افغانستان، تكرار درسهای تاریخی تهاجم ارتش سرخ
 

ترجمه از نیویورک تایمز

آنچه این روزها در مورد افغانستان گفته می ‌شود به مرور و تكرار درسهای تاریخی تهاجم ارتش سرخ شوروی به این كشور در دهه 1980 شبیه است. در گزارش نهایی یكی از تحقیقهای انجام شده توسط ارتش ایالات ‌متحده درمورد اشغال افغانستان توسط روسها كه در ‌سال 1995منتشر شد، تصریح گردیده این جنگ در ماه‌ های آخر به نبردی برای كنترل شبكه راه‌ های افغانستان تبدیل شده بود.

شبه ‌نظامیان طالبان می ‌روند تا روندی كه به شكست نیروهای شوروی منجر شد را یكبار دیگر تكرار كنند. آنان طی ماه‌ های اخیر بر حملات خود علیه خطوط پشتیبانی نیروهای ناتو افزوده ‌اند تا آنجا كه تنها طی ماه دسامبر، نزدیك به 200 كامیون حامل محموله‌ های ناتو را در پاكستان نابود كردند.

یكی از مقامهای پیشین ارتش سرخ می ‌گوید شبه‌ نظامیان افغان توانسته بودند سلطه خود بر مناطق روستایی را گسترش داده و از این طریق نیروهای ارتش سرخ را تحت فشار قرار دهند و امروز هم طالبان حضوری مداوم در 72 درصد از خاك افغانستان دارند.
اگرچه تفاوتهایی هم بین دوران اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ و امروز وجود دارد با این حال با وجود گذشت نزدیك به 2 دهه، بسیاری از مشكلات مشابه هستند.
نیروهای آمریکایی و ناتو نه‌تنها كنترل مناطق روستایی را در دست ندارند بلكه، قادر به نفوذ به پناهگاه‌ های طالبان در خاك پاكستان هم نیستند و بدتر این كه با بالا رفتن آمار تلفات غیرنظامیها در افغانستان، با افزایش نارضایتی افغانها مواجه شده ‌اند.
آمریکاییها برای پیروزی باید بتوانند بر مشكلاتی كه عامل شكست ارتش سرخ بود، فایق آیند. دیوید ایزبی، نویسنده كتاب "جنگ در سرزمین دور" می ‌گوید: "اهمیتی ندارد شما در كابل یا مراكز استانی چه می ‌كنید. مشكل روسها اینجا بود كه قادر نبودند مناطق كلیدی را تحت كنترل خود درآورند."
این دقیقا همان چیزی است كه در حال اتفاق افتادن است. براساس گزارش هشتم دسامبر شورای بین‌المللی امنیت و توسعه (
ICOS)، الگوی حملات علیه نیروهای ائتلاف و دولت افغانستان موید این واقعیت است كه شبه‌ نظامیان توانمندیهای عملیاتی خود را در ولایتهای جنوبی و شرقی افغانستان كه معادل سه چهارم خاك این كشور است، به نحو چشمگیری افزایش داده‌اند.
ارتش ایالات‌متحده درستی این گزارش را زیر سووال برده و ادعا دارد توانمندیها و حیطه نفوذ شبه‌ نظامیان در آن بزرگ ‌نمایی شده اما افغانها به این واقعیت اذعان دارند كه نیروهای ائتلاف به سختی قادر به حفظ كنترل مناطقی هستند كه تنها چند كیلومتر تا مراكز استانی فاصله دارند.
محمد یوسنی، راننده ‌ای افغان می ‌گوید، از حواشی كابل تا مرز ایران در همه جا درگیری وجود دارد. او در حالی كه با تانكر خود در بزرگراه منتهی به كابل به انتظار نشسته تا ساعت 9 شب فرا برسد و مجوز ورود به شهر را دریافت كند، می ‌افزاید، طی یكسال گذشته ناآرامیها به نقطه اوج خود رسیده است.
در گزارش
ICOS تصریح شده از چهار بزرگراهی كه به كابل ختم می‌ شود، سه بزرگراه به طور مداوم به دلیل حملات طالبان مسدود می ‌شود.
لری گارسن، استاد دانشكده جنگ ارتش ایالات‌متحده در كارلسلی ایالت پاسادنا می ‌گوید: "اصلا عجیب نیست كه نیروهای ائتلاف در قالب استراتژی جدید خود سعی دارند شهرها و روستاهای پرجمعیت را تحت كنترل خود درآورند اگرچه این عملكرد یادآور اقدامات ارتش سرخ در افغانستان است."
او با اشاره به دوران اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ می‌ افزاید: "هنوز اواسط دهه 1980 از راه نرسیده بود كه ارتش سرخ برگسترش كنترل خود بر شهرها و تامین این شبكه راه‌ ها متمركز شده بود."
جدی ‌ترین تهدید علیه كاروانهای حاصل مایحتاج نیروهای آمریکایی در افغانستان نه در این كشور كه در پاكستان، جایی كه به بهشت امن طالبان تبدیل شده، سر برآورده است. این در واقع احیای تاكتیكهایی است كه مجاهدین افغان در دهه 1980 علیه نیروهای ارتش سرخ به كار می ‌بستند.

راز بقا

آنچنان كه لستر گرائو، از محققان دفتر تحقیقات ارتش آمریکا در "فورت لیون‌ فورث" در گزارش بررسیهای خود پیرامون جنگ افغانستان كه در سال 1995 منتشر شد، تصریح كرده بود، بقای ارتش سرخ در افغانستان منوط به حفظ توانمندی ‌اش در تامین نیازهای پایه ای سربازان بود.
در نقطه مقابل، شورشیان افغان یاد گرفته بودند چگونه به كاروانهای حامل مایحتاج سربازان روس شبیخون بزنند و امنیت مسیرهای ارتباطی را مختل كنند. روند نوظهور حمله به كاروانهای ناتو در پاكستان و مناطق جنوبی افغانستان همزمان نشانگر نقشی است كه شبه ‌نظامیان پاكستانی در جنگ افغانستان ایفا می‌كنند.

اتحادیه كامیون‌داران پاكستانی پس از حملات اخیر اعلام كرد اعضای این اتحادیه دیگر حاضر به جابه‌ جایی محموله‌ های متعلق به ارتش آمریکا نیستند و روز پنجشنبه هفته گذشته بود كه 10 هزار پاكستانی كه از هواداران گروه تندروی "جماعت‌ اسلامی" بودند با پرپایی تظاهرات در كراچی به صدور مجوز انتقال محموله ‌های ارتش آمریکا به افغانستان از طریق خاك پاكستان اعتراض كردند.
تا پیش از این محموله‌ های ارتش آمریکا از طریق بندر كراچی وارد پاكستان شده و پس از عبور از قلمرو این كشور، به مناطق جنوب افغانستان می ‌رسید. با افزایش حملات علیه كاروانهای حامل این محموله ‌ها اكنون آمریکا به دنبال گشودن مسیری جایگزین از طریق كشورهای آسیای‌ میانه به شمال افغانستان است كه هزینه‌ های پشتیبانی از نیروهای آمریکایی در خاك افغانستان را به شدت افزایش می ‌دهد.
ایزبی تاكید می ‌كند، روسها قادر به به سركوب هواداران طالبان در پاكستان نبودند و این دقیقا همان كاری است كه آمریکا باید اكنون انجام دهد. تنها در چنین شرایطی است كه آمریکاییها در مقایسه با روسها از شانس بیشتری برای پیروزی در افغانستان برخوردار خواهند شد.
آمریکا در دهه 1980برای تامین منابع مالی مجاهدین افغان با پاكستان همكاری داشت و امروز اگر چه پاكستان همچنان متحد ایالات‌متحده است اما تلا‌شهای اسلام‌آباد برای سركوب گروه ‌های شورشی هوادار طالبان تا این مقطع نتیجه چندانی در برنداشته است.
یك مساله دیگر هم كه به نفع آمریکاست، این كه برخلاف ناآرامیهای دوران اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ كه منشا داخلی داشت، خاستگاه شورشهای كنونی افغانستان مناطق پشتون ‌نشین پاكستان است.

طرح افزایش نیرو

به اعتقاد زمیر كابلوف، مقام سابق دوران اتحاد جماهیر شوروی، طرح باراك اوباما، رییس‌ جمهور منتخب ایالات‌متحده برای افزایش نیرو در افغانستان به ‌تنهایی برای كاهش خشونت در این كشور كفایت نمی ‌كند.
این دیپلمات روس تسلط منحصر به فردی بر تاریخ افغانستان دارد. او در دوران اوج دولت دست ‌نشانده روس‌یه در افغانستان، ساكن كابل بود. در سال 1992 به این شهر بازگشت تا شاهد سقوط این دولت و قدرت گرفتن مجاهدین افغان باشد و اكنون سفیر روسیه در افغانستان است.
او به این واقعیت اشاره می ‌كند كه اتحاد جماهیر شوروی در دوران اشغال افغانستان نزدیك به 400 هزار نیروی ارتش سرخ و سرباز افغان كه تقریبا 2 برابر تعداد نیروهای ائتلاف ناتو در حال حاضر است را در اختیار داشت اما باز هم شكست خورد.
پروفسور گادسن می‌ گوید، پراكندگی امكانات و نیروهای ائتلاف ناتو در افغانستان یادآور بدترین روزهای ارتش سرخ در این كشور است.
با تشدید جنگ، ارتش سرخ تصمیم گرفت با در پیش گرفتن سیاستی سرسختانه تمام اهالی روستایی كه به نیروهای مجاهدین پناه می‌دادند را تنبیه كند.
این سیاست موجب شد با هر حمله ائتلاف ناتو و كشته شدن غیرنظامیان، خاطره اقدامات ارتش سرخ در ذهن افغانها زنده شود.
آمریکا سعی دارد جامعه افغان را تغییر دهد. درست به همین شکل كه آمریکاییها در تلاشند این جامعه را با استقرار ارزشهای غربی و بهبود حقوق زنان تغییر دهند. روسها نیز به دنبال نهادینه كردن كمونیسم در افغانستان بودند.
ویكتور پادلف، مدیر اتحادیه بازماندگان جنگ افغانستان در ارتش روسیه معتقد است بزرگ‌ترین اشتباه ارتش سرخ این بود كه سعی داشت اركان ایدیولوژی كمونیسم را به افغانها تحمیل كند.
به اعتقاد او، ناتو و آمریکاییها خواسته یا ناخواسته افغانها را دست‌ كم گرفته‌اند و به جای آن‌‌ كه به آنها كمك كنند ملتی قدرتمند شوند، به دنبال سركوب طالبان با راهكارهای نظامی هستند.
گادسن با این دیدگاه موافق است و یادآوری می ‌كند، شكست ارتش سرخ موید این واقعیت بود كه فقط با نیروی نظامی نمی ‌توان در افغانستان به پیروزی دست یافت و این كه پایان خشونتها در این كشور مستلزم تلفیق گزینه نظامی با توسعه اقتصادی، اقدامات فرهنگی و كمك به ایجاد دولتی توانمند در این كشور است.

  

 

بازگشت