|
کارگران:جمعه 19 مرداد 1386-10 آگوست 2007
محاصره خانه اسانلو و دستگیری چند فعال کارگریبی بی سیپنج شنبه 09 اوت 2007 - 18 مرداد 1386همزمان با روزی که از سوی چند تشکل بین المللی به عنوان روز اعتراض و اقدام جهانی جهت آزادی فوری منصور اسانلو، رئیس زندانی هیات مدیره سندیکای کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران اعلام شده بود، محل سکونت آقای اسانلو به محاصره مأموران انتظامی و امنیتی در آمده و چند تن از اعضای هیات مدیره این سندیکا که قصد ورود به منزل آقای اسانلو را داشته اند، بازداشت شده اند. نامهای ابراهیم مددی، ابراهیم گوهری، داوود رضوی، یعقوب سلیمی، همایون جابری و غلامرضا غلامحسینی به عنوان بازداشت شدگان گزارش شده است. فعالان سندیکای کارکنان شرکت واحد پیشتر اعلام کرده بودند که قصد دارند در این روز برای دیدار با خانواده منصور اسانلو به منزل او بروند. اما یک شب پیشتر، خبرگزاری مهر به نقل از منبعی آگاه گزارش داد که در صورتی که تجمعی در منزل آقای اسانلو انجام شود، این تجمع غیرقانونی خواهد بود، چراکه مجوزی برای برگزاری آن صادر نشده است. تشکلهای عفو بین الملل، کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های کارگری و فدراسیون بین المللی کارکنان حمل و نقل امروز را روز اعتراض جهانی و اقدام برای آزادی فوری منصور اسانلو و محمود صالحی، دبیر سابق انجمن صنفی نانوایان شهر سقز در استان کردستان اعلام کرده بودند. در ظهر این روز در لندن نیز، گروهی از اعضای فدراسیون بین المللی کارکنان حمل و نقل و دیگر فعالان کارگری بریتانیا و عفو بین الملل در مقابل سفارت ایران دست به تجمع اعتراض آمیز زدند. در این تجمع که حدود هفتاد نفر در آن حضور یافتند، فعالان چپ ایرانی، بويژه حزب کمونیست کارگری (شاخه حکمتیست) حضور پررنگی داشتند و با سردادن شعارهای سیاسی علیه حکومت جمهوری اسلامی، خواهان برقراری جمهوری سوسیالیستی در ایران بودند. اما دیوید کاکرو، رئیس فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل در سخنرانی اش در این تجمع تأکید کرد که حضور او و دیگر فعالان کارگری در تجمع ارتباطی با شعارها و اهداف گروههای سیاسی ندارد بلکه او و همراهانش با انگیزه صنفی و به عنوان حمایت از فعالان کارگری در ایران در تجمع حضور یافته اند و خواهان آزادی منصور اسانلو و محمود صالحی اند. برخی شرکت کنندگان، فعالان کرد بودند که در حمایت از محمود صالحی، شعارهایی به زبان کردی می دادند. آقای اسانلو چند ماه پیش به دعوت فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل به لندن آمده بود و رئیس این فدراسیون در سخنرانی اش در تجمع به دیدار شخصی خود با منصور اسانلو اشاره کرد. منصور اسانلو، دهم ژوئیه (نوزدهم تیر) گذشته پس از آنکه در نزدیکی محل سکونت خود در تهران از اتوبوس پیاده شد، با زور و ضرب و شتم به دست مأموران لباس شخصی بازداشت شد. وی پیشتر دو بار، یک بار به مدت هفت ماه و بار دیگر به مدت یک ماه بازداشت و سپس با سپردن وثیقه آزاد شده بود. پرونده آقای اسانلو همچنان در دادگاه مفتوح است. محمود صالحی نیز سه سال پیش در جريان برگزاری مراسم روز جهانی كارگر در شهر سقز به همراه چند تن دیگر از فعالان انجمن صنفی نانوایان این شهر بازداشت و پس از مدتی موقتاً آزاد شد. دادگاه او را به یک سال حبس محکوم کرد و با قطعی شدن این حکم، آقای صالحی از چهار ماه پیش برای گذراندن مدت محکومیت خود در زندان سنندج، مرکز استان کردستان به سر می برد.
مسائل کارگري در دولت نهم در گفت وگو با سهيلا جلودارزاده نماينده کارگران بايد سوپاپ اطمينان باشد اعتماد پنجشنبه 18 مرداد 1386-9 آگوست 2007 علي حق؛ مهندس سهيلا جلودارزاده فارغ التحصيل پيش از انقلاب دانشگاه پلي تکنيک و فرهنگي سال هاي پس از انقلاب پانزده سالي است که به عنوان يکي از مقامات ارشد خانه کارگر، فعاليت صنفي و سياسي پررنگي دارد. او که در دو دوره پنجم و هفتم مجلس، در دقيقه نود يعني طي انتخابات مياندوره يي ،نمايندگي کارگران و مردم تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر را برعهده گرفته است در مجلس ششم هم به عنوان کانديداي جبهه مشارکت وارد مجلس شد. جلودارزاده در دولت دوم محمد خاتمي اين شانس را داشت تا به عنوان اولين زن به کابينه راه يابد. با اين حال صفدر حسيني گوي سبقت را از او ربود و جانشين حسين کمالي، عضو شوراي مرکزي خانه کارگر، در وزارت کار و امور اجتماعي شد. جلودارزاده اين روزها بخش قابل توجهي از وقت خود را در بخش خصوصي و يک موسسه آموزشي سپري مي کند. مکان انجام گفت وگو هم در دفتر او به عنوان مديرعامل موسسه توانمندسازي ايرانيان جوان تعيين شد، اما تا شروع گفت وگو او به عنوان يک نماينده مجلس دقايقي را صرف پيگيري مطالبات اجتماعي مراجعان خود از موسسه آلزايمر کرد تا با سوال هايي با محوريت کاهش فعاليت خانه کارگر، عملکرد مجلس هفتم در حوزه مسائل کارگري، سير تطور تشکيلات کارگري، تنش هاي موجود ميان وزارت کار و خانه کارگر و روند حرکت جنبش کارگري گفت وگو آغاز شود. جلودارزاده همچون يک معلم صبور در يکي از کلاس هاي درس موسسه آموزشي اش به گفت وگو ادامه داد و پاسخ هاي صريحي به سوال ها داد که مي خوانيد. چرا برخلاف سال هاي گذشته براي گفت وگو با خانم جلودارزاده به جاي کانون خواهران خانه کارگر، حزب اسلامي کار يا حتي جبهه مشارکت ايران اسلامي بايد به يک موسسه آموزش خصوصي آمد؟ آيا در رويه فعاليت خود تجديد نظر کرده ايد؟ نه، من همچنان به فعاليت هاي گذشته ام ادامه مي دهم. اينجا موسسه توانمند سازان ايران جوان است و کاري است که اخيراً براي علايق شخصي ام آغاز کرده ام. در اين موسسه روش هايي براي توانمند سازي جوانان بدون اتکا و وابستگي به دولت براي زندگي مستقل مطالعه و آموزش داده مي شود. فعاليت در حزب محدود به اساسنامه و مرامنامه است. در بخش دولتي هم فرد بايد وظيفه خاصي را انجام دهد ولي در بخش خصوصي امکان تجربه اندوزي و انجام کار مفيد بيشتري وجود دارد. بخش پاياني پاسخ شما آيا به معناي گريز از فعاليت سياسي که در مورد شما بيشتر به خانه کارگر معطوف بود، نيست؟ خير، من هنوز در خانه کارگر فعال هستم. اما چرا خانه کارگر حتي خانه کارگر دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي نيست؟ به اين معنا که با وجود اعمال محدوديت هاي بيشتر در برابر فعاليت شوراهاي اسلامي کار مورد حمايت خانه کارگر يا توقف فعاليت خبرگزاري کار ايران و سلب حق توزيع بن کارگري از سوي خانه کارگر در دولت نهم، نمايندگان کارگران در مجلس هفتم کم فروغ تر از مجلس ششم ظاهر شده اند؟ از منظر ديگر زماني که در دولت هشتم زمزمه اصلاح قانون کار به گوش مي رسيد، اعتراضات گسترده کارگري شکل مي گرفت که حتي به خشونت هم کشيده مي شد و هزينه هاي بالايي هم براي خانه کارگر داشت ولي حال که خانه کارگر مدعي است که به طور بي سابقه يي با تضييع حقوقش مواجه شده، اعتراض رسمي صورت نمي گيرد؟ اين برداشت شما است و يا شايد نمود بيروني قضيه است. خانه کارگر در حال بازسازي، اصلاح و تغيير ساختار است که در مجموع حرکت اين تشکيلات به مراتب مثبت تر از دوره هاي قبل است. اين فشار هايي که از سوي دولت نهم به تشکيلات فراگير کارگري وارد شده در عمل به رفع نقايص و کسب فضايل منجر شده است. به عنوان مثال کانون خواهران خانه کارگر تبديل شده به اتحاديه سراسري کارگران زن ولي به نظر شما کانون خواهران ديگر فعاليت پررنگي ندارد. اين يک تبديل يا تغيير شکل ظاهري نيست؟ نه که تبديل شده بلکه ايجاد کننده يک تشکيلات آزاد سراسري براي همه زناني که کار مي کنند، شده است. يعني علاوه بر کارگران مشمول قوانين تامين اجتماعي دربرگيرنده تمامي زنان شاغل شده است. در بخش هاي مختلف هم اتحاديه کارگران بيمارستاني، نساجي و امثالهم تشکيل شده است. بخش آموزش خانه کارگر هم به شدت فعال است. دانشگاه کار در سراسر کشور شعبه داير کرده و علاوه بر آموزش هاي ضمن خدمت، به کارگران دانش کلاسيک مي آموزد که علاوه بر تاثير گذاري بر افزايش درآمد آنها به بهبود بينش اجتماعي و سياسي آنها کمک مي کند. همچنين به فرزندان کارگران آموزش هاي رايگان فني و حرفه يي ارائه مي شود. مجموعه اين فعاليت ها محصول دور تازه فعاليت خانه کارگر است.
شما عنوان مي کنيد که خانه کارگر در حال تغيير ساختار است، آيا براي اجراي اين برنامه فضاي حاکم در دولت اصلاحات مناسب تر از وضعيت فعلي نبود؟ البته اين تغيير ساختار با اعمال برخي فشارها در دولت آقاي خاتمي آغاز شد ولي دولت نهم اين لطف را در حق خانه کارگر کامل کرد. اوج فشارها بر خانه کارگر به اينجا رسيده که توزيع بن کارگري و يا کالاهاي مورد نياز بازنشستگان با وجود سختي هايي که براي تشکيلات داشت از ما گرفته شد. اين اتفاق براي کارگران بسيار نامطلوب بود چرا که بخش قابل توجهي از توان معيشتي آنها را کاهش داد.
اما وزير کار و امور اجتماعي دولت نهم به طور رسمي اعلام کرده که اکثريت کارگران با توزيع کمک هاي نقدي به جاي کالا موافق هستند. متاسفانه يکي از مشکلات دولت نهم آمارها و برخورد با برخي مسائل است. هرچقدر هم که دولت بگويد توزيع بن از سوي کارگران مفيد نيست ما که به عينه مي ديديم که بن هاي کارگري بخش عمده سبد مصرفي خانوارهاي کارگري را تامين مي کرد، لذا اين اقدام برخلاف مصلحت بود و هم اکنون هر کارگري که با من برخورد مي کند درخواست توزيع دوباره بن را دارد.
اما هنوز نگفته ايد که چرا در دوران اصلاحات خانه کارگر روحيه انتقاد سرسختانه تري از دولت داشت.
اگر زمان آقاي خاتمي ما در مقابل هر ناملايمتي عکس العمل نشان مي داديم به دليل حساسيت و سلامت سيستم اطلاعاتي، امنيتي، سياسي دولت بود. يعني اين امکان را به ما مي داد که به محض بروز هر نقصاني با کمال قدرت اعتراض کنيم. تازه مي گفتيم که چرا گاهي جلوي برخي اعتراض ها گرفته مي شد چون هنوز نقص هايي در آن سيستم وجود داشت. اما الان خبرگزاري ايلنا با وجود مراقبت و در شرايطي که بارها وضو مي گيريم و استغفار مي کنيم و مديرعامل عوض مي کنيم، فيلتر مي شود. بنابراين اين روزها تلاش براي حفظ حداقل هاست نه اينکه ما ندانيم که حق چيست. آيا فکر نمي کنيد اگر تعامل خانه کارگر با دولت هفتم و هشتم بيشتر بود اين امکان وجود داشت که حقوق بنيادين کار در قالب مقاوله نامه هاي 87 و 98 سازمان بين المللي کار ازجمله حق اعتصاب، اعطاي استقلال بيشتر به تشکل هاي کارگري از طريق اصلاح فصل ششم قانون کار جمهوري اسلامي پذيرفته و مصوب شود اما با نوعي مقابله جويي افراطي اين فرصت از دست رفت؟
متاسفانه وقتي گروهي از هر طريق به قدرت برسد در تلاش براي سلطه کامل است و اين خاصيت جوامع جهان سومي است. جامعه کارگري با دولت آقاي خاتمي هيچ گاه بد برخورد نکرد و تعامل خوبي هم داشت. حتي بيان انتقادهايمان هم در جهت عينيت بخشي به شعار توسعه سياسي بود. ما بيش از هر چيز بر سه جانبه گرايي تاکيد کرديم ولي حق نبود که تلاش هايي براي کاهش امکانات خانه کارگر صورت گيرد. همان زمان هم تلاش هايي براي انتقال توزيع بن از خانه کارگر به فروشگاه هاي تعاون روستايي صورت گرفت که با مذاکره اين بحث خاتمه يافت و دولت به اين عقلانيت رسيد که برخورد با تشکيلات فراگير با بحث جامعه مدني سنخيت ندارد. لذا اين انتظار وجود داشت که با خانه کارگر همچون يک NGO برخورد شود. اگر آن زمان برخي رويه ها اصلاح مي شد سطح تعامل دولت و کارگران بالا مي رفت. بنده در اين تشکيلات بيش ترين تعامل را با دولت آقاي خاتمي داشتم ولي برخي همکاران ايشان اقداماتي کردند ازجمله تشکيل وزارت رفاه که نه تنها لطفي به جامعه کارگري نداشت بلکه امروز باعث تضعيف سازمان تامين اجتماعي شد. به طوري که اين سازمان همچنان با بي ثباتي مديريت مواجه است و کارگران هم در مديريت آن سهم کمي دارند. مجلس هفتم براي کارگران چه کار کرده است؟ واقعيت اين است که مجلس هفتم در تحکيم پايه ها، زيربناها و اساس اقتصاد بسيار ضعيف عمل کرده است. اگر يک اقتصاد سالم، پويا و پر رونق شکل نگرفته باشد، کارگران هم کار و زندگي راحتي ندارند. در حال حاضر چون اقتصاد به سمت ناسالم تر شدن پيش مي رود، البته اين ادعاي من نيست بلکه گواهي آمار هااست، رشد بي رويه نقدينگي، افزايش بيکاري و....
البته در اين خصوص هم وزير کار و امور اجتماعي دولت نهم به طور مستمر از کاهش نرخ بيکاري خبر مي دهد. آمار مي تواند از طريق مشاهده واقعيت ها تاييد تا تکذيب شود. من به عنوان نماينده يي که هفته يي سه بار ديدار مردمي دارم افزايش فقر و بيکاري را نسبت به سال هاي گذشته به عينه مي بينم. همچنين رشد بزهکاري هاي اجتماعي براي من مشهود است. به هيچ وجه هم قصد سياه نمايي ندارم و به دليل اينکه در برابر موکلانم مسوول هستم بايد اين مسائل واقعي را متذکر شوم. در غيراين صورت به موکلانم و حتي مسوولان خيانت کرده ام. حال نتيجه اش هرچه مي خواهد باشد، چه محبوبيت چه منفور بودن. عدم سلامت اقتصاد موجب کاهش امنيت شغلي و تورم و باعث شکاف بيشتر درآمد با هزينه ها شده است. اين به معناي افزايش فقر در طبقات حقوق بگير شده است. اين مسائل به دليل کوتاهي مجلس در پيگيري اجراي برنامه چهارم توسعه و نيز اتخاذ برخي تصميم هاي به ظاهر خيرخواهانه بوده است. به عنوان نمونه اگر در مساله بنزين به تکاليف برنامه چهارم توسعه عمل مي شد و روند رشد سالانه قيمت ادامه مي يافت، افزايش مصرف تا حدودي کنترل مي شد و خيلي نياز به سهميه بندي نبود. حتي همين تصميم سهميه بندي هم با تذکر نمايندگان اصلاح طلب در جبران کوتاهي هاي گذشته مجلس هفتم عملي و اجرايي شد که الان بسياري مدعي مناسب بودن اين تصميم گيري شده اند. واقعيت اين تصميم جبران 3 سال عقب ماندگي از اجراي برنامه چهارم بود. هرچند که آفت هاي سيستم سهميه بندي براي ما مشهود است اما حداقل مصوبه مجلس اجرا شد. چون ديگر چيزي از مجلسي که مصوباتش هم اجرا نمي شود، باقي نمي ماند.
آيا تا به حال اقليت اصلاح طلب از روساي طيف اصولگراي مجلس که تثبيت قيمت بنزين را عيدي مجلس هفتم به مردم قلمداد کرده بودند و حالا مدافع سهميه بندي بنزين شده اند، توضيح نخواسته که چرا چنين رفتار متناقضي را در حوزه اقتصاد پيشه کرده اند؟ تصور ما بر اين است که نيت اين همکاران خير بوده است و خيلي هم به دنبال کالبدشکافي رفتارها نيستيم چون مردم اين مسائل را به خوبي درک مي کنند و قضاوت خواهند کرد. واقعاً مملکت هم شرايط درگير شدن در يکي به دوهاي غير مفيد را ندارد. آنان که در گذشته اند، درگذشتند. مجلس هفتم طرحي در مورد رفع موانع توليد داشت که با مخالفت نمايندگان کارگري مواجه شد، سرانجام مخالفت هاي شما به کجا رسيد؟ آيا نگراني هاي شما در مورد تسهيل اخراج کارگران در قالب اين طرح رفع شد؟ هميشه فشاري که بر روي اصلاح قانون کار در تسهيل اخراج وارد مي شود بيشتر جنبه ردگم کردن دارد که موانعي که بر سر راه توليد وجود دارد جدي گرفته نشود و تنها به موانع صوري اکتفا شود. اين طرح هم چون اصل هشتاد و پنجي شده بود و بررسي کارشناسي آن برعهده کميسيون صنايع بود، خود اعضاي کميسيون که آشنا به مسائل صنعت هستند، به اين مقوله اولويت ندادند. اين در حالي است که جامعه کارگري همواره از رفع موانع توليد حمايت مي کند، حتي در مورد برخي مسائل که شايد مخل توليد باشد با تاکيد بر سه جانبه گرايي حاضر بوده ايم. به عنوان نمونه در تبريز يک کارگاه تراشکاري به نام اتکاورينه وجود دارد که حدود ده سال هم هست افزايش قيمت ندارد و با وجود هشتاد کارگر فضاي کاري ايده آلي از سوي مديريت آن فراهم شده بنابراين مديريت کارآمد مي تواند حتي با وجود موانع بسيار موفق عمل کند. بنا دارم و داشته ام که طرح حمايت از سرمايه هاي ملي و سرمايه گذاري داخلي را تهيه و تقديم مجلس کنم البته اين طرح در مجمع تشخيص مصلحت نظام تهيه شده ولي آنقدر شرايط اقتصادي کشور در حال حاضر بي ثبات است که وقت مناسبي براي ارائه طرح به مجلس نيست و گويا بايد مدتي منتظر ماند. والا طرح رفع موانع توليدي با وجود مزايايي از کمال لازم برخوردار نبود. چون يکي از مشکلات اصلي اقتصاد ما به هم خوردن تعادل بازار هاي کلان اقتصادي است. در دولت نهم براي تبديل ارز به ريال به واردات کلان تن داده شده که اين عامل تعادل بازار کالا، پول، کار و سرمايه را نيز برهم زده است. درست است که مهم ترين شعار رئيس جمهور توزيع سرمايه در ميان مردم است ولي سوال اينجا است که به چه قيمتي اين تبديل سرمايه صورت مي گيرد. الان که خبرگزاري ايلنا فيلتر شده مسووليت شما به عنوان نماينده کارگران سنگين تر شده ولي به نظر مي رسد که در مقايسه با مجلس ششم از فعاليت کمتري در مجلس برخوردار هستيد، چرا؟ من در يکشنبه قبل از تعطيلات نطق پيش از دستور داشتم و همواره تذکرات لازم را داده ام، شايد پوشش خبري فعاليت اقليت مجلس خوب نيست. در واقع ايلنا يکي از ثمرات اصلاح ساختار خانه کارگر و کمک کننده به اصلاحات بود که از دست رفت ولي روزنامه کار و کارگر همچنان در ميان کارگران توزيع مي شود و ما اميدواريم بتوانيم خلاء ايلنا را در حوزه مسائل کارگري از اين طريق جبران کنيم. در شرايط فعلي تعامل خانه کارگر و وزارت کار و امور اجتماعي دولت نهم در چه سطحي است؟
ما علاقه مند به تعامل با دولت هستيم. حتي انتقادهاي ما در جهت اصلاح امور است ولي براي ما مسجل شده که برخورد دولت با ما سياسي است.
وزارت کار هم معتقد است که خانه کارگر سياسي کاري مي کند و کمتر فعاليت صنفي دارد. حداقل جناب وزير نمي توانند مدعي باشند که شخص جلودارزاده سياسي کاري مي کند. در مورد تشکيلات هم بگويم که در تمام دنيا تشکل هاي کارگري تلاش مي کنند تا چرخش قدرت به نفع شان باشد تا مطالبات شان را به دست آورند. اگر اين گرايش به معني سياسي بودن است پس تمام تشکل هاي صنفي دنيا سياسي هستند. اما از ديد ما تمام تلاش هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي خانه کارگر براي تحقق منافع صنفي است. ما سياست را براي منافع صنفي مان مي خواهيم. اصلاً ما همه چيز را براي منافع صنفي مان مي خواهيم و اين نشان مي دهد که ما تشکيلاتي هزار درصد صنفي هستيم ولي نمي توانيم به صرف صنفي بودن با اينکه کدام سياستمدار مي آيد و چه فرهنگ کاري را ترويج مي کند و چه برنامه اقتصادي دارد کاري نداشته باشيم. وضعيت صنف ما هم محصول زنجيره تحولات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي است. وزارت کار و امور اجتماعي همچنان انتخابات شوراهاي اسلامي کار اصفهان را به رسميت نمي شناسد، خانه کارگر هم با وجود انتقادهاي اوليه و تلاش هاي قانوني گويا مدتي است که اين حکم را پذيرفته است، يعني اين تدبير منفعت صنفي دارد؟ بالاخره وضعيت به گونه يي شده که امر، امر دولت است و کار ديگري از پيش نرفته ما هم تاکنون اين حکم را نپذيرفتيم. ما حقايق را مي پذيريم و واقعيت ها تا حدي قابل تحمل است ولي وقتي بپذيريم که نماينده کارگر به طور فرمايشي انتخاب شود، اتفاقاتي که خواهد افتاد به زيان کارگران خواهد بود. در يک دوره همين نمايندگان کارگري در مورد سطحي از افزايش حداقل دستمزدها توافق کردند که ضربه سال گذشته را بر اشتغال و توليد زد. در دوره يي مسائل ديگري را مي پذيرند که به زيان جامعه کارگري است و نتيجه چنين روندي قدرت، اختيارات و امتيازهاي جامعه کارگري را محدود مي کند. نماينده کارگر بايد مثل يک سوپاپ اطمينان باشد که تا فشار افزايش يابد، فرياد بزند و هشدار دهد. نه اينکه آنقدر سکوت کند که ديگ منفجر شود و هيچ زنگ خطري از خود صادر نکند.
تشکيلات شما در وضعيت فعلي مي تواند نقش سوپاپ اطمينان را ايفا کند؟ ما ايفا مي کنيم ولي کسي توجه نمي کند.
يعني سوپاپ شما الان در حال سوت زدن است؟ از مرحله سوت زدن هم گذشته است. دوران آقاي خاتمي آقاي سباستين، مسوول آموزش سازمان بين المللي کار، کارگاهي آموزشي برگزار کرد و در آن کارگاه تاکيد کرد که دولت ايران بالا ترين سرمايه را دارد. چون در ساير کشورها، دولت ميلياردها دلار هزينه مي کند تا اطمينان تشکل هاي کارگري را به خود جلب کند ولي دولت آقاي خاتمي بدون صرف هزينه اعتماد شما را جلب کرده است. منتها اين سرمايه ملي امروزه از بين رفته است. کافي است يک گزارش واقعي از چهار کارخانه تهيه شود تا اين ادعاي من ثابت شود.
علت اينکه کارگران اقبال گذشته را به شوراهاي اسلامي کار ندارند، چيست؟ چون اعتماد خود را از دست داده اند و فکر مي کنند کار بيهوده يي است. اين بي اعتمادي به خاطر عملکرد شما بوده يا برخورد دولت؟ همواره فشارهايي از سوي دولت براي تشکيل نشدن شوراها بوده و کارگران را ترغيب به تشکيل انجمن صنفي کرده است. الان هم تشکيل انجمن هاي صنفي افزايش يافته ولي دولت همه را متهم به سياسي کاري مي کند و امنيت شغلي کارگران به خطر مي افتد. يعني تاکنون خانه کارگر با تمام ظرفيت از حقوق کارگران دفاع کرده و نقصاني متوجه شما نيست؟ ما نمي توانيم ادعا کنيم که ايده آل هستيم. ما يک تشکيلات کارگري هستيم. ممکن است جاهايي نقصان داشته ايم و حتي کوتاه آمده باشيم ولي تشکيلاتي هستيم متشکل از کارگران. اگر تشکيلات بهتري بود ما حتي با آنها ائتلاف مي کرديم و به عضويت آن تشکيلات در مي آمديم. اما خود خانه کارگر متهم است به مانع تراشي در برابر شکل گيري تشکيلات کارگري جديد.
آقا، خانه کارگر چکاره بوده که نگذارد تشکيلات ديگري شکل بگيرد. ولي در قانون کار مورد حمايت شما به صراحت قيد شده که يا شوراي اسلامي کار، يا انجمن صنفي يا نماينده کارگر حق فعاليت دارد و در شرايط شکل گيري شوراي اسلامي کار ساير تشکل ها وجاهت قانوني ندارد. الان که وزارت کار حامي جامعه اسلامي کارگران است، احزاب هم شاخه کارگري دارند، شوراهاي اسلامي کار را هم که از ما گرفته اند. اگر حزبي مدعي است که ما خوب کار نمي کنيم بيايد تشکيلات جديد راه بيندازد. جبهه مشارکت ايران اسلامي در دوران آقاي خاتمي شاخه کارگري تاسيس کرد ولي موفق نبود، چرا؟ به دليل اينکه اين حزب بافت روشنفکري دارد نه کارگري. کارگر طبقه خاصي است که انگيزه هاي تزييني ندارد و رک است. در راه اندازي اين شاخه شما و آقاي تاج الدين نماينده سابق اصفهان هم همکاري داشتيد ولي باز هم اين شاخه خيلي نمود عملياتي پيدا نکرد. بله، ما به جبهه مشارکت کمک مي کرديم تا درک شرايط کارگري براي آنها آسان تر شود. سعي ما بر تعامل با اين حزب بود تا در اداره کشور اشتباه نکند. دوست نداشتيم اصلاح طلبان حمايت جامعه کارگري را از دست بدهند. حيات جامعه کارگري هم منوط به توسعه سياسي، بسط دموکراسي و آزادي است، چون استفاده از نيروي کار نيازمند فراهم آوردن شرايط لازم براي افزايش حس مشارکت جويي کارگران است. براين اساس است که علاقه منديم تمام احزاب شاخه کارگري داشته باشند. قصد رقيب تراشي نداريم اما از توسعه نگاه کارآمد به نيروي کار حمايت مي کنيم. اگر جامعه اسلامي کارگران يا شاخه کارگري هر حزب راستي اقدام هاي خوب و مناسبي در زمينه مسائل صنفي کارگران انجام مي داد ما حتماً به ايجاد تعامل با آنها اقدام مي کرديم ولي متاسفانه ماهيتاً اقتدار گرايي مانع درک درست از جامعه کارگري مي شود و تنها به توزيع پول اکتفا مي شود. حال اگر جمعي از کارگران به طور خودجوش تصميم به تشکيل سنديکا بگيرند، آيا شما خود را ملزم به حمايت از آنها مي دانيد؟ انجمن صنفي خود يک سنديکا است و قوانين تشکيل آن هم با سنديکا تفاوتي ندارد. سنديکا يک تشکيلات خودجوش است که معطوف به تحقق خواسته هاي صنفي است بنابراين ما خيلي بر سر اسامي دعوا نداريم. در قا |