|
|
|
|
فراسوی خبر... پنجشنبه ۶ فروردین مُذاکره در مه، تهدید در مرکز منصور امان یکبار دیگر دونالد ترامپ با گُفتههایی پیرامون مُذاکره با رژیم ج.ا، مُفاد آن، نتایج اولیه و برداشت خود، سایر تحوُلات مربوط به جنگ را به حاشیه برده و بر مرکز توجُهات نشانده است. در سوی دیگر، دستگاه نظامی حاکم نیز با انتشار اخبار مُبهم و تکذیبیههای پیاپی، مساله مُذاکره را برجسته و بهروز میکند. گُفتههای ترامپ و موضع حاکمان کُنونی ج.ا چندان ناهمگون و غیرشفاف است که نمیتواند پایه تحلیل یا ارزیابیای قرار بگیرد که حتی نصفهنیمه بخشی از واقعیت جاری را بازتاب میدهد. آنچه که روشن است، سرچشمه جنجال رسانهای کُنونی میباشد؛ یعنی تهدید رییس جمهور آمریکا به بُمباران تاسیسات برق ایران و تعیین اولتیماتوم برای این کار! نخُستین بار این رژیم حاکم بود که با حملات موشکی و پهپادی به کشورهای همسایه جنوب خلیج فارس و هدف قرار دادن تاسیسات نفتی، فرودگاهی و گردشگری آنها، موضوع حمله به زیرساختهای غیرنظامی را به دستور کار جنگ اضافه کرد. دونالد ترامپ روی این موج در حرکت است. بدیهیست که او تنها به دلیل این حملات نیست که امکان دست زدن به اقداماتی مُشابه در ایران را به میان آورده است؛ او همچنین بهشدت در پی پایان دادن به حملههای رژیم ج.ا به نفتکشها و کشتیهای تجاری و بازگُشایی تنگه هُرمُز است. زیر آتش گرفته شدن زیرساختهای کشورهای جُنوب خلیج فارس به وی یک دلیل مُستند برای همسطح کردن تبادُل آتش و بدینوسیله عقب نشاندن ج.ا از گذرگاه آبی مزبور عرضه میکند. تهدید ترامپ مسیر تباه کنندهای که حاکمان ج.ا گشودهاند را تداوُم میبخشد و اینک به ایستگاهی که آنها تابلوی خویش را برآن آویختند، رسیده است. علی خامنهای و سپاه پاسداران تا بدانجا در تنور بُحران آفرینی و خُصومتورزی دمیدند تا سرانجام جنگ را به ایران کشاندند و اینک باوجود آنکه تجربه ویرانسازی زیرساختهای لُبنان و غزه را در برابر چشم داشتند، با هدف گرفتن زیرساختهای همسایگان عرب، سُتون فقرات زندگی مدنی در ایران را نیز به طُعمه آسان دُشمنانشان تبدیل کردهاند. رویکرد و تاکتیکهای ضدانسانی رژیم ج.ا در جنگ، اما بهیچوجه توجیه کننده تکرار همین رویکرد علیه مردُم ایران نیست. همانگونه که ویران شدن غزه و لُبنان موجب تغییر رویکرد حماس و حزب الله نشد، سرنوشت ایران و مردُمان آن و وضعیتی که پس از به واقعیت گراییدن این سناریوی فاجعهبار بدان مُبتلا میشوند نیز نه موضوع روی میز حاکمان ایران است و نه باعث دلمشغولی آنها میشود. از مُتوقف شدن چرخه زندگی و فروپاشی زندگی اجتماعی هیچکس جُز مردُم ایران زیان نمیبیند. افکندن کشور و جامعه ایران به چاهی که رژیم ج.ا آن را کنده، یک جنایت جنگی آشکار و فقط مُجازات دستهجمعی مردُمی است که نقش و سهمی در جنگ و تعیین شیوههای پیشبُرد آن ندارند. |
|
|
|
|