تنها راه، عبور از رژیم ولایت فقیه و قانون اساسی آن است

مهدی سامع

mehdi.samee@gmail.com

 

سرانجام روز دوشنبه 8 تیرماه 1388 شورای نگهبان تحت امر ولی فقیه طی نامه‌ای به وزیر كشور صحت دهمین دوره انتخابات حماسی و شكوهمند ریاست‌ جمهوری اسلامی را متعاقب بررسیها و رسیدگیهای دقیق و همه‌جانبه تائید کرد.

پیرامون شکوهمند و حماسی بودن این انتخابات قلابی به همین بسنده  می کنم که بر طبق گزارشهای متعدد و منجمله گزارش تفصیلى كمیته صیانت از آراى آقای موسوى که در روز 13 تیر منتشر شد در 70 شهر و شهرستان ایران بیش از صد در صد شرکت کرده و در 170 شهر و شهرستان کشور بین 95 تا 140 درصد واجدان شرایط شرکت کرده... و وجود بیش از ۵۰ هزار مهر انتخاباتى اضافى در كنار دهها میلیون برگه رأى مازاد شائبه وجود میلیونها رأى تقلبى در صندوقها را تقویت مى‌كند. بنابرین این منطقی و قابل قبول است که دارودسته خامنه ای و منجمله شورای نگهبان تحت امر او از  شکوهمند و حماسی بودن این انتخابات قلابی دم بزنند، چرا که کاخ متزلزل سلطنت مطلقه خامنه ای برای در بن بست قرار دادن رقبا نیاز به محکم کردن پایه انتخابات قلابی دارد.

یک روز بعد سخنگوی شورای نگهبان در یک نشست مطبوعاتی اعلام کرد که:مرجع نهایی بررسی انتخابات، شورای نگهبان است كه با اظهار نظر این شورا پرونده انتخابات مختومه شد و اعتراض و شكایتی پس از آن در هیچ نهادی از بعد انتخاباتی قابل رسیدگی نیست. بر اساس گفته این سخنگو صحت انتخابات به اتفاق آرا تایید شده است.

اما موسوی و کروبی و جریانهای طرفدار آنها تصمیم شورای نگهبان را تائید نکرده و این عدم تائید سبب شد که آنها خواسته و یا ناخواسته به نوعی و به میزانی از پروسه قانونی فاصله بگیرند و همین امر نشان می دهد که این بحران نه یک بحران قانونی که بحران انقلابی است.

مجمع روحانیون مبارز پیرامون تصمیم شورای نگهبان طی بیانیه ای در تاریخ 8 تیر منتشر شد اعلام کرد که:ما معتقدیم اعتماد آسیب‌دیده مردم با اظهارنظر مرجعی که اکثریت اعضای آن از پیش جانبداری بی‌پرده خود را نسبت به یک نامزد اعلام کرده‌اند، در مورد نتایج انتخابات ترمیم نخواهد شد. این مجمع که برخلاف دوم خرداد نتوانسته در انتخابات اخیر بر موج سوار شود و اوضاع را به زیان کل نظام ارزیابی می کند نتیجه گرفته که:مردم بزرگوار نباید بیش از این هزینه بپردازند و معتقدیم هیجانات فزاینده و اعتراضات خیابانی راه‌کار نیست. ما همه را به آرامش دعوت می‌کنیم. و البته این دعوت بی پاسخ می ماند و اعتراضها و به بیان دقیق تر قیام همچنان ادامه می یابد.

روز 9 تیر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی طی بیانیه ای اعلام کرد که:با توجه به ترکیب اعضا و عدم استقلال شورای نگهبان، به ویژه پس از تأیید صریح انتخابات از سوی رهبری و حمایت ایشان از احمدی نژاد، آن هم در مهلت قانونی بررسی صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان، توقعی جز تأیید صحت انتخابات از سوی این شورا نمی رفت. این جریان ضمن اعتراف به این که با اعلام نظر شورای نگهبان پرونده انتخابات آزاد تا آینده ای نامشخص بسته شد نتیجه می گیرد که:دولت برآمده از انتخاباتی که ملت صحت آن را نپذیرفته و بر ابطال آن پای می فشارد، فاقد مشروعیت و وجاهت قانونی است.

یک روز قبل از تائید شورای نگهبان آیت‌الله طاهری اصفهانی طی بیانیه ای اعلام کرد که:بنده به عنوان یک روحانی کوچک، همصدا با اکثریت مردم  رای باخته، این انتخابات را مخدوش و آن را باطل و تصدی مجدد رئیس دولت را برای دور بعد نامشروع و غاصبانه می دانم.

حزب کارگزاران سازندگی نزدیک به هاشمی رفسنجانی در روز دوشنبه 15 تیر اعلام کرد که:به دلیل ناسالم بودن روند برگزاری انتخابات، تخلفات گسترده در برگزاری انتخابات و نیز جانبداری اكثریت اعضای شورای نگهبان از یك كاندیدای خاص، نتایج این انتخابات مورد پذیرش نیست.

روز 9 تیر مهدی کروبی یک بیانیه منتشر کرد. در ابتدای این بیانیه نوشته شده:از مردم ایران عذرخواهی کنم؛ هم به خاطر چندین ماه اصرار و ابرام برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری. در ادامه این بیانیه آمده است:باید اذعان کنم که مردم و برخی کارشناسان و صاحب نظران بهتر از ما شرایط انتخابات را می شناختند و به کرات بی حاصلی برگزاری انتخابات و حساب کردن روی آرای مردم را یادآوری می کردند که مجدانه بابت این حسن ظن به مسئولین از مردم عذرخواهی می کنم.

شیخ مهدی کروبی در مورد نتیجه انتخابات اعلام می کند که:با ساز و کاری که قبل از انتخابات و توسط دولت و شورای نگهبان و برخی نهادهای عمومی انجام شده و نیز نحوه اجرای انتخابات و دخالتهای دولت و نمایش شکایت پذیری و بازشماری آرای شورای نگهبان و وقایع بعد از آن را عاملی در جهت باطل بودن انتخابات می دانم و بر همین اساس دولت برآمده از آن را دارای مشروعیت و مقبولیت نمی دانم و در هیچ برنامه ای از جمله تنفیذ و تحلیف آن شرکت نخواهم کرد.

در روز 10 تیر میر حسین موسوی پیرامون اعلام تایید نتایج انتخابات توسط شورای نگهبان بیانیه شماره 9 خود را صادر کرد. در این بیانیه که نسبت به موضع گیری مهدی کروبی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بسیار ضعیف تر است آمده است:از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. موسوی در ادامه بیانیه می نویسد، من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مساله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.

پایان پروسه قانونی به معنی پایان قیام نبود. پروسه قیام که از روز 23 خرداد آغاز شده بود ادامه یافت. این پروسه بر بستر عدم توانایی قدرت سیاسی برای اعمال حاکمیت به شکل سابق و عدم خواست مردم برای زندگی به شکل گذشته و وجود روانشناسی تغیر در میان مردم شکل گرفته و هنوز ادامه دارد. روز 18 تیر قیام با شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر خامنه ای جلوه با شکوه خود را با شرکت زنان و مردان فداکار ایران زمین نشان داد. از این نقطه تلاش نیروهای درون هرم قدرت و ثروت برای رهایی از بحران دو چندان شد.

در نماز جمعه روز 26 تیر که به همه چیز شبیه بود جز نماز جمعه های ولایی، رفسنجانی کوشید تا با رعایت دقیق خط قرمزها راه حل مطلوب خود و یا به بیان دقیق تر راه حل بخشی از بورژوازی ایران که یکه تازی و انحصارطلبی باند نظامی-امنیتی را بر نمی تابد به روی میز ولی فقیه قرار دهد. در گذشته وی از طریق مذاکرات پشت پرده یا راه حلهای خود را پیش می برده و یا با سکوت و خریدن زمان منتظر شرایط مساعد می شد. اما این بار ابعاد قیام و عمق و وسعت آن فرصت زیادی در اختیار او قرار نداد و رفسنجانی مجبور شد به شکل علنی و با تائید بحران و تائید عدم اعتماد به حکومت و اعتراف با این که در رویدادهای اخیر همه جناحهای حکومت زیان دیده اند، چند راه حل ساده و موقت به شمول آزادی زندانیان سیاسی و آزادی رسانه های خودی ارایه دهد. برایند سخنان رفسنجانی و حضور انبوه مردم و شعارهایشان عقربه شکاف سنج در درون حکومت را به سمتی سوق داد که امکان سازش بالاییها را محدود و محدودتر کرد و به همین دلیل پیشنهادات ساده و در چارچوب حقظ مصلحت رژیم را هم، خامنه ای برنتابید و در سخنرانی روز دوشنبه 29 تیر خود به شدت به رفسنجانی، بدون ذکر نام او، حمله کرد.

گرچه سخنرانی خامنه ای بیشتر تهدید بود تا اعمال قدرت و گرچه خامنه ای می داند که علیه ولایت او جبهه گسترده ای گشوده شده است، با این حال او با گفتن این که هر فردی با هر عنوان و موقعیتی، اگر بخواهد جامعه را به سمت نا امنی سوق دهد از تظر عموم ملت ایران انسان منفوری است، و با گفتن این که نخبگان مراقب باشند، زیرا در امتحان عظیمی قرارگرفته اند و موفق نشدن در این امتحان تنها مردود شدن نیست، بلکه موجب سقوط آنان خواهد شد، کارت قرمز جدی به رفسنجانی نشان داد. اما او قادر نشد رفسنجانی را از صحنه خارج کند و بنابرین دم زدن از سقوط در شرایط ناتوانی به باز شدن هرچه بیشتر شکاف در هرم قدرت می شود. مردم ایران در روز 30 تیر قیام خود را به قیام مردم ایران در 30 تیر سال 1331 پیوند زدند.

طرح رفراندوم از جانب مجمع روحانیون مبارز در روز 28 تیر که خاتمی هم روز 29 تیر بر آن تاکید کرد این شکاف را بیشتر و تضاد در میان بالاییها را تشدید کرد.

مردم ایران از روز 13 خرداد که شاهد مناظره موسوی و احمدی نژاد بودند به درستی دریافتند که یک شکاف جدی در ولایت خامنه ای به وجود آمده است. انباشت نارضایتی، تشدید تضادهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و خواست تامین حق حاکمیت مردم با اعلام نتایج انتخابات قلابی فوران کرد. خیزش و قیام مردم و خونی که از زنان و مردان میهن ما طی 5 هفته گذشته بر زمین ریخته شده، شکاف درون قدرت را بازهم بیشتر کرده است. شرکای قدرت که امروز در موضع مغلوب قرار دارند تلاش می کنند که بحران انقلابی را به بحران قانونی تبدیل کنند. اما مردمی که با چشمان باز و با گوشت و پوست و استخوان و خون خود قانون در جمهوری اسلامی و رژیم ولایت فقیه را حس کرده اند، با قیامها و خیزشهای خود به سوی سرنگونی استبداد مذهبی پیش می روند. ابطال انتخابات قلابی و برگزاری انتخابات آزاد، دمکراتیک و عادلانه تحت حاکمیت مردم و زیر نظارت نهادهای مستقل ایرانی و بین المللی مسیر مسالمت آمیز گذار از استبداد مذهبی است که می تواند در صحنه داخلی و جهانی بیشترین حمایت را جلب کند. با ادامه قیام مردم و با تشدید تضاد و ایجاد شکاف در درون هرم قدرت و ثروت باید از افکار عمومی و دولتهای جهان درخواست کرد که با تحریم همه جانبه رژیم ایران و عدم همکاری با این رژیم، به مردم ایران برای تحقق آزادی یاری رسانند.