نگاهی به برخی عوامل خشونت عليه زنان در ايران

مريم محبوب - جامعه شناس 

بي بي سي - جمعه 15 اسفند  1382-  5  مارس 2004

اعمال خشونت، که در جوامع سنتی رواج بیشتری دارد و در درجه اول زنان و کودکان قربانی آن هستند، پیش از هر چیز به ساختارهای مبتنی بر مردسالاری بر می گردد.

نظامی که سلطه مردسالارانه را به رسمیت می شناسد، به پدر اجازه می دهد که خود را مالک فرزندان و حاکم بر سرنوشت آنها بداند، و خواست و منیت خود را بر آنها تحمیل کند.

در فشار و اعمال خشونت بر زنان، در مرحله اول نبايد تفاوت های جسمی و طبیعی میان دو جنس را از نظر دور داشت.

سوخت و ساز بدن زن به گونه ای است که انرژی کسب شده را ذخيره و به تدريج مصرف می کند، در نتيجه زنان عموما تاب و توان بيشتری دارند و این را در تحمل دشواری های زندگی به روشنی نشان می دهند. از سوی دیگر بدن مردان انرژی کسب شده را يکباره به مصرف می رساند، از اين رو مردان عموما از قدرت بدنی بيشتری برخوردارند.

اگرچه اين تفاوت طبيعی ميان مردان و زنان دليل برتری يکی بر ديگری نيست، ولی در دوران هايی که تهيه خوراک به نيروی بدنی فراوانی نياز داشت، سبب برتری موقعيت اجتماعی مردان شد و تسلط آنها را بر نهاد خانواده تضمین نمود.

امروزه با پيشرفت ابزار توليد ديگر چندان نيازی به قدرت بدنی نيست، با وجود اين فرهنگ کهن مردسالاری در جامعه مدرن و صنعتی نیز بر اذهان و عادات همچنان مسلط است.

تا امروز در بيشتر جوامع (حتی در جوامع پيشرفته) واژه مرد هنوز با "انسان" و "آدم" مترادف است و زن خارج از دايره بشری انگاشته می شود! اطلاق واژه هايی مانند "منزل" به زن، به گونه ای تلویحی حق تملک مردان را نسبت به همسرانشان القا می کند. متأسفانه بسياری از زنانی که با چنين فرهنگی بار آمده اند، در تداوم اين سنت ناروا نقش داشته و دارند.

در اين ميان، ضرب و شتم و شکنجه که گاه منجر به نقص عضو و حتی مرگ می گردد، بدوی ترين نوع خشونت است که هرچند فراوان روی می دهد، ولی فقط اندکی از آن از پرده بیرون می افتد. در جوامع سنتی این نوع خشونت غیرانسانی نه تنها قابل پیگرد نیست، حتی قبیح و نکوهیده نیز شمرده نمی شود. گویی مرد از حقوق و اختیارات حقه خود استفاده کرده است!

ماجرای سربريدن دخترک هفت ساله ای درجنوب ايران توسط پدربه سبب ظن تجاوز دايی دختر بچه به او، يا آتش زدن دختری توسط برادرانش به علت آشنايی با پسری بيگانه، که با وجود اعتراضات عمومی، مسببانش در پناه تعصب های کور و سنت های قومی و قوانين فقهی قابل تفسير، از مجازات رستند، تنها مشتی از خروار است.

قوانين قضايی در ايران، که بيشتر بر مسائل فقهی استوارند، مبهم و تفسيرپذير و نسبت به زنان تبعيض آميزند.

علاوه بر آن هر قاضی بنا به برداشت خود و با توجه به سنن محلی و قومی، ماده قانونی را تفسير و حکم صادر می کند.

معتقدات دينی با رسوم و سنت های اجتماعی و باورهای قومی در ارتباطی تنگاتنگ هستند.

درآميختگی سنت با مذهب چنان است که به دشواری قابل تفکيک هستند و اين دو زيربنای فرهنگ جامعه را تشکيل می دهند.

اگرچه بسياری از دستاوردهای حقوقی و اجتماعی زنان پس از انقلاب از ميان رفت، اما بسياری از خانواده های سنتی و مذهبی، که پيش از انقلاب به خاطر ناسالم دانستن محيط های آموزشی و اجتماعی مانع از اشتغال و تحصيل دختران و زنان خود می شدند، با روی کار آمدن حکومت دينی، تغيير رويه دادند و زنان و دختران حضور بيشتری در اجتماع پيدا کردند.

در مقابل اما فعاليت های هنری، ورزشی، تفريحی محدود و يگانه روزنه تکاپوی سالم زنان و دختران، مطالعه و تحصيل شد.

امروز قريب شصت در صد پذيرفته شدگان دانشگاه ها در ايران را زنان تشکيل می دهند و اين امر به ارتقاع سطح دانش و آگاهی زنان انجاميده است.

پس از دوم خرداد 1376، با گشايشی که در باب آزادی های اجتماعی پديد آمد، نشريات و روزنامه ها هم در اين زمينه نقش موثری ايفا کردند.

سن ازدواج در ميان زنان تحصيل کرده بالا رفت و تلاش برای تغيير قوانين تبعيض آميز فزونی گرفت.

سازمان های غير دولتی جوانه زد و بيش از پنجاه سازمان غير دولتی حول محور کودکان، صلح، محيط زيست، زنان و غيره ايجاد شد که بيشتر فعالانشان را زنان تشکيل می دهند.

اما با وجود تحولات مثبت در اين زمينه همچنان برای زنان به جان آمده از جور همسر، ترک خانواده، حتی خانواده ای که در آن ابتدايی ترين حقوق انسانی پايمال می شود، بهايی بس سنگين به دنبال دارد.

نبود منابع حمايتی کافی در ايران باعث می شود که زن به ستوه آمده از خشونت همسر، حتی اگر جرات ترک کردن او را داشته باشد معمولا جايی برای پناه بردن به آن ندارد.

فرهنگ ايرانی حتی بيان خشونت عليه زن را، به ويژه اگر خشونت جنسی باشد، يک ننگ می داند و عموما قربانی را وادار به سکوت می کند.

تنها با برنامه های درازمدت به ویژه از طریق متحول ساختن قوانين و نظام آموزشی می توان ریشه های ستبر فرهنگ خشونت گرا را خشکاند.