کارگران:شنبه 22 خرداد 1388-12 ژوئین 2009
تجمع کارگران اخراجی چینی کرد برای چندمین بار در مقابل استانداری
آژانس ايران خبر
چهارشنبه 20 خرداد 1388-10 ژوئن 2009
کارگران اخراجی شرکت چینی کرد روز دوشنبه 18 خرداد برای چندمین بار طی ماههای اخیر در مقابل استانداری تجمع کرده و خواستار برگشت بر سر کار خود شدند.
گفتنی است کارخانه چینی کرد طی چند ماه گذشته صدها تن از کارگران خود را به بهانه های مختلف اخراج کرده و اخراج آنان همچنان ادامه دارد.
این کارگران هفته گذشته نیز در روز چهارشنبه در حمایت از دیگر کارگران این کارخانه در مقابل اداره کار تجمع کردند.
آخرين وضعيت تعدادي از بازداشت شدگاه اول ماه مه
آژانس ايران خبر
چهارشنبه 20 خرداد 1388-10 ژوئن 2009
آقای رحمت کیازاده كه اول ماه مه پیرو فراخوان تشکل های کارگری به پارک لاله مراجعه کرده بود از روز جهانی کارگر تا به امروز در زندان اوین به سر مي برد.
خانواده ایشان قرار است تا روز 4 شنبه بیست خرداد قرار کفالت را تودیع کنند و ایشان روز 4 شنبه آزاد شوند.
آقایان علیرضا ثقفی و محسن ثقفی که هر کدام باید50 میلیون و 20 میلیون قرار وثیقه تودیع کنند تا روزسه شنبه مراحل تودیع قرار انجام نشده بود.
همچنین آقایان سعید یوزی و جعفر عظیم زاده نیز از روز شنبه هیچ تماسی با خانواده نگرفته اند و به اظهار وکلا و قاضی پرونده هنوز گزارش کار اطلاعات در مورد این دو نفر به دادسرای انقلاب ارسال نشده است.
تعطیلی یکساله شرکت توليدي كفش بلا
آژانس ايران خبر
سه شنبه 19 خرداد 1388-9 ژوئین 2009
مدت یک سال است که شرکت تولیدی کفش بلا واقع در جاده قدیم کرج تعطیل شده است.
علت تعطيلي , ورشکستگی این شرکت مي باشد.
درشركت توليدي كفش بلا 50 كارگر كارميكردند كه با ورشكستگي شركت از كاربيكار شدند . بعد از گذشت يك سال هنوز اين كارگران نتوانسته اند براي خودشان كارمناسبي پيدا كنند . ودر وضعيت معيشتي سختي به سرميبرند.
صدور قرار وثيقه براي 4 نفر از بازداشت شدگان روز جهاني كارگر
آژانس ايران خبر
سه شنبه 19 خرداد 1388-9 ژوئین 2009
روز دوشنبه 18 خرداد آقايان : مهدي شانديز, محسن ثقفي ,غلامرضا خاني و كاوه مظفري از نفرات دستگير شده روز جهاني كارگر در پارك لاله به دادسراي انقلاب منتقل شدند. بعد از حضور در دادسرا و انتقال به شعبه 2 بازپرسي ويژه امنيت, براي آقاي مهدي شانديز 100 ميليون , آقاي محسن ثقفي 20 ميليون , آقاي غلامرضا خاني 50 ميليون و آقاي كاوه مظفري 50 ميليون تومان قرار وثيقه صادر شد.
آقاي كاوه مظفري قرار وثيقه را نپذيرفت و آقايان مهدي شانديز و غلامرضا خاني هم قادر به توديع وثيقه نيستند.
قابل ذكر است عليرضا ثقفي كه در بند 209 اطلاعات محبوس است روز يكشنبه قرار 50 ميليون توماني برايش صادر شد كه با قرار وثيقه 20 ميليون توماني فرزندش محسن , در كل بايد يك سند به ارزش 70 ميليون را در دادسرا بگذارد , خانم هاله صفرزاده همسر آقاي عليرضا ثقفي روز دوشنبه به دليل كمبود وقت نتوانست امكانات توديع وثيقه را فراهم نمايد.
احضار فعال کارگری به دادگاه
آژانس ايران خبر
سه شنبه 19 خرداد 1388-9 ژوئین 2009
روز یکشنبه 17 خرداد برهان سعیدی فعال کارگری برای آخرین دفاع به دادیاری شعبه چهارم دادسرای سنندج احضار شد.
لازم به ذکر است برهان سعیدی به مدت سه ماه و ده روز در باز داشت اداره اطلاعات سنندج و زندان مرکزی سنندج بوده است ودر تاریخ10/2/88 با قرار وثیقه از زندان آزاد شده بود.
عقب افتادن حقوق پیمانکاران شرکت ایران خودرو
آژانس ايران خبر
سه شنبه 19 خرداد 1388-9 ژوئین 2009
وضعیت بد اقتصادی در شرکتهای صنعتی گریبان گیر شرکتهای بزرگی مثل ایران خودرو نیز شده است پیمانکار شرکت ایران خودرو نیز نتوانسته حقوق کارگران خود را پرداخت کند و اخيرا حقوق فروردین کارگران پیمانی را پرداخت کرده است. البته تاكنون شرکت نتوانسته است که تمامی چکهای پیمانکار را پرداخت کند و به همین دلیل پیمانکار هم پرداخت حقوق کارگران را به تاخیر انداخته است.
لازم به ذكر است كه تمامی این پیمانکاران توان پرداخت حقوق کارگرانشان را دارند ولی به تازگی و با به وجود آمدن وضع بد اقتصادی در میان کارخانه های صنعتی دیگر ریسک نمیکنند و هر وقت که از شرکت پول دریافت کردند حقوق پرداخت میکنند.
اعتراضات کارگری در شرکت پارس متال
آژانس ايران خبر
سه شنبه 19 خرداد 1388-9 ژوئین 2009
تجمع اعتراضي كارگران
عدم پرداخت 2 ماه حقوق و همچنین عیدی در شرکت پارس متال باعث شده است که کارگران این شرکت دست به اعتصابات و اعتراضاتي بزنند و حتی این اعتراضات در اکثر مواقع به درگیری نیز ختم شده است
لازم ذكر است كه به جز عیدی, کارگران در سال جديد هیچ پولی دریافت نکرده اند و همین مسئله مشکلات زیادی را براي آنان به وجود آورده است.
مدیران این شرکت میگویند که توان پرداخت حقوق کارگران را ندارند و به نوعی ورشکسته شده اند و در صدد تعطیل کردن شرکت هستند. البته کارگران تا امروز نگذاشته اند که درب شرکت بسته شود ولی هر آن امکان دارد که این شرکت تعطیل و حدود 500 کارگر و کارمند بیکار شوند
گزارشي از آزادي 4 نفر از بازداشت شدگان اول ماه مه با قرار كفالت
آژانس ايران خبر
دوشنبه 18 خرداد 1388-8 ژوئین 2009
آزادي 4 نفر از بازداشت شدگان اول ماه مه آزادي 4 نفر از بازداشت شدگان اول ماه مه
روز یکشنبه 17 خرداد خانواده های دستگیر شدگان اول ماه مه از ابتدای ساعت کاری دادسراي انقلاب در این مکان حضور داشتند.
با انتقال آقایان محمد اشرفی , اسدالله پورفرهاد , شاهپور احسانی راد ,شور و غوغایی در بین خانواده ها جاری شد.
بنا بر اخبار دريافتي, آقای علیرضا ثقفی را نیز از بند 209 زندان اوین به دادسرا منتقل کرده اند. و تصمیم قاضی شعبه 2 ویژه امنیت بر این شد که آقایان محمد اشرفی ,اسدالله ,پورفرهاد و شاهپور احسانی راد با قرار کفالت از زندان آزاد شوند و برای آقای علیرضا ثقفی وثیقه 50 میلیون تومانی صادر کردند که خانواده آقای ثقفی به خاطر عدم قبول وثیقه از جانب علیرضا ثقفی با تودیع وثیقه مخالفت کردند اما قرار های کفالت سه نفري که در بالا ذکر شده بود به همراه جلوه جواهری تودیع شد.
ساعت 30/18 ابتدا خانم جلوه جواهری و ده دقیقه بعد شاپور احسانی راد و یک ربع بعد از وی آقای پور فرهاد و ساعت 45/19 محمد اشرفی آخرین زندانی همگي آزاد شدند
اعتصاب کارگران نساجی بوکان
آژانس ايران خبر
یکشنبه 17 خرداد 1388-7 ژوئین 2009
روز یک شنبه 17 خرداد جمعی از کارگران نساجی شهر بوکان در اعتراض به عدم دریافت حقوق و مزایای هفت ماهه خود دست از کار کشیده و در کارخانه اعتصاب کردند.
این کارگران که به شدت خشمگین بودند از عدم پیگیری وضعیتشان توسط نهادهای مربوطه شکایت داشتند.
این کارگران روز چهارشنبه 13 خرداد نیز در مقابل فرمانداری بوکان تجمع کرده بودند و فرماندار این شهر قول پیگیری وضعیت آنها را تا دو روز آینده داده بود اما با گذشت 4 روز و عدم پیگیری وضعیت این کارگران ، آنان را خشمگین کرده بود.
عدم دریافت حقوق 7 ماهه مشکلات بسیار زیادی را برای آنها به وجود آورده است.
عدم پرداخت حقوق كارگران پیمانکارشركت شوگا باعث اعتراض آنها شده است
آژانس ايران خبر
یکشنبه 17 خرداد 1388-7 ژوئین 2009
با گذشت 17 روز از ماه خرداد هنوز حقوق فروردین کارگران پیمانکار شرکت شوگا پرداخت نشده است به جز حقوقهای عقب افتاده, 4 ماه افزایش تولید وسنوات 2 سال هم پرداخت نشده است , همین مسئله و فشارهایی که به لحاظ معيشتي روي كارگران است باعث اعتراضات آنها شده است.
بنا به آخرين خبر دريافتي به دليل فشارهاي زياد وطاقت فرسا يكي از كارگران اين كارخانه با پيمانكار درگيري فيزيكي پيدا ميكند وي بلا فاصله از كاراخراج ميشود وبه خيل بيكاران ميپيوندد.
البته لازم به ذکر است که در اين كارخانه كارگران رسمي و قراردادي هم مشكل دارند و اضافه کاريها و پاداش نيز به آنها پرداخت نشده است و همین مسئله اعتراض این کارگران را هم به دنبال داشته است
مشكلات كارگران كارخانه ژلاتين قزوين
آژانس ايران خبر
شنبه 16 خرداد 1388-6 ژوئین 2009
در پي وضعيت بحراني كارگران كارخانه ژلاتين قزوين, تعدادي از كارگران اين كارخانه از كارفرما شكايت كردند.
يكي از كارگران كارخانه ژلاتين قزوين به خبرنگار ما گفت: در شرايط فعلي كارفرما فقط دارد از ما بهره كشي مي كند, ما از سال 86 هيچ عيدي دريافت نكرديم, بيش از 6 ماه است كه حقوق نگرفته ايم , اما كارفرماعلنا به ما ميگويد تا 6 ماه ديگرهم به وضعيتتان رسيدگي نميكنيم .براي همين تنها شيوه ما براي گرفتن حق و حقوقمان اعتراض است , اما وقتي هم اعتراض ميكنيم مارك سياسي به ما ميزنند , هنوز همكارانمان كه در روز جهاني كارگر دستگير شده اند آزاد نشده اند, مگر خواسته ما چيست كه ماموران امنيتي و اطلاعاتي را رو در روي ما قرار مي دهند؟
اين كارگر در پاسخ خبرنگار ما در رابطه با شركت در انتخابات گفت: دولت مثل يك ساختمان پوسيده است كه با تغيير كابينه فقط نماي آن عوض مي شود اما وضعيت هيچ تغييري نمي كند وقتي ريشه خراب است, هرچه هم راي بدهيم فايده ندارد, به همين دليل من هيچوقت در انتخابات شركت نمي كنم.
احضار یک کارگر به اداره اطلاعات سنندج
آژانس ايران خبر
شنبه 16 خرداد 1388-6 ژوئین 2009
روز سه شنبه مورخ 12 خرداد پلیس امنیتی جهت دستگیری یکی از کارگران با نام شاهو حسینپناهی، به محل سکونت وی رفته، اما به دلیل عدم حضور شاهو حسینپناهی درمنزل، او را به حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی سنندج فرا خواندند.
شاهو حسینپناهی همراه با خانوادهاش که در روز جهانی کارگر در پارک امیریه حضور داشتند، دستگیر و پس از گرفتن کارت شناسایش او را آزاد کرده بودند.
روز چهارشنبه نامبرده به حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی مراجعه کرده و مورد بازجویي قرار گرفت. شاهو حسینپناهی شب را در بازداشت بسر برد، فردای آن روز وی را به دادگاه انتقال دادند و با قرار کفالت آزاد گردید تا در فرصت دیگری دادگاهی شود.
اخراج 100 نفر از کارگران ايساکو
آژانس ايران خبر
پنجشنبه 14 خرداد 1388- 4 ژوئین 2009
شرکت ايساکو واقع در جاده مخصوص كرج با 2100 کارگر قراردادي با پايه دستمزدهاي 264 هزار توماني در تهران در غالب نمايندگيهائي که انواع لوازم ايران خودرو را توزيع ميکنند فعاليت مي كند. اكثر كارگران اين شركت به دليل حمل بارهاي سنگين دچار بيماريهاي مزمن مفاصل شده اند. ساعات كاري اين كارگران از 7 صبح تا 4 بعدازظهر ميباشد كه سه ساعت هم اضافه كاري اجباري دارند.
به دنبال اخراج 100 نفر از کارگران قراردادي و باسابقه ايساکو به دستور مديرعامل جديد اين شركت در طي هفته گذشته ليست 300 نفر ديگر از كارگران شاغل كه همگي زن هستند براي اخراج تعيين شده است . لازم به ذكر است كه اكثر اين زنان كارگر,سرپرست خانوار بوده اند . كه با از دست دادن شغلشان به جمع محرومين كشور افزوده مي گردد.
به دنبال اين اقدام ,كارگران به مدير عامل شركت اعتراض مي كنند .بابا زاده مدير جديد شركت نيز در پاسخ به اعتراض كارگران عليه اخراجشان گفت : باعث ورشکستگي و بحران مالي ايساکو همين نيروهاي بيکاره، مصرف کننده و غير مفيد هستند که بايد به سرعت تعديل شوند!
شايان توجه است كه بابازاده مي خواهد تاوان ورشكسگي و بحران مالي شركت را از جيب کارگران گرسنه و محروم بپردازد. او كه از مشاوران نزديك احمدي نژاد است بعد از رو شدن دزديهاي مدير سابق ايساكو , مديريت شركت را در دست گرفته است.
صداي اعتراض خانواده هاي دستگير شدگان روز جهاني كارگر
آژانس ايران خبر
سه شنبه 12 خرداد 1388- 2 ژوئین 2009
اعتراض خانواده هاي دستگير شدگان روز جهاني كارگر اعتراض خانواده هاي دستگير شدگان روز جهاني كارگر
روز سه شنبه 12 خرداد ساعت 11 صبح بيش از 100نفر از خانواده هاي زندانيان دستگير شده در روز جهاني كارگر در جلوي دادگاه انقلاب شروع به اعتراض كردند وبافرياد هاي خود اعتراض وخشم خود را نسبت به ادامه بازداشت عزيزانشان نشان دادند . فيلم و عكس ضميمه است.
لطفا فيلم را در مرورگر اكسپلورر باز كنيد.
خانواده های دستگیر شدگان در روز جهانی کارگر در پارک لاله با عزیزانشان ملاقات کردند
آژانس ايران خبر
سه شنبه 12 خرداد 1388- 2 ژوئین 2009
خانواده های آقایان جعفر عظیم زاده , محمد اشرفی , شاهپور احسانی راد و غلامرضا خانی به صورت تلفنی در سالن ملاقات های چند منظوره زندان اوین در تاریخ دوشنبه 11 خرداد ساعت 9 صبح با عزیزانشان ملاقات کردند, این ملاقات حداکثر بیست دقیقه طول کشید. خانواده ها از نیرو و انرژی ايستادگي و مقاومت بالای دستگیر شدگان خبر می دادند و ميگفتند كه آنها تنها دغدغه خود را مشکلات معیشتی خانواده ها در بیرون زندان اعلام کرده اند.بنا بر اين خبر خانواده آقای سعید یوزی در تاریخ 4 شنبه 13 خرداد به ملاقات ایشان خواهند رفت.
طبق اخبار دريافتي از اين بازداشت شدگان ,بعد از بازجویی روز شنبه هفته گذشته که از 3 نفر از کارگران به نام های سعید یوزی و جعفر عظیم زاده و محمد اشرفی با ضرب و شتم انجام شده بود تا این تاریخ هیچ گونه بازجویی شکل نگرفته است.
تجمع اعتراضي كارگران كارخانه پارس قوه
آژانس ايران خبر
سه شنبه 12 خرداد 1388- 2 ژوئین 2009
بعد از تغيير مديريت در كارخانه پارس قوه مديريت جديد كارخانه بدون در نظر گرفتن وضعيت كارگران و كارخانه, اقدام به تصفيه كارگران چه قرار دادي و چه استخدامي نموده است.
در پي اين اقدام مديرعامل كه در بين كارگران به ”گردن زدن كارگران ”معروف شده است, كارگران كارخانه پارس قوه, روز يكشنبه 10 خرداد دست به يك حركت اعتراضي زدند و با خروج از كارخانه و فرستادن صلوات خواهان رسيدگي به حق و حقوق خود شدند.
يكي از كارگران اين كارخانه به خبرنگار ما گفت: ”نزديك انتخابات است و مدير عامل مي خواهد ما را قرباني اهداف خودش كند, دو هفته است كه در اين كارخانه توليد خوابيده, ماههاست كه حق و حقوق دريافت نكرديم, امروز از سر فشار اعتراض كرديم, دل همه ما پر است , ما بلافاصله بعد از شروع تجمع دربهاي كارخانه را باز كرديم و به خيابان رفتيم.
يكي از كارشناسان گفت: متاسفانه مديريت جديد بجاي رسيدگي به وضعيت كارگران شروع به اخراج و تصفيه آنان كرده است, كارگران با 20تا 25 سال سابقه به راحتي تصفيه مي شوند ,همه كارگران تهديد اخراج وبيكارشدن را به خوبي احساس مي كنند , متاسفانه هيچ جايي نيست كه بتوانند صدايشان را برسانند , كارگري كه امنيت شغلي ندارد و در اين شرايط اقتصادي تنها منبع در آمدش را از دست رفته مي بيند , تنها راه چاره اش اعتراض است.بنا به گزارشات دريافتي اين تجمع از دقايق اوليه صبح امروزدوشنبه نيز مجدد آغاز شده است و تعدادي از فعالين كارگري را به عنوان گردانندگان اين تجمع به اداره كار احضار كرده اند.
كارگران تاكيد كرده اند تا رسيدن به خواسته خود دست از اعتراض بر نمي دارند و آن را به خيابانهاي اطراف خواهند كشاند.
لازم به توضيح است كه كارخانه پارس قوه در تهران جاده ورامين قرار دارد
كارگران معترض قند بردسير همراه زن و فرزندان خود جاده سيرجان به كرمان رابستند
آژانس ايران خبر
چهارشنبه 13 خرداد 1388-3 ژوئین 2009
تجمع كارگران كارخانه قند بردسير
بيش از 300 كارگر از كارگران كارخانه قند بردسير صبح روز يكشنبه 10/3/88 بعد از اينكه از پيگيريهاي مستمر به ارگانها و مقامات دولتي هيچ جوابي نگرفتند از ساعت 0730 جاده سيرجان به كرمان را مسدود كردند و به همراه زن و فرزندان خود در جاده متحصن شدند. يكي از كارگران گفت كه ما چاره ديگري نداشتيم و در عمل ديديم كه از فرماندار تا استاندار و تا رئيس جمهور هيچكسي به فكر ما كارگران نيستند و حتي به حرفهاي ما گوش نميدهند چه رسد كه مشكل مارا حل كنند.
يكي ديگر از كارگران گفت در حاليكه ميليارد ميليارد خرج هاي متفرقه ميكنند ويا ميليونها تومان صرف تبليغات و انتخابات ميكنند , با اينكه ميدانند ما پول تهيه نان خشك هم نداريم , ولي كاري براي ما انجام نميدهند و به شكايات ما رسيدگي نميكنند . چاره ديگري نداشتيم جز اينكه خيابان را ببنديم و فشار بياوريم.
اين تحصن تا ساعت 1300 ادامه داشت و قراراست روز دوشنبه نيز جاده كمربند ي را ببندند . و دامنه اعتراض را گسترش دهند.
تجمع اعتراضي كارگران كارخانه روغن نباتي قو
آژانس ايران خبر
دوشنبه 11 خرداد 1388- 1 ژوئین 2009
روز یکشنبه 10 خرداد ساعت 11.30 کارگران کارخانه روغن نباتی قو واقع در چهارراه چیت سازی تهران تجمع کردند.
بیش از 150 نفر از کارگران کارخانه روغن نباتی قو به خاطر حقوق های عقب افتاده در جلو درب کارخانه روبه روی ترمینال جنوب تجمع کردند و نسبت به مطالبات خودشان اعتراض کردند. بعد از نیم ساعت نیروهای امنیتی و انتظامی در محل حاضر شده, کارگران را به پیاده رو منتقل کردند .در راستای این اعتراض ترافیک سنگینی در هر دو طرف خیابان بوجود آمده بود, ماموران امنیتی و انتظامی و راهنمایی رانندگی که با جرثقیل در محل حضور داشتند در روان شدن ترافیک تلاش زیادی انجام می دادند و برای جلو گیری از تجمع مردم کارگران را به داخل کارخانه مي بردند.
يكي از كارگران معترض گفت : ” اولین مایحتاج مردم روغن نباتی است تا روغن نباشد غذا درست نمی شود , این کارخانه هم هر روز روغن تولید کرده و حتی قبل از تولید ، روغن این کارخانه پیش فروش می شود چطور می شود روغن نباتی به فروش برسد ولی حقوق ما کارگران پرداخت نشود؟!! اخيرا هم مدیریت شرکت اعلام کرده که مواد اولیه نداریم ,بودجه نداریم ,کارگران قراردادی باید تسویه حساب کنند تا ما بتوانیم با اندک تولیدی که داریم حقوق کارگران رسمی را پرداخت کنیم .تکلیف من کارگری که ده سال در این کارخانه کار كرده ام چه می شود؟ من دیگر کجا می توانم استخدام بشوم با چهار فرزند و دختر دم بخت و با وضعيت مستاجري ؟
قابل ذکر است كه تعداد مامورین لباس شخصی و انتظامی بسیار بیشتر از کارگران معترض بود.
احضار اعضاي هيئت مديره سنديكاي كارگري به دادگاه دزفول
آژانس ايران خبر
دوشنبه 11 خرداد 1388- 1 ژوئین 2009
فریدون نیکوفر، رحیم بسحاق ،محمد حیدری مهرو نجات دهلی از اعضای هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به دادگاه دزفول احضار شدند.
طبق احضاریه کتبی که به دست این کارگران رسیده نامبردگان باید حداکثر تا تاریخ 88/3/12 به دادگاه دزفول خود را معرفی کنند.
قابل ذکر است که تمامی احضار شدگان از اعضای هیئت مدیره سندیکای هفت تپه می باشند که حدود دو ماه پیش دادگاه دزفول به خاطر اعتراضات 2 سال گذشته این کارگران را به حبس های تعزیری و تعلیقی محکوم کرده بود و مجددا در اسفند 87 نامبردگان در راستای همان پرونده توسط اداره اطلاعات احضار شدند.
احضار فعال کارگری به اداره اطلاعات
آژانس ايران خبر
شنبه 10 خرداد 1388- 31 می 2009
روز شنبه 9 خرداد ماه ، یوسف ابخرآباد از فعالان کارگری و عضو کمیته هماهنگی به اداره اطلاعات شهر مهاباد احضار و بعد از دو ساعت بازجوئی آزاد گردید.
لازم به ذکر است که در تاريخ 28 فروردين 88 در پی نشست اعضای"کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری ,با خانواده ی کارگر زندانی غالب حسینی که به اتهام شرکت در مراسم اول ماه مه (11 اردیبهشت) سال 87 دستگیر و زندانی شده بود، در ساعت 11 خانه آقای حسینی به محاصره پلیس و نیروهای امنیتی در آمد و کلیه اعضای کمیته هماهنگی حاضر در آن محل دستگیر شدند.
بعد از گفتگو و فشار توسط مامورین مبنی بر دادن تعهد و کناره گیری این اعضا از کمیته هماهنگی، کلیه اعضاء با صراحت از عضویت خود دفاع کرده و بدون هیچگونه تعهدی در ساعت 30/5 بعد از ظهر همگی اعضای دستگیر شده آزاد شدند. اما محافظین سرمایه فشار علیه فعالین کارگری و اعضای کمیته هماهنگی را افزایش داده و هر از گاهی یک یا چند عضو کمیته هماهنگی را احضار و از آنها بازجوئی میکنند.
اخراج کارگران شرکت ایران موزائیک
آژانس ايران خبر
شنبه 10 خرداد 1388- 31 می 2009
حدود 20 نفر از کارگران شرکت ایران موزائیک که شرکتی وابسته به وزارت صنایع و معادن می باشد در هفته جاری از کار برکنار شده اند , اكبر پور, رييس اين شركت, بهانه كم كاري را براي توجيه اين اقدام ضدكارگري بيان كرده است.
این کارگران که همگی از قشر فقیر جامعه بودند بدون کمترین حق و حقوقی از کارخانه بیرون انداخته شدند، آنان روز چهارشنبه ششم خردادماه در مقابل دفتر این کارخانه واقع در شهرک چایچی تجمع کردند و خواستار بازگشت بر سر کار مورد دلخواه خود شدند ولی رئیس شرکت موافقت با تقاضای آنان را مشروط بر کم کردن 30 درصد از حقوقشان دانست و در نهایت این کارگران فقیر و بی بضاعت با حقوق و مزاياي بسيار پايين تر از قبل به ناچار مشغول به کار شدند.
عدم پرداخت حقوق سه ماهه كاركنان فني و حرفه اي استان آذربايجان شرقي
آژانس ايران خبر
شنبه 10 خرداد 1388- 31 می 2009
بیش از بیست و پنج نفر از کارکنان فنی و حرفه ای استان آذربایجان شرقی سه ماه حقوق دریافت نکرده اند.
این کارکنان که به صورت قرارداد معین کار می کنند هر سه ماه یکبار قراردادی به مبلغ 2100000 تومان را با کارفرما می بندند که در قرارداد هزینه های بیمه و بن و دیگر مزایا نیز باید محاسبه شود اما به اظهار کارگران این اداره وابسته به دولت علاوه بر اینکه هیچ گونه بیمه و مزایایی را دریافت نمی کنند, از مبلغ 2100000 تومان قرارداد نیز کلا مبلغ 657000 تومان دریافت می کنند. قابل ذکر است که این تعداد از کارکنان همین حداقل 657000 تومان را نیز 3 ماه هست که دریافت نکرده اند.
اعتصاب کارگران شرکت پارس متال
آژانس ايران خبر
شنبه 10 خرداد 1388- 31 می 2009
شرکت پارس متال در جاده قدیم کرج و در 2 کیلومتری شرکت ایران خودرو قرار دارد .مدتي است که مدیران این کارخانه پرداختیهای کارگران را با تاخیر 2 و یا 3 ماهه میدهند. لازم به ذكر است كه عيدي كارگران هم در سال جديد هنوز داده نشده است.
لذا اعتراضات كارگران از ابتداي سال جاري نسبت به عدم پرداخت حقوق اوج گرفته است. و چندين روز است كه كارگران اين شركت كه كار آنها توليد اتصالات است دست به اعتصاب زده اند و كار خود را به طور كامل انجام نمي دهند.
البته به گفته یکی از کارگران, شرکت هم منتظر چنين مسائلی است تا به نوعی کار را خوابانده و شرکت را تعطیل کند ولی به دلیل اینکه این کارخانه نیروی پیمانکاری ندارد و اکثر کارگران و کارمندان آن نیروهای رسمی هستند, مدیران نمیتوانند به راحتی آنها را اخراج کرده و درب شرکت را ببندند.
اخراج چهار تن از کارگران سایپا به اتهام تبلیغ انتخاباتی
آژانس ايران خبر
پنجشنبه 8 خرداد 1388-28 می 2009
دوشنبه چهارم خردادماه چهار نفر از کارگران سایپا به اتهام تبلیغات انتخاباتی اخراج شدند. گفته می شود این افراد به دستور رئیس این سازمان آقای بذر پاش ابتدا به حراست احضار شده و بعد با حکم اخراج روبرو شدند. مهرداد بذرپاش که با 27 سال سن جوان ترین مدیر دولت احمدی نژاد می باشد نقش بزرگی را در ستادهای احمدی نژاد برای انتخابات قبلی ایفا کرده و هم اکنون برای تبلیغ احمدی نژاد و سرکوب مخالفان وی از هیچ کوششی دریغ نمی کند. شنیده می شود که وی به هر کدام از کارمندانش قول هدیه 300 هزار تومانی را در ازای پیروزی احمدی نژاد در انتخابات داده است.
تجمع اعتراضی کارگران اخراجی چینی کرد در استانداری کرمانشاه
آژانس ايران خبر
سه شنبه 6 خرداد 1388-26 می 2009
بنا بر خبردريافتي روز دوشنبه 4 خرداد , نزدیک به ۲۰۰ تن از کارگران اخراجی کارخانه چینی کرد کرمانشاه در استانداری این استان تجمع اعتراض آمیز برگزار نمودند . به گزارش خبرنگار ما, در این تجمع کارگران اخراجی خواهان بازگشت به سر کار خود ودریافت حقوق ومزایای معوقه شان شدند . درپلاکاردهايی که این کارگران در دست داشتند خواستار بازگشت خود به سر کار بودند.
کارخانه چینی کرد کرمانشاه یکی از کارخانه های بزرگ غرب کشور می باشد که چندی پیش اعلام ورشکستگی نمود وبیش از ۲۰۰ تن از کارگران خود را از کار اخراج كرد , لازم به ذكر است كه بحران اقتصادي در كشور باعث به تعطيلي كشيده شدن بسياري از كارخانه هاي بزرگ در كرمانشاه گشته است طوري كه اخیرا نیز کارخانه بسته بندی قند مانشت در کرمانشاه کارگران خود را که برخی از آنان سابقه ۵ سال کار در آن واحد را دارند از کار اخراج نموده و اعلام ورشكستگي كرده است.
اخراجهای گسترده کارگران در استان خوزستان
آژانس ايران خبر
سه شنبه 6 خرداد 1388-26 می 2009
بنابه گزارشات رسیده از شوش،تعداد زیادی از کارگران کاغذ پارس ، حریرپارس و حمل کیسه نشکر از اول خردادماه یا اخراج شده اند و یا در آستانه اخراج قرار دارند.
گزارشاتی حاکی از آن است که در حدود 170 نفر از کارگران کاغذ سازی پارس که بعض از آنها بیش از 15 سال سابقه کار دارند از اول خرداد ماه در آستانه اخراج قرار گرفته اند.
همچنین 18 نفر از کارگران حمل کیسه نیشکر هفت تپه اخراج شدند . از طرفی دیگر کارگران نیشکر هفت تپه بیش از 2 ماه است که حقوق معوقه خود را دریافت نکرده اند و کارگران در شرایط دشوار معیشتی قرار دارند.
شرکت حریر خوزستان با داشتن نزدیک به 70 پرسنل در شرف تعطیل شدن است و کارگران آنها با سابقه های کاری چندین ساله به خیل بی پایان بیکاران خواهند پیوست.
ورشکسته شدن کارخانه ها و اخراج گسترده کارگران شرایط سخت و طاقت فرسای معیشتی برای کارگران و خانواده های آنها ایجاد کرده است بحدی که کارگران از حداقل مایحتاج اولیه زندگی خود محروم هستند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، اخراج گسترده کارگران که نتیجه سیاست غلط اقتصادی این رژیم می باشد و قربانیان آن خیل کارگران بیکار که هر روز بر تعداد آنها افزوده می شود و همچنین قوانین موجود ضد کارگری است را محکوم می کند.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
ادامه اعتصاب کارگران چینی کرد کرمانشاه
آژانس ايران خبر
یکشنبه 3 خرداد 1388-24 می 2009
کارگران کارخانهی "چینی کرد" کرمانشاه در اعتراض به کاهش دستمزدهای خود، بیش از یک هفته است که اعتصاب نموده و خواستار افزایش حقوق خویش شدهاند.
این کارگران قرار است در طی روزهای آینده نیز تجمع هایی اعتراض آمیز برگزار کنند.
این کارگران که بین ۸ الی ۱۵ سال سابقه کار در شرکت چینی کرد را دارند علت تجمع و اعتصاب خود را اعتراض به حذف گروه کاری خود و عدم دریافت مزایای مربوط به سه ماه اضافه تولید اعلام کردند.
لازم به ذكر است كه اين كارگران طی هفته های گذشته ملاقاتهایی نیز در همين رابطه با امام جمعه استاندار و مسوولین سازمان کار داشته اند, اما نتیجه ای نگرفته اند.
اخراج کارگران ساسان که در سال 87 استخدام شده اند
آژانس ايران خبر
شنبه 2 خرداد 1388- 23 می 2009
بعد از چند روز که شرکت ساسان برای واگذاری به بخش خصوصی در مزایده قرار گرفت, مدیر عامل این شرکت با پیشنهاد هایی مسئولین این شرکت را متقاعد کرد که این شرکت را به بخش خصوصی واگذار نکنند. یکی از این پیشنهادها این بود که تمامی کارگرانی را که در سال 1387 استخدام شده اند را اخراج کنند , در راستاي اين پيشنهاد به تازگی حدود 30 نفر از کارگرانی را که در سال 87 استخدام شده بودند را اخراج کردند.
فريب یکی از کارگران شوگا برای اخراج کردن او
آژانس ايران خبر
شنبه 2 خرداد 1388- 23 می 2009
هفته پیش یکی از کارگران شوگا به علت مشکلات خانوادگی چند روز دیر به سر کار آمد و به همین دلیل توسط سرپرست خود در اختیار کارگزینی قرار گرفت تا قسمت او را عوض کنند. این مسئله درست در زمان بحبوحه اخراج کارگران بود ولی به علت اينكه اين کارگر 10 سال سابقه کار داشت و قراردادی هم بود نمی توانستند به راحتی و تنها برای چند روز دیر کردن او را اخراج کنند به همین دلیل به او گفتند که شایعه شده است معتاد است و باید آزمایش بدهد و اگر پاک بود به کار خود بر میگردد و همین کار را نیز انجام دادند. البته جواب آزمایش او بیانگر این بود که او خلافی انجام نمیدهد و معتاد نیست ولی به گفته خود این کارگر مدیر اداری با نامردی و زیرکی تمام او را راضی کرده بود که یک نامه بنویسد و در آن اعتراف کند, این کارگر هم که فکر میکرد با این کار به شغل خود بر میگردد دست خطی نوشته و بیان کرده است که بعضی اوقات برای رفع درد کمر خود تریاک مصرف میکند ولی اعتیادی ندارد, در نتيجه نوشتن این نامه باعث شد که بعد از 10 سال اخراج شود. او هنگام رفتن از شرکت بسیار ناراحت بود و میگفت در حق من نامردی کرده اند.
اخراج كارگران كارخانه پلاستيك استخر
آژانس ايران خبر
شنبه 2 خرداد 1388- 23 می 2009
كارگران كارخانه پلاستيك واقع در شهرك استخر تهران كه قريب به 150 نفر مي باشند روز پنج شنبه31 ارديبهشت از سوي صاحبكار خودشان با خبر ورشكستگي و اخراج روبرو شدند،اين كارگران فقير كه حتي از سوي كارفرماي خود بيمه هم نشده بودند، در حالي با حكم اخراج خود روبرو شده اند كه براي كمك به عدم ورشكستگي كارخانه حدود سه ماه بود كه حقوق در يافت نكرده بودند و با كار طاقت فرسا,از جان خود براي كمك به كارفرما مايه گذاشته بودند.
گفته مي شود صاحب اين كارخانه بزرگ ,اميد فاطمي خواهر زاده مهدي كروبي مي باشد و با فرا رسيدن زمان تبليغات انتخاباتي تكليف كارخانه را يكسره كرده تا بتواند به دايي خود در انتخابات كمك كند،يكي از كارگران در توضيح ورشكستگي كارخانه گفت :” اين حرفها همه دروغ است اميد ميلياردر مي باشد و امكان ندارد وي ورشكسته شود و اين عمل صاحبكار كارخانه و عدم پرداخت حقوق ما بدبختان جامعه يك كلاهبرداري روشن و آشكار مي باشد و اكنون من نمي دانم خرج خود و فرزندانم را چگونه و از چه طريقي به دست آورم.
فرهاد حاجی میرزایی و خواهرش توسط نیروهای انتظامی نظام مجددا بازداشت شدند
آژانس ايران خبر
شنبه 2 خرداد 1388- 23 می 2009
فرهاد حاجي ميرزايي
فرهاد حاجي ميرزايي و خواهرش پرشنگ كه روز يك شنبه 27 ارديبهشت جهت پيگيري پرونده ي قضايي خود به شعبه يك دادگاه انقلاب سنندح مراجعه كرده بودند,توسط نيروهاي امنيتي بازداشت شدند.گفتني است فرهاد حاجي ميرزايي از فعالين دفاع از حقوق كودكان ,پس از 16ماه بازداشت در بند 209 زندان اوين چند روز پيش با قرار وثيقه ي 430 ميليون توماني آزاد شده بود كه مجددا دستگير شد.هنوز از علت دستگيري مجدد وي و خواهرش توسط نيروهاي امنيتي اطلاعي در دست نيست.
احضار یکی دیگر از اعضای سندیکای هفت تپه
آژانس ايران خبر
شنبه 2 خرداد 1388- 23 می 2009
جلیل احمدی فعال کارگری و عضو سندیکای شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه روز جاری طی احضاریه ای مکتوب به دادسرای عمومی شوش احضار شد.
طی احضاریه مذکور، این فعال کارگری باید فردا مورخه 2 خردادماه راس ساعت 9 صبح در شعبه دو بازپرسی دادگستری شوش برای ارائه آخرین دفاعیات خود در خصوص پرونده دوم فعالان کارگری سندیکای هفت تپه حاضر شود.
اعضا سندیکای هفت تپه و وکیل این فعالان کارگری معتقدند پرونده مذکور فاقد وجاهت قانونی است زیرا پیش تر این فعالان به اتهام ایجاد سندیکا مورد محاکمه و محکوم به یکسال حبس شده اند و به جریان انداختن این اتهام در پرونده ای موازی غیر قانونی است.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران
اخراج گسترده کارگران سپهر الکتریک قزوین
آژانس ايران خبر
چهارشنبه 30 اردیبهشت 1388- 20 می 2009
بنا به گزارش های دریافتی بیش از 170 کارگر شرکت سپهر الکتریک قزوین از کار اخراج شده اند. کارفرمای این کارگران اعلام کرده است که دیگر به این کارگران نیازی ندارد.
همچنین بسیاری از کارگران این کارخانه از ترس اخراج مجبور به اضافه کاری بدون دریافت حقوق هستند.
کارگران این کارخانه در پی مشکلات مالی و ترس از بیکاری , اعتراضی به کارفرما نمی کنند.
تجمع اعتراضي كارگران و مهندسان شركت ابره صنعتي ايران
آژانس ايران خبر
تجمع اعتراضي كارگران
چهارشنبه 30 اردیبهشت 1388- 20 می 2009
بنا بر خبر دريافتي روز دوشنبه 28 ارديبهشت تعدادي از كارگران و مهندسان شركت ابره صنعتي ايران در ورد آورد كرج ,مقابل درب اين كارخانه تجمع اعتراضي كرده و خواهان دريافت حقوق خود شدند , بنا بر اين خبر اين افراد كه تعداد آنها به بيش از 70 نفر ميرسيد نسبت به عدم دريافت حقوق خود معترض بوده و ميگفتند كه زن و بچه هاي ما گرسنه هستند و ما حقوقمان را ميخواهيم, بنا به گفته اين افراد شركت مذكور از آذر ماه سال گذشته تا كنون هيچ حقوقي به آنها پرداخت نكرده است.
احضار يکي از اعضاي سنديکاي شرکت کشت و صنعت هفت تپه
آژانس ايران خبر
سه شنبه 29 اردیبهشت 1388-19 می 2009
هیجده مه 2009 - رضا رخشان، مسول روابط عمومي سنديکاي شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه به دادسراي شوش احضار شد.
صبح امروز، دوشنبه مورخ 28/02/88 احضاريه اي از سوي دادسراي شهرستان شوش براي آقاي رضا رخشان ارسال شد که وي را موظف ميکند طي حداکثر سه روز بعد از دريافت اين احضاريه خود را براي آخرين دفاع به شعبه دو بازپرسي دادسراي شوش معرفي کند. تبليغ عليه نظام و ايجاد آشوب در کارخانه از موارد اتهامي اين فعال کارگري است.
لازم به ذکر است آقاي رضا رخشان از اعضاي سنديکاي شرکت کشت و صنعت نيشکر هفت تپه و مسول واحد روابط عمومي اين سنديکا است.
مجموعه فعالان حقوق بشر
اعتصاب کارگران نیروگاه خرمشهر به علت عدم پرداخت حقوق سه ماهه
آژانس ايران خبر
اعتصاب کارگران نیروگاه خرمشهر
چهارشنبه 30 اردیبهشت 1388- 20 می 2009
روز یک شنبه 27 اردیبهشت کارگران شرکت نیروگاه گاز خرمشهر در پی عدم پرداخت حقوق سه ماهه خود دست از کار کشیدند.
این کارگران در یک اقدام متحدانه همگي دست از کار کشیدند و اعلام کردند تا عدم دریافت حقوقشان به سر کار بر نخواهند گشت. لازم به ذكر است كه عدم پرداخت حقوق مشکلات زیادی را برای این کارگران به وجود آورده است.
مشكلات كارگران اززبان يك كارگر
آژانس ايران خبر
دوشنبه 28 اردیبهشت 1388-18 می 2009
در گفتگوي كوتاهي كه خبر نگار ما با يكي از كارگران كرج داشت وي گفت :در ايران حتي خود كارفرما هم ديگر اصلا از طرف دولت حمايت نميشود البته منظور سرمايه دارهاي بزرگ و كل نيست. بلكه كارخانه داران و واحدهاي صنفي كوچك از اين حمايت محروم هستند. اينها حتي از بيمه هم حمايت نمي شوند و از مشكل ماليات گرفته تا عرضه كالا و تهيه مواد خام و غيره , سبب شده اند كه هم كارفرما در مضيقه قرار بگيرد و هم كارگر به صورت مضاعف در تنگنا قرار بگيرد.
اين مسائل در ايران هميشه سرپوشيده باقي مي ماند . مشكلات غوغا مي كند , دست مزدها بسيار پايين است از طرفي هزينه ها بسيار بالاست . مسائل درمان و تحصيل هم كه جاي خود دارد كه اگر بخواهيم جز به جز در موردش بگوييم يك مثنوي هفتاد من كاغذ ميشود.
كارگران كارخانه ارس تبريز در اعتراض به وضعيت موجود و بي عملي دولت, انتخابات دور دهم رياست جمهوري را تحريم كردند
آژانس ايران خبر
دوشنبه 28 اردیبهشت 1388-18 می 2009
كارگران كارخانه ارس تبريز كه مدتهاست در بحران به سر مي برند در اعتراض به وضعيت موجود و بي عملي دولت انتخابات دور دهم رياست جمهوري را تحريم كردند.
يكي از كارگران اين كارخانه به خبرنگار ما گفت: در انتخابات تحت هيچ شرايطي شركت نمي كنيم, چه كسي ميخواهد و ميتواند از احمدي نژاد بيشتر و بهتر وعده بدهد؟.
نتيجه پول نفت بر سر سفره هاي ما, بيكاري, فقر و شرمندگي در مقابل خانواده هايمان بود دولتها در اين سي سال به جز اضافه شدن درد و فقر چه چيزي داشته اند كه الان ما برويم راي بدهيم, هركسي را كه خودشان بخواهند سر كار مي آورند و فقط ميخواهند از ما استفاده هاي تبليغاتي خودشان را كنند ما هيچ قدمي در اين انتخاباب بر نمي داريم و اين حرف تمام كارگراني است كه در اين كارخانه كار مي كنند.
اعتراض كشاورزان نسبت به وضعيت بد معيشتي
آژانس ايران خبر
یکشنبه 27 اردیبهشت 1388- 17 می 2009
به دنبال تجمع 20 نفري كشاورزان،روز شنبه 26 ارديبهشت ساعت سه بعد از ظهر, هشت كشاورز از حاشيه تهران, منطقه هشتگرد،سر خيابان پاستور در اعتراض به وضعيت بد معيشتي خود مجددا دست به تجمع زدند.
دستگیری یکی از فعالین کارگری در مریوان
آژانس ايران خبر
یکشنبه 27 اردیبهشت 1388- 17 می 2009
بنابه گزارشات رسیده از شهر مریوان،آقای ویرای نقش بندی از فعالین کارگری این شهر در حدود 2 هفته پیش با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به نقطه نامعلوی انتقال داده شد.
آقای نقش بندی ساعت 07:30 روز دوشنبه 14 اردیبهشت ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به نقطه نامعلومی انتقال داده شد و از زمان دستگیری تا به حال از وضعیت وشرایط این زندانی سیاسی هیچ خبری در دست نیست.زندانی سیاسی ویرا نقش بندی 2 روز قبل از روز جهانی کارگر از طرف اداره اطلاعات مریوان با او تماس گرفته شد و او را تهدید کردند که در مراسم روز جهانی کارگر نباید شرکت کند.و چند روز بعد از این تهدیدات با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شد.
آقای نقش بندی در شرکت جامع کار سپاهان (آزمایش خاک و بتون) شاغل بود. و یکی از ماشینهای این شرکت برای پیش بردن امور کاری شرکت در اختیار وی بود. مامورین وزارت اطلاعات ماشین شرکت را توقیف کرده اند و در حال حاضر این خانواده علاوه بر نامشخص بودن وضعیت عزیزشان روزانه 35000 تومان بابت توقیف شدن ماشین باید به این شرکت بپردازند.
مامورین وزارت اطلاعات همچنین منزل آنها را بصورت وحشیانه ای مورد بازرسی قرار دادند که باعث تخریب مقدار زیادی از وسائل منزل این خانواده شدند.
خانواده آقای نقش بندی از زمان دستگیری فرزندشان تا به حال بارها به اداره اطلاعات مریوان مراجعه کردند و خواستار آگاه شدن از وضعیت وشرایط فرزندشان بودند. ولی مامورین وزارت اطلاعات از دادن هرگونه جواب خوداری می کنند و خانواده او را مورد تهدید قرار دادند. آنها همچنین از آزادی ماشین شرکت خوداری می کنند.
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، یورش وحشیانه و دستگیری این فعال کارگری را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدام فوری برای آزادی این زندانی سیاسی است.
فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران
بیست و شش اردیبهشت 1388 برابر با 16 می 2009
جمعبندی از یک اعتصاب غذا
اعتصاب غذای اصغر فتاحی، شهرام بجفی و عباس فرد در مقابل پارلمان هلند ـپس از ۱۵ روزـ در روز جمعه (پنجم یونی، ساعت ۷ شب) با موفقیتی بیش از انتظار به پایان رسید
سه شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۹ ژوين ۲۰۰9
اعتصاب غذای اصغر فتاحی، شهرام بجفی و عباس فرد در مقابل پارلمان هلند ـپس از ۱۵ روزـ در روز جمعه (پنجم یونی، ساعت ۷ شب) با موفقیتی بیش از انتظار به پایان رسید.
این آکسیون که انگیزهی آغازین آن بیشتر یک فریاد طبقاتی برخاسته از سرکوب کارگران در اول ماه مه و همچنین واکنشی نسبت بهبیتفاوتی حاکم در روابط پیرامونی اعتصابکنندگان در مقابل سرکوب کارگران بود، در پروسهی 15 روزهی خود ـبهکمک چند تن از فعالین سیاسی و کارگری در هلند و حمایت اغلب نهادهای کارگری و سیاسی در دیگر کشورهاـ بهشبکهای از روابط فرارویید که ادامهی آن (خصوصاً در هلند) الزامی، کارساز و ناگزیر است. این اعتصاب غذا که در آغاز بیشتر جنبهی شخصیـطبقاتی داشت و بهجز یک گروه 5 نفرهی آماتور (متشکل از بستگان یکی از اعتصاب غذاکنندگان)، پشتیانی چندان قویای نداشت؛ در ادامه بهیک آکسیون گروهی و برخوردار از کانالهای ارتباطی متعدد و تدارکدهندهگان کارآزموده تبدیل گردید که در چند سطح گسترش داشت و بهنتایج ادامهداری دست یافت.
گرچه اعتصاب را دو نفر شروع کردند و نفر سوم هم اعلام کرد که برای همبستگی و فقط بهمدت 6 روز اعتصاب غذا خواهد کرد و خواست که از او نامی برده نشود، اما نفر چهارمی هم بهآنها پیوست و اعتصاب غذا ـعملاًـ بهیک گروه 4 نفره تبدیل شد. گذشته از این، اصغر فتاحی و عباس فرد فقط 4 روز را در مقابل پارلمان تنها بودند و مابقی روزها را در میان جمعهای متغیری (بین 6 تا 21 نفر، بدون احتساب خودشان) سرکردند که اعتصاب غذا را ـعملاًـ بهیک تحصن نسبتاً وسیع تبدیل مینمود. برای مثال: داریوش راد بدون اینکه رسماً اعتصاب غذا کرده باشد، حدود 10 روز را ـبدون غذاـ در کنار اعتصابیون گذراند و در همین پروسهی زمانی با امنستی اینترنشنال مشغول سازماندهی کمپین آزادی اسانلو بود و در این زمینه افراد بیشتری را دعوت یا جذب میکرد. بروز این شرایط نشان از این دارد که (حداقل در هلند) امکانات بسیاری برای کار وسیعتر و مؤثر وجود دارد که در پرتو تقسیمکار تخصصی، منطقهای و خردمندانه و با عبور از بعضی باسمههای نظری، ساختارهای بوروکراتیک و خودمحوربینیهای سیاسی بهنتایج چشمگیری هم خواهد رسید.
بههرروی، ضروری استکه «خرد» را در معنای عمیق آن (یعنی: آگاهی بهموضوع، استدلال، تحقیق، نتیجهگیری براساس اتفاق یا اکثریت آرا، عمل و سرانجام استدلال و... عمل مجدد) فهمید؛ وگرنه در پشت واژههای ظاهراً زیبا پنهان شدن نتیجهای جز پاسیفیزمِ فعال (که تنها در شکل اکتیو است و «منِ» اتمیزه را نمایندگی میکند) نخواهد داشت.
از طرف دیگر، تجربهی گروهی و جمعیِ این اعتصاب غذا نشان داد که چه ظرفیت حمایتگرانهی وسیعی در ابعاد گوناگون جامعهی هلند وجود دارد که میتوان در پرتو خردورزی پراتیک، طبقاتی و کارگری بهریشهی همهی آنها دست یافت و در همین جامعه هم بهطور مثبت اثرگذار بود. از همهی اینها مهمتر، طی همین پروسهی کوتاه مدت معلوم شد که هرگاه منافع محدود گروهی جایگزین نیازها و خواستهای طبقاتی گردد، همگرایی ـبهمثابهی نتیجهی پراتیک روشن و طبقاتیـ از هرسو تابیدن میگیرد و «منِ» فریادگر را در گرمای جانبخش «ما»یی که موجودیت هرفردی را بهرسمیت میشناسد، به«منِ» خردورز تبدیل میکند؛ و گامهای افرادِ بهرسمیت شناخته شده، در همسویی با هم، بهستیز پاسداران شبِ سرد سرمایه میرود. اینْ نخستین مرحلهی سازمانیابی کارگری و سوسیالیستی است.
گرچه در 5 گزارشی که قبلاً از اعتصاب غذا ارانه گردید، بهدستآوردهای آن اشاراتی شده است؛ اما در اینجا سعی خواهد شد که آن اشارات، بهطور سیستماتیک و پیوسته ارائه گردد تا ضمن ایجاد امکانِ پیگیریِ روابط نوبنیاد، بهنقش مثبت افراد و گروههای گوناگون نیز بیشتر بپردازیم تا با بیان ارزشها و حقایق، سپاسگزارش تلاشگرانی باشیم که اعتصاب غذاکنندگان را در این امر طبقاتی همراهی کردند و بهنتیجهای فراتر از مطلوب رساندند. حقیقت این استکه اگر این تلاشگران نبودند و اعتصاب غذاکنندگان در محدودهی امکانات خود میماندند، همانند شعلهی شمعی جانفدا تنها شعاع بسیار کوچکی را گرما میبخشیدند و آب میشدند و میمردند.
ـ نهادهای دولتی و رسمی در هلند
ـ پارلمان هلند، با سؤالاتی که حزب سوسیالیست پارلمانی بهطرفداری از آکسیون اعتصاب غذا و مسائل مربوط بهجنبش کارگری در ایران در مقابل وزیر امور خارجه قرار داد و همچنین نامههاییکه از طرف اعتصاب کنندگان مستقیماً بهپارلمان ارسال گردید، پذیرفت که مسئلهی سرکوب کارگران در ایران را مورد بحث و گفتگو قرار دهد. زمینهی این بحث و گفتگو بهکنوانسیونهایی برمیگردد که مورد قبول هردو کشور است؛ و نتیجهی آن بهجز مسئلهی اساسیِ مناسبات اقتصادی و سیاسی دو دولت ایران و هلند، بهچگونگی ادامهی آکسیون نیز بستگی دارد.
ـ گرچه هنوز اتحادیههای کارگری هلند هیچ عکسالعملی نشان ندادهاند، اما ازآنجاکه از جوانب مختلف زیر فشار قرار گرفتهاند، در آیندهای نه چندان دور مجبور بهواکنش خواهند بود. بهجز تلفنهای مکرر و حدود 30 نامهای که بههمهی واحدهای FNV ارسال شده است، چندین نفر از عناصر مترقی و کارگری نیز بهاین اتحادیه فشار وارد آوردهاند که در رابطه با سرکوب کارگران در ایران واکنش داشته باشد. دو نفر از این افراد در بدنهی FNV (این بزرگترین، کارگریترین و غیرمذهبیترین اتحادیه کارگری در هلند) نفوذ قابل توجه دارند و با مواضع اعتصاب غذاکنندگان نیز همسو هستند.
ـ تشکلهای غیردولتی و رسمی در هلند
ـ تشکلهای مربوط بهکارگران مهاجر (ترک و عمدتاً مراکشی) نیز از خواستهای اعتصاب غذاکنندگان حمایت کردند و قول دادهاند که حمایت خودرا تا آنجا گسترش دهند که اتحادیههای ترکیه [برای مثال: «دیسک»] و مراکش فعالانه از تشکل مستقل کارگری در ایران حمایت کنند. این رابطه که با کمک تعیینکنندهی احمد پوری برقرار شده است، قابلیت گسترش فراوانی دارد که بهچگونگی ادامهی آکسیون و سازماندهیِ حمایت از جنبش کارگری ایران در هلند بستگی دارد. در این زمینه از «فدراسیون کارگران ترک در هلند»، «کنفدراسیون کارگران ترک در اروپا» و «مرکز توسعه و همکاری مهاجرین اروپا و حوزهی مدیترانه» ـکه عمدتاً دربرگیرندهی کارگران مهاجر مراکشی، تونسی و الجزایری در اروپاستـ میتوان نام برد.
ـ تشکلهای اپوزیسیون غیررسمی و غیردولتی در هلند
ـ پلاتفرم 14 تشکل چپ و رادیکال ترک در اروپا نیز از خواستهای اعتصاب غذاکنندگان حمایت کرد. این پلاتفرم ضمنِ اینکه از طرف نشریه «دونوشوم» مصاحبهی مفصلی با دو نفر از اعتصابیون داشت، نامهی سرگشادهی آنها را نیز از هلندی بهترکی ترجمه کرد و برای سایتهای چپ ترکیه و تمام اتحادیههای داخل ترکیه فرستاد. این رابطه نیز با کمک احمد پوری برقرار شد و قابلت گسترش فراوانی دارد که بهنحوهی سازماندهیِ حمایت از جنبش کارگری ایران مشروط است.
ـ حزب کمونیست هلند (NCPN) از مطالبات مطرح در آکسیون اعتصاب غذا حمایت کرد و قرار استکه پنجشنبه آتی نیز روزنامه مانیفست مصاحبهای با آنها داشته باشد. این حزب که در دههی 80 نیروی قابل توجهی در اختیار داشت و در عرصهی سیاست وزنهی مهمی محسوب میشد، اینک بهیک جریان کوچک (اما بهطور کمی در حال رشد) تبدیل شده است. این رابطه نیز با کمک احمد پوری برقرار گردید.
ـ گروه اُفنسیو در هلند ـکه در ایرلند، انگلیس و کشورهای اسکاندیناوی حضور گستردهتر و مؤثرتری داردـ ضمن انتشار نامهی سرگشادهی اعتصاب غذاکنندگان، مصاحبهای هم با آنها داشت که در سایت خویش منتشر کرد. قرار استکه این مصاحبه بهزبان انگلیسی ترجمه شود تا در دیگر کشورها نیز قابل دریافت باشد. چنین بهنظر میرسد که این گروه ضمن محدودیت کمّی، از تحرک و شور اکسیونیستی نسبتاً بالایی برخوردار است. بههرروی، طی مصاحبهی طولانی با یکی از فعالین آنها، مصاحبهکننده (امیل) قول داد که در تظاهرات 12 یونی (در مقابل سفارت رژیم) شرکت خواهند کرد. بهنظر ما رابطهی مستمر با این گروه میتواند بخشی از این ادعاها را بهواقعیت تبدیل کند.
ـ بهجز دو گروه بالا، گروهها و جریانات رادیکال دیگری هم از مطالبات اعتصاب غذاکنندگان حمایت کردهاند؛ اما ازآنجا که این حمایتها شفاهی بوده است، نمیتوان از آنها نام برد. این میماند تا دریافت حمایت مکتوب و عملی.
واکنش حمایتگرانهی افراد مردم نسبت به آکسیون
ـ طی 15 روزیکه اعتصابیون در مقابل پارلمان نشسته بودند، واکنشهای گوناگونی را از هلندیها و ایرانی و غیره دیدند که از عنادورزی پرخاشجویانه تا جانبداری فعال متفاوت بود. برای مثال: یک زن و مرد هلندی از اعتصابیون سؤال کردند که آیا شما سوسیالیست هستید؟ هنگامیکه با پاسخ مثبت مواجه شدند، خواستند که لیست حمایتی را امضا کنند؛ و وقتیکه بهآنها گفته شد که اول نامهی سرگشاده را بخوانند تا بهموضوع آگاه شوند، با تندی جواب دادند که وقتی سوسیالیست و ایرانی هستید، نیازی بهاطلاعات بیشتر نیست. یک مثال دیگر (که صددرصد برعکس نمونهی بالاست): یک نفر ایرانی سلانه سلانه بهاعتصابیون نزدیک میشود و سؤال میکند که چرا اینجا نشستهاید؟ در جواب بهاو گفته میشود که از جنبش کارگری در ایران حمایت میکنیم. سرانجامِ این گفتگو بهآنجا رسید که این آقای ایرانی خودرا طرفدار دست راستیترین حزب هلند (که عملاً یک حزب فاشیستی است) معرفی کرد و هرچه از فحاشی یاد گرفته بود، نثار دو نفر اعتصابکننده (که در آن لحظه تنها بودند) کرد و بهبهانهی اینکه میرود تا با دوستانش برگردد و بساط اعتصابیون را بههم بریزد، از صحنه گریخت. اما این دو نمونه تنها جنبههای افراطی حقیقت را نشان میدهد. حقیقت این استکه از هر 100 رهگذر، بهتقریب 5 نفر بهاعتصابیون توجه میکردند و اگر این 5 نفر مخاطب قرار میگرفتند، 2 نفرشان واکنش مثبت و جانبدارانه نشان میدادند. بنابراین، اگر طی این 15 روز دو نفر جوان مسلط بهزبان هلندی در کنار اعتصابیون قرار میگرفتند و برای علاقمندان توضیح میدادند که داستان اعتصاب غذا از چه قرار است، بهسادگی این امکان وجود داشت که 3000 امضای حمایتی از مردم عادی گرفت. اما چنین امکانی وجود نداشت و اعتصابیون تنها توانستند 300 امضای حمایتی جمع کنند. نکتهی جالب اینکه از میان گروههای سنی مختلف، جوانهای بین 14 تا 20 و افراد بالای 55 بیشترین توجه و سمپاتی را بهمسئلهی اعتصاب غذا نشان میدادند.
ـ مجموعهی ارتباطها و مشاهداتی که طی این 15 روز و برمحور اعتصاب غذا روی داد، نشانگر این استکه: اولاًـ طیفهای گوناگون هلندی (تقریباً) هیچچیز در مورد ایران و خصوصاً در مورد وضعیت کارگران در ایران نمیدانند؛ دوماًـ جلب حمایت هلندیها (از طیفها و گروهبندیهای گوناگون) بدون پیشزمینهی آگاهگرانه امری فوقالعاده مشکل و تقریباً غیرممکن است؛ سوماًـ شعار worker to worker بیش از اینکه راهکار سازندهای را نشان دهد، بیانکنندهی یک آرزوی فوق رمانتیک و غیرعملی است؛ چهارماًـ مثبتترین راه اطلاعرسانی بهمردم و کارگران هلند (اعم از هلندی و غیره)، ایجاد ارتباط با نهادهایی استکه گروههای مختلف را حول منافعشان بههم گره میزند؛ پنجماًًـ بدون ایجاد تصویری مشترک از منافع مشترک، نه تنها هلندیها، بلکه ایرانیهای مقیم هلند هم واکنش چندان جانبدارانهای بهجنبشکارگری در ایران نشان نمیدهند.
ـ طی تماسهاییکه اعتصاب غذاکنندگان با گروههای مختلف (اعم از هلندی و غیرهلندی یا دولتی و غیردولتی) برقرار کردند، بههمهی آنها قول دادند که یک دفترچهی اطلاعاتی در مورد وضعیت کارگران و موقعیت جنبش کارگری در ایران تهیه خواهند کرد تا در تماسهای بعدی در اختیارشان گذاشته شود. این دفترچهی اطلاعاتی تنها میتواند آغاز یک روند آگاهگرانه باشد و ادامهی آن بههمان اندازهی آغازش ضروری است. سرانجام اینکه: نادیده گرفتن این ضرورتْ معنایی جز چشمپوشی از پراتیک حمایتگرانه از جنبش کارگری در ایران ندارد؛ و تناقض این چشمپوشی عملی و ادعاهای نظری ـناگزیرـ بهعاملی برعلیه جنبش کارگری تبدیل میشود.
پیام حمایتی از غیرایرانیها از دیگر کشورها
ـ تنها پیامیکه از غیرایرانیها و از کشورهای دیگر بهاعتصاب غذاکنندگان رسید، از حزب سوسیالیست عدالتخواه سوئد بود که شاخهی سوئدی اُفنسیو محسوب میشود. این پیام بههمت تماسهایی بود که سارا طاهری (این تجسم روح رفیقانه) برقرار کرد و از جدیت بسیار بالایی برخوردار بود. بههرروی، این پیام نیز بدون ادامهی رابطه و اطلاعرسانی کافیْ بیشتر بهتسکین درد میخورد تا معالجه و جلب پشتیبانی از جنبش کارگری در ایران.
ـ حمایت افراد، گروهها و جریانات ایرانی
ـ اولین جریانیکه از اعتصاب غذاکنندگان در هلند (که از دستگیرشدگان اول ماه حمایت میکردند) بهحمایت برخاست، «هیئت مشورتی اتحاد چپ کارگری» بود. این حرکت ـبهاحتمال بسیار قویـ بهابتکار مجتبی آزاد صورت گرفت و آغازگر حمایتهای دیگر بود که جای تقدیر دارد.
ـ پس از «هیئت مشورتی اتحاد چپ کارگری»، «جمعی از کارگران پیشرو تبعیدی ـ سوئیس» با تکیه برنگرانی از سلامتی اعتصاب کنندگان، خواستار قطع آن شده بود. بهاحتمال بسیار قوی این ابتکار بهوساطت دوست عزیزمان علی شیر مبارکی صورت گرفت که نشاندهندهی عِرق کارگری اوست.
ـ «میز کتاب آمستردام»، «خانه هنر ـ هلند» و «تشکل زنان 8 مارس (ایران ـ افعانستان) ـ هلند» نیز از اعتصاب غذا حمایت کردند. از این دوستان [حسین (آمستردام)، مسعود، بهمن، سیامک، ناصر نجفی، حسین (دن هاخ) و بهویژه فِریدا خانم] که با حضور مکرر خود در مقابل پارلمان برپتانسیل اثرگذاری این آکسیون افزودند، تشکر میکنیم. ما در اینجا از بیمهری جعفر امیری که در نوشتهاش ما را ضمناً بهفردگرایی و برخورد قیممآبانه بهجنبش کارگری متهم میکند، ابراز گلایه میکنیم؛ و از محبتهای آقای محمد اسدزاده که هم ازطرف «کانون اجتماعیـفرهنگی اندیشه ـ هلند» پیام حمایتگرانه فرستاد و هم با حضور خود و لالههای سرخی که آورد، موجب قوت قلب ما شد، تشکر میکنیم.
ـ از «نهادهای حمایتگر از جنبش کارگری در آلمان [کمیته همبستگی با کارگران ایران ـ هامبورگ، کانون همبستگی با کارگران ایران ـ کلن، و گروه همبستگی با جنبش کارگری ـ برلن]» که با ابراز پشتیبانی خود و ارسال نامهی حمایتگرانه بهپارلمان هلند موجب تقویت روحیه ما شدند و وجه کمپینی حرکت ما را رسمیت بخشیدند، قدردانی میکنیم و دست این رفقا را بهگرمی میفشاریم.
ـ از «گفتگوهای زندان»، «اتحاد بینالمللی درحمایت از کارگران ایران»، «کمیتهی دانشجویی بلژیک» و «کمیته همبستگی با کارگران دستگیر شده اول ماه مه در پاریس» که با صداقت و صلابت بهحمایت از آکسیون اعتصاب غذا برخاستند، تشکر میکنیم؛ و امیدواریمکه درآینده بتوانیم در همراستایی با آنها گامهای مؤثرتری برداریم. در این رابطه دست رفقایی همانند یداله خسروشاهی، نسان (پاریس)، نادر (کلن) و دیگرانی را که نمیشناسیم، بهگرمی میفشاریم.
ـ از دوست عزیز آقای گیلآوایی که با یادداشت و شعر شورانگیزش ما را بهانه قرار داد تا چشمها را بهسوی کارگرانی که در ایران بهمبارزهی پرصلابت، فرارونده و حقطلبانهی خویش ادامه میدهند و تاوان میپردازند، جلب کند؛ از صمیم قلب تشکر میکنیم و امیدواریم که این چشمهی جوشان و انسانی دهها سال دیگر ـهمچنان پرخروشـ بجوشد.
ـ از هژبر عزیز، فریبا خانم و سامِ جوان که ما را بهاشکال محتلف مورد تفقد قرار دادند، سپاسگزاریم.
ـ از مریم عزیز (آمسفورت) که در وضعیت بیماری برای ما دستهگلهای زیبا آورد و با مهرورزیاش دلمان را شاد کرد، تشکر میکنیم؛ و برایش آرزوی شادمانی بیشتر داریم.
ـ از آذر، پویان، شمیلا، پویش، سوفی و ناصر که بهمثابهی ستاد پشتیبانی آکسیون اعتصاب غذا عمل کردند و بیشترین بارِ ارتباطات مکاتبهای را بهدوش کشیدند، سپاسگزاریم.
ـ از بهمن شفیق که هرشب بهما زنگ میزد و ما را درجریان رویدادهای جامعهی ایران قرار میداد، قدردانی میکنیم. این رفیق با حضور دو روزهی خود در جمع ما دلمان را شادتر و سرمان را شوریدهتر کرد. پس، جا دارد که پیشانی زیبایش را بوسهباران کنیم.
ـ از همهی دوستان و رفقایی که بهانحاء گوناگون از این اعتصاب غذا (چه حضوری و چه در تماسهای مختلف) حمایت کردند، تشکر میکنیم؛ و متقابلاً متعهد میشویم که هرگامیکه در راستای آزادی بیقید و شرط همهی کارگران زندانی بردارند، با تمام نیرو در کنارشان خواهیم بود.
مصاحبه با رادیوهای فارسی زبان
ـ پس از تشکر از رادیو زمانه که اولین مصاحبهی رادیویی را با ما داشت، ضمناً از این رادیو گلایهمندیم که صدای ضبط شدهی ما را بهگونهای مونتاژ کرد که تنها نیمی از حقیقت ما را بازمیتاباند.
ـ از اطلاعرسانی بهجا و بهموقع رادیو برابری که فرصت یک مصاحبهی طولانی و آزاد را در اختیار ما گذاشت، قدردانی میکنیم و دست این دوستان را بهگرمی میفشاریم.
ـ از اطلاعرسانی رادیو پیام آزادی نیز تشکر میکنیم که امکانات خود را در موارد متعددی در اختیار ما گذاشتند تا صدای مبارزهی کارگران در ایران را رساتر بازبتانیم.
ـ انتشار اخبار مربوط بهاعتصاب غذا در سایتهای فارسی زبان:
سایتها و وبلاگهای گوناگونی بهانتشار اخبار مربوط بهاعتصاب غذا پرداختند که میبایست از همهی آنها قدردانی کرد. این قدردانی بیش از اینکه جنبهی شخصی و گروهی داشته باشد، بارِ طبقاتی دارد و بیانگر ارزشهای دموکراتیک و انسانی اینگونه سایتها و وبلاگها در جانبداری از جنبش کارگریِ ایران است. انتشار اینترنتیِ اخبار مربوط بهاعتصاب غذا در هلند، عملاً این آکسیون را بهیک کمپین حمایتیـکارگری و ادامهدار تبدیل کرد که در ادامه میتواند بهنیروی اثرگذاری تبدیل شود. بنابراین، قدردانی از همهی اینگونه سایتها یک وظیفهی طبقاتی و انسانی است.
با این وجود، بهنظر ما امکان انعکاس وسیعتر خبر اعتصاب نیز موجود بود؛ و اگر همهی رفقاییکه با اعتصاب اعلام همبستگی کردند، در زمینهی فراهم کردن امکانات رسانهای نیز ارتباطات خود را فعال میکردند، قطعاً انعکاس اعتصاب، و بهاین ترتیب انعکاس اخبار مربوط بهکارگران دستگیر شده، از این نیز وسیعتر میبود. امیدواریم که این گلایه دوستانه خود محرکی باشد برای همبستگی فعالتر در مبارزات پیش روی طبقهی کارگر ایران که همگی ما میتوانیم جزئی از آن باشیم. بههرروی، تا آنجا که ما اطلاع داریم سایتهای زیر در انتشار اخبار مربوط بهاعتصاب غذا فعال بودند.
ـ سایت «جنبش کارگری»: از این سایت و همچنین مدیریت آن ـرفیق وحیدـ از صمیم قلب سپاسگزاریم که هم صدای ما را بازتاباندند و هم دِم گرم رفاقتشان را با جنبش کارگری در ایران پیوند زدند تا «سیهرو شود، هرکه در او غش باشد.
ـ سایت «اتحاد کارگری»: از تلاشهای رفیق گرامی صدیق جهانی، بهواسطهی ایجاد صفحهی مربوط بهاعتصاب غذا و همچنین پیام حمایتگرانه و شوق طبقاتیاش تشکر و قدردانی میکنیم.
ـ سایت «جُنگ خبر»: از انتشار سریع اخبار اعتصاب غذا توسط این سایت و همراهیهای رفیق بسیار عزیزمان ـجعفر پویهـ قدردانی میکنیم و صورت او را میبوسیم.
ـ سایت «ایران ریپورت نیوز»: از این سایت و همچنین رفیق جمشید اطیابی که با مصاحبهی تلفنی خود، فریاد مارا پُرطنینتر بهگوش علاقمتدانِ جنبش کارگری رساندند، قدردانی میکنیم.
ـ سایتهای «اتحاد بینالمللی...»، «افق روشن»، «آزادی بیان»، «گفتگوهای زندان»، «روشنگری» و... و همچنین وبلاگهای متعددی (از جمله «جنبش در تبعید») اخبار مربوط بهاعتصاب غذای ما بهگوش دیگران رساندند که همهی اینها نشانگر روش دموکراتیک و گرایش کارگری آنهاست. دست همهی این دوستان و رفقا را میفشاریم؛ و از همهی آنهاییکه بهدلیل بیاطلاعی نامی از آنها نبردهایم، پوزش میطلبیم.
ـ پیامهای دریافت شده
پیامهای متعددی بههریک از اعتصاب غذاکنندگان رسید که همه نشان از همدردی و همراهی و رفاقت داشت. این پیامها ـدر واقعـ نشان داد که گام کوچک حمایتگرانهی ما، نه تنها خودسرانه نبوده و جنبهی فردی نداشته، بلکه بهمثابهی یک پژواک جمعی، حاکی از همدردیِ طبقاتی نیز بوده است. دست تکتک این رفقا را میفشاریم، در آغوششان میگیریم و صورت دلاورانهشان را میبوسیم.
از داخل ایران نیز پیامهایی از کارگران بهدست ما رسید که خطوط زیر در پاسخ بهاین دوستان نوشته و منتشر شده است.
پاسخ بهکارگرانی که دوستشان میداریم
عزیزان!
گرچه ما هیچوقت سعادت دیدار شما را نداشتهایم؛ اما از هنگامیکه سندیکای کارگران شرکت واحد موجودیت نوین خودرا در یک مجمع عمومی 8 هزار نفره واقعیت بخشید و با اعتصابات خود جنبش نوین کارگری در ایران را بنیان گذاشت، از هنگامیکه انبوهی از فرزندان جوان و جسور طبقهی ما با تلاشی خستگیناپذیر خشت برخشتْ بنای تشکلهای تودهای کارگران را آغاز کردهاند و از هنگامیکه هفتتپهایها بر سد موانع غلبه کرده و استوار و پابرجا سندیکای خود را بر پا نمودند، تلاش و مِهر همهی شما قلب و روح ما را سرشار از امید و نیرو کرده است. بههمین دلیل احساس میکنیم که دهها سال استکه شما را میشناسیم و همانند برادری کوشاتر دوستتان داریم. آری ما هم در اینجا (همانند شما در آنجا) کارگر هستیم و بهکار بیگانه و طاقتفرسا تن میسپاریم تا زندگی را گذران کنیم؛ ولی تفاوت زندگی و امکانات ما با زندگی و امکانات شما بسیار است. ما در اینجا (با کمی آسانگیری) برای سال بعد هم نگران نیستیم؛ اما شما در آنجا نمیتوانید برای فردا نگران نباشید. هزینهی فعالیت کارگری و جانبداری از طبقهکارگر در اینجا و برای ما نهایتاً و در اوج خود بهدست نیاوردن امکانات و موقعیت بهتر است، درصورتیکه این هزینه برای شما و درآنجا از دست دادن همان امکانات ناچیزی استکه هیچوقت هم کفاف یک گذران بخورونمیر را نمیدهد.
وقتیکه ما بهاسانلو، مددی، نجاتی، رخشان، عظیم زاده، خانم محسنی و دهها فعال کارگری دیگر میاندیشم و وضعیت خودمان را با شما مقایسه میکنیم، حتی گاهاً تا احساس شرم نیز پیش میرویم. عدهای درآنجا و گرفتار زندان و وثیقه و دویدن در لابیرنت دادگستری؛ عدهای هم در اینجا که در ازای فعالیتهایشان نه بهزندان میافتند و نه از کار اخراج میشوند و نه فرزندانشان اسیر صف ملاقات و تحمل تحقیر و توهین یک مشت آدمنمای عوضی میشوند.
گرچه ما بهقهرمانها و قهرمانگرایی اعتقاد و باوری نداریم؛ اما حرکت شما را در 11 اردیبهشت، بهویژه از این نظر که متحد و یکپارچه بودید، یک گام زاینده و قهرمانانه میدانیم. بنابراین، در مقابل همهی شما فعالین جنبش کارگری که در داخل ایران هزینهی جانبداری از طبقهکارگر را میپردازید (اعم از دستگیر شده و دستگیر نشده)، از جا برمیخیزیم و کلاه از سر برمیداریم و ابراز احترام و قدردانی میکنیم.
دوستان عزیز! شما در آنجا با ایجاد سندیکای واحد، سندیکای نیشکر هفتتپه، اتحادیه آزاد کارگران و تشکلهای دیگر، بهجز اینکه صادقانه و بهگونهای مؤثر در خدمت طبقهی کارگر ایران و همهی کارگران جهان بودهاید، موجباتی را نیز برای ما فراهم کردید که دلتنگیهایمان را میزداید و نور دیگری بر زندگیمان میتاباند. این نور زندگی آفرین، بهویژه در حرکت متحد شما عزیزان در 11 اردیبهشت درخشش ویژه و سازندهای داشت. حقیقت این است که ما از این حرکت شما که میتوان با عبارت تولد جنبش نوین کارگری در ایران توصیفاش کرد، دوباره برانگیخته شدیم و بسیار هم آموختیم.
دوستان کارگر! حرکت متحد، متشکل و پرصلابت شما در روز جهانی کارگر و همچنین طرح بهجای مطالباتیکه پیشِ روی صاحبان سرمایه و دولت قرار دادید، در اینجا نیز طنینِ جانافرایی داشت. اینهمه درایت، اینهمه جسارت و اینهمه دریافت و شعور طبقاتی همانند گرمای جانبحش خورشید بهوادی سردِ اینجا نیز روح نوینی دمید. آری، ما دریافتیم که دیگر نامه و اینترنت و اعلام همبستگی خشک و خالی کافی نیست. ما پیام شما را در عمل شما دریافتیم.
عزیران، نامهها و پیامهای پُرمِهر شما مایه دلگرمی ماست. نگرانی شما در مورد سلامتی ما برای ما درعینحال نشان دهندهی امر مشترک و حس همبستگی طبقاتی است. اما از جانب ما نیز همین نگرانی متقابل در مورد سرنوشت دوستان زندانی ماست که ما را بهاین اقدام واداشته است. آری، سلامتی ما احتمالاً در اثر اعتصاب غذایی که بهآن دست زدیم، اندکی صدمه ببیند. اما حقیقتاً این صدمه در مقابل صدماتی که شما عزیزان تا بهامروز دیدهاید، چیست؟ از صدمه روحی ناشی از محاصرهی دائمی و بیامنی فردای زندگی گرفته تا صدمه جسمیای که بر امثال صالحیها وارد شده است. حقیقتاً ناراحتیهای چندروزه ما در مقابل ناملایمات هرروزهای که بر جسم ناتوان اسانلو وارد میشود، رنگ میبازد. ما نگرانی شما را ارج مینهیم، اما باور کنید که خود ما بهمراتب بیشتر نگران همهی آنهایی هستیم که اینچنین در نبردی نابرابر کمر بهاحقاق حقوق لگدمال شدهی کارگران بستهاند و در معرض شدیدترین ستمگریها قرار گرفتهاند. این همان چیزی است که ما را بهاین اعتصاب واداشته است. اعتصابی که برای ما تنها گامی در این مبارزه است. بهشما و همهی دوستان اطمینان میدهیم که با تمام قوا برای رهایی همهی فعالین جنبش مبارزه خواهیم کرد. این تنها شکل اعتراض نیست و نخواهد ماند. اعتصاب ما بهمحض رسیدن بهاهداف سیاسی مورد نظرمان خاتمه خواهد یافت. اما بدون تردید همراه با همهی همرزمان دیگر بهجستجوی راههای مؤثرتر مبارزه همت میگماریم. بهاین امید که بهنتایج عملی دست یابیم.
مرگ دو کارگر حين کار
دو کارگر حين انجام کار در ساختماني نيمه کاره و حفاري چاه جان خود را از دست دادند
پنجشنبه 21 خرداد 1388-11 ژوئین
بازتاب آن لاین
دو کارگر حين انجام کار در ساختماني نيمه کاره و حفاري چاه جان خود را از دست دادند.در حادثه اول بر اثر فرو ريختن ده ها شاخه تيرآهن هنگام تخليه در ساختمان در حال ساخت، کارگر جوان زير تيرآهن ها جان داد.ستاد فرماندهي سازمان آتش نشاني پس از آگاهي از اين حادثه ساعت 37/8 ديروز آتش نشانان دو ايستگاه را به محل حادثه در جنت آباد شمالي، خيابان بهارستان فرستاد.افشار حامدي رئيس ايستگاه 55 که در محل حادثه حضور داشت، گفت؛ اين تيرآهن ها در محل ساختمان در حال ساخت و روي پايه هاي موقت در حال تخليه بود که بر اثر فروپاشي پايه هاي موقت، ده ها شاخه تيرآهن روي کارگر جواني که زير آن مشغول کار بود، فرو ريخت.وي افزود؛ آتش نشانان براي جلوگيري از حوادث احتمالي هنگام خارج کردن جسد ابتدا با استفاده از جرثقيل و مهار تيرهاي فروپاشيده با دقت آنها را جابه جا و سپس جسد را از زير شاخه هاي تيرآهن خارج کردند.در حادثه دوم حفاري غيراصولي چاه جديد در مجاورت چاه فاضلاب يک واحد مسکوني، منجر به مرگ چاه کن شد. اين حادثه ساعت 47/14 به سامانه 125 اعلام شد و امدادگران به بلوار فرحزادي، خيابان طاهرخاني، خيابان ياران رفتند.ناصر صفرخاني رئيس ايستگاه 25 آتش نشاني که در محل حادثه حضور داشت، گفت؛ مالک اين واحد مسکوني براي حفر چاه جديد در خارج از منزل خود اقدام کرده بود و کارگر چاه کن پس از حفر 10 متر چاه شروع به زدن کلنگ براي انباري آن کرد که ديواره چاه ترکيد و فضولات چاه داخل منزل ناگهان وارد چاه در حال حفر شد و مرگ آني کارگر را رقم زد.صفرخاني افزود؛ آتش نشانان پس از ايمن سازي کامل اطراف چاه و تخليه فاضلاب درون چاه جديد، عمليات خود را آغاز کردند و يکي از آتش نشانان با استفاده از دستگاه تنفسي و طناب به عمق چاه رفت و جسد چاه کن به بيرون از چاه منتقل شد.
سیزده خرداد سالروز احياي سنديكاي كارگران شركت واحد گرامي باد
روز جمعه 13 خرداد 1384 يادآور عزم راسخ كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه در برگزاري مجمع عمومي براي تصويب اساسنامه و انتخاب نمايندگان واقعي خودشان مي باشد.
سیزده خرداد سالروز احياي سنديكاي كارگران شركت واحد گرامي باد
روز جمعه 13 خرداد 1384 يادآور عزم راسخ كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه در برگزاري مجمع عمومي براي تصويب اساسنامه و انتخاب نمايندگان واقعي خودشان مي باشد.
با وجود مشكلات بي اندازه از جمله اخراج بيش از بيست نفر و زنداني بودن سه نفر از اعضاي هيئت مديره و فعالين سنديكا و احكام قضايي براي ديگر اعضاي هيئت مديره ،امروز بعد از گذشت 4 سال كماكان اعضاي هيئت مديره و فعالين اين سنديكا در صدد احقاق حقوق كارگران مي باشند و افتخار اعضاي اين سنديكا در اين است كه به آراي كارگران احترام گذاشته ودر راه رسين به خواسته هاي صنفي از هيچ كوششي كوتاهي نكرده اند.
سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران وحومه در آستانه سالروز انتخابات واقعي كارگري درشركت واحد آرزوي سربلندي براي تمامي كارگران و آزادي زندانيان كارگري را از خواسته هاي خود مي داند واين روز بزرگ را كه جايگاه والايي در بين كارگران ايران و جهان دارد گرامي ميدارد.
سنديكاي كارگران شركت واحد
اتوبوسراني تهران وحومه
كارگران معترض قند بردسير همراه زن و فرزندان خود جاده سيرجان به كرمان رابستند
آژانس ايران خبر
دوشنبه 11 خرداد 1388- 1 ژوئین 2009
بيش از 300 كارگر از كارگران كارخانه قند بردسير صبح روز يكشنبه 10/3/88 بعد از اينكه از پيگيريهاي مستمر به ارگانها و مقامات دولتي هيچ جوابي نگرفتند از ساعت 0730 جاده سيرجان به كرمان را مسدود كردند و به همراه زن و فرزندان خود در جاده متحصن شدند.
يكي از كارگران گفت كه ما چاره ديگري نداشتيم و در عمل ديديم كه از فرماندار تا استاندار و تا رئيس جمهور هيچكسي به فكر ما كارگران نيستند و حتي به حرفهاي ما گوش نميدهند چه رسد كه مشكل مارا حل كنند.
يكي ديگر از كارگران گفت در حاليكه ميليارد ميليارد خرج هاي متفرقه ميكنند ويا ميليونها تومان صرف تبليغات و انتخابات ميكنند , با اينكه ميدانند ما پول تهيه نان خشك هم نداريم , ولي كاري براي ما انجام نميدهند و به شكايات ما رسيدگي نميكنند . چاره ديگري نداشتيم جز اينكه خيابان را ببنديم و فشار بياوريم
اين تحصن تا ساعت 1300 ادامه داشت و قراراست روز دوشنبه نيز جاده كمربند ي را ببندند . و دامنه اعتراض را گسترش دهند.
پس از بينتيجه بودن تجمع روز گذشته; كارگران لوله سازي خوزستان مقابل استانداري تجمعكردند
ایرنا
یکشنبه 10 خرداد 1388-30 می 2009
قراربود وام بحرانبراي پرداخت مطالباتكارگران دراختيار كارخانه قرارگيردكه با وجود وعدههاي فراوانهنوزپرداخت نشده است.
در پي بينتيجه بودن تجمع روز گذشته كارگران لوله سازي خوزستان، جمعي از كارگران اين شركت امروز نيزدرمقابل استانداري تجمع كردند.
به گزراش خبرنگارايلنا، آقايارحسيني دبير اجرايي خانه كارگراستان خوزستان با اعلام اين خبرگفت: تجمع روز گذشتهدرحوالي ظهر بدون نتيجه پايان يافت.
روز گذشته نيز جمعي از كارگران لوله سازي خوزستان در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات خود با تجمع در مقابل استانداري خواهان پاسخگويي مسوولان شده بودند.
همچنين يكي از كارگران گفت:قراربود وام بحران براي پرداخت مطالبات كارگران دراختيار كارخانه قرار گيرد كه با وجود وعدههاي فراوان هنوزپرداخت نشده است.
قانونی شدن اخراج دسته جمعی کارگران
ایرنا
شانزده اردیبهشت
نایب رئیس کمیسیون قضایی مجلس در واکنش به بند "ز" لایحه اصلاحی قانون کار كه به كارفرما اجازه اخراج دسته جمعی کارگران را ميدهد، این بند را غیر معقول خواند و بر حفظ حقوق توامان کارگر و کارفرما در لایحه اصلاح قانون کار تاکید کرد. فرهاد تجری نماینده قصر شیرین، در گفت وگو با خبرنگار ایلنا با بیان اینکه نباید تنها به نکات منفی لایحه اصلاح قانون كار توجه داشت، افزود: در مورد بند "ز" این اصلاحیه نیز باید مقدمه و موخره آن را مورد بررسی قرار داد. اگر این بند صرفا اجازه اخراج دسته جمعی کارگران به کارفرمایان را بدهد، مجوز غیر معقول و غیر منطقی است که نه تنها جامعه کارگری، بلکه کلیه آحاد جامعه آن را نخواهد پذیرفت. تجری با اعتقاد بر این که قانون کار ایران براساس نظام سوسیالیستی تنظیم شده است، یادآور شد: از آنجا که سیستم بازار کار در ایران، یک سیستم آزاد است، ماهیت سوسیالیستی قانون کار با آن هماهنگی و مطابقت کامل را ندارد. چرا که در این قانون تنها حقوق کارگران لحاظ شده است و نه کارفرما. به همین دلیل کارفرمایان از اجرای صحیح این قانون طفره میروند. نایب رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس با تاکید بر لزوم حفظ حقوق کارگر، کارفرما و دولت در اصلاح قانون کار، خاطرنشان کرد: اصلاح قانون کار یکی از الزامات جامعه کارگری امروز است. چرا که تبعات ناشی از نقاط ضعف این قانون، منجر به دامن زدن به قشر بیکار جامعه شده است. در حالی که باید مسولیتها به درستی میان کارگر، کارفرما و دولت تقسیم شود. اگر قانون کار صرفا کارگر محور باشد، انگیزه تولید کار را برای کارفرما کم میکند. وی در پاسخ به سوالی که به بند 10 ماده لایحه اصلاحی قانون کار مبنی بر بیمه کارگران به شکل بیمه تامین اجتماعی یا دیگر انواع بیمه اشاره داشت؟، گفت: این یک نقطه ضعف برای اصلاح قانون کار نیست. چرا که دیگر انواع بیمه در ایران ممکن است تسهیلاتی بیشتر از بیمه تامین اجتماعی بهکارگران ارایه دهند. از این رو رقابتی میان بیمه گذاران ایجاد خواهد شد که نه تنها منفی نیست، بلکه منجر به رونق این حرفه نیز خواهد شد
فاصله طولاني حداقل دستمزد و خط فقر
اعتماد
یکشنبه 20 اردیبهشت 1388-10 می 2009
بخشي از هزينه هاي توليد صرف بازتوليد ابزار توليد مي شود. هزينه بازتوليد تجهيزات (سرمايه)، هزينه استهلاک و نرخ حفظ ارزش زماني پول است. به همين ترتيب، دستمزد پرداختي به نيروي کار را مي توان هزينه بازتوليد نيروي کار تلقي کرد. تعيين حداقل دستمزد در اين چارچوب به معناي حداقل هزينه هاي زندگي براي نيروي کار و افراد تحت تکفلش است که شامل هزينه هاي مسکن، پوشاک، تغذيه، سلامت و آموزش مي شود. نرخ دستمزد حاصل فرآيند تقابل و تعامل و چانه زني ميان نيروي کار و سرمايه است. در واقع دعواي اصلي در اين حوزه دعواي بين سود و دستمزد است، هر چه سود بيشتر باشد در حقيقت از سهم دستمزد کاهش مي يابد. در اقتصاد کلاسيک و در روابط عرضه و تقاضا تعيين حداقل دستمزد به اين مفهوم است که منحني عرضه در نرخ حداقل تعيين شده کاملاافقي است و ميزان تقاضا تا جايي که منحني عرضه افقي است با جابه جايي منحني تقاضا که به عوامل غيرقيمتي مربوط مي شود تغيير مي يابد. ميزان افقي بودن منحني تقاضا نيز به عوامل غيرقيمتي ديگر از قبيل شمار نيروي کار، ميزان نابرابري در توزيع درآمد و فقر بستگي دارد. در کشور ما سهم دستمزد از کل ارزش افزوده بين 20 تا 24درصد در سال هاي مختلف در نوسان بوده است. بخش ديگر ارزش افزوده مربوط به سرمايه و سود صاحبان سرمايه بوده است. در مقاطع مختلف که طرف سرمايه، آن هم سرمايه اي که بيشتر جنبه مالي و سوداگرانه دارد تا صنعتي، با کاهش اندکي از نرخ سود روبه رو شده از جمله تلاش کرده است با کاهش سهم نيروي کار يا تامين آن کاهش اندک سود، از منابع تجميع شده نيروي کار نزد سازمان تامين اجتماعي ناکارايي خود را جبران کند. در اين زمينه، مي توان به قانون نوسازي صنايع و قانون رفع موانع توليد اشاره کرد که در هر دو مورد هزينه ناکارايي مديريت سرمايه از جيب کارگران پرداخت شده است. نرخ سودهاي غيرمتعارف و موقعيت هاي رانتي متفاوتي که سرمايه تجاري از آن برخوردار است باعث شده است در مقابل هر اتفاق سياسي ـ اقتصادي در جهت کاهش نرخ سود و نيز حركت به سمت منطقي تر شدن، به شدت مقاومت کند. ضعف در نهادهاي کارگري نيز به اين امر کمک رسانده است. مطابق قانون کار، ميزان رشد حداقل دستمزد بايد مطابق هزينه هاي زندگي باشد ـ که شاخص آن همان نرخ تورم اعلام شده توسط بانک مرکزي است ـ و شوراي عالي کار مسوول تعيين آن است. در اوايل اسفندماه با توجه به نرخ تورم بالاي 25 درصدي در سال گذشته، رشد حداقل دستمزد به ميزان 25 درصد تعيين شد، اما در پي اعتراض نهادهاي كارفرمايي از جمله اتاق بازرگاني كه به طور مستمر تهديدي براي هزينه زندگي و حقوق اوليه نيروي کار بوده است در اين افزايش بازنگري شد. در پي آن بانک مرکزي نيز اعلام کرد که نرخ تورم در سال آينده کاهش خواهد يافت و اين اعتراض و اعلام باعث شد که شوراي عالي کار بار ديگر در نرخ افزايش حداقل دستمزد تجديد نظر کند و آن را به 20 درصد کاهش دهد. در حالي اين نکته بديهي ناديده گرفته شد که نرخ افزايش حداقل دستمزد معطوف به افزايش هزينه هاي زندگي در سال گذشته است نه افزايش هزينه ها در آينده. مطابق بررسي هاي اعلام شده توسط کارشناسان ميزان خط فقر براي يک خانوار در سال جاري در استان تهران برابر با 850 هزار تومان در ماه است. از سوي ديگر ميزان متوسط هزينه هاي خوراکي و غيرخوراکي خانوار را مي توان به نوعي شاخصي براي اين هزينه به شمار آورد، با توجه به ارقام اعلام شده در اين خصوص در سال هاي 85 و 86 ميزان حداقل دستمزد حدود يک سوم اين هزينه بوده است و رقم 850 هزار تومان نيز تقريبا همين نسبت را نشان مي دهد. در واقع حداقل دستمزد اعلام شده توسط دولت نه تنها به وضوح کاهش قدرت خريد نيروي کار را نسبت به سال قبل در پي دارد بلکه از خط فقر و هزينه بازتوليد نيروي کار نيز فاصله زيادي دارد . در اين ميان، جاي خالي تشکل هاي طرف نيروي کار در اين فرآيند چانه زني به شدت محسوس است، تشکل هايي که به شدت با آنها برخورد شده است و به رغم شعارهاي مطرح شده در حمايت از اقشار ضعيف تر جامعه نه تنها حمايت نشدند که به شدت نيز سرکوب شدند که البته نتيجه اين سرکوب در مواقعي که به تقسيم منافع مي رسد، جدي تر احساس مي شود؛ نتيجه اي که در چارچوب نظريه هاي نوليبرالي از توجيه تئوريک جدي اي برخوردار است. به نظر مي رسد در اين مقطع و با توجه به افزايش مستمر هزينه هاي زندگي لازم است تشکل هاي حداقلي موجود نيروي کار، بخشي از تلاش خود براي اصلاح دستمزد را روي افزايش هاي فصلي يا شش ماهه متمرکز کنند.
تجمع صنفي کارگران يک کارخانه در شيراز
ایرنا
یکشنبه 6 اردیبهشت 1388-26 آوریل 2009
برخي از کارگران کارخانه صنايع مخابراتي راه دور ايران روز يکشنبه با تجمع در ميدان پيام شيراز خواستار رسيدگي به آنچه مطالبات صنفي ناميدند، شدند.
به گزارش خبرنگار ايرنا، اين افراد با حضور 400 نفري خود در قسمتي از خيابان محدوده ميدان پيام که منتهي به فرودگاه شيراز مي شود، موجب کندي تردد خودروها در اين مسير شدند.
يکي از کارگران که خود را نماينده کارگران معرفي کرد درگفت و گو با خبرنگار ايرنا گفت: مسوولان در تجمع قبلي کارگران که اواخر پارسال بود، قول همکاري، حمايت و پرداخت نقدينگي به شرکت دادند ولي تاکنون آن وعده ها عملي نشده است.
وي مدعي شد: شوراي تامين استان فارس تصويب کرده که 15 ميليارد تومان وام از محل تبصره دو به صنايع مخابراتي راه دور ايران پرداخت شود.
او ادامه داد:وثيقه هاي اين شرکت درگرو بانک ها است و براي دريافت وام مشکل دارند.
نماينده کارگران اين شرکت بيان داشت: خواسته کارگران دريافت حقوق شش ماه گذشته، عيدي و مطالبات دو سال گذشته و همچنين خلع يد سهامداران نالايق اين شرکت است.
فرماندار شيراز در اين باره به ايرنا گفت: ادعاي تجمع کنندگان درباره عملي نشدن قول هاي مسوولان خلاف واقع است و مسوولان به قول هاي خود عمل کرده اند.
ابراهيم عزيزي افزود: صنايع مخابراتي راه دور ايران يک کارخانه خصوصي است يعني سهام دارها و سرمايه گذارها بايد حقوق کارگران را بدهند.
وي گفت: اين افراد بايد ادعاهاي خود را درمراجع حقوقي و قضايي پيگيري کنند.
صبح روز گذشته (شنبه) نيز حدود500 نفر از کارگران صنايع مخابراتي راه دور ايران با عنوان اينکه مطالبات آنان پرداخت نشده ومسوولان هم در اين زمينه پاسخگو نيستند خواستار توضيح مسوولان و دريافت مطالبات خود شدند.
به گزارش خبرنگار ايرنا ؛ براي چندمين بار طي ماه هاي اخير کارگران صنايع مخابراتي ايران با تجمع در اين شرکت خواستار رسيدگي به آنچه خواسته ها و مطالبات صنفي خود مي نامند، شده اند.
کارخانه مخابرات راه دور ايران که در شيراز مستقر است توليد کننده سيستم هاي راديويي مخابرات، مراکز سوييچ تلفن و مجري طرح کارت سوخت خودروها است.