جهان در آینه مرور

 

لیلا جدیدی

 

در نوشتار این شماره می خوانید:

 

- جی 8، کور و کر و لال

- شانه سایی تروریسم با میلیتاریسم

- آیا براستی نابودی محیط زیست انسان رادر معرض خطراتی جدی قرار داده است؟

- بودجه نظامی جهان رکورد یک تریلیون را نیز شکست

- اگر گذشته را فراموش کنیم

 

 

جی 8، کور و کر و لال

با تمام هیاهویی که کنفرانس سران 8 کشور بزرگ صنعتی جهان (G8) به راه انداخت، نه تنها پیشرفت جدی در حل مساله آفریقا و محیط زیست حاصل نگشت بلکه، تضادها بین قدرتهای بزرگ نیز دست نخورده بر جا ماند. این کنفرانس به ظاهر به منظور بررسی و حل مشکلات اقتصادی و بدهیهای کشورهای فقير ترتیب داده شده بود اما بطور غیر رسمی پیشبرد سیاستهای سلطه طلبانه آمریکا - بدون آنکه به گونه صریح موضوع بحث واقع شود - بر جلسه غالب گشت. از این رو، سران هشت کشور همچنان چشمها، گوشها و زبانهای خود را به روی حل جدی و موثر سه معضل بزرگ جهانی، تخریب محیط زیست، فقر و بیماری ایدز در آفریقا، بسته نگاه داشتند.

اختلافات و تضادهای سران جی 8 بر سر منافع خود و طبقه برتر وابسته بدانها، به شکلی بروز کرد که حتی نتوانستند بر سر نکات مهمی که پایداری سیاستهای جهان گشایانه آنها را تهدید می کند با یکدیگر کنار بیایند. همدلی و همبستگی که در واکنش به بمب گذاریهای لندن در میان اعضا دیده شد، تنها ظاهر امر بود.

در این رابطه، بانک جهانی هشدار داد که رشد کسر درآمد تجاری آمریکا ممکن است به "کاهش نامتعادل ارزش دلار" ختم شود. اما جی 8 هیچ توجهی به این امر و یا کاهش ارزش ین چین و رشد دایمی یورو نکرده و از مطرح کردن آن خودداری نمود.

آقای بلر هم که خود را به عنوان پیشتاز حل مساله آفریقا و محیط زیست نشان می داد تا بدینوسیله برای خود کسب پرستیژ کند، این گردهمایی را به تریبونی تبلیغاتی برای خود بدل ساخت.

 

نتایج موضوعات مطرح شده در نشست جی 8

1- کمکهای مالی به آفریقا: اگر چه سر تیتر خبرها دوبرابر شدن کمک به آفریقا به میزان 50 میلیارد دلار را بازتاب می دهد اما واقعیت این است که در خطوط ریزتر این وعده، قید گشت که کمکها تا سال 2010 پرداخت نخواهد شد. در این زمینه، کومی نیدو، رییس نهادی به نام" اقدام جهانی علیه فقر" می گوید:"صبر کردن تا سال 2010 مانند 5 سال صبر کردن برای پاسخ به فاجعه سونامی است."

با این همه، هنوز همه سران جی 8 خود را متعهد به پرداخت این مقدار هم نکرده اند و حتی آنها که زیر بار آن رفتند، قبلا نیز چنین قولهایی داده و هرگز بدان عمل نکرده اند. از این گذشته، بخش قابل توجهی از 50 میلیارد ذکر شده قبلا اعلام شده بود،  حتی جورج دبلیو بوش قبل از حضور در این کنفرانس اعلام کرده بود که کمکهای آمریکای شمالی به آفریقا را دو برابر خواهد کرد. در این کنفرانس تنها آنچه که در گذشته گفته شده بود، مانند لغو بدهیها و دو برابر کردن کمک، مورد تاکید دوباره قرار گرفت. بنابراین، هیچ اتفاق چشمگیر تازه ای رخ نداد. باید توجه داشت که کمکهای اعلام شده تنها 10 درصد نیازهای فوری را در بر می گیرد و تنها یک سوم کشورهایی که به آن نیازمند هستند را شامل می شود. بخش عظیمی از این کمکها نیز به جیب مشاوران غربی خواهد رفت و مردم فقیر از آن بهره ای نخواهند برد.

بنا به گزارش نهاد دیگری با نام "اقدام به کمکهای خیریه"، "گاهی بیش از 90 درصد از این کمکها صرف مخارج تکنیکی گرانقیمت مربوط به مشاوران بین المللی می شود." در این گزارش قید گشته است که کمکهای بریتانیا، ایالات متحده، آلمان، ایتالیا، فرانسه، کانادا و ژاپن تنها 07/0 از درآمد ملی آنها را در بر می گیرد. این نهاد می افزاید، 86 سنت از هر دلار آمریکا کمکهای "ظاهرفریب" است زیرا صرف خرید کالا و خدمات از این کشور می شود.

جالب توجه است که کنسرت بزرگ لایو 8 که همزمان با این کنفرانس و به ظاهر به منظور جلب توجه مردم جهان به مشکل فقر و گرسنگی و بیماری در آفریقا برگزار شد،  در واقع از سوی افراد و نهادها و رسانه های طرفدار بلر ترتیب داده شده بود و از جانب آنان حمایت می شد. اما دیری نگذشت که حقایق روشن شد و فرمایشی بودن این نمایش برملا گشت. به همین جهت  Geldofو بونو، خواننده معروف گروه "یو 2" که از سازماندهندگان اصلی این کنسرت بودند، مورد انتقادات شدیدی قرار گرفتند.

2- بیماری ایدزدر آفریقا: در بخش حل مشکل ایدز و میکرب HIV نیز جی 8 به ظاهر قول داد، همه کسانی که نیاز به درمان دارند تا سال 2010 بدان دست خواهند یافت. اما در واقع نه خواست سیاسی  و نه توان بر آورده شدن این قول وجود دارد.

طبق محاسبات صورت گرفته، تنها در 3 سال آینده به 18 میلیارد دلار برای مبارزه با ایدز نیاز است. حتی اگر این مقدار در دسترس قرار می گرفت، کشورهای آفریقایی فاقد تجهیزات لازم برای اقدامات درمانی هستند. خانواده هایی که مبتلا به این بیماری هستند در وحله اول به آب آشامیدنی پاک، برق که لازمه حفظ بهداشت و درمان است و مواد غذایی نیازمندند. یک برنامه ریزی و تلاش جدی برای حل این مشکل، به از بین بردن فقر و بازسازی سیستم اجتماعی آفریقا نیاز دارد.

تاکنون حتی متدهای به کار برده شده که از گسترش بیماری ایدز جلوگیری کرده  و سبب نجات جان مبتلایان به آن گشته اند، بطور واقعی و گسترده در دسترس قرار نگرفته اند. بنیادگرایان راستگرای مسیحی در ایالت متحده معتقدند که کمکها باید در جهت قطع روابط جنسی باشد، این در حالی است که استفاده از برخی از داروها به  حفظ جان مبتلایان در کشورهای صنعتی کمک کرده است و تنها سد موجود برای مردم آفریقا مخارج آن است. در این رابطه، کمپانیهای بزگ دارویی تلاش می کنند تا از تولید ارزان قیمت این داروها جلوگیری کنند.

حتی دولت آفریقای جنوبی که رییس جمهور آن، تابو بکی، در کنفرانس جی 8 نیز حضور داشت، از در اختیار قرار دادن دارو برای عموم مردم خودداری کرده است. او از دادن تعهد نسبت به تغییر در سیاست خود نیز سر باز زد.

3- بدهیهای کشورهای آفریقایطی : در این رابطه نیز گفته شد که صد در صد بدهی های کشورهای فقیری که به میزان زیادی به صندوق بین المللی پول و دیگر نهادهای بزرگ مالی بدهکار هستند، بخشوده خواهد شد. اما این شامل کشورهایی مانند نیجریه که در زمره بدهکار ترین کشورها قرار دارد نمی شود زیرا که اینگونه کشورها به بانکها و نهادهای خصوصی بدهکار هستند. با این همه، بخشودگی بدهی دارای شرایطی نیز هست. از آن جمله از این کشورها  انتظار می رود خدماتی مانند آب را خصوصی گردانده و یا بازارهای خود را به روی محصولات خارجی باز کنند. اما اجازه هیچگونه دسترسی به بازارهای ویژه غربی نداشته باشند.

4- محیط زیست: اثرات مخرب نابودی محیط زیست از هم اکنون در آفریقا آشکار شده است. خشکسالی یکی از مشکلات بزرگ این قاره است. با اینکه شواهد کافی از تاثیرات مخرب گازهای گلخانه ای وجود دارد، رهبران کشورهای بزرگ از اقدام علیه کمپانیهای بزرگ که اصلی ترین آلوده کنندگان محیط زیست هستند، خودداری کرده و اعلام کردند:"کمپانیهای خصوصی در آفریقا موتور اصلی رشد اقتصادی هستند."

تنها نگاهی به آفریقای غربی که بوسیله کمپانیهای بزرگ نفتی محاصره گشته اما اکثریت مردم آن منطقه در فقر به سر می برند و مناطق معدنی زامبیا و آفریقای جنوبی که در آن هر روزه کارگران بیشتری بیکار می شوند و یا کشورهایی که آب در آنجا خصوصی شده و یا در حال خصوصی شدن است و مردم فقیر توان دسترسی به آن را ندارند، پوچ بودن این ادعا را ثابت می کند.

در همین رابطه جورج دبلیو بوش حتی پیش از حضور در نشست، آب پاکی را بر دست همه ریخت و ادعا کرد:"ما باید در مورد تغییرات محیط زیست بیشتر بدانیم. مشکل را آنگاه آسانتر می توان حل کرد که بیشتر در باره آن بدانیم." این بدان معناست که تا زمانی که آقای بوش نتایج بررسی دانشمندان و محققین در این زمینه را مطالعه کند، باید دست روی دست گذاشت.

جالب توجه است که بسیاری از فعالین علیه فقر در آفریقا از دو هنرمند برگزار کننده کنسرت بزرگ لایو 8 خواستند که اعلام کنند"مردم حرف خود را زده اند اما سیاستمداران اقدامی جدی نکردند" اما هر دو آنان نه تنها از اعلام این امر خودداری کردند، بلکه نتیجه این نشست را  تبلیغ نموده و اعلام پیروزی کردند. این در حالی بود که شخص بلر نتیجه را "تقریبا نارضایت بخش" خواند. البته این سازمانها نیز خود به دام بلر و کمپانیهای بزرگ افتادند و کنسرت مذکوررا حمایت کرده بودند.

واقعیت این است که مردم امکان رساندن صدای خود را نه ازسوی کشورهای بزرگ صنعتی و نه از سوی کنسرت یاد شده نیافتند. نتیجه این همه جنجال به پا شده،  قولهای نسیه و نصفه – نیمه ای بود که به مردم فقیر آفریقا داده شد.

 

  

شانه سایی تروریسم و میلیتاریسم

 

انفجار در ایستگاه های مترو و خطوط اتوبوسرانی لندن، هنگام نشست سران 8 کشور جهان برای  بوش و بلر آنچنان که وانمود می کردند، دلخراش و ناراحت کننده نمی توانست باشد

واکنش بوش و بلر به این حادثه نشان داد که چگونه تروریسم نه تنها نتوانسته است در نابودی امپریالیستها تاثیری داشته باشد بلکه، با ایجاد هراس و وحشت و ناهمگونی سیاسی در بین توده های مردم، بهانه ای بدست امپریالیستها برای پیشبرد سیاستهای میلیتاریستی و سرکوبگرانه داده است. همچنانکه رهبران سیاسی و اکثر رسانه ها در بریتانیا از این بمب گذاری سود جسته و خواستار حملات شدیدتر به آزادیهای اجتماعی شدند.

این انفجارها که جان مردم عادی را هدف گرفته و ایجاد رعب و وحشت می کند، به هر دلیلی که صورت بگیرد، محکوم است. نتیجه این اعمال نه تنها از دست رفتن جان مردمی است که هیچگونه دخالتی در تصمیم گیریهای حکومت نداشته اند بلکه، در واقع نشست جی 8 تحت رهبری بوش و بلر را به اوکازیون تازه ای که بر لزوم جنگ در عراق و " جنگ علیه تروریسم" تایید بیشتری بگذارد، غنی کرد. بوش و بلر از مفر تراژدی بوجود آمده برای پیشبرد اهداف سیاسی خود سود جستند. تنها چند ساعت پس از این انفجارها، بوش در برابر دوربینهای تلویزیون گفت:"جنگ علیه تروریسم ادامه دارد." در همین رابطه بسیاری از رسانه ها از مردم خواستند که آزادیهای خود را فدای جنگ با تروریسم کنند.

در همین حال، این دو سرکرده امپریالیستها تا حد امکان تلاش کردند رابطه ای  میان بمب گذاری و حمایت از جنگ در عراق و افغانستان دیده نشود.

هنگامی که جورج گلوی، تنها چهره سیاسی سرشناس که در حال حاضر عضو پارلمان نیز می باشد، اظهار کرد که  بین این بمب گذاری و حمایت از جنگ رابطه ای وجود دارد، شدیدا مورد انتقاد قرار گرفت. آقای گلووی که از حزب کارگر به خاطر مخالفت با جنگ در عراق اخراج شده بود در پارلمان گفت:"مردم لندن بهای جنگی که به رهبری آمریکا در افغانستان، عراق و گوانتانمو  جریان دارد و سبب نفرت از غرب در بین مسلمانان شده است را پرداختند."

از میان افرادی که او را غرق در ناسزا کردند، وزیر نیروی زمینی، آدام اینگرام دیده می شد. او گفت:"گلووی زبان زهر آلودش را در حوضی از خون فرو برده است" و روزنامه دیلی میرور نوشت:" او میکروفن قاتلان روانی شده است."

تمام حملات به نظریه رو به افزایش گذاشتن اعمال تروریستی در واکنش به سیاستهای جنگ طلبانه آمریکا و انگلیس به این سبب است که با پیشبرد اهداف جنگ طلبانه رهبران نامبرده در تضاد است. آنها نمی خواهند مردم در مخالف با جنگ با یکدیگر متحد و همصدا گردند.

 

 

آیا براستی نابودی محیط زیست انسان رادر معرض خطراتی جدی قرار داده است؟

 

اگر چنانچه ما سوار اتوموبیلی باشیم و صدای در شکسته یا اختلال در کار موتور و غیره را بشنویم و یا اینکه نفوذ هوای گرم یا سرد به داخل به ما اعلام کند که شیشه ای شکسته، اگر بوی بنزین به مشاممان بخورد و اگر گرفتن ترمز سخت و غیر عادی باشد به چه اقدامی دست می زنیم ؟ مگر نه این است که قبل از نابودی موتور توقف می کنیم و تلاش می کنیم که اشکال را یافته وآنرا رفع یا تعمیر کنیم، حتی اگر مخارج سنگینی به بار بیاورد؟ 

وضع کنونی محیط زیست هم در حال حاضر بدین صورت است. شواهد علمی و عینی این خطرات را به جهانیان گوشزد می کند: بالا رفتن درجه حرات کره زمین در اثر فعالیتهای بشر، افزایش تدریجی دمای کره زمین که اثرات آن سیلهای خانمان برانداز، خشکسالی، طوفان و آب شدن توده های یخ، بالارفتن آب دریا، افزایش آفتهای گیاهی و نابودی حیوانات و گیاهان را در پی داشته است. تمامی موارد قید شده به از بین رفتن جان انسانها، بیماری و بی خانمانی انجامیده است.

از سران 8 کشور صنعتی که در گردهمایی جی 8 در اسکاتلند شرکت می کردند انتظار می رفت که موضوع تخریب محیط زیست را بطور جدی و واقعی در دستور کار خود قرار دهند، به ویژه با توجه به این امر که کشورهای مزبور با داشتن تنها 18 درصد از جمعیت جهان، 45 درصد گازهای گلخانه ای را تولید می کنند. اما این انتظار خوشبینانه ای بیش نبود.

جورج دبلیو بوش حتی قبل از شروع میتینگ، پیوستن به پروتکل کیوتو و یا رفتن زیر بار هرگونه تعهد دیگری را در این زمینه رد کرد.

از سوی دیگر، محیط زیست در هیچیک از کنسرتهای لایو 8 نیز مطرح نگشت. این در حالی است که مساله آفریقا و حفظ محیط زیست با یکدیگر پیوستگی مستقیم دارند. زیرا تمام عواملی که زندگی در آفریقا را امروز سخت و مشقت بار گردانیده است، با گرم شدن بیشتر کره زمین وخامت بیشتری را به دنبال خواهد داشت. کمبود آب آشامیدنی پاکیزه، بیماریهای بیشتری را به بار می آورد. نابودی محیط زیست آنچنان صدماتی به آفریقا وارد خواهد آورد که تمامی تلاشهای احتمالی کشورهای ثروتمند مانند لغو بدهی، افزایش کمک و آزادی تجارت نیز دردی را درمان نخواهد کرد.

بلر معتقد است که جامعه تجاری حاضر نخواهد شد وظیفه پایین آوردن تولید گاز کربن را به دوش بگیرد و باید بر روی تکنولوژی جدید سرمایه گذاری شود. روشن است که این ادعا نشان می دهد، بلر حاضر نیست اقدامی علیه کمپانیهای بزرگ که تولید کننده آلاینده های هوا هستند، انجام دهد.

در 20 سال آینده، کشورهای چین، هند و دیگر کشورهای در حال توسعه همچنان که به رشد اقتصادی بیشتر دست می یابند، تولید گاز کربنیک بیشتری نیز خواهند داشت. با این حال، کشورهای مزبور هیچگونه تعهدی به کاهش مواد آلاینده هوا نداده اند. بر فرض آنکه کشورهای توسعه یافته نیز اقدامی در جهت حفظ محیط زیست انجام دهند، ایجاد  آلودگی هوا از سوی این کشورها باز هم وضع را به وخامت خواهد کشاند.

 

بودجه نظامی جهان رکورد یک تریلیون دلار را نیز شکست

 

در سال گذشته مخارج نظامی جهان از یک تریلیون دلار هم بالاتر رفت. افزایش ایجادشده که به 04/1 تریلیون دلار بر آورد شده است، نتیجه مستقیم اقدامات نظامی آمریکای شمالی است.

اکنون شش سال پیاپی است که این مقدار رو به افزایش گذاشته است. جنگ علیه عراق به سرکردگی آمریکای شمالی، افزایشی 5 درصدی در هزینه های نظامی جهان ایجاد کرده است. از این میزان، مبلغ 455 میلیارد دلار( نزدیک به نیمی از آن) به ایالت متحده آمریکا تعلق دارد. سهم آمریکا به تنهایی مساوی است با مخارج نظامی بیش از  32 کشورجهان  که بعد از آن از مسلح ترین کشورهای جهانند.

در سال 2004 ، 15 کشور، 82 درصد مخارج نظامی جهان را هزینه کردند. 5 کشور ایالات متحده، بریتانیا، فرانسه، ژاپن و چین، 64 درصد از این مقدار را به خود اختصاص داده اند.

در سال گذشته بزرگترین رشد در آسیای جنوبی بوده که 14 درصد افزایش بودجه نظامی را دارا بوده است. این بیشتر به دلیل افرایش بودجه نظامی هند به میزان 15 میلیارد دلار می باشد.  رشد بودجه نظامی در چین از  5/11 به 7 درصد ( 35 میلیارد) کاهش یافت و همزمان، میزان رشد بودجه نظامی روسیه با نرخ 5 درصدی به 19 میلیارد رسید.

جالب توجه است که در لیست منتشر شده از سوی خبرگزاری رویتر، جمهوری اسلامی در ردیف بیست و سوم قرارگرفته است.

پرسش این است، در حالیکه گرسنگی، فقر و بیماری هنوز جان میلیونها نفراز مردم جهان را درمعرض خطر قرار می دهد، مخارج کلان نظامی منافع چه کسانی را تامین می کند؟ این سوالی است که در برابر کسانی که به ظاهر دم از حفظ حقوق بشر و امنیت ملی و مدرنیسم یا مذهب و دین می زنند اما از محل کارمردم زحمتکش جهان برای حفظ حکومت و ثروت خود ولخرجی می کنند، گذاشته می شود.

امروزه زحمتکشان سراسر جهان بیش از پیش در می یابند که کمپانیهای فرا ملیتی و حکومتهای وابسته به آنها نتایج زحمات آنان را در اختیار خود قرار داده اند. از این روست که بیش از پیش لزوم مبارزه حق طلبانه مردم زحمتکش، به گونه سازمان یافته و تحت رهبری نیروهای چپ، مترقی و مردمی احساس می شود. شعار "کارگران و زحمتکشان جهان متحد شوید" نه خواسته ای کهنه شده بلکه، یگانه رهنمودی است که می تواند جهان نظامی شده سرمایه داران و امپریالیستها را واژگون کند.

 

اگر گذشته را فراموش کنیم

 

" اینکه ما باید در پی پاسخ به این سوال باشیم که چگونه می شود حکومتها در ارتکاب جرم و جنایت همدست داشته باشند و چگونه نیک مردمان روی خود را به سوی دیگری برمی گردانند و اجازه می دهند این جنایتها اتفاق بیافتاد، از اهمیت زیادی برخوردار است."

جملات بالا را خانم ریتا شرنر بندر، همسرسابق یک سیاهپوست آمریکایی که 41 سال پیش به دست گروه های نژاد پرست آمریکایی به قتل رسید، در دادگاه بیان کرد.

در دهه اخیر پرونده تعدادی از جنایتهای که در اثر نژاد پرستی اتفاق افتاده، در دادگاه جنایی آمریکا دو باره مورد  بررسی قرار گرفته است. از جمله جنایت و تروری که توجه بسیاری را جلب کرد، دادگاه قتل سه جوان سیاهپوست در سال 1964در فیلادلفیا است.

دادگاه جنایی علیه ادگار ری کیلن به اتهام توطئه در قتل سه فعال حقوق مدنی سیاهپوستان آمریکایی که در سال 1964، به وقوع پیوست،  پس از گذشت 41 سال از این جنایت، روز 20 ژوئن سال جاری آغاز به کار کرد. مایکل شرنر، جیمز چینی و اندرو گودمن، سه جوان از میان صد ها جوان دیگر بودند که از سراسر آمریکا در یک مبارزه انتخاباتی بنام "تابستان آزادی"، با هدف نام نویسی سیاهان برای انتخابات شرکت داشتند و به دست نژادپرستان به قتل رسیدند.

از جمع 18 عضو سازمان سری ضد سیاهپوستان (کوکلاس کلان) که در مرحله نخست به جرم هتک حقوق قربانیان محاکمه شدند، تنها 7 نفر مجرم شناخته شدند و هیچیک بیش از 6 سال را در زندان سپری نکردند. در همان زمان شواهدی زیادی در دست بود که شخصی به نام کیلن نقشه این جنایت را ریخته بود اما او با رای 11-1 دادگاه آزاد گشته بود.

این سه جوان که درآن زمان در می سی سی زندگی می کردند، هنگامی که خبر به آتش کشیده شدن کلیسای سیاهپوستان در فیلادلفیا را می شنوند، راهی آنجا می شوند و در راه به جرم "سرعت در رانندگی" دستگیر می شوند و همانجا به دست گروه مذکور اعدام می گردند.

کیلن، مرد 80 ساله ای که هم کارخانه دار است و هم واعظ کلیسا، در روز اول دادگاه به خاطر فشار خون بالا از دادگاه مرخص شد. با این حال، این جنایتکارکه زندگی سه جوان شجاع در سنین 24، 21 و 20 سالگی را از آنها ربوده، اکنون به محاکمه کشیده می شود. چندین نفر از افرادی که با مقتولین آشنا بودند و اکنون خود در سنین بالا هستند، برای شهادت به دادگاه آمده بودند، از جمله فردی که خود از اعضا سازمان ضد سیاهان بود و در آن زمان در اداره پلیس کار می کرد. همچنین از افراد حاضر در دادگاه، مادران جوانان بودند که آنها نیز در سنین بالای هشتاد سالگی بودند و در سراسر جریان دادگاه می گریستند. از سوی دیگر، برادر و خواهر و شهردار سابق فیلادلفیا نیز حضور داشتند که به نفع متهم شهادت داده و از او حمایت می کردند.

ادگار ری کیلن در دادگاه پر سرو صدای جنایی فیلادلفیا در حالیکه روی صندلی چرخدار نشسته بود، توسط اعضا هیات منصفه که شامل 9 سفید پوست و 3 سیاه پوست بود، به جرم قتل سه جوان مجرم و محکوم به 60 سال زندان گشت. جالب توجه اینکه در محاکمه 41 سال پیش، یک نفر از اعضا هیات منصفه گفته بود، نمی تواند یک واعظ مذهبی را محکوم کند و همین سبب آزادی او گشته بود.

از محاکمات جنجالی دیگر، محاکمه آدلفو سیلینگو، افسر سابق نیروی دریایی آرژانتین بود که اخیرا پرونده او  به جرم جنایت علیه بشریت باز گشوده شد. جرم او جنایاتی از جمله بازداشتهای غیر قانونی و شکنجه و قتل شهروندان در دهه 70 است. در این محاکمه، او مجرم شناخته شد. مجازات وی که اکنون در سن 57 سالگی به سر می برد، سپری کردن64 سال در زندان است. 

اگر چه سالهای زیادی از این حوادث  می گذرد، اما گذشته را فراموش کردن، آینده را نیز به مخاطره می اندازد. آنان که آزادانه به قتل انسانهایی که برای بشریت و عدالت مبارزه و فعالیت می کنند، دست می زنند باید در انتظار روز عدالت خواهی مردم نیز باشند.

با اینکه عمر بسیاری از افرادی که مرتکب قتل و شکنجه و بازداشتهای خودسرانه مردم می شوند، بدون مجازات طی می شود، اما هر بار که این افراد در هر زمان  مورد محاکمه قرار گرفته و مجازات می گردند، تاریخ گذشته از نو بررسی می شود و زنگهای خطر برای کسانی که هم اکنون مرتکب این جنایات می شوند به صدا در می آید. نتیجه این جنایات، سر کردن باقیمانده زندگی ننگین شان در زندان است. از آنها پس از مرگ تنها خاطره ای ننگین و عبرت انگیز بر صفحه تاریخ باقی خواهد ماند.