|
|
|
|
کارگران پتروپارس؛ شلاق را تکذیب میکنند، معترضان را تهدید منصور امان غارتگران حُقوق، بردهداران مُهرپیشانی، شلاق بهدست کارگران را دعوت به سُکوت میکنند. این فرمانی است که کارگران شرکت پتروپارس هُویزه چون به آن گردن نگذاشتند، آماج خشم قُرونوسطایی آنها شدهاند. قُوه قضاییه خبر شلاق زدن ده تن از کارگران مُتخصص این شرکت را تکذیب کرده است. در روزهای گذشته اما منابع گوناگون کارگری و حُقوقبشری از اجرای حُکم شلاق که توسط یکی از دادگاههای دستنشانده اُلیگارشی و اُرگانهای امنیتی صادر شده، خبر داده بودند. آنچه که در تکذیبنامه مرجع یاد شده برجسته است، تهدید مُنتشرکنندگان خبر و مُتهم کردن آنها به «تشویش اذهان عمومی و تخریب وجهه نهادهای قضایی» است. آوردن این ردیفهای اتهامی نشان میدهد که دستگاه قضایی ج.ا خود به نفرتانگیز و ظالمانه بودن احکامی که صادر میکند به خوبی آگاه است. تازیانهبدستها شکایت کردهاند که پخش خبر شلاق زدن کارگر گُرسنه «وجه» آنها را «تخریب» میکند. آنها مایلند دستدرازیشان به حُقوق و کرامت انسانها از چشم جامعه پنهان بماند، چون از یکسو قادر به توضیح یا توجیه حُکم غیرانسانی خود نیستند و از سوی دیگر از خشم و اعتراض جامعه در هراسند. جُرم کارگران پتروپارس درخواست داشتن کار است، آنها نمیخواهند همچون دهها هزار کارورز دیگری که به دلیل پیامدهای جنگ افروزی حاکمان کشور یا به بهانه آن از کار بیکار شدهاند، حتی از یک زندگی سخت و معیشت شکننده هم محروم شوند. پاسُخی که اُلیگارشی گرداننده پتروپارس به این مطالبه داده، سپُردن کار مُطالبهگران به گُماشتههای قضاییاش است. دستمُزد ناچیز این کارگران در حالی از آنها سلب میشود که مُدیران و ذی نفعان شرکت نفتی پتروپارس با استفاده از فُرصت جنگ با آسودگی خیال بیشتر، کیسه خود را با غارت داراییهای ملی پُر میکنند. در آخرین باتلاق کشف شده زیر خیمه ولایت فقیه، یعنی رُسوایی نورچشمیها که به پرونده «تراستیها» مشهور گردیده، رد پای مُدیران پتروپارس نیز به چشم میخورد. به گُزارش سازمان بازرسی کشور، در یک قلم آنها با همدستی یک صراف، ۲۰۰ میلیون دُلار از منابع شرکت را به جیب زدهاند. الیگارشی فاسد ج.ا با تازیانه از منافع خود دفاع میکند. او که جنگ را به خانه کارگران آورده، با انبوه بیکار شدهها و مُزد نگرفتهها روبروست. با کسانی چشم در چشم است که بیمه بیکاریشان قطع شده یا به سادگی پرداخت نمیشود. مُزدبگیران گُرسنه و بیمار طرف حساب او هستند. راهحل حاکمان کشور ادامه نکبت موجود و «جنگ جنگ تا پیروزی» است، مُنتها با خُشونت بیشتر، بیرحمی دوچندان و درندهخویی مُضاعف. با این حال موج اعتراض مجامع و رسانههای کارگری، تشکُلهای حُقوقبشری و بازتاب رسانهای شلاق زدن کارگران به دستگاه حاکم نشان داد که جامعه او را زیر نظر دارد و بهخوبی میتواند واکُنش نشان دهد. اطلاعیه اُرگان قضایی همین را میگوید. |
|
|
|
|