کارگران:چهارشنبه 22 خرداد 1387-11 جون 2008
کارگران هفت تپه در انتظار پرداخت تسهيلات
دسترنج
چهارشنبه 8 خرداد 1387-28 می 2008
در ميان كارگران نيشكر هفت تپه شايعه شده است كه روز گذشته در حاشيه افتتاح مجلس هشتم، رييس جمهور به صورت تلفني بر پرداخت وام 5 ميليارد توماني مصوب به اين كارخانه تاكيد كرده است.
به گزارش دسترنج، با وجود پايان يافتن اعتصاب گسترده كارگران نيشكر هفت تپه، اين كارگران هنوز در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات معوقه خود از حضور در محل كار خودداري ميكنند.
اين كارگران پيشتر در اعتراض به پرداخت نشدن به موقع مطالبات خود به همراه اعضاي خانواده خويش در محل كارخانه و در مقابل فرمانداري استان تحصن برگزار كرده بودند.
به گفته يكي از كارگران، با پايان يافتن اين اعتراضها كه به هفته گذشته باز ميگردد، تمامي كارگران اداري و فني كارخانه از حضور در سر كار خودداري كردهاند و تنها كارگراني كه در بخش آبياري مزارع نيشكر شاغل بودند به اجبار براي آبياري زمينهاي زراعي در سر كار خود حاضر شدند.
اين كارگر با بيان اينكه در سفر استاني هيات دولت به خوزستان، دولت پرداخت ۵ ميليارد تومان تسهيلات به اين كارخانه را تصويب كرد، گفت: كارگران تا زماني كه اين تسهيلات وعده داده شده پرداخت نشود در محل كار خود حاضر نخواهند شد.
وي گفت: در ميان كارگران شايعه شده است كه روز گذشته و در حاشيه جلسه افتتاح مجلس هشتم، نماينده شوش با مراجعه به رييس جمهور از بابت پرداخت نشدن تسهيلات مصوب گله ميكند كه رييس جمهور همان جا به صورت تلفني به اعضاي كابينه خود بر پرداخت هر چه سريعتر اين وام تاكيد ميكند.
تعداد جانباختگان آتشسوزي مهيب شازند به 25 تن رسيد
دسترنج
چهارشنبه 8 خرداد 1387-28 می 2008
چهار تن از مصدومان حادثه آتشسوزي در دو كارخانه شازند كه سوختگي بالاي 70 درصد داشتند، جان باختند.
دكتر رباط ميلي، مدير حوادث و فوريتهاي پزشكي استان مركزي در گفتوگو با ايسنا، با تاييد افزوده شدن چهار تن ديگر به جانباختگان حادثه آتشسوزي شركتهاي «كيميا گستر امروز» و «كيمياگران سپهر» شازند استان مركزي در عصر روز يك شنبه پنجم خرداد، گفت: دو تن از مصدومان اين حادثه در بيمارستان اصفهان، يك تن در بيمارستان شهيد نكويي قم و يك نفر در بيمارستان تهران جان باختند.
گفتني است در پي وقوع اين حادثه در روز اول 21 تن كشته و44 نفر مصدوم شده بودند.
اعلام عزاي عمومي در شازند به دليل مرگ 25 کارگر
دسترنج
چهارشنبه 8 خرداد 1387-28 می 2008
به دليل وقوع حادثه آتش سوزي دو کارخانه شيميايي در ناحيه صنعتي بازنه، روز پنجشنبه نهم خرداد ماه در شهرستان شازند عزاي عمومي اعلام شد.
به دليل وقوع حادثه آتش سوزي دو کارخانه شيميايي در ناحيه صنعتي بازنه، روز پنجشنبه نهم خرداد ماه در شهرستان شازند عزاي عمومي اعلام شد.
فرماندار شهرستان شازند با اعلام اين خبر گفت: اين حادثه اتفاقي ناراحت کننده بود که تا ساليان دراز از خاطره اين شهر نخواهد رفت.
سيد علي آقازاده با بيان اين نکته که مديريت بحران شهرستان شازند توانست از ابعاد احتمالي اين حادثه بکاهد، گفت: نقش بخشداران، مديران و يگانهاي امدادي، انتظامي و نظامي شهرستان شازند در اين جريان پر رنگ بوده است.
وي همچنين تصريح کرد: با شناسايي اجساد توسط خويشاوندان آنها، جان باختگان اين حادثه در شهرهاي شازند، آستانه و روستاهاي تابعه در حال خاکسپارياند.
آقازاده از آمادگي دستگاههاي اجرايي شهرستان به منظور راه اندازي کارخانجات آسيب ديده خبر داد و تصريح کرد: استانداردهاي لازم در بحث اتفاقات بايد توسط شرکت هاي مستقر در شهرستان رعايت شود و اين نکته پذيرفتني نيست که در برخي شرکت ها اين امر انجام نشود.
فرماندار شازند در پايان از آغاز پاکسازي و گندزدايي کارخانه توسط تيم هاي مجرب خبر داد و گفت: عمليات پاکسازي در اين کارخانه از روز گذشته آغاز شده است.
وجود 373 هزار دانش آموخته بيكار در كشور
دسترنج
جمعه 3 خرداد 1387-23 می 2008
استادیار موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی اظهار داشت: سهم دانش آموختگان علوم انسانی از 373 هزار دانش آموخته بیکار، سهم نسبتا بالایی است.
غلامرضا ذاکر صالحی در گفتوگو با ایسکانیوز، افزود: اگر ملاک را نرخ بیکاری قرار دهیم وضعیت دانش آموختگان علوم انسانی از رشتههای دیگر بهتر است.
ذاکر صالحی با استناد به سرشماری نفوس و مسکن سال 85 نرخ بیکاری در رشتههای کشاورزی 7/15 درصد، ریاضی و علوم 3/12 درصد، فنی و مهندسی 4/11 درصد و علوم انسانی و هنر را 6/10 درصد اعلام کرد.
وی اضافه کرد: نرخ متوسط بیکاری دانش آموختگان هم 1/10 است که میتوان نتیجه گرفت علوم انسانی با نرخ متوسط بیکاری هماهنگ است اما با اقداماتی نیز میتوان این وضع موجود را بهبود بخشید.
ذاکر صالحی با ارائه راهکارهای بهبود وضع دانش آموختگان، اذعان داشت: پیگیری سیاست حمایت و توانمندسازی علوم، ملاحظه علوم انسانی و نظام اشتغال به عنوان دو ریز سیستم از یک سیستم، سازگاری برنامههای آموزشی و درسی با تحولات جهانی، استفاده از فنآوریهای جدید آموزشی، توسعه تحقیقات دانشجویی، توجه ویژه به فنآوریهای فرهنگی، ایجاد کشش تقاضای موثر برای خدمات علوم انسانی در بدنه اقتصادی و ایجاد جاذبه و منزلت اجتماعی بیشتر برای مشاغل علوم انسانی از جمله راهکارهای بهبود وضعیت اشتغال دانش آموختگان علوم انسانی است
كارخانههاي قند در بلاتكليفي به سر ميبرند
دسترنج
جمعه 3 خرداد 1387-23 می 2008
وي با اشاره به مصوبات اخير هيات دولت در زمينه رفع مسايل صنعت قند و شکر، افزود: اگر دولت در اجراي اين مصوبات بيشتر از اين تاخير کند، اقداماتش نوشدارو پس از مرگ سهراب خواهد بود و کمکي به اين صنعت نخواهد کرد.
مدير عامل کارخانه قند تربت جام گفت: وضعيت صنعت قند و شکر کشور مشخص نيست و در حال حاضر کارخانجات در بلاتکليفي به سر ميبرند.
خليل بهروزنيا در گفتوگو با ايسنا، با بيان اين مطلب افزود: ميزان قراردادهاي کارخانههاي قند و شکر استان براي خريد چغندر قند طي دو سال گذشته حدود 70 درصد کاهش يافته است.
بهروزنيا با اشاره به اينکه مقرر شده بود وزارت بازرگاني شکرهاي باقيمانده سال 85 و 86 کارخانجات را خريداري کند، اظهار کرد: اگر اين خريد با قيمت کمتر از 580 تومان در هر کيلوگرم انجام شود کارخانهها زيان خواهند ديد.
وي تصريح کرد: اگر تا 15 خرداد ماه سال جاري خريد چغندرقند به حد نصاب نرسد در مورد چگونگي توليد امسال خواهد شد.
مديرعامل کارخانه قند تربت جام اذعان كرد: اين کارخانه تاکنون به ميزان 25 درصد ظرفيت توليد خود توانسته است قرارداد خريد چغندرقند امضا کند و اين شرايط براي کارخانجات وجود دارد.
وي با اشاره به مصوبات اخير هيات دولت در زمينه رفع مسايل صنعت قند و شکر، افزود: اگر دولت در اجراي اين مصوبات بيشتر از اين تاخير کند، اقداماتش نوشدارو پس از مرگ سهراب خواهد بود و کمکي به اين صنعت نخواهد کرد.
بهروزنيا ادامه داد: تاکنون اقدامي در زمينه اجراي مصوبات صورت نگرفته است و در اين زمينه اميد کمي وجود دارد.
ريزش چاه، كارگر افغان را زنده به گور كرد
دسترنج
شنبه 4 خرداد 1387-24 می 2008
ريزش چاه در بزرگراه تندگويان جان يك كارگر افغان را گرفت و او را زير خاك مدفون كرد.
به گزارش ايسنا، سازمان آتش نشاني و خدمات ايمني تهران اعلام كرد: بنابر گزارش مدفون شدن يك كارگر افغاني در چاه، در ساعت 16 و 8 دقيقه روز گذشته به سامانه 125، نيروهاي امدادرسان اين سازمان به محل حادثه اعزام شدند.
محمد رضا صامت، افسر آماده منطقه پنج عمليات آتش نشاني تهران درباره جزييات اين حادثه گفت: اين چاه به دليل سست بودن خاك از قسمت ديوارهها، ناگهان فرو ريخت و كارگر افغان 24 سالهاي را در زير پنج متر خاك مدفون كرد.
وي با اشاره به حساس بودن موقعيت چاه و احتمال ريزش دوباره آن، افزود: ابتدا دهنه و ديوارهاي چاه را با استفاده از الوار و شمع بندي مناسب ايمن كرديم. سپس آتش نشانان وارد چاه شدند و با عمليات گسترده عمليات خاكبرداري را انجام دادند. بعد از خاكبرداري، توانستيم جسد كارگر را كه در دم جان سپرده بود از چاه بيرون بياوريم.
صامت، مدت زمان عمليات گروه نجات سازمان آتشنشاني را شش ساعت اعلام كرد و افزود: با تاييد فوت كارگر توسط نيروهاي اورژانس، جسد به ماموران انتظامي تحويل داده شد.
كارگران در مجمع انتخاباتي كتك خوردند
دسترنج
یکشنبه 5 خرداد 1387-25 می 2008
نمايندگان كارگران خراسان رضوي در مجمع اخير انتخابات كانون شورهاي اسلامي كار استان كتك خوردند.
به گزارش دسترنج، گفته ميشود حضور افراد ناشناخته و غير شورايي در مجمع انتخابات كانون شوراهاي اسلامي كار استان خراسان رضوي كه قرار بود در روز ۳۱ ارديبهشت ماه انجام شود به در گيري فيزيكي ميان حاضران ختم شده است.
منابع آگاه ميگويند: در اين مجمع انتخاباتي كه تاريخ ۳۱ ارديبهشت ماه در محل كانون شوراهاي اسلامي كار استان خراسان رضوي برگزار شد،افراد مشكوك و غير شورايي قصد داشتند با دستبردن در تعرفه هاي راي انتخابات هيات مديره جديد كانون هماهنگي شوراهاي اسلامي كار استان خراسان رضوي را مخدوش كنند.
به گفته اين منابع كه از نزديك شاهد بودند؛ در ميان برهم زنندگان اين مجمع انتخاباتي نمايندگان اداره كار استان نيز حضور داشتند.
برهم خوردن مجمع انتخابات كانون هماهنگي شوراهاي اسلامي كار استان خراسان رضوي درحالي است كه در دو سال اخير وضعيت اين نهاد صنفي كارگري ناشخص بوده است.
براساس اين گزارش در پي اعتراض كارگران حاضر در مجمع، ميان برهم زنندگان انتخابات و معترضان درگيري فيزيكي ايجاد شد كه در نهايت به جراحت شديد عضو كارگري هيات موضوع ماده ۲۲ اداره كار امور اجتماعي استان خراسان رضوي و انتقال وي به بيمارستان منجر شد.
سی و پنج كارخانه توليد شكلات تعطيل شدند
دسترنج
یکشنبه 5 خرداد 1387-25 می 2008
طي دو ماه اخير 35 كارخانه توليدكننده شيريني و شكلات به دليل افزايش بيش از حد قيمت مواد اوليه تعطيل شدهاند.
جمشيد مغازهاي، دبير انجمن شيريني و شكلات در گفتوگو با ايسنا، با اعلام مطلب فوق افزود: قيمت مواد اوليه حياتي اين صنعت مانند آرد، روغن و شكر به شدت افزايش يافته و باقي كارخانهها نيز در معرض تعطيلي قرار دارند.
وي افزود: قيمت روغن از كيلويي 700 تومان در سال گذشته به 2150 تومان و آرد نيز از 160 تومان به 420 تومان افزايش يافته است.
به گفته او قيمت شكر نيز از كيلويي 450 تومان در سال گذشته به 500 تومان افزايش يافته و صحبتهايي نيز مبني بر افزايش دوباره قيمت شكر به گوش ميرسد.
دبير انجمن شيريني و شكلات خاطرنشان كرد: گذشته از اين مسائل، واردات انواع مواد اوليه صنعت مانند امولسي فايرها، اسانسها، بهبود دهندهها و مشتقات كاكائو نيز دچار مشكل شده است.
مغازهاي خاطرنشان كرد: كارخانهها براي ادامه حيات خود مجبور به افزايش قيمت هستند، اما سازمان حمايت از مصرفكننده تحت عنوان گرانفروشي با اين موضوع برخورد ميكند.
وي تصريح كرد: بارها اعلام كردهايم كه افزايش قيمت محصولات به ميزان افزايش قيمت مواد اوليه است، اما سازمان حمايت از مصرف كننده، واحدها را تحت عنوان گرانفروشي به تعزيرات معرفي ميكند.
هشتاد و پنج پرحادثهترين سال براي كارگران يزدي
دسترنج
یکشنبه 5 خرداد 1387-25 می 2008
در فاصله زماني سالهاي 83 تا 86 در استان 1600حادثه ناشي از كار اعلام شده كه سال 85 با متوسط روزانه 1.5 حادثه براي كارگران پرحادثهترين سال بوده است و برق گرفتگي 2.7 درصد از اين حوادث را شامل ميشود.
بازرس سازمان كار و امور اجتماعي استان يزد گفت: ساليانه در استان 400 حادثه ناشي از كار اعلام ميشود.
مروستي زاده در همايش ايمني وبهداشت حرفهاي در صنعت برق گفت: در فاصله زماني سالهاي 83 تا 86 در استان 1600حادثه ناشي از كار اعلام شده كه سال 85 با متوسط روزانه 1.5 حادثه براي كارگران پرحادثهترين سال بوده است و برق گرفتگي 2.7 درصد از اين حوادث را شامل ميشود.
وي با اشاره به 43 حادثه برقگرفتگي در حين كار در سطح استان، ادامه داد: به طور متوسط از هر 37 حادثه ناشي از كار يك حادثه برقگرفتگي است.
بازرس سازمان كار و امور اجتماعي يزد در ادامه با اشاره به اينكه پنج حادثه از هر 18حادثه ناشي از برقگرفتگي در حين كار منجر به فوت شده است خاطرنشان كرد: در حوادث برق گرفتگي 34.88 درصد به جراحت و شكستگي، 6.98 درصد به قطع عضو، 27.91 درصد به فوت و 30.13 درصد به ساير صدمات ناشي از برق گرفتگي منجر شده است.
مروستي زاده ادامه داد: سابقه شغلي 32.5 درصد از حادثهديدگان از برق يك و كمتر از يك سال و 55.8 درصد از آنان زير30 سال سن دارند.
وي تصريح كرد: در حدود 65.12 درصد از حادثه ديدگان متاهل و داراي تحصيلات پاييني هستند و بيشترين ميزان برق گرفتگي به نوبت كاري اول اختصاص دارد.
بازرس سازمان كار استان يزد در ادامه با بيان دلايل وقوع حوادث ناشي از برق گرفتگي اظهار كرد: در حدود 11.6 درصد از اين حوادث به دليل بي احتياطي ،23.26 درصد به دليل نامناسب بودن عايق وسايل و تجهيزات، 13.95 درصد ناشي از عدم رعايت حريم خطوط برق، 13.9 درصد ناشي از عدم قطع برق، 16.28 درصد به عدم وجود سيستم اتصال موثر و 20.9 درصد به دليل ساير موارد بوده است.
مروستي زاده در پايان عدم آموزشهاي لازم، به كارگيري افراد فاقد تخصص و تجربه لازم، عدم قطع جريان كامل برق، عدم به كارگيري وسايل حفاظتي مناسب و انجام كار در مجاورت خطوط بدون توجه به حريم برق را عمدهترين دلايل حوادث ناشي از برقگرفتگي ذكر كرد.
پانزده كارگر در آتش سوختند
دسترنج
یکشنبه 5 خرداد 1387-25 می 2008
آتش سوزي 2 كارخانه در شازند 15 كشته و 30 زخمي برجاي گذاشت.
فرماندار شازند از آتش سوزي 2 كارخانه مواد شيميايي كيمياگران امروز و كيميا گستر كه تا به حال موجب كشته شدن 15 نفر و مجروح شدن 30 تا 40 نفر از كاركنان آن شد خبر داد.
علي آقازاده در گفتگو با فارس گفت: اين آتش سوزي عصر امروز در شهرك صنعتي شهيد بابايي بازنه از توابع شازند رخ داد.
وي افزود: حريق از يكي از مخازن شروع و به تمام كارخانه كشيده شد.
فرماندار شازند ميزان خسارت اين دو كارخانه را 80 درصد عنوان كرد و گفت: هنوز علت آتش سوزي معلوم نيست.
شايان ذكر است اين دو كارخانه در سفر وزير صنايع به استان مركزي مورد بازديد قرار گرفت.
وي گفت: وضعيت جسمي مجروحان نيز بسيار وخيم است
کارگران "حرير" مازندران 5 ماه بدون حقوق
دسترنج
چهارشنبه 8 خرداد 1387-28 می 2008
ديرکرد در حقوق پرداختي کارگران کارخانه حرير مازندران به 5 ماه رسيده است.
نصرالله دريابيگي فعال کارگري در استان مازندران با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: اين واحد توليدي که زير نظر سازمان بازنشستگي کشوري اداره ميشد، مدتهاست که تعطيل بوده و کارگران 5 ماه حقوق دريافت نکردهاند.
او گفت: مشکلات حقوقي و شغلي کارگران با خصوصي سازي شرکت که به تعطيلي کارخانه انجاميد، شدت گرفته است.
دريابيگي گفت: کارگران شرکت ديگري در ا ستان با نام "کرم کرميکال" در شرايط مشابهي 4 ماه است، حقوق نگرفتهاند.
آثار منفی تورم بر زندگی جامعهی کارگری ایران
دسترنج
چهارشنبه 8 خرداد 1387-28 می 2008
تورم فزاینده باعث شده که کارگران ایران با حقوقهای ثابت درتامین زندگی خود با مشکلات بیشتری مواجه شوند.
بنا بر گزارش بانک مرکزی ایران شاخص تورم در اردیبهشت ماه امسال از مرز ۳۰ درصد هم گذشته است. این تورم افسارگسیخته وضع معیشتی کارگران را به شکل فاجعه باری درآورده است. عدم پرداخت حقوقها و اخراجها هم مزید بر علت شدهاند.
محمود احمدی نژاد روز جمعه، ۳۰ مه در اجتماع فرماندهان بسيج سراسر كشور گفت که عليرغم همه فشارها، تهديدها و تحريمها، تمام شاخصهاي اقتصادي كشور جز تورم رو به بهبود داشته. تورمی که به گفته منتقدان دولت دارد به نقطهای بحرانی میرسد و روزهای سختی در انتظار اقتصاد ایران است. این روزهای سخت برای بسیاری در ایران مدتهاست که آغاز شده.
خبرها و گزارشهایی که از گوشه و کنار ایران میرسند چیزی خلاف نظر خوشبینانه آقای احمدی نژاد را حکایت میکنند. بنا بر گزارش بانک مرکزی شاخص تورم در اردیبهشت ماه امسال از مرز ۳۰ درصد هم گذشته است. قیمت مایحتاج روزمره مانند حبوبات، لبنیات، روغن، برنج و غیره بین هشت تا هشتاد درصد افزایش داشته است. برخی گروههای منتقد دولت معقتدند اوضاع دارد به بحرانی با ابعاد غیرقابل پیشبینی میرسد. جبهه مشارکت در بیانیهای که انتشار داده نوشته است که درصورت ادامه این روند باید منتظر حوادث غیرقابل پیشبینی و خسارتبار بود. آنچه کارشناسان اقتصادی و گروههای منتقد دولت به آن اشاره میکنند، شاید متعلق به آیندهای دور نیست و همین امروز اینجا و آنجا خود را نشان میدهد.
در این گرانی و تورم کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه چهار ماه است حقوقشان را نگرفتهاند. آنها میگویند که به اعتراضاتشان هم پاسخی جز ضرب و شتم، دستگیری و جز ارعاب داده نشده است. جعفر عظیم زاده، عضو اتحادیه کارگران اخراجی میگوید تورم افسارگسیختهای بویژه از ابتدای سال برجامعه حاکم شده وضع معیشتی کارگران را به شکل فاجعه باری درآورده است.
بالاترین سطح دستمزد کارگران در صنایع بزرگ ۵۰۰ ۴۰۰ هزارتومان و یا نهایتا ۶۰۰ هزار تومان است. متوسط دستمزد بین ۳۰۰ الی ۴۰۰ هزارتومان است و حداقل دستمزدی که هم به تصویب رسیده ۲۱۹ هزارتومان است. و جعفر عظیم زاده اضافه میکند: "بخش عمدهی کارگران ایران، من به جرات میتوانم بگویم، ۷۰درصد کارگران ایران با ۲۲۰ ۲۱۹ هزارتومان دستمزد امروز دارند زندگی میکنند. در بخش خدمات، در بخش خدمات و در بخش ساختمان هیچ بیمهای وجود ندارد و به شدت دستمزدها پایین است. در بسیاری از کارخانههای متوسط با ۳۰۰ ۲۰۰ کارگر و یا ۱۰۰ کارگر دستمزدها همین ۲۲۰ هزارتومان است یا نهایت با ۴۰۳۰ هزارتومان حق اولاد و مسکن و اینجور چیزها.
حق مسکن و خواربار ده هزار و هشتاد تومان است. از این رقم حق خواربار۸۰ تومان است که "پول یک آدامس هم نیست". حق اولاد ۱۸ هزار و ۵۰۰ تومان است و اگر این دو رقم را هم به حداقل دستمزد اضافه کنیم، نهایتا میشود ۲۵۰ یا ۲۶۰ هزارتومان. قیمت یک کیلو برنج سه هزار تا چهارهزار تومان است. و قیمت مسکن در جنوب شهر تهران زیر ۴۰۰ هزار تومان نیست.
در سایر مراکز استانها هم وضعیت به همین منوال است. جعفر عظیم زاده میگوید: "شرایط معیشتی کارگران در این سی سال گذشته به شدت افت کرده و امسال به نظر من به یک وضعیت کاملا فاجعهبار رسیده است. بویژه کارگرانی که اخراج میشوند و کارگرهایی که بیکار هستند، شرایط بسیار فاجعهبارتری دارند. الان در این جامعه فروش کلیه به صورت زدن آگهی در در و دیوار دیگرمخصوصا در تهران روی تیر برق و دیوار آگهی فروش کلیه را زدهاند. این نتیجهی این وضعیتیست که امروز در جامعه به طبقهی کارگر تحمیل شده و شرایط اسفباری که امروز کارگران با آن مواجه هستند، بویژه بخشی که اخراج و بیکارمیشود و هیچ تامینی ندارد.
او درباره بیمه بیکاری کارگران میگوید که سطح بیمهی بیکاری بقدری پایین است که به هیچ کجای کارگران نمیرسد، به ازای هر پنج سال، یک سال بیمهی بیکاری به کارگر تعلق میگیرد که این تازه شامل حال کارگران قرارداد موقت نمیشود. از طرف دیگر هیچ امیدی به این که به کارگرهای اخراجی و بیکاری کاری بدهند، وجود ندارد.
آیا در این شرایط کارگران بدون تشکلهای خود کاری از پیش میبرند؟ و آیا این تشکلها شانسی برای حیات و فعالیت پیدا میکنند؟
ظرف سی سال گذشته تشکلهای مستقل کارگری امکانی برای پا گرفتن نداشتند. به گفته جعفر عظیم زاده ظرف سه چهار سال گذشته کارگران در نتیجهی فشار خیلی زیادی که به لحاظ معیشتی و اقتصادی برآنان آمده، به این نتیجه رسیدند که تشکلهای خود را برپا کنند. با این حال در این سه چهارسال گذشته نیز ایجاد این تشکلها با سرکوب و تهدید و بازداشت مواجه شده است. تشکلهایی که مانند بسیاری کشورهای دیگر بتوانند مطالبات کارگران را پیگیری کنند، امروز اساسا در ایران وجود ندارند: "الان همین اتحادیه هم که ما داریم، به شدت تحت فشار است. وقتی سندیکای شرکت واحد تاسیس شد، حمله کردند و هزار کارگر را بازداشت کردند و الان رییس هیات مدیرهی آن آقای منصور اسانلو در زندان است. با اتحادیهی ما هم دقیقا همین برخورد را کردند. پارسال سیزده نفر را گرفتند و همین الان تعدادی از اتحادیه در زندان هستند. مرتب دوستان ما را تهدید میکنند، مرتب فشار میآورند.
نمونه دیگر کارگران نیشکر هفت تپه هستند که ۲۵۰۰ امضا برای ایجاد تشکل جمع کردهاند. ولی نه فقط این اجازه را به آنها ندادند بلکه با نیروی نظامی به آنها پاسخ دادند.
در این جامعه که کارگری که میلیاردها ثروث در این جامعه تولید کرده است در طی دهها سال گذشته، امروز دستمزدش را نمیدهند، چهارماه دستمزدش را نمیدهند و وقتی این کارگر میگوید من گرسنهام، دستور میدهند با باطوم بزنند تو سرش. این شرایطیست که به لحاظ طرح مطالبات کارگری از طرف کارگران و ایجاد تشکل آن در ایران وجود دارد.
وضع ایمنی کارگران هم به گفته جعفرعظیم زاده آیینهای است از وضع معیشتی آنها. دوشنبه این هفته ۳۰ کارگر در آتشسوزی کارخانه "کیمیاگران امروز" و "کیمیا گستر" کشته و ۵۰ نفر بشدت زخمی شدند. به گفته رییس دانشگاه علوم پزشکی اراک شدت سوختگی دوسوم مجروحان بالای ۷۰ و تا ۱۰۰درصد است. مسئولان علت را بیاحتیاطی یکی از کارگران هنگام جوشکاری اعلام کردهاند. ولی جعفر عظیم زاده میگوید: "دیروز سه نفر بعنوان هیاتی از طرف اتحادیه ما رفته بودند به آنجا و گزارشی که آوردند واقعا تکاندهنده است. این شهر صنعتی دستگاه حریق و آتشنشانی ندارد. یک دانه هم ندارد. و یکی از عوامل اصلی آتشسوزی، فرسودگی لولهها بوده طبق گزارشی که دوستان ما آوردند و ما بزودی این را منتشر خواهیم کرد. یعنی کارفرماها هیچ الزام و اجباری بالای سرشان نیست که هزینهای برای ایمنی کار بکنند یا نکنند که از دورن آن همین فاجعهای که ۳۰ کارگر در این آتش سوزی جزغاله شدند بیرون میآید و طبق آمارهایی که اخیرا دارد چپ و راست منتشر میشود، بویژه در عرصهی ساختمان سازی، روزی نیست که سه چهارتا کارگر کشته نشوند.
روزهای تلخ برای کارگران "قند قهستان"
دسترنج
شنبه 11 خرداد 1387-30 می 2008
کارخانه قند قهستان بالاخره با شدت گرفتن بحران مالی و ورشكستگي به دلیل واردات بی رویه شکر، به مزایده گذاشته میشود.
بیش از 300 کارگر شاغل در کارخانه قند قهستان بیرحند با مزایده کارخانه، شغل خود را از دست خواهند داد.
"غلامعلی فیروزی" فعال کارگری در استان خراسان جنوبی در این باره به دسترنج گفت: کارخانه قند قهستان بالاخره با شدت گرفتن بحران مالی و ورشكستگي به دلیل واردات بی رویه شکر، به مزایده گذاشته میشود.
وی اظهار داشت: دستمزد 300 کارگر 4 ماه است که پرداخت نشده و هزاران چغندرکار اسدآبادی هنوز بدهی سال گذشته خود را دریافت نکردهاند.
"فیروزی" گفت: این واحد تولیدی باسابقهای 40 ساله سهم به سزايی در اشتغال و اقتصاد این منطقه مرزی داشته است.
سی درصد کارگران قم مشکل شغلی دارند
دسترنج
شنبه 11 خرداد 1387-30 می 2008
بیش از 30 درصد نیروی کار شاغل در استان قم با قراردادهای یک و دو ماهه مشغول بکار هستند که در صورت تضییع حقوق و اخراج احتمالی از حمایت دولت برخوردار نیستند.
"علی طالبی" فعال کارگری در استان قم با بيان اين مطلب به دسترنج گفت: بیش از یک سال است که قراردادهای یک ساله جای خود را به قراردادهای یک ماه و 29 روزه داده که این امر امنیت شغلی کارگران را بیش از پیش از بین برده است.
او گفت: هیچ مقام مسوولی در استان به مشکلات کارگران قراردادی رسیدگی نکرده و تنها اقدام نهادهای ذیربط در تشکیل شورای سازش نیز علیه کارگران در جریان است.
طالبی با اشاره به اینکه هم اکنون در بسیاری از نهادهای دولتی که به قانون کار و کارهای مستمر و دائم اشراف کامل دارند، کارگران را به عنوان قرارداد موقت بکار گرفتهاند، گفت: متاسفانه دولت به جای حفظ و اجرای قانون در مقام دیگری وارد میدان شده است.
آسانسور جان دو كارگر را گرفت
دسترنج
یکشنبه 12 خرداد 1387-31 می 2008
دو كارگر در يك حادثه آسانسور كه مقارن ظهر جمعه در خيابان پاسداران اتفاق افتاد، به طرز فجيعي جان باختند.
به گزارش روابط عمومي سازمان آتشنشاني تهران، در ساعت 11 و 49 دقيقه روز جمعه طي تماسي با 125 حادثه محبوس شدن شخصي در داخل آسانسور يك ساختمان بلند واقع در خيابان پاسداران، خيابان نارنجستان هشتم اعلام و درخواست كمك شد.
حسين حلت آبادي، فرمانده ايستگاه 313 آتشنشاني در اين باره گفت: ابتدا به ما اعلام شد كه شخصي بنام ناصر-الف 35 ساله در داخل كابين آسانسوري كه در بين طبقه ششم و هفتم متوقف شده و قادر به بيرون آمدن از آن سو نيست.
وي افزود: هنگاميكه فرد محبوس شده را از داخل آسانسور نجات داديم وي به ما اعلام كرد كه دو كارگر در بالاي كابين گرفتار شدهاند و نياز به كمك فوري دارند.
حلت آبادي ادامه داد: امدادگران بلافاصله به بازديد كابين آسانسور پرداختند و متوجه شدند كه دو كارگر بين كابين و ديوار چاله آسانسور گرفتار شدهاند.
وي در مورد چگونگي خارج كردن اين كارگران اظهار داشت: با رعايت موارد ايمني و مهار كردن كابين آسانسور از طريق موتورخانه، كارگران را از محل حادثه بيرون آورديم. متاسفانه عوامل اورژانس با معاينه حادثه ديدگان مرگ هر دو كارگر را گزارش كرد.
حلت آبادي مشخصات فوت شدگان را سعيد-ح 30 ساله و وهاب-ن 30 ساله اعلام كرد و در مورد علت وقوع اين حادثه اظهار نمود: اين دو كارگر در حال قرار دادن بار بر روي بام كابين آسانسور بودند كه با به حركت در آمدن ناگهاني آسانسور، اين دو در طبقات فوقاني در بين كابين و ديواره آسانسور گير كرده و بر اثر فشار وارده دچار خفگي شده و در نهايت جان خود را از دست دادند.
اجساد اين دو كارگر جهت بررسي بيشتر در خصوص علت مرگ و چگونگي وقوع اين حادثه مرگبار تحويل عوامل انتظامي شد.
تحصن كارگران چوب طالقاني در مقابل وزارت كار
دسترنج
یکشنبه 12 خرداد 1387-31 می 2008
چندي پيش نيز اين كارگران در مقابل ساختمان مركزي اين كارخانه و در مقابل استانداري تهران تجمع كردند كه در هر بار برخي از كارگران از روي نااميدي قصد خودسوزي و خودكشي داشتند.
كارگران كارخانه صنايع چوب طالقاتي به همراه اعضاي خانوادههاي خود صبح امروز در اعتراض به 17 ماه بيحقوقي در محوطه ساختمان وزارت كار و امور اجتماعي متحصن شدند.
به گزارش دسترنج، در اين تحصن كه تا لحظاتي پيش ادامه داشت، نزديك به ۲۰۰ مرد و زن و كودك در آن شركت داشتند و تحصن كنندگان از وزير كار خواستند تا براي پاسخگويي درجمع آنها حاضر شود.
يكي از كارگران تحصن كننده گفت: از وزير كار انتظار داريم تا در مورد اقدامات ۱۷ ماه گذشته مديران اين وزارت خانه پاسخگويي كارگران چوب طالقاني باشد.
كارخانه صنايع چوب طالقاني كه با ۵۳ كارگر در منطقه احمدآباد واقع شده است و يكي از واحدهاي سازنده مبلمان و در و پنجرههاي چوبي محسوب ميشود، در ۱۷ ماه گذشته تعطيل بوده است و مطالبات كاركنان آن پرداخت نشده است.
به عقيده كارگران از اواخر سال ۸۵ كه پاي برخي از مديران ارشد وزارت كار و امور اجتماعي به بهانه پرداخت تسهيلات به اين كارخانه باز شد، مشكلات موجود به تدريج آغاز شد.
يكي از كارگران گفت: در اواخر سال ۸۵ مالك خصوصي كارخانه در ازاي دريافت تسهيلات، با يك قرارداد صوري ۶۰ درصد كارخانه را در اختيار يكي از مسوولان ارشد وزارت كار قرار داد. اما هيچ گاه اين تسهيلات پرداخت نشد.
وي گفت: به دليل پرداخت نشدن تسهيلات، از مدتي قبل اين قرارداد صوري لغو شد و اداره كارخانه دوباره به مالك اولي واگذار شد.
تحصن امروز كارگران چوب طالقاني در حالي بود كه به گفته كارگران، چندي پيش نيز اين كارگران در مقابل ساختمان مركزي اين كارخانه و در مقابل استانداري تهران تجمع كردند كه در هر بار برخي از كارگران از روي نااميدي قصد خودسوزي و خودكشي داشتند.
اعتصاب کارگران و سکوت نهادهاي صنفي
دسترنج
یکشنبه 12 خرداد 1387-31 می 2008
با گذشت نزديك به يك ماه از اعتصاب كارگران كوره پزخانههاي قرچك ورامين، انجمن صنفي كارگران كورهپزخانههاي اين منطقه در مورد اين اعتصاب هيچ واكنشي از خود نشان ندادهاند.
به گزارش دسترنج، روزه سكوت انجمن صنفي كارگران كورهپزخانههاي قرچك در حالي ادامه دارد كه به گفته خود كارگران، اين اعتصاب در اعتراض به اقدامات غيرقانوني نمايندگان آنها در انجمن صنفي كارگران كورهپزخانهها صورت گرفته است.
اقدامات غيرقانوني انجمن صنفي؛ آغازگر اعتصاب
به گفته كارگران، اين اعتصاب گسترده كه همچنان ادامه دارد، پس از آن آغاز شد كه نمايندگان آنها در انجمن صنفي در اقدامي غيرقانوني و بدون اطلاع كارگران، بر سر ميزان دستمزدها با كارفرمايان توافق كردند.
به موجب اين توافق كه حدود يك ماه پيش در قالب يك پيمان دستهجمعي ميان انجمن صنفي كارگران كورهپزخانهها با نمايندگان كارفرمايان كورهپزخانه امضا شد، براي هر كارگري كه بتواند هزار عدد آجر خام و نپخته توليد كند، مبلغ 12 هزار و 500 تومان به عنوان اجرت كار تعلق ميگيرد.
امضاي اين پيمان دستهجمعي كه به ظاهر در چارچوب قانون كار صورت گرفته است، از ابتدا با اين استدلال كه در آن دستمزد كارگران بدون رعايت حداقلهاي قانوني تعيين شده است، مورد اعتراض كارگران قرار گرفت.
يكي از اعتصاب كنندگان در گفتگو با دسترنج اعلام كرد: اگر اين پيمان براساس مصوبه حداقل دستمزدهاي شوراي عالي كار و با اطلاع خود كارگران تنظيم شده بود، اجرت هر كارگر بايد در حدود 15 هزار تومان تعيين ميشد.
وي افزود: مسئله اين است كه كارگران تا پيش از امضاي اين پيمان دستهجمعي نميدانستند كه مبلغ پيشنهادي نمايندگان آنها براي دستمزدهاي جديد چيست؟
به گفته منابع آگاه، بيشتر كارگران كورهپزخانهها را مهاجران استانهاي خراسان رضوي و آذربايجان غربي تشكيل ميدهند كه در جستجوي زندگي بهتر به همراه اعضاي خانواده خود به اين منطقه مهاجرت كرده و روزانه بيش از 12 ساعت در 30 كارگاه آجرپزي مشغول به كار هستند.
اين كارگران که تعداد آنها هزاران نفر است، براي افزايش چند هزار توماني دستمزد خود به اعتصاب روي آوردهاند.
به گفته منابع آگاه، تا پيش از اين اعتصاب، آجرهاي ساخته شده در اين كورهپزخانهها به قيمت گزافي فروخته ميشود.
همه اقدامات انجمن قانوني است
اما به گفته بهشتي از مسوولان انجمن صنفي كارگران كورهپزخانه، تشكلي كه هم اكنون به دليل امضاي پيمان دستهجمعي و حمايت نكردن از اعتصاب كارگران مورد انتقاد شديد اعتصابكنندگان قرار گرفته است، هيچكدام از انتقادهايي كه از سوي اعتصاب كنندگان وارد شده است، صحت ندارد.
وي در پاسخ به پايين بودن دستمزدهايي كه براي كارگران تعيين شده است، گفت: مدعيان ميتوانند اجرت تعيين شده براي هر كارگر را بر مبناي مصوبه دستمزدهاي سال 87 شوراي عالي كار حساب و مقايسه كنند.
به گفته اين مسوول انجمن صنفي كارگران كورهپزخانهها، هيات مديره انجمن از تمام زور و نفوذ خود براي افزايش دستمزدها استفاده كرده است، زيرا كارفرمايان كورهپزخانهها از ابتدا به هيچ وجه با اجرت تعيين شده موافق نبودند.
وي در خصوص روزه سكوت تشكل متبوع خود در مقابل اين اعتصاب گفت: هر چند حمايت از خواستهاي صنفي كارگران وظيفه ما است؛ اما چون اين اعتصاب از ابتدا با تحريك عدهاي غير كارگر آغاز شد، از بابت به خطر افتادن اعتبار انجمن صنفي نگران هستيم.
بهشتي بدون اشاره به هويت آغاز كنندگان اعتصاب گفت: خود كارگران با اين تصور كه آغاز کنندگان اعتصاب، مدافع واقعي كارگران هستند، براي شناخته نشدن آنها تلاش ميكنند اما هويت اين افراد براي همه به ويژه كارفرمايان مشخص است.
وي با بيان اينكه وقتي كارفرما حاضر به پرداخت دستمزد بيشتر از حداقلهاي قانوني نيست، نميتوان او را مجبور كرد، گفت: با توجه به اينكه برخي از اعتصاب كنندگان به تخريب اموال كارگاهها دست زدهاند، تعدادي از كارفرمايان عليه كارگران خود شكايت كردهاند.
راهپيمايي اعتراضي خانوادههاي کارگران جانباخته در شازند
دسترنج
یکشنبه 12 خرداد 1387-31 می 2008
بيش از100 نفر از خانوادههاي کارگران جان باخته در حادثه آتش سوزي دو کارخانه پتروشيمي شهرک صنعتي شازند در اعتراض به سکوت مسوولان استاني و کشوري نسبت به اين حادثه و عدم حضور مقامات ذيربط در مراسم بزرگداشت کارگران، در مسير مصلي تا فرمانداري شازند راهپيمائي اعتراضي برپا داشتند.
يک مقام آگاه در شهر شازند به خبرنگار دسترنج گفت: اين راهپيمايي که با همراهي اقشار عظيمي از مردم مصيبت ديده همراه بود، با دخالت نيروي انتظامي پايان يافت.
او با اشاره به اينکه خانوادههاي کارگران جانباخته، نسبت به تاخير 3 روزه اجراي عزاي عمومي در شهر شازند معترض بودند، گفت: خانوادههاي کارگران کشته شده پس از انتقاد نماينده جديد شهر شازند از کوتاهي برخي از مسوولان استان و کشور در امر رسيدگي به علل حادثه و همدردي با مصيبت ديدگان، مصلي شهر را ترک کرده و در مسير منتهي به فرمانداري راهپيمايي گستردهاي برپا کردند.
اين مقام مطلع اظهار داشت: گفتني است بسياري از کارگران شاغل در اين کارخانهها سابقه بيمه نداشته و به همين دليل به بسياري از خانوادهها، کمترين ديه و وجه نقدي پس از فوت کارگران تعلق نگرفته است.
گفتني است برخي از افراد در اين روزها سعي دارند با مقصر جلوه دادن کارگران کشته شده، از اجراي قانون و کوتاهيهاي کارفرمايان و بازرسان اداره کار شانه خالي کنند.
اعتصاب کارگران کوره های آجرپزی در ارومیه
دسترنج
یکشنبه 19 خرداد 1387-8 جون 2008
حدود ۴ هزار كارگر كوره پزخانه هاي اروميه ۱۳ تا ۲۰ روز پيش را در اعتصاب بسر برده اند.
به گفته فعالان كارگري؛ کارگران بيشتر کوره پزخانه هاي اروميه به منظور افزايش دسنمزدهاي خود از مدتي پيش دست به اعتصاب زده اند.
به گزارش دسترنج، اتحاديه آزاد كارگران ايران و خانه كارگر اروميه بصورت جداگانه اعلام كردند: حدود ۴ هزار كارگر كوره پزخانه هاي اروميه ۱۳ تا ۲۰ روز پيش را در اعتصاب بسر برده اند.
اين كارگران كه در نزديك به ۹۰ كوره آجرپزي شاغل هستند و هم اكنون روزانه۹ هزار و ۵۰۰ تومان دسمزد مي گيرند، خواهان افزايش دريافتي خود تا سقف حداقل ۱۵ هزار تومان هستند.
همچنين اتحاديه آزاد كارگران ايران احتمال دادكه كارگران كوره پزخانه هاي مياندواب نيز به منظور افزايش دستمزدهاي خود در اين اعتصاب شركت كنند.
اعتصاب كارگران كوره هاي آجرپزي اروميه درحالي است كه پيش از اين كارگران كوره پزخانه هاي قرچك نيز به منظور افزايش دستمزد هاي خود دست به اعتصاب يك ماهه زده بودند.
اين اعتصاب سرانجام در هفته گذشته با افزايش دستمزد هاي كارگران پاپان يافت.
بيكاري بيش از 50 كارگر قزويني
دسترنج
یکشنبه 19 خرداد 1387-8 جون 2008
پنجاه كارگر شاغل در كارخانه بلورك و 6 كارگر كارخانه پادسانيج در حالي از سوي مديريت مجبور به ترك محل كار خود شدند كه هنوز 3 ماه از قرارداد كاري آنان باقي بود.
بيش از 50 كارگر شاغل در دو واحد توليدي صنعتي استان قزوين طي هفته گذشته با اتمام قرارداد كاري از سوي مديريت از كار بركنار شدند.
عيد علي كريمي, فعال كارگري در قزوين با بيان اين خبر به دسترنج گفت: 50 كارگر شاغل در كارخانه بلورك و 6 كارگر كارخانه پادسانيج در حالي از سوي مديريت مجبور به ترك محل كار خود شدند كه هنوز 3 ماه از قرارداد كاري آنان باقي بود.
او با اشاره به عملكرد مديران در اتمام قرارداد كاري و بيكاري كارگران در سال جاري گفت: سوءمديريت و سودجوئي مديران و صاحبان كارخانه ها از مهمترين عوامل اخراج و بيكاري كارگران گزارش شده است
تجمع صدها كارگر شركت فرنخ و مه نخ
دسترنج
یکشنبه 19 خرداد 1387-8 جون 2008
بيش از 400 كارگر شركت فرنخ و مه نخ قزوين طي دو روز تجمع اعتراض آميز در محوطه كارخانه خواهان دريافت حقوق معوقه و ديگر خواسته هاي بحق خود هستند.
عيد علي كريمي, فعال كارگري در قزوين در اين باره به دسترنج گفت: صدها كارگر شاغل در اين واحد توليدي هر كدام به ميزان 700 تا 800 هزار تومان حقوق حقه خود را از مديريت طلب كار بوده و در راستاي استيفاي حقوق خود بارها دست به تجمع اعتراضي زده اند.
او با اشاره به پيگيري مسوولان در رفع معضلات حقوقي و شغلي كارگران گفت: مشكلات در اين واحد ريشه مديريتي داشته و اينگونه بنظر مي رسد كه تحركات كارگري اين واحد براي اخذ وام از سوي نهاد ذي ربط باشد.
اعتصاب كارگران فرنخ و مه نخ ادامه دارد
دسترنج
دوشنبه 20 خرداد 1387-9 جون 2008
چرخه توايد در مجتمع توليدي فرنخ و مه نخ با اعتصاب 6 روزه كارگران متوقف شده و كارگران با ادامه اين تحركات اعتراضي سعي در دريافت حقوق و مزاياي شغلي خود دارند.
يكي از كارگران اين واحد توليدي دراين باره به دسترنج گفت: كارگران اين اعتصاب را تا دريافت نهائي كليه مطالبات خود ادامه داده و ديگر به شعارهاي غيرعملي مسوولان بسنده نخواهند كرد.
او گفت: پرداخت نيمي از حقوق ماهيانه سال گذشته و نيمي از عيدي و پاداش كارگران كه بر روي هم طلب كارگران را از مديريت به 900 تا 1200000هزار تومان مي رساند از خواسته هاي اوليه در اين اعتصاب است.
اين كارگر با اشاره به اعتراض كارگران نسبت به خصوصي سازي و رهاسازي اين مجتمع از سوي دولت گفت: اشتغال 2700 نفري را با اجرای ناصحيح قانون به 750 نفر رسانده و با هدف نابودي صنعت و اقتصاد كار خود را از پيش مي برند.
وي در پايان گفت: دو سال است كه لباس و كفش كار به كارگران اين واحد توليدي داده نشده است.
وضعیت اشتغال در کرمانشاه بحرانیست
دسترنج
دوشنبه 20 خرداد 1387-9 جون 2008
خشکسالی و کمبود بارندگی با از بین بردن بیش از 50 درصد کشاورزی استان, میزان بیکاری را به حد قابل توجهی افزوده است.
وضعیت اشتغال و بیکاری در استان کرمانشاه بدلیل نبود طرح ها و برنامه های عملی اشتغال زا در مراحل بغرنج و خطرناکی قرار گرفته است.
"جواد اکبری فعال کارگری در کرمانشاه با بیان این مطلب به دسترنج گفت: طرح های اشتغال زائی که چندی قبل با نام بنگاههای کوچک زودبازده به درمان صنعت و اقتصاد صدمه دیده استان آمده بود؛ تنها به میزان20 درصد موفق بوده و جوابگوی موج فزاینده بیکاری استان نیست.
اکبری با اشاره به اینکه خشکسالی و کمبود بارندگی با از بین بردن بیش از 50 درصد کشاورزی استان, میزان بیکاری را به حد قابل توجهی افزوده است، گفت: در شرایط بحرانی کنونی دولت باید سرمایه ها را در جهت بهسازی صنایع دارای بحران کنونی، حفظ اشتغال موجود و ایجاد اشتغال مادر بکار گیرد.
کارگران "راه سر" لارستان 6 ماه بدون حقوق
دسترنج
دوشنبه 20 خرداد 1387-9 جون 2008
صد و پنجاه کارگر شاغل در شرکت حفاری "راه سر" لارستان 6 ماه است که حقوقی دریافت نکرده اند.
"محمد حسن قوامی" فعال کارگری در لارستان با بیان این مطلب به دسترنج گفت: 40 تن از کارگران این شرکت به نمایندگی از کلیه کارگران با حضور در اداره کار این شهرستان و طرح شکایت، خواستار دریافت کلیه مطالبات خود شدند.
او گفت: مشکلات حقوقی این تعداد از کارگران که در خنج مشغول بکار هستند از سوی اداره کار لارستان در دست پیگیری و بررسی قرار دارد.
اخراج 50 کارگر کارخانه "شیرین طعم"
دسترنج
دوشنبه 20 خرداد 1387-9 جون 2008
پنجاه کارگر شاغل در کارخانه" شیرین طعم" لارستان روز گذشته بدلیل مشکلات مالی کارخانه از کار برکنار و برای دریافت بیمه بیکاری به اداره کار لارستان معرفی شدند.
محمدحسن قوامی فعال کارگری در لارستان در این باره به دسترنج گفت: مشکلات مالی در تهیه مواد اولیه و ناتوانی در پرداخت حقوق کارگر, دلیل اخراج کارگران گزارش شده است.
او گفت: مدیریت با اخراج کارگران پیشنهاد کار ساعتی در کارخانه را به آنان داده است.
تجمع كارگران كارخانه ريسندگي خاور رشت
دسترنج
سه شنبه 21 خرداد 1387-10 جون 2008
با تاخیر 12 تا 17ماهه در پرداخت حقوق ومزایای معوقه, این کارگران از دو روز پیش دست به تحصن زده و جاده فومن-رشت را مسدود و اقدام به آتش زدن لاستیک نمودند.
اعتراض صنفی کارگران شرکت ریسندگی خاور رشت به بستن جاده کشید.
به گزارش البرز در پی عدم دریافت حقوق یکساله کارگران این کارخانه, تعدادی از این کارگران از 2 روز پیش دست به تحصن و حرکات اعتراض آمیز زده اند.
این گزارش حاکیست در پی این اعتراض برخی از تجمع کنندگان با بستن جاده فومن به رشت اقدام به آتش زدن لاستیک در این مسیر نمودند.
آنها می گویند: بارها به مسوولین استان در خصوص پیگیری مشکلاتشان مراجعه کرده اند ولی هربار با وعده ای از سوی ایشان موضوع ادامه پیدا کرده است.
آنان می گویند: یکسال است از هرگونه حقوق, مزایا وامکانات کاری خود محروم مانده ایم و تاکنون هیچ اقدام مثبتی درجهت رفع مشکل شاهد نبودیم.
کارگران این شرکت درحالی این سخنان را می گویند که برخی دیگر از کارگران کارخانه که خود را کارگران قراردادی شرکت مذکور معرفی می کنند از تعویق افتادن حقوق 17ماهه خود خبر می دهند.
روند شتابان اخراج کارگران بروجردی
دسترنج
سه شنبه 21 خرداد 1387-10 جون 2008
روزانه بطور متوسط 5 کارگر در کارخانه ها و واحدهای تولیدی و صنعتی بروجرد از کار برکنار می شوند که در این میان اداره کار بروجرد هیچگونه نظارتی ندارد.
بیش از500 کارگر بروجردی از ابتدای سال جاری تاکنون به جمع بیکاران پیوسته اند.
"محمد گودرزی" فعال کارگری در بروجرد با بیان این مطلب به دسترنج گفت: روزانه بطور متوسط 5 کارگر در کارخانه ها و واحدهای تولیدی و صنعتی بروجرد از کار برکنار می شوند که در این میان اداره کار بروجرد هیچگونه نظارتی ندارد.
او با اشاره به اینکه مدیران کارخانه ها در اقدامی غیرقانونی هر ساله برای ممانعت از پرداخت سنوات و دیگر مزایای شغلی کارگران، آنان را اخراج می کنند، اظهار داشت: کارگران بروجرد دیر زمانی است که بدلیل عدم رسیدگی نهاد ذیربط و گریز از فقر و گرسنگی ناشی از بیکاری، به قراردادهای کوتاه مدت 2 ماه تن داده اند.
شروع مجدد اعتصاب در لاستیک البرز
دسترنج
سه شنبه 21 خرداد 1387-10 جون 2008
کارگران لاستیک البرز بار دیگر در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات معوقه خود دست به اعتصاب زدند.
به گزارش دسترنج، در تازه ترین اعتصاب کارگران کارخانه لاستیک البرز که از روز گذشته شروع و تا به امروز نیر ادامه دارد، کارگران در محل کار حضور دارند اما از کارکردن خودداری می کنند.
یکی از کارگران کارخانه لاستیک البرز در خصوص علت این اعتصاب آرام خود و همکارانش گفت: با وجود از سرگفته شدن تولید، برخلاف وعده های داده شده هنوز ۴ ماه حقوق و مزایای معوقه طلبکار هستیم.
به گفته این کارگر آخرین پرداختی کارگران به پرداخت دستمزد اسفندماه در ۴۰ روز پیش مربوط می شود و از آن زمان تاکنون هنوز هیچ اقدامی در خصوص پرداخت عیدی سال ۸۶ و دستمرد ماه های فروردین و اردیبشت صورت نگرفته است.
کارگران کارخانه لاستیک البرز که بیش از هزار نفر هستند، از زمستان سال گذسته تاکنون در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات خود با تجمع در کارخانه و روشن کردن آتش دست اعتصاب زده اند.
این اعتصاب ها که برای مدتی بصورت شبانه روزی نیز ادامه یافت، چند بار با پادر میانی مسوولان اداری اسلامشهر پایان یافت اما پس از مدتی به دلیل بر آورده نشدن خواسته های و به تعویق افتادن پرداخت مطالبات معوقه دوباره از سر گرفته شد.
این کارگران که علاوه بر پرداخت مطالبات معوقه خود خواهان متعهد شدن کارفرمای خصوصی کارخانه به تهیه مواد خام برای استمرار و توسعه تولید بودند در آخرین روزهای فروردین ماه سال جاری از سوی عوامل انتظامی مورد برخورد قرار گرفتند.
اعتصاب کنندگان با اشاره به بحرانی شدن وضعیت کارخانه لاستیک البرز بر این باور بوده و هستند که اگر مدیران کارخانه به فکر تامین مواد خام برای تولید باشند دیگر هیچ اعتراضی وجود نخواهد داشت.
کارگران "سامان کاشی"؛ 3 ماه بدون حقوق
دسترنج
سه شنبه 21 خرداد 1387-10 جون 2008
بیش از یک سال است که حقوق کارگران شاغل در این واحد تولیدی کاشی با تاخیر چندین ماهه پرداخت شده که این امر اعتراض کارگران را به همراه داشته است.
پانصد کارگر شاغل در کارخانه سامان کاشی بروجرد 3 ماه است که حقوقی دریافت نکرده اند.
"محمد گودرزی" فعال کارگری با بیان این مطلب به دسترنج گفت: بیش از یک سال است که حقوق کارگران شاغل در این واحد تولیدی کاشی با تاخیر چندین ماهه پرداخت شده که این امر اعتراض کارگران را به همراه داشته است.
او گفت: تولید و فروش محصولات کارخانه در وضعیت مطلوب و ایده ال قرار دارد اما حقوق کارگران با تاخیر پرداخت می شود.
کارگران " کاشی جم"؛ 2 ماه بدون حقوق
دسترنج
سه شنبه 21 خرداد 1387-10 جون 2008
حقوق کارگران شاغل در کارخانه مدتیست که با تاخیر چندین ماهه پرداخت شده که این امر اعتراض گسترده کارگران را به همراه داشته است.
بیش از 400 کارگر شاغل در کارخانه "کاشی جم" سمنان 2 ماه حقوق دریافت نکرده اند.
"محمد گودرزی" فعال کارگری در بروجرد در این باره به دسترنج گفت: حقوق کارگران شاغل در کارخانه مدتیست که با تاخیر چندین ماهه پرداخت شده که این امر اعتراض گسترده کارگران را به همراه داشته است.
او گفت: کاشی جم از بازار فروش خوبی برخوردار است اما حقوق کارگران آن کماکان با تاخیر پرداخت می شود.
تجمع اعتراض آمیز کارگران "شرکت پونل"
دسترنج
چهارشنبه 22 خرداد 1387-11 جون 2008
بیش از یک سال است که حقوق کارگران این شرکت با وجود تولید و فروش محصولات شرکت با تاخیر چندین ماهه پرداخت شده که این امر اعتراض گسترده کارگران را به همراه داشته است.
بیش از 100 کارگر شرکت تولیدی پونل پاکدشت در اعتراض به عدم دریافت 3 ماه حقوق و مطالبات شغلی در مقابل دفتر مدیریت کارخانه تجمع اعتراض آمیز کردند.
"عوض سلطانی" فعال کارگری در پاکدشت با بیان این مطلب به دسترنج گفت: بیش از یک سال است که حقوق کارگران این شرکت با وجود تولید و فروش محصولات شرکت با تاخیر چندین ماهه پرداخت شده که این امر اعتراض گسترده کارگران را به همراه داشته است.
او افزود: کارگران پونل هفته گذشته نیز تجمعی را در مقابل اداره کار این شهرستان برپا داشتند که به نتیجه مطلوبی دست نیافتند.
سلطانی با اشاره به اینکه این کارخانه برای رهایی از مشکلات به ظاهر مالی وام میلیاردی نیز دریافت داشته، گفت: طرح طبقه بندی کارگران از سال 75 تاکنون انجام نشده است.
مردم با کارگران هفت تپه همدردی می کنند
دسترنج
چهارشنبه 22 خرداد 1387-11 جون 2008
پرداخت نشدن حقوق این کارگران تاکنون بر رونق اقتصادی منطقه شوش تاثیرات منفی به دنبال داشته است و به همین دلیل اهالی شوش امروز قصد داشتند در حمایت از کارگران در حرکت های اعتراضی آنها شرکت کنند.
به گزارش دسترنج، فعالان کارگری در استان خوزستان از افزایش حضور عوامل انتظامی در شهر شوش خبر می دهند.
از روز گذشته به دنبال قوت گرفت احتمال از سرگیری تجمع کارگران نیشکر هفت تپه بر میزان کنترل عوامل انتظامی در شهر شوش اضافه شده است.
یکی از فعالان کارگری از دستگیری حداقل ۲۶ کارگر این کارخانه در نقاط مختلف شهر شوش خبر داد و افزود: تمامی بازداشت شدگان پس از چند ساعت آزاد شدند.
حدود ۳ تا ۴ هزار کارگر که در کارخانه نیشکر هفت تپه مشغول به کار هستند، از سه ماه پیش تاکنون حقوق دریافت نکرده اند و به همین دلیل کارگران و خانواده های آنها برای تامین ارزاق عمومی و سایر نیاز اولیه خود به نانوایی ها و سایر کسبه محل اقامت خود بدهکار شده اند.
گفته می شود پرداخت نشدن حقوق این کارگران تاکنون بر رونق اقتصادی منطقه شوش تاثیرات منفی به دنبال داشته است و به همین دلیل اهالی شوش امروز قصد داشتند در حمایت از کارگران در حرکت های اعتراضی آنها شرکت کنند.
این کارگران پیشتر نیز در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات خود در مقابل فرمانداری شوش تجمع کرده بودند.
٢٣خرداد؛ روز جهاني مبارزه با كار كودك
دسترنج
چهارشنبه 22 خرداد 1387-11 جون 2008
وقتي سنين اين بچهها را كه مرور ميكنيم كاملا مشهود است كه اصلا در اينجا قانون كار معنايي ندارد، در ضمن اين بچهها انگار بهكار گمارده نشدهاند، بلكه خود با پاي خود براي كار به ميدان بهمن ميآيند كه البته يكي از كارگرهاي اين جگركيها آنها را هرشب از محل زندگي آنها (محله پاسگاه) تا ميدان بهمن همراهي ميكند.
سالهاست كه هميشه شبهاي اينجا شلوغتر از روزهاي آن است، اينجا ميدان بهمن تهران يا همان كشتارگاه سابق است كه شبهايش براي خيليها محل تفريح و شامخوردن است و براي خيليهاي ديگر مكان كسب درآمد! پسري شش ساله که براي فروش يک فال 100 توماني بايد دست به دامان هر مرد و زني شود؛ پسري 10 ساله كه آدامس ميفروشد؛ سراج 12 ساله و يا حفيظ الله 13 ساله كه آنها هم فالفروش هستند، هر چهار نفر شبهاي ميدان بهمن را تنها براي كسب پول دوست دارند؛ يك گروه كاري چهار نفره كه از همين سنين كم، كار را شروع كردهاند و يا شايد هم تمرين كارگروهي و يا شايد هم خوداشتغالي را!
به گزارش ايسنا، طبق ماده 79 قانون كار؛ "بهكار گماردن افراد كمتر از 15 سال تمام ممنوع است". وقتي سنين اين بچهها را كه مرور ميكنيم كاملا مشهود است كه اصلا در اينجا قانون كار معنايي ندارد، در ضمن اين بچهها انگار بهكار گمارده نشدهاند، بلكه خود با پاي خود براي كار به ميدان بهمن ميآيند كه البته يكي از كارگرهاي اين جگركيها آنها را هرشب از محل زندگي آنها (محله پاسگاه) تا ميدان بهمن همراهي ميكند.
باز هم قانون كار را ورق ميزنيم، ديگر قانوني كه بتوان گفت با كار كودك در ارتباط است وجود ندارد، اما در ماده 84 اين قانون آمده: "در مشاغل و كارهايي كه بهعلت ماهيت آن يا شرايطي كه كار در آن انجام ميشود براي سلامتي يا اخلاق كارآموزان و نوجوانان زيانآور است، حداقل سن كار 18 سال خواهد بود." شايد اين جملات هم در مورد اين كودكان صدق نكند و اصلا خندهدار باشد، اما با وجود اين وقتي قانون كار براي كارهايي كه سلامتي اخلاق كودكان در آنها در خطر است را براي افراد بالاي 18 سال دانسته، پس چگونه كودكي شش ساله ميتواند بدون هيچ ضابطه و قانوني در اين ميدان بهمن كه نهتنها اخلاق بلكه جان او هم در خطر است، كار كند.
نظارت بر اينگونه مكانها كه اين كودكان بهصورت غير رسمي كار ميكنند نيز موضوع قابل توجهي است كه به اندازه كاهي به آن توجه نشده است. نظارتي كه بتواند حداقل اين كارها را بشناسد و در مرحله بعد در ساماندهي آنها اقداماتي انجام دهد.
قانون كار را هم اگر بيشتر بررسي كنيم ديگر هيچ مادهاي وجود ندارد كه مرتبط با كار كودك باشد، شايد اين به آن دليل است كه در سال 69 كه قانون كار كشور را تدوين ميكردند، اصلا كار كودكي وجود نداشت اما اكنون ديگر شرايط فرق كرده است، اكنون ديگر كودكان شش و 10ساله براي بهدست آوردن شبي دو هزار تومان تا پاسي از شب كار ميكنند؛ اكنون ديگر كودكاني 12 و 13 ساله بهدليل سه سال كار مستمر در يكي از ميدانهاي جنوب شهر با بيشتر مغازهداران اين محل آشنا هستند؛ سه سال كار كردن؛ بدون هيچ امنيتي! اكنون ديگر اين كودكان كار علت كار خود را اينگونه ميگويند: «ما هم مثل بقيه کساني که کار ميکنند اين موقع شب اينجا کار ميکنيم.» و وقتي حرف از نگراني پدر و مادرشان ميزني، جواب ميدهند كه «ما هم بابا و هم مامان داريم ولي نگران ما نيستند، اصلا چرا بايد نگران ما باشند؟ آنها کار ميکنند و ما هم کار ميکنيم، اصلا خودشان به ما مي گويند كه کار کنيد.» شايد افغاني بودنشان عامل خوبي باشد براي شانهخاليكردن مسوولان از ساماندهي كردن آنها، اما به هرحال آنها در ايران و كشور ما زندگي ميكنند و از طرفي ديگر چون يكي از پدر يا مادرشان ايراني هست، خود را ايراني ميدانند و چه بسا خيلي از آنها حتي در ايران بهدنيا آمدهاند.
اين چهار كودك كار، نمادي از كودكان كار كشور هستند كه تعدادشان بهخصوص با آمدن تابستان بيشتر ميشود؛ كودكاني كه بدون هيچ امنيتي در مكانهاي مختلف كشور كار ميكنند؛ يكي با ترازو، يكي با جعبه آدامس، يكي با فال و
كار كودك در ايران بهصورت خانوادگي وجود دارد نه بيگاري
اما اين موضوع تنها مربوط به ايران نيست و موضوعي جهاني است كه حتي در اجلاس سالانه سال گذشته سازمان بينالمللي كار (ILO) مطرح شده بود، يكي از نمايندههاي كارگران ايران در سازمان ILO در سال گذشته، در اين مورد ميگويد: وقتي اين موضوع در سال گذشته در اجلاس سالانه سازمان ILO مطرح شد، اعلام كردند كه در كشورهاي توسعهنيافته مختلفي كار كودك به صورت اجباري وجود دارد و در مورد ايران نيز تصاويري از كار كودكان در شاليزارها و كورهپزخانهها وجود داشت كه اين كارها، كارهاي خانوادگي هستند و بيگاري به حساب نميآيند، زيرا كه به يقين هرگز خانوادهاي كودك خود را به بيگاري نميكشد و اين كارها بهصورت غيررسمي در كشور ما وجود دارند. وي با تاكيد بر اينكه كار اجباري قانونا در ايران منع شده است، ميافزايد: در قانون كار ايران، آمده است كه بهكارگيري افراد كمتر از 15 سال ممنوع است و در حقيقت بهصورت رسمي در ايران كار كودك نداريم.
عبدالله طاهري، عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي نيز در اين مورد اظهار ميكند: در مقاولهنامههاي بينالمللي كه ايران هم آنها را پذيرفته، اصلا كار كودك منع شده است. او سن كار كودك را در جهان را زير 16 سال عنوان كرده و اضافه ميكند: اگر هم افراد زير 16 سالي در كارگاهي حضور داشته باشند تنها بهعنوان كارآموز خواهند بود.
در ايران بيگاري كشيدن از كودك وجود ندارد؟
از گفتههاي اين كارشناسان نيز كاملا مشخص است كه به اعتقاد آنها اصلا در ايران هيچ كودكي به بيگاري كشيده نميشود، اما آيا اين بيگاري تنها مربوط به كارگاههايي است كه در آن كارفرما، كودك را بهزور، به كار ميگمارد؟ آيا اينكه كودكي شش ساله در محلي از جنوب شهر تهران براي بهدست آوردن دو هزار تومان پول تا پاسي از شب فال فروشي ميكند، بيگاري نيست؟
كار كودك يك آسيب اجتماعي است
رمضان لطفي، رييس فرهنگسراي كار نيز در مورد كار كودك ميگويد: كار كودك از ديرباز به عنوان معضل اجتماعي مطرح بوده و از زمان راهاندازي سازمان نيز اين موضوع مورد توجه اين سازمان قرار گرفته بود.
وي تصريح ميكند: در كشور ما بعضي از كودكان بدون هيچ مزدي كار ميكنند و تعدادي ديگر براي تحصيل و از سوي ديگر برخي از كارفرمايان بهدليل نبود يك قوانين خاص از كودكان كار ميكشند و سوء استفاده ميكنند.
اين گفتههاي لطفي نشان ميدهد كه اوضاع كار كودك در كشور ما آنقدر هم طبق نظرات كارشناسان ديگر مطلوب نيست و اين سوال كه بيگاري كشيدن از كودك در ايران وجود ندارد، پررنگتر ميشود. البته نبود و كمبود قانوني مرتبط براي كار كودك در قانون كار كشورمان نيز با اين حرفهاي او بيشتر حس ميشود.
رييس فرهنگسراي كار در ادامه كار كودك را يك آسيب اجتماعي بزرگي ميداند و ميگويد: بايد همكاري بين دستگاهها صورت گيرد و شرايط براي ارائه آموزش به كودكان كار فراهم شود.
وي اذعان ميكند: در حال حاضر سازمان بهزيستي است كه بيشتر به اين مساله كاركودك ميپردازد و اين در حالي است كه بايد دستگاههاي بيشتري براي اين كار همكاري كنند.
لطفي يكي از عوامل بهوجودآورنده كار كودك را فقر عنوان كرده و متذكر ميشود: بعضي از كودكان براي تامين معشيت خود بهاجبار كار ميكنند.
وي در مورد آمار اين كودكان كار ميافزايد: به دليل اينكه اين كودكان بهصورت غيررسمي كار ميكنند، بنابراين آمار خاصي در اين زمينه وجود ندارد و ضوابط و قوانين آنها نيز بهصورت غير رسمي است.
به اعتقاد كارشناسان از آنجايي كه كار كودك يك مسئله جهاني است و تنها در كشور ما وجود ندارد و آسيبهاي اجتماعي و اقتصادي و... ميتواند در كشورها بهوجود آورد، بنابراين تنها يك ماده از 203 ماده از قانون كار را به آن اختصاصدادن بسيار كم است و از آن بدتر اينكه در همين يك ماده نيز تنها صورت مساله پاك شده و كار را براي افراد زير 15 سال منع كرده است، اين در حالي است كه كار كودك به هر ترتيب در كشور ما برخلاف اواخر دهه 60 كه قانون كار در آن زمان تدوين شده بود وجود دارد و اين را ميطلبد كه موادي جديد براي رفع اين مشكل و يا حتي ساماندهي كردن اين كودكان كار به قانون كار اضافه شود تا با اين كار، حتي كار كودك از شكل يك آسيب اجتماعي و معضل، چهبسا براي اين قشر ارزش محسوب شود و كودكاني كه واقعا به پولي براي تامين معيشت خود نياز دارند در يك قالب و چارچوب تعريف شده براي كارهاي خيلي سبك در نظر گرفته شوند.
از سويي ديگر آموزش به اين كودكان كار نيز بهيقين ميتواند بسيار اثرگذار باشد تا اين كودكان انجام هركاري را بهصورت صحيح آن بياموزند تا با اين كار از نظر امنيتي و ايمني كار نيز تامين شوند و علاوه بر اين نظارت بر كودكان كاري كه طبق قانون ساماندهي ميشوند نيز موضوع مهمي است كه نبايد مسوولان آن را فراموش كنند.