|
|
|
|
فراسوی خبر... پنجشنبه ۱۹ شهریور تعرُض بنزینی برای دوشیدن مصرفکنندگان منصور امان در تازهترین راهکار بنزینی «نظام»، شهروندانی که زیر فشار تورُم و گرانی از پا درآمدهاند، به پای صندوق فراخوانده شدهاند تا برای هر لیتر بنزین آزاد (جایگاه) ده هزار تومان بپردازند. این اقدام در ادامه سلسله ترفندهای حاکمیت برای خالی کردن جیب مصرفکنندگان بدون روبرو شدن با پیامدهای امنیتی صورت گرفته است. براین اساس دولت پزشکیان به صورت پلکانی دست به تغییراتی در قیمت و عرضه بنزین زده که همگی آنها را از در پُشتی برای گران کردن این محصول وارد کرده است. در آذر ۱۴۰۴ دولت یک سهمیه جدید به دو سهمیه پیشین اضافه کرد که حدود ۶۷ درصد گرانتر بود و نام «بنزین جایگاهی» را یدک میکشید و به این ترتیب بهگونه رسمی اما خزنده بنزین را گران کرد. در یک گام تکمیلی در فرودین ۱۴۰۵، سهمیه دُوُم از ۱۰۰ لیتر به ۷۰ لیتر کاهش داده شد و در گام سوم (مرداد ۱۴۰۵)، از این سهمیه ۲۰ لیتر دیگر نیز حذف شد و به ۵۰ لیتر فعلی رسید. هدف حاکمیت از این تغییرات که جُملگی به زیان مصرفکنندگان صورت گرفت، اجبار آنها به استفاده از بنزین اختراعی با قیمتهایی است که بهدلخواه و بهگونه دورهای آنها را گران میکند. این همزمان به معنای محدود شدن دسترسی لایههای کمدرآمد و نیز زحمتکشانی است که به دلایل شُغلی به استفاده از خودرو وابستهاند. حاکمیت با وجود نیرنگهای موذیانهای که برای پوشش تعرُض بنزینی خود به جیب و معاش جامعه زده است، با این حال بهخوبی میداند که در انتها این اقتصاد خانوارها است که حرف آخر را در باره نوع واکُنش به آن به زبان خواهد آورد. گُسیل نیروهای سرکوب به خیابانها و اطراف پُمببنزینها بازتاب همین درک است و همزمان اشاره به وُجود یک واقعیت نیز هست و آن کمین جامعه خشمگین برای یورش بردن به «نظام» ستمگر است. روشن است که تدبیرهای بنزینی حاکمیت در اینجا و با صُدور قبض ده هزار تومانی به انتها نخواهد رسید. حاکمان ج.ا انواع انرژی و طیف میلیونی مصرفکنندگان آن را یک منبع مُهم پولسازی و درآمد بهحساب میآورند. جنگ و تحریم را فقط میتوان توجیهات بهتر برای این هدف دانست. در سال ۱۳۸۶، زمانی که احمدینژاد، گُماشته خامنهای، دست به گران کردن بنزین و کمی بعد سهمیهبندی آن زد، نه جنگی جریان داشت و نه مُحاصرهای در کار بود. جنگ یا صُلح، در هر دو حال موضوع کسب درآمد است، بدون در نظر گرفتن آثار منفی آن بر زندگی و معاش مردُم! |
|
|
|
|