فراسوی خبر... پنجشنبه ۱۳ فروردین

تنگه هُرمُز؛ موهبت یا مُصیبت؟

منصور امان

آنگونه که پیداست دور دُوُم مُذاکرات ج.ا و آمریکا به زودی برگُزار خواهد شد. براساس گُزارش رسانه‌ها و گُفته‌های مُذاکره‌کنندگان در دور نخُست، آمریکا خواسته‌هایش را به طرف خود ارائه کرده و آنها اینک پس از مُشاوره یا کسب تکلیف به پاکستان بازخواهند گشت.

با توجُه به اینکه خواسته‌های پانزده گانه آمریکا پیشتر چه از طریق پایوران رسمی آن و چه رسانه‌ها علنی شده بود، بنابراین آنچه که دستگاه حاکم بر ایران لازم دیده در باره آن به بحث بنشیند، سند تغییر یافته یا تعدیل شده‌ای از خواسته‌های اولیه است. همزمان می‌توان انتظار داشت که از نگاه آمریکا و اسراییل نتیجه مُذاکرات با هر شکل و نما در انتها باید خواست مرکزی آنها برای محدود کردن توان بُحران آفرینی و شرارت رژیم حاکم بر ایران را برآورده سازد.

دستگاه حاکم پس از جنگ اخیر و چشم‌اندازی که آمریکا و اسراییل از شدت بخشیدن به آن ترسیم می‌کنند، میدان مانُور بُزُرگی ندارد. این واقعیت را ابتدا عقب‌نشینی خاموش از پیش‌شرطهای اولیه خود برای انجام مُذاکره بازگو می‌کند. آنها حُضور خود را مشروط به «آزادسازی بی‌قیدوشرط داراییهای بلوکه شده» و «برقراری آتش‌بس پایدار و ملموس در تمامی جُغرافیای محور مقاومت» کرده بودند. به این شروط اعتنایی نشد و آنها نیز بی‌گُفتُگو پای میز مُذاکره نشستند.

چنین می‌نماید که طرح چنین پیش‌شرطهای فانتزی مُتکی به کارت تنگه هُرمُز و آثار بین‌المللی آن بوده باشد. رژیم حاکم تصوُر می‌کند با ایجاد اختلال در این گُذرگاه استراتژیک برای اقتصاد جهانی، به یک سلاح تعیین‌کننده دست یافته که به آن امکان قبولاندن خواسته‌های خود را به طرفهای مُقابل می‌دهد. آخرین باری که حاکمان کشور با توهُم مُجهز شدن به یک تضمین امنیتی تعیین کننده و برآمدن در نقش قُدرت منطقه‌ای به پروژه هسته‌ای و بُمب مُتوسل شدند، نتیجه در انتهای یک دوره سخت تحریمهای اقتصادی، جنگی خانمانسوز و ویرانگر بود.      

در همین حال تفاوُتهای مُهمی بین برنامه اتُمی و به گروگان گرفتن تنگه هُرمُز وجود دارد. درحالیکه پروژه اتُمی یک تهدید بالقوه است، اقدامات مُخرب حاکمیت در تنگه هُرمُز تهدیدی بالفعل به حساب می‌آید و همچنین سطح تاثیرات آن از مساله هسته‌ای بسا فراتر می‌رود. از این رو، مُقابله با آن نیز از سطح واکُنشی که تهدید هسته‌ای برانگیخت و به جنگ کُنونی مُنجر شد، فراتر خواهد رفت.

تفاوُت دیگر در گُستره بُحران است. اگر در بُحران هسته‌ای طرف حساب ج.ا به گونه عُمده آمریکا و اسراییل بودند، بُحران در تنگه هُرمُز برای طیف وسیعی از کشورها که صادرکننده یا واردکننده انرژی هستند، تهدید و اخلال به شمار می‌آید. این دسته از کشورها یا همسایگان ایران هستند و یا در ردیف قُدرتهای صنعتی و مالی قرار دارند. هر دوی ویژگیها، ج.ا را در میدان کشمکش در موقعیت ضعیف‌تر و آسیب‌پذیر‌تری قرار می‌دهد.

مُحاسبه غلط خامنه‌ای مُرده و همدستانش از توان بازدارندگی خویش، جنگ کُنونی را رقم زد و بازماندگان او می‌روند که با یک برآورد اشتباه دیگر، چند پله از فاجعه‌ای که او به بار آورده، بالاتر بروند. زمان به سود آمریکا نیست و به درازا کشیده شدن بُحران در تنگه هُرمُز، فشار بر آن را افزایش خواهد داد. این واقعیت اما نه یک امتیاز برای دستگاه حاکم، بلکه حلقه طنابی بر گردن اوست که با گذشت هر روز کمی تنگ‌تر از روز پیش می‌شود.     

 

 

بازگشت به صفحه نخست