فراسوی خبر... پنجشنبه ۱۳ فروردین

چگونه سیاست انتحاری میدان جنگ را گُسترش می‌دهد

منصور امان

با هر روزی که از جنگ می‌گذرد، همانگونه که ابعاد ویرانگر آن آشکار‌تر می‌گردد، دامنه گُسترده‌تری نیز می‌یابد. در این میان زیرساختهای اقتصادی، مدنی و مراکز غیرنظامی بیش از پیش از سوی سه طرف جنگ در کانون حمله قرار گرفته است.

دستگاه نظامی – امنیتی حاکم حملات موشکی و پهپادی به کشورهای جُنوب خلیج فارس و تاسیسات نفتی و گردشگری را تشدید کرده و اکنون از قصد خود برای هدف گرفتن شُعبه‌های شرکتهای اینترنتی و نرم‌افزاری آمریکایی در این کشورها خبر می‌دهد. همزمان، باجگیری و حملات سپاه پاسداران به نفتکشها و کشتیهای تجاری، بُحران تنگه هُرمُز را به یک بُحران بین‌المللی بدل ساخته؛ تحوُل مُخرب دیگری که بازیگران ذینفع بیشتری را به میدان کشیده و دست طرفهای رژیم حاکم را برای گُسترش هدفها و شدت بخشیدن به آتش باز می‌کند.

در سوی دیگر، آمریکا و اسراییل به گونه فزاینده زیرساختهای ایران را هدف قرار می‌دهند. تنها از هفته گذشته تاکُنون، دو مُجتمع اقتصادی در اصفهان و اهواز، دو نیروگاه برق در کرج و تهران، یک پالایشگاه در تبریز، انبارهای سوخت و مراکز ذخیر‌ه‌سازی در تهران و فردیس و نیروگاه اتُمی بوشهر آماج بُمبها و موشکهای این دو کشور قرار گرفته‌اند. این حملات تصادُفی یا سهوی روی نداده و نشان از شُروع روندی دارد که رییس‌جمهور آمریکا روز چهارشنبه ۱۲ فروردین اُفق آن را با این تهدید که «ایران را به عصر حجر باز‌می‌گردانیم» نشان داد.         

دینامیزم جنگ به دو سمت بیشتر حرکت نمی‌کند: یا به سمت کاهش تخاصُمات یا تشدید آن و تصویر کُلی میدان و شواهدی که سه طرف جنگ ارائه می‌کنند، بیانگر گرایش آن به سوی گُزینه دُوُم، دستکم در مرحله کُنونی است. این به معنای درگیر شدن هرچه بیشتر شهروندان غیرنظامی در کشمکشها و حتی تبدیل آنها به سوژه جنگی است. لازم به گُفتن نیست که در این مُسابقه مرگ و ویرانی، چه کسی دست بالا را دارد.

رژیم حاکم بر ایران نه در گُذشته و نه اکنون از نظر نیروی نظامی و تجهیزات، توان اقتصادی پایدار و خزانه جنگی در اندازه و هم‌سطح «دُشمنان»‌اش نبوده است. این واقعیت ساده را شرایط وخیم معیشتی، تاخت‌و‌تاز آزادانه آمریکا و اسراییل در آسمان و زمین ایران و ناتوانی ج.ا در حفاظت از کلیدی‌ترین مراکز نظامی و انتظامی و رهبران خود یادآور می‌شود. براساس همین مُعادله، میزان خساراتی که ج.ا به طرفهایش یا به منطقه وارد می‌آورد، هرگز هم‌سطح با خساراتی نیست که آنها تاکنون به‌بار آورده‌اند و از این پس می‌توانند به‌بار آورند. نیروهای درگیر با یکدیگر از آنجا که همتراز یا به‌نسبت همتراز نیستند، عملکرد و نتیجه‌ای که بر جا می‌گذارند نیز مُتوازن نیست و بیشترین زیان و خسارت را ایران و شهروندان آن می‌بینند. دامنه این خسارات از هزینه‌های انسانی و مالی فراتر رفته و آثار آن درازمُدت خواهد بود. برای داشتن تصویر عینی‌تر، کافیست به مُدلهای افغانستان، لیبی و عراق نگریسته شود. 

همانگونه که در گُذشته گردانندگان ج.ا به نتیجه و پیامد دُشمن سازی و بُحران‌ آفرینیهای خود اهمیت چندانی ندادند و جنگ دوازده روزه را به ایران آوردند، امروز نیز اعتنایی به عواقب ناگُزیر جنگ فعلی ندارند. باند نظامی – امنیتی حاکم در نبود توان دفاع و بازدارندگی موثر، به‌جای دست کشیدن از سیاستها و راهبُردهای تنش‌زا و پایان دادن به چرخه مرگبار بُحران و جنگ، سیاستی انتحاری و آخرالزمانی را پیش گرفته و راه نجات خویش را در ریختن بنزین بر آتش جنگ می‌جوید.        

 

 

بازگشت به صفحه نخست