کارگران:پنجشنبه 10 آبان 1386-1 نوامبر 2007

 

استاد دانشگاه تهران:

صنعت در ایران کاریکاتوری بیش نیست

تهران- خبرگزاری ایسکانیوز

سه شنبه 8 آبان 1386-30 اکتبر 2007

 استاد دانشگاه تهران گفت: صنعت ایران نیز به دلیل وابستگی به صنعت نفت کاریکاتوری بیش نبوده و نمی تواند بدون نفت به حیات خود ادامه دهد.

به گزارش گروه اقتصادی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز" ابراهیم رزاقی استاد دانشگاه تهران در جلسه کانون دانش آموختگان اقتصاد گفت: وابستگی شدید اقتصاد ایران به درآمدهای نفتی به مثابه چشم اسفندیار در اقتصاد ایران عمل می کند که بدون آن نمی تواند به حیات خود ادامه دهد.

وی گفت: 70 درصد درآمد دولت را نفت تشکیل می دهد اما با توجه به اینکه درآمدهای مالیاتی ناشی از واردات، حاصل درآمد نفتی است عملا 90 درصد درآمدهای دولت از نفت تامین می شود ولی متاسفانه 80 درصد این درآمد صرف هزینه های جاری می شود.

رزاقی تصریح کرد : صنعت ایران نیز به دلیل وابستگی به صنعت نفت کاریکاتوری بیش نبوده و نمی تواند بدون نفت به حیات خود ادامه دهد.وی گفت: درآمد نفت یک فرهنگ واسطه گری عدم توجه به کار، شهرنشینی و استفاده ازز خودرو شخصی را بین مردم جامعه گسترش داده است که اثرات منفی آن به هیچ وجه قابل درمان نیست و نمی توان با سیاست های کوتاه مدتاین فرهنگ تن پروری را جایگزین کار و تلاش کرد.

استاد دانشگاه تهران گفت: فرهنگ واسطه گری و دلالی و نظام سفته بازی باعث به وجود آمدن دو میلیون یعنی به ازای هر 30 نفر یک مغازه دار در کشور شده است این در حالی است که در کشورهای غربی به ازای هر 500 نفر یک مغازه دار وجود دارد.

رزاقی گفت: اختلاف طبقاتی و 10 میلیون آمار رسمی زیر خط فقر از جمله آثار منفی اتکا به نفت است که تنها دو درصد درآمد جامعه نسبت این افراد می شود.وی گفت: در طول بعد از 100 سال استخراج نفت هنوز بدون هیچ گونه ارزش افزوده ای به صورت خام به کشور خارج صادر می شود.

گزارشی از کارخانه ی نساجی پارس ایران (پارس نیت سابق)

اختصاصی وبلاگ و نشریه ی کارگر

پنجشنبه 10 آبان 1386-1 نوامبر 2007

این کارخانه متعلق به سرمایه دار معروف اراکی جواد افراشته می باشد که مالک دو کارخانه دیگر یکی آلومینیوم در اراک و دیگری نساجی "پوریام" در مازندران می باشد. وی اخیرا قصد دارد کارخانه ی موکت بافی در شهرستان صنعتی رشت و کارخانه ی جوراب بافی ورشکسته ای در مسیر جاده ی رشت – کوچصفهان را خریداری کند.

کارخانه ی نساجی پارس ایران واقع در جاده ی رشت-لاکان، بر اثر ریزش برف سنگین در سال 83 و تخریب 85 درصدی کارخانه تعطیل شد.  این کارخانه تا سال 62 تحت پوشش وزارت صنایع و معادن و از سال 62 تا 70 به بانک صنعت و معدن و پس از آن نیز به بخش خصوصی (جواد افراشته) واگذار شد. افراشته کارخانه را که به ارزش یک میلیارد تومان بود به مبلغ 600 میلیون تومان خریداری کرد. از این مقدار 200 میلیون را پرداخت کرد و متعد شد تا ماهانه 50 میلیون تومان پرداخت کند که تا کنون به تعهداتش عمل نکرده. او از زمان واگذاری کارخانه تا سال 83-82 مبلغ 5 میلیارد تومان وام از بانک های مختلف ملت،ملی و ... دریافت نموده و علاوه بر این اداره ی کل صنایع نیز به او وام داده است. همچنین افراشته علت صادرات پارچه چند میلیارد تومان جایزه ی ارزی صادرات از دولت دریافت کرده است. پس از آن که در فاصله ی سال های 79 تا 81 صد نفر کارگر قراردادی اخراج شدند، در سال 83، 250 کارگر در این کارخانه مشغول به کار بودند. از تعداد 250 نفر حدود 170 با استفاده از سختی کار و بازنشستگی زود هنگام بالای 20 تا 25 سال سابقه ی کار بازنشسته شدند و 80 نفر باقی مانده 18 ماه بیمه ی بیکاری دریافت کردند. از اسفند 83 بن کارگری قطع شد و به آن ها بیمه ی بیکاری(150 هزار تومان در ماه) پرداخت گردید. جواد افراشته که متعهد به پرداخت مابه التفاوت حقوق شده بود به تعهداتش عمل نکرد. بین سال های 80 تا 83، کارگران 8 ماه حقوق معوقه طلب دارند. کارگران بارها در مقابل استانداری گیلان، اداره ی کار و اداره ی کل صنایع دست به تجمعات اعتراضی زده و جاده ی رشت- لاکان را بسته اند که با خشونت و سرکوب و دادن وعده و عیدهای واهی از سوی نمایندگان دولت پراکنده شده اند. متعاقب این اعتراضات کارفرما به بهانه ی حل مشکلات کارخانه، وام های کلانی( 6 یا 7 بار وام های از 500 میلیون تا یک میلیارد)از بانک ها دریافت کرده است، اما از اجرای تعهدات خود در قبال کارگران سرباز زد. در این مدت کارگران بازنشسته جهت دریافت حقوق خود دست به شکایت زدند و پس از مدت ها سرگردانی موفق به دریافت حقوق بازنشستگی خود شدند. شکایت کارگران  در زمینه ی عدم پرداخت حقوق بازنشستگی از طریق دادگاه حقوقی و در گروه های 10 تا 20 نفری پیگیری می شد که پرونده های این شکایات در اداره ی کار و دادگاه رشت موجود است. در طول این مدت کارگران شکایات و اعتراضات خود را به اداره ی کار، وزرات صنایع، وزرات اطلاعات، ریاست جمهوری، دفتر رهبری و استانداری اعلام کرده اند که همه بی نتیجه مانده اند. در سال 78، کارفرما علی رغم تولید کافی کارخانه از پرداخت دستمزد کارگران امتنناع می ورزید و یا دیرکرد یک تا هشت ماه پرداخت می نمود که تا این موضوع فشار اقتصادی شدیدی به کارگران و خانواده ی آن ها وارد می کرد. از زمان حضور افراشته به عنوان کارفرما، کارگران از دریافت لباس کار و کفش ایمنی بی بهره بوده اند. از سال 82 کارفرما قبض برق، گاز و تلفن را پرداخت نکرده است که منجر به قطع این خدمات شده است. به علت سهل انگاری و کارشکنی کارفرما با وجود داشتن مواد اولیه تولید کارخانه از سال 82 قطع گردید. پس از چندین بار دعوت به کار، کارگران با دریافت 18 ماه حقوقٍ سال 83 به بعد، از فروردین 85 کار را شروع کردند. از آن زمان تاکنون دستمزد کارگران همواره با تاخیر 2 الی 3 ماهه پرداخت شده است. این موضوع بارها مورد اعتراض کارگران قرار گرفته است. گرازش یکی از این اعتراضات(تجمع 50 نفر از کارگران در مقابل اداره ی تامین اجتماعی) توسط خبرنگاران منتشر گردید که در نتیجه ی آن نعمتی(نماینده ی استانداری) به کارخانه رفت و کارگران را در جریان دریافت وام بحران برای تسویه ی حقوق معوقه ی کارگران (یک میلیارد و دویست میلیون تومان) قرار داد. حدود 4 ماه پیش بانک صنعت و معدن نسبت به توقیف دستگاه های کارخانه اقدام کرد. علی رغم تهدید نماینده ی بانک به استفاده از نیروی انتظامی، کارگران در برابر توقیف دستگاه ها مقاومت و او را مجبور به فرار از محیط کارخانه کردند. تعداد دستگاه های مورد مطالبه ی بانک 36 دستگاه گردباف آلمانی بود که قبلا هر دستگاه به ارزش دو میلیون تومان خریداری شده بود. در حال حاضر تعداد کارگران شاغل به کار 74 نفر است که 60 نفر آن ها در مرز بازنشستگی قرار دارند، تمام ضایعات کارخانه فروخته شده، همه ی دستگاه ها موجود و آماده ی تولید هستند اما کارفرما از تولید امتناع می ورزد. افراشته بیش از یک میلیارد تومان به تامین اجتماعی بدهکار است که از این مبلغ اخیرا 30 میلیون را پرداخته است. به دلیل بدهکاری کارفرما تامین اجتماعی حاضر به تسویه حساب کارگران بازنشسته نیست. در تاریخ 17/5/86 محسن افراشته(فرزند کارفرما و از سهامداران شرکت) با شورای اسلامی کارخانه تماس گرفته و اعلام کرده است که حاضر به پرداخت حقوق معوقه ی کارگران نیست وکارگران هر کاری که می خواهند انجام دهند. با توجه به اطلاع کارگران از دریافت وام یک میلیارد و دویست میلیون تومانی توسط جواد افراشته، کارگران می دانند که کارفرما قادر است به هر یک از آن ها 15 میلیون تومان پرداخت کند. در نتیجه امتناع کارفرما از پرداخت حقوق معوقه کارگران را خشمگین کرده است. کارگران در واکنش به این اوضاع دست به اعتراض زده و گزارشی از این شرایط به استانداری ارائه نموده اند. پس از بی توجهی جواد افراشته، فرزندش توسط کارگران در کارخانه به گروگان گرفته شد و خود او نیز به هنگام مشاهده ی کارگران در اداره ی دارایی به حراست پناه برد. با ضمانت و پا در میانی حراست افراشته دو فقره چک، هر یک به مبلغ 17 میلیون تومان به تاریخ 8 شهریور و 2 مهر صادر می کند و نزد حراست به امانت می گذارد که پس از چندین بار خلف وعده در تاریخ 22 و 25 شهریور در دو مرحله ابتدا 100 هزار تومان و در ادامه ما به التفاوت یک ماه حقوق کارگران را نقدا پرداخت می کند اما هنوز حقوق تیرماه کارگران پرداخت نشده است و ارسالی 35 کارگر در مرحله ی بازنشستگی به کارخانه عودت شده است.

طی سال های اخیر خصوی سازی واحدهای تولیدی تا کنون منجر به اخراج و بیکاری صدها هزار کارگر شده است. در نتیجه ی تعویق پرداخت حقوق کارگران فشار اقتصادی شدیدی به آن ها و خانوادهایشان وارد می شود. در بسیاری از موارد کارفرما علی رغم دریافت وام های هنگفت، کارخانه را ورشکسته اعلام می کند تا این مبالغ را در دلالی مورد استفاده قرار دهد. در این موارد هیچ مانعی (جز کارفرما) برای از سر گیری تولید وجود ندارد. کنترل کارخانه و تولید مستقلانه ی کارگران یکی از راه های مبارزه با این شرایط اسفبار است.

گزارشی از شرکت تعاونی چند منظوره ی چینی (چینی سازی گیلان سابق)

اختصاصی وبلاگ و نشریه ی کارگر

پنجشنبه 10 آبان 1386-1 نوامبر 2007

این کارخانه در کیلومتر 7 جاده ی رشت –لاکان واقع شده است. نام قبلی کارخانه چینی سازی "ایرپرسلان" نام بعدی آن چینی سازی گیلان و اسم فعلی آن شرکت تعاونی چند منظوره ی چینی است. کارگران در سال 81 برای گرفتن حقوق معوقه ی 8 ماهه ی خود به کارفرما مراجعه کردند اما زمانی که نتیجه ی خاصی نگرفتند، مقابل استانداری دست به تجمع زدند. نیروی انتظامی در محل حاضر شد، 8 نفر از کارگران را بازداشت کرده و کارگران را مورد ضرب و شتم قرار داد. کارگران بازداشتی به مدت 3 روز بازداشت بودند. بقیه ی کارگران برای دریافت بیمه ی بیکاری به تامین اجتماعی معرفی شدند. در سال 83 و قبل از وقوع حادثه ی برف سنگین آن سال، تعداد کارگران 543 نفر بود که 125 نفر آن ها بازنشسته و تعداد 110 مشمول سختی کار(زیان آوری) شدند. در حال حاضر تعداد کارگران 270 نفر است که حدود 40 نفر از آن ها زن و بقیه مرد هستند. از این تعداد 60 نفر بیش از 25 سال سابقه ی کاری دارند و در انتظار بازنشستگی خود هستند و در حدود 50 نفر نیز کارگر موقت هستند. لازم به ذکر است که در طول سال 80، کارفرما ماهیانه مبلغ 30 تا 40 هزارتومان را در وعده های 10 هزار تومانی پرداخت می کرد و بیمه نیز حق خود را از سال 80 طلبکار است. بر اثر پافشاری کارگران در سال 81، حقوق دو ماهه ی بهمن و اسفند به آن ها پرداخت شد. در طول این مدت بر اساس سابقه ی کار بیمه ی بیکاری کارگر از 12 ماه تا 50 ماه بود. و حق بیمه از 80 هزار تومان تا 150 هزار تومان در نوسان بود. کارگران تا پایان سال 85 بیمه ی بیکاری دریافت می کردند اما هنوز 8 ماه حقوق کامل سال 81 را از کارفرما طلب دارند. در خرداد ماه سال 86، کارخانه مجددا شروع به کار کرد و در این میان حقوق خرداد ماه به صورت کامل پرداخت گردید و تا اواخر شهریور ماه 86 به طور متناوب هفته ای 10 هزار تومان به کارگران پرداخت می شد. این کارخانه دارای 450 هکتار زمین به ارزش 3/4 میلیارد تومان می باشد. سند کارخانه در ازای 760 میلیون تومان در گروی اداره ی تامین اجتماعی است و تا زمان عدم پرداخت این بدهکاری تامین اجتماعی با کارخانه تسویه حساب نمی کند. مضاف بر این که اداره ی ورشکستگی و از طریق مزایده، 96 میلیون برای سازمان محاسبه شده است اما تامین اجتماعی همچنان ادعای همان 760 میلیون تومان را دارد. خریدار فعلی کارخانه فردی به نام سهرابی است و او موظف است طبق مبایعه نامه ی امضا شده تا پایان تاریخ 28 اسفند 86 نسبت به کلیه ی تعهدات خود عمل نماید و در غیر این صورت مبایعه نامه فسخ خواهد شد و هزینه ها به نفع طرف دیگر قرارداد (چینی سازی) بخشوده خواهد شد.

در حال حاضر کارگران مدیریت کارخانه را به دست گرفته اند و سه تن از آن ها به عنوان هیئت مدیریه انتخاب شدند.(تعدادی بازرس نیز برای همکاری با آن ها تعیین شده) یک نفر از کارگران فعلا از نظر حقوقی به عنوان مدیر عامل کارخانه تعیین گردیده که این انتخاب از جانب هیئت مدیره ی منتخب کارگران صورت گرفت. در اوایل مهرماه نشستی با حضور یک نفر از هیئت مدیره ی، نماینده ی مردم رشت و وزیر تعاون انجام گرفت. در این نشست نماینده ی کارگران خواستار پذیرش پیشنهاد 96 میلیون تومان(برای عودت سند) گردید که از طرف وزیر تعاون رد شد. او در مقابل خواستار تسویه ی حساب کامل به مبلغ 760 میلیون تومان شد. او پیشنهاد داد برای تسویه حساب موقت با مراجعه به بانک وجه الضمان مبلغ بدهکاری کارخانه در وجه تامین اجتماعی صادر شود تا در آینده تسویه ی حساب کامل به صورت قسطی انجام شود. اما مشکل کارگران این جاست که باید 10 درصد کل بدهکاری (76 میلیون تومان) را نزد بانک به ودیعه بگذارند تا تسویه حساب موقت انجام شود. کارخانه در حال حاضر دو شیفت در روز تولید می کند.(حجم تولید روزانه به طور متوسط 4800 تا 5500 عدد است) وضعیت فروش کارخانه در ماه های اولیه بسیار ضعیف بود اما به مرور رو به بهبود گذاشت. لازم به یاد آوری است که شورای کارخانه در طول مدت مقاومت کارخانه مطالبات کارگران را پیگیری کرده است.

اعتصاب کارگران "نی بر سیاه نیشکر" هفت تپه!

ابوالفضل عابدینی

چهار شنبه 31 اكتبر 2007, بوسيله ى اردوان

پيک ايران:کارگران نی بر نیشکر هفت تپه دست به اعتصاب زدند. پس از گذشت دو ماه از شروع به کار کارگران نی بر نیشکر هفت تپه بیش از هزار و صد ونفر از این کارگران به دلیل دریافت نکردن مطالبات گذشته و حقوق دو ماهه فصل جدید از صبح روز گذشته یعنی دوشنبه ۱۳۸۶/۸/۷ در کمپ نی بری این شرکت دست به اعتصاب زدند. کارگران نی بری هفت تپه که معروف به کارگران نی بری سیاه هستند که از ابتدای فصل پائیز تا اواخر فصل بهار برای شرکت نیشکر کار می کنند ولی جزء پرسنل شرکت محسوب نمی شوند و در نظام استخدامی نیستند و به همین دلیل و عدم وجود مرجعی برای دفاع از آنان در بسیاری از موارد از حداقل مزایا یک گارگر ساده نیز محروم می باشند وبه دلیل فصلی بودن فعالیتهایشان مدیران شرکت از آنان سو استفاده های فراوانی می کنند از روز گذشته کارگران نی بر سیاه هفت تپه امروز اعلام کردن اعتصاب ما هم چون اعتصاب سایر کارگرا شرکت با موقیت نسبی را به همراه داشته است اما تا گرفتن کلیه مطلاباتمان ادامه خواهد داشت.

اخراج كارگران كارخانه ريسندگي شادريس يزد

صدای کاوه ها

چهار شنبه 31 اكتبر 2007, بوسيله ى اردوان

كارخانه ريسندگي شادريس يزد اخراج كارگران قراردادي خود را شروع كرده است. اين كارخانه از 2 ماه پيش كارگران با سابقه كار بالا ر ااخراج و قراردادهاي آنان را تمديد نميكند. اين كارخانه داراي 170 كارگر است كه 30-40 نفر آن رسمي و 120-130 نفر آن قراردادي هستند و داراي سابقه هاي 10-12 سال ميباشند. كارخانه داراي حد اقل 16 سال سابقه كار و بهره برداري ميباشد. مدير عامل اين كارخانه رضا طاهرخواه قبلا مدير عامل كارخانه سلك باف يزد و پسرش نيز مديرعامل كارخانه يزد فاستون ميباشد كه سياست اخراج كارگران مرد را در پيش گرفته است. و قصد دارند به جاي آنها زناني را با حقوق 180 هزار تومان بدون اضافه كار و سنوات و مزايا استخدام كند. او اين شيوه را در كارخانه هاي قبلي به كار برده است و در حال حاضر هم قصد دارد اين شيوه كار را در اين كارخانه نيز شروع كند.

كارگران اخراجي اين كارخانه به اداره كار شكايت كرده وخواستار بازگشت به كار شده اند . با توجه به سن بالاي كارگران با سابقه اين مينيمم حق آنان است كه بايستي رسيدگي شود.

کارگران ایران خودرو احکام زندان منصور اسانلو و ابراهیم مددی را محکوم کردند

پیام

سه شنبه 30 اكتبر 2007, بوسيله ى اردوان

جای کارگران زندان نیست

دوستان و همکاران گرامی

روز يكشنبه 6آبان مطلع شديم، دولت، آقايان منصور اسانلو رئيس هيات مديره سنديكاي شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه و ابراهيم مددي معاون هيات رئيسه ي اين سنديکا را به بهانه اقدام عليه امينت ملي به زندان محكوم كردند. آقاي اسانلو به زندان اوين و در بند معتادان منتقل گرديد كه به 5سال و نيم زندان محكوم شد، و آقاي مددي در زندان رجايي شهر مي باشد كه به 3سال و نيم زندان محكوم شد. به آنها گفته شده است كه حق تجديد نظر در اين حكم را ندارند.

دوستان کارگر

دولت یکبار دیگر ثابت کرد به جای بر آورده ساختن خواستهای مسلم کارگران درب زندان ها را برای کارگران حواله می کند.

تشکیل تشکلهای آزادی کارگری حق مسلم ما کارگران است

اعتصاب و آزادی اجتماعات حق مسلم ما کارگران است

دولت به جای احترام به کوچکترین خواستهای کارگران با دلایل واهی که مورد قبول هیچکدام از کارگران نمی باشد برای کارگران پرونده سازی می کند.

زندان جای کارگران زحمتکش نمی باشد

دولت به جای دستگیری چپاول کننده کان اموال مردم کارگران و دانشجویان و انسانهای آزاده را روانه زندان می کند. زندان جای کسانی است که باعث بیکاری آوارگی بدبختی وخودفروشی و کلیه فروشی میلیونها انسان شده اند. زندان جای کسانی که حقوق ودستمزد کارگران را پرداخت نمی کنند. زندان جای کسانی است که میلیونها تن شکر وارد کرده و هزاران کارگر را بیکار ساخته اند.

دوستان کارگر

ما جمعی از كارگران ایران خودرو حكم ناعادلانه و ناحق علیه آقاي اسانلو و ابراهيم مددي را محكوم ميكنيم و از همه انجمن ها و تشكل هاي كارگري، حقوق بشري و ساير اقشار جامعه ميخواهيم كه ضمن محكوم كردن اين عمل در حمايت از همه فعالان كارگري برخيزند و اين عمال ضد انساني را محكوم كنند. ما خواستار آزادي فوري آقايان اسانلو و مددي ومحمود صالحی و همه زندانیان در بند هستيم ما و هر گونه فشار و آزار و ازيت آنان را محكوم ميكنيم و از همه وجدانهاي انساني و آزاديخواه خواستار حمايت و فعاليت در اين رابطه هستيم. ایجادتشکلهای آزادکارگری و شرکت در اجتماعات و اعتراضات کارگری و آزادی بیان حق مسلم ما کارگران است هیچکسی حق ندارد کارگران را از رسیدن به این حقوق با بر چسب زدن اتهامات واهی که یک سلاح کهنه سرمایه داران می باشد باز بداردو جرم این کارگران ایجاد تشکل خودشان سندیکا می باشد. جرم این کارگران دفاع از برگزاری آزاد انتخابات کارگران شرکت واحد می باشد جرم این کارگران خواهان بازگشت به کار که نا عادلانه چندسال است از کار بیکار شده اند می باشد

کارگران برای رسیدن به خواستهای خود همدیگر را تنها نخواهند گذاشت.

زنده باد اتحاد و هبستگی کارگران

درود بر كارگران زحمتكش و سنديكاي شركت واحد تهران

جمعی از کارگران ایران خودرو

جمعي از رانندگان تاکسي هاي تلفني گنبدکاووس مقابل فرمانداري تجمع کردند

پویا

دو شنبه 29 اكتبر 2007, بوسيله ى دیاکو

تجمع رانندگان تاكسي تلفني. جمعي از رانندگان تاكسي هاي تلفني شهر گنبدكاووس، در شرق استان گلستان، روز دوشنبه به‌دليل دريافت نكردن كارت هوشمند سوخت وسيله نقليه خود، در مقابل فرمانداري اين شهرستان تجمع كردند. به گزارش خبرنگار ايرنا، تجمع اين گروه كه تعدادشان به‌حدود 80 نفر مي رسيد، پس از يك ساعت و پس از ديدار با مسئولان به‌پايان رسيد.

رانندگان تاكسي از آن‌چه احساس ناامني عنوان مي كردند، براي بيان مشكلات خود در گفت و گو با خبرنگار ايرنا، حاضر به‌معرفي خود نشده و خواستار طرح مشكل به‌صورت كلي شدند.به گفته آنان، به‌رغم گذشت چهارماه از طرح سهيمه بندي بنزين، هنوز كارت سوخت تاكسي هاي تلفني تحويل نشده و شاغلين اين عرصه، مجبورند، بنزين مورد نياز خود را با قيمت چهار تا پنج هزار هزار ريال از بازار آزاد تهيه كنند. اين عده افزودند: تأمين بنزين به‌نرخ آزاد از يك سو و برخوردهاي تعزيرات حكومتي با رانندگان تاكسي هاي تلفني درافزايش كرايه يا بابت خريد بنزين بنزين آزاد سبب شده تا آنان در تأمين مخارج زندگي و نيز پرداخت اقساط خود با مشكلاتي مواجه شوند.

به گفته اين عده، مسئولان بايد تا مشخص شدن وضعيت كارت سوخت، آنان را در تأمين بنزين ياري دهند. معاونان فرماندار شهرستان گنبدكاووس و نيز چند تن از معاونان فرماندهي انتظامي اين شهرستان درجمع تجمع كنندگان، كه به‌سالن اجتماعات فرمانداري اين شهر هدايت شده بودند، حضور يافتند. معاون سياسي اجتماعي فرماندار گنبدكاووس بابيان اينكه فرماندار، شهردار و امام جمعه اين شهرستان به‌طور جدي پيگير كارتهاي سوخت تاكسي هاي تلفني اين شهر هستند، گفت: مشكل صدور كارت سوخت تاكسي هاي تلفني در كل كشور وجود دارد كه مسئولان امر پيگير موضوع هستند.عباسعلي ميرحسيني افزود: تا رفع مشكل صدور كارت سوخت تاكسي هاي تلفني كالابرگهاي 30 ليتري دراختيار مالكان اين خودروها قرار مي گيرد.

وي گفت: تاكنون يك مرحله كالابرگ به‌رانندگان تاكسي هاي تلفني گنبدكاووس داده شده و مرحله دوم نيز طي امروز يا فردا بين آنان توزيع مي شود.ميرحسيني اضافه كرد: فرماندار اين شهرستان نيز روز سه شنبه با حضور در تهران، رسماً موضوع كارت سوخت تاكسي هاي تلفني اين شهر را پيگيري خواهد كرد.وي در پايان از رانندگان تاكسي هاي تلفني خواست تا با صبر و تحمل منتظر روزهاي آينده باشند و از تجمعات اين چنيني خودداري كنند.

شهردار گنبدكاووس نيز روز گذشته اعلام كرد كارت سوخت يك هزار و 250 تاكسي تلفني اين شهر كه اطلاعات آنان از چهارماه پيش دراختيار متوليان صدور كارت سوخت قرار گرفت، هنوز به‌متقاضيان تحويل نشده است. هم اكنو ن درشهر گنبدكاووس با 135 هزار نفر جمعيت و 27 كيلومترمربع وسعت تعداد 60 آژانس با حدود يك هزار و 500 دستگاه تاكسي وجود دارد.»

اطلاعیه ی کانون صنفی معلمان کرمانشاه

کانون صنفی معلمان کرمانشاه

سه شنبه 30 اكتبر 2007, بوسيله ى دیاکو

حقيقت نگار وجود و عـدم

فرهنگيان محترم،همكاران گرامی

از آن جا كه پاسخگويي در برابرمسئوليّت،يكي از آموزه هاي ديني و گمشده هاي فرهنگ مستحاله ي ما ست،خود را مكلّف و موظّف دانستيم كه در قبال رآي اعتماد و انتخاب شما ،پاسخگو و مسئول باشيم و ضمن لحاظ نمودن مضايق و ملاحظات گوناگون،گزارشي از دوران پرفراز و نشيب نمايندگي خويش درکانون صنفي معلمان کرمانشاه را تقديم محضر شما همكاران و معلمان ارجمند نماييم.

اميداست كه با دقت و بينش معلمي بتوانيد در خلال اين سطوراندك،حقيقت را كه گاه تلخ و گاه شيرينش مي شماريم،دريابيد و از تجارب آن،چراغي به درخشش و تلألو انديشه ي پيشروان حركت هاي فرهنگي فراراه آينده ي خويش،روشن و فروزان بداريد.

همكاران گرامي

پس از تلاش هاي مستمر و تاريخ ساز عده ي بسيار اندكي از همكاران شما كه تعدادشان از انگشتان دو دست تجاوزنمي كرد، در سال هاي 1379 و 80 برآيند آن تلاش ها منجر به تولد و شكل گيري نهادي مدني،غيردولتي و انتخابي به نام «كانون صنفي معلمان كرمانشاه» گرديد كه درسال 1382 درپي صدورمجوز تأسيس آن توسط كميسيون ماده ي ده احزاب وزارت كشور،اقدام به برگزاري انتخاباتي سالم و آزاد نمود و با رأي مستقيم و بلاواسطه ي نمايندگان صنفي مدارس كه اعضاي مجمع محسوب مي شدند،نه نفربه عنوان اعضاي شوراي مركزي و سه نفر به عنوان بازرس انتخاب گرديدند تا ضمن تلاش براي اخذ پروانه ي فعاليت از كميسيون اشاره شده ،به صورت مستمر پيگير خواسته ها و حقوق مشروع و قانوني همكاران خويش در زمينه هاي گوناگون گردند.

نيازي به شرح و بسط نيست كه دراين رهگذرچه پيش آمد و عملكرد كانون،شما معلمان و مسئولين هرکدام به چه اندازه بود؟بدون شک شرح هريك ازاين سه مطلب اخير،مجالي و مقالي ديگر مي طلبد چراكه پردازش مفصل هريک که سوگنامه اي ماندگار در دل تاريخ پرفراز و نشيب كشور است،ميسور و مقدورنبوده و ريختن آب توضيح درغربال ناشنوايي و نابينايي بسياري كسان مي باشد.همين اندازه كافي است كه خدمت شما همكاران عرض شود نمايندگان شما درحدّ وسع و توان اندك خويش،هرگز ازتكليف خود فروگذار نكردند و براي نيل به هدف ،ضمن مقابله با موانعي بسيار،مشقات فراواني راتجربه نمودند هرچند درطي اين مسير سنگلاخي وکوير بي انتها، عاري ازخطا و اشتباه نيز نبودند.

شما همكاران بهترازهركسي مي دانيد كه ميزان تأثيرگذاري مجموعه ي فرهنگيان استان، دراين رهگذر چه وزن و اندازه اي داشت و تا چه ميزان در ايفاي نقش قافله سالاري و معلمي خويش،اهتمام ورزيديد.ساده تر وعاميانه تربگوييم،:همان قدر آش خورديد كه پول داديد.(ليس الانسان الا ما سعي)

پاسخ مسئولان را به داوري شما،افکارعمومي و خود ايشان واگذار مي نماييم تا اسب انصاف در ميدان