فصلي  در مبارزات زنان
شرق - پنج شنبه 11 دي 1382- 1 ژانويه 2004

ناهيد كشاورز: هرگاه سخن از مطالبات روبه   رشد و بر حق زنان در ايران معاصر به ميان مي آيد با برچسب هايي نظير برابري زن و مرد يك ايده غربيهمراه است و كسب حقوق زنان (به ويژه حق راي) در ايران حاصل عطاياي ملوكانه بوده است و نه تلاش جمعي و آگاهانه زنان، سعي مي شود كه نقش فعالان حقوق زنان در ايران نقش انفعالي تصوير شود.

 

اين كه يك ايده در كجا شكل مي گيرد از اهميت آن ايده نمي كاهد . ايده هاي انساني به همه افراد بشر تعلق دارند و از نظر بسياري از فعالان حقوق زنان، غربي بودن يا شرقي بودن ايده برابري زن و مرد، تغييري در اهميت و ضرورت مبارزه براي پيشبرد حقوق زنان در سرتاسر جهان نمي دهد اما در تاريخ معاصر ايران و بسياري از كشورهاي جهان سوم اين موضوع كه حقوق زنان و حقوق بشر مقولاتي غربي هستند از طرف حكومت ها و نيروهاي سنت گرا به ابزاري براي مقابله با فعالان زنان و حقوق بشر تبديل شده است.

 

كتاب سناتور شامل فعاليت هاي مهر انگيز منوچهريان بر بستر مبارزات حقوقي زنان در ايران نوشته نوشين احمدي خراساني و پروين اردلان پاسخي است به عطاياي ملوكانه خواندن كسب حقوق زنان در ايران معاصر.

 

كتاب در دو بخش تنظيم شده است در بخش اول با زندگي و خاطرات مهرانگيز منوچهريان (۱۳۷۹-۱۲۸۵) و تلاش هاي پيگير و خستگي ناپذير او به عنوان يك حقوقدان مدافع برابري زن و مرد در عرصه هاي مختلف زندگي اش آشنا مي شويم و در بخش دوم در مي يابيم كه فعاليت هاي زناني چون منوچهريان علاوه بر تلاش هاي فردي آنان بر بستر مبارزات جمعي زنان شكل گرفته و تداوم يافته است. مبارزاتي كه غالباً در تاريخ ما يا تحريف شده و يا نانوشته مانده است. آنچه براي من به عنوان يك خواننده علاقه مند به مسائل زنان، زندگي منوچهر يان را جذاب مي كند و به رغم تمايزات فكري و سياسي او با خودم، احترام عميق قلبي ام را نسبت به او برمي انگيزد، تلاش هاي پيگير و مصمم او در عرصه هاي مختلف فردي و اجتماعي است . او را كنشگري تمام عيار يافتم كه موقعيت هاي متصلب اوايل دهه ۲۰ نه تنها او را از تلاش باز نمي دارد بلكه با پيگيري اي تحسين برانگيز موانع را از سر راه بر مي دارد و راه را براي پيشرفت خود و زنان هم نسلش و چه بسا نسل هاي بعدي هموار مي كند.

 

منوچهريان ۵ سال (۱۳۲۵ _ ۱۳۱۹) پشت در دانشكده حقوق منتظر ماند و با پيگيري بسيار تقاضاي پذيرش در دانشكده حقوق را كرد. هر بار مسئولان دانشگاه تقاضاي پذيرش او را به جرم زن بودن رد كردند اما سرانجام با سماجت منوچهريان در ۱۰ مهر ۱۳۲۵ در دانشكده حقوق به روي زنان باز شد (صفحات ۷۶ تا ۸۳ كتاب از بخش هاي خواندني در اين باره است) محروميت  زنان از تحصيل در دانشكده حقوق طي ۵ سالي كه مهرانگيز منوچهريان خود به طور مستقيم با آن دست و پنجه نرم كرده بود وي را بيش از پيش با مسائل حقوقي زنان درگير مي كرد (ص ۸۳).

 

او در دوران دانشجويي اش در دانشكده حقوق چندين سخنراني در آمفي تئاتر دانشكده داشت كه محور همه آنها نقد قوانين جاري كشور از زاويه حقوق زنان بود. همين جلسات و فعاليت هاي بعدي اش زمينه ساز انتشار كتابي به نام انتقاد، قوانين اساسي و مدني و كيفري ايران از نظر حقوق زن در سال ۱۳۲۸ شد (ص ۹۱). مهرانگيز منوچهريان اولين و تنها زني بود كه در كنكور رشته دكتراي حقوق در ۱۳۳۴ ثبت نام كرد و رتبه اول را در ميان داوطلبان به دست آورد. موضوع رساله او مسئله جرائم اطفال و طرح تاسيس محاكم اختصاصي اطفال و بنگاه هاي وابسته به آن در ايران  بود (ص ۱۲۴). او از اولين كساني بود كه در مورد قوانين مربوط به اطفال بزهكار كار كرد و از سوي ديگر پايه گذار رشته اطفال در دكتراي حقوق نيز بود (ص ۱۳۰). دغدغه بهبود وضعيت حقوقي كودكان در ايران توسط مهرانگيز بارها در مجامع بين المللي نيز طرح گرديد. در سيزدهمين مجمع عمومي اتحاديه بين المللي زنان حقوقدان در دهلي نو مهرانگيز ضمن انتقاد به قوانين بسياري از كشورها در ارتباط با طفل خارج از ازدواج مي گويد: در قانون بسـياري از كـشورها، آنـان را به ناحق فـرزندان نامشروع، حرام زاده يا والدالزنا مي نامند در حالي كه كليه اطفالي كه به دنيا مي آيند خواه از نكاح، خواه به خارج از نكاح، مشروع اند. طفل نامشروع نمي تواند وجود داشته باشد و كلمات موهن والدالزنا، حرام زاده و نامشروع بايد از كليه قوانين حذف شود... (ص ۱۳۱)

 

آنچه كه در همه فعاليت ها و مشاغل مهر انگيز منوچهريان به شكل بارزي توجه ما را به خود جلب مي كند اهتمام و سعي او در پيشبرد حقوق زنان و كودكان در ايران است. منوچهريان به عنوان دانشجوي حقوق (۱۳۲۸-۱۳۲۵)، وكيل (۱۳۶۱ _ ۱۳۲۷) و بنيانگذار اتحاديه زنان حقوقدان ايران (تاسيس ۱۳۴۰)، سناتور انتصابي مجلس سنا (۱۳۵۰- ۱۳۴۲)، استاد دانشگاه (۱۳۳۵-۱۳۴۳)، عضو اتحاديه بين المللي زنان حقوقدان، رئيس افتخاري مادام العمر اتحاديه بين المللي زنان (از ۱۹۶۳ به بعد)، عضو كميته مكاتبات وابسته به شوراي ملي زنان آمريكا (۶۹-۱۹۳۶)، عضو مركز صلح جهاني از طريق حقوق و ... (ص۵۱۳) همواره پيگير خواسته هاي حقوقي در جهت بهبود وضعيت زنان و كودكان بوده است. او در كارنامه خود ۳۸ اثر (تاليف و ترجمه) در موضوعات متفاوت از قبيل موسيقي، تربيت كودكان،  فلسفه، روانشناسي، حقوق، حقوق زنان، ادبيات و ... دارد و مترجم ۱۵ ميثاق از ميثاق هاي بين المللي است. همچنين برنده دو جايزه مهم بين المللي (جايزه صلح حقوق بشر سازمان ملل متحد براي اولين بار در سال ۱۹۶۸) و جايزه صلح مركز جهاني صلح از طريق حقوق (۱۹۷۱) است (ص ۵۱۶).

 

او مبتكر طرح قانون خانواده در مجلس سنا بود. طرحي كه خواهان بررسي، حذف و اصلاح مواد مربوط به ارث، تابعيت، اقامتگاه، ازدواج، طلاق و... از زاويه حقوق زنان و با الهام از گزارش دبير كل سازمان ملل متحد درباره حقوق زن و مرد بود (صص ۲۵۵-۲۵۴).

 

وزير دادگستري و برخي از علماي مذهبي به اين طرح واكنش نشان دادند و پاسخ منوچهريان به وزير دادگستري به تبعيد ۳ ماهه او به تفرش انجاميد (ص ۲۵۷).

 

انتقاد به قانون گذرنامه كه همانند ديگر قوانين مربوط به زنان از اساس با حق تساوي زن و مرد مغاير بود و مورد انتقاد منوچهريان، او را به استعفا از مجلس سنا در سال ۱۳۵۱ كشاند. منوچهريان تنها نماينده زن مجلس و شايد از معدود نمايندگاني است كه با وجود اين كه در متن قدرت بود، شيفته قدرت نبود. او در برخوردي قاطع به خاطر تبعيضي كه در قانون گذرنامه بر زنان اعمال شده با رئيس مجلس درگير مي شود و از شغل سناتوري استعفا مي دهد (صص ۳۳۶ -۳۱۵).

 

نويسندگان كتاب تلاش كرده اند با بهره گيري از گفت وگوهايي كه با منوچهريان ، همسرش و برخي از همكارانش در اتحاديه زنان حقوقدان ايران داشتند و نيز بررسي اسناد و نوشته هاي مرتبط با حقوق زنان و مذاكرات مجلس سنا و شوراي ملي در دوره فعاليت منوچهريان، تصويري از مبارزات و تلاش هاي زنان ايراني را در مقطعي تاريخي باز نمايند كه همواره در جريان قدرت نمايي و منفعت جويي هاي نظام مردسالارانه به حاشيه رانده شده است ( از مقدمه نويسندگان صص ۱۴- ۱۳).

 

منوچهريان نه صرفاً به خاطر آن كه اولين كه جايزه صلح حقوق بشر سازمان ملل و نيز جايزه صلح جهاني از طريق حقوق را نصيب خود كرده بود؛، بلكه به دليل آن كه فمينيستي ليبرال و راستين بود _ بي كم و كاست _ قابل احترام است، (همان : ۱۵) او اعتقاد داشت كه از راه هاي قانوني بايد به حقوق مساوي براي زنان رسيد و ابزارهاي آن را نيز مي شناخت و در سيستم فكري خود به درستي و نيز به شجاعت عمل كرد. مهرانگيز منوچهريان به طبقات بالاي جامعه تعلق داشت ولي در بين افراد اين طبقه ويژگي هايي داشت كه او را از ديگران متمايز مي كرد چرا كه از فرديت به شدت رشديافته اي برخوردار بود و مي توان گفت مستقل بود، مستقل نه به معنايي كه از قدرت فاصله داشت _ او سناتور انتصابي شاه بود _ مستقل بدان معنا كه جايگاهش را به خوبي مي شناخت و از منظر طبقه خود و با توجه به جايگاهش عمل مي كرد. (همان ) مباحثي كه منوچهريان درباره زنان و كودكان - به لحاظ حقوقي _ مطرح كرده است مباحثي است كه بخش عمده اي از آنها در زمان ما نيز متاسفانه دوباره تكرار و تكرار مي شوند. مطالباتي كه در بعضي موارد سطح پايين تري از آنها در افكار عمومي اجازه طرح مي يابند.

 

در بخش دوم كتاب با ۵ دهه تلاش هاي حق طلبانه زنان براي كسب حقوق برابر آشنا مي شويم كه يكي از مهم ترين موارد آن كسب حق راي زنان است. در تاريخ معاصر ما حق راي زنان با اين دليل كه اعطايي شاهي هستند و توسط رژيمي نامشروع به زنان داده شده است، ناديده گرفته شده و آزاديخواهان و فعالان حقوق زن از كنار آن به راحتي گذشته اند. حال آنكه حق راي تنها عطاي ديكتاتوري مستبد نبوده است. از دوران مشروطيت شاهد اعتراضاتي از جانب زنان و مردان آزاديخواه به تحت قيموميت دانستن زنان و نداشتن حق انتخاب آنان هستيم. در اين كتاب ما با تاريخچه تلاش و مبارزه پيگير زنان ايراني در ۵ دهه براي يكي از بديهي ترين حقوق خود _ حق راي _ آشنا مي شويم. حقي كه با فشارهاي از پايين تشكل هاي زنان _ فشارهاي بين المللي و سرانجام تصميم محمدرضا پهلوي مبني بر دادن حق راي به زنان به تصويب رسيد- در اين جا شاهد تكرار تاريخ هستيم. سنگسار زنان را به ياد بياوريم كه تنها تلاش هاي زنان نتوانست آن را به حالت تعليق در آورد. فشارهاي زنان درخواست هاي سازمان هاي بين المللي و سرانجام تن دادن مقامات آن را به حال تعليق در آورده است.

 

اين بخش تصويري است از تلاش هاي جمعي زنان در قالب تشكل هاي زنان از دوران رضا شاه تا كسب حق راي و با نقش هاي متمايز آنها در تغيير وضعيت زنان آشنا مي شويم.

 

آن طور كه نويسندگان كتاب در مقدمه اشاره كرده اند اين كتاب يك تاريخ شفاهي صرف است و به ناچار از آن فراروي مي كند. اين كتاب شمايي از فعاليت و زندگي گروهي از زنان از گذشته اي نه چندان دور در اين مرز و بوم است (همان: ۱۶)در مورد تاريخ مبارزات زنان در دوران مشروطه كتاب ها و مقالات با ارزشي تاليف شده است. اين كتاب كوششي است براي پر كردن خلأ تاريخي دوراني كه گرچه از ما دور نيست اما مورد بي توجهي تاريخ مردانه قرار گرفته است. اين كتاب ها ما را با فعالان حقوق زنان در برهه اي  مهم از تاريخ معاصر پيوند مي دهد تا از مبارزاتشان بياموزيم، تجربياتشان را از آن خود كنيم، از اشتباهاتشان درس بگيريم و راه صعب و دشوار مبارزه براي حقوق زنان را آماده تر بپيماييم.