طرح پيش نهادي

 

فوروم اجتماعي ايران  چگونه تعريف مي شود و چگونه مي تواند در تحولات ايران مداخله كند؟

5 مرداد 1382 – سالگرد قتل عام زندانيان سياسي در ايران

 

مهدي سامع

 

Mehdi_samee@yahoo.com

 

 

مقدمه

جنبشي كه اكنون خود را «بديل جهاني سازي» مي نامد ازتظاهرات بزرگ در  سياتل (آمريكا) آغاز، و در تظاهرات پرشور جنوا (ايتاليا) با به زمين ريخته شدن خون كارلوگيولاني وارد مرحله جديدي شد. اين جنبش با همه ي گوناگونيهايي كه دارد، يك جنبش نوين است كه در مسيري بدون بازگشت به پيش مي رود.

در اين جنبش از اتحاديه‌هاي كارگري، دهقاني، بي خانمانها، سازمانهاي فمينيستي و طرفداران محيط زيست، آنارشيستها، روشنفكران چپ و ليبرال، جريانات رفرميست سوسياليستي و جريانات راديكال كمونيستي، سازمانها و نهادهاي مدافع حقوق بشر، سازمانهاي مهاجران و همجنس‌گرايان، بسياري از سازمانهاي مذهبي خيريه تا سازمانهاي سياسي و مذهبي ارتجاعي و ناسيوناليستي افراطي و شركت دارند. موانع و مشكلات اين جنبش ، چالشها و روياروييهاي بزرگ و پيچيده اي را در مقابل آن قرار داده است. فورومهاي اجتماعي كه از دل اين جنبش فرا روئيد سرانجام در دومين گردهمايي فوروم اجتماعي جهان در پورتو الگره موفق به تصويب يك منشور جهاني شدند. اين منشور عليرغم كم و كاستيهايش يك گام مهم به جلو بود و پس از آن نيروهاي گوناگون درون جنبش، هريك بنا به مواضع اجتماعي و موقعيت طبقاتي كه در كشورهاي خود دارند و بنا به شكل و محتواي مناسبات بين المللي خود، سعي در اعمال نفوذ در اين جنبش و منشور آن كرده و مي كنند. بخش پيشرو، سوسياليستي و راديكال اين جنبش مي كوشد تا با دفاع از دستاوردهاي جنبش بدليل جهاني سازي در مبارزه با امپرياليسم و نئوليبراليسم، خود را براي پيكارهاي پيش رو، هم از نظر تئوري و مهمتر از آن از نظر عملي اماده كند.

مهمترين و كليدي ترين مساله در اين رابط برخورد علمي و ترقيخواهانه با جهاني سازي و مرزبندي با نيروهاي ارتجاعي و ناسيوناليستهاي افراطي كه آنان نيزاز مخالفان جهاني سازي هستند مي باشد. بدون حل اين مساله جنبش بديل جهاني سازي نمي تواند به نيروي بزرگ براي تغييرات اساسي به سود پائينيها تبديل شود.

رويداد تروريستي و جنايتكارانه 11 سپتامبر فرصتي به وجود آورد تا جهانخوران با طرح «جنگ مقدس» و با تقسيم جهان به «خير و شر»، پيكارهاي نيروهاي صلح طلب و پيشرو را در دفاع از مرتجعان و ديكتارتورها تعريف كنند. واقعيت اين است كه  عمليات جنايتكارانه و ضدانساني 11 سپتامبر «مائده آسماني» و «امداد غيبي» براي بخشي از انحصارات امپرياليستي بود تا بر طبل جنگ بكوبند. واقعيت مهمتر اين كه نيروهاي تبه فكري كه به وسيله سرويسهاي جاسوسي امپرياليستي  و براي مقابله با سوسياليسم و جنبشهاي ترقيخواه مورد بي دريغ‌ترين حمايتها قرار مي‌گرفتند، خود از مدافعان بربريت هستند، و نمي خواهند ماموريت خود را پايان يافته اعلام كنند و هم از اين روست كه به عرض اندام در مقابل اربابان سابق قد علم كرده اند.

 

خواست صلح، ترقي، پيشرفت، عدالت، رفع تبعيض جنسي و مذهبي و.... هيچ سازگاري با نظرات ديكتاتورها و نيروهاي ارتجاعي ندارد. جنبش بديل جهاني سازي در جبهه صلح، عدالت و ترقي و براي «جهاني ديگر» قرار دارد. نيروهاي ترقيخواه  بايد  با  آگاهي كامل، صف خود را هم در تئوري و هم در عمل بانيروهاي ارتجاعي مذهبي وناسيوناليستهاي افراطي كه به خاطر خاستگاه ارتجاعي و قرون وسطايي خود به مخالفت با جهاني سازي برخاسته‌اند، جدا كنند. بايد از آرمانخواهي همراه با مدارا، مسئوليت پذيري همراه با مشاركت عمومي، مخالفت با همرنگ خواهي ايدئولوژيك همراه با آزدي انديشه و بيان بدون حد و مرز و لغو تمامي اشگال تبعيض دفاع كرد.

 

بخش اول: در زمينه داخلي

جامعه ايران طي صد سال گذشته، به جز در دورانهاي كوتاه، تحت حاكميتهاي ديكتاتوري بوده است. نظامهاي سلطنتي و ولايت فقيه(جمهوري اسلامي) با سركوب،  امكان سامانيابي را از مردم ايران سلب كرده اند. انقلاب مشروطه، جنبش ملي شدن صنعت نفت، و انقلاب بهمن 1357 بنا به علل مختلف (كه در اينجا به آن پرداخته نمي شود)، نتوانست به يك نظام دمكراتيك، عدالت طلب و متكي به منافع اكثريت مردم منجر شود.

ساختار اقتصادي جامعه ايران پس از رفرم ارضي شاه، سرمايه داري پيراموني است. در مورد چگونگي ادغام در بازار جهاني و نقشي كه سرمايه داري ايران مي تواند در شرايط كنوني ايفا كند، نظرات گوناگوني  مطرح شده و مي شود.

در نظام جمهوري اسلامي كه از نظر سياسي يك رژيم مذهبي و استبدادي و متكي بر ارده ولي فقيه است دو نظر وجود دارد.     

جناح موسوم به «محافظه كاران» به «ازادي تجارت» به شكل سوداگري و ساخت و پاختهاي بين المللي با حفظ«خيمه نظام» پايبند است. جناح موسوم به « اصلاح طلبان حكومتي» به  سمتگيري براي ادغام هرچه بيشتر در بازار جهاني و جلب حمايت انحصارات نئوليبرالي به منظور هرچه بيشتر پيراموني كردن جامعه ايران اعتقاد دارد و براي اين منظور از قانوني كردن «ولايت فقيه» و ايجاد « جامعه مدني اسلامي» در داخل و «گفتگوي تمدنها» در عرصه بين المللي دفاع مي كند. هر دو جناح در مقابل جنبش بديل جهاني سازي و در مقابل صلح و عدالت قرار دارند با اين توضيح كه قدرت واقعي در دست جناح اول است. رژيم حاكم بر ايران اولين مانع در راه پيشرفت و تكامل جامعه ايران است.

بدين لحاظ فوروم اجتماعي ايران به مثابه نيروي سياسي، اجتماعي و فرهنگي صلح طلب، عدالتخواه، دمكراتيك و جزيي از جنبش « بديل جهاني سازي»،  يك نيروي  مداخله گر براي سامانيابي جامعه مدني مدرن و دمكراتيك است كه در عرصه داخلي خود را در چارچوب زير معرفي مي كند:

- فوروم اجتماعي ايران نظام ديني و استبدادي ولايت فقيه  با همه ي جناحهاي آن را  رد مي كند و از تمامي مبارزات مردم ايران براي ايجاد يك جمهوري دمكراتيك، سكولار، غير موروثي، غير ولايي و عدالت طلب حمايت مي كند.

- فوروم اجتماعي ايران عليه نئوليبراليسم، شركتهاي فرا مليتي، نژادپرستي ، و بنياگرايي مذهبي مبارزه  مي كنند. فوروم از اعلاميه ي جهاني حقوق بشر و كنوانسيونهاي وابسته به آن دفاع مي كند و براي جلوگيري از نابودي طبيعت و حفاظت و بهسازي محيط زيست تلاش مي كند.  

- فوروم اجتماعي ايران براي حق اعتصاب، حق تشكلهاي مستقل و حق برخورداري از يك نظام تامين اجتماعي گسترده  كارگران، مزدبگيران و كارمندان بخش دولتي و خصوصي در ايران مبارزه  مي كند.

- فوروم اجتماعي ايران براي رفع تمامي اشكال تبعيض جنسي از زنان و براي برابري كامل زن و مرد در تمامي عرصه هاي حيات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و قضايي مبارزه  مي كند.

- فوروم اجتماعي ايران براي آزادي بدون حد و مرز بيان و انديشه  و براي آزادي اطلاع رساني و نفي هرگونه سانسور مبارزه  مي كند.

- فوروم اجتماعي ايران براي حق كار، حق مسكن، برخورداري از آموزش و بهداشت رايگان براي مردم ايران مبارزه  مي كند.

- فوروم اجتماعي ايران براي برخورداي مليتهاي ساكن ايران از حقوق مساوي و بدون تبعيض در همه ي زمينه هاي حيات كشور مبارزه مي كند.

- فوروم اجتماعي ايران براي شركت موثر جوانان در حيات كشور و ايجاد موسسات ورزشي، فرهنگي، تفريحي، و.... براي جوانان مبارزه مي كند.

- فوروم اجتماعي ايران مخالف مجازات اعدام است و براي آزادي همه زندانيان سياسي و لغو شكنجه مبارزه مي كند.

- فوروم اجتماعي ايران از حق پناهندگان و مهاجران و پناهجويان حمايت مي كند.

- فوروم اجتماعي ايران از تلاش ايرانيان براي ايجاد يك هيات تحقيق بين المللي به منظور تعين آمران و عاملان قتلهاي سياسي زنجيره اي، قتل عام زندانيان سياسي در تابستان سال 1367 و ترور ايرانيان  خارج ازكشور و محاكمه آمران و عاملان اين جنايتها در دادگاه جنايت عليه بشريت دفاع و حمايت مي كند.   

 

بخش دوم: در زمينه بين المللي

جهاني سازي و يا جهاني شدن اقتصاد و وابستگي متقابل كشورها و ايجاد مناطق آزاد تجاري و ايجاد شركتها و بنگاههاي فرا مليتي، يك ضرورت اجتناب ناپذير در پروسه رشد و انكشاف سرمايه‌داري امپرياليستي به ويژه پس از پايان جنگ سرد و توسعه انقلاب اطلاعات و ارتباطات و نيز آغاز انقلاب ژنتيك است. انقلاب اخير  در نيروهاي مولده ، قدرت و توانايي آنسانها براي غلبه بر مشكلات جهاني و براي غلبه بر فقر و بي خانماني را افزايش داده است. مسأله اصلي ومانع عمده،  مناسبات ناعادلانه كنوني در جهان ماست كه مانع بهره گيري بشر از ذخائر عظيم مادي و معنوي خود به سود سعادت ورهايي گرديده است. با اين حال، انقلاب اطلاعات و ارتباطات آن چنان امكاناتي در اختيار مردم محروم و نيروهاي ترقيخواه مدافع آنان قرار داده كه هرگز در تاريخ سابقه نداشته است. هم از اين روست كه حافظان نظام ناعادلانه كنوني درصددند تا غولي كه خود از شيشه رها كردند را دوباره بدان بازگردانند. اما رشد سريع شبكه اطلاعات و ارتباطات نشان مي‌دهد كه تلاشهاي مدافعان دنياي كهن بي نتيجه است. در حالي كه پروسه فرا روئي انقلاب كشاورزي به انقلاب صنعتي از 3 هزار سال قبل از ميلاد تا سده 16 ميلادي يعني حدود 5 هزار سال طول كشيد، پروسه تكامل انقلاب صنعتي به آنقلاب اطلاعات و ارتباطات حدود 300 سال وقت لازم داشت. اما انقلاب اطلاعات وارتباطات در همين ده سال گذشته مرزهاي غير قابل تصوري را درنورديده است. طبيعي است كه ستمگران و حافظان نظام كهن، همواره با در دست داشتن نيروهاي مولده و كنترل آنها، بيشترين سود را از هر تكامل در نيروهاي مولده به دست آورده‌اند. اما وجه مشخصه انقلاب اطلاعات و ارتباطات در اين است كه پائينيها و نيروهاي مدافع آنان به امكاناتي دست يافته‌اند كه هرگز در گذشته نمي‌توانستند در اختيار داشته باشند. اين رشد عظيم در نيروهاي توليدي نويدبخش دنيايي عاري از جهل، فقر، ستم، استثمار، تبعيض و بي عدالتي، دنيايي بي جنگ افزار، بي خون‌ريزي، بي شكنجه و اعدام و دنيايي سرشار از آزادي، دموكراسي، عشق، عدالت، برابري و سعادت براي همه انسانهاست. اعتقاد به دنيايي ديگر يك اتوپيا نيست بلكه واقعيتي است كه از هم اكنون بشريت در حال به ثمر رساندن آن است.

 آلترناتيو قطعي، واقعي  و استراتژيك جهاني سازي نئوليبرالي، سوسياليسم انساني، دمكراتيك و جهاني است كه مركز ثقل آن از نظر عيني كشورهاي پيشرفته صنعتي خواهد بود. نقد نيروهاي پيشرو متوجه جنبه ناعادلانه و مناسبات حاكم بر اين پديده است. اگر اين مناسبات از روابط ناعادلانه، استثمارگرانه، تبعيض‌آميز و ضد دموكراتيك به مناسباتي نوين فرا رويد، فروپاشي مرزها و ايجاد شبكه جهاني اطلاعات و ارتباطات و ادغام و تاثير گذاري فرهنگها   قدرت و توانايي بشر براي غلبه بر مشكلات را به طور تصاعدي افزايش خواهد داد.

در مقابل كساني كه در راه دنيايي عاري از ستم، تبيض و استثمار مبارزه مي كنند، راهي پر فراز و نشيب و پيچيده وجود دارد كه نبايد بدون توجه به شرايط عيني تحولات جهاني و آرايش نيروهاي اجتماعي موثر در اين  تحولات و چگونگي انكشاف مبارزه طبقاتي حركت كرد. بدين لحاظ اعتقاد به آلترناتيو  سوسياليسم جهاني نبايد مانع آن شود كه نيروهاي پيشرو در تلاش براي  اقدامات رفاهي و اصلاحي و مبارزه براي دموكراتيزه كردن مناسبات جهاني و  اقداماتي كه در جهت رفع تبعيض صورت مي‌گيرد  شركت نداشته باشند. آنچه اكنون در مركز توجه جنبش بدليل جهاني سازي است  تلاش بلاواسطه براي تححق سوسياليسم نيست. حمايت از منشور پورتو الگره در اين راستا قابل توضيح است و بنابرين فوروم اجتماعي ايران بايد با حمايت منقدانه از اين منشور در جهت تاثير گذاري بر آن به فعاليت در عرصه جهاني بپردازد.

يكي از مهمترين مسائلي كه نيروهاي پيشرو در مقابل خود دارند، چگونگي برخورد به رابطه بين «استقلال ملي» و «كنترل بين المللي» بر رفتار دولتها  است. واقعيت اين است كه حمايت از كنوانسيونهاي بين المللي خود ناقض اصل «استقلال ملي» است. اگر چه از طرف دولتها و نهادهاي بين المللي در مورد چگونگي رفتار دولتها رويه هاي تبعيض آميز وجود دارد، اما بدون شك حمايت از كنترل بين المللي در مورد رفتار دولتها يك گام اساسي در جهت ساختمان دنياي ديگر است.

فوروم اجتماعي ايران به مثابه يك نيروي صلح طلب و مخالف جنگ، مخالف مداخله نظامي، مخالف  انباشت سلاحهاي كشتار جمعي و مخالف  ديپلماسي سري و توطئه گرانه ، بايد براي پيشرفت مبارزه بشريت عليه جهل، فقر، جنگ، تبعيض و... خواستار يك معيار روشن، بدون تبعيض و با تضمين اجرايي براي كنترل دولتها در مورد رعايت حقوق شهروندان دهكده جهاني باشد و خود را در عرصه بين المللي اين گونه تعريف كند:

 

- فوروم اجتماعي ايران خواستار ايجاد يك پيمان همگاني، بدون تبعيض و قابل اجرا از طرف ملل متحد و با نظارت سازمانهاي غير دولتي و فورومهاي اجتماعي براي وادار كردن تمام دولتها به رعايت حقوق پايه اي شهروندان خود (به ويژه در كارگران و مزدبگيران، زنان و كودكان) است.

- فوروم اجتماعي ايران ضمن اعتقاد به نابودي كليه سلاحهاي كشتار جمعي، خواستار تعيين يك پيمان همگاني، بدون تبعيض و قابل اجرا از طرف ملل متحد  و با نظارت سازمانهاي غير دولتي و فورومهاي اجتماعي به منظور وادار كردن دولتها و كمپانيهاي تسليحاتي براي جلوگيري از فروش اسلحه و قاچاق اسلحه به دولتها و گروههايي كه منشور حقوق بشر ملل متحد و ضمائم آن منجمله در مورد كارگران، زنان و كودكان را به رسميت نمي‌شناسند و يا بدان عمل نمي كنند، مي‌باشد.

جهاني ديگر ممكن است، براي ساختن آن  متحد شويم

 

http://www.iransocialforum.org