فراسوی خبر... پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت

مهار بُحران جنگ و سرنگونی با اعدام و چوبه‌دار

منصور امان

وُراث علی خامنه‌ای جنایتی را که او در دی ماه سال گُذشته مُرتکب شد، تداوُم می‌بخشند. این‌بار خیابان نیست که دژخیمان وی در آن جولان می‌دهند و بذر سُربی مرگ می‌پاشند؛ اکنون زندان صحنه یک کُشتار سازمان‌یافته دیگر شده است.

حاکمان ج.ا، مُعترضان دستگیر شده در دی ماه، زندانیان سیاسی و عقیدتی و شهروندان مُنتقد یا مُخالف جنگ ارتجاعی را در تیررس خود قرار داده‌اند و هر روز خون شُمار بیشتری از آنها را به زمین می‌ریزند. اگرچه سرکردگان گوناگون رژیم حاکم در واکُنش به برآشوبی عظیم دی‌ماه و  خواست بی‌واسطه سرنگونی‌اش، وعده «انتقام‌گیری» و «خونخواهی» داده‌اند، با این حال کُشتاری که امروز در زندانها در جریان است را تنها نمی‌توان با غریزه بدوی و قبیله‌ای مُشتی مُرتجع کف به‌دهان آورده توضیح داد.

واقعیت آن است جنگ و شکستهای امنیتی و نظامی‌ای که «نظام» مُتحمل گردیده، تعادُل برهم‌خورده آن در نتیجه آرایش سرنگونی‌طلبی جامعه را دستخوش اختلال بیشتری کرده است. رژیم حاکم در حالیکه جامعه را به دلیل طفره‌وری از برآوردن نیازهایش و سرکوب مُطالباتش در برابر خود می‌بیند، همزمان درگیر جنگی شده که از یکطرف قُوای آن را فرسایش داده و از طرف دیگر، پیامدهای مُصیبت‌بارش جبهه توده‌ای علیه او را فشُرده‌تر و گُسترده‌تر کرده است.

اعدامها وزنه‌ای است که دستگاه آشُفته‌ی حاکم در کفه هژمونی خویش می‌گذارد تا شاهین ترازوی مُوازنه با نیروی اجتماعی‌ای که خواهان سرنگونی‌اش است را مُتوازن کند. ضرورت و فوریتی که چوبه‌ دار در استراتژی بقای حاکمیت یافته را به روشنی می‌توان در نشستهای اضطراری آخوند جلاد، اژه‌ای، با عوامل دستگاه قضایی در نُقاط مُختلف کشور بازشناخت. در این نشستها رییس این زیرمجموعه دستگاه‌های امنیتی، زیردستان‌اش را با اصرار، تشویق به «نشان دادن قاطعیت» و «رسیدگی سریع» به پرونده‌‌ها می‌کند که نام دیگری برای «اعدام» و «مُحاکمه صحرایی» است.            

تنها عاملی که می‌تواند پروژه تولید اقتدار رژیم ج.ا را برهم بزند و قتل سازمان‌یافته در زندانها و شکنجه‌گاه‌ها را مُتوقف کند، قد‌علم کردن اقتدار توده‌ای در برابر آن است؛ وضعیتی که با مُقاومت فعال زنان، مردان، جوانان، مُزد و مُستمری بگیران، زحمتکشان شهری و روستایی و طیفهای گوناگون مدنی شکل می‌گیرد. مُقاومت مُستقل اجتماعی به ویژه در شرایطی که توجُه جهانی و زاویه فشار طرفهای رژیم حاکم بر جنگ، تنگه هُرمُز و افزایش بهای این یا آن کالا مُتمرکز شده و مساله حُقوق بشر یا از دایره نگاه خارج گردیده یا به امری ثانوی فروکاسته، اهمیتی دوچندان در خارج کردن تیغ از کف جلادان حاکم یافته است.  

 

 

بازگشت به صفحه نخست