|
|
|
|
اعتراضات سراسری؛ ریختن شکاف طبقاتی به خیابان منصور امان آخرین تراوُشهای فلاکتزای رژیم ولایت فقیه، دیگ مُذاب تضادهای سیاسی – اجتماعی موجود را سر ریز کرده است. شهرهای بُزُرگ کشور، دانشگاه ها و بازارها شاهد انبوه مردُمی هستند که برای تغییر وضعیت خود و حل تضادی که گلویشان را می فشارد و جان زندگیشان را گرفته، به حرکت در آمدهاند. بازاریان تهران که آغازگر این اعتراضها بودند، منافع یکسانی را نمایندگی نمیکنند. هدفهای تُجار بُزُرگ، واردکنندگان و قشر مُرفه سُنتی با خواستها و نیازهای خُردهفروشان، کسبه جُزء، کارگران بازار و خدمات دهندگان همسان نیست. آنها از مُناسبات رانتی و فاسد حاکم بهره میبرند، مُخالفتشان درون سیستمی است و در کادر جدال توزیع منابع محدود شده قرار میگیرد. وجود این طیف در میان اعتراضات بازاریان، خطر ناپیگیری و به شکست کشانده شدن خیزش بازار را به یک احتمال واقعی بدل میکند. اینان در صورت گرفتن امتیازات مورد نظرشان از حاکمیت، بیدرنگ به همدست آن برای خاموش کردن اعتراضات تبدیل میشوند. وقتی پاسدار قالیباف، پزشکیان و حتی یک جلاد قضایی (دادستان کل کشور) از ضرورت «گفتگو با مُعترضان» و «پاسُخگویی» حرف میزنند، نگاهشان مُتوجه همانهاست. رژیم ولایت فقیه هرگز با مُعترضان جُز با زبان توهین، گُلوله، زندان و اعدام سخن نگفته است و این بار نیز، آنگونه که در صحنههای گوناگون در شهرهای مُختلف می توان دید، حرف دیگری برای گفتن ندارد. برخلاف کلان بازاریان، برآورده شدن خواستههای کسبه جُزء به دلیل ارتباط مُستقیم کسب و کارشان با وضعیت اقتصادی جامعه و توان مالی مصرف کنندگان، مشروط به تغییر بُنیادی مُناسبات اقتصادی و دستگاه سیاسی است که آن را برقرار و به این نُقطه رسانده است. تا هنگامی که دارایی و ثروت کشور صرف مخارج فساد حُکومتی، بُحران خارجی، نیابتیپروری، شهرهای موشکی و ماجراجویی هسته ای میشود، چرخه به زیر خط فقر راندن جامعه و کوتاه شدن دست آن از خرید نیازها و دلخوشیهایش مُتوقف نخواهد شد. بهبود شرایط خُردهفروشان و کارگران بازار به بهبود توان معیشتی مُشتریان آنها گره خورده است. رابطه اقتصادی موجود بین این دو را تعلیق این یا آن قانون و اصلاح چند آیین نامه و دستور نمیتواند تغییر دهد. وُرود جُنبش دانشجویی به اعتراضها و پُشتیبانی آنها از خواستههای بازاریان، فاکتور نیرومندی است که وزنه حرکت را به سود این دسته از نیروها سنگین میکند. همزمان، با فراگیر شدن حرکت و پیوستن اقشار اجتماعی دیگر بدان، چشمانداز رادیکالیزهتر شدن مُطالبات و طرح هدفهای جمعی روشنتر گردیده است. تظاهُرات سه روز گذشته که از نظر ترکیب جمعیتی مُتنوعتر بود، پایه های عینی این سمتگیری است.
|
|
|
|
|