|
|
|
|
در دفترهای مشق امسال چه نوشته میشود؟ منصور امان با گشوده شدن درب مدرسهها، پرونده تازهترین جنایت رژیم ج.ا نیز در برابر چشمان خانوادهها، آموزگاران و دوستان و همکلاسیهای شُهدای دانشآموزی قرار میگیرد که در دیماه خونین بهدست دژخیمان علی خامنهای به قتل رسیدند. نازنین اسمیخانی(۱۷ ساله)، علی امیردادی (۱۴ ساله)، غزل جانقربان (۱۵ ساله) و طاها هوشیار باغبانی (۱۲ ساله) تنها چهار تن از این صدها نونهالی هستند که زنگ شُروع سال تحصیلی را نخواهند شنید. برای اکثریت آنهایی که پا به مدرسه خواهند گذاشت، پیششرطهای ابتدایی تحصیل یا فراهم نیست یا بهسختی و بهگونه ناقص در دسترس است. سال تحصیلی جدید در میانه بُحرانهای دوگانه جنگ و اقتصاد ورشکسته آغاز میشود. میلیونها خانوار در حالیکه در جدال فرساینده با معاش روزانه گرفتار شدهاند، با نگرانی و دلهُره به چالش یک هزینه جدید مینگرند که ضروری و آیندهساز است و با این حال در نبرد بقا، میتواند گُزینهای در کنار دیگر گُزینهها برای حذف شدن هم باشد. فعالان صنفی از کاهش چهل درصدی خرید نوشتافزار خبر میدهند؛ رویکردی که در مرتبه نخُست از کاهش قُدرت خرید مُزد و حُقوقبگیران سرچشمه میگیرد. در حالیکه میزان دریافتیهای این بخش مُولد جامعه ثابت مانده، نرخ تورُم به صورت روزانه افزایش مییابد. در این میان روند گرانی، مداد و دفتر را هم برای کمدرآمدها به کالای لاکچری تبدیل کرده است. برای دسته دیگری از دانشآموزان، دُشواری تحصیل در سال جاری از این هم بیشتر است؛ آنها کودکان و نوجوانانی هستند که مادر یا پدرشان جُزو صدها هزار کارگری است که جنگ حاکمان ج.ا و آمریکا آنها را بیکار کرده، به بهانه جنگ دستمُزد کمتری میگیرند یا در اساس از پرداخت مُزدشان خودداری میشود. انتظار اینکه مسوولان و دستگاههای حُکومتی برای دستکم کاهش تاثیرات جنگ و بُحران اقتصادی بر آموزش دست به تدابیری بزنند یا امکاناتی فراهم کنند، به دُرُستی بیجاست. آنها با کسب شهریه در مدارس دولتی و اخاذی از خانوادهها زیر عُنوان «کُمک داوطلبانه»، سرویس و روپوش، خود یکی از موانع و چالشهای اصلی تحصیل هستند. کارگُزاران حُکومت در حالی کیسه بهدست دروازه مدارس را قُرُق کردهاند که هیچ برنامه روشنی برای حفاظت از دانشآموزان در برابر خطر احتمالی از سر گرفته شدن جنگ به ویژه در مناطق جُنوب کشور و ساحل خلیج فارس ندارند. اُلیگارشی حاکم که برای فرزندانش یا مدارس ویژه تاسیس کرده و یا آنها را به مدارس خُصوصی با شهریههای چندصدمیلیون تومانی میفرستد، مسائل و چالشهای مربوط به تحصیل فرزند کارگر بیکار و کارمند نسیهبگیر را حداکثر یک دردسر جانبی میشمارد. در دفترهای مشق، فشار، محرومیت و تحقیر با خط دُرُشت و خوانا ثبت خواهد شد؛ با همان رنگی که غزل، طاها، نازنین و علی نوشتند. |
|
|
|
|