تصوير زن در چرند و پرند دهخدا

شرق - پنج شنبه 11 دي 1382- 1 ژانويه 2004

شرق:دكتر سهراب يزداني در نشست علمي ماهانه انجمن زنان پژوهشگر تاريخ در مورد روزنامه صوراسرافيل گفت: اين روزنامه كه از مهمترين و مشهورترين روزنامه هاي منتشره طي سال هاي ۱۲۸۵ تا ۱۲۸۷ ه.ش بود، در جامعه اي منتشر مي شد كه بيش از ۹۵درصد آن بي سواد بودند و ۵درصد باقي مانده نيز سواد اندكي داشتند و در حالي كه مطالب سنگين روزنامه هاي ديگر براي مردم قابل فهم نبود، اين روزنامه توانسته بود ارتباط خوبي با عامه مردم برقرار كند. به ويژه اين امر از طريق مقالات چرند و پرند كه توسط علي اكبر دهخدا نگارش مي شد، صورت مي پذيرفت و مطالب آن با صداي بلند براي مردم بي سواد خوانده مي شد.

 

عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت معلم در ادامه سخنان خود گفت: دهخدا براي طرح مطالب خود دو نكته را مدنظر داشت: يكي اينكه خشم و هياهوي گروه هاي قدرتمند را برنيانگيزد. ديگر آنكه ساده گفته شود تا مردم عادي هم آن را بفهمند. پس زبان كوچه و بازار را در قالب طنز مورد استفاده قرار داد كه گزنده است اما با زشت گويي و ناسزاگويي و همچنين با هزل متفاوت است و دهخدا با اين زبان به نقد مسائل اجتماعي مي پرداخت و نسبت به مسائل زنان نيز توجه داشت. يزداني براي ترسيم موقعيت زنان پس از جنبش مشروطه و در زماني كه دهخدا به طرح مسائل زنان پرداخت، سه واقعه تاريخي را به شرح زير بيان كرد:

 

۱. وقتي روزنامه عدالت تبريز در سال ۱۲۸۰ مقاله اي درباره آزادي و حقوق زنان نوشت چنان هياهويي به راه افتاد كه انجمن ايالتي تبريز مجبور به توقيف روزنامه و حتي بيرون كردن نويسنده آن مقاله از شهر شد.

 

۲. وقتي در ميان حدود ۱۴۰ تا ۲۰۰ انجمني كه در تهران تشكيل شده بود، زنان هم مبادرت به ايجاد انجمن نسوان كردند، مخالفت هاي شديدي درگرفت و كار به مجلس شوراي ملي كشيده شد تا آنجا كه برخي نمايندگان گفتند ايجاد انجمن و گردهم آمدن زنان موجب فساد اجتماعي است و خواستار برچيده شدن انجمن شدند.

 

۳. در جريان اعتراضي كه شيخ فضل الله نوري و همراهان او به چند فصل قانون اساسي داشتند و به دنبال بست نشيني آنان در حرم حضرت عبدالعظيم در روزنامه اي كه از جانب ايشان منتشر مي شد، از جمله عيوب مشروطه را ايجاد مدارس و رفتن دختران مسلمان به مدرسه عنوان كرده بودند. وي در ادامه مطالب خود با طرح مطالب طنز، ۸ شماره صوراسرافيل به قلم دهخدا كه در آن به نوعي زن آن دوره تصوير شده است، به تحليل موقعيت او پرداخت و گفت: دهخدا عقب ماندگي زن ايراني را به دليل جنسيت او نمي داند چرا كه در يكي از مقالات خود او را با زنان انگليسي كه هم زمان با او مشغول تحصيل علم و مبارزه براي به دست آوردن حقوق خود است، مقايسه مي كند چرا كه آنها ويژگي هاي مشابه دارند، اما در تأكيد بر عقب ماندگي زن به دو دليل است.

 

يكي اينكه مردان در جامعه آن روز امكان بالقوه پيشرفت را داشتند. در حالي كه زنان اين امكان را نداشتند و ديگر اينكه زنان در جامعه مردسالار تحت ستم و فاقد هر گونه قدرتي بودند. تصوير زن در چرند و پرند دهخدا نشانگر ستمديدگي اوست. در يك زندگي خانوادگي متزلزل و در جامعه اي كه مقهور آن است و همه اين فشارها و آلام و كينه ها موجب تهي شدن او از عاطفه نسبت به فرزندان و محبت نسبت به همسر مي شود. دكتر يزداني در پايان سخنان خود با تأكيد بر اينكه از طريق طنز تنها مسائل اجتماعي نقد مي شود و راه حل ارائه نمي شود گفت: به رغم آن، دهخدا با نشان دادن الگوهايي به زن ايراني او را به كسب دانش و مبارزه براي كسب حقوق خود مي خواند.

 

گفتني است اين جلسه در مركز توانمندسازي سازمان هاي جامعه مدني ايران با حضور اعضا و تني چند از علاقه مندان تاريخ ايران برگزار شد.