2 خواهر را در خانه‌شان‌ خفه‌ كردند و به‌ آتش‌ كشيدند

 روزنامه اعتماد - يكشنبه 7 دي 1382- 28 دسامبر 2003

گــروه‌ حــوادث‌: آخــريـن‌ نتـايـج‌ پزشكي‌ قانوني‌ در معاينه‌ از جسد دو دختـــري‌ كــه‌ در آتــش‌ســوزي‌ روز چهارشنبه‌ در خانه‌يي‌ واقع‌ در خيابان‌ سازمان‌ برنامه‌ پيدا شدند، اعلام‌ شد.

به‌ گزارش‌ پزشكي‌ قانوني‌ اين‌ دو خواهر، 14 و 19 ساله‌ كه‌ افسانه‌ و اعظم‌ نام‌ داشتند براثر فشار برگردن‌ بـه‌ قتـل‌ رسيـده‌اند. صحنه‌ جنايت‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ قاتل‌ ناشناس‌ پس‌ از خفه‌كردن‌ دو خواهر اتاق‌ خواب‌ آنـهـا را بـه‌ آتـش‌ كشيده‌ و فرار كرده‌ است‌.

اين‌ حادثه‌ كه‌ بعدازظهر چهارشنبه‌ به‌ كلانتري‌ 133 شهرزيبا و بازپرس‌ عرفان‌، كشيك‌ ويژه‌ قتل‌ گزارش‌ شد حكايت‌ از يك‌ جنايت‌ داشت‌. اين‌ دو خواهر، هنگامي‌ كه‌ در غياب‌ پدر و مادر خود در خانه‌ تنها بودند قاتل‌ ناشناس‌ وارد اتاق‌ خواب‌ آنها شده‌ و دست‌ به‌ اين‌ جنايت‌ زده‌ و به‌ احتمال‌ زياد با اين‌ خانواده‌ آشنا بوده‌ است‌. درحـال‌ حـاضـر به‌ دستور بازپرس‌، عرفان‌ تحقيق‌ در اين‌ باره‌ با جديت‌ ادامه‌ دارد.

هـمسـايـه‌هـاي‌ اين‌ خانواده‌ روز چهارشنبه‌ متوجه‌ دود غليظي‌ شدند كه‌ از خانه‌ آنها بيرون‌ مي‌آمد. پس‌ از مراجعه‌، كسي‌ در را برايشان‌ باز نكرد و نــاچــار بـه‌ مـامـوران‌ كـلانتـري‌ و آتش‌نشاني‌ اطلاع‌ دادند كه‌ آنها پس‌ از شـكستـن‌ در آپـارتمـان‌ اجساد دو خـواهـر را داخـل‌ اتـاق‌ خواب‌ پيدا كردند.

پدر اين‌ 2 خواهر ديروز به‌ خبرنگار ما گفت‌: روز حادثه‌ صبح‌ از خانه‌ بيرون‌ آمدم‌ و به‌ محل‌ كارم‌ رفتم‌، آن‌ روز قرار بود همسرم‌ براي‌ پسرم‌ به‌ خواستگاري‌ دختري‌ در كرج‌ برود. منصور پسر 22 ساله‌ام‌ در طلاسازيي‌ كـه‌ مـن‌ مشغـول‌ بـه‌ كـار هستـم‌ كار مي‌كند.

حدود ساعت‌ يك‌ بعدازظهر بود كه‌ همسرم‌ تماس‌ گرفت‌ و گفت‌ كه‌ ساعت‌ 2 در ايستگاه‌ متروي‌ كرج‌ با خاله‌ آن‌ دختر كه‌ مادر دوست‌ پسرم‌ هـم‌ مـي‌شـد قـرار گذاشته‌ است‌ و مـي‌خواهد به‌ كرج‌ برود، همسرم‌ گفت‌ به‌ دخترانم‌ سپرده‌ تا در را به‌ روي‌ كسي‌ باز نكنند.

حدود ساعت‌ 5 بعدازظهر بود كه‌ بـاجنـاقـم‌ تمـاس‌ گرفت‌ و گفت‌ كه‌ خــانــه‌ام‌ آتــش‌ گــرفتـه‌ و دختـرانـم‌ سوخته‌اند. وقتي‌ رسيدم‌، همسايه‌ها جلوي‌ در بودند و اجساد دخترانم‌ در حال‌ انتقال‌ به‌ پزشكي‌ قانوني‌ بود.

مادر اعظم‌ و افسانه‌ هم‌ گفت‌: صبح‌ چهارشنبه‌ وقتي‌ اعظم‌ و افسانه‌ را به‌ مدرسه‌ فرستادم‌ به‌ آنها سفارش‌ كردم‌ در برگشت‌ به‌ منزل‌، در را به‌ روي‌ كسي‌ باز نكنند تا من‌ برگردم‌. حدود ساعت‌ 13 و 20 دقيقه‌ بود كه‌ از خانه‌ خارج‌ شدم‌. )يعني‌ 10 دقيقه‌ قبل‌ از آمدن‌ دخترانم‌ آنها هميشه‌ ساعت‌ يك‌ و نيم‌ از مدرسه‌ برمي‌گشتند.(

حدود ساعت‌ 4 بعدازظهر بود كه‌ از كرج‌ با اعظم‌ حرف‌ زدم‌ و باز به‌ او سفارش‌ كردم‌ در را به‌ روي‌ كسي‌ باز نكنند، حدود ساعت‌ پنج‌ و نيم‌ بود كه‌ به‌ سمت‌ تهران‌ حركت‌ كردم‌ و مدتي‌ در آريـاشهـر گشتـم‌ تا مانتويي‌ براي‌ دخترم‌ اعظم‌ بخرم‌، حدود ساعت‌ 8 شب‌ به‌ خانه‌ رسيدم‌ كه‌ ديدم‌ كوچه‌ بسيار شلوغ‌ است‌، پرسيدم‌ چه‌ شده‌، زنـي‌ گفـت‌: 2دختـر در خـانه‌شان‌ سوخته‌اند.

گزارش‌ خبرنگار ما حاكي‌ است‌، پزشكي‌ قانوني‌ علت‌ مرگ‌ را خفگي‌ بر اثر فشار بر گردن‌ تشخيص‌ داده‌ و

آتـــــش‌سـوزي‌ را عمـدي‌ اعــــلام‌ كـــــرده‌است‌. از خانه‌ اين‌ خانواده‌ هيچ‌ چيز سرقت‌ نشده‌ و به‌ تشخيص‌ متخصصان‌ اين‌ دختران‌ مورد آزار و اذيت‌ هم‌ قرار نگرفته‌اند.

كارآگاهان‌ معتقدند، از آنجايي‌ كه‌ در آپارتمان‌ توسط‌ افسانه‌ و اعظم‌ باز شـده‌ و قـاتل‌ يا قاتلان‌ به‌ زور وارد نشده‌اند، پس‌ احتمالاص اين‌ دو خواهر قــاتــل‌ را كــامــلاص مــي‌شنـاختنـد. همسايه‌ها هم‌ هيچ‌گونه‌ رفت‌ و آمد مـشكـوك‌ و يـا صـداي‌ درگيري‌ را متوجه‌ نشده‌اند و تنها از دودي‌ كه‌ از پـنجـره‌ اتـاق‌ بيـرون‌ مـي‌آمد متوجه‌ آتش‌سوزي‌ شدند.