ميكنند .

 

پريسا عشقي، پس ازاظهار تاسف از اينكه جاي بسياري از نويسندگان و فيلمسازان ارزشمند در صدا و سيما خالي است گفت : هر يك ازما چقدر شبيه تصاويري هستيم كه هر روز به جاي ما نشان ميدهند و مورد تمسخر و تحقير قرار ميدهند؟ مديران سيما نميخواهند زناني را ببينند كه حرفه شان شوهرداري نيست وبزرگترين آرزويشان بچه دار شدن نيست.

ميترا شجاعي به ذكر چند نمونه از سريالهاي پخش شده از تلويزيون پرداخت. او گفت: در سريال پر بيننده اي مثل پاورچين، زنان، وراج، حسود، زودرنج، جيغ جيغو و كم طاقت هستند و يا مثل ياسمن علاقه اي كوركورانه و ابلهانه به شوهر دارند در حاليكه علاقه مردان به همسرانشان به زن ذليلي تعبير ميشود. يا در سريال پس از باران، كه زن اول پس از لطفي كه به همسرش در ازدواج با همسر دوم ميكند، خود نيز بچه دار ميشود، و نيز سريال مسافري از هند و... .

نيره توكلي نيز پشت تريبون قرار گرفت و گفت : مردم هيچ يك از آدمهايي را كه ميشناسند در تلويزيون نميبينندو به دليل سياستها و سانسورهايي كه مجبور به رعايت آن هستند، كاراكترهاي عجيبي ميبينيم. مثلا مادري بعد از بيست سال پسرش را ميبيند و به جاي اينكه طبيعتا او را در آغوش بگيرد؛ غش ميكند.

كاوه مظفري راهكارمقابله با سياستهاي صدا وسيما را، ترويج نگرش جايگزين يعني برابري جنسيتي و نقد كليشه هاي سنتي دانست.

 

ليلي فرهادپور علت تمركز اين اعتراض جمعي بر روي سريال بانويي ديگر را چنين عنوان كرد: در گذشته نيز موارد مشابه فراواني براي انتقاد وجود داشته، كه زير فشار رضايتمندي عوام جاي اعتراض باقي نگذاشت ولي در اين مورد صدا وسيما گاف داد زيرا علاوه بر بد ساخت بودن آن روي نقطه حساسي دست گذاشت و حالا كه احساسات عمومي تحريك شده زمان خوبي است كه به ديگر كليشه هاي رايج جنسيتي نيز پرداخته شود.

ميترا صادقي اين نظر كه زناني كه در اينگونه موارد اعتراض ميكنند از طيف خاصي هستند ونماينده همه زنان نيستند را رد كردو گفت : زني كه فقط در خانه كارميكند نيز داراي فكر است و در ذهنش سؤال بوجود ميآيد.

مهدي حبيبي شعار آموزش وآگاهي را مهمترين شعار جنبش زنان دانست و گفت: زنان بايد تا روشن شدن تكليف ،رجل، از شركت در انتخابات خودداري كنند.

 

در انتها، قطعنامه پاياني در سه بند خوانده شد كه از شركت كنندگان خواسته شد آن را امضا كنند.

بر روي ديوار هاي سالن تصاويري از بعضي برنامه هاي تلويزيون نصب شده بود كه به نقشها و پوششهاي كليشه اي زنان اشاره مي كرد . همچنين شعارهاي ما زنان به نقش هايمان در صداوسيما اعتراض داريم ، ساعاتي از برنامه هاي تلويزيوني بايد به نهادهاي مدني و سازمانهاي غير دولتي زنان اختصاص يابد ، تلويزيونها را خاموش كنيد و به سياستهاي ضد زن صداوسيما اعتراض كنيد و به الگوسازي مردانه از زنان خاتمه دهيد به چشم ميخورد .

دو تن از شركت كنندگان در اين مراسم كه در ميان برنامه براي مدتي به بيرون از سالن رفته بودند به بهانه حفظ امنيت توسط ماموران كلانتري بازداشت شدند كه پس از ساعاتي آزاد شدند.

 

 

جنايت عليه دختران

نيكى محجوب - شرق: دو زن جوان كه در دوران نوجوانى خود مورد تجاوز و آزار جنسى مارك دوترويكس بلژيكى قرار گرفته بودند، هفته گذشته در صحنه جنايت حاضر شدند و به ذكر نكات تاثر برانگيز اين حادثه پرداختند.سابين داردن ۱۲ ساله و لايتى تيا دلهز ۱۴ ساله بودند كه در سال ۱۹۹۶ در داخل خانه اين مرد زندانى شدند و مورد تجاوز و سوءاستفاده هاى متعدد قرار گرفتند.

در حال حاضر اين دو تنها شاهدان موجود هستند و چهار دختر ديگر نيز به قتل رسيدند.اين دو در دادگاه پرسش هايى از دوترويكس پرسيدند كه جوابى دريافت نكردند. داردن ۲۰ ساله از او پرسيد چرا من را نكشتى؟ و دلهز ۲۲ ساله نيز گفت: قسم خورده ام كه جز حقيقت هيچ نگويم اما نمى توانم بدون ترس و نفرت سخنى بگويم.اين دو دختر زمانى پيدا شدند كه دوترويكس به پليس اجازه داد تا در زمان دستگيرى اش به مخفى گاه زيرزمينى وى همان جايى كه شش كودك را مورد آزار جنسى قرار داده بود بازديد كنند.

داردن طى ۸۰ روز حبس خود در زيرزمينى مداوم مورد تجاوز قرار گرفت و دلهز نيز براى شش روز زندانى اين جنايتكار بود.هيات منصفه دادگاه با قربانيان ديدار و از بستگان قربانيان نيز دلجويى كرد.پس از بازداشت دوترويكس به دليل دزدى خودرو دو دختر هشت ساله اى كه در بند وى بودند به سبب حبس و نبود غذا از بين رفتند.دو دختر ديگر لامبركس ۱۹ ساله و مارچل ۱۷ ساله نيز در همان سال به قتل رسيدند و جسدشان نيز در حياط دوترويكس به دست آمد.اين متهم تجاوز و آدم ربايى را در دادگاه پذيرفت.

اما قتل ها را به گردن نگرفت و خود را مقصر قتل كودكان ندانست.همسر مطلقه دوترويكس و همكار سرمايه دارش نيز در زندان هستند اما هر دو اين متهمان اتهامات وارده را در خصوص شركت در جرم نپذيرفتند. پس از دادگاهى مجدد اين جنايتكار وى مجدداً به زندان باز گردانده شده است.

 

اجتماع شجاعانه يك هزار تن از زنان آزاده تهران عليه برنامه هاي زن ستيزانه سيماي آخوندي

همبستگي ملي ـ ساعت 5 بعدازظهر روز چهارشنبه درمحل انجمن صنفي روزنامه نگاران واقع دربلوار كشاورز تجمعي با شركت حدود 1000 نفر از زنان تهران برگزار گرديد.

اين اجتماع دراعتراض به برنامه هاي ارتجاعي و زن ستيز تلويزيون آخوندي كه در آن مستمراً به تبليغ و توجيه تهوع آور چند همسري و صيغه و متعه مي پردازد، انجام شد و طي آن زنان به جان آمده انزجار خود را از اين برنامه هاي ننگين و سخيف ابراز كردند.

اجتماع روز چهارشنبه زنان تهران هفت سخنران داشت.

يكي از سخنرانان كه دانشجوي يكي از دانشگاههاي تهران است، گفت: آزادي زنان , آزادي مردان را بدنبال خواهد داشت. و اولين حركت عملي زنان عليه حكومت تحريم انتخابات رژيم بود.

حاضران درجلسه ضمن تاييد سخنران شعارميدادند :

سيماي لاريجاني تعطيل بايد گردد - زن ايراني آزاد بايد گردند.

سخنرانان تاكيد ميكردند كه زنان تهران از اين پس نيز به برگزاري اين جلسات ادامه خواهند داد و اين حركت را عليه سياست هاي رژيم آخوندي گسترش خواهند داد.

آنها به تصريح گفتند:مخالفت با برنامه سيماي لاريجاني بهانه اي است براي ما كه دراينجا اعتراض خودرا بيان كنيم. ......

 

 

 

 

اعتراض به سياست‌هاي صدا و سيما نسبت به زنان 

آزاده اكبري- وقايع اتفاقيه

مرگ فرمايشي بانويي ديگر

 

اگر روزي بشنويد كه زني سرطاني قبل از تعطيلات نوروز، به خاطر مريضي‌اش مجبور شد يكي از سينه‌هايش را جراحي كند و دربياورد و درست در عيد، تلويزيون به پخش سريال بانويي ديگر پرداخته، چه فكر مي‌كنيد؟ اگر اين زن با شما صحبت كند و ناگهان بزند زير گريه و بگويد كه حس مي‌كند همسرش از او انتظار دارد كه برايش زن بگيرد چه احساسي داريد؟

لاله صبوري بازيگر نقش مهري در سريال بانويي ديگر سكوت كرد. ناگهان آن همه هيجان و شادي در سكوت غم‌آلودش گم شد. گفت: خيلي سؤال تازه‌اي پرسيدي. و بعد دوباره سكوت كرد. من خيلي ناراحت مي‌شوم چون به اين وجه قضيه اصلاً فكر نكرده بودم.

سريال بانويي ديگر حدوداً يك سال پيش توسط محمد تيموري در سيما فيلم مطرح شد. سيما فيلم در واقع با طرح يك نسخه سينمايي 90 دقيقه‌‌اي موافقت كرد. نام داستان آنچه مردان درباره زنان نمي‌دانند بود و درست يك هفته قبل از كليد خوردن آن، توسط تلويزيون اطلاع داده شد كه طرح بايد به صورت يك سريال 13 قسمتي براي تعطيلات نوروز اجرا شود. رضا مقصودي در عرض دو هفته فيلمنامه را بازنويسي كرد و كل پروژه در 28 روز فيلمبرداري شد.

آغاز جدال

بانويي ديگر نه تنها بين زنان سرطاني بلكه بيشتر بين زنان و مردان عادي بحث‌ ايجاد كرد. صبوري مي‌گويد: اول‌ها خانم‌ها مي‌گفتند آخر اين چه‌ كاري است؟ كدام زني براي شوهرش زن مي‌گيرد؟ يا آقايان مي‌گفتند اين همان خانم خوبه‌است كه براي شوهرش زن گرفت. حتي يك‌بار موقع خريد يك زن و شوهر آمدند پيشم و گفتند شما داريد دوباره براي شوهرتان زن مي‌گيريد؟ چرا؟ من جواب دادم تا آخر سريال را ببينيد تا بفهميد هر كس براي شوهرش زن بگيرد چه بلايي سرش مي‌آيد. يك بار آقايي گفت: خانم صبوري شما هم خيلي حال ما را گرفتيد. با تعجب علتش را پرسيدم و گفت تازه تازه داشتم به زنم مي‌گفتم ببين زن دوم چقدر خوب است كه شما مرديد! من خنديدم و گفتم خب هر كسي رسالتي دارد.

داستان سريال بانويي ديگر زوجي فرهنگي را نشان مي‌داد كه در روزنامه‌اي مدافع حقوق زنان كار مي‌كنند و 12 سال هم هست كه بچه‌دار نشده‌اند. مهري همسر اول، براي شوهرش زن ديگري انتخاب مي‌كند و بعد هر دوي آنها با فاصله يك هفته باردار مي‌شوند. در قسمت سيزدهم علت همه اين كارها معلوم مي‌شود. مهري مريضي بدخيمي دارد كه باعث مرگ او مي‌شود و مهري براي سرگردان نماندن شوهرش تن به تحمل هوو داده است. اما اين اولين باري نيست كه بينندگان صدا و سيما در قاب جادويي تلويزيون زن‌هاي عجيب و غريب را مي‌بينند. جالب اينجا است كه چندين سال پيش، لاله صبوري در نقش مريم در 77 در كنار مهران مديري نقش زني را بازي مي‌كرد كه با شيطنت و گاه بدجنسي سعي داشت شوهرش را اصلاح كند. از آن به بعد نقش زنان در سريال‌هاي طنز پررنگ‌تر شد. زناني ابله كه هيچ چيز را نمي‌فهمند و بايد همه چيز را براي آنها توضيح داد. مثل ياسمن خانم پاورچين كه همه چيز را دير مي‌گرفت يا كاراكترهاي زن سريال‌هاي مهران غفوريان. زنان ديگر آنهايي هستند كه اتفاقاً تحصيلات عاليه دارند و روشنفكر هم هستند اما در قبال شوهرهايشان كاملاً سنتي رفتار مي‌كنند يا حتي سعي مي‌شود تصويري پخمه از آنها به نمايش گذاشته شود. شعرخواني‌هاي ياس‌منگولا در پاورچين زني شاعر را تصوير مي‌كرد كه زمين و زمان را به هم مي‌بافت و با همان شعرها مشهور و مطرح هم شده بود. شخصيت زن سريال بوي غريب پائيز زني است نويسنده كه اتفاقاً ناشرش هميشه موقع دعواكردن او با شوهرش تماس مي‌گيرد. اين زن در برابر شوهرش كه علناً به او خيانت مي‌كند فقط گريه كردن بلد است و در پايان راه مهري را مي‌بينيم زني شاغل و فعال حقوق زنان كه براي شوهرش زن تازه‌اي مي‌گيرد.

گذشته از سريال‌هاي طنز و كاراكترهاي زن آنها، دو زنه بودن و زندگي كردن دو هوو در يك خانه اولين بار به صورت جدي در مسافري از هند و پس از باران به نمايش درآمد. بعد بوي غريب پائيز آغاز شد. چهارشنبه شب‌ها، زني بي‌انتخاب را مي‌ديديم كه در مقابل خيانت همسرش خودخوري مي‌كند و با همه چيز كنار مي‌آيد. در آغازين روزهاي سال نو تلويزيون عشق+2 را نمايش داد. داستاني از يك مثلث عشقي. فيلمي كه كمتر كسي باور مي‌كند سياست‌هاي صدا و سيما اجازه نمايش آن را دهد و شب‌هاي عيد بانويي ديگر ميهمان خانه‌هاي ميليون‌ها نفر ايراني شد.

صدا و سيما و جنبش روشنفكري

صدا و سيما در ساخت سريال‌هايي كه در آن مطبوعاتي‌ها هدف حمله‌اند سابقه ديرينه‌اي دارد. بدون شرح با بازي فتحعلي اويسي روزنامه‌‌نگارهايي را نشان مي‌داد كه كارهاي آنها 90 شب بينندگان را به خنده واداشت. داستان‌هايي كه چندان هم با محيط مطبوعات جور در نمي‌آمد. سريال ديگري خانمي خبرنگار را معرفي مي‌كرد كه براي بچه‌دار شدن از نعمت بينايي مي‌گذرد. محيط مجله‌اي كه خانم خبرنگار در آن كار مي‌كرد بيشتر شبيه اداره ثبت اسناد بود و هيچ شباهتي به روزنامه‌هايي كه ما هر روز آنها را مي‌بينيم نداشت.

در ماه‌هاي پاياني سال 82 سريال ديگري مردي تازه از فرنگ برگشته را در حال تأسيس روزنامه و مجله نشان مي‌داد. مردي كه از منحرف‌كردن ذهن جوان‌هاي پاك با CDهاي مبتذل ابايي نداشت.

بانويي ديگر هم در چنين بستري شكل مي‌گيرد. مجله زنان با مديريت زني فمينيست، از زن و مردها و زوج‌هاي بي‌شماري تشكيل شده (حالا بماند كه كدام مجله ما آن قدر پولدار است كه نويسنده‌ها را با راننده به محل كارشان بياورد يا ساختماني به آن بزرگي اجاره كند) در اين زوج‌ها ما تيپ‌هاي مختلفي مي‌بينيم. مراد نگهبان دم در است. دو زن دارد و بدش هم نمي‌آيد كه سومي را هم به خانه بياورد. اسكندر راننده است و آن‌قدر مرد‌سالار تصوير شده كه همسرش را تيمور صدا مي‌كند يعني به اسم فرزند ذكورش.

زن و مردي آبدارچي مثل سعيد و مهري بچه‌دار نمي‌شوند اما با اين قضيه كنار آمده‌اند و به قول معروف راضي به رضاي خدا. خانم منشي هر روز با همسرش مي‌آيد و مي‌رود و همسر او هميشه به دنبال راهي‌ است تا بفهمد سعيد چگونه همسرش را راضي كرده تا زن دومي را به خانه بياورد.

از اين لحاظ بانويي ديگر اگر منصفانه نگاه كنيم سعي كرده تا لااقل تيپ‌هاي مختلفي از روابط زناشويي را به نمايش بگذارد.

روند نگاه صدا و سيما به مسائل زنان و نقش آنها در سريال‌هاي مختلف، كم‌كم جامعه زنان را تكان داد تا آنجايي كه گروه‌ها، انجمن‌ها و تشكل‌هاي غيردولتي طرفدار زنان تصميم گرفتند در يك تريبون آزاد به نقد اين عملكرد بپردازند. در جلسه هماهنگي اين تريبون، انتقادات شديداللحني عليه صدا و سيما صورت گرفت. انتقاداتي كه انتهاي آنها به بانويي ديگر ختم مي‌شد. ترويج چند همسري، استفاده ابزاري از زنان، ابتذال و... از عمده‌ترين انتقادات مطرح شده بود.

 

 

ترويج چند همسري

ما؟ ما مي‌خواستيم چند همسري ترويج كنيم؟ فكر كنم خانم‌ها سريال را با دقت تماشا نكرده‌اند. رضا جودي، تهيه‌كننده بانويي ديگر (كسي كه دوران سركشي را هم در كارنامه‌اش دارد) انگار هيچ وقت به ذهنش هم نمي‌رسيده كه چنين حرفي در مورد سريالش بزنند. او ادامه مي‌دهد: موضوع ما در مورد چندهمسري، نگاهي است كه به نگهبان دم در يعني مراد داريم. اين مرد در فلاكت كامل زندگي مي‌كند، اصلاً زندگي ندارد.

مرتضي جودي، مجري طرح و روابط عمومي اين سريال مي‌گويد: اين عين بي‌انصافي است كه بگوييم ما رواج چند همسري داشته‌ايم. ما در اين سريال به انواع تفكر و انديشه‌ها پرداختيم و در نهايت از برآيند آنها يك تفكر ناب و خالص بيرون آمد. اي كاش اين سريال محدويت زماني نداشت و ما مي‌توانستيم بهتر حرف بزنيم. ما انديشه مردسالار اسكندر را به شدت زير سؤال برديم. چرا يك نفر به اين اشاره نمي‌كند كه ما اين مرد را توسط همين زن‌ها اصلاح كرديم؟ چرا نمي‌گويند كه چگونه ما تفكر سنتي تعدد زوجات را مورد وهن قرار داده‌ايم؟

لاله صبوري به اين كه اعتراض‌ها به خاطر درست نديدن سريال است اشاره مي‌كند و مي‌گويد: اگر من در پايان سريال نمي‌مردم و اين سه نفر خيلي خوب و خوش زندگي مي‌كردند، شايد مي‌شد گفت كه ترويج چند همسري بوده اما اين كار با تراژدي شروع مي‌شود. اين زن با قضيه بچه‌دار نشدنش كنار آمده و لحظه‌اي كه احساس كرده دارد مي‌ميرد، چون از عشق عظيم شوهرش نسبت به خودش آگاه بوده اين كار را مي‌كند.

 

او مي‌دانست كه ممكن است شوهرش بعد از او حتي به خودش اجازه ندهد كه زندگي نكند. شايد اين را شنيده باشيد كه زن در بالاترين مرحله عشقش نسبت به مرد، با او مثل فرزندش رفتار مي‌كند.

همانطور كه مادر موقع بيرون رفتن از خانه همه چيز را براي بچه‌هايش آماده مي‌گذارد، مهري هم، مي‌خواست شوهرش بي‌سروسامان نماند. اين مرحله بالاي عشق است.

صبوري در ادامه مي‌گويد كه چون اين سريال مخصوص تعطيلات نوروز ساخته شده بود، اصلاً قرار نبوده كه كسي در آن بميرد اما مقامات ارشد صدا و سيما اصرار كرده‌اند كه مهري حتماً بايد در پايان سريال بميرد. رضاجودي، تهيه‌كننده ضمن تأييد اين حرف مي‌گويد: بله، آنها خودشان گفتند مهري بايد بميرد وگرنه تبليغ چند همسري مي‌شود.

مهري‌هاي واقعي

طبق تحقيقي كه ما كرديم اتفاقاً در خانواده‌هاي خيلي روشنفكر اين مسائل را ديديم. اين قضيه در خانواده‌هاي سنتي به همان شكل سنتي اتفاق مي‌افتد. اصلاً اين قضيه به اين شكل مخصوص اين طبقه بود. مگر در همين سريال مرد نمي‌گفت مرد اونه كه دست زنشو بگيره بگه همينه كه هست ما در خانواده‌هاي مذهبي روشنفكر هم همين را داريم. موردي داشتيم كه يك زن براي شوهرش يك همسر شهيد را خواستگاري كرده بود تا همسر شهيد تنها نماند و اتفاقاً زندگي خيلي خوبي هم داشتند. اينها را مقصودي نويسنده فيلمنامه مي‌گويد.

تهيه‌كننده و بازيگر مهري يعني جودي و صبوري هر دو اتفاق‌نظر دارند كه چنين مسأله‌اي، مسأله روز جامعه ماست. مرتضي جودي، مجري طرح مي‌گويد:‌ممكن است اين سريال براي جنس زن‌ها تلخ و دردناك باشد اما اين يك واقعيت دردناك اجتماعي است. ما امروز مرداني را مي‌بينيم كه در عين داشتن خانواده، به دليل تغيير موقعيت اجتماعي و به تبع آن جايگاه طبقاتي‌شان همسر جديد اختيار مي‌كنند و به قول قديمي‌ها شلوارشان دوتا مي‌شود. چند همسري در بسياري از استان‌هاي ايران عادي شده.

 

صبوري مي‌گويد: ايراد شخصيت مهري اين بود كه اصلاً نقطه ضعف نداشت. شايد بگويند كار او نشان‌دهنده خريت يا بدذاتي است. ولي من قصه را خيلي عاشقانه ديدم. يعني به نظرم پيام اول قصه عشق بود. ما در جامعه‌اي زندگي مي‌كنيم كه گاهي اوقات مي‌بينيم زن‌هايي كه حتي جوان و زيبا هستند و بچه‌هاي تپل و خوشگل هم دارند مورد خيانت واقع مي‌شوند؛ زن‌هايي كه اصلاً هم قرار نيست بميرند.

به نظر مي‌رسد عوامل بانويي ديگر آن را كاملاً داستاني خاص مي‌دانند، نه الگويي عام. داستان زني عاشق و فداكار؛ اما الگوپذيري مردم چه مي‌شود؟

الگوپذيري

رضا مقصودي، فيلمنامه‌نويس مي‌گويد: اين مشكل براي همه فيلم‌ها ممكن است پيش بيايد. يكبار يك نفر به روابط عمومي صدا و سيما زنگ زده بود و گفته بود چرا در فلان برنامه، فلان بچه با ولع موز خورده؟ بچه من ديده و من ندارم كه موز بخرم. خيلي از اين موارد استثناست. اگر اينطوري فكر كنيم نبايد هيچ فيلمي نمايش بدهيم. مگر بعد از نمايش شوكران، پرستارها اعتراض نكردند؟

ممكن است خيلي‌ها مورد اعتراض و قضاوت‌هاي بد قرار بگيرند اما اين قضاوت‌ها قابل اعتنا نيست. خيلي‌ها همچنين اعتراضي نكردند. در تماس‌هايي كه روز آخر پخش سريال با روابط عمومي شبكه پنج گرفته شده بود زن‌ها عموماً مدافع سريال بودند.

 

رضا جودي تهيه‌كننده، قضيه را با خنده جواب مي‌دهد: خب، اگر كسي با ديدن اين سريال تصميم گرفته زن بگيرد، خب بگيرد. مگر زن مي‌تواند جلويش را بگيرد؟ صبوري هم فكر مي‌كند اگر مردي با ديدن يك سريال چنين فكري به سرش بزند اصلاً ارزش زندگي كردن ندارد.

رضا مقصودي در مورد كاراكتر سريال بوي غريب پائيز مي‌گويد: اتفاقاً اين زن برخوردهاي خيلي مناسبي با شوهرش مي‌كند. خيلي از روانشناس‌ها معتقدند زني كه شوهرش چنين رفتارهايي كند بايد مدارا كند. من با بعضي از اين زن‌ها حرف مي‌زدم و به خيلي از آنها سفارش شده كه در كنار شوهرشان قرار بگيرند نه در مقابلش. اين زن كاري را كه درست است انجام داد.

مرتضي جودي، مجري طرح هم اعتقاد دارد: مردها نسبت به آينده زنشان اينطور نگاه نمي‌كنند كه بخواهند بعد از مرگشان براي او همسر پيدا كنند چون فرهنگ و اعتقادات ما اجازه نمي‌دهد اما عكس آن وجود دارد چون محدوديتي وجود ندارد و در فرهنگ ما جايگاه دارد. طبيعي است كه ما به اين موضوع بپردازيم.

چهارشنبه، 9 ارديبهشت زنان دور هم جمع مي‌شوند تا از حق خود دفاع كنند. حقي كه تضييع آن 13 روز آنها را آزار داده است. در پايان اين گردهمايي بايد تصميمي گرفته شود.

تصميمي قيمتي براي همه زن‌ها، آيا مهري عاشق بود يا سنتي؟ آيا ما تيپ‌هاي روابط زناشويي را ديده‌ايم يا ترويج چند همسري را؟ بانويي ديگر آمد و رفت. بانويي كه واقعاً با ديگران تفاوت داشت.

 

 

 

گردهمايي‌ معترضانه‌ زنان‌ به‌ صدا و سيما

اعتماد - گروه‌ اجتماعي‌، رويا كاكاوند: زنان‌ فعال‌ در زمينه‌هاي‌ اجتماعي‌ و فرهنگي‌ به‌ نشانه‌ اعتراض‌ به‌ سياست‌هاي‌ سازمان‌ صدا و سيما بخاطر توليد و پخش‌ برنامه‌هايي‌ كه‌ در آنها به‌ شخصيت‌ زنان‌ توهين‌ مي‌شود، عصر امروز تجمع‌ مي‌كنند.

اين‌ گردهمايي‌ براي‌ نخستين‌ بار و به‌ بهانه‌ پخش‌ سريال‌ تلويزيوني‌ بانوي‌ ديگر در پربيننده‌ترين‌ ساعات‌ روزهاي‌ نوروز در انجمن‌ صنفي‌ روزنامه‌ نگاران‌ برگزار مي‌شود.

نوشين‌ احمدي‌ خراساني‌، فعال‌ اجتماعي‌ در حوزه‌ زنان‌ در خصوص‌ اين‌ گردهمايي‌ مي‌گويد: بانوي‌ ديگر يك‌ بهانه‌ و يك‌ نقطه‌ حركت‌ است‌.

بسياري‌ از تصاويري‌ كه‌ از زنان‌ در صدا و سيما ارايه‌ مي‌شود از نظر ما و تمام‌ كساني‌ كه‌ در حوزه‌ زنان‌ كار مي‌كنند غيرواقعي‌ است‌.

در انواع‌ و اقسام‌ سريال‌هاي‌ تلويزيوني‌ شاهد مردان‌ دوزنه‌ و زنان‌ كليشه‌يي‌ هستيم‌. در حالي‌ كه‌ صدا و سيما يك‌ تريبون‌ انحصاري‌ و در دست‌ يك‌ گروه‌ خاص‌ و تفكر خاصي‌ است‌ و هيچ‌ طيف‌ ديگري‌ با تفكر ديگر نمي‌تواند تصوير موردنظر خود را ارايه‌ دهد. اين‌ افراد امروز جمع‌ مي‌شوند تا در همين‌ باره‌ نظرشان‌ را اعلام‌ كنند.

پروين‌ اردلان‌، نيز در اين‌ زمينه‌ مي‌گويد: عجيب‌ است‌ كه‌ تا به‌ حال‌ چنين‌ اعتراضي‌ نداشته‌ايم‌.

ما سالها است‌ مي‌بينيم‌ كه‌ صدا و سيما به‌ عنوان‌ يك‌ تريبون‌ انحصاري‌ عمل‌ و نظر خودش‌ را اعمال‌ مي‌كند.

در حالي‌ كه‌ اين‌ رسانه‌ بايد به‌ عنوان‌ يك‌ تريبون‌ مردمي‌ عمل‌ كند نه‌ يك‌ نهاد جدا شده‌ از مردم‌ كه‌ مي‌خواهد فقط‌ نظر خودش‌ را در خصوص‌ مسائلي‌ كه‌ مي‌خواهد اعمال‌ كند.

درست‌ است‌ كه‌ اين‌ اعتراض‌ بعد از پخش‌ سريال‌ بانوي‌ ديگر و به‌ بهانه‌ اين‌ سريال‌ انجام‌ مي‌شود اما اين‌ اعتراض‌ صرفا به‌ اين‌ سريال‌ نيست‌. ما بويژه‌ طي‌ سالهاي‌ اخير به‌ كرات‌ شاهد ساخت‌ و پخش‌ مجموعه‌ها و برنامه‌هاي‌ مختلف‌ تلويزيوني‌ بوده‌ايم‌ كه‌ به‌ صورت‌ كليشه‌يي‌ تصاويري‌ از زنان‌ ارايه‌ مي‌دهند . تصاويري‌ كه‌ عمدتا يا نشان‌ دهنده‌ زنان‌ بدجنس‌ و مكار يا زحمتكش‌ و گريان‌ و... هستند آن‌ هم‌ هميشه‌ در كنار شوهران‌ محبوب‌. شادي‌ صدر ، مدير سايت‌ زنان‌ ايران‌ و حقوقدان‌ نيز در اين‌ مورد چنين‌ اظهار مي‌كند: صدا و سيما از زماني‌ كه‌ به‌ خاطر مي‌آورم‌ در برنامه‌هاي‌ مختلف‌ خود سياست‌هاي‌ زن‌ ستيزانه‌يي‌ داشته‌ است‌ و طي‌ يك‌ سال‌ اخير روند برنامه‌هاي‌ پربيننده‌ ضد زن‌ شدت‌ گرفته‌ است‌.

چهره‌يي‌ كه‌ صدا و سيما از زن‌ نشان‌ مي‌دهد با واقعيت‌ جامعه‌ ايراني‌ و تلاش‌هايي‌ كه‌ زنان‌ در جهت‌ رشد و اعتلاي‌ خود نشان‌ مي‌دهند هيچ‌ تناسبي‌ ندارد. به‌ نظر مي‌رسد روندي‌ در حال‌ پيشروي‌ است‌ تا مسائلي‌ همچون‌ عرف‌ ناپسند چند همسري‌ را جا انداخته‌ و تبليغ‌ و ترويج‌ كنند.

وي‌ در ادامه‌ مي‌گويد: ما تاكنون‌ در سايت‌ها و مجلات‌ مختلف‌ اعتراض‌ كرده‌ايم‌ اما اين‌ اعتراض‌ها كافي‌ نبوده‌ است‌ و ما نياز به‌ حركت‌ جدي‌تري‌ داريم‌ . آن‌ هم‌ در مقابل‌ صدا و سيما كه‌ با خيل‌ عظيمي‌ از مخاطبان‌ روبرو است‌ . اما تنها از زاويه‌ خود صحبت‌ مي‌كند. اين‌ حركت‌ نخست‌ است‌ و اگر صدا و سيما توجهي‌ نكند با توجه‌ به‌ واكنش‌ صدا و سيما و امكانات‌، بودجه‌ و اجازه‌يي‌ كه‌ خواهيم‌ داشت‌،اعتراضات‌ را ادامه‌ مي‌دهيم‌. هر چند كه‌ قدرت‌ و بودجه‌ ما با قدرت‌ سياسي‌ و بودجه‌ كلان‌ صدا و سيما قابل‌ مقايسه‌ نيست‌.

يكي‌ ديگر از دلايلي‌ كه‌ به‌ گفته‌ زنان‌ شركت‌ كننده‌ در تجمع‌ امروز، حساسيت‌ اين‌ روند را بيشتر مي‌كند، اين‌ است‌ كه‌ صدا و سيما تنها رسانه‌يي‌ است‌ كه‌ اكثريت‌ مردم‌ ايران‌ با آن‌ در تماس‌ هستند. درصد بسيار كمي‌ از مردم‌ غير از تلويزيون‌ و راديو از رسانه‌هاي‌ ديگري‌ مثل‌ روزنامه‌ و مجلات‌، اينترنت‌ و ماهواره‌ استفاده‌ مي‌كنند.

در نتيجه‌ تاثيري‌ كه‌ اين‌ رسانه‌ بر افكار عمومي‌ مي‌گذارد غيرقابل‌ انكار است‌.

فريبا داوودي‌ مهاجر، فعال‌ اجتماعي‌ و روزنامه‌ نگار در اين‌ زمينه‌ مي‌گويد: اين‌ اعتراض‌ به‌ برنامه‌هايي‌ است‌ كه‌ هويت‌ زن‌ ايراني‌ را نشانه‌ رفته‌اند. هر چند تاثير مثبت‌ و منفي‌ اين‌ برنامه‌ها با گذشت‌ زمان‌ مشخص‌ مي‌شود، اما به‌ هر حال‌ تكرار مي‌تواند باورها را تغيير دهدأآن‌ هم‌ تكراري‌ كه‌ از طريق‌ رسانه‌صورت‌ مي‌گيرد.

رسانه‌ها با فنون‌ خود مي‌توانستند به‌ ترويج‌ مسائل‌ و باورهاي‌ مختلف‌ بپردازند.

يكي‌ از برنامه‌هايي‌ كه‌ آشكارا و با به‌ كار بردن‌ كلمات‌ سخيف‌ سعي‌ داشت‌ زن‌ را به‌ عنوان‌ جنس‌ دسته‌ چندم‌ معرفي‌ كند سريال‌ بانوي‌ ديگر بود.

در حالي‌ كه‌ آمار فساد و فحشا در جهان‌ بيداد مي‌كند و آمار تعدد زوجات‌ در كشورهاي‌ اسلامي‌ از چند درصد هم‌ تجاوز نمي‌كند، به‌ ترويج‌ چند همسري‌ با توهين‌ كلامي‌ و ترويج‌ عاداتي‌ كه‌ با فرهنگ‌ عمومي‌ مخالف‌ است‌، مي‌پردازد.

اما آيا اين‌ سريال‌ها صرفا برنامه‌هايي‌ براي‌ سرگرمي‌ مردم‌ است‌؟

پروين‌ اردلان‌ معتقد است‌: سرگرمي‌ نوعي‌ آموزش‌غير مستقيم‌ است‌ و وقتي‌ اين‌ برنامه‌ در ساعاتي‌ پربيننده‌تر پخش‌ مي‌شود تاثير آن‌ عميق‌تر مي‌شود. نمي‌توان‌ نقش‌ آموزشي‌ و سرگرمي‌ را از هم‌ جدا كرد و اين‌ خطرناك‌ است‌ و مي‌تواند بشدت‌ بر رفتار اجتماعي‌، نگرش‌هاي‌ مردمي‌ و تصميم‌گيري‌ افراد تاثير بگذارد.سريالي‌ مثل‌ بانوي‌ ديگر، چنين‌ تصوري‌ را رواج‌ مي‌دهد كه‌ چند همسري‌ حق‌ مرد است‌ و اگر از اين‌ حق‌ استفاده‌ نمي‌كندنشان‌ دهنده‌ اين‌ است‌ كه‌ مرد بسيار خوبي‌ است‌.

يا اگر مردي‌ به‌ حرف‌ زن‌ خود گوش‌ كند زن‌ذليل‌ است‌ اين‌ نوع‌ برنامه‌ها به‌ چنين‌ رفتارها و نگرش‌هاي‌ سطحي‌ مشروعيت‌ مي‌ بخشد.

اما از نگاه‌ بسياري‌ از فعالان‌ امور زنان‌ آنچه‌ مخرب‌ است‌ اين‌ نيست‌ كه‌ صدا و سيما نگرش‌ و عقايد خود را ترويج‌ مي‌دهد بلكه‌ يك‌ طرفه‌ عمل‌ كردن‌ صدا و سيما بيشترين‌ صدمه‌ را به‌ هويت‌ زنان‌ و فعاليت‌هايي‌ كه‌ در جهت‌ احقاق‌ حقوق‌ زنان‌ مي‌شود مي‌زند.

پروين‌ اردلان‌ در اين‌ زمينه‌ مي‌ گويد: صدا و سيما يك‌جانبه‌ به‌ نقد فعاليت‌هاي‌ فمينيستي‌ مي‌پردازد در حالي‌ كه‌ زنان‌ هيچ‌ تريبوني‌ ندارند كه‌ بتوانند اين‌ گونه‌ و با اين‌ وسعت‌ پاسخ‌ اين‌ انتقادات‌ را بدهند.

از سوي‌ ديگر نوشين‌ احمدي‌ نيز معتقد است‌:اين‌ گردهمايي‌ شروعي‌ است‌ براي‌ اينكه‌ نگاه‌ مردم‌ تغيير كند چرا كه‌ فكر نمي‌كنم‌ بتوانيم‌ بر دست‌اندركاران‌ صدا و سيما موثر باشيم‌ اما مي‌توانيم‌ نگاه‌ مردم‌ را تغيير داده‌ و منتقدانه‌ عمل‌ كنيم‌ تا اين‌ گونه‌ شايد از تاثير منفي‌ توليد و پخش‌ چنين‌ برنامه‌هايي‌ بكاهيم‌ چرا كه‌ به‌ هر حال‌ تصوير، جذاب‌ است‌ و پيامش‌ را منتقل‌ مي‌كند و صدا و سيما تنها رسانه‌يي‌ است‌ كه‌ با اين‌ وسعت‌ به‌ جذب‌ مخاطب‌ مي‌پردازد.

اما نكته‌يي‌ كه‌ در اين‌ ميان‌ نبايد فراموش‌ كرد اين‌ است‌ كه‌ فارغ‌ از علت‌ تشكيل‌ اين‌ تجمع‌ و تاثيراتي‌ كه‌ مي‌تواند داشته‌ باشد، اين‌ نخستين‌ تجمعي‌ است‌ كه‌ به‌ صورت‌ كاملا مردمي‌ و بدون‌ حمايت‌ و هدايت‌ نهادهاي‌ دولتي‌ و از طريق‌ زنان‌ فعال‌ جامعه‌ تشكيل‌ مي‌شودأ تجمعي‌ كه‌ مي‌توان‌ آن‌ را به‌ فال‌ نيك‌ گرفته‌ و طلايه‌ دار جامعه‌ مدني‌ واقعي‌ و نه‌ دولتي‌ دانست‌.

 

در دومين آزمون استخدامي ادواري كشور زنان 60 درصد داوطلبان را تشكيل مي‌دهند.

به گزارش سرويس آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دومين آزمون استخدامي ادواري كشور با شركت 640 هزار داوطلب از فردا به مدت دو روز به طور همزمان در سراسر كشور برگزار مي‌شود.

در دومين آزمون استخدامي ادواري كشور زنان 60 درصد داوطلبان را تشكيل مي‌دهند.

همچنين از مجموع متقاضيان 25 درصد داراي مدرك كارداني و 75 درصد ‌داراي مدرك كارشناسي و بالاتر هستند.

براساس اين گزارش، آزمون استخدامي ادواري سال 1383 در دو مقطع كارداني و كارشناسي و بالاتر و در 180 شهرستان برگزار مي‌شود.

توزيع كارتهاي اين آزمون از روز گذشته آغاز شده و تا عصر امروز در حوزه‌هاي اعلام شده ادامه دارد.

در اين آزمون در مجموع تعداد 437 سوال در هر مقطع براي هر گروه آزمايشي با حداكثر 5 گزينه طرح و در اختيار داوطبان به عنوان مواد آزمون قرار خواهد گرفت.

شايان ذكر است، ترتيب برگزاري آزمون استخدامي ادواري عبارت است از: گروه اول (اداري و پزشكي) صبح پنجشنبه، گروه چهارم (آزموشي و پيراپزشكي) عصر پنجشنبه، گروه دوم (مالي، فني و مهندسي و فرابري داده‌ها و فرهنگي هنري) صبح جمعه و گروه سوم (اجتماعي، كشاورزي و محيط زيست ) عصر جمعه.