نبرد خلق شماره 226 اول ارديبهشت 1383

 

يادداشت سياسي

 

مهدي سامع

يكي از مشكلاتي كه طي سالهاي گذشته با طرفداران جبهه دوم خرداد، به ويژه شاخه خارج از كشوري آن وجود داشت، طرح اتهاماتي نظير «اصلاح طلب»، «مدافع توسعه سياسي و جامعه مدني» و مواردي از اين نوع به سران جبهه دوم خرداد بود. بخش صادق اين مدافعان سرسخت توجه به ساخت و بافت اصلي قدرت حاكم و به سياست فريبكارانه كه در بطن جريان دوم خرداد و به خصوص در ميان سران آن وجود داشت نداشتند. اينان هيجاني كه از يك طرف ماموران سابق امنيتي نظام خميني ساخته بدان دامن مي زدند و از طرف ديگر جريانهاي نيرومند بين المللي براي تامين منافع خود آن را گرم نگه مي داشتند را جرياني «اصيل و حماسي» مي ناميدند كه گويا عزم به تغيير فضاي سياسي جامعه از استبداد به دمكراسي كرده است. به طور مثال وقتي درست 6 سال پيش در همين روزها آقاي عباس معروفي(با فرض اين كه در صداقت آقاي معروفي شك نكنيم) در يك مصاحبه راديويي در سوئد محبوبيت خاتمي را با پرنسس دايانا همسنگ اعلام كرد، بدون شك در غالب كردن جنس «قلابي» به افكار عمومي ايفاي نقش كرده است. در دنياي تجارت، يكي از هنرهاي كساني كه كالاي تقلبي را به جاي كالاي واقعي به خورد مردم مي دهند، اين است كه با تبليغ گسترده و معرفي چهره هاي معروف به عنوان مصرف كننده اين كالا، مردم را به مصرف كالاي تقلبي كه البته هيچ وجه اشتراك محتوايي با جنس اصلي ندارد، وا مي دارند. در مورد جبهه چند شقه شده دوم خرداد و سركردگان آن همچون آقايان خاتمي و كروبي اين بازار گرمي به شكل بي نظيري به ويژه در سطح افكار عمومي بين المللي صورت گرفت و البته اين بازارگرمي مكارانه هزينه هاي زيادي به جنبش آزاديخواهانه مردم ايران تحميل كرده است.

تا آن جا كه به آقايان خاتمي و كروبي بر مي گردد بارها براي مخاطبان داخلي از خود رفع اتهام كرده اند و همواره دفاع اين آقايان از ولايت خامنه اي به شكلي بوده كه طرفهاي خارجي كماكان اين فرصت را داشته باشند كه بتوانند افكار عمومي كشور خود را براي معامله با رژيم ارتجاعي و تروريستي حاكم بر ايران در بي خبري نگهدارند.

اما اكنون كه واقعيتهاي انكار ناپذير چشم و گوش بسياري را باز كرده و حتي مدافعان ايراني جبهه دوم خرداد در خارج از كشور را هم به موضع «كي بود كي بود من نبودم» واداشته و آقايان خاتمي و كروبي هم با صراحت بيشتر هرگونه اتهام «اصلاح طلبي» را رد مي كنند.     

به گزارش ايلنا روز سه شنبه 18 فروردين سيد محمد خاتمي طي سخناني در نخستين مجمع ملي جوانان گفت:«‌‏كساني كه خواستار جمهوري هستند، بدانند كه جمهوري سكولار در اين كشور برقرار نمي شود.» وي تكرار مي كند كه:«استقرار يك جمهوري دموكراتيك سكولار به دلايل مختلف سياسي و تاريخي قابل تحقق نيست.»

حرفهاي آقاي خاتمي را حجت الاسلام مهدي كروبي در جلسه روز يكشنبه 30 فروردين تكميل مي كند. كروبي در ابتدا در رابطه با ارادتش به ولي فقيه نظام مي گويد:«من اگر جای خبرگان بودم و می خواستم رهبری تعيين کنم باز به آيت الله خامنه ای رای می دادم.» و سپس براي اين كه جاي هيچ گونه حرف و حديثي باقي نگذارد مي گويد:«مجمع تشخيص مصلحت ، حکم حکومتی و ولايت فقيه در قانون اساسی آمده است و هر يک به دلايل متقن و قانونی شکل گرفته است.»

وقتي دو تن از برجسته ترين سران جبهه دوم خرداد با صراحت جمهوري سكولار و دمكراتيك را رد مي كنند و به درستي حكم حكومتي، مجمع تشخيص مصلحت نظام و ولايت فقيه را هم قانوني مي دانند، آيا نيايد مارك «اصلاح طلبي» آنان را با صراحت قلابي اعلام كرد؟

**

مساله مداخله رژيم ايران در بحران عراق، يكي از موارديست كه جهانيان هنوز به عمق و وسعت آن پي نبرده و به ويژه بسياري از نيروهاي ترقيخواه، صلح طلب و آزاديخواه منطقه در مورد آن دچار سردگمي هستند. واقعيت اين است كه اشغال عراق بر سياستهاي توسعه طلبانه نظام ولايت فقيه و نقشه هاي اين رژيم براي دست اندازي بر تماميت عراق و استقرار جمهوري اسلامي در عراق به مثابه يك گام مهم در جهت ايجاد «اتجاد جماهير اسلامي» كه استراتژي خارجي رژيم ايران بر آن استوار است، سايه افكنده است.

نظام استبدادي مذهبي ولايت فقيه براي بقا و پايداري خود نياز به صدور بحران و توسعه بنيادگرايي اسلامي دارد. اهميت اين سياست در نظام ولايت فقيه به حديست كه خامنه اي پس از مرگ خميني و پس از آن مرگ اراكي حاضر شد از عنوان مرجعيت در داخل كشور صرف نظر كند اما با قاطعيت خود را مرجع تقليد شيعيان «خارج» از ايران اعلام كرد و براي به كرسي نشاندن اين امر به ايجاد نهادها و ارگانهاي مختلف و صرف هزينه هاي بسيار مبادرت ورزيد.

دستگاه ولايت فقيه براي پيشبرد اين سياست از دو روش موازي استفاده مي كند. سياست رسمي رژيم به وسيله «شوراي عالي امنيت ملي» تهيه و به وسيله وزارت امور خارجه و بعضي از ارگانهاي ديگر به مورد اجرا گذاشته مي شود. در اين روش دروغ، نيرنگ، دو دوزه بازي، مانورهاي فريبكارانه و عوامفريبانه اصليترين سياستهاي راهبردي رژيم مي باشد.

روش دوم كه براي ولايت خامنه اي جنبه اساسي دارد حركت از طريق نهادهاي ايدئولوژيك، تبليغاتي است كه همراه با بخش ويژه سپاه پاسداران به نام سپاه قدس و يك تشكيلات وسيع امنيتي و صاحب قدرت و با بودجه كافي سازماندهي شده است. سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، سازمان مدارس، مجمع جهاني اهل‌‏بيت و مجمع جهاني تقريب مذاهب از جمله نهادهايي است كه زير نظر كامل خامنه اي و بيت او قرار دارند و هيچ ارگاني خق نظارت و بازرسي و حسابرسي از آن را ندارد. خانواده هاي تسخيري، آصفي، محمدي گلپايگاني، شاهرودي كه همگي عراقي هستند در اين نهادها و ارگانها نقش تعين كننده دارند.

در شرايط كنوني عراق همه ي اين ارگانها و نهاد ها به طور فعال وارد عمل شده و هر يك وظيفه اي به عهده دارند.

خامنه اي براي ايجاد يك تشكيلات مذهبي در نجف برنامه ريزي جديدي نموده است.هدف او اين است كه در مرحله اول بتواند از آيت الله سيستاني به بهترين صورت استفاده و يا به بيان درستتر سو استفاده كند و در مرحله بعد يك نيروي رقيب در نجف به وجود آورد. براي اين هدف او به آخوند آصفي كه دبيركل مجمع جهاني اهل بيت بود را مامور مسائل نجف نموده و يك آخوند- پاسدار- ديپلمات كاركشته از بيت خود، به نام عباس علي اختري را به دبيركلي اين مجمع منصوب كرده است. در مراسم توديع دبيركل قبلي و معرفي دبيركل جديد كه روز سه شنبه 25 فروردين برگزار شد، ايادي خامنه اي به گوشه اي از اهداف خود اعتراف مي كنند.

به گزارش ايلنا آيت‌‏الله محمدي گلپايگاني، رئيس بيت رهبري در جلسه معارفه عباسعلي اختري، دبيركل جديد مجمع جهاني اهل بيت مي گويد:«براي ما دست‌‏اندركاران نظام در هر موقعيتي كه هستيم فرصتي به دست آمده است كه در طول تاريخ بي‌‏سابقه بوده است.» گلپايگاني البته بي نياز از  تشريح بيشتر اين «فرصت» است، چرا كه هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه روز 21 فروردين در مورد به وجود آمدن «فرصت» در عراق به طور مفصل صحبت كرده بود. به گزارش ايسنا رفسنجاني در نماز جمعه گفت:«راه آمريكاييها بسيار پرسنگلاخ است و عراق واقعاً‌ باتلاق آمريكاست.» وي در ادامه مساله عراق را يك تهديد و فرصت اعلام مي كند و مي گويد:«تهديد از اين جهت كه اين غول زخمي و داراي امكانات فراوان ممكن است كارهاي خطرناكي انجام دهد ولو اين كه براي او گران تمام شود و

فرصت از اين جهت كه آمريكا درس عبرت بگيرد و ديگر فكر استبداد جديد و لشكر كشي نباشد.... اگر مساله عراق خوب اداره شود و آمريكاييها سرخورده شوند، دنيا براي مدتي از شر آنها خلاص مي‌‏شود اما اگر آنها بتوانند به اهداف سيزده‌‏گانه خود برسند، جهنمي براي دنيا درست مي‌‏كنند.»

در عوض گلپايگاني به تشريح ويژگيهاي اختري مي پردازد و مي گويد:«از ويژگيهاي بارز ايشان ايجاد وفاق در ميان مجامع مختلف سوريه در طول 12 سال سفارت وي بود.» و علاوه بر همه اينها از «مسأله و وظايف آخوندي خود هم غافل نبود.» وي سپس اعلام مي كند كه«آيت‌‏الله آصفي هم‌‏اكنون در نجف حضور دارد و توسط مقام معظم رهبري به نجف اعزام شدند و هم‌‏اكنون در حوزه نجف مستقر است.»

به گزارش ايلنا در اين مراسم آخوند محمد تقي مصباح‌‏يزدي، رئيس شوراي مجمع جهاني اهل‌‏بيت، ضمن ستايش غلو آميز از خامنه اي و گفتن اين نكته كه « يكي از ويژگيهاي رهبري اين است كه در آن واحد در مورد مسايل بسيار مختلف مي‌‏انديشند و درباره آنها طرح مي‌‏دهند و اگر غلو نكنم اين مسأله بيشتر به اعجاز شباهت دارد» در مورد تواناييهاي دبيركل جديد اين نهاد  بيت رهبري اظهار اميدواري مي كند كه «اختري با كارهاي سنجيده و تجربه چندين ساله خصوصا در سفارت سوريه و آشنايي با دنيا و تجربه مسئوليت در دفتر رهبري و با ويژگيهاي شخصي ايشان بتواند كه مجمع را از غربتي كه به آن مبتلا شده است نجات دهد.»

در همين مراسم آيت‌‏الله تسخيري نخستين دبيركل مجمع جهاني اهل‌‏بيت مي گويد:«برنامه‌‏ريزيهاي مقام معظم رهبري براي تبليغ جهاني، برنامه‌‏ريزيهاي موفقي بود كه تشكيل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، سازمان مدارس، مجمع جهاني اهل‌‏بيت(ع) و مجمع جهاني تقريب مذاهب از جمله اين برنامه‌‏ريزيهاست.»

بايد اضافه كرد كه اين برنامه ريزيها در شرايط كنوني عراق شامل ايجاد صدها مدرسه، داروخانه، مركز امداد، مركز فرهنگي و كتابخانه و صدها واحد سيار تبليغاتي نيز مي باشد كه در كنار نيروهاي عراقي وابسته به رژيم ايران، به طور مستقل به پيشبرد سياستهاي مداخله گرانه و توسعه طلبانه ولايت خامنه اي در عراق مشغول كار هستند. در بسياري از شهرهاي شيعي عراق، با وجود نيروهاي بنيادگراي عراقي و با كمك مستقيم ماموران ولي فقيه زنان مجبور به داشتن حجاب اجباري و كناره گيري از كار شده اند. بسياري از نويسندگان، روزنامه نگاران، روشنفكران و فعالان اجتماعي مدافع نظام سكولار يا مجبور به سكوت شده اند و يا اگر ترور نشده باشند مجبور به ترك شهر شده اند. بنيادگرايان اسلامي با تبعيت از رژيم ايران در مقابل «جهنم اشغالگران» وعده «بهشت اسلامي» مي دهند و اگر ولايت خامنه اي موفق به پيشبرد سياستش در عراق شود، مردم ايران و عراق و نيروهاي مترقي منطقه بيشترين زيان را خواهند ديد. از اين رو پايان دادن به اشغال عراق بايد با تضمين جهاني براي به رسميت شناختن خواسته هاي دمكراتيك مردم عراق همراه و همزمان باشد. تنها چنين تضميني است كه مي تواند ولايت خامنه اي را از دست اندازي به عراق و ايجاد جهمني ديگر براي مردم عراق باز دارد.