فراسوی خبر... پنجشنبه ۳۱ اردیبهشت

سنگین‌ترین قُمار رژیم ج.ا

منصور امان

بیش از یک ماه پس از شُروع وضعیت «نه جنگ - نه صُلح» بین رژیم حاکم و آمریکا-اسراییل، اقدامات دیپلُماتیک برای تعیین تکلیف اختلافات همچنان بی‌نتیجه مانده است و با هر روزی که از عُمر این شرایط مُعلق می‌گذرد، احتمال شُروع دوباره جنگ بیشتر می‌شود. 

در مُقایسه با یک ماه و اندی پیش، زمانی که گُفتُگوهای پاکستان سر گرفت، شرایط تغییری نکرده و چونان سوزن گرامافونی که روی یک صفحه خش‌دار به تله افتاده، فقط خود را تکرار می‌کند. حاکمان ج.ا هر بار با ویرایش جدیدی از شرایط و خواسته‌های غیر جدی خود برای پایان جنگ پدیدار می‌شوند و از آنجا که جوهره شرایط آنها دور زدن محورهای اصلی تنش است، هر بار با سد آمریکا برخورد می‌کنند.

باید در نظر داشت که مانُورهای حاکمان کشور در فضای جنگی صورت می‌گیرد؛ جایی که دو طرف با سازوبرگ نظامی در برابر یکدیگر ایستاده‌اند و جنگ تنها فاکتوری است که در مُناسبات آنها تعیُن یافته است. بدون وارد شدن عامل غیرجنگی و مُسالمت آمیز به این ترکیب و به بیان دیگر، توافُق سیاسی، وضعیت «نه جنگ - نه صُلح» می‌تواند به شتاب به یک جنگ تمام عیار محدود یا به جنگی فرسایشی بدل شود.

تحوُلات روزهای گذشته نشان می دهد که این اتفاق در آستانه شکل گرفتن است. گُذشته از بازیهای رسانه‌ای رییس جمهوری آمریکا، شدت گرفتن نقل و انتقالهای نظامی در سطح منطقه نشانه خوبی از آرام ماندن شرایط نیست. همزمان، دستگاه حاکم با حمله به امارات و عربستان، آژیر هُشدار را برای طرفهای مُقابل به‌صدا درآورده و به تهدیدهای لفظی خود و ترسیم سناریوهای شریرانه علیه همه‌چیز و همه‌کس در خاورمیانه و حتی اُروپا افزوده است.

نگاهی به گُفته‌های رسمی و غیررسمی رهبران و پایوران طرفها و همچنین سمتگیری تبلیغاتی آنها نشان می‌دهد که هدف نظامی یکسانی را برای جنگ احتمالی بعدی تعیین کرده‌اند و آن وارد آوردن بیشترین خسارت به طرف مُقابل است. این امر برای آمریکا و اسراییل می‌تواند به معنای تخریب وسیع زیرساختهای سخت مانند شبکه برق، بندرها، نیروگاه‌ها، خُطوط ریلی و جز آن باشد. برای حاکمان ج.ا آسیب‌رسانی به تاسیسات نفتی، گازی و آب عربستان، امارات، کُویت و قطر این منظور را برآورده می‌کند.

نیازی به برآورد عمیق نیست تا دریافته شود در این مُسابقه ویرانگری، کُدامیک از طرفها سلاحهای مُخرب‌تری دارد و می‌تواند مرگ و ویرانی بیشتری به‌بار آورد. به‌همینگونه روشن است که کُدامیک از خسارت‌خورده‌ها دارای توان بیشتری برای جُبران زیانهای وارده است و به زمان کمتری برای بازسازی نیاز دارد.       

موش‌وگُربه‌بازی رهبران ج.ا در مُذاکرات بیانگر آن است که آنها براین باورند که از طریق جنگ می‌توانند امتیازات بیشتری به‌دست بیاورند. در مُحاسبات آنان توافُق و صُلح در این مرحله مُترادف عقب‌نشینیهای دردناک خواهد بود. مردُم ایران با شهوت قُمار حاکمان ج.ا آشنا هستند، جنگ دوازده‌ روزه و نیز جنگ اسفند نتیجه دو دور قُمار بی‌خردانه و مُحاسبات غلط آنهاست. هزینه را هر‌بار مردُم ایران اندکی بیشتر از پیش پرداخته‌اند و این‌بار ژتونی که رژیم حاکم با آن بازی می‌کند، از همیشه سنگین‌‌تر و پُربهاتر است. او شالوده‌های زیست مدنی، زندگی و امنیت مردُم را مایه‌ی قُمار کرده است.   

 

 

بازگشت به صفحه نخست