زنان - يك شنبه 30  فروردين 1383-  18 آوريل  2004

 

كتك‌ خوردن‌ يك‌ خانم‌ گوينده‌ تلويزيوني‌ جنجال‌آفرين‌ شد

اعتماد - يك‌ خانم‌ گوينده‌ تلويزيون‌ عربستان‌ سعودي‌ كه‌ مي‌گويد همسرش‌ او را كتك‌ زده‌ است‌، به‌ روزنامه‌ها اجازه‌ داده‌ كه‌ براي‌ طرح‌ موضوع‌ خشونت‌هاي‌ خانگي‌، تصاوير چهره‌ ورم‌ كرده‌ او را منتشر كنند.

«رانيا الباز» مي‌گويد كه‌ شوهرش‌ چنان‌ كتك‌ سختي‌ به‌ او زده‌ كه‌ بيني‌ و صورتش‌ در دوازده‌ نقطه‌ دچار شكستگي‌ شده‌ است‌.

اين‌ گوينده‌ تلويزيوني‌ در حال‌ حاضر در بيمارستان‌ بستري‌ است‌ و همسرش‌ به‌ نام‌ محمد الفلاته‌ كه‌ يك‌ خواننده‌ بيكار است‌، تحت‌ تعقيب‌ پليس‌ قرار دارد.

به‌ گفته‌ مادر خانم‌ الباز، اين‌ بار علت‌ عصبانيت‌ مرد جوان‌ اين‌ بود كه‌ وقتي‌ تلفن‌ زنگ‌ زد، همسرش‌ گوشي‌ را برداشته‌ و به‌ تلفن‌ جواب‌ داده‌ بود.

مادر «الباز»به‌ رسانه‌هاي‌ عربستان‌ سعودي‌ گفته‌ است‌ كه‌ دامادش‌ مرتباص دختر او را كتك‌ مي‌زد.

او مي‌گويد اين‌ مرد بعد از آنكه‌ همسرش‌ را كتك‌ زد، او را به‌ بيمارستان‌ رساند و فرار كرد.

گوينده‌ تلويزيوني‌ هم‌ مي‌گويد: «مي‌خواهم‌ از آنچه‌ به‌ سرم‌ آمده‌ براي‌ جلب‌ توجه‌ نسبت‌ به‌ وضعيت‌ زنان‌ در عربستان‌ سعودي‌ استفاده‌ كنم‌.»

از سوي‌ ديگر، شيخ‌ عبدالعزيز الشيخ‌، مفتي‌ اعظم‌ عربستان‌ سعودي‌ كه‌ بالاترين‌ مقام‌ مذهبي‌ آن‌ كشور به‌ شمار مي‌آيد، حضور زنان‌ بي‌حجاب‌ در يك‌ كنفرانس‌ اقتصادي‌ در جده‌ را مايه‌ شرمساري‌ خواند و به‌ آنها هشدار داد كه‌ عواقب‌ سختي‌ در انتظارشان‌ است‌.

مفتي‌ اعظم‌ اين‌ اظهارات‌ را پس‌ از سخنراني‌ يك‌ خانم‌ اقتصاددان‌ بدون‌ چادر بيان‌ كرد كه‌ گفته‌ بود از قيد و بند رها كردن‌ زنان‌ كشور براي‌ رفاه‌ اقتصادي‌ جامعه‌ مفيد است‌.

اين‌ خانم‌ اقتصاددان‌ گفت‌: «بدون‌ يك‌ دگرگوني‌ واقعي‌، پيشرفت‌ واقعي‌ هم‌ وجود نخواهد داشت‌.» ديگر زنان‌ حاضر در اجلاس‌ نيز سخنان‌ مشابهي‌ ايراد كردند. به‌ گزارش‌ بي‌.بي‌.سي‌، در اين‌ كنفرانس‌ زنان‌ و مردان‌ را با پرده‌يي‌ از هم‌ جدا كرده‌ بودند اما زنان‌ مردان‌ را در قسمت‌ ويژه‌ خود مي‌پذيرفتند.

روز بعد از اين‌ اجلاس‌، روزنامه‌هاي‌ سعودي‌ تصاويري‌ از اين‌ جلسه‌ را منتشر كردند و آن‌ را آغازي‌ براي‌ آزادي‌ زنان‌ سعودي‌ ناميدند.

 

كبري‌ را ببخش‌، در عوض‌ كليه‌ام‌ را مي‌بخشم‌

روزنامه اعتماد

اشاره‌: اين‌ نامه‌ يك‌ جوان‌ زنداني‌ است‌ كه‌ به‌ گفته‌ خودش‌ به‌ «عقرب‌» معروف‌ شده‌. عقرب‌ دوران‌ سياهي‌ را در گذشته‌ طي‌ كرده‌، دزدي‌، قمه‌كشي‌ و... ولي‌ حالا سرش‌ به‌ سنگ‌ خورده‌ و تصميم‌ دارد پس‌ از آزادي‌، گذشته‌ها را جبران‌ كند. اين‌ زنداني‌ نامه‌يي‌ خطاب‌ به‌ مينا )خواهرشوهر كبري‌ رحمانپور( نوشته‌ كه‌ در آن‌ به‌ زندگي‌ گذشته‌اش‌ هم‌ پرداخته‌ است‌. قسمت‌ آخرنامه‌ اين‌ جوان‌ زنداني‌ را با همان‌ شيوه‌ ساده‌ و خودماني‌ نگارش‌، چاپ‌ مي‌كنيم‌.

مينا خانم‌، آدم‌هايي‌ را مي‌شناسم‌ كه‌ براي‌ رضاي‌ خدا و نجات‌ انسان‌ها، از جان‌ و مال‌ خود دريغ‌ ندارند. كارهايي‌ مي‌كنند كه‌ گريه‌ آدم‌ در مي‌آيد.

مدرسه‌ مي‌سازند، خرج‌ مي‌دهند، دو يا سه‌ خانواده‌ را اداره‌ مي‌كنند، بدون‌ اينكه‌ چشمداشتي‌ داشته‌ باشند.

جوانهاي‌ با معرفتي‌ را ديدم‌ كه‌ به‌ بچه‌ محل‌هاي‌ ديگه‌،رو مي‌زنند تا پول‌ خون‌ يكي‌ را جمع‌ كنند تا رضايت‌ بگيرند و جان‌ آدم‌ ديگه‌ را نجات‌ بدهند. آدم‌ بي‌سوادي‌ را مي‌شناسم‌ براي‌ اينكه‌ يك‌ جوان‌ دانشجو به‌ زندان‌ نيفته‌، جرمش‌ را به‌ گردن‌ گرفت‌.مينا خانم‌ به‌ خدا از اين‌ آدمهاي‌ با غيرت‌ و مهربان‌ زياد هستند. حالا شما بخاطر اتفاقي‌ كه‌ نبايد مي‌افتاد و حالا افتاده‌، بدون‌ اينكه‌ به‌ عواقب‌ تصميمي‌ كه‌ گرفتيد، فكر كنيد، براي‌ كشتن‌ كبري‌ پافشاري‌ مي‌كنيد.

همانطور كه‌ قبلاص گفتم‌، اينكه‌ شما اين‌ دختر جوان‌ را ببخشيد يا نبخشيد، حق‌ شما است‌.

شايد بعد از اعدام‌ كبري‌ حسي‌ كه‌ الان‌ در شما هست‌، از بين‌ بره‌ ولي‌ اجازه‌ نديد كه‌ اين‌ حس‌ چندين‌ برابر بشه‌ و در مادري‌ رخنه‌ كنه‌ و باعث‌ نفرت‌ و كينه‌ يك‌ مادر از تو و از همه‌ اونهايي‌ بشه‌ كه‌ حق‌ انتخاب‌ دارند، شايد تا حالا پدر كبري‌ خودش‌ حضوراص، تلفني‌ يا با واسطه‌ از شما خواهش‌ كرده‌، التماس‌ كرده‌ و خواسته‌ دخترش‌ را به‌ او ببخشيد ولي‌ نيامده‌ و به‌ پاي‌ شما نيفتاده‌ و زانو نزده‌ ولي‌ من‌ مي‌دونم‌ چه‌ لحظه‌هايي‌ را پشت‌ سر مي‌گذاره‌، چطور داره‌ از تو وجودش‌ آب‌ مي‌شه‌، مي‌سوزه‌ و صداش‌ در نمي‌آد، چقدر پيش‌ خدا زانو زده‌ و دخترش‌ را طلب‌ كرده‌؟ پدري‌ را ديدم‌ كه‌ 2 تا پسرهاش‌ اعدام‌ شدند اما تحمل‌ كرده‌ ولي‌ وقتي‌ دخترش‌ توي‌ تصادف‌ مرد، يكدفعه‌ پير شد و همه‌ موهايش‌ سفيد شد. حالا شما اگر فكر مي‌كنيد پدر كبري‌، مثل‌ مادرش‌ بياد و پيش‌ شما زانو بزنه‌ و التماس‌ كنه‌ و غرور و شخصيتش‌ را زير پا بگذاره‌ شما رضايت‌ مي‌دهيد؟ اعلام‌ بكنيد تا بياد دست‌ و پاي‌ شما را غرق‌ بوسه‌ كنه‌ ولي‌ فقط‌ يك‌ لحظه‌ خودت‌ را جاي‌ كبري‌ بذار، ببين‌ اگر خداي‌ نكرده‌ با يك‌ نفر كه‌ جاي‌ پدر بزرگش‌ باشه‌، عروسي‌ مي‌كردي‌ و مادرش‌ به‌ جاي‌ محبت‌ و راهنمايي‌ و دوستي‌ و مشاوره‌ همش‌ تحقيرت‌ مي‌كرد و فقر و بيچارگي‌ات‌ را تو رويت‌ مي‌زد و به‌ جاي‌ گفتن‌ «عروس‌ گلم‌ و دختر خوبم‌» كلفت‌ و بدبخت‌ صدايت‌ مي‌زد، چكار مي‌كردي‌؟

خودت‌ را جاي‌ پدر و مادر كبري‌ بگذار و به‌ عمق‌ لحظات‌ و دقايق‌ سنگين‌ و سياه‌ اونها فكر كن‌، به‌ عمق‌ اضطراب‌ و دل‌شوره‌ آنها فكر كن‌، بعد تصميم‌ بگير. مينا خانم‌ اگر بخواهم‌ بنويسم‌ خيلي‌ بيشتر از اين‌ چند خط‌ مي‌توانم‌ بنويسم‌، اما اجازه‌ بده‌ حرف‌ اولم‌ را كه‌ برايت‌ نوشتم‌ زير پا بگذارم‌ و از تو التماس‌ كنم‌ وخواهش‌ كنم‌ كه‌ رضايت‌ بدهي‌، در عوض‌ وقتي‌ رضايت‌ دادي‌ و خداوند و بنده‌ خدايي‌ را شاد كردي‌، وقتي‌ انساني‌ را نجات‌ دادي‌، وقتي‌ كه‌ بخشيدي‌ و بزرگترين‌ شدي‌، من‌ هم‌ يكي‌ از كليه‌هايم‌ را به‌ هر كس‌ كه‌ شما بخواهيد، همينطور مجاني‌ مي‌بخشم‌. براي‌ اينكه‌ بدوني‌ پاي‌ حرفم‌ هستم‌ به‌ قرآن‌ و علي‌)ع‌( قسم‌ مي‌خورم‌ و شرفم‌ را هم‌ تضمين‌ مي‌دهم‌.

                                                                                  

 

نگاهي به علل و پيامدهاي فرار دختران از خانه 

گروه اجتماعي خبرگزاري مهر - پريسا تو گرگ و ميش يک روز پاييزي ساک کهنه اش را پر کرد از لباس هاي کهنه تر و زد بيرون ، مي خواست بره به جايي که ديگه زير لگد هاي پدر و برادر معتادش تنش کبود نشه و از اذيت و آزار هاي نامادري در امون بمونه ... مي خواست بره به جايي که آسمونش رنگ ديگه اي باشه ... اصلا مي خواست کاري بکنه که چرخ دنيا به کامش بچرخه ...اما اين بره کوچولوي 15 ساله نمي دونست که گرگهاي گرسنه در خيابوناي اين شهر شلوغ چه دندونايي براش تيز کرده اند .... 

 روزي نيست که چندين خبر در جرايد منتشر نشود و در آن به فرار دختران از خانه و يا دستگيري دختران فراري  کم سن وسال در  تاريکخانه هاي شهر ودر دام مفسده پروران  اشاره نشده باشد ،  اين دختران فراري از خانه  پس از مدتي سرگرداني با ديدن هر چهره به ظاهر مهرباني به خيال خيرخواهي با او همراه شده و فقط با رد وبدل  کردن چند جمله کوتاه سر از تاريکخانه هاي شهر درآورده اند .  

 

کارشناسان معتقدند  اختلاف بين والدين ، طلاق و جدايي آنها،  وجود ناپدري و نامادري ، اعتياد والدين ،  توقع بيش از حد از نوجوانان،   ترس از تنبيه وتوبيخ شدن ، سرزنش و  شماتت هاي مستمر ، تحميل ازدواج زود هنگام،  بي توجهي  وکم توجهي ،  کسب محبت اعضاي خانواده و به خصوص والدين ، خيال پردازي و کسب شهرت ،  موفقيت هاي دور از دسترس ، فقر مادي وفرهنگي ، کمبود عواطف ، عدم وجود محيط امن در خانواده ،   تبعيض ،  سوء ظن ، شک و بدخلقي والدين ،  خشونت در خانه ، ناخواسته بودن کودک  و بسياري  عوامل  ديگر از جمله دلايل فراردختران از خانه محسوب مي شود .

 

60 درصد دختران فراري از هفته اول مورد تعرض قرار مي گيرند

استاديار دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي در گفتگو با خبرنگار اجتماعي خبرگزاري مهر با بيان اين مطلب مي گويد :  بر اساس تحقيقي که  بر روي 110 دختر با سابقه فرار از منزل  که  30 نفر از آنها  در اماکن عمومي ، 40 نفر در مراکز بازپروري دختران بهزيستي و 40 نفر در زندان ها با همکاري معاونت پژوهشي دانشگاه علوم بهزيستي  توانبخشي صورت گرفته، 6/92 درصد اين دختران سابقه دستگيري پس از فرار ، 68 درصد داراي سابقه گريختن ، 44 درصد سابقه تحويل به مراکز بهزيستي و 7 درصد سابقه زندان دارند .

دکتر عليرضا جزايري مي افزايد :  بيش از نيمي از اين دختران با هدف کسب پول و يا سرپناه در طول مدت فرار، تقريبا هر روز ارتباط جنسي برقرار مي کنند  ، 7/3 درصد اين دختران ارتباط جنسي هم با مردان و هم با زنان را ذکر کرده اند و ميانگين تعداد شرکاي جنسي در دختراني که هر روز ارتباط جنسي دارند  حداقل يک و حداکثر 10 نفر است.

 

وي اظهار مي دارد :   9/38 درصد اين دختران بدون داشتن هيچ برنامه اي براي تامين مخارج و 50 درصد بدون داشتن هيچ سرپناه مشخصي براي سکونت پس از فرار (حداقل شب ها) از منزل  مي گريزند ، 2/35  درصد اين دختران  با برداشتن پول از منزل ، 4/20 درصد کار کردن ، 7/3 درصد قرض کردن، 6/5 درصد سرقت ، 4/7 درصد خودفروشي ، 4/7 درصد خريد و فروش مواد مخدر و 6/5 درصد زندگي با دوست پسر و يا ازدواج با آنها  روزهاي پس از فرار را به شب مي رسانند . عضو گروه روانشناسي باليني دانشگاه علوم بهزيستي با بيان اينکه  ميانگين سني اغلب دختران فراري در زمان اولين فرار حدود 16 سال است به اهميت تمرکز اهداف پيشگيرانه  ثانويه در اين زمينه اشاره کرده و معتقد است : دامنه گستره سني زمان اولين فرار 9 تا 30 سال در کل نمونه ها و 11 تا 21 سال در نمونه هاي داراي سابقه ارتباط جنسي پس از فرار ، اين مطلب مهم را گوشزد مي کند که دختران در هر سني امکان فرار از منزل را دارند بنابر اين ساير گروههاي سني هر چند به اندازه نوجواني در اولويت نيستند، اما بايد مد نظر قرار گيرند.

 

اکثر دختران فراري چند روز پس از فرار بلافاصله جذب باندهاي خريد و فروش مواد مخدر شده  واز آنها براي توزيع مواد مخدر و يا اعمال منافي عفت استفاده مي شود و اين در حالي است که صاحبان و گردانندگان اين باندها براي اينکه اين دختران حتي لحظه اي فکر فرار و لو دادن اعضاي گروه را به ذهن خود هم  راه ندهند ، اين دختران را وادار به مصرف مواد مخدر مي کنند .

 

هروئين و ترياک بيشترين مواد مصرفي دختران فراري

رئيس انجمن مددکاري ايران به مصرف هروئين و ترياک در ميان دختران فراري اشاره کرده و  مي گويد :  بر اساس تحقيقي که بر روي 300 مددجوي دختر و زن مراکز بازپروري صورت گرفته  بيش از 35 درصد اين دختران داراي سابقه اعتياد هستند که در اين ميان هروئين و ترياک عمده ترين مواد مصرفي بيش از 50 درصد دختران فراري را تشکيل مي دهد ، همچنين بر اساس اين تحقيق 5/24 درصد دختران فراري هروئين ، 5/29 درصد ترياک ، 15 درصد حشيش و 31 درصد سيگاري هستند .

 

 دکتر مصطفي اقليما مي افزايد : دختران فراري مانند ولگردان براي تهيه مايحتاج زندگي و خوراک مرتکب سرقت ، اعمال منافي عفت و خودفروشي شده و ظرف مدت کوتاهي در پي آشنايي با باندهاي فساد به فحشا کشيده  شده و در اين مرحله است که براي رهايي از فشار رواني ، غم سرگرداني و  کمبود محبت بسيار سريع در دام مواد مخدر گرفتار مي شوند .

وي  ناسازگاري با والدين را دليل عمده فرار دختران از خانه دانسته و معتقد است : در 5/19 درصد دختران فراري ناسازگاري با والدين ، 16 درصد اغفال ، 13 درصد عدم امنيت در خانواده ، 15 درصد وضع نامناسب اقتصادي ، 5/12 درصد از هم پاشيدگي خانواده ، 7 درصد گرايش به مسائل انحرافي ،  5/12 درصد ازدواج نابسامان ، 3/2 درصد اعتياد و 5 درصد مشکل رواني دليل ترک خانه بوده است  . 

 

بيش از 30 درصد دختران فراري در خانه مورد تعرض قرار گرفته اند

 

 دکتر اقليما  آزارهاي جنسي را واقعيت تلخ ديگر دختران فراري دانسته و اظهار مي دارد :  36 درصد دختران فراري توسط اعضاي خانواده مورد سوء استفاده جنسي قرار مي گيرند ،33 درصد اين دختران فراري  تنبيه بدني ، 6 درصد اجبار به گدايي ، 13 درصد خريد وفروش مواد مخدر و 6/6 درصد رها شدن در خيابان را دليل ترک منزل عنوان کرده اند .

اين مددکار اجتماعي ناسازگاري مددجو با والدين و ايجاد محدوديت ، ممانعت از پيشرفت و تحصيل ، تهديد به ازدواج هاي اجباري را از جمله مهمترين دلايل فرار دختران از خانه دانسته و معتقد است :  دختراني که در خانواده هاي از هم پاشيده و داراي مشکلاتي شامل جدايي والدين ،  مشاجرات خانوادگي ،  عدم امنيت ،   رفت و آمد افراد خلافکار ، اجبار به تکدي گري و خريد وفروش مواد زندگي مي کنند ، درصورت ترخيص احتمال زيادي براي بازگشت مجدد به خيابان دارند . 

 

  تحقيقات کارشناسان بر روي دختراني که از خانه فرار کرده اند ،  بيانگر اين امر است که اکثر قريب به اتفاق آنها از طرف سرپرست و يا ساير اعضاي  خانواده حداقل يکي از رفتارهاي زير شامل کتک زدن، توهين کردن ، مراقبت شديد ، زنداني کردن ، مسخره کردن و يادآوري مکرر اتفاقات گذشته آزار ديده  و فقط 14 درصد نمونه ها با برخورد مناسب والدين پس از بازگشت مواجه مي شوند .

 

 در مجموع يافته هاي  اين تحقيق نشان مي دهد که اين دختران به خانه هايي بازگردانده شده اند که شرايط قبلي منجر به فرار آنها تغيير نکرده و خانواده ها نيز فاقد مهارتهاي لازم براي برخورد با اين دختران بوده اند.

 

 والدين ،70 درصد در فرار دختران از خانه مقصرند

عضو هيات علمي دانشگاه تهران نيز با اشاره به کاهش سن فرار دختران از 16 به 5/14 سال  مي گويد :  برخورد نامناسب و ناشايست والدين با دختران دليل  70 درصد  فرار دختران از خانه است .

دکتر عباس گلدوست عارفي معتقد است :  بر اساس آمار سازمان بين المللي کار سالانه 10 ميليارد دلار سود از تجارت و قاچاق دختران و زنان نصيب باندهاي مافيايي مي شود و برآوردها بيانگر اين واقعيت تلخ است که 10 ميليون نفر از کودکان جهان قرباني اين تجارت هستند.

 

وي مي افزايد :  بر اساس اعلام سازمان سالانه يک ميليون کودک در جهان روسپي مي شوند و سازمان بهداشت جهاني نيز مدعي است که 105 ميليون کودک به ويروس ايدز مبتلا  هستند. دکتر گلدوست  در ادامه مي گويد :  بر اساس اعلام سازمان جهاني حمايت از کودکان خياباني ، 70 درصد دختران فراري روزانه يک يا دو بار مورد سوءاستفاده جنسي  قرار مي گيرند و متاسفانه در بحث کودکان خياباني آنچه مساله دختران را از اهميت مضاعف برخوردار مي کند بحث جاذبه جنسي است که مساله فرار دختران را از پيچيدگي خاصي برخوردار کرده است .

 

وي با بيان اينکه 70 درصد دختران فراري را دختراني در مقطع تحصيلي راهنمايي تشکيل مي دهند ، معتقد است : افرادي که سر راه اين دختران قرار مي گيرند با فريب  آنها را به مراکز فساد کشانده و درآمد سرسام آوري را از اين راه نصيب خود مي کنند.

 

اين استاد دانشگاه  در ادامه به معضل دختران فراري به ويژه در مناطق دور از مرکز و شهرهاي کوچک  اشاره کرده  و اظهار مي دارد : متاسفانه در اين مناطق خانواده ها مرگ را تنها علاج دختران فراري پس از بازگشت به خانه مي دانند در حالي که بايد در شرايطي که هر ساله اين پديده با روند افزايشي مواجه است، خانواده ها شرايط و محيط خانه را براي پذيرش دختران خود فراهم کنند، همچنين رسانه ها بايد از طريق فرهنگسازي راه بازگشت به خانه را هموار تر کنند تا از عوارض جبران ناپذيرتر اين مساله در امان بمانند.

 

افزايش 20 درصدي آمار دختران فراري و زنان آسيب ديده

 

عليرغم اينکه مسوولان و متوليان امر خبر از جمع آوري و ساماندهي اين دختران مي کنند اما با اين حال معضل دختران فراري هر روز پر رنگ تر شده و هر ساله نيزبا روند تصاعدي 15 تا 20 درصدي مواجه مي شود ، گويي از هر طرف که اين دختران جمع آوري مي شوند از سوي ديگر به تعداد آنها افزوده مي شود ! 

 

 معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي  در اين باره مي گويد :   در 6 ماهه اول سال  گذشته 876 دختر فراري در مراکز خانه هاي سلامت بهزيستي پذيرش و ساماندهي شده اند  که اين رقم در 6 ماه  اول سال 81 تنها  734 مورد بوده است ، ضمن اينکه سن فرار دختران  نيز در اين ميان به 13 سال کاهش يافته است.

 

دکتر سيد حسن علم الهدايي  به وجود 27 مرکز خانه سلامت در کل کشور اشاره کرده  ومي افزايد : طي 6 ماهه اول سال 82 تهران با 153 مورد بيشترين پذيرش دختران فراري را داشته و پس از آن استان مرکزي با 83 مورد ، خوزستان 35 ، اصفهان 33 ، و خراسان 13 مورد پذيرش داشته اند که استان يزد با 6 مورد  کمترين مشکل  را در زمينه  دختران فراري داراست .

 

باندهاي فساد ، 90 درصد دختران فراري را شکار مي کنند

 

 90 درصد دختران فراري پس از ترک منزل به دليل نداشتن سرپناه در شهر سرگردان مي شوند و به اميد يافتن يک مکان امن گرفتار باندهاي فساد شده و مورد سو استفاده قرار مي گيرند.

 

 معاون دفتر آسيب ديدگان سازمان بهزيستي  کاهش سقف سن فرار دختران در شهر تهران به  15 سال را  نشان از بحراني شدن اين آسيب  دانسته و مي گويد :  دختران فراري در بدو فرار در پارکها و باغهاي حاشيه شهرها گرفتار باندهاي فساد شده و در پاساژها ، دامداري ها و باغهاي اطراف تهران مورد سوءاستفاده جنسي قرار مي گيرند.

 

دکتر غلامرضا رضايي فر شرايط نامساعد خانوادگي را  مهمترين عامل تاثير گذار در فرار دختران از کانون خانواده دانسته و معتقد است :  در اين سنين احساسات و هيجانات شديد و بحران بلوغ که همزمان با اين دوره شروع مي شود ، نوجوانان را وا مي دارد که به دنبال هويت خود باشد و اغلب آن را در گروه همسالان خويش مي يابد.وي افسردگي و خمودگي دختران  را محرکي براي برقراري ارتباط غير متعارف با جنس مخالف و پيدا کردن جايگزيني براي پدر دانسته و اظهار مي دارد :  برخورد نامناسب والدين سبب تشويق و ترغيب آنان به تشديد ارتباط بيرون از خانه مي شود که خود مي تواند نهايتا به يکي از علل فرار تبديل شود.

 

دکتر رضايي فر  از پديده دختران فراري و کودکان خياباني به عنوان دو آفت مهم اجتماعي نام برده و معتقد است :  شرايط گذار جامعه از نظام سنتي به مدرن تسريع کننده ايجاد اين آسيب هاي اجتماعي در جامعه است، در جامه سنتي نظارت  شبکه خويشاوندي بر روي فرزندان زياد بوده و نه تنها والدين بلکه منسوبان ديگر هم بر تربيت بچه ها نظارت داشتند اما در شرايط فعلي اين نظارت داخلي به دلايل مختلف سست شده است.

 

وي تصريح  مي کند :  داشتن يک هدف مشخص در زندگي و پايبندي به سنتها و ارزشهاي ديني و اجتماعي مي تواند در بالا بردن درک و فهم نوجوانان در تحمل و يا تغيير شرايط نامطلوب به شيوه درست راهگشا باشد، بطوري  که آنان ديگر فرار را به عنوان بهترين و ساده ترين راه انتخاب نکرده و پيش از هر تصميمي عواقب شوم اين اقدام را در نظر بگيرند.

 

رسانه ها به فرار دختران از خانه دامن مي زنند

دکتر سيد هادي معتمدي  مدير کل دفتر آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي عدم فرهنگسازي مناسب به منظور پيشگيري از فرار نوجوانان توسط نهادها و ارگانها و رسانه هاي جمعي و نيز اکران سينماها و نمايش فيلم هاي تلويزيوني را  جمله عوامل تشديد کننده معضل فرار نوجوانان از خانه دانسته و معتقد است :  برخي فيلم هايي که طي دو سال اخير در رابطه با فرار نوجوانان ساخته مي شود همه داراي پاياني خوش هستند ، در اين فيلمها نوجوانان فراري به سامان مي رسند و زندگي خوبي پيدا مي کنند .

 

وي مي افزايد :  به عنوان مثال دختري که به خاطر سخت گيري هاي والدين از منزل فرار مي کند ، با ورود به جامعه از روي شانس با افراد خوبي برخورد مي کند وسرانجام نيز با ازدواج با جواني ثروتمند و توفيق يک زندگي ايده آل آينده اي مناسب مي يابد .

 

 دکتر معتمدي معتقد است :  پديده فرار دختران از خانه يک آسيب اجتماعي جدي است و رسانه ها بايد جدا از نمايش فيلمهايي که پايان خوشي دارند ، واقعيت زندگي اين دختران پس از فرار از خانه  را به تصوير کشيده  و با اين کار دختراني را که قصد فرار از خانه را دارند حتي براي يک لحظه هم که شده به تفکر وتامل وادار کنند .به اعتقاد کارشناسان تعيين دقيق عوامل موثر بر فرار از منزل اعم از شرايط خانوادگي و يا رواني دختر، تلاش براي برطرف کردن و يا کاهش عوامل منجر به فرار از جمله اقدامات مشاوره اي ، مددکاري و حمايتي در سطح خانواده و در سطح مدرسه  در خصوص  شيوه برخورد با دختري که به منزل بازگشته، اطمينان از حفظ امنيت و سلامت دختر و همچنين امکان ارتباط آسان دختر با مراکز مشاوره اي و حمايتي از دختراني که خانواده به هر دليل حاضر به پذيرش آنها نيست، از جمله راهکارهاي پيشگيرانه از اقدام مجدد دختران از خانه است.

***

نسيم تن به مشت  و لگدهاي پدر نمي داد ، زورگويي هاي برادر را هم تحمل نمي کرد ، براي همين هم  براي رها شدن از اين دام به خيابان پناه آورد ،  با وجود اينکه تنها چند ماه از اولين روزي که براي رسيدن به آرزوهاي دور و درازش پا به تهران گذاشت مي گذرد ، اما در همين مدت کوتاه به اندازه يک زن 45 ساله تلخي وسختي روزگار را چشيده است ، ديگر از سادگي و معصوميت دخترانه  تنها يک  خاطره  برايش باقي مانده  چرا که مظلوميت دخترانه خود را در همان روزهاي نخست به بهاي ناچيز يک لقمه نان و يک سرپناه امن فروخته  بود !

 

 

جهاني شدن و زن

زنان ايران، 30 فروردين

 

پريسا عشقی

parisaeshghi@hotmail.com

 

«در ساختار سنتي کشورهاي اسلامي، زنان در خانواده از احترام بيشتر و حقوق کمتر برخوردار بودند.اکنون در روند تحول جهاني شدن اين احترام از دست رفته است بنابراين زنان بايدحقوق نداشته شان را به دست آورند. پس فمينيسم براي زنان کشورهاي اسلامي يک اجبار است و نه صرفا يک انتخاب.»

 

دکتر فاطمه صادقي گيوي اين سخنان را به نقل از «ناديا حجاب» فمينيست مصري، در سخنراني با موضوع جهاني شدن و زنان درکشورهاي اسلامي که شنبه بيست و نهم فروردين در ساختمان شماره ي دو مرکز بين المللي گفتگوي تمدنها انجام پذيرفت، بيان داشت. او گفت: «به نظر مي رسد که مهم ترين کار جهاني سازي تاثير بر سيستم اقتصادي جهاني بود. آنگونه که اقتصاد را از ساختار ملي به خصوصي پيش برد که خيلي از صاحب نظران معتقدند اثر نامطلوب آن، بر اقتصاد زنان کشورهاي اسلامي بوده است. زناني که تا پيش از اين در سيستم دولتي و ملي فعال بوده اند با اين روند کار خود را از دست داده اند و بنابراين ما در اين کشورها با زنانه شدن بيکاري و زنانه شدن فقر روبروييم که مثال روشن آن کشورهاي جنوب شرق آسيا مي باشد. بيکار شدن زنان سبب تقويت سيستم پدرسالار در اين جوامع مي شود که اثرات ناشي از آن تاکيد بيش از حد بر حجاب، خانه نشيني زنان و محدود شدن فعاليت اجتماعي آنهاست. اما از سويي ديگر ما خود آگاهي جنسيتي را در بين اين زنان مي بينيم براي نمونه در تونس و مراکش و مصر زنان اتحاديه هاي کارگري را تشکيل دادند. آنها براي حفظ حقوق خودشان چاره اي نديدند جز آنکه متحد شوند. شبکه هاي زنان پس از کنفرانس سالهاي 1985 در نايروبي و 1995 در پکن به شکل شگفت انگيزي رشد و تکثر يافت که سبب تعامل بين زنان کشورهاي مختلف از جمله کشورهاي اسلامي گشت. افزايش اين شبکه ها باعث شد تا زنان در اين کشورها يکسري تجارب مشترک به دست آورند و از سويي متوجه تفاوتهايي نيز بشوند. براي نمونه يک زن مالزيايي که د رکشور اسلامي هم زندگي مي کند آزاديهايي دارد که يک زن مصري ندارد. اين دو زن که هردو مسلمانند پس مشکل کجاست؟ اين تفاوت آنها را متوجه اين نکته کرد که مسئله اسلام و قوانين آن نيست بلکه مسئله بر سر فرهنگ پدر سالار اين جوامع است که با ملاکهاي خود مذهب و حقوق زنان را تعريف مي کند. بنابراين از دين مي شود تفاسير متعددي داشت که با توجه به آن شرايط زنان مي تواند عوض شود.»

 

در ادامه ي اين برنامه شرکت کنندگان به طرح سوال پرداختند. دکتر الهه کولايي يکي از آنها بود. او پرسيد: «جهاني شدن بيش از آنکه شما گفتيد اثرات مثبت داشته است؛ نه تنها براي زنان که براي کل جهان يعني اگر در بيست سال پيش مي شد مرزها را بست و آنچه را که حاکميت مي خواست به مردم تلقين کرد اما ديگر امروز شدني نيست. بنابر اين جهاني شدن کمک مي کند به جنبش زنان براي احقاق حقشان.»

 

دکتر فاطمه صادقي با تائيد سخنان او چنين گفت:«من نمي گويم که زنانه شدن فقر در اين کشورها ناگهان با روند جهاني شدن شکل مي گيرد و پيش از آن اصلا نبوده است. بلکه اين روند سبب به وجود آمدن يک سري مسائل حقوقي جديد شد. واقعيت اينست که جهاني سازي يک پديده ي دوگانه است. از سويي آگاهي جنسيتي را در بين زنان به وجود آورد. آنها براي به دست آوردن کار و دست يابي به استقلال به مهاجرت روي آوردند. اين زنان ديگر براي کار بيرون ازخانه به اجازه پدر، برادر يا شوهر خود نيازي نداشتند علاوه بر اينکه استقلال مالي هم به دست آوردند. اما از سويي ديگر آنها درمحيط جديد با خشونت مواجه شدند؛ دستمزد کمتر، ناديده گرفته شدن شرايط مادري و اخراج از کار. بنابراين مي بينيم که شرايط براي زنان بيرحمانه مي شود.»

 

يکي از شرکت کنندگان پرسيد: «فمينيسم اسلامي در ايران، چقدر با هويت سيال زناني مثل فروغ فرخزاد هماهنگ است؟» و چنين پاسخ شنيد: «ما هنوز وارد شرايط جهاني نشده ايم واز اين لحاظ با کشورهاي ديگر اسلامي قابل قياس نيستيم. در مصر و درمراکش اما اينطور است. آنها ضمن داشتن باور مذهبي از فمينيسم تفسيري دموکراتيک ارائه مي کنند. ما هنوز فمينيسم ايراني نداريم بنابراين در مورد برخورد با هويت سيال و متکثر نمي توانم چيزي بگويم جز اين که خوش بين نيستم.»

 

«شما چه اصراري داريد زني که در کشوري مثل آفريقا زندگي مي کند و از شرايطش راضي است را حتما با شرايط زنان فمينيست آمريکايي تطبيق دهيد. چرا که الگوهاي حقوق زنان مثل کنوانسيون ... بر اساس نيازهاي زنان سفيد پوست طبقه متوسط آمريکا تنظيم شده است.» اين سوالي بود که دکتر صادقي چنين پاسخ داد: «ما هيچ اصراري نداريم. اصل بر بودن حقوق مساوي و برابر است. بسياري از کشورهاي اسلامي کنوانسيون را پذيرفته اند اگرچه که شايد تنها لفظي باشد و به آن عمل نشود اما همين سنگ بنايي است که بالاخره در آينده زنان را در رسيدن به حقوقشان کمک خواهد کرد.»

 

آقايي به عنوان آخرين نفر، از تعداد خانمها که دو برابر آقايان شرکت کننده است ياد کرد و در برابر به تعداد سه برابري آقايان سوال کننده نسبت به خانمها اشاره کرد و علت آن را پرسيد. در آن جمع رسمي کسي حوصله ي پاسخگويي به آن آقا را نداشت اما د رپايان مراسم در کنار ميز پذيرايي و هنگام صرف چاي دکتر کولايي که آن آقا را مي شناخت جوابي به او داد که طنز ظريفي در آن نهفته بود:

-آقايان بايد هم بيشتر سوال کنند چرا که اين مسئله آقايان است!

-مسئله ي آقايان؟چرا؟!!اينکه در مورد حقوق خانمها بود.

-بله. اين مسئله ي بزرگ آقايان است که خانمها دارند از حقوق شان دفاع مي کنند!