فراسوی خبر... پنجشنبه ۱۲ شهریور

تورُم؛ یک محصول آمریکایی؟

منصور امان

مُحاصره دریایی و بانکی آمریکا در حال آن است که تیر خلاص را به اقتصاد ورشکسته ج.ا شلیک کند. حاکمان کشور مهار اوضاع را از دست داده‌اند و منطق بُحران و سازوکارهایش، مُتغیرهای کلیدی اقتصاد مانند تورُم، نرخ ارز، تجارت خارجی و جُز آن را شکل می‌دهد و به سمت پرتگاه پیش می‌برد.

ماشین تحریمهای فلج‌کننده آمریکا از جُمله از آن رو با مُوفقیت جلو می‌رود، زیرا حاکمان ج.ا در چهار دهه گذشته مسیر را برای آن هموار و رهرو کرده‌اند. این یک بنای سالم و ایستاده نیست که دونالد ترامپ و اسکات بسنت زیر فشار خود گرفته‌اند، بلکه ساختاری کُلنگی است که با شمع‌بندی و تیرک، کج و معیوب سر پا نگه داشته‌ شده.

یک نمونه از این شیوه مُدیریت اقتصادی را قائم‌پناه، مُعاون اجرایی پزشکیان، تشریح کرده است. او در توضیح علت تورُم افسارگُسیخته در کشور اعتراف کرده است: «به‌دلیل اینکه بودجه‌مان ناتراز است، مجبوریم پول چاپ کنیم.» این سُخنان بدان معناست که دستگاه حاکم یک راه کسب درآمد و گُذران اُمور خویش را بی‌ارزش کردن مُزد، حُقوق، مُستمری و درآمدها و به افلاس کشاندن اکثریت جامعه قرار داده است. این اما یک تدبیر ویژه و مُختص دوره کُنونی نیست، بلکه اهرُم ثابتی است که رژیم حاکم با آن هزینه‌های نظامی و امنیتی، بُحران خارجی، فساد و ناکارآمدی را با مخارج خویش مُتوازن می‌کند. بر این پایه است که طی ۴۷ سال گذشته فقط چهار سال تورُم در کشور یک‌رقمی بوده است.

تاثیر عامل خارجی بر وضعیت اقتصادی کشور را نمی‌توان انکار کرد، اما در اینجا نیروی مُحرکه‌‌ای که وخامت پیوسته و فزاینده شرایط را پیش می‌راند، فاکتور اقتصادی به گونه مُستقل نیست، بلکه سیاستهایی در پهنه حُکمرانی است که این فاکتورها بر بستر آنها به حرکت درمی‌آیند یا در کُنش و واکُنش با آنها قرار دارند. تدوین و اجرای این سیاستها به‌همانگونه که برای رژیم حاکم حیاتی و چشم‌پوشی‌ناپذیر به حساب می‌آید، برای کیفیت و سطح زندگی و کار اکثریت جامعه مُخرب است و نیروی فشار لازم و دائمی را برای راندن آنها به سطحهای پایین‌تر تولید می‌کند.  

وقتی پاسدار مُحسن رضایی با ایده «تولید در خانه» بُحران اقتصادی موجود را به تمسخُر می‌گیرد، آنگاه که پاسدار قالیباف و پزشکیان مردُم را به «صرفه‌جویی» اندرز می‌دهند، وقتی شبه رهبر نامرئی رژیم مُهمترین وظیفه زیردستانش را جعل واقعیت و روایت‌سازی تعیین می‌کند، در حقیقت اصل ثابت ماندن سیاستهای بُحران‌زاست که تخته‌کوب می‌شود. آنها پیام می‌دهند «نظام» روی ریل بُحرانهای موشکی، هسته‌ای، نیابتی و جنگ به حرکت خود ادامه خواهد داد و مردُم باید صرفه‌جویانه شکم گُرسنه‌شان را با روایت آنها سیر کنند.

این اما تنها پیامی نیست که دستگاه ورشکسته حاکم برای مردُم دارد؛ او مایل است روی دیگر سکه زنگ‌زده‌اش را نیز نشان دهد. در این راستا آخوند قاتل، اژه‌ای، با اشاره به مُشکلات معیشتی، عبا به کمر بسته و «آشوبگران» را به سرکوبی «قاطعانه‌تر از هر زمان دیگر» تهدید می‌کند. به مُوازات وی، پاسدار بدنام، رادان، در هراس از پیامدهای اجتماعی جنگ و مُحاصره، خواهان «اقدامات پیشگیرانه» و «شناسایی افراد تشویق‌کننده به اعتراض» شده است.

در طول نزدیک به پنج دهه شرایط وخامت‌بار اقتصادی-معیشتی، راه‌حلهای حاکمان ج.ا از سه بخش بیشتر تجاوز نکرده است؛ نخُست نیرنگ‌کاری و سفیدشویی، دُوُم ریاضت‌دهی و حذف یارانه و خدمات و سرآخر، سرکوب نارضایتهای حاصل شده از شرایط حاکم. سیاستها به سود «بالا» ثابت می‌ماند، هزینه‌ها به زیان «پایین» تغییر می‌کند.

 

 

بازگشت به صفحه نخست