طرح‌ استتار مدارس‌ دخترانه‌ ديواري‌ براي‌ آزادي‌

وحيد خسروشاهيان‌- روزنامه اعتماد - دوشنبه 3 آذر 1382– 24 نوامبر 2003

گروه‌ اجتماعي‌: يكشنبه‌ 18 آبان‌ماه‌ مطلبي‌ را در روزنامه‌ اعتماد تحت‌ عنوان‌ تحليل‌ حادثه‌ فرو ريختن‌ ديوار مدرسه‌ ... نوشتيم‌ كه‌ واكنش‌هاي‌ متفاوتي‌ به‌ همراه‌ داشت‌. عده‌يي‌ موضوع‌ راتنها يك‌ حادثه‌ غيرقابل‌ پيش‌بيني‌ دانستند! و تعدادي‌ در انديشه‌ آن‌ چيزي‌ بودند كه‌ در درون‌ اين‌ حادثه‌ نهفته‌ بود! و طرحي‌ كه‌ عامل‌ نرده‌گذاري‌ و ... شد! و تفكري‌ كه‌ پشت‌ اين‌ طرح‌ وجود داشت‌! با توجه‌ به‌ اينكه‌ در مقاله‌ فوق‌ به‌ صورت‌ كوتاه‌ اشاره‌يي‌ به‌ طرح‌ مزبور شد و نيز آنچه‌ ايلنا به‌ نقل‌ از زهرا نژاد بهرام‌ مشاور فرماندار تهران‌ در امور بانوان‌ در انتقاد از طرح‌ استتار مدارس‌ دخترانه‌ )در بخش‌ تازه‌هاي‌ آموزش‌( عنوان‌ كرد، خواننده‌ها را مشتاق‌ كسب‌ اطلاعات‌ بيشتر در زمينه‌ طرح‌ فوق‌، آثار و نتايج‌ فرهنگي‌ آن‌ كرد. از آنجا كه‌ به‌ عنوان‌ روزنامه‌نگار خود را مسوول‌ و موظف‌ پرداختن‌ به‌ مسائل‌ اجتماعي‌ و فرهنگي‌ مي‌دانيم‌، از همين‌ رو اين‌ هفته‌ به‌ كنكاش‌ در حوزه‌ طرح‌ فوق‌ و طرح‌هايي‌ خواهيم‌ پرداخت‌ كه‌ از ابتداي‌ تحولات‌ ربع‌ قرن‌ اخير در جامعه‌ ما به‌ وقوع‌ پيوست‌.

نگاه‌ مشاور فرمانداري‌ تهران‌

مشاور فرماندار تهران‌ در بخشهايي‌ از اين‌ گفت‌وگو اعلام‌ كرد: استتار مدارس‌ دخترانه‌ و افزايش‌ ارتفاع‌ ديوارها در واقع‌ ساختن‌ زندان‌ براي‌ زنان‌! است‌. اگر قرار بر استتار باشد، فردا بايد پياده‌روها را هم‌ جدا كنيم‌! ايشان‌ معتقد بودند: ايجاد زندان‌هاي‌! سربسته‌ براي‌ دختران‌ مشكلي‌ را حل‌ نخواهد كرد! و مطرح‌ كردن‌ اينگونه‌ حرفها و بحث‌ استتار مدارس‌ بعد از گذشت‌ ربع‌ قرن‌ از انقلاب‌ با جامعه‌ امروزي‌ همخواني‌ ندارد! او مساله‌ حجاب‌ را بهانه‌يي‌ دانست‌ براي‌ جداسازي‌ دختران‌ و پسران‌ كه‌ نتايج‌ مطلوبي‌ به‌ همراه‌ نخواهد داشت‌!

اما استتار از كجا شروع‌ شد؟!

استتار مدارس‌ دخترانه‌ نخستين‌ طرح‌ از اين‌ دست‌ نبود، كالبد شكافي‌ اينگونه‌ طرح‌ها نشان‌ مي‌دهدكه‌ براي‌ اولين‌ بار بعد از انقلاب‌ طرحي‌ از سوي‌ مجامع‌ مختلف‌ )در آن‌ سالها( براي‌ سالم‌سازي‌ درياها )حوزه‌ درياي‌ خزر( ارايه‌ و تا سالها اجرا گرديد، شاهد بوديم‌ كه‌ چگونه‌ براي‌ جداسازي‌ بخش‌هاي‌ مختلف‌ تفريحي‌ مسافران‌ و گردشگران‌ در دريا، از چادر استفاده‌ شد و چگونه‌ قسمت‌ مردان‌ و زنان‌ را در كناره‌هاي‌ خزر از يكديگر جدا ساختند! و شاهد بوديم‌ سوء استفاده‌هاي‌ مالي‌ و فشارهاي‌ فرهنگي‌ و درگيري‌هايي‌ بين‌ مردم‌ و مجريان‌ طرح‌ را! و در تداوم‌ اين‌ طرح‌ ديديم‌ اگر زني‌ هنگام‌ شنا دچار حادثه‌يي‌ مي‌شد، هيچ‌ مردي‌ حق‌ نجات‌ حادثه‌ديده‌ را نداشت‌! و ... شكست‌ اين‌ طرح‌، ابعاد ناهنجار فرهنگي‌ را در طول‌ سال‌هاي‌ بعد از آن‌ بر جاي‌ گذاشت‌ و طرح‌هاي‌ مبتكرانه‌ و هوشمندانه‌! آقايان‌! همچنان‌ ادامه‌ يافت‌ تا در همان‌ سالها، طرح‌ جداسازي‌ آبخوري‌ها هم‌ در محيط‌هاي‌ مختلف‌ اجتماعي‌، ادارات‌ و ... اجرا شد! بدين‌ معني‌ كه‌ مردم‌ ما بعد از 5000 سال‌ قدمت‌ تاريخي‌ و فرهنگي‌ كه‌ آثارشان‌ در موزه‌هاي‌ لوور پاريس‌ و لندن‌ زير نگاه‌ توريست‌ها جلوه‌ مي‌كند و انقلاب‌ يكپارچه‌شان‌، هنوز بلد نيستند چطور در كنار هم‌، چه‌ زن‌ و چه‌ مرد، حتي‌

از يك‌ آبخوري‌ آب‌ بنوشند. طرح‌ جداسازي‌ اتوبوسها يكي‌ ديگر از روشنفكرانه‌ترين‌! طرح‌ها بود كه‌ با كشيدن‌ نرده‌ در داخل‌ اتوبوس‌! و جداسازي‌ بخش‌ زنان‌ از مردان‌ آغاز شد، و مدتي‌ بعد با اختصاص‌ اتوبوسها به‌ زنان‌ و مردان‌ ادامه‌ يافت‌! بعد از عدم‌ توفيق‌ روش‌ دوم‌، اكنون‌ دوباره‌ در سطح‌ خيابانها شاهد جدا كردن‌ اتوبوسها هستيم‌ )اختصاص‌ اتوبوس‌ به‌ زنان‌( علي‌رغم‌ احساس‌ آرامشي‌ كه‌ از اين‌ طرح‌ به‌ برخي‌ بانوان‌ دست‌ مي‌دهد، نتايج‌ درخشان‌ چنان‌ طرح‌هايي‌ حساس‌ كردن‌ دو جنس‌ به‌ يكديگر و بروز واكنش‌هاي‌ رفتاري‌ در دختران‌ و پسران‌ و بروز اين‌ احساس‌ است‌ كه‌ بعد از گذشت‌ اين‌ همه‌ مدت‌ از انقلاب‌، الفباي‌ فرهنگ‌ و روابط‌ اجتماعي‌ را نتوانسته‌ايم‌ به‌ نوجوانانمان‌، جوانانمان‌ و مردممان‌ بياموزيم‌! آقا! مگر همين‌ها نبودند كه‌ در كنار هم‌ دوش‌ به‌ دوش‌ هم‌ انقلابي‌ را رقم‌ زدند و تحولي‌ را پايه‌گذاري‌ كردند؟ حال‌ چه‌ شده‌؟!

دانشگاه‌ قرباني‌ ديگر استتار

جداسازي‌ دختران‌ و پسران‌ همچنان‌ ادامه‌ يافت‌ تا اينكه‌ به‌ محيط‌ دانشگاه‌ رسيد! تا جايي‌ كه‌ حتي‌ درهاي‌ ورودي‌، راهروها، آبخوري‌ها، پلكان‌ها، كلاسها و ... را مشابه‌ حمام‌ها و دستشويي‌هاي‌ مردانه‌، زنانه‌ جدا كردند! در واقع‌ با آغاز دهه‌ هفتاد، امواج‌ طرح‌هاي‌ علمي‌ و آكادميك‌ حتي‌ در حوزه‌ دانشگاهي‌ هم‌ حس‌ و تجربه‌ شد )به‌ بهانه‌ اسلامي‌ كردن‌( طرح‌ جداسازي‌ دانشجويان‌ دانشگاه‌ آزاد به‌ اجرا درآمد! كه‌ اوج‌ آن‌ سال‌ 73 بود. اين‌ طرح‌ تا اواخر دهه‌ 70 ادامه‌ يافت‌، حتي‌ كار به‌ آنجا رسيد كه‌ ... كانديداي‌ نامزدي‌ رياست‌ جمهوري‌ خبر از جداسازي‌ خيابانها و كوچه‌ها مي‌داد! پيامد مخرب‌ طرح‌هاي‌ اينچنيني‌ آنقدر واضح‌ بوده‌ و هست‌ كه‌ نيازي‌ به‌ تحقيق‌ و تفحص‌ نيست‌. تنها با نگاهي‌ به‌ واكنش‌هاي‌ فعلي‌ دانشجويان‌ دانشگاه‌ها و تحليل‌ ضربات‌ جبران‌ناپذير اين‌ طرح‌ در آن‌ سالها )برخوردهاي‌ انضباطي‌، پرونده‌سازي‌ آموزشي‌ و اخلاقي‌، بگير و ببندهاي‌ فرهنگي‌ و پيامد آن‌ در اشتغال‌، استخدام‌ و ادامه‌ تحصيل‌ بچه‌هاي‌ دانشگاه‌( عدم‌ توفيق‌ و شكست‌ طرح‌هاي‌ فرهنگي‌ را در حال‌ حاضر شاهديم‌.

جداسازي‌ و جنسيت‌گرايي‌ دبيران‌ مقاطع‌ ابتدايي‌! يكي‌ ديگر از طرح‌هاي‌ نوين‌ و انقلابي‌! بود. در همين‌ زمان‌ پيشنهاد شد، از معلمين‌ غيرهمجنس‌ براي‌ مقاطع‌ ابتدايي‌ استفاده‌ نشود! باز هم‌ به‌ دليل‌ عدم‌ توجه‌ به‌ مسائل‌ عاطفي‌ و نيازهاي‌ كودكان‌ )به‌ مادر( در پي‌ آن‌ بودند طرحي‌ را ابداع‌ كنند كه‌ بچه‌ها از همان‌ كودكي‌ با جنس‌ مخالف‌ خود ارتباط‌ نداشته‌ باشند! تا به‌ اين‌ وسيله‌ سلامت‌ رواني‌، ارزشها! باورهاي‌ مذهبي‌ حفظ‌ و فرهنگ‌ ناب‌، ناب‌، ناب‌ باقي‌ بماند! و به‌ واقع‌ با گذشت‌ يك‌ ربع‌ قرن‌، مي‌بينيم‌ كه‌ چطور مانده‌؟!

و اكنون‌ پس‌ از توفيقهاي‌ پياپي‌ در اصلاح‌ فرهنگ‌، آموزه‌هاي‌ ديني‌، نجات‌ فرهنگي‌ از نشر آموزه‌هاي‌ فرهنگي‌ غرب‌، در خيابانها، كوچه‌ و بازار، مدارس‌، محافل‌ دانشگاهي‌، ادارات‌، صدا و سيما، سينما، تئاتر و ... آثار و نتايج‌ بسيار عالي‌ و درخور توجه‌ اشتباه‌هايمان‌، خطاهايمان‌، دروغ‌ و ريا را شاهديم‌.

آيا وقت‌ آن‌ نرسيده‌ بعد از يك‌ ربع‌ قرن‌! به‌ ابعاد تغييراتي‌ كه‌ بدون‌ تفكر و آينده‌نگري‌ ايجاد كرديد،)در خيابانها،كوچه‌ها،خانه‌ها و ... و آنچه‌ تا ديروز زير پوست‌ شهر بود و اكنون‌ در كنار و نزديكي‌ شما،به‌ وقوع‌ مي‌پيوندد!( حداقل‌ بينديشيد!

و اما طرح‌ استتار مدارس‌ دخترانه‌

اين‌ طرح‌ در واقع‌ به‌ چند دليل‌ مورد توجه‌ قرار گرفت‌:

1. مساله‌ بهداشت‌ جسماني‌ و نگهداري‌ موي‌ دختران‌! و پيشگيري‌ از بيماريهاي‌ پوستي‌ و قارچي‌، شپشك‌ موي‌ دختران‌.

2. احساس‌ آرامش‌ رواني‌ از حضور آزاد در محيط‌ مدرسه‌ )كلاس‌ و حياط‌( از نظر پوشش‌ )برداشتن‌ حجاب‌(. نخستين‌ نكته‌ كه‌ به‌ نظر مي‌رسد،اين‌ است‌ كه‌ اولاص:اگر مساله‌ بهداشت‌ موي‌ دختران‌ است‌! پس‌ خانمهاي‌ كارمند،معلم‌،و ديگر اقشار، دانشجويان‌ و ... چه‌؟

بهتر نيست‌ براي‌ اينكه‌ بهداشت‌ موي‌ خانم‌ها را حفظ‌ كنيم‌ و از شپشك‌ گذاشتن‌ سرشان‌ پيشگيري‌ كنيم‌، چشم‌ مردان‌ را كور كنيم‌! تا زنان‌ بدون‌ مشكل‌ در سطح‌ خيابانها بدون‌ حجاب‌ تردد كنند و يا حداقل‌ وسط‌ خيابانها،كوچه‌ و بازار و محل‌ تردد عمومي‌ را با چادرهاي‌ بلندي‌ بپوشانيم‌ تا رفت‌وآمد خانمها )بي‌حجاب‌(راحت‌تر شود؟!

آنچه‌ در اين‌ طرح‌ها ملحوظ‌ نشده‌، يا كمتر به‌ آن‌ پرداخته‌اند تجارب‌ بسيار منفي‌ متفكران‌ و مجريان‌ پروپاقرص‌ اين‌گونه‌ طرح‌هاست‌! و هزينه‌هاي‌ گزافي‌ كه‌ براي‌ آن‌ پرداخت‌ مي‌شود. چه‌ مالي‌،فرهنگي‌ ،اعتقادي‌ و ... و بي‌توجهي‌ به‌ نتايج‌ جدايي‌ دختران‌ از اجتماع‌ و انزواي‌ مدارس‌ دخترانه‌ است‌. آيا به‌واقع‌ تمامي‌ ابعاد عاطفي‌ و اجتماعي‌ طرح‌ ارزيابي‌ شده‌؟

با نگاهي‌ به‌ مدارس‌ مي‌بينيم‌،محيط‌ فيزيكي‌ آنها چقدر توي‌ ذوق‌ مي‌زند! ساختمان‌هاي‌ قديمي‌،ديوارهاي‌ آجري‌ و ... بيشتر آنها را شبيه‌ مراكز نظامي‌ و ادارات‌ دولتي‌ مي‌كند. مثل‌ پادگان‌هايي‌ مي‌ماند كه‌ بچه‌ها در صف‌هاي‌ صبحگاهي‌ آن‌ جيكشان‌ نبايد دربيايد! پنجره‌ها رنگ‌ شده‌ )در مدارس‌ دخترانه‌ نرده‌كشي‌ و ايرانيت‌بندي‌ شده‌( چنان‌ محيطي‌ را ساخته‌ كه‌ به‌ همه‌ چيز شبيه‌ است‌ الا محيط‌ آموزشي‌ و بيشتر شبيه‌ زندان‌ است‌ تا مدرسه‌!

در سال‌ 1378 در محيط‌هاي‌ فيزيكي‌ و فضاي‌ مدارس‌ دخترانه‌ )كه‌ در حقيقت‌ براي‌ پسران‌ طراحي‌ شده‌ بود! با توجه‌ به‌ فرهنگ‌ يك‌ ربع‌ قرن‌ اخير ما(طرحي‌ براي‌ بهينه‌سازي‌ مدارس‌ دخترانه‌ و پوشاندن‌ آنها از ديد ساختمان‌هاي‌ مجاور! از طرف‌ امور بانوان‌ اداره‌ كل‌ آموزش‌ و پرورش‌ شهر تهران‌ و با هدف‌ ايجاد فضاي‌ آزادتري‌! براي‌ دختران‌ مطرح‌ و در تعدادي‌ از مدارس‌ مناطق‌ مختلف‌ تهران‌ به‌ اجرا گذارده‌ شد. در حالي‌ كه‌ هر بيننده‌يي‌ با نگاهي‌ به‌ طرح‌ اجرا شده‌ در مدرسه‌ حادثه‌ ديده‌ و ساختمان‌هاي‌ روبرو مي‌بيند كه‌ ديوارهاي‌ ساختمان‌ نزديك‌ به‌ دو برابر مرتفع‌تر از ديواريست‌ كه‌ از ايرانيت‌ براي‌ پوشاندن‌ مدرسه‌ تعبيه‌ شده‌ است‌! پس‌ ما دخترهايمان‌ را مي‌خواهيم‌ از چشم‌ چه‌ كساني‌ پنهان‌ كنيم‌ ؟

آياهاي‌ بي‌پاسخ‌؟!

آيا مي‌توانيم‌ دوگانگي‌ فرهنگي‌ در پوشش‌ را كه‌ اكنون‌ به‌ چندگانگي‌ فرهنگي‌ و ملعبه‌ يي‌ از طرح‌هاي‌ نيمدار و نيم‌بند مبدل‌ شده‌ توجيه‌ كنيم‌!؟ به‌ جاي‌ اينكه‌ چشمان‌ و انديشه‌ دختران‌ و پسرانمان‌ را مطهر كنيم‌، عفت‌ و نجابت‌ دروني‌ را در آنها شعله‌ور كنيم‌! ظاهرها را مي‌فريبيم‌ . آيا جامعه‌ واقعي‌ خارج‌ از خانه‌ و مدرسه‌ را نمي‌بينيد!؟ آيا وقت‌ آن‌ نرسيده‌ كمي‌ هم‌ با نگرش‌ علمي‌ و روانشناختي‌ به‌ مسائل‌ نگاه‌ كنيد؟! تا چه‌ زماني‌ مي‌خواهيم‌ چشم‌هايمان‌ را بر حقايق‌ ببنديم‌؟! وقت‌ آن‌ نرسيده‌ به‌ اين‌ ارتباطات‌ شكل‌ مناسب‌ بدهيم‌؟و موجبات‌ رشد عاطفي‌ و اجتماعي‌شان‌ را فراهم‌ كنيم‌؟! آيا بهتر نيست‌ شرايطي‌ را فراهم‌ كنيم‌ كه‌ حتي‌ پسران‌ و دختران‌ ما بتوانند بدون‌ هيچ‌ مشكلي‌ در كنار يكديگر،به‌ مانند خواهران‌ و برادران‌ يكديگر به‌ تحصيل‌ بپردازند؟! رقابت‌ كنند؟! بدون‌ ايجاد فضاي‌ نامناسب‌ اخلاقي‌؟! بهتر نيست‌ به‌ بچه‌هايمان‌ از ابتدايي‌ترين‌ مقطع‌ تحصيلي‌ شناخت‌ بدهيم‌ تا اينكه‌ از همان‌ ابتدا دو جنس‌ را نسبت‌ به‌ يكديگر حساس‌ كنيم‌؟! بچه‌هاي‌ ما دختر و پسر پاك‌ترين‌ مردمند،اما با طرح‌هاي‌ جورواجور، بلايي‌ بر سرشان‌ آورده‌ايم‌ كه‌ اكنون‌ نه‌ احساس‌ قرابت‌ به‌ فرهنگشان‌ دارند،نه‌ به‌ باورها و ارزشهايشان‌ )ارزشهايي‌ كه‌

ما برايشان‌ ساختيم‌(.

كمي‌ بينديشيد! پنهان‌ كردن‌ دختران‌ يا استتارشان‌ از دنياي‌ خارج‌ از مدرسه‌! در ابعاد فرهنگي‌ و اعتقادات‌ چه‌ صدماتي‌ در آينده‌ نه‌ چندان‌ طولاني‌ بر فرهنگ‌ و ... وارد خواهد آورد؟! آيا اين‌ طرح‌،استتار دختران‌ از ديد پسران‌ است‌ يا انتحار فرهنگي‌؟!

آيا ايجاد شناخت‌ بهتر است‌ يا محدوديت‌؟!

«اعتماد»، متخصصان‌، كارشناسان‌، محققان‌ و طراحان‌ مسائل‌ اجتماعي‌، فرهنگي‌ و آموزشي‌ را به‌ چالش‌ دعوت‌ مي‌كند. نظرات‌، پيشنهادات‌ و طراح‌هاي‌ شما مي‌تواند به‌ ساختار ريشه‌يي‌ فرهنگمان‌ كمك‌ كند.