فراسوی خبر... پنجشنبه ۵ شهریور

رجزخوانی شکست‌خوردگان در سالگرد خیزش شهریور

منصور امان

در آستانه سالگرد خیزش «زن زندگی آزادی»، تقلای حاکمان ج.ا برای جلوگیری از سرریز توفانی اعتراضهای انباشت شده جامعه به سطح رعشه رسیده است. پایوران حُکومتی و سرکردگان دستگاه سرکوب یکی پس از دیگری خود را به میکروفُن و دوربین می‌رسانند تا چنگ و دندان نشان دهند و جامعه را تهدید کنند. اینکه زنان مضمون غالب تهدیدهای آنان را تشکیل می‌دهند، فقط از مُناسبت «شهریور» در تقویم کابوسهای حاکمیت سرچشمه نمی‌گیرد.

رژیم ج.ا در حالی به‌سوی سالگرد قیام رانده می‌شود که در باتلاق جنگ و بُحران خارجی قُفل شده و به مُوازات آن، با آشُفتگی در سیستم تصمیم‌گیری روبروست؛ آنچه‌که خُروج از این مهلکه را دُشوارتر کرده است. آثار بی‌واسطه شرایط یاد شده به‌گونه مهارناپذیر و شدت یابنده در حال تخریب بُنیادهای کار و زندگی اکثریت جامعه ایران است و فضای تنفُسی جامعه مُعترضی را که تنها چند ماه پیشتر دست‌اندرکار یک قیام بُنیان‌برافکن شده بود، روز‌به‌روز تنگ‌تر و تحمُل‌ناپذیرتر می‌کند.   

حتی کودن‌ترین پایور ج.ا هم فقط با یک نظر به جایی که ایستاده می‌تواند انفجارآمیز بودن شرایط را حس کند. دو دادستان شهر مشهد و اُستان لُرستان و یک سرکرده سپاه پاسداران از جُمله این مقامات هستند که سُخنگوی بیمناکی «نظام» از توطئه ترکیبی جامعه و بیان دیگر، سالگرد خیزش «زن زندگی آزادی» + فشار مرگبار بُحران خارجی شده‌اند. آنها به‌گونه هماهنگ از «برخورد بازدارنده با بی‌حجابی» سُخن گفته و نسبت به «ایجاد مسائل امنیتی» هُشدار داده اند.

اینکه حاکمیت دست بر قضا برای ترساندن جامعه و تولید اقتدار، زنان را نشانه گرفته، چیزی جُز خالی بودن دست آن را بیان نمی‌کند. دیرترین هنگام برای دریافتن اینکه زنان کارکرد خود به مثابه پُل انتقال هژمونی و سُلطه را از دست داده‌اند، شهریور ۴۰۱ با جُنبش مهسا بود، زمانی که آنها در یک نبرد چند ماهه پوزه استبداد دینی را به خاک مالیدند و اخلاقیات و هنجارهای اجباری و مُنحطش را از سطح خیابان جارو کردند.

رجزخوانی شکست‌خوردگان شاید بتواند بخشهای سرخورده آنها را دلداری دهد، اما بر زنان بطور ویژه و جامعه بطور فراگیر بی‌تاثیر است. رژیم ج.ا بر لبه تیغ سرنگونی در حرکت است و کوچکترین گام اشتباه آن می‌تواند آتش سوزان یک قیام سراسری را شُعله‌ور و او را به درونش پرتاب کند. این جامعه نیست که باید خود را با رژیم حاکم تنظیم کند، بلکه رژیم حاکم است که ناچار است زوایای گوناگون اعمال سُلطه‌اش را با نوع برخورد جامعه تنظیم کند. بازتاب عینی این اجبار را برای مثال می‌توان چه در برخورد به مساله اجتماعی پوشش اختیاری یا مساله اقتصادی بنزین مُشاهده کرد.

رژیم ج.ا زیر ضرب رویدادها همچون پاندول بین سرنگونی و بقا در نوسان است. آثار وخیم بُحران خارجی آن که امروز در شکل جنگ و مُحاصره، زندگی عادی مردُم را به جهنم اختصاصی ج.ا بدل کرده، موقعیت آن را مُتزلزل‌تر و پُرسش قیام را پُررنگ‌تر کرده است. در این چارچوب، صف‌آرایی علیه زنان در حقیقت نخُستین خط دفاعی آن در برابر پیشروی لایه لایه برآشوبیهاست.   

 

 

بازگشت به صفحه نخست