فراسوی خبر... پنجشنبه ۸ مرداد

جنگ اوکراین در راه ایران

منصور امان

بسا زودتر از آنچه که جنگ‌طلبان حاکم بر ایران حساب کرده بودند، شُعار و تهدید آنها مبنی بر «گُسترش جُغرافیایی جنگ» به واقعیت پیوسته، فقط با این نقص نه‌چندان جُزیی که قٌطب‌نمای آن جهت دیگر و میدان جنگ دیگری را نشان می‌دهد.

هدف گرفته شدن یک کشتی رژیم ایران در دریای خزر توسُط اوکراین، بُعد تازه‌ای به مُشارکت حاکمان شرور ج.ا در جنگ تجاوُزکارانه روسیه علیه این کشور داده است. آنها تامین کننده موشک، پهپادهای انتحاری و قطعاتی برای روسیه هستند که مُسکو به طور عُمده از آنها برای حمله به هدفهای غیرنظامی، یعنی شهرها، روستاها و تاسیسات شهری استفاده می‌کند؛ حملاتی که به‌خوبی در طبقه‌بندی جنایات جنگی جای می‌گیرد.

در طول جنگ دو کشور، حاکمان ج.ا به گونه ابلهانه‌ای تلاش کرده‌اند نقش خود را در سایه نگه دارند. آنها ارسال جنگ‌افزار به روسیه را تکذیب می‌کنند و در هر فُرصتی چند جُمله کلیشه‌ای پیرامون «بی‌طرفی» را حُجت قرار می‌دهند. این اما مانع نشده که اتحادیه اُروپا، مُتحد اوکراین، آنها را یک طرف جنگ در اُروپا ارزیابی نکرده و تحریمهایی را به طور مُشخص به دلیل حمایت نظامی از روسیه علیه شرکتهای کشتیرانی و هواپیمایی و بندرها اعمال نکند.

اکنون چنین می‌نماید اوکراین به عُنوان یک طرف جنگ، به سمت بیرون کشیدن حاکمان شرور ج.ا از سایه حرکت می‌کند. آخرین باری که بازی در سایه بهم خورد، نتیجه آن حمله مُستقیم اسراییل به ایران بود. تفاوت صحنه در آن است که رژیم ج.ا در نقش ارباب به گروههای نیابتی پول و اسلحه می‌داد، اینک اما در نقش پادو به روسیه‌ی پوتین خدماتش را عرضه می‌کند و از این رو حتی به توجیهات ارزانی مانند اینکه «اگر در لُبنان و سوریه نجنگیم، باید در تهران و اهواز بجنگیم» هم نمی‌تواند بیاویزد.

به همان میزان که اقدام نظامی اوکراین در دریای خزر برای رژیم ج.ا می‌تواند خسارت‌بار باشد، برای کیف تکان دادن مُهره‌ای در جهت دُرُست روی صفحه شطرنج ژئوپولیتیک است. هم روسیه و هم – به گونه فزاینده – ج.ا از دریای خزر برای دور زدن تحریمهای غرب استفاده می‌کنند. مُختل شدن این مسیر به ویژه در شرایطی که آمریکا یک مُحاصره دریایی را نیز علیه حاکمان ایران برقرار کرده است، ضربه اقتصادی سنگینی به ج.ا زده و تنگنای همه‌جانبه‌ای که با آن روبروست را تشدید می‌کند. کیف با این اقدام انتظار حمایتهای سیاسی و نظامی بیشتر از آمریکا را می‌کشد، در همان حال که موضع خود در جبهه جنگ با روسیه را بهبود می‌بخشد.

حمله در دریایی خزر، رژیم حاکم را در یک بُن‌بست دُشوار قرار داده است؛ از یکطرف به این مسیر مُهم دور زدن تحریم و مُحاصره نیاز دارد و از طرف دیگر، حمایت روسیه برای آن حیاتی به‌شمار می‌رود. نوسان بین این دو، در شرایطی که جنگ در شمال و جُنوب جریان دارد، از غیرمُمکنهاست. در شرایط مُشابه، راه‌حل جنگ‌طلبان حاکم همواره تشدید تنش بوده است، پیش از آنکه با پرداخت هزینه گزاف از کیسه منافع ملی و معیشت و سطح زندگی مردُم مجبور به نوشیدن «جام زهر» شوند.     

 

 

بازگشت به صفحه نخست